اونجا آخرین جایی بود که اونا کنار هم دیده شده بودن...
هیچ کس نمیدونه تو اون کافه چی گذشت بهشون!
نمیدونه که چی به هَم گفتن!
نمیدونه چجوری تونستن اسم گناهو از عشقشون بردارن و برای همیشه از زندگی هم خارج بشن-
هیچ کس نمیدونه تو اون کافه چی گذشت بهشون!
نمیدونه که چی به هَم گفتن!
نمیدونه چجوری تونستن اسم گناهو از عشقشون بردارن و برای همیشه از زندگی هم خارج بشن-
اون صدا تو مغزش اکو میشد:
چشماتو ببند...
کنارتم هنوز.
وقتی چشماشو باز کرد هیچکس اونجا نبود،
دردناک بود اما چیزی از واقعیت کم نمیکرد
چشماتو ببند...
کنارتم هنوز.
وقتی چشماشو باز کرد هیچکس اونجا نبود،
دردناک بود اما چیزی از واقعیت کم نمیکرد
هروقت میفهمه که میدونم داره دروغ میگه...
من:
𝗃𝗎𝗌𝗍 𝖼𝗈𝗈𝗅 𝖽𝗈𝗇𝗍 𝗉𝖺𝗇𝗂𝖼 𝖽𝖺𝗋𝗅𝗂𝗇𝗀🐈⬛
من:
𝗃𝗎𝗌𝗍 𝖼𝗈𝗈𝗅 𝖽𝗈𝗇𝗍 𝗉𝖺𝗇𝗂𝖼 𝖽𝖺𝗋𝗅𝗂𝗇𝗀🐈⬛