Forwarded from مجله تحلیلی دقیقه
جنگ و تجاوز دوباره آغاز شده و آمریکا صدمه به زیستجمعی ایرانیان را از سر گرفته است.
ما در مجله دقیقه تاکنون موفق شدهایم با گردآوری دادههای مربوط به بیش از ۹۰٪ شهدا، نمودار روزانه آمار شهدا را به صورت تقریبی ترسیم کنیم.
این نمودار به صورت کلی نشاندهنده شدت حملات امریکا و اسرائیل به ایران است. اگرچه این تعداد هنوز به اندازه روزهای قبل از آتشبس اسلامآباد در ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ نیست، اما با حملات امریکا در یک هفته اخیر به صورت چشمگیری افزایش یافته و به بیش از ۱۰ شهید در برخی روزها رسیده است.
از آنجاییکه تعداد کشتههای جنگ هنوز فاصله زیادی با اسفند و فروردین دارد، شاید بتوان گفت توافق در عمل هنوز به طور کامل از بین نرفته است؛ اما خساراتی که به زیرساختهای شهری به ویژه در استانهای جنوبی ایران وارد میشود، اگر بیشتر از آن نباشد احتمالا کمتر نیست.
برای تحلیل دقیقتر حجم خسارت واردشده، به دادههای بیشتری نیاز است.
آمار روزانه شهدای ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل بخشی از مقالهای خواهد بود که اکنون در مرحله گردآوری داده قرار دارد و در آینده در دقیقه منتشر میشود.
#مجله_دقیقه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from روایتِ ایران | سینا رحیمپور
یکبار برای همیشه
سینا رحیمپور
روزهای معمولی در نظام اداری ایران، روزهایی است که کارها پیش نمیرود؛ همهچیز کند است، هرکس مسئولیتش را بر دوش دیگری میاندازد و بخشی از سیستم، در قالب دلسوزی، زیرآب بخش دیگری را میزند. بااینحال، همهچیز آنقدر عادی به نظر میرسد که فراموش میکنیم آنچه در طول روز اتفاق میافتد، اساساً غیرعادی است.
سیستمها در جزء شبیه کل خود میشوند. این همان ایده فرکتالیشدن سیستمهاست که پیشتر دربارهاش نوشتهام؛ اینکه الگوی حاکم بر کلیت یک ساختار، در کوچکترین اجزای آن نیز تکرار میشود. وقتی کل سیستم گرفتار بیتصمیمی، مسئولیتگریزی و عادیشدن ناکارآمدی است، نمیتوان انتظار داشت اجزای آن رفتاری متفاوت داشته باشند.
در خبرها خواندم که مدیرعامل خانه موسیقی گفته است: «یکبار برای همیشه مسئله خوانندگی زنان را حل کنیم.» درست میگوید. صدور احکام برای هاله سیفیزاده، غزل نهانی و هومن معمارپناهی تلخ است؛ بهویژه آنکه پیش از برگزاری یک برنامه، برای آن حکم صادر شود. این بدعتی تازه است. عجیبتر آنکه از اهالی روابط عمومی و انجمنهایشان نیز صدای روشنی در اعتراض به این تصمیم شنیده نمیشود. این هم فرکتال بیتفاوتی است؛ جزء ما نیز شبیه کلمان، هم بیتفاوت شده و هم کارش پیش نمیرود.
عبارت «یکبار برای همیشه» هم عبارت عجیبی شده است. معاون زنان رئیسجمهور همین هفته گفت یکبار برای همیشه مسئله گواهینامه زنان را حل کنیم. مدیری در حوزه فرهنگ نیز خواست دعوای ساترا و پلتفرمها یکبار برای همیشه حل شود. اما حل مسئله ایران و آمریکا شاید مهمترین مصداق همین عبارت باشد؛ نه از این جهت که میتوان همه اختلافات را پایان داد یا به آمریکا اعتماد کرد، بلکه از این جهت که کشور نمیتواند دههها میان مذاکره و منازعه معلق بماند؛ تعلیقی که مردم هزینهاش را در زندگی روزمره خود میپردازند.
تعداد مسائلی که باید «یکبار برای همیشه» حل شوند، آنقدر زیاد شده که خود این عبارت به نشانهای از وضعیت ما تبدیل شده است. در واقع، بیتصمیمی هم نوعی تصمیم است؛ تصمیم ساختار برای حفظ وضع موجود، نپذیرفتن مسئولیت و انتقال هزینه تعلیق به جامعه. بهاینترتیب، «یکبار برای همیشه»ها بهجای آنکه استثنا باشند، به قاعده تبدیل شدهاند.
ساختاری که تصمیمگرفتن را پرهزینه و تصمیمنگرفتن را کمهزینه کرده است، شجاعترین مدیران را نیز به تعویق وامیدارد. یکبار برای همیشه تصمیم بگیرید که تصمیم بگیرید.
قصهای به نام ایران
@NarratingIran
سینا رحیمپور
روزهای معمولی در نظام اداری ایران، روزهایی است که کارها پیش نمیرود؛ همهچیز کند است، هرکس مسئولیتش را بر دوش دیگری میاندازد و بخشی از سیستم، در قالب دلسوزی، زیرآب بخش دیگری را میزند. بااینحال، همهچیز آنقدر عادی به نظر میرسد که فراموش میکنیم آنچه در طول روز اتفاق میافتد، اساساً غیرعادی است.
سیستمها در جزء شبیه کل خود میشوند. این همان ایده فرکتالیشدن سیستمهاست که پیشتر دربارهاش نوشتهام؛ اینکه الگوی حاکم بر کلیت یک ساختار، در کوچکترین اجزای آن نیز تکرار میشود. وقتی کل سیستم گرفتار بیتصمیمی، مسئولیتگریزی و عادیشدن ناکارآمدی است، نمیتوان انتظار داشت اجزای آن رفتاری متفاوت داشته باشند.
در خبرها خواندم که مدیرعامل خانه موسیقی گفته است: «یکبار برای همیشه مسئله خوانندگی زنان را حل کنیم.» درست میگوید. صدور احکام برای هاله سیفیزاده، غزل نهانی و هومن معمارپناهی تلخ است؛ بهویژه آنکه پیش از برگزاری یک برنامه، برای آن حکم صادر شود. این بدعتی تازه است. عجیبتر آنکه از اهالی روابط عمومی و انجمنهایشان نیز صدای روشنی در اعتراض به این تصمیم شنیده نمیشود. این هم فرکتال بیتفاوتی است؛ جزء ما نیز شبیه کلمان، هم بیتفاوت شده و هم کارش پیش نمیرود.
عبارت «یکبار برای همیشه» هم عبارت عجیبی شده است. معاون زنان رئیسجمهور همین هفته گفت یکبار برای همیشه مسئله گواهینامه زنان را حل کنیم. مدیری در حوزه فرهنگ نیز خواست دعوای ساترا و پلتفرمها یکبار برای همیشه حل شود. اما حل مسئله ایران و آمریکا شاید مهمترین مصداق همین عبارت باشد؛ نه از این جهت که میتوان همه اختلافات را پایان داد یا به آمریکا اعتماد کرد، بلکه از این جهت که کشور نمیتواند دههها میان مذاکره و منازعه معلق بماند؛ تعلیقی که مردم هزینهاش را در زندگی روزمره خود میپردازند.
تعداد مسائلی که باید «یکبار برای همیشه» حل شوند، آنقدر زیاد شده که خود این عبارت به نشانهای از وضعیت ما تبدیل شده است. در واقع، بیتصمیمی هم نوعی تصمیم است؛ تصمیم ساختار برای حفظ وضع موجود، نپذیرفتن مسئولیت و انتقال هزینه تعلیق به جامعه. بهاینترتیب، «یکبار برای همیشه»ها بهجای آنکه استثنا باشند، به قاعده تبدیل شدهاند.
ساختاری که تصمیمگرفتن را پرهزینه و تصمیمنگرفتن را کمهزینه کرده است، شجاعترین مدیران را نیز به تعویق وامیدارد. یکبار برای همیشه تصمیم بگیرید که تصمیم بگیرید.
قصهای به نام ایران
@NarratingIran
Forwarded from سیاستگذاری اجتماعی
The Monetary Roots of Political Extremism.pdf
186.2 KB
ریشههای پولی افراطگرایی سیاسی
ترجمۀ یادداشتی از پتیفار که اخیراً در پروجکت سندیکیت منتشر شده است. او رشد افراطگرایی سیاسی را بیش از هر چیز به کالاییشدن پول و اعتبار ربط میدهد و ریشۀ فکری این تحول را در تلفیق سنّت اتریشی با اردو-لیبرالیسم آلمانی در دهۀ ۱۹۳۰ جستجو میکند که راه را برای کنترل بیشتر بخش خصوصی بر خلق، قیمتگذاری، و توزیع پول هموار کرد. اعضای این مکتب دموکراسی را تهدیدی بالقوه برای نظم بازار میدانستند، چون مطالبات بازتوزیعی را مشروعیت میبخشد. آنها میخواستند دولتها، قوانین، و نهادها بهنحوی بازطراحی شوند که اقتدار عمومی و دموکراتیک بر اقتصاد به حداقل برسد.
امروزه، نظام مالی جهانی، بهویژه نظام بانکداری سایه شامل صندوقهای سرمایهگذاری پوشش ریسک و شرکتهای اعتبار خصوصی عمدتاً فراتر از نظارت دولتها عمل میکنند و قمارخانۀ بزرگی را شکل دادهاند که در آن ابرثروتمندان با خلق پول خصوصی، مدام ثروت را از بخش واقعی اقتصاد به بخش مالی میکشند. چنین نظامی با تمرکز شدید ثروت، تسلط فزایندۀ ابرثروتمندان بر سیاست، تخریب عرصۀ عمومی، و ظهور افراطگرایی سیاسی یک وضعیت انقلابی را شکل داده است.
@Omidi_Reza
ترجمۀ یادداشتی از پتیفار که اخیراً در پروجکت سندیکیت منتشر شده است. او رشد افراطگرایی سیاسی را بیش از هر چیز به کالاییشدن پول و اعتبار ربط میدهد و ریشۀ فکری این تحول را در تلفیق سنّت اتریشی با اردو-لیبرالیسم آلمانی در دهۀ ۱۹۳۰ جستجو میکند که راه را برای کنترل بیشتر بخش خصوصی بر خلق، قیمتگذاری، و توزیع پول هموار کرد. اعضای این مکتب دموکراسی را تهدیدی بالقوه برای نظم بازار میدانستند، چون مطالبات بازتوزیعی را مشروعیت میبخشد. آنها میخواستند دولتها، قوانین، و نهادها بهنحوی بازطراحی شوند که اقتدار عمومی و دموکراتیک بر اقتصاد به حداقل برسد.
امروزه، نظام مالی جهانی، بهویژه نظام بانکداری سایه شامل صندوقهای سرمایهگذاری پوشش ریسک و شرکتهای اعتبار خصوصی عمدتاً فراتر از نظارت دولتها عمل میکنند و قمارخانۀ بزرگی را شکل دادهاند که در آن ابرثروتمندان با خلق پول خصوصی، مدام ثروت را از بخش واقعی اقتصاد به بخش مالی میکشند. چنین نظامی با تمرکز شدید ثروت، تسلط فزایندۀ ابرثروتمندان بر سیاست، تخریب عرصۀ عمومی، و ظهور افراطگرایی سیاسی یک وضعیت انقلابی را شکل داده است.
@Omidi_Reza
درباره مقاله ضرورت گذار از «ناترازی» به یک روایت چارهساز
چرا فکر میکنم مواجهه انتقادی با گفتمان غالب در اصلاحات اقتصادی ایران در سالهای اخیر لازم است.
چرا فکر میکنم مواجهه انتقادی با گفتمان غالب در اصلاحات اقتصادی ایران در سالهای اخیر لازم است.
Forwarded from نصرت فتح علی خان
Longing
Nusrat Fateh Ali Khan & Michael Brook
ناترازی در جلسه ساختمان
مدیر ساختمان جلسه را با این سخنان شروع کرد: «ما با ناترازیهای زیادی روبهرو هستیم؛ ناترازی گاز، ناترازی برق، ناترازی، آب، ناترازی میوه ... و الان هیچ کدام از قبضها را نمیتوانیم پرداخت کنیم» و بعد گفت «در نتیجه باید شارژ واحدها را حداقل ۴۰% افزایش دهیم».
جامعه بنا بر تجربیات گذشته خود، تصور میکند که در این کشکول دست آخر چیزی غیر از «ناترازی» و «افزایش قیمت» پیدا نخواهد شد. در نتیجه، مناسک افزایش قیمت را دقیق و درست بهجا میآورد و پیش از اعلام قیمتهای جدید، به شوخی هم که شده، اشاره به ناترازی را فراموش نمیکند.
(در نهایت با مقداری مخالفت و چانهزنی ۴۰% به ۳۰% تبدیل شد. اگر مشارکت وجود داشت ۲۰% و کمتر از آن هم چندان دور از دسترس نبود).
تهران،
شهریور ۱۴۰۵
مدیر ساختمان جلسه را با این سخنان شروع کرد: «ما با ناترازیهای زیادی روبهرو هستیم؛ ناترازی گاز، ناترازی برق، ناترازی، آب، ناترازی میوه ... و الان هیچ کدام از قبضها را نمیتوانیم پرداخت کنیم» و بعد گفت «در نتیجه باید شارژ واحدها را حداقل ۴۰% افزایش دهیم».
جامعه بنا بر تجربیات گذشته خود، تصور میکند که در این کشکول دست آخر چیزی غیر از «ناترازی» و «افزایش قیمت» پیدا نخواهد شد. در نتیجه، مناسک افزایش قیمت را دقیق و درست بهجا میآورد و پیش از اعلام قیمتهای جدید، به شوخی هم که شده، اشاره به ناترازی را فراموش نمیکند.
(در نهایت با مقداری مخالفت و چانهزنی ۴۰% به ۳۰% تبدیل شد. اگر مشارکت وجود داشت ۲۰% و کمتر از آن هم چندان دور از دسترس نبود).
تهران،
شهریور ۱۴۰۵
Forwarded from سخنرانیها
@sokhanranihaa دکتر محمّدعلی موحّد دربارهٔ نیکلسون
@sokhanranihaa
🔊فایل صوتی
سخنان استاد دکتر محمّدعلی موحّد دربارهٔ نیکلسون
«از این شرقشناسهای دورهگرد امروزی، که هر جا خوانی گسترده باشد هستند، نبوده. هیچجا بیرون نمیرفته، ایران هم نیامده. چیزی که من از شاگردش آربری شنیدم که با تأسف میگفت، چون آربری بعدازظهرها کتاب نمیخواند، گفت من از استادم عبرت گرفتم چون نیکلسون در دنبالهٔ نسخهها نور چشمانش را از دست داد و کور شد و وقتی مُرد پشتسر جنازهاش یکی من و یکی هم همسرش بود، هیچکسی نیامده بود.
آربری میگوید: نیکلسون فردی بسیار خجالتی، انزواطلب و به غایت کمرو بود، محققی که هرگز پایش را از اروپا فراتر نگذاشت. خود آربری هم نمیرفت، سه سال برای تصحیح دیوان ابن فارض به مصر رفت ولی بعد پایش را شکاند و نشست و کارش را انجام میداد. مثل اینها نبود که هر دقیقه از این همایش به آن همایش بچرخد. ما الان به جای محققانی مثل گلدزیهرها و نولدکهها، یه مشت کنفرانسیها را داریم. اینها کی میخوانند؟!»
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @movahed1302
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
سخنان استاد دکتر محمّدعلی موحّد دربارهٔ نیکلسون
«از این شرقشناسهای دورهگرد امروزی، که هر جا خوانی گسترده باشد هستند، نبوده. هیچجا بیرون نمیرفته، ایران هم نیامده. چیزی که من از شاگردش آربری شنیدم که با تأسف میگفت، چون آربری بعدازظهرها کتاب نمیخواند، گفت من از استادم عبرت گرفتم چون نیکلسون در دنبالهٔ نسخهها نور چشمانش را از دست داد و کور شد و وقتی مُرد پشتسر جنازهاش یکی من و یکی هم همسرش بود، هیچکسی نیامده بود.
آربری میگوید: نیکلسون فردی بسیار خجالتی، انزواطلب و به غایت کمرو بود، محققی که هرگز پایش را از اروپا فراتر نگذاشت. خود آربری هم نمیرفت، سه سال برای تصحیح دیوان ابن فارض به مصر رفت ولی بعد پایش را شکاند و نشست و کارش را انجام میداد. مثل اینها نبود که هر دقیقه از این همایش به آن همایش بچرخد. ما الان به جای محققانی مثل گلدزیهرها و نولدکهها، یه مشت کنفرانسیها را داریم. اینها کی میخوانند؟!»
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @movahed1302
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
Forwarded from روزآروز
✋ عجماوغلو میگوید نابرابری را از بین ببرید تا بتوانید دموکراسی را نجات دهید
👈دارون عجماوغلو، برنده جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۲۴ میگوید بدون سیاست روشنی در قبال طبقه کارگر، لیبرال دموکراسی شانس زیادی برای بقا ندارد
➕دارون عجماوغلو، در تازهترین کتابش میگوید لیبرالیسم در بحران است. چه بحرانی؟ او میگوید عتماد مردم به نهادهای اصلی جهان صنعتیشده کم شده است.
➕او استدلال میکند پیروزی پوپولیستها و فاشیستهای راستگرا نشانهای آشکار از شکست دموکراسی است و میزان مشارکت خلقالله در انتخابات هم کم شده است.
➕ تقریباً سر هرچیزی دعوای ناموسی یا به گفته عجماوغلو، دعوای هویتی، به راه است؛ از مهاجرت یا تغییرات اقلیمی و این تازگیها هوش مصنوعی. این پدیدهها همه نوعی پیامد بحران مشروعیت لیبرال دموکراسی است. اما چرا این اتفاق افتاده است؟
👈 برای پاسخ به پرسش و مروری بر کتاب تازه عجماوغلو اینجا را کلیک کنید.
@roozArooz_media
👈دارون عجماوغلو، برنده جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۲۴ میگوید بدون سیاست روشنی در قبال طبقه کارگر، لیبرال دموکراسی شانس زیادی برای بقا ندارد
➕دارون عجماوغلو، در تازهترین کتابش میگوید لیبرالیسم در بحران است. چه بحرانی؟ او میگوید عتماد مردم به نهادهای اصلی جهان صنعتیشده کم شده است.
➕او استدلال میکند پیروزی پوپولیستها و فاشیستهای راستگرا نشانهای آشکار از شکست دموکراسی است و میزان مشارکت خلقالله در انتخابات هم کم شده است.
➕ تقریباً سر هرچیزی دعوای ناموسی یا به گفته عجماوغلو، دعوای هویتی، به راه است؛ از مهاجرت یا تغییرات اقلیمی و این تازگیها هوش مصنوعی. این پدیدهها همه نوعی پیامد بحران مشروعیت لیبرال دموکراسی است. اما چرا این اتفاق افتاده است؟
👈 برای پاسخ به پرسش و مروری بر کتاب تازه عجماوغلو اینجا را کلیک کنید.
@roozArooz_media
مجله کتاب روزآروز
عجماوغلو میگوید نابرابری را از بین ببرید تا بتوانید دموکراسی را نجات دهید - مجله کتاب روزآروز
دارون عجماوغلو، در تازهترین کتابش میگوید لیبرالیسم در بحران است. اعتماد مردم به نهادهای اصلی جهان صنعتیشده کم شده؛ پیروزی پوپولیستها و فاشیستهای راستگرا نشانهای آشکار از شکست دموکراسی است
Forwarded from مجله تحلیلی دقیقه
در نشست «اصلاحات اقتصادی و ما» میخواهیم با مرور تجربیات خود در دهههای اخیر و واکاوی واکنشهای اعتراضی جامعه، به الگوهای کارآمدی برای تصمیمگیری و سیاستگذاریِ موثر، پایدار و تابآور فکر کنیم.
❓ آیا میتوان به بدیلی برای اصلاحات دستوری فکر کرد؟
برگزارکنندگان: مجله تحلیلی دقیقه | انجمن جامعهشناسی ایران | انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران
@dmag_ir
@iran_sociology
@tehran_association_journalists
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM