Forwarded from سردبیر سایت ضیاءالصالحین
#نفوذ
🎲 پای درس رهبر انقلاب درباره نفوذ
💬 درس اول: نفوذ موریانهوار برای فروریختن پایههای نظام از درون
✍️ حالا که بحث #شبکه_جاسوسی_استان_اردبیل را مطرح کردیم در این راستا میخواهیم تا انتشار قسمتهای بعدی این کلیپها، فعلاً تا بحث داغ است، براساس بیانات رهبر معظم انقلاب مدظلهالعالی، مباحث نفوذ ایشان را یک مروری داشته باشیم تا سطح هوشیاری خود را در این رابطه افزایش دهیم؛
✅ اول اینکه این کلیپها، قطعاً برای نفوذیهای گران تمام خواهد شد و آنها سعی خواهند کرد، خود را پشت نظام و سپاه قایم کرده و حمله رو به جلویی داشته باشند؛ ولی باید این هشدار را بدهیم که نفوذیها هیچ نسبتی با سپاه ندارند و همانگونه که در کلیپهای قبلی اشاره کردیم، با عنوان «دزد لباس» و «دزد عنوان» و... کسی که به احکام الهی پایبند نباشد، چگونه به احکام سپاه قائل میشود و وفادار میماند؟ پس قطعاً اینها خیانت میکنند، همانگونه که قبلاً سابقه داشته و خیانت کردهاند و وقتی بررسی میکنی، افرادی بودند که حتی عبادات آنها نیز سوری بوده است... بنا به فرمایش حضرت آقا، این هم محصور در سپاه نبوده، همه جا هست، در نهادهای دینی و سیاسی هم بوده و باید ما مواظب نفوذ این موریانهها باشیم. بنابراین، عزیزان عنایت داشته باشند که حساب خائنان را باید از سپاه و نظام جدا کنند...
✅ و اما دوم اینکه ما با این کلیپها و روشنگریها از وجهه سپاه و نظام داریم دفاع میکنیم که همگان بدانند و متوجه شوند که اگر در نظام و یا سپاه و یا در حوزه علمیه و... افرادی را دیدند که خمیرمایه اعتقادیشان واقعاً بوی تعفنی میدهد و یا در حقوق مردم خیانت میکند (حقالناس) و یا حرکات او با مبانی نظام و انقلاب و حتی دین سازگاری ندارد، این نظام نبوده که حقوق آنها را پایمال کرده و این سپاه نبوده و یا حوزه علمیه نبوده.... بلکه اینها یک سری افرادی هستند که آن لباس را دزدیدهاند... هر عنوانی داشته باشند، فرقی هم ندارد...
✅ سوم اینکه مواظب فرار رو به جلوی این خائنان و نفوذیها باشید، اینها فردا روزی، هیاهو و بلوا به پا خواهند کرد که «ای وای، نظام زیر سؤال رفت» و «ای داد، این روشنگریها تبعات منفی دارد» و..... ببینید عزیزان، نظام همانی است که ما شبانهروز در سنگر آن داریم جان میکنیم و طبق فرمان رهبری هم «جهاد تبیین» را بر خود فرض میدانیم و هم «آتش به اختیار» عمل میکنیم و در این راه هم نیازی نداریم از کسی اجازه بگیریم، دستورش را ابتدا دین صادر کرده و در ثانی رهبر و امام جامعه هم حکمش را امضاء فرمودهاند و آن پیاده نظام دشمن هم غلط اضافی کرده که بخواهد و یا تلاش دارد، هیاهو بکند و بگوید: «آهای مصادره به مطلوب شده و...»
🎯 بعد از اولین درس حضرت آقا، یک مطلب جالبی هم در انتها خواهیم نوشت:
📆 بیانات در دیدار ائمهی جمعهی سراسر کشور - ۱۳۹۴/۱۰/۱۴
💡 چندی پیش یکی از فعالین رسانهای یک مطلب جالبی با عنوان «با حذف نیروهای انقلابی میخواهند موزه عبرت بسازند!» نوشته بود که خلاصه آن را برای شما مینویسیم:
🔹 برخی در صددند با حذف نیروهای انقلابی، نمونههایی از عاقبت نافرمانی از ارادهی سیستمی را به نمایش بگذارند.
🔹 چهرههایی چون جلیلی، رائفیپور، ثابتی، میرباقری و دیگران، به دلیل عدم تبعیت از جریان بالادستی، هدف تخریب رسانهای، فشارهای سیاسی و حذف سیستماتیک قرار گرفتهاند.
🔹 این حرکت، تلاش برای تسلیمسازی نیروهای انقلابی است، اما رهبر انقلاب تاکنون مانع حذف سیستمی شدهاند و این بار نیز اجازه نخواهند داد که چنین نقشهای به ثمر برسد.
🔹 ایشان علاوه بر مقابله با حذف نیروهای مؤثر، بر حفظ و تقویت بدنهی جوان و پرشور انقلاب نیز تأکید داشتهاند.
ادامه دارد...
©️ #سردبیر_سایت_ضیاءالصالحین
┘◄🌐 | سایت | بله | تلگرام | ایتا |
🇮🇷 @sardabir313 🇮🇷
▫️ یک مسئله، مسئلهی نفوذ است؛ نفوذ. ما این مسئلهی نفوذ را در قضیّهی برجام و پس از برجام مطرح کردیم؛ این مسئله بسیار عجیب و بسیار مهم است.....▫️ کسانی که در مسائل گوناگون دسترسی به اطلاعات دارند، خوب میدانند که چه دامی برای کشور گستردهاند یا میخواهند بگسترانند برای نفوذ کردن در حصن و حصار اراده، فکر و تصمیم ملت ایران، با انواع مختلف تدابیر، سیاستها و توطئهها؛ این اکنون در جریان است....▫️ ... اگر فرض کنیم عنصر نفوذی به شکلی وارد مجلس شورای اسلامی بشود یا وارد مجلس خبرگان گردد یا در ارکان دیگر نظام نفوذ کند، مانند موریانه از داخل میجود و پایهها را سست میکند و فرومیریزد؛ قضیه چنین است.
ادامه دارد...
┘◄
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
ضیاءالصالحین
مجله اینترنتی ضیاءالصالحین
مجله اینترنتی ضیاءالصالحین [تشکیلات اخلاق محور] ارائه دهنده مطالبی با موضوعات دین و اندیشه، سبک زندگی، فیلم و سریال، مداحی، بهداشت و سلامت، مشاهیر، پوستر، کتاب، آموزش و...
Forwarded from سردبیر سایت ضیاءالصالحین
#نفوذ
🎲 پای درس رهبر انقلاب درباره نفوذ
💬 درس دوم: نفوذ موردی؛ هدف: تغییر تصمیم افراد مؤثر
نفوذ موردی خیلی نمونه دارد، معنایش این است که فرض کنید شما یک دمودستگاهی دارید، یک مسئولی هستید؛ یک نفر را با چهرهی آرایششده، بزکشده، با ماسک در مجموعهی شما بفرستند؛ شما خیال کنید دوست است درحالیکه او دوست نیست، تا او بتواند کار خودش را انجام بدهد؛
گاهی جاسوسی است که این کمترینش است؛ یعنی کماهمّیّتترینش جاسوسی است، خبرکشی و خبردهی است؛
گاهی کارش بالاتر از جاسوسی است، تصمیم شما را عوض میکند. شما یک مدیری هستید، یک مسئولی هستید، تصمیمگیر هستید، میتوانید یک حرکت بزرگ یا مؤثّری انجام بدهید، اگر چنانچه این حرکت را اینجور انجام بدهید این به نفع دشمن است، او میآید کاری میکند که شما حرکت را اینجور انجام بدهید؛ یعنی تصمیمسازی.
در همهی دستگاهها سابقه هم دارد؛ فقط هم دستگاههای سیاسی نیست، دستگاههای روحانی و دینی و مانند اینها هم همیشه وجود داشته.
📆 بیانات در دیدار فرماندهان گردانهای بسیج ۱۳۹۴/۰۹/۰۴.
✍️ در رابطه با حوزه قفقاز، ما این نوع نفوذ را بیشتر دیدهایم؛ تصمیمگیری و انتخاب نفرات، سفرا و... گاهی حقیقتاً لنگ میزند. تصمیمسازان حوزه قفقاز چه کسانی بودهاند؟ نفوذ #پروژه_کاح در بدنه تصمیمسازی و تصمیمگیری مسائل، بالاخص جمهوری آذربایجان، بیش از اندازه بوده است.
آن سفیری که رفت و گرفتار پرستوهای سیستم صهیونیستی علیاف شد و دیگری گرفتار تجارت خاویار، وان یکی هم مصالح علیاف را بر مصالح ملی ترجیح میداد و این داستان تاکنون ادامه داشته و دارد...
مقام معظم رهبری در سال ۹۴، فصل جدیدی از توجهات ویژه به مسائل نفوذ را به روی سیاسیون، انقلابیون و حتی دستگاههای امنیتی باز میکنند و ابعاد مختلف این جریان موریانهوار را در طی جلسات مختلف متذکر میشوند و میفرمایند: «جاسوسی کمترین درجه از نفوذ است» و آن را هم بسط میدهند و هشدار میدهند که منحصر در مسائل سیاسی نیست؛ باید سایر دستگاهها، حتی حوزههای علمیه هم حواسشان باشد...
اینک، با گذشت ۱۰ سال، بازخوانی این فرمایشات حضرت آقا، بسیاری را پریشان میکند—به نظر شما چرا؟
همین دو کلیپی که از #شبکه_جاسوسی_استان_اردبیل منتشر کردیم، خیلیها را برافروخته کرده و خیلیها دنبال نقشبازی کردن افتادهاند. جالب اینکه خیلی سریع برخی از نفرات هم آرایش خاصی به خود گرفته و به اصطلاح، به عنوان «پلیس خوب و پلیس بد» دارند ایفای نقش میکنند...
جریان خاصی سریع موضع گرفته که «مصادره به مطلوب ممنوع» و...
این واکنشها یعنی مشخصاً تیر روشنگری و تبیین به هدف خورده و اینها در مواجهه با یک حرکت غیرقابل پیشبینی دارند تقلا میکنند تا راه فراری به روی خود بگشایند...
لذا مرور این درسها برای ما ضروری است که؛
اولاً حواسمان به ارزشها باشد و خطای راهبردی و ویژه در دستگاهها را به دقت بررسی کنیم و ثانیاً از مسئولین ذیربط مطالبه کنیم که با مسامحهکاریها و غفلتها باعث فربهتر شدن این جریانات نفوذی در کشور نشویم...
در نمونه دیگر، برخی جوانان مصمم میشوند که کاری بکنند و یک جریان مطالبهگری راه میافتد؛ ولی جالب اینکه همین جریان نفوذ سریعاً برای نفوذ در تصمیمها، از این جریان یک نسخه بدل درست میکند و آنها نیز در بزک جریان مطالبهگری، یک گروه مجازی ایجاد میکنند و اسمش را هم مطالبهگری میگذارند و چند مطلب کلیشهای رد و بدل میکنند و اصل ماجرا را از بیخ میزنند. اما انقلابیون با خوندلها خوردن به راه خود ادامه داده و میدهند. پس راه شناخت گروه اصلی با آن گروه جعلی، در نوع عملکرد و نشاط آنهاست... فَتَأَمَّلُوا...
اما گاهی جوان امروزی دچار تردید میشود و همه چیز را به پای اصل نظام مینویسد و این سبب میشود که از آرمانها و اصول و حتی خود نظام فاصله بگیرد و دچار یأس شود.
ما باید همواره با مرور این درسها، شاخص به دست مردم و جوانان (بهویژه انقلابیون نوپا) بدهیم که راه را از چاه بشناسند و تشخیص دهند که یک جریانی سعی دارد مسیر حرکت را عوض کند و آن جریان همان جریان نفوذ است که بنا به فرمایش رهبر انقلاب، خطرناکتر از جاسوسی است...
🔽 ۱/۲ - ادامه🔽
نفوذ موردی خیلی نمونه دارد، معنایش این است که فرض کنید شما یک دمودستگاهی دارید، یک مسئولی هستید؛ یک نفر را با چهرهی آرایششده، بزکشده، با ماسک در مجموعهی شما بفرستند؛ شما خیال کنید دوست است درحالیکه او دوست نیست، تا او بتواند کار خودش را انجام بدهد؛
گاهی جاسوسی است که این کمترینش است؛ یعنی کماهمّیّتترینش جاسوسی است، خبرکشی و خبردهی است؛
گاهی کارش بالاتر از جاسوسی است، تصمیم شما را عوض میکند. شما یک مدیری هستید، یک مسئولی هستید، تصمیمگیر هستید، میتوانید یک حرکت بزرگ یا مؤثّری انجام بدهید، اگر چنانچه این حرکت را اینجور انجام بدهید این به نفع دشمن است، او میآید کاری میکند که شما حرکت را اینجور انجام بدهید؛ یعنی تصمیمسازی.
در همهی دستگاهها سابقه هم دارد؛ فقط هم دستگاههای سیاسی نیست، دستگاههای روحانی و دینی و مانند اینها هم همیشه وجود داشته.
آن سفیری که رفت و گرفتار پرستوهای سیستم صهیونیستی علیاف شد و دیگری گرفتار تجارت خاویار، وان یکی هم مصالح علیاف را بر مصالح ملی ترجیح میداد و این داستان تاکنون ادامه داشته و دارد...
مقام معظم رهبری در سال ۹۴، فصل جدیدی از توجهات ویژه به مسائل نفوذ را به روی سیاسیون، انقلابیون و حتی دستگاههای امنیتی باز میکنند و ابعاد مختلف این جریان موریانهوار را در طی جلسات مختلف متذکر میشوند و میفرمایند: «جاسوسی کمترین درجه از نفوذ است» و آن را هم بسط میدهند و هشدار میدهند که منحصر در مسائل سیاسی نیست؛ باید سایر دستگاهها، حتی حوزههای علمیه هم حواسشان باشد...
اینک، با گذشت ۱۰ سال، بازخوانی این فرمایشات حضرت آقا، بسیاری را پریشان میکند—به نظر شما چرا؟
همین دو کلیپی که از #شبکه_جاسوسی_استان_اردبیل منتشر کردیم، خیلیها را برافروخته کرده و خیلیها دنبال نقشبازی کردن افتادهاند. جالب اینکه خیلی سریع برخی از نفرات هم آرایش خاصی به خود گرفته و به اصطلاح، به عنوان «پلیس خوب و پلیس بد» دارند ایفای نقش میکنند...
جریان خاصی سریع موضع گرفته که «مصادره به مطلوب ممنوع» و...
این واکنشها یعنی مشخصاً تیر روشنگری و تبیین به هدف خورده و اینها در مواجهه با یک حرکت غیرقابل پیشبینی دارند تقلا میکنند تا راه فراری به روی خود بگشایند...
لذا مرور این درسها برای ما ضروری است که؛
اولاً حواسمان به ارزشها باشد و خطای راهبردی و ویژه در دستگاهها را به دقت بررسی کنیم و ثانیاً از مسئولین ذیربط مطالبه کنیم که با مسامحهکاریها و غفلتها باعث فربهتر شدن این جریانات نفوذی در کشور نشویم...
در نمونه دیگر، برخی جوانان مصمم میشوند که کاری بکنند و یک جریان مطالبهگری راه میافتد؛ ولی جالب اینکه همین جریان نفوذ سریعاً برای نفوذ در تصمیمها، از این جریان یک نسخه بدل درست میکند و آنها نیز در بزک جریان مطالبهگری، یک گروه مجازی ایجاد میکنند و اسمش را هم مطالبهگری میگذارند و چند مطلب کلیشهای رد و بدل میکنند و اصل ماجرا را از بیخ میزنند. اما انقلابیون با خوندلها خوردن به راه خود ادامه داده و میدهند. پس راه شناخت گروه اصلی با آن گروه جعلی، در نوع عملکرد و نشاط آنهاست... فَتَأَمَّلُوا...
اما گاهی جوان امروزی دچار تردید میشود و همه چیز را به پای اصل نظام مینویسد و این سبب میشود که از آرمانها و اصول و حتی خود نظام فاصله بگیرد و دچار یأس شود.
ما باید همواره با مرور این درسها، شاخص به دست مردم و جوانان (بهویژه انقلابیون نوپا) بدهیم که راه را از چاه بشناسند و تشخیص دهند که یک جریانی سعی دارد مسیر حرکت را عوض کند و آن جریان همان جریان نفوذ است که بنا به فرمایش رهبر انقلاب، خطرناکتر از جاسوسی است...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from سردبیر سایت ضیاءالصالحین
بهعنوان مثال، یک فلشبک بزنیم به فرمایشات رهبر انقلاب مدظلهالعالی درباره تحول در حوزههای علمیه و آن فرمایش گهربار و طلایی را خاطرنشان میشویم که آقا فرمودند: «اگر حوزه بخواهد از تحول بگریزد، منزوی خواهد شد؛ اگر نمیرد، اگر زنده بماند. البته مایهی دین مانع مردن میشود، اما منزوی خواهد شد؛ روزبهروز منزویتر خواهد شد...»
بنده فراموش نمیکنم که در آن موقع، در یک برنامه تلویزیونی، یکی از سران سابق مرکز مدیریت را دعوت کردند و از او در این راستا سؤال کردند و در نهایت شگفتی، پاسخی عجیب داد. گفت: «همه مراجع ما از محصول و خروجی همین حوزه بودهاند و اگر این سیستم درست نبود، این خروجیها را نداشت و...» بنده برای اولینبار بود که میدیدم یک عمامهبهسر با این صراحت، با فرمایشات رهبر خود در پخش زنده تلویزیونی ساز مخالف میزند.
حال سؤال این است:
- آیا حقیقتاً تحول مدنظر رهبری اتفاق افتاد؟!
- اگر اتفاق افتاد، ماحصلش چه بوده است؟
- و اگر اتفاق نیفتاد، چرا نیفتاد؟!
خب، در سایر دستگاهها هم همین است. باید یک جا ترمز این جریان نفوذ کشیده شود... و اگر امروز این کار انجام نشود، ممکن است که خدایناکرده فردا خیلی دیر باشد...
اخیراً در تبریز و در جریان جشن قهرمانی تراکتور، همه دیدیم که ترمز نفوذ را کشیدند و همه ما شاهد صحنههای زیبایی بودیم؛ از بیانیهها و صحبتهای مالک تراکتور گرفته تا پرچمهای ایران و حتی فلسطین که در ورزشگاه به اهتزاز درآمد و خستگی از تن آدم در میآمد.
بنده آن موقع از تلاش همهی عزیزانی که در این زمینه زحمت کشیدند و مخصوصاً دستگاه امنیتی کشور که عالی عمل کردند، تشکر کردم...
بله، یک فکر خوب، یک تصمیم درست، نتیجهاش آن میشود که دست اجانب از بهرهبرداری و اعمال نظر در مسائل کشور دور بماند و الا رهاسازی جریان نفوذ باعث تسلط اجانب در دستگاهها و نهادهای مختلف کشور میشود...
ما در استان اردبیل، در این راستا، مشکلات زیادی داریم...
ادامه دارد...
┘◄
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
ضیاءالصالحین
مجله اینترنتی ضیاءالصالحین
مجله اینترنتی ضیاءالصالحین [تشکیلات اخلاق محور] ارائه دهنده مطالبی با موضوعات دین و اندیشه، سبک زندگی، فیلم و سریال، مداحی، بهداشت و سلامت، مشاهیر، پوستر، کتاب، آموزش و...
Forwarded from سردبیر سایت ضیاءالصالحین
(تمرکز روی افراد جوان):
‼️ ایران خود را با یاری نیروهای امنیتی یاری کنید.
#مردمی_سازی_امنیت
#حرکت_عمومی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from سردبیر سایت ضیاءالصالحین
#نشر_حداکثری
🎲 بحران مسئولیت در ساختار قدرت؛
از مدرک تا درک؛ ضرورت بازتعریف مفاهیم در تشکیلات اسلامی
✍️ سردبیر: #ابوکاظم_حسنی
🔻 در جمهوری اسلامی ایران، بازنگری در برخی مفاهیم بنیادین ضرورتی حیاتی یافته است—مفاهیمی چون «نظام»، «جمهوریت»، «اسلامیت»، «مسئولیت» و «خدمت». این واژگان، که ستونهای گفتمان سیاسی و تشکیلاتی کشور را شکل میدهند، نیازمند تعریف مجدد و بازتبیین هستند تا از ابهام، سوءبرداشت و انحراف در عملکرد جلوگیری شود.
▫️ ساختار «نظام جمهوری اسلامی ایران» باید بهروشنی تفسیر شود:
ارکان تشکیلدهنده آن چیست؟
مبانی انقلاب بر چه اصولی بنا شدهاند؟ و هرگونه عدول از این مبانی، باید با پاسخگویی در برابر خرد جمعی «جمهوریت» همراه باشد. اما در عمل، بسیاری از مسئولان کشور از پاسخگویی گریزاناند؛ گویی «مسئولیت» بهجای تعهد، به مصونیتی دائمی بدل شده که حتی در برابر تهدیدات امنیتی ناشی از گفتار یا تصمیماتشان، آنان را از توضیح بینیاز میسازد. این رویه گاه بهنام «رأفت اسلامی» توجیه میشود، اما در واقع، انحرافی خطرناک از اصول تشکیلات اسلامی است.
🔻 بر اساس مبانی نظام، ارکان اصلی عبارتاند از:
➖ آرمان و اهداف نظام: که باید در مسیر ظهور و تمدن نوین اسلامی تعریف و تنظیم شوند. هر مسئولی که فاقد چنین برنامهای باشد و با این حال مسئولیت بپذیرد، خیانتکار است.
➖ رهبری: که وظیفه تبیین و هدایت جمهوریت در راستای آرمانها را بر عهده دارد و باید بیشترین شناخت و عاملیت را نسبت به مبانی اسلامی داشته باشد.
➖ جمهوریت: که خود دارای سطوح و طبقات مختلف قابل بررسی است و نباید به ابزاری صرف برای مشروعیتبخشی بدل شود.
➖ نظام: که به پیوند ارکان اشاره دارد، نه به «نظامیگری». اشتباه گرفتن این دو، موجب تصور نادرست برخی از جایگاه خود در ساختار سیاسی شده است. در واقع، همه مسئولان—اعم از نظامی و غیرنظامی—در چارچوب «جمهوریت» و «اسلامیت» تعریف میشوند و باید خادم ملت و پاسخگو باشند.
▫️ تشکیلات اسلامی، با قید «اسلام»، همه را—حتی رهبری—در چارچوبی مشخص قرار میدهد و ارزیابی عملکرد آنها را بر اساس همان چارچوب ممکن میسازد. بنابراین، تصور اینکه «مسئولیت» به معنای «مصونیت» است، خطایی راهبردی و خطرناک است. هر فردی که از پاسخگویی طفره رود، باید مسئولیت را به فردی شایسته، عامل و پاسخگو واگذار کند؛ در غیر این صورت، تصدی مسئولیت برای او شرعاً و اخلاقاً جایز نیست.
▫️ تنها در این چارچوب است که نظام میتواند با تکیه بر شایستگان، به سوی آرمانهای خود حرکت کند. چنانکه در روایات آمده: «هر کس در هر جایگاهی، فردی شایستهتر از خود را بشناسد و مسئولیت را به او نسپارد، به خدا و پیامبرش خیانت کرده است.»
▫️ آیا حقیقتاً ما امروز چنین هستیم؟
آیا از «مدرک» به «درک» رسیدهایم؟
فراموش نکنیم که این بازنگری نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت حیاتی برای بقای مشروعیت و کارآمدی نظام است.
©️ #سردبیر_سایت_ضیاءالصالحین
┘◄🌐 | سایت | بله | تلگرام | ایتا |
🇮🇷 @sardabir313 🇮🇷
از مدرک تا درک؛ ضرورت بازتعریف مفاهیم در تشکیلات اسلامی
🔻 در جمهوری اسلامی ایران، بازنگری در برخی مفاهیم بنیادین ضرورتی حیاتی یافته است—مفاهیمی چون «نظام»، «جمهوریت»، «اسلامیت»، «مسئولیت» و «خدمت». این واژگان، که ستونهای گفتمان سیاسی و تشکیلاتی کشور را شکل میدهند، نیازمند تعریف مجدد و بازتبیین هستند تا از ابهام، سوءبرداشت و انحراف در عملکرد جلوگیری شود.
ارکان تشکیلدهنده آن چیست؟
مبانی انقلاب بر چه اصولی بنا شدهاند؟ و هرگونه عدول از این مبانی، باید با پاسخگویی در برابر خرد جمعی «جمهوریت» همراه باشد. اما در عمل، بسیاری از مسئولان کشور از پاسخگویی گریزاناند؛ گویی «مسئولیت» بهجای تعهد، به مصونیتی دائمی بدل شده که حتی در برابر تهدیدات امنیتی ناشی از گفتار یا تصمیماتشان، آنان را از توضیح بینیاز میسازد. این رویه گاه بهنام «رأفت اسلامی» توجیه میشود، اما در واقع، انحرافی خطرناک از اصول تشکیلات اسلامی است.
🔻 بر اساس مبانی نظام، ارکان اصلی عبارتاند از:
آیا از «مدرک» به «درک» رسیدهایم؟
فراموش نکنیم که این بازنگری نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت حیاتی برای بقای مشروعیت و کارآمدی نظام است.
┘◄
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from سردبیر سایت ضیاءالصالحین
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔻 واقعاْ مسئولین امروزی به کجا میروند؟!
«واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند آن کارِ دیگر میکنند»
┘◄
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from سردبیر سایت ضیاءالصالحین
🔻 در طلیعۀ سخن، باید از حقیقتی آغاز کرد که ریشه در آموزههای اسلامی دارد: اخلاق اسلامی، نه زینت گفتار است و نه پوششی برای رفتار؛ بلکه جوهرۀ زیست مؤمنانه است، و معیار سنجش صداقت در گفتار و کردار. اخلاق اسلامی، آنگاه معنا مییابد که در برابر نقد، به جای آشفتگی، به تأمل و اصلاح روی آورد؛ و به جای عوامفریبی، به صداقت و شفافیت تمسک جوید.
چه بر ما گذشته که نقدی دلسوزانه، به جای آنکه چراغی باشد در تاریکیِ تصمیم، موجی از آشفتگی در دل مسئولان میافکند؟ چرا به جای پاسخگویی و اصلاح، به تمجید و تقدیر پناه میبرند تا خود را عزیز جلوه دهند و منتقد را ناآگاه؟ آیا اینان از مکتب امام راحل بهرهای بردهاند؟ آن امامی که در برابر ستایش، نه به وجد میآمد، بلکه نفس خویش را ملامت میکرد و از مادح، با نرمی و حکمت، گله مینمود؛ نه آنکه مدح را قاب گیرد و در بنرها و کانالها بیاراید.
امروز اما، مدعیان خط امام، چنان از آن مکتب دور افتادهاند که گویی با مبانیاش بیگانهاند. آری، مکتب امام راحل، همان مکتب صادق آل محمد علیهماالسلام است؛ مکتبی که در برابر تمجید، چهره بر خاک مینهاد و دل از ستایش تهی میداشت. نه آنکه جلسات سفارشی با نفرات گزینشی ترتیب داده و سیره و مبانی اسلام و انقلاب را وارونه جلوه داده و به دست فراموشی بسپارد.
منتقد، برای اهل حق، نعمتیست گرانسنگ؛ اگر تو را به توبه و انابه و بازگشت به مسیر حق فراخواند، و دعای خیر بدرقهات کند، باید شکرگزار این شهد شیرین باشی. و اگر قدر نشناسی و آن را تلخ چون زهر پنداری، چنان مصیبتی بر تو فرود خواهد آمد که مفتضحتر از پیش خواهی شد. اگر باور ندارید کلام حق را بهخاطر بسپارید و منتظر بمانید که فرمود: «فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ»
اما عدهای، طبلهای توخالی را به صحنه میآورند تا صدای حق شنیده نشود؛ از تمام قوا بهره میگیرند تا چراغ حقیقت را خاموش سازند. غافل از آنکه حق، نه در کف میدان، بلکه در ذات و اصالت خود پایدار است. و باطل، هرچند پر سر و صدا، چون کف روی آب، ناپایدار و بیریشه است.
«يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»
بیگمان، تاریخ آینهایست که در آن چهرۀ حق و باطل، گاه در غبار فتنه پنهان، و گاه در فروغ حقیقت نمایان میشود. چه بسیار روزگاران که باطل، بر سریر قدرت تکیه زد، خون پاکان را بر زمین ریخت، و چراغ هدایت را در زندان ظلم خاموش خواست؛ اما سنت الهی آن بود که حق، هرچند مظلوم، سرانجام سربرآورد و باطل، هرچند پرهیاهو، رسوا گردد.
نظام مقدس جمهوری اسلامی، به برکت خون شهدا و با هدایت ولایت، چونان پرچمی از نور در افق تاریخ برافراشته شد؛ نشانهای از پیروزی ایمان بر طاغوت، و صدای مظلومان در برابر مستکبران. اما در این مسیر، فتنهگرانی با جامۀ تقدس و نقاب روشنفکری، چه با عمامه و چه یقۀ سفید، کوشیدهاند حقیقت را وارونه جلوه دهند؛ شهید را به جای جلاد بنشانند، نه تنها در گفتار، بلکه در کردار، با ناعدالتیها، تبعیضها، و تحریف مسیر نورانی انقلاب.
اینان، ذغالفکرانیاند که در لباس اندیشه، آتش تفرقه میافروزند؛ و مقدسنماهایی که به نام دین، به کام دنیا میکوشند. اما تاریخ، بار دیگر گواه خواهد شد: حق، اگرچه در محاصرۀ تردید و تحریف، باز خواهد درخشید؛ و باطل، هرچند بزکشده، بیپرده خواهد افتاد.
در روزگار ما، گاه دیده میشود که برخی از اصحاب قدرت، به جای پاسخگویی و خدمت، به کنج مذلتِ رفتارهای مذبوحانه پناه میبرند؛ با بیتقوایی در نیت، و استبداد در عمل، دست بر مراکز خدمترسانی و فرهنگی و تربیتی چون #ضیاءالصالحین میگذارند، بیآنکه از حرمت نام آن شرم داشته باشند.
و چون مردمی از سر حقطلبی به ادارهای ذیربط رجوع کنند، به جای قانون و انصاف، با دیوار تعصب و کینه روبهرو میشوند: «اینجا از آنِ فلان آقاست که شما نقدش کردهاید!» گویی نقد، نه فریضهای عقلانی، که جرمی نابخشودنیست؛ و گویی قدرت، نه امانتی الهی، که میراثی شخصیست.
آیا اینان، که منتقد را اهل جهنم میخوانند، از روزی نمیهراسند که پردهها فرو افتد و اسناد حقجویان آشکار گردد؟
آیا نمیدانند که عوامفریبی، هرچند پرزرق، سرانجام بیپرده خواهد شد؟
و آیا نمیشنوند صدای وجدان ملت را که از تبعیض و تحقیر به فغان آمده است؟
نه، حقیقت را نمیتوان؛ نه با هیاهو و ارعاب و نه با عوامفریبی و مصلحتاندیشی پوشاند. آنکه امروز از نقد میگریزد، فردا در محکمۀ تاریخ، بیپناه خواهد ایستاد. و آنکه به جای تقوا، به تزویر پناه برده، از فروغ ایمان خواهد سوخت.
ادامه دارد...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from سردبیر سایت ضیاءالصالحین
ای آنکه هنوز در تشخیص «قبل» و «بعد»، «گذشته» و «حال» درماندهای، و در فهم مرجع ضمیر قوا، به حیرت نشستهای، چگونه میخواهی بر چهرۀ حق، پردۀ باطل بیفکنی؟ تو که در ابتداییترین مفاهیم درجا زدهای، با کدام بصیرت، با کدام جسارت، میخواهی حقیقت را خاموش سازی؟!
امروز، با غوغا و قدرت، حتی اگر بتوانی صدای حق را در گلو خفه کنی، فردای قیامت که در محکمۀ عدل الهی، هیچ حجابی نخواهد ماند؛ و هیچ توجیهی، تو را از پاسخگویی نخواهد رهانید؛ چه خواهی کرد؟!
آیا نشنیدهای که فرمود:
«وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ»؛
حق را با باطل درنیامیزید، و آن را پنهان نسازید، در حالی که به روشنی میدانید.
امام رضواناللهتعالیعلیه، جملاتی گهرباری دارند که همچون مشعل هدایت است، و رهبر عزیزمان نیز، همواره ما را به تأمل در این مباحث فراخواندهاند، و با تأکید بر جوهرۀ ولایت، مسیر حق را روشن ساختهاند. و هر آنکس که این مسیر را قطع کند، بیرون از دایرۀ ولایت ایستاده است.
و اگر روزی لازم باشد، این حقیقت را مفصل شرح خواهم داد. اما این بار، دعوت به توبه نمیکنم، بلکه دعوت به تعقل مینمایم.
از درِ اندیشه سخن میگویم تا باشد که این آقایان، بیهیاهو و بیجدل، این عبارات امام عزیز را خود بخوانند، خود بفهمند، و اگر هنوز روزنهای از بصیرت در دلشان باقیست، به آن بازگردند:
«قضیه ولایت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است. همان ولایت رسولالله هست. و اینها از ولایت رسولالله هم میترسند! شما بدانید که اگر امام زمان - سلاماللهعلیه - حالا بیاید، باز این قلمها مخالفاند با او. و آنها هم بدانند که قلمهای آنها نمیتواند مسیر ملت ما را منحرف کند. آنها باید بفهمند اینکه ملت ما بیدار شده است، و مسائلی که شما طرح میکنید ملت میفهمد، متوجه میشود، دست و پا نزنید! خودتان را به ملت ملحق کنید. بیایید در آغوش ملت. قلمهای شما از تفنگهای آن دموکراتها به اسلام بیشتر ضرر دارد. نطقهای شما به اسلام ضررش بیشتر از آن توپهایی است که آنها به جوانان ما میبندند و تفنگهایی که آنها میبندند؛ ضررش به اسلام بیشتر است، برای اینکه آنجا دشمن معلوم است، و شما به صورتهای مخفی به میدان میآیید. قلمهای شما از سرنیزههای رضاخان بدتر است برای اسلام! و شما مضرتر هستید از رضاشاه و محمدرضا برای اسلام، برای اینکه آنها معلوم بود مخالف هستند و مردم میشناختند آنها را، مخالفت میکردند با آنها، مقاومت میکردند؛ شما در پوشش اسلام، در پوشش طرفداری از خلق مسلمان، برخلاف اسلام دارید عمل میکنید.»
[صحیفه امام خمینی، جلد ۱۰، صفحه ۳۰۹]
وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى
#شبکه_جاسوسی_استان_اردبیل
#نفوذ
┘◄
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from سردبیر سایت ضیاءالصالحین
🔻 قصد نداشتم به این زودی پرده از آنچه در دل دارم بردارم؛ اما رفتار عوامفریبانه برخی از مسئولین استانی، مرا ناگزیر ساخت تا اندکی روشنگری کنم. آنچه در نامه سرگشادهام از خلف وعدهها، تبعیضها و بیعدالتیها سخن گفته بودم، نه حکایت شنیدهها بود و نه بازنشر روایت دیگران؛ آنچه نوشتم، حاصل مشاهده مستقیم و تجربه زیسته بود. هرچند مشابه آن را از زبان بسیاری از عزیزان نیز شنیده بودم، اما مگر نه آنکه گفتهاند: «شنیدن کی بود مانند دیدن؟»
سخن بنده درباره «تبعیض»، میان گروههای فرهنگی، تبلیغی و اجتماعی بود؛ تبعیضی که با غوغا و هیاهو خواستند به حاشیه رانند، و اکنون برخی حضرات، برای حفظ جایگاه یا به طمع کسب قدرت، بر آن موضوع جامۀ نمایش پوشاندهاند و چند چهرۀ گزینشی را بهعنوان زبان مردم مغان معرفی میکنند، بیآنکه صدای حقیقی این دیار را، که در انتخاباتها به روشنی دیده و شنیده بودند، به رسمیت بشناسند.
در چنین فضایی، سکوت دیگر روا نیست. ناگزیرم که با زبان «جهاد تبیین» و با فرمان «آتش به اختیار»، آنچه را دیدهام و میدانم، بیپرده بازگویم؛ و آن هم از سر خشم نیست، بلکه از سر مسئولیت و تعهدی است که نسبت به مردم مغان و مطالبه عدالت برای سایر شهرهای استان دارم. چرا که حقیقت، اگر در سکوت دفن شود، ریشههای اعتماد را خواهد پوساند.
در صحنه سیاستورزی استان اردبیل، گاه مردی را میبینی که گویا همواره تسبیح در دست، ذکر «یا مغان یا پارسآباد» بر زبان مینشاند؛ تا وانمود کند که دغدغهاش تنها و تنها توسعه این منطقه بوده، و عدم محبوبیتش در میان مردم آگاه مغان را نتیجهای ناعادلانه جلوه دهد. برای زدودن این تصویر، بساطی از جلسات پُرزَرقوبَرق، تریبونهای مهندسیشده و کمپینهای نمایشی به راه افتاده تا شاید با بانگ طبل و دُهُلِ تبلیغات، صدای حقیقت را خاموش ساخته و و تصویر واقعی عملکرد خویش را وارونه جلوه دهند.
اما مردم مغان، با چشمانی بینا و دلی آگاه، به خوبی میدانند که صداقت را نمیتوان در خطابههای پُرطَمطَراق یافت، بلکه آنچه در میدان عمل رخ میدهد حاکی از نیت و عملکرد حضرات دارد:
از زیرساختهایی که سالهاست در حسرت توسعه ماندهاند، تا صنایعی که بیصدا کوچ کردهاند. اینان معیار را در واقعیت میجویند، نه در نمایش؛ و حقیقت را در محرومیت میفهمند، نه در شعار.
مسئله حق آبه رود ارس برای دشت مغان، بیتردید یک مطالبه بحق و ملی است. با این حال، این مسئله برای برخی از مدیران استانی، به یک ابزار نمایشی و پرطمطراق تبدیل شده است. آنها با تمرکز افراطی و تبلیغاتی بر این یک موضوع، سعی دارند خود را «ناجی مغان» جا بزنند، در حالی که اولاً این یک مسئله تعریف شده ملی است و ثانیاً صرفاً به نفع پارسآباد مغان نیست، ثالثاً همزمان، دیگر پروژههای حیاتی و اشتغالزای این منطقه را به طور سیستماتیک نادیده میگیرند یا به نفع مرکز استان تاراج میکنند. این رفتار، مصداق بارز «عوامفریبی گزینشی» است؛ پیگیری پرسروصدای یک حق برای پوشش دادن صدها حقی که در سکوت پایمال میشوند.
وقتی موشکافانهتر به عملکرد این مدیران نگاه میکنیم، یک الگوی نگرانکننده از توسعه نامتوازن و بیعدالتی قلمرویی آشکار میشود. چگونه میشود مدعی دفاع از مغان بود، اما در عمل شاهد:
این اقدامات، گواهی روشن است بر اینکه ذکر «یا مغان یا پارسآباد» در عمل به انحصارگرایی «اول اردبیل، سپس سایر مناطق» تبدیل شده است.
ادامه دارد...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from سردبیر سایت ضیاءالصالحین
مطالبه اصلی مردم مغان، فراتر از یک حق آبه، تحقق عدالت قلمرویی است. عدالت قلمرویی به معنای توزیع عادلانه منابع، قدرت، فرصتها و سرمایهگذاری در بین تمامی مناطق یک استان است. عملکرد کنونی نه تنها این عدالت را محقق نکرده، بلکه به تخلیه منابع از پیرامون (مغان) به مرکز (اردبیل) دامن زده است. این روند، نه تنها به توسعه نیافتن پارسآباد میانجامد، بلکه در درازمدت با ایجاد شکاف منطقهای، بنیانهای انسجام و توسعه کل استان اردبیل را نیز تضعیف میکند و بیتوجهی به این موضوعات میتواند در درازمدت تبدیل به یک معضل اجتماعی و امنیتی شود.
مسئله مغان، تنها یک مسئله محلی نیست؛ آن یک آزمون بزرگ برای سلامت مدیریت و تحقق عدالت در استان اردبیل است. مردم مغان دیگر فریب شعارهای توخالی را نمیخورند. آنچه تقاضا میکنند، یک تحول در الگوی حکمرانی استان است:
تا زمانی که اقدام عملی در راستای توسعه متوازن استان صورت نگیرد، هیچ بنر تبلیغاتی و هیچ سخنرانی پرشوری نمیتواند گَرد فراموشی بر خاطره تلخ این بیعدالتیها بپاشد. آینده اردبیل در گرو به رسمیت شناختن ظرفیتهای همه قلمروهای آن، از جمله مغان قدرتمند است.
ناگفته نماند که افشاگری در این زمینه از سر کینه و انتقام شخصی نیست، بلکه از سر امانت تاریخی و تعهد شرعی و اخلاقی است؛ چرا که سکوت، گاه خیانت به حقیقت است.
و اما سخنی مهم، که نمیتوان از آن گذشت:
ای آنکه بر مسند مسئولیت تکیه زدهای، بدان که منتقد، اهل جهنم نیست و نقدی از سر دلسوزی، چراغ راه و هدیهای گرانبهاست، نه خار راه.
مسئولیت، تنها نام و عنوان نیست؛ بار امانتی است که اگر به دوش کشیده نشود، روزی باید پاسخگوی سنگینیاش بود. و ناعدالتی، هرچند در لباس قانون پنهان شود، از چشم خدا پنهان نخواهد ماند و سرانجام عقوبت آن در محکمۀ وجدان و داوری الهی رقم خواهد خورد.
┘◄
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from سردبیر سایت ضیاءالصالحین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
(درنگی بر هشدارهای شهید صدر و سعدی)
- بخش اول
نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ شُرُورِ أَنْفُسِنَا وَ مِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا؛
🔻 وَ الْقَلَمِ وَ مَا یَسْطُرُونَ؛ سوگند به قلم...
قلم، امانت است؛ و آنکه به آن دست میبرد، باید بداند که هر واژه، گواهی است در پیشگاه حقیقت. پس به رسم عهدی که با وجدان خویش بستهام، جز حق ننوشتهام و نخواهم نوشت.
اما آنچه مرا بر آن داشت تا چند سطر از سر خیرخواهی بنگارم، نه میل به جدل است و نه سودای شهرت؛ بلکه استبداد و استکبار پنهان برخی از مسئولین (بالاخص در منطقه) است، که خود را پشت عناوین و نهادها پنهان ساختهاند. آنان که به جای خدمت بدون تبعیض، در پی سلطهاند؛ و به جای صداقت، در پی صحنهسازی.
این سطور، (فعلاً) هنگامه افشاگری نیست، بلکه برای تذکر است؛ تذکری از سر دلسوزی، نه از سر دشمنی. چرا که اگر امروز، قدرتی در دست داریم، فردا باید پاسخگوی آن باشیم. و اگر امروز، صدایی بلند و رسا داریم، فردا باید در برابر صدای وجدان، ساکت بمانیم.
پس شما هم بشنوید، نه از سر خشم و بغض و کینه، بلکه از سر محبت؛ و بخوانید، نه برای رد و موضعگیری، بلکه برای تأملی چند...
مرحوم علامه کبیر، شهید سید محمدباقر صدر(قدّس سرّه) در صفحه ۳۵۸ اثر وزین «بارقهها»، حقیقتی ژرف از کتاب تکوین را به نظاره نشسته و فرمودهاند: «اگر زور، چارهای نهایی و همیشگی بود، فرعونها و طاغوتها باقی میماندند.»
آری، چه نیکو سروده است استاد سخن، سعدی شیرازی(رحمهالله):
«مَکن تکیه بَر مُلْکِ دنیا و پُشت
که بسیار کَس چون تو پَروَرْد و کُشت»
بدان که عالم هستی، با همه شکوه و گستردگیاش، در برابر حقیقت انسانِ کامل، چون سایهای در برابر خورشید است. آنکس که در بند تمنای خویش گرفتار است، هنوز از آستانه انسانیت عبور نکرده. مقام بلند آدمی، آنگاه رخ مینماید که از گرداب «انیّت» و خودخواهی رهایی یابد، و به سوی خویشتنِ حقیقیِ خویش، پرواز کند؛ آن خویشتنی که نه در آیینه غرور و تکبر، بلکه در سکوت حضور و در آغوش معنا پنهان است.
آدمی، در بند اعمال خویش گرفتار است؛ و آنگاه که دل به متاع فانی دنیا و جلوههای گذرای قدرت ببندد، پرِ پروازش سست میشود و جانش از اوج بازمیماند. تعلق، اگر در دل خانه کند، بال فرشتگان را میشکند و انسان را از افقهای بلند بازمیدارد.
روزمرّگی، با چهرهای فریبنده، و هوسهای پرزرقوبرق، با وعدههای پوچ، پردهای از غفلت بر جان میافکنند؛ و آدمی فراموش میکند که این جهان، منزلگاه نیست، بلکه گذرگاهی است برای عبور. آنکه سبکبار است، دلیرانهتر پرواز میکند؛ و آنکه در بند تعلقات است، دلش در گِلِ زمین فرومیماند و جرأت رهایی از خویشتنِ فرودست را از کف میدهد.
پرواز، سهم آن دلهایی است که از خود گذشتهاند؛ و سقوط، سرنوشت آنان که به سایه خویش دل بستهاند.
و آنگاه که انسان از مدار فطرت خویش خارج شود، سیر او نه بهسوی تعالی، که بهسوی سقوط آغاز میگردد. استدراج تا جایی که تاریکی خصالِ پستِ استبداد، اندیشهاش را در مینوردد، و خوی فرعونیت در رفتار و گفتارش رخ مینماید. در این وادی، دیگر نشانی از لطافت انسانی نمیماند؛ غریزه، جایگزین بصیرت میشود و درندگی، جامه عقل میپوشد. چنین انسانی، در چنگال دنیا، «مسخ» میشود؛ آن چنانکه جانش از گوهر انسانیت تهی میگردد.
در این مقام، کلام خداوند، چون آینهای بیپیرایه، حقیقت را بازمیتاباند:
«لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ»
دل دارند، اما در آن اندیشه نمیجوشد؛ چشم دارند، اما حقیقت را نمیبینند؛ گوش دارند، اما صدای حق را نمیشنوند. اینان، نهتنها چون چارپایاناند، بلکه از آنان نیز گمراهترند؛ چرا که غفلت، سراسر وجودشان را فرا گرفته است.
ادامه دارد...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from سردبیر سایت ضیاءالصالحین
(درنگی بر هشدارهای شهید صدر و سعدی)
- بخش دوم
هر دل آگاهی را سزاوار است که لحظهای درنگ کند و آینه اندیشه را در برابر خویش بگیرد؛ بپرسد با صداقت و بیپیرایه: از کجا برخاستهام؟ به کدامین سوی روانم؟ برای چه آمده و در این میان، چه کردهام که شایسته نام انسان باشد؟
و اگر امروز، بار مسئولیتی بر دوش ما نهادهاند، باید به یاد داشته باشیم که این بار، سبک نیست؛ در فردای قیامت، آنگاه که دستان بسته به گردن، ما را به صحرای محشر میکشند، هیچ حجابی میان ما و حقیقت باقی نمیماند. آنجا، نه مقام میماند و نه عنوان؛ تنها اعمالاند که سخن میگویند.
مسئولیت، گاه نردبانی است برای صعود، و گاه زنجیری است برای سقوط. اگر دل از دنیا شسته باشیم و امانت را چون جان پاس داشته باشیم، دستانمان را خواهند گشود؛ اما اگر در بند تعلقات و طمع گرفتار آمده باشیم، همان بند، ما را زمینگیر خواهد کرد.
و این، تذکری است از سر بیداری. چرا که نسیان او را دچار خودفراموشی و خدافراموشی کرده و تهی دست میکند.
اما در نظام جمهوری اسلامی ایران، مسئولیت نه برای تشریفات است و نه برای امتیاز؛ بلکه امانتی است سترگ، دشوار و آزمونساز. آنکه بر این جایگاه قدم مینهد، باید بداند که هر تصمیم، هر سکوت، و هر اقدام، در ترازوی عدل الهی سنجیده خواهد شد. این مقام، میدان خودنمایی و عرض اندام نیست، بلکه عرصه بندگی و خدمت است؛ و اگر از آن غفلت شود، بارش چنان سنگین است که آسمان نیز از حمل آن ابا كرده و از آن هراس دارد.(فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها)
پناه میبریم به خداوند از آن مسئولیتی که به جای آنکه آدمی را به خویشتنِ برترش برساند، او را به هیئتی فرعونی دراندازد؛ فرعونی نه با عصای سحر و تخت زرین، بلکه با لباسی مقدس و نو و زبانی آراسته، که بر کرسی قدرت تکیه زده و خویش را معیار حق میپندارد. در این سرزمین، کم نیستند آنان که مسئولیت، ابزار خودبینی آنان شد، نه آیینه خودشناسی؛ و فرصتی برای سلطهجویی شد، نه خدمت.
و چه اندکاند آنان که از این امانت سنگین، پلی ساختهاند برای عبور از دنیا به دیار باقی؛ کسانی که نامشان با خدمت گره خورده و رد پایشان بر دلها مانده است. اینان، نه در پی نام و القاب بودند و نه در سودای نان؛ بلکه در پی آن بودند تا در سایه صداقت و بیادعایی، باری از دوش خلق بردارند و رضای خالق را بجویند.
پیش از آنکه زمان از دست برود و حسرت، زبان جان را به فریاد آورد، باید به خویشتن بازگشت؛ به آن نقطه ناب که انسان، خود را بیپیرایه میبیند و از هیاهوی بیرون، به سکوت درون پناه میبرد. نخستین گام، رهایی از استبداد نفس است؛ آن خودکامگی پنهان که آدمی را به بند میکشد و از پرواز بازمیدارد. و پس از آن، رسیدن به تجرد روح؛ آن لطافت بیتعلق که انسان را سبکبار میسازد و آماده عبور از این جهان فانی.
وگرنه، هر آنچه کاشتهایم، اگر با نیت خویشآرایی بوده باشد، جز زیان نخواهد داد؛ و هر آنچه اندوختهایم، اگر برای فخر و تفاخر بوده باشد، جز حسرت به همراه نخواهد داشت. آنچه با خود خواهیم برد، نه عنوانهاست و نه داراییها؛ بلکه بار سنگین اعمال، و وزنهای از گناه و غفلت، که اگر به وقتش سبک نشود، در قیامت، سنگینتر از آن خواهد بود که بتوان از زمین برخاست.
و این است راه رستگاری:
«مُردن از خویش و زادن در حق»
خدایا چنان کن سرانجامِ کار
تو خشنود باشی و ما رستگار
وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى
┘◄
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
تحلیل ۵ پروتکل جهانیسازی
سردبیر سایت ضیاءالصالحین | @sardabir313
#خیلی_مهم
#نشر_حداکثری
🎙 جهانیسازی و استراتژی مقاومت:
از ریشههای تاریخی تا نمودهای ناخواسته در داخل و راهکارهای عملیاتی مقاومت
🔻 این تحلیل گسترده که تحت عنوان «جهانیسازی و استراتژی مقاومت» توسط #سعید_اسماعیلی بهبهانی نوشته شده است، به بررسی عمیق ریشهها و پیامدهای جهانیسازی، بهویژه از منظر جهان اسلام، میپردازد.
🔸 پروتکل اول:
امروز قدرت طلا جانشین قدرت همه حکومتها گشته و زمان حاکمیت دیانت، سپری شده است.
🔸 پروتکل دوم:
#حق ما سرچشمهاش زور و #قدرت است و کلمه حق، امری است صرفاً وجدانی، معنوی و مجرد، دلیلی بر درستی آن وجود ندارد.
🔸 پروتکل سوم:
#فریب مردم، شعار عصر جدید است به نحوی که آنچه را فریبکارانه به خوردشان میدهیم به عنوان امر واقعی بپذیرند و در درستی آن تردید نکنند.
🔸 پروتکل چهارم:
کلمات آزادی، #عدالت و برابری، کلماتی هستند که به وسیله آنها مبلغان و عمال بیجیره و مواجب ما موفق شدند در چهار گوشه دنیا تعداد بیشماری را به زیر بیرق ما در آوردند. در حالی که این کلمات همواره مثل خوره به جان رفاه ملل غیریهود افتاده، امنیت و آسایش را از خانههای آنها ریشهکن کرده آرامش را از بین برده است و روح همبستگی را از آنها گرفته و همه شالودههایی که دولتهای غیریهود بر آنها استوار شده نابود کرده است.
🔸 پروتکل پنجم:
برای ایجاد اخلال در سایر جوامع، برخی احزاب را مسلح نمودیم و رسیدن به قدرت را به یک هدف مقدس و بالاتر از هر امری جلوه دادیم. ما طوری مردم را به جان هم انداختیم که همه به یکدیگر بدگمانند. نفرت مردم از یکدیگر به خاطر #تعصبات مذهبی و نژادی که در طول ۲۰ قرن گذشته تبلور یافته است اجازه نخواهد داد که مردم به این سادگی با یکدیگر آشتی کنند.
#سیاست
#صاحبان_قدرت
#نفوذ
©️ #رادیو_موج_قفقاز
🔗 @Caucasus_Radio
#نشر_حداکثری
از ریشههای تاریخی تا نمودهای ناخواسته در داخل و راهکارهای عملیاتی مقاومت
🔻 این تحلیل گسترده که تحت عنوان «جهانیسازی و استراتژی مقاومت» توسط #سعید_اسماعیلی بهبهانی نوشته شده است، به بررسی عمیق ریشهها و پیامدهای جهانیسازی، بهویژه از منظر جهان اسلام، میپردازد.
امروز قدرت طلا جانشین قدرت همه حکومتها گشته و زمان حاکمیت دیانت، سپری شده است.
#حق ما سرچشمهاش زور و #قدرت است و کلمه حق، امری است صرفاً وجدانی، معنوی و مجرد، دلیلی بر درستی آن وجود ندارد.
#فریب مردم، شعار عصر جدید است به نحوی که آنچه را فریبکارانه به خوردشان میدهیم به عنوان امر واقعی بپذیرند و در درستی آن تردید نکنند.
کلمات آزادی، #عدالت و برابری، کلماتی هستند که به وسیله آنها مبلغان و عمال بیجیره و مواجب ما موفق شدند در چهار گوشه دنیا تعداد بیشماری را به زیر بیرق ما در آوردند. در حالی که این کلمات همواره مثل خوره به جان رفاه ملل غیریهود افتاده، امنیت و آسایش را از خانههای آنها ریشهکن کرده آرامش را از بین برده است و روح همبستگی را از آنها گرفته و همه شالودههایی که دولتهای غیریهود بر آنها استوار شده نابود کرده است.
برای ایجاد اخلال در سایر جوامع، برخی احزاب را مسلح نمودیم و رسیدن به قدرت را به یک هدف مقدس و بالاتر از هر امری جلوه دادیم. ما طوری مردم را به جان هم انداختیم که همه به یکدیگر بدگمانند. نفرت مردم از یکدیگر به خاطر #تعصبات مذهبی و نژادی که در طول ۲۰ قرن گذشته تبلور یافته است اجازه نخواهد داد که مردم به این سادگی با یکدیگر آشتی کنند.
#سیاست
#صاحبان_قدرت
#نفوذ
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from سردبیر سایت ضیاءالصالحین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تأملی بر سازوکارهای قدرت و غفلت عمومی - بخش اول
🔻 در ادامه، مهمترین روشهایی را که صاحبمنصبان نابخرد در این راه به کار میبندند، مرور میکنیم:
🔻ادامه در پست بعدی🔻
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from سردبیر سایت ضیاءالصالحین
تأملی بر سازوکارهای قدرت و غفلت عمومی - بخش دوم
پس ای فرزندان زمانه، هوشیار باشید!
هرگز نمیتوان از آن ندای آسمانی غافل ماند که در ژرفای جانِ آدمی طنین میافکند:
«أَفَلَا تَعْقِلُونَ» – آیا نمیاندیشید؟!
قرآن کریم همواره بندگان را به اندیشیدن فرامیخواند و با صراحتی بلیغ، آنان را به سمت تأمل و خردورزی رهنمون میسازد. از این رو، #تفکر_نقادانه، چون چراغی فراراه حیات است؛ چه آنکه اگر اندیشیدن را به کناری نهی، در حقیقت زندگی را به کناری نهادهای و اگر در تاریکی این روزگار این چراغ خاموش شود، حیات آدمیست که خاموش گشته.
و آنگاه که عقل خویش را به خواب فرستی، بازیچهای در دست جریانها و صاحبنظران این عصر خواهی شد و سرانجام، همچون گوسفندی در گلهای عظیم، #هویت خویش را در انبوه جمعیت گم خواهی کرد.
پس باید آموخت و بالید و دانست که در مسیر #رشد در ژرفا و پیوستگی معنا مییابد؛ همانکه تو را، روزبهروز، هرچند اندک، برتر از دیروزت میسازد.
اما در این مسیر، به یاد داشته باش سخن آن فرزانهٔ روزگار، شهید مطهری را که فرمود: «شک، گذرگاه خوبی است، نه منزلگاه.» پس شک را گذرگاهی نیکو بشمار، نه منزلی برای اقامت. بگذار شک، پلی باشد بهسوی یقین، نه آنکه در آن درنگ کنی و خویشتن را در گرداب تردیدها رها سازی و به ورطۀ هلاکت درافتی.
و به عنوان حسن ختام، شایسته است که یکی از حکمتهای گهربار مولای عشق و بلاغت، امام علی (علیهالسلام) را مرور کنیم که فرمودند:
«عَلَى الصَّبْرِ وَ الْيَقِينِ وَ الْعَدْلِ وَ الْجِهَادِ.»؛ شکیبایی، یقین، عدل و جهاد.
«عَلَى التَّعَمُّقِ وَ التَّنَازُعِ وَ الزَّيْغِ وَ الشِّقَاقِ»؛ کنجکاوی بیهوده، ستیز و خصومت، انحراف از حق و شکافاندازی.
«عَلَى التَّمَارِي وَ الْهَوْلِ وَ التَّرَدُّدِ وَ الِاسْتِسْلَامِ»؛ جدال بیهوده، هراس بیجا، دودلی و تسلیم محض.
🔺 پس ای فرزند زمانه، بر چهارپایههای ایمان استوار باش و از شعب چهارگانه شک بر حذر؛ تا در گذرگاههای پرپیچوخم زندگی، رهسپار یقین شوی و در دام تردید و سکون گرفتار نیایی.
والسلام
#شبکه_جاسوسی_استان_اردبیل
#مخاطب_خاص
#حق_و_باطل
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
تفسیر آیه 105 سوره نحل
تفسیر مجمعالبیان-جلسه 870 - استاد احمد عابدی
📝 پردهبرداری از یک معیار الهی: تهمت، سنجه بیدینی
نگاهی به تفسیر آیه ۱۰۵ سوره نحل در بیان آیتالله احمد عابدی
✍️ #ابوکاظم_حسنی
🎙 استاد #احمد_عابدی در جلسه ۸۷۰ تفسیر مجمعالبیان ذیل آیه ۱۰۵ سورۀ مبارکۀ نحل:
«إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ»
این آیه تأکید میکند که عمل دروغ بستن و افترا، منحصراً از کسانی سر میزند که در حقیقت ایمان به آیات الهی ندارند، و همین گروه هستند که دروغگو و بیدین شمرده میشوند.
➖ «يَفْتَرِی الْكَذِبَ» (افترای کذب) به معنی تهمت زدن است.
➖ این آیه بسیار عجیب است و دلالت بر این دارد که تهمت زدن مساوی است با بیدینی.
➖ کسی که به دیگری تهمت بزند، دین ندارد، حتی اگر نماز بخواند (نماز میخواند که بخواند؛ ولی دین ندارد).
➖ «الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ» (آنهایی که ایمان به آیات خدا ندارند)، اینها همان کسانی هستند که تهمت میزنند و دروغگو هستند.
🔻یادداشت سردبیر را در ادامه بخوانید🔻
نگاهی به تفسیر آیه ۱۰۵ سوره نحل در بیان آیتالله احمد عابدی
✍️ #ابوکاظم_حسنی
🎙 استاد #احمد_عابدی در جلسه ۸۷۰ تفسیر مجمعالبیان ذیل آیه ۱۰۵ سورۀ مبارکۀ نحل:
«إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ»
این آیه تأکید میکند که عمل دروغ بستن و افترا، منحصراً از کسانی سر میزند که در حقیقت ایمان به آیات الهی ندارند، و همین گروه هستند که دروغگو و بیدین شمرده میشوند.
➖ «يَفْتَرِی الْكَذِبَ» (افترای کذب) به معنی تهمت زدن است.
➖ این آیه بسیار عجیب است و دلالت بر این دارد که تهمت زدن مساوی است با بیدینی.
➖ کسی که به دیگری تهمت بزند، دین ندارد، حتی اگر نماز بخواند (نماز میخواند که بخواند؛ ولی دین ندارد).
➖ «الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ» (آنهایی که ایمان به آیات خدا ندارند)، اینها همان کسانی هستند که تهمت میزنند و دروغگو هستند.
🔻یادداشت سردبیر را در ادامه بخوانید🔻
Forwarded from سردبیر سایت ضیاءالصالحین
نگاهی به تفسیر آیه ۱۰۵ سوره نحل در بیان آیتالله احمد عابدی
در روزگاری که جماعتی با ظاهر دیندارانه، سالیان دراز است که با تهمتزنی و برچسبزنی، چون تیغی بر گلوی اخلاق، ساحت دلهای پاک جوانان مؤمن را میآلایند و مردم را از جلوههای زیبای دین و انقلاب رویگردان میسازند، بایسته است که این پرسش بنیادین را به ژرفای اندیشه بسپاریم:
در این نوشتار، مقصود آن است که این افراد را با حقیقت کردارشان آشنا سازیم؛ باشد که درسی گیرند و با توبه، انابه و جبران اشتباهات دیرین، به صراط حق بازگردند؛ وگرنه، در شمار ملعونان ابدی جای خواهند گرفت.
آیه ۱۰۵ سوره نحل، در این عرصه، سخنی ژرف و کانونگشا دارد؛ گویی پرمایهترین درس حیات فردی و اجتماعی را به جان بشریت میآموزد:
«إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ» (بهراستی که تنها کسانی دروغ میبندند که به آیات خدا ایمان ندارند.)
این آیه شریفه، چونان تیغی فولادین، پرده از چهره حقیقت برمیگیرد:
تهمتزن، هرچند ردای دین بر تن و سجادهای گشوده در پیش رو داشته باشد، در پیشگاه الهی بیایمان شمرده میشود. آنکه زبان به افترا میگشاید، هرچند نمازش در دید عامه بینقص جلوه کند، در حقیقت، پیمان با خدا را در هم شکسته است.
اکنون باید پرسید:
در ادامه، با تفسیر روحافزای استاد #احمد_عابدی از این آیه همراه میشویم تا پاسخی الهی برای این پرسشهای بنیادین بیابیم. بیتردید، سخن الهی، فراسوی زمان و مکان، چراغ هدایت و معیار سنجش حقیقت است.
🔻 نکات تفسیری آیه شریفه:
اکنون، در پرتو این کلام آسمانی، باید دید در جامعهمان با چه کسانی روبروییم. فرقی نمیکند چه ردایی بر تن کنند، چه مقامی داشته باشند یا چه عنوانی بر خود نهند؛ هر که زبانش به تهمت آلوده، به فرموده قرآن، از دین و ایمان به دور است؛ هرچند که در جلوهی عام، نمازش به پا باشد و عبادتش تمام.
این است آن معیار الهی ناب: نه ظاهر، نه لباس، نه مقام؛ آنچه نشانۀ ایمان راستین برشمرده میشود، اخلاق الهی (مبتنی بر فقه) و صداقت است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
به دین خدا وفادار باشیم
حضرت آیتالله مصباح یزدی (ره)
🗒 در شناخت چهرههای دوگانه و وظیفهٔ امر به معروف
✍️ #ابوکاظم_حسنی
🔻 حکمت و بصیرتِ آن استاد فرزانه، مرحوم علامه مصباح یزدی (رحمهالله) – که به تعبیر عمار فقیه انقلاب، ستونی استوار در میانهٔ میدان بود – چراغی فراراه شناخت چهرههایی است که به نام انقلاب و نظام، جامهٔ دین بر تن میکنند، ولی در عمل، حتی به بدیهیترین #احکام اسلام پایبند نیستند. اینان همان کسانیاند که در قبال وظایف خویش قصوری آشکار دارند، به #دروغ و #تهمت توسل میجویند و هزاران عیب و گناه خویش را در پشت لفافهٔ دین، #انقلاب و #نظام پنهان میسازند. بر هر آگاه و دلسوزی است که با تکیه بر مبانی اصیل انقلاب، یقهٔ این دغلبازان فریبکار و خائن را بگیرد.
▫️آن استاد برجسته در بیانی ژرف و هشداردهنده فرمودهاند:
«وقتى انحراف از مسیر #دین پیدا مىشود، اقلّش این است كه داد بزنیم؛ آهاى! از این راه نروید! ما مخالفیم! به خدا قسم اگر ما مردم، این وظیفهمان را عمل كنیم، هیچ خطاكارى جرأت #انحراف پیدا نمىكند. همه از سكوت ما سوءاستفاده مىكنند؛ به بهانۀ #حفظ_نظام و اینکه #آبروى_نظام نرود و چیزهاى دیگر، [ما را وادار به #سکوت میکنند، اما باید به آنها گفت] خود شما دارید آبروى نظام را مىبرید؛ [چراکه] روزبهروز، فقر بیشتر، گرانى بیشتر [میشود].»
🔹 سخن پایانی: هنگامهٔ تصمیم
اکنون که سیمای واقعی خائنان به آرمانهای نظام و انقلاب آشکارتر گردید و جایگاه موشهای کانونهای #نفوذ شناسایی شد، بر همگان است که با صلابتی بیشتر، گلوی خیانت را فروبندند. وقتی حجت بر همگان تمام گشت و #خیانت، بیعدالتی، #تبعیض، دروغ و تهمتِ به اصطلاح «آقایان» به عیان دیده شد، اگر هزاران نفر نیز ادعای تأیید و حمایت این و آن را برایشان برشمرند، دیگر برای اهل #بصیرت کوچکترین اعتباری نخواهد داشت. چرا که به فرمودهٔ صاحب مثنوی، مولانا جلالالدین محمد بلخی:
آفتاب آمد دلیلِ آفتاب
گر دلیلت باید از وی رو متاب
هنگامی که خورشید #حقیقت طلوع کند، خودْ گواهِ خود است و اگر کسی همچنان در پیِ دلیل است، از حقیقت روی گردانده است.
والسلام علی من اتبع الهدی
#شبکه_جاسوسی_استان_اردبیل
#امام_جمعه_اردبیل
#مخاطب_خاص
#علی_رضایی
➖➖➖➖➖
🌐 بله، تلگرام، ایتا، تیکتاک، ایکس
👇
🆔 @sardabir313
✍️ #ابوکاظم_حسنی
🔻 حکمت و بصیرتِ آن استاد فرزانه، مرحوم علامه مصباح یزدی (رحمهالله) – که به تعبیر عمار فقیه انقلاب، ستونی استوار در میانهٔ میدان بود – چراغی فراراه شناخت چهرههایی است که به نام انقلاب و نظام، جامهٔ دین بر تن میکنند، ولی در عمل، حتی به بدیهیترین #احکام اسلام پایبند نیستند. اینان همان کسانیاند که در قبال وظایف خویش قصوری آشکار دارند، به #دروغ و #تهمت توسل میجویند و هزاران عیب و گناه خویش را در پشت لفافهٔ دین، #انقلاب و #نظام پنهان میسازند. بر هر آگاه و دلسوزی است که با تکیه بر مبانی اصیل انقلاب، یقهٔ این دغلبازان فریبکار و خائن را بگیرد.
▫️آن استاد برجسته در بیانی ژرف و هشداردهنده فرمودهاند:
«وقتى انحراف از مسیر #دین پیدا مىشود، اقلّش این است كه داد بزنیم؛ آهاى! از این راه نروید! ما مخالفیم! به خدا قسم اگر ما مردم، این وظیفهمان را عمل كنیم، هیچ خطاكارى جرأت #انحراف پیدا نمىكند. همه از سكوت ما سوءاستفاده مىكنند؛ به بهانۀ #حفظ_نظام و اینکه #آبروى_نظام نرود و چیزهاى دیگر، [ما را وادار به #سکوت میکنند، اما باید به آنها گفت] خود شما دارید آبروى نظام را مىبرید؛ [چراکه] روزبهروز، فقر بیشتر، گرانى بیشتر [میشود].»
🔹 سخن پایانی: هنگامهٔ تصمیم
اکنون که سیمای واقعی خائنان به آرمانهای نظام و انقلاب آشکارتر گردید و جایگاه موشهای کانونهای #نفوذ شناسایی شد، بر همگان است که با صلابتی بیشتر، گلوی خیانت را فروبندند. وقتی حجت بر همگان تمام گشت و #خیانت، بیعدالتی، #تبعیض، دروغ و تهمتِ به اصطلاح «آقایان» به عیان دیده شد، اگر هزاران نفر نیز ادعای تأیید و حمایت این و آن را برایشان برشمرند، دیگر برای اهل #بصیرت کوچکترین اعتباری نخواهد داشت. چرا که به فرمودهٔ صاحب مثنوی، مولانا جلالالدین محمد بلخی:
آفتاب آمد دلیلِ آفتاب
گر دلیلت باید از وی رو متاب
هنگامی که خورشید #حقیقت طلوع کند، خودْ گواهِ خود است و اگر کسی همچنان در پیِ دلیل است، از حقیقت روی گردانده است.
والسلام علی من اتبع الهدی
#شبکه_جاسوسی_استان_اردبیل
#امام_جمعه_اردبیل
#مخاطب_خاص
#علی_رضایی
➖➖➖➖➖
🌐 بله، تلگرام، ایتا، تیکتاک، ایکس
👇
🆔 @sardabir313
Forwarded from سردبیر سایت ضیاءالصالحین
سرچشمهٔ این روایتها کجاست؟!
آیا مواضع امروزین خویش را با محک حقیقت میسنجند؟!
اگر وفاداری به مکتب حاجقاسم را ادعا میکنند، حتماً ابتدا باید سجدهٔ شکری از رد درخواست خود بهجای آورند، و از یادگار او با غیرت و خرد مراقبت نمایند، نه آنکه به بهانههای گوناگون، بر آن مکتب بتازند و در بازههای زمانی مختلف از آن وقایع، بهرهای سیاسی بجویند.
امید آنکه راویان، همواره با مردم دلی صادق داشته و تمامی ماجرا را – نه بخشی گزینشی از آن – بازگویند. همانان که امروز دربارهٔ «ضیاءالصالحین» نیز رویهای مشابه در پیش گرفتهاند، که به هنگامهاش، إنشاءالله به آن هم خواهیم پرداخت.
رونوشت به:
#شبکه_جاسوسی_استان_اردبیل
#امام_جمعه_اردبیل
#پروژه_کاح
#نفوذ
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from سردبیر سایت ضیاءالصالحین
نخست، اخلاص در نیت و محوریت شخصیت تمدنساز و تربیتی گوینده؛
دوم، بیان مطالبی که در عمق جان مخاطبان نفوذ کند و آنان با تمام وجود، حقیقت تبیینشده را درک نمایند؛
و سوم، چنان بشارت و سکینهای الهی به شنوندگان ارزانی دارد که نویدبخش روزهای شیرین آینده باشد و اندیشهها را به اقناعی ژرف برساند.
بدینسان، هر اجتماع مردمی به گامی بلند در مسیر تمدن نوین اسلامی و زمینهسازی برای ظهور منجی عالم بشریت تبدیل خواهد شد. إنشاءالله
﴿ وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ.﴾ (انبیاء، ۱۰۵)
به امید روزها و فرداهای روشن.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM