ترجمۀ ویراسته و پاکیزه
نُوخدمتی از «ویراستاران»
virastaran.net/k/25283
از فارسی به انگلیسی
و انگلیسی به فارسی
البته با پذیرش سفارشهای
اندک و ویژه، نه انبوه و عام
نُوخدمتی از «ویراستاران»
virastaran.net/k/25283
از فارسی به انگلیسی
و انگلیسی به فارسی
البته با پذیرش سفارشهای
اندک و ویژه، نه انبوه و عام
ویراستاران
ترجمهٔ ویراسته | سفارش ترجمهٔ دوسویه، با کیفیتِ «ویراستاران» – ویراستاران
فارسیِ ترجمهها ضعیف است! چه در ترجمهٔ فارسی به انگلیسی و در ترجمهٔ انگلیسی به فارسی، ترجمهٔ ویراسته کیمیاست. از «ویراستاران» ترجمهٔ ویراسته بخواهید.
- بسّه دیگه. راجع بهش حرف نزنیم.
[۲۰ ثانیه بعد] بعد میدونی از چی بیشتر از همه حرصم میگیره؟
@virastaran #زبان #فرهنگ #طنز
[۲۰ ثانیه بعد] بعد میدونی از چی بیشتر از همه حرصم میگیره؟
@virastaran #زبان #فرهنگ #طنز
طوفان یا توفان؟
مگر مهم است؟ در این حد؟
یعنی پژوهش هم میخواهد؟
آنوقت، یک ساعت و نیم حرف دارد؟
بله، جهانِ زبان گسترده است و پژوهشهای زبانی بسیار پُرجنبه. مهمان ما برای مسئلهٔ «طوفان» یا «توفان» قرار است بپردازد به: پیشینه، ریشه، دستورخط، نسخهها، معانی، سیر تغییرها، منابع و... .
ـــــــــــــــــــــــــــــ
در نشستهای تخصصی «ویراستاران» هر بار بر «یک» نکتهٔ زبانی انگشت مینهیم، چراییِ انتخابش را میگوییم، ابعاد گوناگونش را برمیرسیم، دیدگاههای مختلف را در کار میآوریم، بر جنبههای رهاشده نور میاندازیم، یافتههای نظری و تجربههای عملی را به میان مینهیم، پیشنهادهای حل مسئله را مطرح میسازیم، گفتهها را جمعبندی میکنیم و پرسشها و نقدهای شما را میشنویم.
ـــــــــــــــــــــــــــــ
نخستین دیدار بهصورت مجازی
پنجشنبه ۲۶تیر۱۳۹۹ ساعت ۱۹:۳۰ تا ۲۱
پژوهشی دربارۀ واژهٔ «طوفان» و واژههای مرتبط
فرهاد قربانزاده
فرهنگنویس و پژوهشگرِ فرهنگستان
ـــــــــــــــــــــــــــــ
نامنویسی: virastaran.net/ntv
ـــــــــــــــــــــــــــــ
@virastaran @azvirayesh
مگر مهم است؟ در این حد؟
یعنی پژوهش هم میخواهد؟
آنوقت، یک ساعت و نیم حرف دارد؟
بله، جهانِ زبان گسترده است و پژوهشهای زبانی بسیار پُرجنبه. مهمان ما برای مسئلهٔ «طوفان» یا «توفان» قرار است بپردازد به: پیشینه، ریشه، دستورخط، نسخهها، معانی، سیر تغییرها، منابع و... .
ـــــــــــــــــــــــــــــ
در نشستهای تخصصی «ویراستاران» هر بار بر «یک» نکتهٔ زبانی انگشت مینهیم، چراییِ انتخابش را میگوییم، ابعاد گوناگونش را برمیرسیم، دیدگاههای مختلف را در کار میآوریم، بر جنبههای رهاشده نور میاندازیم، یافتههای نظری و تجربههای عملی را به میان مینهیم، پیشنهادهای حل مسئله را مطرح میسازیم، گفتهها را جمعبندی میکنیم و پرسشها و نقدهای شما را میشنویم.
ـــــــــــــــــــــــــــــ
نخستین دیدار بهصورت مجازی
پنجشنبه ۲۶تیر۱۳۹۹ ساعت ۱۹:۳۰ تا ۲۱
پژوهشی دربارۀ واژهٔ «طوفان» و واژههای مرتبط
فرهاد قربانزاده
فرهنگنویس و پژوهشگرِ فرهنگستان
ـــــــــــــــــــــــــــــ
نامنویسی: virastaran.net/ntv
ـــــــــــــــــــــــــــــ
@virastaran @azvirayesh
Forwarded from از ویرایش (فرهاد قربانزاده)
Tufan, Nufidan, Navidan.pdf
771.3 KB
مقالۀ «دربارﮤ واژههای طوفان و نوفیدن و نَویدن»، فرهاد قربانزاده، مجلۀ فرهنگنویسی، شمارۀ ۱۵، اسفند ۱۳۹۸، صفحههای ۱۳۵ـ۱۶۷.
فرهاد قربانزاده
@azvirayesh
فرهاد قربانزاده
@azvirayesh
متن_کامل_کتاب_نگرش_ایرانیان_به_کار.pdf
2 MB
نگرش ایرانیان به کار و صنعت
از طریق شعر طنز
ابراهیم فیوضات
@virastaran
ادبیات آینۀ باورهای مردم است. در این پژوهش، نگاه ایرانیان به کار و صنعت، از منظر شعر طنزِ دورۀ قاجار بهبعد، بازتاب یافته است. با ورقزدن کتاب میتوان خردهفرهنگهای جاافتاده در تمدن ایرانی را خواند و در زیروبمِشان درنگ کرد. ما یکشبه این نشدیم. نگرشهای عمیقی، طی قرنها، در لایههای زیرین شخصیت ما کُدگذاری شده و اکنون در «زبان» تبلور یافته است.
از طریق شعر طنز
ابراهیم فیوضات
@virastaran
ادبیات آینۀ باورهای مردم است. در این پژوهش، نگاه ایرانیان به کار و صنعت، از منظر شعر طنزِ دورۀ قاجار بهبعد، بازتاب یافته است. با ورقزدن کتاب میتوان خردهفرهنگهای جاافتاده در تمدن ایرانی را خواند و در زیروبمِشان درنگ کرد. ما یکشبه این نشدیم. نگرشهای عمیقی، طی قرنها، در لایههای زیرین شخصیت ما کُدگذاری شده و اکنون در «زبان» تبلور یافته است.
ویراستاران
محمدمهدی باقری – ویراستاران، آواچهٔ ۹۴، جملههای دراز
«خوشحالیم که میبینیم تعداد شما کسانی که آنچه را که در آموزش همگانی اجباری ما شایستهٔ فراگرفتن است، به خوبی فراگرفتهاید، بسیار است.»
ویراسته: virastaran.net/a/12300
#پیچیدهنویسی #تمرین #نمونه_ویرایش
ویراسته: virastaran.net/a/12300
#پیچیدهنویسی #تمرین #نمونه_ویرایش
ویراستاران
کارگاه ویرایش رایانهای با جواد کاظمی دلوئی فوتوفنهای ریزودرشت و تجربههای مؤسسهٔ پیشتاز در ویرایش دیجیتال از اصول پوشهبندی و تغییر نام گرفته تا کار با سندهای سنگین در وُرد، از ادغام راحتِ چندین سند گرفته تا لحن یادداشتها برای نویسنده، از قفلکردن…
میدانیم چشمانتظارِ این کارگاه بودید
که برخط (آنلاین) هم برگزار شود،
با تدریس جواد کاظمی دلوئی.
توضیح کامل با جزئیات دقیق
دربارۀ زیروبمِ کارگاه «ویرایش رایانهای»
در چشمرسِ شماست: virastaran.net/ron
اگر در هریک از کارگاههای «دیگرِ» ما شرکت کردهاید، اکنون با درج کدِ «وفادار» میتوانید تخفیف بگیرید.
میدانیم چشمانتظارِ این کارگاه بودید
که برخط (آنلاین) هم برگزار شود،
با تدریس جواد کاظمی دلوئی.
توضیح کامل با جزئیات دقیق
دربارۀ زیروبمِ کارگاه «ویرایش رایانهای»
در چشمرسِ شماست: virastaran.net/ron
اگر در هریک از کارگاههای «دیگرِ» ما شرکت کردهاید، اکنون با درج کدِ «وفادار» میتوانید تخفیف بگیرید.
ویراستاران
ویرایش رایانهای در کارگاه برخط (آنلاین، زنده، وبیناری)، از جمعه ۷مرداد۱۴۰۱ | دورهٔ تسلط بر ریزهکاریهای وُرد - ویراستاران
چندوچونِ کارگاه آنلاین ویرایش رایانهای را بگویید مدت: ۲۰ ساعت، در ۸ جلسهٔ ۲/۵ساعتی، هفتهای ۲ جلسه، ۳ هفته گاه: جمعهها و شنبهها، از ساعت ۱۷ تا ۱۹:۳۰ آغاز: جمعه ۷مرداد۱۴۰۱ پایان: شنبه ۲۹مرداد۱۴۰۱ آموزگار: سیدحمید حیدریثانی هدف: تسلط بر ریزهکاریهای…
Forwarded from آب و آتش
✳ ادبیات یکی از چهار رکن هنرهای زیبا و مهمترین ارکان آن است. هنرهای زیبا هر یک معرف یکی از زیباییهایی هستند که آدمیزاده آنها را درک میکند و هنر اصلاً برای معرفی آنها به وجود آمده است. موسیقی الحان زیبا، نقاشی الوان زیبا، مجسمه سازی اشکال زیبا را نشان میدهد و ادبیات باید نمایندهٔ افکار زیبا باشد. اگر درست بیندیشیم، ادبیات جامع آن سه فن و سه هنر دیگر نیز هست زیرا با الفاظ و کلمات میتوان الحان و الواح زیبا را هم مجسم کرد. این است که ادبیات، جامع نقاشی و موسیقی و هیکلتراشی نیز هست و نویسندگان بزرگ، نقاش و موسیقیدان و مجسمهساز نیز بودهاند. از همینجاست که اطلاع از موسیقی و نقاشی و مجسمهسازی برای شاعر و نویسنده از ضروریات است. و پس از آنکه زبان را خوب فرا گرفت و درست اندیشید و درست نوشت، باید از سه رشتهٔ دیگر هنرهای زیبا کاملاً باخبر باشد. نویسنده زبر دست در اوصاف طبیعت و نشان دادن مناظر و رنگآمیزیهای بهار و خزان، کمتر از نقاش نیست و چه بسا نقاشان که پردههای بسیار جالب از روی منظرهای که نویسندگان نشان دادهاند کشیدهاند.
#اونوره_دو_بالزاک
#آرزوهای_بر_باد_رفته
#سعید_نفیسی
انتشارات امیر کبیر
مقدمه کتاب، صفحات ۳و ۴.
@Ab_o_Atash
#اونوره_دو_بالزاک
#آرزوهای_بر_باد_رفته
#سعید_نفیسی
انتشارات امیر کبیر
مقدمه کتاب، صفحات ۳و ۴.
@Ab_o_Atash
ویراستاران
-{ چهار دقیقه فارسی }- گلستان سعدی سخت است؟ یا معلمی است برای زبانورزی؟ مهدی صالحی دبیر انجمن ویرایش و درستنویسی شبکۀ چهار سیما، مرداد۱۳۹۸ virastaran.net #نماچه غریبی گَرت ماست پیش آورَد دو پیمانه آب است و یک چُمچه دوغ اگر راست میخواهی…
دو فرزندچۀ «ویراستاران»
۱. آزمونچه
t.me/AzmoonCheh/45
۲. معیارخوانی
t.me/MeyarKhani/41
فعلاً رایگان پیشکش میکنیم.
امید که قدرِ همدیگر را بدانید!
۱. آزمونچه
t.me/AzmoonCheh/45
۲. معیارخوانی
t.me/MeyarKhani/41
فعلاً رایگان پیشکش میکنیم.
امید که قدرِ همدیگر را بدانید!
ویراستاران
#ویراستارنما #پیچیدهنویسی #توالی_فعلِ چهارفعلی #شاهکار صبا زمانی: به نویسندش گفتم این تکه ایراد داره. کلی عصبانی شد و گفت چند تا از بهترین ویراستارا روی این متن کار کردن! @virastaran @fade2white
ناویراسته:
مورخان تجربهگرای سنتی بریتانیایی با سوءظن بدانچه آن را تجلی دیگری از وسواس اروپای قارهای در تئوریگرایی به جای تأکید بر تجربه گرایی و واقعیتهای سفتوسخت میدانستند مینگریستند.
ویراسته، با تغییر اندک:
مورخان تجربهگرای سنتی بریتانیایی، با سوءظن به آن چیزهایی مینگریستند که از نظرشان تجلی دیگری از وسواس اروپای قارهای در تئوریگرایی بود، بهجای تأکید بر تجربهگرایی و واقعیتهای سفتوسخت.
ویراسته، با شکستن جملهها:
مورخان تجربهگرای سنتی بریتانیایی، بعضی مسائل را تجلی دیگری از وسواس اروپای قارهای در تئوریگرایی میدانستند. این مورخان بر آناند که این چیزها جای تأکید بر تجربهگرایی و واقعیتهای سفتوسخت را گرفتهاند. آنان با سوءظن به این مسائل مینگریستند.
ویراستهٔ فاطمه زلیکانی:
مورخان تجربهگرای سنتی بریتانیا با سوء ظن به تئوریگرایی مینگریستند و آن را تجلی دیگری از وسواس اروپای قارهای میدانستند. به اعتقاد آنها تئوریگرایی به تجربه و واقعیتهای عینی بیاعتنا بود.
@virastaran
#پیچیدهنویسی #توالی_فعل
مورخان تجربهگرای سنتی بریتانیایی با سوءظن بدانچه آن را تجلی دیگری از وسواس اروپای قارهای در تئوریگرایی به جای تأکید بر تجربه گرایی و واقعیتهای سفتوسخت میدانستند مینگریستند.
ویراسته، با تغییر اندک:
مورخان تجربهگرای سنتی بریتانیایی، با سوءظن به آن چیزهایی مینگریستند که از نظرشان تجلی دیگری از وسواس اروپای قارهای در تئوریگرایی بود، بهجای تأکید بر تجربهگرایی و واقعیتهای سفتوسخت.
ویراسته، با شکستن جملهها:
مورخان تجربهگرای سنتی بریتانیایی، بعضی مسائل را تجلی دیگری از وسواس اروپای قارهای در تئوریگرایی میدانستند. این مورخان بر آناند که این چیزها جای تأکید بر تجربهگرایی و واقعیتهای سفتوسخت را گرفتهاند. آنان با سوءظن به این مسائل مینگریستند.
ویراستهٔ فاطمه زلیکانی:
مورخان تجربهگرای سنتی بریتانیا با سوء ظن به تئوریگرایی مینگریستند و آن را تجلی دیگری از وسواس اروپای قارهای میدانستند. به اعتقاد آنها تئوریگرایی به تجربه و واقعیتهای عینی بیاعتنا بود.
@virastaran
#پیچیدهنویسی #توالی_فعل
Forwarded from آزمونچه با «ویراستاران»
... علت ایجاد عبارتهای تکپاراگرافی نیست.
Anonymous Quiz
20%
بند موصولی
40%
کژتابی
13%
تعدد قید
27%
درازنویسی
ویراستاران
-{ چهار دقیقه فارسی }- گلستان سعدی سخت است؟ یا معلمی است برای زبانورزی؟ مهدی صالحی دبیر انجمن ویرایش و درستنویسی شبکۀ چهار سیما، مرداد۱۳۹۸ virastaran.net #نماچه غریبی گَرت ماست پیش آورَد دو پیمانه آب است و یک چُمچه دوغ اگر راست میخواهی…
-{ چهار دقیقه فارسی }-
مهدی صالحی
دبیر انجمن ویرایش و درستنویسی
شبکۀ چهار سیما
virastaran.net
کلیشه دستوپای ذهن را میبندد.
t.me/virastaran/2093
#کلیشه #مورد #نماچه
مهدی صالحی
دبیر انجمن ویرایش و درستنویسی
شبکۀ چهار سیما
virastaran.net
کلیشه دستوپای ذهن را میبندد.
t.me/virastaran/2093
#کلیشه #مورد #نماچه
ویراستاران
درسنامۀ کارگاه «ویرایش و درستنویسی» مبتنی است بر چنین نقشهٔ ذهنی گویایی. میخواهید لابهلای شاخههایش بگردید؟ virastaran.net/vof
محتوای_پوشهٔ_«آموختنیهای_ویرایشی»_۴گیگی.xls
224.5 KB
محتوای پوشهٔ «آموختنیهای ویرایشی»
از پوشهٔ ۴گیگی هدیهٔ «ویراستاران»
این پوشه را یازده سال میشود که
تقدیم میکنیم به شرکتکنندگانِ
کارگاه ویرایش و درستنویسی
virastaran.net/von دورۀ برخط
virastaran.net/vof دورهٔ غیرحضوری
از پوشهٔ ۴گیگی هدیهٔ «ویراستاران»
این پوشه را یازده سال میشود که
تقدیم میکنیم به شرکتکنندگانِ
کارگاه ویرایش و درستنویسی
virastaran.net/von دورۀ برخط
virastaran.net/vof دورهٔ غیرحضوری
ویراستاران
محسن و سمیرا بیش از شش سال است همراه ما و همکارِ هماند. امروز که جشن آذرگان است و امشب که روز ۹ از ماه ۹ از سال ۹۷ گذشته، عروسی و دامادیشان را جشن میگیرند. از تهِ جان شادیم. خیر ببینند و رشد بچینند. الهی که هم با هم بسازند و هم با هم بسازند، در سختیها…
هوالحبیب
باورتان نمیشود چقدر ذوق داشتیم که خیابانبهخیابان و کوچهبهکوچه رد شویم و برسیم به خانهتان. پیاده شویم و بعد از دیدهبوسی و احوالپرسی، کارت عروسیمان را غوطهور در یکعالمه عشق و مهر تقدیمتان کنیم و بعدش هی اصرار و تأکید کنیم که اگر نیایید ناراحت میشویم.
اما نشد...
و جای دیدهبوسیها و آغوشهای محکم را، لبخندهای دلتنگی از راه دور گرفت.
چقدر دلمان میخواست با صدای دست و کِل و شادیِ شما زیباترین شب زندگیمان سپری شود و با صدای سلام و صلوات شما کلید را توی درِ خانهمان بیندازیم. چقدر برای دیدن خندههایتان در شب عروسیمان ذوقزده بودیم.
اما نشد...
و جای دیدن خانههایتان و فشردن دستهایتان باید خاطرات را محکم در سینه بفشاریم.
سلامتی شما و دیدن خندههای از تهِ دلتان برای ما از همه چیز مهمتر است. و چه کنیم که راه زندگی منتظر ماست. این سیاهه را نوشتیم تا از شما بخواهیم: میشود وقتی که ما کلید را بهتنهایی در قفل خانهمان میاندازیم، سلام و صلواتهایتان را از راه دور نثارمان کنید؟ این چندخط را نوشتیم تا بگوییم: میشود بهجای اینکه نُقل روی سرمان بپاشید، دعای خیرتان را بدرقهٔ راهمان کنید؟
دوستدار سلامتی بیپایان شما
زهرا و محمدامین
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زهرا این پیام را برایمان فرستاد. ذوقها کردیم. در این حرکتِ بجایشان میتوان عقلانیت و عطوفت را بهوضوح دید: آغاز زندگی مشترکشان را لَنگ نکردند تا زمان نامعلومی که این بلای جهانی رختودامن برچیند. جشنی خطرآفرین هم برپا نکردند. تصمیمی درست گرفتند و ادب کردند و به تیروطایفه پیام دادند و دعا خواستند.
دلشان به هم شاد باشد و به زندگی، گرم. خدا همهٔ پیوندجویان را به سلامت به هم برساند و غمهای تنهایی را از دلها بزداید.
خانم سلطانینژاد شرکتکنندهٔ دورهٔ غیرحضوری ویرایش و درستنویسیِ «ویراستاران» است. چه بسا این نخستین دورهٔ آموزشیِ زندگی مشترکشان باشد که با هم نشستهاند پایش! نوش جانشان. زندگی شیرین میشود بدون حشو قبیح، با شوخیهای کژتابدار، بدون پیچیدگیهای مصنوعی و با رعایت فاصلههای ارتباطی و نیمفاصلههای محرمانه و بیفاصلگیهای عاشقانه! بیاییم «معیار» زندگی کنیم.
virastaran.net/v1
باورتان نمیشود چقدر ذوق داشتیم که خیابانبهخیابان و کوچهبهکوچه رد شویم و برسیم به خانهتان. پیاده شویم و بعد از دیدهبوسی و احوالپرسی، کارت عروسیمان را غوطهور در یکعالمه عشق و مهر تقدیمتان کنیم و بعدش هی اصرار و تأکید کنیم که اگر نیایید ناراحت میشویم.
اما نشد...
و جای دیدهبوسیها و آغوشهای محکم را، لبخندهای دلتنگی از راه دور گرفت.
چقدر دلمان میخواست با صدای دست و کِل و شادیِ شما زیباترین شب زندگیمان سپری شود و با صدای سلام و صلوات شما کلید را توی درِ خانهمان بیندازیم. چقدر برای دیدن خندههایتان در شب عروسیمان ذوقزده بودیم.
اما نشد...
و جای دیدن خانههایتان و فشردن دستهایتان باید خاطرات را محکم در سینه بفشاریم.
سلامتی شما و دیدن خندههای از تهِ دلتان برای ما از همه چیز مهمتر است. و چه کنیم که راه زندگی منتظر ماست. این سیاهه را نوشتیم تا از شما بخواهیم: میشود وقتی که ما کلید را بهتنهایی در قفل خانهمان میاندازیم، سلام و صلواتهایتان را از راه دور نثارمان کنید؟ این چندخط را نوشتیم تا بگوییم: میشود بهجای اینکه نُقل روی سرمان بپاشید، دعای خیرتان را بدرقهٔ راهمان کنید؟
دوستدار سلامتی بیپایان شما
زهرا و محمدامین
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زهرا این پیام را برایمان فرستاد. ذوقها کردیم. در این حرکتِ بجایشان میتوان عقلانیت و عطوفت را بهوضوح دید: آغاز زندگی مشترکشان را لَنگ نکردند تا زمان نامعلومی که این بلای جهانی رختودامن برچیند. جشنی خطرآفرین هم برپا نکردند. تصمیمی درست گرفتند و ادب کردند و به تیروطایفه پیام دادند و دعا خواستند.
دلشان به هم شاد باشد و به زندگی، گرم. خدا همهٔ پیوندجویان را به سلامت به هم برساند و غمهای تنهایی را از دلها بزداید.
خانم سلطانینژاد شرکتکنندهٔ دورهٔ غیرحضوری ویرایش و درستنویسیِ «ویراستاران» است. چه بسا این نخستین دورهٔ آموزشیِ زندگی مشترکشان باشد که با هم نشستهاند پایش! نوش جانشان. زندگی شیرین میشود بدون حشو قبیح، با شوخیهای کژتابدار، بدون پیچیدگیهای مصنوعی و با رعایت فاصلههای ارتباطی و نیمفاصلههای محرمانه و بیفاصلگیهای عاشقانه! بیاییم «معیار» زندگی کنیم.
virastaran.net/v1
دهخدا برخط شد:
icps.ut.ac.ir/fa/dictionary
گشایشی است فرخنده در دوران
کُندیهای دولتیهای وادیِ فرهنگ.
icps.ut.ac.ir/fa/dictionary
گشایشی است فرخنده در دوران
کُندیهای دولتیهای وادیِ فرهنگ.
ویراستاران
دنیایی آموزش کاربردی و رایگان برای بهبود مهارتِ نویسندگیتان هدیۀ مؤسسۀ «ویراستاران» به ذهن و قلم رُشدجویتان ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۹۹ «آواچه»: لقمۀ کوچک و شیرین virastaran.net/a/av t.me/virastaran/2651 فارسی فارصی نیست. t.me/ContentTime/442…
هر نویسندهای با این هدف متن مینویسد که معنای ذهنی و قصد درونی و دریافت علمیِ خود را به مخاطب برساند؛ بهگونهای که مخاطب هم تا حد ممکن همان معنا را بفهمد. ابزار این انتقال معنا، از ذهن نویسنده به ذهن خواننده، زبان است در صورت نوشتاریاش. بهدلایل گوناگون، این انتقال معنا همیشه کامل و سالم و روان صورت نمیگیرد و گاهی خواننده در خواندن متن با دستاندازهایی روبهرو میشود که ندانسته یا ناخواسته از چشم نویسنده پنهان ماندهاند. اینک برخی از این مشکلات: ناآشنایی خواننده با واژگانِ بهکاررفته، حشو، درازنویسی، کژتابی، پیچیدهنویسی، خطای منطقی، درنگِ مفهومی، رفتوبرگشت چشم، جملههای دراز، املای نایکدست، نامعیاربودن زبان نوشته، بیمعنایی عبارت، حروفچینیِ نادرست. اینجاست که جایگاه ویراستار مهم میشود و از همین روست که میگوییم: هر متنی نیاز به ویرایش دارد.
نزدیککردن متن به «زبان معیار» ملاک اصلی در ویرایش است. زبان معیار زبان نوشتاریِ عمومی و فراگیر طبقۀ متوسط فرهنگیِ کشور است که در رسانهها و مدارس و محافل علمیفرهنگی و... به آن مینویسند و به آن میخوانند. هر متنی اگر مخاطب عمومی دارد، باید به زبان معیار درآید.
حذف درس انشا، از دبیرستان بهبعد، فاجعۀ بس زیانباری بود که در عرصۀ فرهنگی کشور ما رخ داد. تا انسان ننویسد و ننویسد و ننویسد، نویسنده نمیشود. این در حالی است که مثلاً دانشجوی ایرانی تا پیش از نوشتن پایاننامۀ کارشناسیارشد، بهجز در زمان پاسخدهی به امتحانات پایانترم، از نوشتن معاف است و هیچگاه تمرین نوشتن نمیکند. هماکنون، در همهٔ عرصههای جامعه، با نتایج «ننوشتن» دستوپنجه نرم میکنیم: نامههای اداریِ ما ناگویا و بیمعنا و درازنویس و چاپلوسانه است، پایاننامهها جز آببندی و کپیبرداری نیست، کتابهای پژوهشی مملو از حشو و گرتهبرداری و دشوارنویسی و فخرفروشی است، متنهای رسانههای عمومی و مطبوعات به سراشیبیِ فرومایگی افتاده است و نوشتههای وبلاگها و فضای مجازی هم در دورترین فاصله با فارسی معیار نوشته میشود.
امیدواریم با گسترش این بینش که نوشتن کارِ خطیری است و آموختن مهارتش به تمرین و اصلاح و خواندن و دقت و... نیاز دارد، طبقۀ متوسط فرهنگی کشور ما بهسمت فارسینویسی و درستنویسی برود و میراث ارزشمند زبان و ادبیات فارسی را بهسلامت به نسلهای پس از خود بسپارد.
محمدمهدی باقری، مهر ۱۳۹۰
virastaran.net
هر نویسندهای با این هدف متن مینویسد که معنای ذهنی و قصد درونی و دریافت علمیِ خود را به مخاطب برساند؛ بهگونهای که مخاطب هم تا حد ممکن همان معنا را بفهمد. ابزار این انتقال معنا، از ذهن نویسنده به ذهن خواننده، زبان است در صورت نوشتاریاش. بهدلایل گوناگون، این انتقال معنا همیشه کامل و سالم و روان صورت نمیگیرد و گاهی خواننده در خواندن متن با دستاندازهایی روبهرو میشود که ندانسته یا ناخواسته از چشم نویسنده پنهان ماندهاند. اینک برخی از این مشکلات: ناآشنایی خواننده با واژگانِ بهکاررفته، حشو، درازنویسی، کژتابی، پیچیدهنویسی، خطای منطقی، درنگِ مفهومی، رفتوبرگشت چشم، جملههای دراز، املای نایکدست، نامعیاربودن زبان نوشته، بیمعنایی عبارت، حروفچینیِ نادرست. اینجاست که جایگاه ویراستار مهم میشود و از همین روست که میگوییم: هر متنی نیاز به ویرایش دارد.
نزدیککردن متن به «زبان معیار» ملاک اصلی در ویرایش است. زبان معیار زبان نوشتاریِ عمومی و فراگیر طبقۀ متوسط فرهنگیِ کشور است که در رسانهها و مدارس و محافل علمیفرهنگی و... به آن مینویسند و به آن میخوانند. هر متنی اگر مخاطب عمومی دارد، باید به زبان معیار درآید.
حذف درس انشا، از دبیرستان بهبعد، فاجعۀ بس زیانباری بود که در عرصۀ فرهنگی کشور ما رخ داد. تا انسان ننویسد و ننویسد و ننویسد، نویسنده نمیشود. این در حالی است که مثلاً دانشجوی ایرانی تا پیش از نوشتن پایاننامۀ کارشناسیارشد، بهجز در زمان پاسخدهی به امتحانات پایانترم، از نوشتن معاف است و هیچگاه تمرین نوشتن نمیکند. هماکنون، در همهٔ عرصههای جامعه، با نتایج «ننوشتن» دستوپنجه نرم میکنیم: نامههای اداریِ ما ناگویا و بیمعنا و درازنویس و چاپلوسانه است، پایاننامهها جز آببندی و کپیبرداری نیست، کتابهای پژوهشی مملو از حشو و گرتهبرداری و دشوارنویسی و فخرفروشی است، متنهای رسانههای عمومی و مطبوعات به سراشیبیِ فرومایگی افتاده است و نوشتههای وبلاگها و فضای مجازی هم در دورترین فاصله با فارسی معیار نوشته میشود.
امیدواریم با گسترش این بینش که نوشتن کارِ خطیری است و آموختن مهارتش به تمرین و اصلاح و خواندن و دقت و... نیاز دارد، طبقۀ متوسط فرهنگی کشور ما بهسمت فارسینویسی و درستنویسی برود و میراث ارزشمند زبان و ادبیات فارسی را بهسلامت به نسلهای پس از خود بسپارد.
محمدمهدی باقری، مهر ۱۳۹۰
virastaran.net
Forwarded from مهنهوشت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عین و ذات
#زبان_فارسی | #فیلمنامهنویسی | #ویرایش | #ویرایش_فیلمنامه | #فارسینما | #علی_حاتمی | #هزاردستان | #زیبانویسی
ضیافت حالاست: سفرۀ کاغذ پهن، قدح مرکّب پُر. اشتهایت چه شد قلم؟ بنوش. به نوشتن درآ. ای تشنۀ ایام محبس! برقص بر این سرد سفید لغزنده: صفحۀ کاغذ. سوز دل کن. آتش بزن این برگ خشک سوزنده را. یک جرقۀ کبریت تو اجاق سرد گذشته را مشتعل میکند. تو راوی باش حدیث ازیادرفتۀ رضای پریشاناحوال را؛ رضا را که پیش از این، سرش به سیاهمشقها بود.
از ساعتی به یاد دارد که در صحن مشهد، متحصن بود که میرزاهدای خوشنویس به حجرهاش برد. قلم نیین به دستش گذاشت. حرفحرف نوشتنش آموخت: دال و ذال و عین و ضات. ذات! ذات این دست سرگردان چه بود؟ این دست، باکره بود پیش از همآغوشی تو؟ یا دستی فروهشته به هر زلف شهرآشوب؟
هزاردستان (۱۳۶۷)
دیروز زادروز علی حاتمی بود.
💠 | مهنهوِشت را بخوانید |
@mehnevesht
#زبان_فارسی | #فیلمنامهنویسی | #ویرایش | #ویرایش_فیلمنامه | #فارسینما | #علی_حاتمی | #هزاردستان | #زیبانویسی
ضیافت حالاست: سفرۀ کاغذ پهن، قدح مرکّب پُر. اشتهایت چه شد قلم؟ بنوش. به نوشتن درآ. ای تشنۀ ایام محبس! برقص بر این سرد سفید لغزنده: صفحۀ کاغذ. سوز دل کن. آتش بزن این برگ خشک سوزنده را. یک جرقۀ کبریت تو اجاق سرد گذشته را مشتعل میکند. تو راوی باش حدیث ازیادرفتۀ رضای پریشاناحوال را؛ رضا را که پیش از این، سرش به سیاهمشقها بود.
از ساعتی به یاد دارد که در صحن مشهد، متحصن بود که میرزاهدای خوشنویس به حجرهاش برد. قلم نیین به دستش گذاشت. حرفحرف نوشتنش آموخت: دال و ذال و عین و ضات. ذات! ذات این دست سرگردان چه بود؟ این دست، باکره بود پیش از همآغوشی تو؟ یا دستی فروهشته به هر زلف شهرآشوب؟
هزاردستان (۱۳۶۷)
دیروز زادروز علی حاتمی بود.
💠 | مهنهوِشت را بخوانید |
@mehnevesht