📽Salò,Or The 120 Days Of Sodom {1975}
سالو یا ۱۲۰ روزِ سودوم ،فیلمی هنری که باعث مرگ و ترور شدن کارگردانش(پازولینی)شد.
فیلم به علت خشونت سادیسمی عریان و گرافیکش از زمان انتشار تا به حال جنجالی بودهاست. در برخی کشورها نیز این فیلم همچنان ممنوع است.
بله!سالو یه فیلم تهوع آور و تکاندهندس که با تک تک سلول های بدنتون آمیخته میشه.یه فیلم ساده و هیجانی نیست که برای دو ساعت پشت تلویزیون ببینیمش و بعدش هیچ احساسی بهمون دست نده.
سالو بدون دخالت دنیای ماورا طبیعه و جن و پری و هیولا میتونه باعث انزجار و ترستون بشه جوری که نتونین واقعیت دنیا رو تحمل کنین.
•پازولینی آینده ی انسان را در سایه ی تهدیدآمیز و سرکوب گر تفکری می بیند که فرای بورژوازی و سادیسم و فاشیسم دارای ایدئولوژی ترسناکی ست که نیروهای بالقوه ی نگرش های پیشین را می گیرد و در آمیزه ای خطرناک صاحب تفکر را به حیوانی تمام عیار با ظاهر آراسته ی انسان متمدن تبدیل می کند.طوری که نمی شود این تفکر و صاحب اش را در یک جمع بازشناخت.پازولینی مرزهای استعاره ی زمانه اش را در هم می شکند و هشدار می دهد از جهان بی معنای تهی از هر نوع بینش ثابت و متعهدانه که به یک لغزش ساده می توان در دام آن گرفتار شد.
«داستان» مثل یک «خوره» توهمات را پس می زند و دنیایی را رو به ما قرار می دهد که هر لحظه تحمل آن سخت تر می شود.
•فیلم در ایالتی اشغالشده در قسمت آلمانی ایتالیا در سال ۱۹۴۴ میگذرد. فیلم به تقلید از کمدی الهی دانته به چهار بخش ورودی جهنم، محفل هوس، محفل مدفوع و محفل خون تقسیم شدهاست.
چهار مرد اصلی ماجرا به ترتیب دوک، اسقف، عالیجناب و رئیسجمهور خوانده میشوند. آنها در ابتدا موافقت میکنند که با دختران همدیگر ازدواج کنند. آنها با کمک افراد خود ۸ دختر و پسر جوان را میدزدند و به منطقهٔ مارزابوتو میبرند. در آنجا آنها بوسیله این دختران و پسران جوان و با کمک ۴ روسپی کهنهکار به اعمال شنیع با آنها میپردازند و خود را ارضا میکنند.
پ.ن:اگه روحیهٔ قوی و توانایی بالا دارین و دوست دارین خودتون رو تو چالش های جدید بذارین این فیلم رو ببینین.
این فیلم فوق العادس اما به شدت احتیاج به درک بالا داره.شاید فقط اندکی از ادما تونستن این فیلم رو درک کنن و اگه دیدین و حالتون بد شد فحش دادن به من کاملا آزاده! و اگه دیدین و خوشتون اومد و باعث شد این فیلم رو یه شاهکار بدونین،بازم فحش دادن به من آزاده :)!
• #Suggestion | #Drama #Art
[ @DialogBuff ]
سالو یا ۱۲۰ روزِ سودوم ،فیلمی هنری که باعث مرگ و ترور شدن کارگردانش(پازولینی)شد.
فیلم به علت خشونت سادیسمی عریان و گرافیکش از زمان انتشار تا به حال جنجالی بودهاست. در برخی کشورها نیز این فیلم همچنان ممنوع است.
بله!سالو یه فیلم تهوع آور و تکاندهندس که با تک تک سلول های بدنتون آمیخته میشه.یه فیلم ساده و هیجانی نیست که برای دو ساعت پشت تلویزیون ببینیمش و بعدش هیچ احساسی بهمون دست نده.
سالو بدون دخالت دنیای ماورا طبیعه و جن و پری و هیولا میتونه باعث انزجار و ترستون بشه جوری که نتونین واقعیت دنیا رو تحمل کنین.
•پازولینی آینده ی انسان را در سایه ی تهدیدآمیز و سرکوب گر تفکری می بیند که فرای بورژوازی و سادیسم و فاشیسم دارای ایدئولوژی ترسناکی ست که نیروهای بالقوه ی نگرش های پیشین را می گیرد و در آمیزه ای خطرناک صاحب تفکر را به حیوانی تمام عیار با ظاهر آراسته ی انسان متمدن تبدیل می کند.طوری که نمی شود این تفکر و صاحب اش را در یک جمع بازشناخت.پازولینی مرزهای استعاره ی زمانه اش را در هم می شکند و هشدار می دهد از جهان بی معنای تهی از هر نوع بینش ثابت و متعهدانه که به یک لغزش ساده می توان در دام آن گرفتار شد.
«داستان» مثل یک «خوره» توهمات را پس می زند و دنیایی را رو به ما قرار می دهد که هر لحظه تحمل آن سخت تر می شود.
•فیلم در ایالتی اشغالشده در قسمت آلمانی ایتالیا در سال ۱۹۴۴ میگذرد. فیلم به تقلید از کمدی الهی دانته به چهار بخش ورودی جهنم، محفل هوس، محفل مدفوع و محفل خون تقسیم شدهاست.
چهار مرد اصلی ماجرا به ترتیب دوک، اسقف، عالیجناب و رئیسجمهور خوانده میشوند. آنها در ابتدا موافقت میکنند که با دختران همدیگر ازدواج کنند. آنها با کمک افراد خود ۸ دختر و پسر جوان را میدزدند و به منطقهٔ مارزابوتو میبرند. در آنجا آنها بوسیله این دختران و پسران جوان و با کمک ۴ روسپی کهنهکار به اعمال شنیع با آنها میپردازند و خود را ارضا میکنند.
پ.ن:اگه روحیهٔ قوی و توانایی بالا دارین و دوست دارین خودتون رو تو چالش های جدید بذارین این فیلم رو ببینین.
این فیلم فوق العادس اما به شدت احتیاج به درک بالا داره.شاید فقط اندکی از ادما تونستن این فیلم رو درک کنن و اگه دیدین و حالتون بد شد فحش دادن به من کاملا آزاده! و اگه دیدین و خوشتون اومد و باعث شد این فیلم رو یه شاهکار بدونین،بازم فحش دادن به من آزاده :)!
• #Suggestion | #Drama #Art
[ @DialogBuff ]
📽Only Lovers Left Alive {2013}
تنها عاشقان زنده میمانند یه غزل شاعرانه از کارگردان هنرمند مستقل آمریکا،جیم جارموشه.
دربارهی یک زوج خونآشام قرن پانزدهمی بهاسم آدام و ایو - همان آدم و حوای خودمان - است. دو خونآشام متشخص، آدابدان و خوددار که حتیالامکان نمیخواهند برای زنده ماندن به هیچکسی صدمه بزنند و در برابر تأمین خون مورد نیازشان از بیمارستانها، مبالغ هنگفتی پول پرداخت میکنند! دو دلدادهی کهن در دو قارهی دور از هم، آدام ساکن دیترویت (آمریکا) است و ایو در طنجه (مراکش) اقامت دارد. آدام و ایو قرنهاست زن و شوهرند اما طوری عاشقانه کنار یکدیگر قدم برمیدارند که دلدادگیشان از دو جوان تازهسال هم پرشورتر بهنظر میرسد. رابطهی آدام و ایو آنقدر عاشقانه و احترامآمیز است که حتی میتواند توسط مشاورین خانواده بهعنوان سرمشق عاشقانه زیستن مطرح شود!
آدام یک نوازنده، آهنگساز تراز اول، خورهی بهتماممعنای موسیقی و صاحب کلکسیونی ارزشمند از گیتارهای الکتریک است؛ هنرمندی نابغه، حساس، رُمانتیک، منزوی و تا حدی خودویرانگر که گویا آنقدر از خرابیهای جهان امروز و از دست رفتن شکوه و جلال گذشته به تنگ آمده که گاهی به خودکشی هم فکر میکند.
ایو اما باتجربهتر، گویی که قرنها بیشتر از آدام عمر کرده و جنس بشر را بهتر شناخته، ایو تنها کسی است که میتواند همسر باوفایش را آرام کند؛ برای همین به دیدنش میرود. زمانی که ایو برای دیدار آدام قصد دارد عازم دیترویت شود، در چمدانش فقط و فقط کتاب میگذارد. او طوری پرشور صفحات و کلمات کتابها را لمس میکند که پی میبریم ایو هم بدون شک، یک خورهی کتاب و دیوانهی ادبیات است. البته ایو از میان باقی هنرها، به رقص هم علاقه دارد. ایو بیشتر هنرشناسی قابل است تا یک هنرمند.
پ.ن:قطعا این فیلم با بقیهی فیلم های خون آشامی که دیدید فرق میکنه،اگه با سینمای جیم جارموش آشنا باشین کاملا دلیل این تفاوت رو متوجه میشین،فیلم اینقدر دارای نکات و لحظه های زیباست که متوجه گذر زمان نمیشین.
• #Suggestion | #Drama #Romance #Art #Fantasy
[ @DialogBuff ]
تنها عاشقان زنده میمانند یه غزل شاعرانه از کارگردان هنرمند مستقل آمریکا،جیم جارموشه.
دربارهی یک زوج خونآشام قرن پانزدهمی بهاسم آدام و ایو - همان آدم و حوای خودمان - است. دو خونآشام متشخص، آدابدان و خوددار که حتیالامکان نمیخواهند برای زنده ماندن به هیچکسی صدمه بزنند و در برابر تأمین خون مورد نیازشان از بیمارستانها، مبالغ هنگفتی پول پرداخت میکنند! دو دلدادهی کهن در دو قارهی دور از هم، آدام ساکن دیترویت (آمریکا) است و ایو در طنجه (مراکش) اقامت دارد. آدام و ایو قرنهاست زن و شوهرند اما طوری عاشقانه کنار یکدیگر قدم برمیدارند که دلدادگیشان از دو جوان تازهسال هم پرشورتر بهنظر میرسد. رابطهی آدام و ایو آنقدر عاشقانه و احترامآمیز است که حتی میتواند توسط مشاورین خانواده بهعنوان سرمشق عاشقانه زیستن مطرح شود!
آدام یک نوازنده، آهنگساز تراز اول، خورهی بهتماممعنای موسیقی و صاحب کلکسیونی ارزشمند از گیتارهای الکتریک است؛ هنرمندی نابغه، حساس، رُمانتیک، منزوی و تا حدی خودویرانگر که گویا آنقدر از خرابیهای جهان امروز و از دست رفتن شکوه و جلال گذشته به تنگ آمده که گاهی به خودکشی هم فکر میکند.
ایو اما باتجربهتر، گویی که قرنها بیشتر از آدام عمر کرده و جنس بشر را بهتر شناخته، ایو تنها کسی است که میتواند همسر باوفایش را آرام کند؛ برای همین به دیدنش میرود. زمانی که ایو برای دیدار آدام قصد دارد عازم دیترویت شود، در چمدانش فقط و فقط کتاب میگذارد. او طوری پرشور صفحات و کلمات کتابها را لمس میکند که پی میبریم ایو هم بدون شک، یک خورهی کتاب و دیوانهی ادبیات است. البته ایو از میان باقی هنرها، به رقص هم علاقه دارد. ایو بیشتر هنرشناسی قابل است تا یک هنرمند.
پ.ن:قطعا این فیلم با بقیهی فیلم های خون آشامی که دیدید فرق میکنه،اگه با سینمای جیم جارموش آشنا باشین کاملا دلیل این تفاوت رو متوجه میشین،فیلم اینقدر دارای نکات و لحظه های زیباست که متوجه گذر زمان نمیشین.
• #Suggestion | #Drama #Romance #Art #Fantasy
[ @DialogBuff ]
📽The Lobster {2015}
در آیندهای کابوسوار، افراد مجرد مجبورند حیوانی را انتخاب کرده و ظرف مدت ۴۵ روز یک شریک زندگی برای خود بیابند؛ و اگر در طول این زمان در این امر موفق نشوند به حیوانی که انتخاب کرده اند بدل میشوند و آنها را در جنگل رها میکنند...
قبل تر از لانتیموس فیلم دندان نیش یا همون داگتوث رو معرفی کردیم که اگه دیده باشین متوجه فضاسازی های قوی و فیلم نامهی فوق العادش شدین.
فیلم خرچنگ هم به شیوه ای دیگر هم دیکتاتوری و هم عشق را به عجیب ترین و منحصر به فرد ترین حالا ممکن بر روی پردهی سینما میکشد.
این فیلم سومین فیلم بلند لانتیموس و اولین فیلم انگلیسی زبان این کارگردان یونانی، او را به عنوان یک کارگردان نامتعارف و صاحب سبک معرفی کرد. لانتیموس قبل از آن بوسیلهی “دندان نیش” در بین جشنوارههای سینما و منتقدین شهرت و هوادار کسب کرد و بعد با “خرچنگ” سینمای خود را جهانی کرد. ویژگی های اصلی سینمای لانتیموس که در واقع آلمانهای “موج نو عجیب و غریب یونان” است، استفاده از زبان نمادین و پرداخت شخصیتهایی است که بازتابی از محیط و جامعهی دیوانه و نابسامان امروز است.
در “خرچنگ” لانتیموس جهانی را تصویر میکند که جسم بردگی ذهن را میکند ، مکانی که انسان ها به علت تنها بودن مجازات میشوند و به حیوان تبدیل میشوند. مکانی که مرزی بین انسان و حیوان نیست و مستقل بودن و منحصر و یکتا بودن انسان باعث مرگ او به عنوان یک انسان و تبدیل او به حیوان میشود. جایی که دیکتاتوری انسانها را مجبور به زوج بودن میکند، جایی که حقی برای گرفتن نیست. مفاهیم برایت تعریف میشوند و انسان ها خود قدرتی برای ادراک در تعریف مفاهیم و شرایط قرارگرفته در آن را ندارند.
پ.ن: این اثر واقعا یه فیلم خاص و فوق العادس و به نظرم نه این فیلم و نه سینمای منحصر به فرد و صاحب سبک لانتیموس رو از دست ندید.این فیلم هاست ک میتونه طرز فکر شمارو و طرز نگاه کردنتونو تغییر بده.
• #Suggestion | #Drama #Thriller
#Romance #Art
[ @DialogBuff ]
در آیندهای کابوسوار، افراد مجرد مجبورند حیوانی را انتخاب کرده و ظرف مدت ۴۵ روز یک شریک زندگی برای خود بیابند؛ و اگر در طول این زمان در این امر موفق نشوند به حیوانی که انتخاب کرده اند بدل میشوند و آنها را در جنگل رها میکنند...
قبل تر از لانتیموس فیلم دندان نیش یا همون داگتوث رو معرفی کردیم که اگه دیده باشین متوجه فضاسازی های قوی و فیلم نامهی فوق العادش شدین.
فیلم خرچنگ هم به شیوه ای دیگر هم دیکتاتوری و هم عشق را به عجیب ترین و منحصر به فرد ترین حالا ممکن بر روی پردهی سینما میکشد.
این فیلم سومین فیلم بلند لانتیموس و اولین فیلم انگلیسی زبان این کارگردان یونانی، او را به عنوان یک کارگردان نامتعارف و صاحب سبک معرفی کرد. لانتیموس قبل از آن بوسیلهی “دندان نیش” در بین جشنوارههای سینما و منتقدین شهرت و هوادار کسب کرد و بعد با “خرچنگ” سینمای خود را جهانی کرد. ویژگی های اصلی سینمای لانتیموس که در واقع آلمانهای “موج نو عجیب و غریب یونان” است، استفاده از زبان نمادین و پرداخت شخصیتهایی است که بازتابی از محیط و جامعهی دیوانه و نابسامان امروز است.
در “خرچنگ” لانتیموس جهانی را تصویر میکند که جسم بردگی ذهن را میکند ، مکانی که انسان ها به علت تنها بودن مجازات میشوند و به حیوان تبدیل میشوند. مکانی که مرزی بین انسان و حیوان نیست و مستقل بودن و منحصر و یکتا بودن انسان باعث مرگ او به عنوان یک انسان و تبدیل او به حیوان میشود. جایی که دیکتاتوری انسانها را مجبور به زوج بودن میکند، جایی که حقی برای گرفتن نیست. مفاهیم برایت تعریف میشوند و انسان ها خود قدرتی برای ادراک در تعریف مفاهیم و شرایط قرارگرفته در آن را ندارند.
پ.ن: این اثر واقعا یه فیلم خاص و فوق العادس و به نظرم نه این فیلم و نه سینمای منحصر به فرد و صاحب سبک لانتیموس رو از دست ندید.این فیلم هاست ک میتونه طرز فکر شمارو و طرز نگاه کردنتونو تغییر بده.
• #Suggestion | #Drama #Thriller
#Romance #Art
[ @DialogBuff ]
📽My Life to Live {1962}
خوب به مناسبت روز جهانی زن این فیلم رو معرفی میکنیم!
واقعا وقتی از ژان لوک گدار و فیلماش حرف میزنیم نیاز به چیدن هیچ نوع مقدمه ای نیست چون تقریبا اونقدر برای همهی مخاطبان سینما آشنا هست که بهتر باشه سریعا رفت سر اصل مطلب.
مثل خیلی از فرانسوی های دیگه گدار هم یه اسطورهی انقلابیه که به نقد جامعه میپردازه.فیلم با جمله ای از میشل دو مونتنی فیلسوف فرانسوی آغاز می شود که «خودت را به دیگران قرض بده، اما خودت را تنها به خودت بده».این جمله خلاصه توصیه کارگردان و زندگی نانا شخصیت اول داستان است. نانا در این فیلم نماد انسان آزادی خواه است که در زندان جهان اطرافش گرفتار شده است. سرمایه نانا عشق (یا همان جست و جو به دنبال عشق) است، چرا که عشق همان حقیقت هستی است. اما این سرمایه برای زیستن در خانه ای کوچک و گذران زندگی کفایت نمی کند. جامعه به شکلی درآمده که همه به دنبال کسب سود بیشتر و تسلط بر دیگران هستند. نماد این سلطه جویی در فیلم گدار، مردان سودجو هستند. همسر نانا و رائول هر دو به فکر خودشان هستند و برای زندگی او هیچ ارزشی قائل نیستند.گدار در تفکر و فیلمسازی سبک خاص خود را دارد. او تحت تاثیر نویسندگان دیگر موج نوی فرانسه و همچنین برتولت برشت معتقد بود شخصیت های داستان کمتر از افکارشان مهم هستند.
در این فیلم هم آنا کارینا (همسر اول گدار) نقش آفرینی میکنه و یکی از جذابیت های اصلی فیلم بازی اونه.
پ.ن: بنظرم اصلا این شاهکار فرانسوی رو از دست ندید زمان زیادی هم نداره و واقعا باعث میشه دید انسان نسبت به زندگی و جامعه عوض شه بخصوص در جامعه هایی مثل ما که به تغییرات خیلی زیادی نیازمنده.
• #Suggestion | #Drama #Art
[ @DialogBuff ]
خوب به مناسبت روز جهانی زن این فیلم رو معرفی میکنیم!
واقعا وقتی از ژان لوک گدار و فیلماش حرف میزنیم نیاز به چیدن هیچ نوع مقدمه ای نیست چون تقریبا اونقدر برای همهی مخاطبان سینما آشنا هست که بهتر باشه سریعا رفت سر اصل مطلب.
مثل خیلی از فرانسوی های دیگه گدار هم یه اسطورهی انقلابیه که به نقد جامعه میپردازه.فیلم با جمله ای از میشل دو مونتنی فیلسوف فرانسوی آغاز می شود که «خودت را به دیگران قرض بده، اما خودت را تنها به خودت بده».این جمله خلاصه توصیه کارگردان و زندگی نانا شخصیت اول داستان است. نانا در این فیلم نماد انسان آزادی خواه است که در زندان جهان اطرافش گرفتار شده است. سرمایه نانا عشق (یا همان جست و جو به دنبال عشق) است، چرا که عشق همان حقیقت هستی است. اما این سرمایه برای زیستن در خانه ای کوچک و گذران زندگی کفایت نمی کند. جامعه به شکلی درآمده که همه به دنبال کسب سود بیشتر و تسلط بر دیگران هستند. نماد این سلطه جویی در فیلم گدار، مردان سودجو هستند. همسر نانا و رائول هر دو به فکر خودشان هستند و برای زندگی او هیچ ارزشی قائل نیستند.گدار در تفکر و فیلمسازی سبک خاص خود را دارد. او تحت تاثیر نویسندگان دیگر موج نوی فرانسه و همچنین برتولت برشت معتقد بود شخصیت های داستان کمتر از افکارشان مهم هستند.
در این فیلم هم آنا کارینا (همسر اول گدار) نقش آفرینی میکنه و یکی از جذابیت های اصلی فیلم بازی اونه.
پ.ن: بنظرم اصلا این شاهکار فرانسوی رو از دست ندید زمان زیادی هم نداره و واقعا باعث میشه دید انسان نسبت به زندگی و جامعه عوض شه بخصوص در جامعه هایی مثل ما که به تغییرات خیلی زیادی نیازمنده.
• #Suggestion | #Drama #Art
[ @DialogBuff ]
📽The Killing of a Sacred Deer {2017}
«کشتن گوزن مقدس» ششمین فیلم بلندِ یورگوس لانتیموس!
قبل تر دو تا دیگه از کارای فوق العادشو معرفی کردم یعنی «داکتوث» و «لابستر».
این فیلم هم متاثر از دو اثر قبلی اما خیلی متفاوت و خاصه.
یه تراژدی عجیب که واقعا نمیشه بعد از دیدنش تا چند روز بهش فکر نکرد.
این رو هم حتما بگم که این فیلم تو سال ۲۰۱۷ برندهی جایزهی بهترین فیلمنامه از جشنوارهی کن شد!!!
گوزن مقدس همونطور که از اسمش پیداست به اسطورهی آگاممنون اشاره داره این افسانه اینطوریه که
در آغاز جنگ تروا، زمانی که آگاممنون به اولیس رسید، در بیشه مقدس آرتمیس، گوزنی را به صورتی اتفاق کشت. این توهین او به خدایان باعث شد آرتمیس خشمگین شده و طوفانی برانگیزد و آگاممنون به خاطر جبران این اشتباهش دخترش بزرگش ایفیگنیا را برای قرونشاندن خشم آرتمیس قربانی کند. اما آرتمیس به جای ایفیگنیا، گوزنی را به محراب برای قربانی میفرستند.
لانتیموس با توجه به ملیت یونانیش و تولدش در آتن مشخصا با اسطوره و فلسفهی یونان از بچگی درآمیخته و به متفکر عجیبی تبدیل شده که امروز میبینیم!
این فیلم از تک تک فلسفهی یونان متاثره و در نهایت یه اثر فوق العاده رو به تصویر میکشه که البته از نماها و فیلمبرداری بی نظیر هم بهرهمنده.
بازی نیکول کیدمن توی فیلم خیلی خوب دیده میشه و همینطور فضاسازی و موسیقی متن اثر کاملا با درونمایه اثر همخوانی داره.
پ.ن: اگه بقیهی اثار لانتیموس رو دیدین باید بدونین که دقیقا به زیبایی هموناست و اگه دوس نداشتین و با نماهای شاید خشن شاید هم هیستریک فیلم مشکل داشتید این اثر رو نبینید بهتره.
در کل باید بگم با یه شاهکار جدید روبرو هستید که ممکنه تموم برداشتی که از مفاهیم تو ذهنتشون داشتین رو تغییر بده.
• #Suggestion | #Drama #Mystery #Thriller #Art
[ @DialogBuff ]
«کشتن گوزن مقدس» ششمین فیلم بلندِ یورگوس لانتیموس!
قبل تر دو تا دیگه از کارای فوق العادشو معرفی کردم یعنی «داکتوث» و «لابستر».
این فیلم هم متاثر از دو اثر قبلی اما خیلی متفاوت و خاصه.
یه تراژدی عجیب که واقعا نمیشه بعد از دیدنش تا چند روز بهش فکر نکرد.
این رو هم حتما بگم که این فیلم تو سال ۲۰۱۷ برندهی جایزهی بهترین فیلمنامه از جشنوارهی کن شد!!!
گوزن مقدس همونطور که از اسمش پیداست به اسطورهی آگاممنون اشاره داره این افسانه اینطوریه که
در آغاز جنگ تروا، زمانی که آگاممنون به اولیس رسید، در بیشه مقدس آرتمیس، گوزنی را به صورتی اتفاق کشت. این توهین او به خدایان باعث شد آرتمیس خشمگین شده و طوفانی برانگیزد و آگاممنون به خاطر جبران این اشتباهش دخترش بزرگش ایفیگنیا را برای قرونشاندن خشم آرتمیس قربانی کند. اما آرتمیس به جای ایفیگنیا، گوزنی را به محراب برای قربانی میفرستند.
لانتیموس با توجه به ملیت یونانیش و تولدش در آتن مشخصا با اسطوره و فلسفهی یونان از بچگی درآمیخته و به متفکر عجیبی تبدیل شده که امروز میبینیم!
این فیلم از تک تک فلسفهی یونان متاثره و در نهایت یه اثر فوق العاده رو به تصویر میکشه که البته از نماها و فیلمبرداری بی نظیر هم بهرهمنده.
بازی نیکول کیدمن توی فیلم خیلی خوب دیده میشه و همینطور فضاسازی و موسیقی متن اثر کاملا با درونمایه اثر همخوانی داره.
پ.ن: اگه بقیهی اثار لانتیموس رو دیدین باید بدونین که دقیقا به زیبایی هموناست و اگه دوس نداشتین و با نماهای شاید خشن شاید هم هیستریک فیلم مشکل داشتید این اثر رو نبینید بهتره.
در کل باید بگم با یه شاهکار جدید روبرو هستید که ممکنه تموم برداشتی که از مفاهیم تو ذهنتشون داشتین رو تغییر بده.
• #Suggestion | #Drama #Mystery #Thriller #Art
[ @DialogBuff ]
📽Paris, Texas {1984}
اولین چیزی که میشه درمورد این شاهکار ویم وندرز راجع بهش صحبت کرد جادهست.
اکستریم لانگ شات های پشت سر هم از بیابان های آمریکا و موسیقی فالکی که سرتاسر فیلم باهاش همراهین.
فیلم به ارومی داستان رو روایت میکنه جوری که با شخصیت ها و فضا خو بگیرین و حس کنین نه یه تماشاگر بلکه بخشی از فیلمین.
داستانِ بازگشت یه ادم به زندگی عادی یه ادم که چهار سال عمرشو تو بیابون سر کرده و حالا برگشته تا گذشتشو بیاد بیاره و ارزش های قبلیشو دوباره برای خودش تعریف کنه.
سینمای مدرن،جایی که ادما رو بوسیله ساختمونا،دیوارا،شهر و فضاها میشناسیم.
آدم هایی که کم حرفن و ما اروم به درونشون وارد میشیم و نکات مشترک خودمون با اونا رو درک میکنیم و شباهتا رو پیدا میکنیم.
فیلم هایی از این دست که نه با نشون دادن و به تصویر کشیدن زجر که با سکوت و حرف هایی که هیچوقت زده نمیشن میشه به عمق رنج این شخصیت ها پی برد.
فیلم با بیابون شروع میشه بیابونی که بیانگر تراویسه و شبیه به یه فیلم وسترن.
اما از وسترن باید رد شد و فقط گذشتهی مبهم مردانِ وسترن رو وام گرفت و یه دنیای کاملا جدید خلق کرد.
رنگ ها در نماهای وندرز خودشون رو جلو میبرن و با آبی که بیانگر انزواست و قرمزی عشق ترکیب میشن.
چیزی که مدام در طول فیلم به آن تاکید میشود وضعیت و رفتار حال انسان هاست نه دلایل آن!
این فیلم با فرهنگ امریکا در هم تنیده و ارجاعاتی هم به سینمای فرانسه داره البته باید به این اشاره کرد که ویم وندرز یه کارگردان المانیه پس نمیشه به راحتی از تاثیر آلمان هم روی فیلم گذشت.
بنظرم با یه اثر خاص روبرو هستید چیزی خیلی جدا از فیلم های کلیشه ای امروزی چیزی که قراره ارزش های شمارو از نو بسازه.
پ.ن: بنظرم این فیلم برای کسایی که دوست دارن داستان اروم اروم براشون تعریف بشه و از نماهای بلند و صدای گیتار لذت ببرن خیلی میتونه لذت بخش باشه.همهی این چیزا رو هم باعث شد که این فیلم در سال ۱۹۸۴ برندهی نخل طلای جشنوارهی کن بشه،به شدت پیشنهادش میکنم.
• #Suggestion | #Drama #Art #Romance #Indie
[ @DialogBuff ]
اولین چیزی که میشه درمورد این شاهکار ویم وندرز راجع بهش صحبت کرد جادهست.
اکستریم لانگ شات های پشت سر هم از بیابان های آمریکا و موسیقی فالکی که سرتاسر فیلم باهاش همراهین.
فیلم به ارومی داستان رو روایت میکنه جوری که با شخصیت ها و فضا خو بگیرین و حس کنین نه یه تماشاگر بلکه بخشی از فیلمین.
داستانِ بازگشت یه ادم به زندگی عادی یه ادم که چهار سال عمرشو تو بیابون سر کرده و حالا برگشته تا گذشتشو بیاد بیاره و ارزش های قبلیشو دوباره برای خودش تعریف کنه.
سینمای مدرن،جایی که ادما رو بوسیله ساختمونا،دیوارا،شهر و فضاها میشناسیم.
آدم هایی که کم حرفن و ما اروم به درونشون وارد میشیم و نکات مشترک خودمون با اونا رو درک میکنیم و شباهتا رو پیدا میکنیم.
فیلم هایی از این دست که نه با نشون دادن و به تصویر کشیدن زجر که با سکوت و حرف هایی که هیچوقت زده نمیشن میشه به عمق رنج این شخصیت ها پی برد.
فیلم با بیابون شروع میشه بیابونی که بیانگر تراویسه و شبیه به یه فیلم وسترن.
اما از وسترن باید رد شد و فقط گذشتهی مبهم مردانِ وسترن رو وام گرفت و یه دنیای کاملا جدید خلق کرد.
رنگ ها در نماهای وندرز خودشون رو جلو میبرن و با آبی که بیانگر انزواست و قرمزی عشق ترکیب میشن.
چیزی که مدام در طول فیلم به آن تاکید میشود وضعیت و رفتار حال انسان هاست نه دلایل آن!
این فیلم با فرهنگ امریکا در هم تنیده و ارجاعاتی هم به سینمای فرانسه داره البته باید به این اشاره کرد که ویم وندرز یه کارگردان المانیه پس نمیشه به راحتی از تاثیر آلمان هم روی فیلم گذشت.
بنظرم با یه اثر خاص روبرو هستید چیزی خیلی جدا از فیلم های کلیشه ای امروزی چیزی که قراره ارزش های شمارو از نو بسازه.
پ.ن: بنظرم این فیلم برای کسایی که دوست دارن داستان اروم اروم براشون تعریف بشه و از نماهای بلند و صدای گیتار لذت ببرن خیلی میتونه لذت بخش باشه.همهی این چیزا رو هم باعث شد که این فیلم در سال ۱۹۸۴ برندهی نخل طلای جشنوارهی کن بشه،به شدت پیشنهادش میکنم.
• #Suggestion | #Drama #Art #Romance #Indie
[ @DialogBuff ]
📽The Double Life of Veronique {1991}
اثری شگفت انگیز و ماورایی از کریستف کیشلوفسکی:
“یه روز دو تا دختر،تو دو تا مکان مختلف بدنیا اومدن...
یکیشون توی لهستان و اون یکی فرانسه اونا جفتشون چشمای سبز و موهای کوتاه قهوه ای داشتن و از تماس حلقهی فلزی زیر چشماشون و بارون لذت میبردن.
یه روز یکی از اونا دستش رو با اجاق میسوزونه و اون یکی بدون اینکه بدونه سریع میره به سمت اجاق،خودشم نمیدونه چرا اینکارو میکنه و میخواد دستشو با اجاق بسوزونه اما قبل از اینکه آسیب ببینه دستشو میکشه عقب!”
روبر برسون فیلمسازِ بزرگ فرانسوی توی یکی از مصاحبه هاش میگه کاش مردم قبل از اینکه بخوان یه فیلمو بفهمن اونو حس کنن!
شاید واقعا منظور برسون از حس کردن دیدنِ همین فیلم باشه.
زندگی دوگانهی ورونیکا یکی از بزرگترین اثر های حسی سینماست و بنظرم بهترین فیلم تو سال خودش اما از اینا که بگذریم...
باید بگم این فیلم یه فیلم با نورپردازی سبز و زرد و فضای گرم و دلپذیریه که هر پلان با موسیقیِ فوق العاده ای گره خورده و یاد آورِ پاییزه!
عشق شاید یکی از مهم ترین مفاهیم این فیلم باشه که بوسیله کلمات،تصاویر برعکس توی گوی های شیشه ای،موسیقی،بوسه هایی که رد و بدل میشه،نورِ سبز کدر،برگ های پاییزی،گروه های کرِ متوازن،دست های کوچیک بچه هایی که ویالون سل میزنن،کتاب ها،نمایش های عروسکی و... توی فیلم جای خودشو محکم میکنه.
این یه اثر ماورایی و پر رمز و راز از کریستف کیشلوفسکیه که فرصتی به گشایش این راز ها در طول فیلم نمیده اما میشه با تموم وجود اونا رو حس و عمیقا درکشون کرد.
فیلم زندگی دو تا دختره که جاهای مختلفی زندگی میکنن و علایق مشترکی دارن و بدون اینکه از وجود همدیگه خبری داشته باشن متوجه این دوگانگی هستن.
انگار که یه دیالکتیک عمیق بین مرگ و زندگیه که بوسیله دوتا شخصیت همزاد بیان میشه.
یه داستان،دو تا دختر و هزار تا تفسیر و برداشت فلسفی...
پ.ن: یه فیلم عمیق،جادویی و عاشقانه که دیدنش میتونه احساسات متفاوت و بی نظیری به مخاطب وارد کنه.
• #Suggestion | #Drama #Mystery #Romance #Music #Art
[ @DialogBuff ]
اثری شگفت انگیز و ماورایی از کریستف کیشلوفسکی:
“یه روز دو تا دختر،تو دو تا مکان مختلف بدنیا اومدن...
یکیشون توی لهستان و اون یکی فرانسه اونا جفتشون چشمای سبز و موهای کوتاه قهوه ای داشتن و از تماس حلقهی فلزی زیر چشماشون و بارون لذت میبردن.
یه روز یکی از اونا دستش رو با اجاق میسوزونه و اون یکی بدون اینکه بدونه سریع میره به سمت اجاق،خودشم نمیدونه چرا اینکارو میکنه و میخواد دستشو با اجاق بسوزونه اما قبل از اینکه آسیب ببینه دستشو میکشه عقب!”
روبر برسون فیلمسازِ بزرگ فرانسوی توی یکی از مصاحبه هاش میگه کاش مردم قبل از اینکه بخوان یه فیلمو بفهمن اونو حس کنن!
شاید واقعا منظور برسون از حس کردن دیدنِ همین فیلم باشه.
زندگی دوگانهی ورونیکا یکی از بزرگترین اثر های حسی سینماست و بنظرم بهترین فیلم تو سال خودش اما از اینا که بگذریم...
باید بگم این فیلم یه فیلم با نورپردازی سبز و زرد و فضای گرم و دلپذیریه که هر پلان با موسیقیِ فوق العاده ای گره خورده و یاد آورِ پاییزه!
عشق شاید یکی از مهم ترین مفاهیم این فیلم باشه که بوسیله کلمات،تصاویر برعکس توی گوی های شیشه ای،موسیقی،بوسه هایی که رد و بدل میشه،نورِ سبز کدر،برگ های پاییزی،گروه های کرِ متوازن،دست های کوچیک بچه هایی که ویالون سل میزنن،کتاب ها،نمایش های عروسکی و... توی فیلم جای خودشو محکم میکنه.
این یه اثر ماورایی و پر رمز و راز از کریستف کیشلوفسکیه که فرصتی به گشایش این راز ها در طول فیلم نمیده اما میشه با تموم وجود اونا رو حس و عمیقا درکشون کرد.
فیلم زندگی دو تا دختره که جاهای مختلفی زندگی میکنن و علایق مشترکی دارن و بدون اینکه از وجود همدیگه خبری داشته باشن متوجه این دوگانگی هستن.
انگار که یه دیالکتیک عمیق بین مرگ و زندگیه که بوسیله دوتا شخصیت همزاد بیان میشه.
یه داستان،دو تا دختر و هزار تا تفسیر و برداشت فلسفی...
پ.ن: یه فیلم عمیق،جادویی و عاشقانه که دیدنش میتونه احساسات متفاوت و بی نظیری به مخاطب وارد کنه.
• #Suggestion | #Drama #Mystery #Romance #Music #Art
[ @DialogBuff ]
📽Climax {2018}
این آخرین اثر گاسپار نوئه فیلمساز پست مدرن آرژانتینیه.
اگه حتی یکی از فیلم های قبل ترشو دیده باشین سبک کار گاسپار دستتون اومده (بازگشت ناپذیز،ورود به خلأ،عشق و...)
اما خوب این فیلم همونجور که از اسمش پیداست یه نقطهی اوج توی کارنامهی گاسپار حساب میشه.
بعضی از افراد توی این دنیا هستن که دغدغه دارن برای همین از خودشون یه تک میسازن یه ادمی که فقط یکی از خودش وجود داره دغدغهی اینکه ترس های انسان رو با نور پردازی و سوژه های عجیب به تصویر بکشن دغدغهی اینکه تاریک ترین وجه وجود آدمی رو تو یه قالب خیلی نو و جدید نشون بدن،فیلمای گاسپار شاید مورد علاقهی خیلیا نباشه اما قطعا شگفت زدتون میکنه.
اما کلایمکس!
محصول سال ۲۰۱۸ گاسپار به معنی اورگاسم یا نقطهی اوج که توی فرانسه پر میشه.
این فیلم درمورد یه گروه رقص حرفه ایه که یه ساختمون برای تمرین اجاره کردن و پر از آدمای مختلفیه که هرکدومشون رویاها و دغدغه های مختلفی دارن اما اومدن اینجا تا بهترین خودشونو بذارن و برقصن و خوش بگذرونن.
اما اینکه همه چی همینجوری به همین سادگی که نیمه اول فیلم هست پیش میره یا نه چیزیه که خودتون باید ببینید.باید ببینید داستان حول محور حرفای کلیشه ای و حرکات رقص عجیب و غریب دنسرا میچرخه یا این فقط یه شروع برای یه قصهی فوق العادست؟
مهم ترین عنصر این فیلم نور پردازی بی نظیرشه که با هر پلان حس خاصی رو به مخاطب میده و بیتِ یکنواختی که مدام سرتاسر فیلم تکرار میشه،زاویه های نامتعارف و حرکت های سرسام آور دوربین،صدای جیغ،رقص،سکس و...
ما خیلی نرم و اروم با شخصیت ها و رویاهاشون آشنا میشیم و بعدش اروم اروم میبینیم هیچی اونجوری که باید نیست انگار اینجا توی این فیلم یا بهتره بگم توی دنیای گاسپار هیچی بهتر مردن نیست..!
کلایمکس ترس و وجه تاریک انسان هاست که بی پرده و جسور حرفشو میزنه و بدون اینکه هیچ چیزی که تو ذهنشه رو حذف کنه بیانگر تموم وحشت این دنیاست!
پ.ن: این فیلم بی نقصه ولی خوب اگه پرنتز گایدش رو چک کنین میبینین که واقعا نمیشه با خانواده دید نه فقط بخاطر صحنه های نود یا سکس بلکه بخاطر خیلی چیز های دیگه...اگه دنبال چیزای جدید و نو هستید این فیلم رو ببینید.
• #Suggestion | #Art #Thriller #Dance #Drama
[ @DialogBuff ]
این آخرین اثر گاسپار نوئه فیلمساز پست مدرن آرژانتینیه.
اگه حتی یکی از فیلم های قبل ترشو دیده باشین سبک کار گاسپار دستتون اومده (بازگشت ناپذیز،ورود به خلأ،عشق و...)
اما خوب این فیلم همونجور که از اسمش پیداست یه نقطهی اوج توی کارنامهی گاسپار حساب میشه.
بعضی از افراد توی این دنیا هستن که دغدغه دارن برای همین از خودشون یه تک میسازن یه ادمی که فقط یکی از خودش وجود داره دغدغهی اینکه ترس های انسان رو با نور پردازی و سوژه های عجیب به تصویر بکشن دغدغهی اینکه تاریک ترین وجه وجود آدمی رو تو یه قالب خیلی نو و جدید نشون بدن،فیلمای گاسپار شاید مورد علاقهی خیلیا نباشه اما قطعا شگفت زدتون میکنه.
اما کلایمکس!
محصول سال ۲۰۱۸ گاسپار به معنی اورگاسم یا نقطهی اوج که توی فرانسه پر میشه.
این فیلم درمورد یه گروه رقص حرفه ایه که یه ساختمون برای تمرین اجاره کردن و پر از آدمای مختلفیه که هرکدومشون رویاها و دغدغه های مختلفی دارن اما اومدن اینجا تا بهترین خودشونو بذارن و برقصن و خوش بگذرونن.
اما اینکه همه چی همینجوری به همین سادگی که نیمه اول فیلم هست پیش میره یا نه چیزیه که خودتون باید ببینید.باید ببینید داستان حول محور حرفای کلیشه ای و حرکات رقص عجیب و غریب دنسرا میچرخه یا این فقط یه شروع برای یه قصهی فوق العادست؟
مهم ترین عنصر این فیلم نور پردازی بی نظیرشه که با هر پلان حس خاصی رو به مخاطب میده و بیتِ یکنواختی که مدام سرتاسر فیلم تکرار میشه،زاویه های نامتعارف و حرکت های سرسام آور دوربین،صدای جیغ،رقص،سکس و...
ما خیلی نرم و اروم با شخصیت ها و رویاهاشون آشنا میشیم و بعدش اروم اروم میبینیم هیچی اونجوری که باید نیست انگار اینجا توی این فیلم یا بهتره بگم توی دنیای گاسپار هیچی بهتر مردن نیست..!
کلایمکس ترس و وجه تاریک انسان هاست که بی پرده و جسور حرفشو میزنه و بدون اینکه هیچ چیزی که تو ذهنشه رو حذف کنه بیانگر تموم وحشت این دنیاست!
پ.ن: این فیلم بی نقصه ولی خوب اگه پرنتز گایدش رو چک کنین میبینین که واقعا نمیشه با خانواده دید نه فقط بخاطر صحنه های نود یا سکس بلکه بخاطر خیلی چیز های دیگه...اگه دنبال چیزای جدید و نو هستید این فیلم رو ببینید.
• #Suggestion | #Art #Thriller #Dance #Drama
[ @DialogBuff ]
📽Belle de Jour {1967}
وقتی از سینمای مدرن حرف میزنیم به ندرت میشه اسم لوییز بونوئل،کارگردان نابغهی اسپانیایی رو نیاریم!
توی کارنامهی بونوئل شاهکار های زیادی دیده میشه ار سگ اندلسی که به همراه سالوادور دالی نقاش سورئال ساخته شد گرفته تا جذابیت پنهان بورژوازی که تونست جوایز زیادی از جمله اسکار کسب کنه!
اما این فیلم شاید بین شاهکار های سینمایی اونطور که باید دیده نشده برای همین تصمیم گرفتم بهتون معرفیش کنم.
سورین (نقش اصلی فیلم)در یک جهان فانتزی به سر میبرد که در آن در برابر داراییهایش با هیچ مانعی روبرو نیست؛ یک زندگی کاملاً مرفه که مؤلفههای آن را یک همسر فوقالعاده جذاب و صادق، خانهای اعیانی در مرکز پاریس و وفور لذتهایی مانند اسکیت، تنیس و کافه نشینی تشکیل میدهند؛ اما دقیقاً همین امر است که او را به ملال و بیانگیزگی دچار میکند و میبینیم که تمایلی به همبستر شدن با همسرش یا مصاحبت با او را ندارد.
بنابراین سورین تصمیماتی میگیرد که بیننده را شگفت زده می
کند تصمیماتی که به ندرت از زیر تیغ قضاوت مخاطب میگریزند.
این اثر فرانسوی به فارسی «زیبای روز» ترجمه شده است و یکی از نقش افرینی های درخشندهی کاترین دنوو اسطورهی بازیگری در فرانسه است.
کسانی که سینمای بونوئل و نگاه موشکافانهی او را میشناسند می
دانند که عادت دارد ذات درونی انسان و عقده های بشری را به نمایش دراورد.
در این فیلم هم عقده ها،سادیسم و مازوخیسمی که درون هر یک از شخصیت ها نفوذ کرده را در فعالیت های مختلفشان از سکس گرفته تا طرز صحبت و نوع لباسشان میتوانیم ببینیم.
فیلم از رنگ بندی و طراحی صحنهی خاصی برخوردار است که با مفهوم و مقصود فیلم همراه است.
دیالوگ ها نیز بار مفهومی زیادی را بر دوش خود میکشند.
پ.ن: بل دو ژور یه فیلم جذابه که اصلا خسته کننده نیست،با یه پایان خیره کننده! اما کسایی که سینمای مدرن رو میشناسن باید این فیلم رو دنبال کنن وگرنه امکان داره ازش لذت نبرن.
بل دو ژور یه اثر فوق العادست که ادمو به تفکر وادار میکنه و در لایه های روانی مختلف بشر پژوهش میکنه.از دستش ندید!
• #Suggestion | #Drama #Comedy_Drama #Art
[ @DialogBuff ]
وقتی از سینمای مدرن حرف میزنیم به ندرت میشه اسم لوییز بونوئل،کارگردان نابغهی اسپانیایی رو نیاریم!
توی کارنامهی بونوئل شاهکار های زیادی دیده میشه ار سگ اندلسی که به همراه سالوادور دالی نقاش سورئال ساخته شد گرفته تا جذابیت پنهان بورژوازی که تونست جوایز زیادی از جمله اسکار کسب کنه!
اما این فیلم شاید بین شاهکار های سینمایی اونطور که باید دیده نشده برای همین تصمیم گرفتم بهتون معرفیش کنم.
سورین (نقش اصلی فیلم)در یک جهان فانتزی به سر میبرد که در آن در برابر داراییهایش با هیچ مانعی روبرو نیست؛ یک زندگی کاملاً مرفه که مؤلفههای آن را یک همسر فوقالعاده جذاب و صادق، خانهای اعیانی در مرکز پاریس و وفور لذتهایی مانند اسکیت، تنیس و کافه نشینی تشکیل میدهند؛ اما دقیقاً همین امر است که او را به ملال و بیانگیزگی دچار میکند و میبینیم که تمایلی به همبستر شدن با همسرش یا مصاحبت با او را ندارد.
بنابراین سورین تصمیماتی میگیرد که بیننده را شگفت زده می
کند تصمیماتی که به ندرت از زیر تیغ قضاوت مخاطب میگریزند.
این اثر فرانسوی به فارسی «زیبای روز» ترجمه شده است و یکی از نقش افرینی های درخشندهی کاترین دنوو اسطورهی بازیگری در فرانسه است.
کسانی که سینمای بونوئل و نگاه موشکافانهی او را میشناسند می
دانند که عادت دارد ذات درونی انسان و عقده های بشری را به نمایش دراورد.
در این فیلم هم عقده ها،سادیسم و مازوخیسمی که درون هر یک از شخصیت ها نفوذ کرده را در فعالیت های مختلفشان از سکس گرفته تا طرز صحبت و نوع لباسشان میتوانیم ببینیم.
فیلم از رنگ بندی و طراحی صحنهی خاصی برخوردار است که با مفهوم و مقصود فیلم همراه است.
دیالوگ ها نیز بار مفهومی زیادی را بر دوش خود میکشند.
پ.ن: بل دو ژور یه فیلم جذابه که اصلا خسته کننده نیست،با یه پایان خیره کننده! اما کسایی که سینمای مدرن رو میشناسن باید این فیلم رو دنبال کنن وگرنه امکان داره ازش لذت نبرن.
بل دو ژور یه اثر فوق العادست که ادمو به تفکر وادار میکنه و در لایه های روانی مختلف بشر پژوهش میکنه.از دستش ندید!
• #Suggestion | #Drama #Comedy_Drama #Art
[ @DialogBuff ]