📽Paris, Texas {1984}
اولین چیزی که میشه درمورد این شاهکار ویم وندرز راجع بهش صحبت کرد جادهست.
اکستریم لانگ شات های پشت سر هم از بیابان های آمریکا و موسیقی فالکی که سرتاسر فیلم باهاش همراهین.
فیلم به ارومی داستان رو روایت میکنه جوری که با شخصیت ها و فضا خو بگیرین و حس کنین نه یه تماشاگر بلکه بخشی از فیلمین.
داستانِ بازگشت یه ادم به زندگی عادی یه ادم که چهار سال عمرشو تو بیابون سر کرده و حالا برگشته تا گذشتشو بیاد بیاره و ارزش های قبلیشو دوباره برای خودش تعریف کنه.
سینمای مدرن،جایی که ادما رو بوسیله ساختمونا،دیوارا،شهر و فضاها میشناسیم.
آدم هایی که کم حرفن و ما اروم به درونشون وارد میشیم و نکات مشترک خودمون با اونا رو درک میکنیم و شباهتا رو پیدا میکنیم.
فیلم هایی از این دست که نه با نشون دادن و به تصویر کشیدن زجر که با سکوت و حرف هایی که هیچوقت زده نمیشن میشه به عمق رنج این شخصیت ها پی برد.
فیلم با بیابون شروع میشه بیابونی که بیانگر تراویسه و شبیه به یه فیلم وسترن.
اما از وسترن باید رد شد و فقط گذشتهی مبهم مردانِ وسترن رو وام گرفت و یه دنیای کاملا جدید خلق کرد.
رنگ ها در نماهای وندرز خودشون رو جلو میبرن و با آبی که بیانگر انزواست و قرمزی عشق ترکیب میشن.
چیزی که مدام در طول فیلم به آن تاکید میشود وضعیت و رفتار حال انسان هاست نه دلایل آن!
این فیلم با فرهنگ امریکا در هم تنیده و ارجاعاتی هم به سینمای فرانسه داره البته باید به این اشاره کرد که ویم وندرز یه کارگردان المانیه پس نمیشه به راحتی از تاثیر آلمان هم روی فیلم گذشت.
بنظرم با یه اثر خاص روبرو هستید چیزی خیلی جدا از فیلم های کلیشه ای امروزی چیزی که قراره ارزش های شمارو از نو بسازه.
پ.ن: بنظرم این فیلم برای کسایی که دوست دارن داستان اروم اروم براشون تعریف بشه و از نماهای بلند و صدای گیتار لذت ببرن خیلی میتونه لذت بخش باشه.همهی این چیزا رو هم باعث شد که این فیلم در سال ۱۹۸۴ برندهی نخل طلای جشنوارهی کن بشه،به شدت پیشنهادش میکنم.
• #Suggestion | #Drama #Art #Romance #Indie
[ @DialogBuff ]
اولین چیزی که میشه درمورد این شاهکار ویم وندرز راجع بهش صحبت کرد جادهست.
اکستریم لانگ شات های پشت سر هم از بیابان های آمریکا و موسیقی فالکی که سرتاسر فیلم باهاش همراهین.
فیلم به ارومی داستان رو روایت میکنه جوری که با شخصیت ها و فضا خو بگیرین و حس کنین نه یه تماشاگر بلکه بخشی از فیلمین.
داستانِ بازگشت یه ادم به زندگی عادی یه ادم که چهار سال عمرشو تو بیابون سر کرده و حالا برگشته تا گذشتشو بیاد بیاره و ارزش های قبلیشو دوباره برای خودش تعریف کنه.
سینمای مدرن،جایی که ادما رو بوسیله ساختمونا،دیوارا،شهر و فضاها میشناسیم.
آدم هایی که کم حرفن و ما اروم به درونشون وارد میشیم و نکات مشترک خودمون با اونا رو درک میکنیم و شباهتا رو پیدا میکنیم.
فیلم هایی از این دست که نه با نشون دادن و به تصویر کشیدن زجر که با سکوت و حرف هایی که هیچوقت زده نمیشن میشه به عمق رنج این شخصیت ها پی برد.
فیلم با بیابون شروع میشه بیابونی که بیانگر تراویسه و شبیه به یه فیلم وسترن.
اما از وسترن باید رد شد و فقط گذشتهی مبهم مردانِ وسترن رو وام گرفت و یه دنیای کاملا جدید خلق کرد.
رنگ ها در نماهای وندرز خودشون رو جلو میبرن و با آبی که بیانگر انزواست و قرمزی عشق ترکیب میشن.
چیزی که مدام در طول فیلم به آن تاکید میشود وضعیت و رفتار حال انسان هاست نه دلایل آن!
این فیلم با فرهنگ امریکا در هم تنیده و ارجاعاتی هم به سینمای فرانسه داره البته باید به این اشاره کرد که ویم وندرز یه کارگردان المانیه پس نمیشه به راحتی از تاثیر آلمان هم روی فیلم گذشت.
بنظرم با یه اثر خاص روبرو هستید چیزی خیلی جدا از فیلم های کلیشه ای امروزی چیزی که قراره ارزش های شمارو از نو بسازه.
پ.ن: بنظرم این فیلم برای کسایی که دوست دارن داستان اروم اروم براشون تعریف بشه و از نماهای بلند و صدای گیتار لذت ببرن خیلی میتونه لذت بخش باشه.همهی این چیزا رو هم باعث شد که این فیلم در سال ۱۹۸۴ برندهی نخل طلای جشنوارهی کن بشه،به شدت پیشنهادش میکنم.
• #Suggestion | #Drama #Art #Romance #Indie
[ @DialogBuff ]