✅ ایراندوستی سرفرازانه در عصر عسرت ایران🟢⚪️🔴
سیدجواد طباطبایی (۲۳ آذر ۱۳۲۴ - ۹ اسفند ۱۴۰۱) سرمایهی فکری کمنظیر و جایگزینناپذیری برای ایراندوستی مسؤولانه در عصر عسرت ژرفاندیشی سیاسی بود. جای خالی نواندیشیهای ایراندوستانه و سنجشگریهای شجاعانهی فکری او افسوس و دریغ بسیار بر خواهد انگیخت، بهویژه در این روزگار، یعنی در هنگام و هنگامهای که ما ایرانیان با گامهایی لرزان و دلهایی نگران و سرهایی در گرو یکپارچگی و آبادی و آزادی ایران، عبوری دشوار از فرازونشیبهایی لغزان در بزنگاهی تاریخی را گویی داریم باز تجربه میکنیم.
او اندیشهورزی سیاسی بود که در مقیاسی تمدنی مسألهی ایران را تعریف و مطالعه میکرد. ایران برای او امالمسائل بود. هر مسألهای برای او تنها در همان حدی اهمیت داشت که ربط و نسبتی با مسألهی ایران مییافت. از ایران که سخن میگفت، نظر به پیوندهای فرهنگی دیرپا و پیوستگیهای تمدنی همافزا داشت. با این حال از مسألههای درهمتنیدهی ایران امروز و تهدیدهایی که یکپارچگی آن را به خطر انداخته است، غافل نبود. به حفظ ایران میاندیشید دربارهی آن بی هیچ لکنتی، فراوان میگفت و مینوشت، و در این مسیر، فهم میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی را میستود و، به تداعی معانی، به یاد سخن ماکیاوللی میافتاد که دربرابر دشمنان ملت و کشور، هر که باشد، باید از یکپارچگی وطن بی قید و شرط دفاع کرد، بیچونوچرا، «به نام یا به ننگ.»
بر همین قیاس، ایران و منافع عامِّ عامِّهی ایرانیان برای او اصل بود. او به معنای ایدهئولوژیک کلمه، ناسیونالیست نبود، بلکه ایران را بهمثابهی ملتی مقدم بر زایش ملیت مدرن و ایرانشهر را بهمثابهی هویتی سامانبخش و تداومبخش، سابق بر ملیگرایی مدرن تحلیل میکرد. عناصر مُقَوِم ایران و مفاهیم مُعَرِف ایرانشهر نزد او مؤلفههای سازندهی اصل پایه و بنیادین اندیشهی سیاسی ایرانی بود. برای او، ایران بنا نیست بر وفق الگویی بیرون از این اصل بنیادین یا غریبه با آن از نو تأسیس شود. ایرانشهری که او در اندیشهی سیاسی میشناخت و میساخت، واحدی تمدنی بود استوار بر این اصل که «ایران» همهی مؤلفههای برسازندهی ایرانشهر را درون خود دارد. ایرانشهر طباطبایی شبیه هیچ شهری در گذشتهی دور دیگران یا حال نزدیک ایشان نبود. ایران او فقط به خود میمانست. برخلاف برخی گمانهها، ایران طباطبایی مفهومی استعلایی (transcendental) و فراتاریخی نیست. در صورتبندی او، ایران مفهومی است درونماندگار (immanent).
بر این اساس بود که طباطبایی هیچ پروا نداشت از این که مفهومی استثنایی از ایران را صورتپردازی کند و بر استثنایی بودن ایران و قیاسناپذیری آن پای فشارد. او نهتنها سرشت ایران بهمثابهی یک ملت و ایران بهمثابهی یک شهر را متمایز از دیگر شهرها و ملتها میدید، بلکه روش فهم گذشتهی ایران و شیوهی گشایش فروبستگیهای کنونی را در همین فهم استثنایی از ایران میجست. او بهصراحت میگفت ایران یکی از نادر ملتها و نادر شهرهایی است که در مقیاسی چندهزارساله این همه اختصاصات شراکتناپذیر و ناهمپوشان با دیگر ملتها و شهرها یافته است، از زبان و دین و فلسفه و عرفان و مذهب گرفته تا شهرسازی و موسیقی و شعر و صنعت و هنرهای تجسمی و فنون جنگ و صلح و تجارت و گسترش امپراتوری و مرکزیت جغرافیاییـسیاسی در ابعاد جهانی. در نظر او، ایران استثنایی است و، بنابراین، از درون خود میشکفد نه بر پایهی پیوندهای بیگانه یا با شبیهسازی بیگانگان بر پایهی پروژههای بیریشه و قلمهای و خلقالساعة. بر همین اساس، هم مدرنیزاسیون و هم اسلامگرایی و هم برنامهی روشنفکری راست و چپ و رادیکال و اصلاحی، و هم پروژههای «آنچه خود داشت …» را در ایران حامل مشکلات اصولی و مبنایی میدید و همه را بیش و کم سترون و ناسازگار با هستی استثنایی ایران میدانست. او همهی این برنامههای فکری و سیاسی را بخشی از تاریخ انحطاط و امتناع اندیشه به شمار میآورد.
طباطبایی «انحطاطباور» (declinist) بود، یعنی علاوه بر درک انحطاط، باور داشت که انحطاطِ بیزنهارِ عمل و اندیشهی سیاسی سرگذشت پایدار و گریزناپذیر ما ایرانیان در سدههای گذشته بوده است و چنین خواهد ماند مگر ایرانیان بتوانند فهم خود را از خویشتن تغییر دهند. افزون بر این، طباطبایی «زوالاندیش» بود، به هر دو معنای «اندیشیدن» (یعنی هراسیدن و فکر کردن)؛ هم زوالِ اندیشهی سیاسی و امتناع آن را در کانون صورتبندی خود از «مسألهی ایران» نشانده بود و تا واپسین روزهای زندگی فکری پربارش سنجشگرانه دربارهی آن میاندیشید؛ و هم نگران وضع و حال و روز آیندهی ایران بود.
✍ محمدمهدی مجاهدی
@cafe_andishe95
سیدجواد طباطبایی (۲۳ آذر ۱۳۲۴ - ۹ اسفند ۱۴۰۱) سرمایهی فکری کمنظیر و جایگزینناپذیری برای ایراندوستی مسؤولانه در عصر عسرت ژرفاندیشی سیاسی بود. جای خالی نواندیشیهای ایراندوستانه و سنجشگریهای شجاعانهی فکری او افسوس و دریغ بسیار بر خواهد انگیخت، بهویژه در این روزگار، یعنی در هنگام و هنگامهای که ما ایرانیان با گامهایی لرزان و دلهایی نگران و سرهایی در گرو یکپارچگی و آبادی و آزادی ایران، عبوری دشوار از فرازونشیبهایی لغزان در بزنگاهی تاریخی را گویی داریم باز تجربه میکنیم.
او اندیشهورزی سیاسی بود که در مقیاسی تمدنی مسألهی ایران را تعریف و مطالعه میکرد. ایران برای او امالمسائل بود. هر مسألهای برای او تنها در همان حدی اهمیت داشت که ربط و نسبتی با مسألهی ایران مییافت. از ایران که سخن میگفت، نظر به پیوندهای فرهنگی دیرپا و پیوستگیهای تمدنی همافزا داشت. با این حال از مسألههای درهمتنیدهی ایران امروز و تهدیدهایی که یکپارچگی آن را به خطر انداخته است، غافل نبود. به حفظ ایران میاندیشید دربارهی آن بی هیچ لکنتی، فراوان میگفت و مینوشت، و در این مسیر، فهم میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی را میستود و، به تداعی معانی، به یاد سخن ماکیاوللی میافتاد که دربرابر دشمنان ملت و کشور، هر که باشد، باید از یکپارچگی وطن بی قید و شرط دفاع کرد، بیچونوچرا، «به نام یا به ننگ.»
بر همین قیاس، ایران و منافع عامِّ عامِّهی ایرانیان برای او اصل بود. او به معنای ایدهئولوژیک کلمه، ناسیونالیست نبود، بلکه ایران را بهمثابهی ملتی مقدم بر زایش ملیت مدرن و ایرانشهر را بهمثابهی هویتی سامانبخش و تداومبخش، سابق بر ملیگرایی مدرن تحلیل میکرد. عناصر مُقَوِم ایران و مفاهیم مُعَرِف ایرانشهر نزد او مؤلفههای سازندهی اصل پایه و بنیادین اندیشهی سیاسی ایرانی بود. برای او، ایران بنا نیست بر وفق الگویی بیرون از این اصل بنیادین یا غریبه با آن از نو تأسیس شود. ایرانشهری که او در اندیشهی سیاسی میشناخت و میساخت، واحدی تمدنی بود استوار بر این اصل که «ایران» همهی مؤلفههای برسازندهی ایرانشهر را درون خود دارد. ایرانشهر طباطبایی شبیه هیچ شهری در گذشتهی دور دیگران یا حال نزدیک ایشان نبود. ایران او فقط به خود میمانست. برخلاف برخی گمانهها، ایران طباطبایی مفهومی استعلایی (transcendental) و فراتاریخی نیست. در صورتبندی او، ایران مفهومی است درونماندگار (immanent).
بر این اساس بود که طباطبایی هیچ پروا نداشت از این که مفهومی استثنایی از ایران را صورتپردازی کند و بر استثنایی بودن ایران و قیاسناپذیری آن پای فشارد. او نهتنها سرشت ایران بهمثابهی یک ملت و ایران بهمثابهی یک شهر را متمایز از دیگر شهرها و ملتها میدید، بلکه روش فهم گذشتهی ایران و شیوهی گشایش فروبستگیهای کنونی را در همین فهم استثنایی از ایران میجست. او بهصراحت میگفت ایران یکی از نادر ملتها و نادر شهرهایی است که در مقیاسی چندهزارساله این همه اختصاصات شراکتناپذیر و ناهمپوشان با دیگر ملتها و شهرها یافته است، از زبان و دین و فلسفه و عرفان و مذهب گرفته تا شهرسازی و موسیقی و شعر و صنعت و هنرهای تجسمی و فنون جنگ و صلح و تجارت و گسترش امپراتوری و مرکزیت جغرافیاییـسیاسی در ابعاد جهانی. در نظر او، ایران استثنایی است و، بنابراین، از درون خود میشکفد نه بر پایهی پیوندهای بیگانه یا با شبیهسازی بیگانگان بر پایهی پروژههای بیریشه و قلمهای و خلقالساعة. بر همین اساس، هم مدرنیزاسیون و هم اسلامگرایی و هم برنامهی روشنفکری راست و چپ و رادیکال و اصلاحی، و هم پروژههای «آنچه خود داشت …» را در ایران حامل مشکلات اصولی و مبنایی میدید و همه را بیش و کم سترون و ناسازگار با هستی استثنایی ایران میدانست. او همهی این برنامههای فکری و سیاسی را بخشی از تاریخ انحطاط و امتناع اندیشه به شمار میآورد.
طباطبایی «انحطاطباور» (declinist) بود، یعنی علاوه بر درک انحطاط، باور داشت که انحطاطِ بیزنهارِ عمل و اندیشهی سیاسی سرگذشت پایدار و گریزناپذیر ما ایرانیان در سدههای گذشته بوده است و چنین خواهد ماند مگر ایرانیان بتوانند فهم خود را از خویشتن تغییر دهند. افزون بر این، طباطبایی «زوالاندیش» بود، به هر دو معنای «اندیشیدن» (یعنی هراسیدن و فکر کردن)؛ هم زوالِ اندیشهی سیاسی و امتناع آن را در کانون صورتبندی خود از «مسألهی ایران» نشانده بود و تا واپسین روزهای زندگی فکری پربارش سنجشگرانه دربارهی آن میاندیشید؛ و هم نگران وضع و حال و روز آیندهی ایران بود.
✍ محمدمهدی مجاهدی
@cafe_andishe95
👍12
در نظر داشتم مهرماه امسال از محصولی رونمایی کنم که چرایی داستان طراحی و تولیدش برای من بسیار مهم بود، اما خب به دلیلی که همه میدونید این اتفاق نیفتاد...
حالا بعد از بیش از ۵ ماه توقف، امروز میخوام این محصول رو به شما دوستان و همراهان عزیز این کانال معرفی کنم.
در این چند سال یک سوالی به تکرار از من پرسیده میشد که با توجه به تعداد زیاد افرادی که در شبکههای اجتماعی، خودشون رو کوچ معرفی میکنند، ما اگر بخواهیم به عنوان مراجع یک کوچ برای خودمون انتخاب کنیم به چه کسانی میتونیم اعتماد کنیم؟ از کجا کوچهای معتبر رو تشخیص بدهیم؟
از سویی دوستانی هم بودند که با صرف هزینههای نسبتا زیاد دورههای کوچینگ رو گذرونده بودند و به من پیام میدادند که به عنوان کوچ در یافتن مراجع چالش دارند و درخواست و سوالشون این بود که چطوری میتونم اونها رو به افرادِ نیازمندِ کوچ معرفی کنم؟
*ما برای وصل کردن آمدیم*
این درخواست و تقاضاها این ایده رو در من روشن کرد که حلقه اتصالی بین این دو سوی ماجرا باشم و سال گذشته در همین روزهای پایان سال اولین قدمهای اجرایی کردن ایدهای که حداقل ۵ سالی میشد در ذهنم بود برای وصل کردن کوچهای معتبر و مراجعان به همدیگه رو برداشتم و بالاخره با همراهی یک تیم حرفهای برنامهنویسی، وباپلیکیشن "با کی کوچ" در شهریور ماه آماده شد.
در "با کی کوچ" شما میتونید به لیست کوچهای مورد تایید دسترسی داشته باشید، رزومهشون رو بخونید، فیلمهای معرفیشون رو ببینید و باهاشون یک جلسه صفر (رایگان) برگزار کنید و بعد با کوچ انتخابی خودتون جلسههای کوچینگ رو برگزار کنید.
در "با کی کوچ" کیفیت فرایند کوچینگ و رضایت خاطر مراجعان برای من از هر چیزی مهمتره.
اینکه مراجعان با اطمینان، کوچ خودشون رو انتخاب کنند و مراحل کار رو با خیال راحت پیش ببرند. به همین دلیل از سویی در انتخاب و تایید کوچها وسواس خاصی داشتهام و خواهم داشت. و از سوی دیگر تیم برنامه نویسی و پشتیبانی فنی تمام قد آماده همراهی مراجعان در کار با سیستم هستند.
سپاسگزارم از همکاران عزیز کوچ که دعوت من رو پذیرفتند و در این پروژه با من همراه شدند.
و از تیم برنامهنویسی و فنی برای همراهی خالصانهی یکسالهشون تا اینجا بسیار سپاسگزارم.
* "با کی کوچ" مطمئن و آگاهانه انتخاب کن*
پیشنهاد میکنم به وب اپلیکیشن "با کی کوچ" سر بزنید، با وارد کردن شماره موبایل خودتون ثبت نام کنید و یک جلسه صفر با هر کدام از کوچهایی که تمایل داشتید برگزار کنید.
🌐 bakicoach.ir
صفحه "با کی کوچ" در اینستاگرام:
Instagram.com/ba_ki_coach
#کوچینگ #با_کی_کوچ
#مهارت_نرم #توسعه_فردی
حالا بعد از بیش از ۵ ماه توقف، امروز میخوام این محصول رو به شما دوستان و همراهان عزیز این کانال معرفی کنم.
در این چند سال یک سوالی به تکرار از من پرسیده میشد که با توجه به تعداد زیاد افرادی که در شبکههای اجتماعی، خودشون رو کوچ معرفی میکنند، ما اگر بخواهیم به عنوان مراجع یک کوچ برای خودمون انتخاب کنیم به چه کسانی میتونیم اعتماد کنیم؟ از کجا کوچهای معتبر رو تشخیص بدهیم؟
از سویی دوستانی هم بودند که با صرف هزینههای نسبتا زیاد دورههای کوچینگ رو گذرونده بودند و به من پیام میدادند که به عنوان کوچ در یافتن مراجع چالش دارند و درخواست و سوالشون این بود که چطوری میتونم اونها رو به افرادِ نیازمندِ کوچ معرفی کنم؟
*ما برای وصل کردن آمدیم*
این درخواست و تقاضاها این ایده رو در من روشن کرد که حلقه اتصالی بین این دو سوی ماجرا باشم و سال گذشته در همین روزهای پایان سال اولین قدمهای اجرایی کردن ایدهای که حداقل ۵ سالی میشد در ذهنم بود برای وصل کردن کوچهای معتبر و مراجعان به همدیگه رو برداشتم و بالاخره با همراهی یک تیم حرفهای برنامهنویسی، وباپلیکیشن "با کی کوچ" در شهریور ماه آماده شد.
در "با کی کوچ" شما میتونید به لیست کوچهای مورد تایید دسترسی داشته باشید، رزومهشون رو بخونید، فیلمهای معرفیشون رو ببینید و باهاشون یک جلسه صفر (رایگان) برگزار کنید و بعد با کوچ انتخابی خودتون جلسههای کوچینگ رو برگزار کنید.
در "با کی کوچ" کیفیت فرایند کوچینگ و رضایت خاطر مراجعان برای من از هر چیزی مهمتره.
اینکه مراجعان با اطمینان، کوچ خودشون رو انتخاب کنند و مراحل کار رو با خیال راحت پیش ببرند. به همین دلیل از سویی در انتخاب و تایید کوچها وسواس خاصی داشتهام و خواهم داشت. و از سوی دیگر تیم برنامه نویسی و پشتیبانی فنی تمام قد آماده همراهی مراجعان در کار با سیستم هستند.
سپاسگزارم از همکاران عزیز کوچ که دعوت من رو پذیرفتند و در این پروژه با من همراه شدند.
و از تیم برنامهنویسی و فنی برای همراهی خالصانهی یکسالهشون تا اینجا بسیار سپاسگزارم.
* "با کی کوچ" مطمئن و آگاهانه انتخاب کن*
پیشنهاد میکنم به وب اپلیکیشن "با کی کوچ" سر بزنید، با وارد کردن شماره موبایل خودتون ثبت نام کنید و یک جلسه صفر با هر کدام از کوچهایی که تمایل داشتید برگزار کنید.
🌐 bakicoach.ir
صفحه "با کی کوچ" در اینستاگرام:
Instagram.com/ba_ki_coach
#کوچینگ #با_کی_کوچ
#مهارت_نرم #توسعه_فردی
❤14👏4👍3
📚 دانلود گزیدهای کوتاه از کتابِ
THINKING, FAST & SLOW
👇
https://gaeeni.com/thinking-fast-slow-book
Instagram.com/cafekashf
THINKING, FAST & SLOW
👇
https://gaeeni.com/thinking-fast-slow-book
Instagram.com/cafekashf
❤3
درنگِ پرسشگرانه | حسین گائینی
📚 دانلود گزیدهای کوتاه از کتابِ THINKING, FAST & SLOW 👇 https://gaeeni.com/thinking-fast-slow-book Instagram.com/cafekashf
آخرین جلسه حضوری کافه کشف حدود سه سال پیش و قبل از شیوع کرونا برگزار شد و پس از آن برنامههای کافه کشف تا مدتی به صورت برنامه زنده (لایو) در اینستاگرام
برگزار شد.
این ماهها حال هیچکداممان خوب نبود و تصمیم گرفتیم دوباره برنامههای کافه کشف را شروع کنیم تا شاید دیدارِ دوستان و گفتوشنود درباره فکرها، احساسها و دغدغههایمان بتواند اندکی آراممان کند.
کتابی که برای شروع برگزیدیم و روز سهشنبه نهم اسفند ماهِ سال یک با همراهانِ عزیزِ کافه کشف درباره آن حرف زدیم "تفکر؛ سریع و آهسته" بود، کتابی مهم درباره تفکر، درباره تفکر پرسشگرانه و نقادانه، موضوعی که این روزها بسیار به آن نیاز داریم.
کتاب به این میپردازد که سیستم ذهن انسان برای اندیشیدن چگونه کار میکند؟
چگونه ذهن انسان به اتخاذ تصمیم میرسد؟ چه عواملی سبب میشود که تصمیمها اشتباه درآید و یا اینکه ما اصولاً نسبت به اتخاذ تصمیم اشتباه خود نیز بیخبر باشیم؟
دانیل کاهنمن، روانشناسی که در سال ۲۰۰۲ برنده جایزه نوبل علوم اقتصادی شد، طی دهها سال تحقیق عملی پیرامون مراحل ادراک و تشخیص دنیای بیرونی توسط ذهن انسان، به نتایجی دست یافت که در مقالات و کتابهای متعدد منتشر شد. وی چند سال پیش کتابی منتشر کرد که در آن به زبان ساده نتایج این تحقیقات را ارائه کرده است. نام این کتاب “تفکر: سریع و آهسته” است که در نوامبر ۲۰۱۱ منتشر شد. این کتاب با توجه به روش تحقیق و کنکاش درزمینه تصمیمگیری و مراحلی که ذهن انسان در این مورد طی میکند و مثالها و مواردی که مطرح میشود به کتابی بس خواندنی و جالب تبدیل شده است.
📖📗 محور اصلی کتاب دوگانگی میان دو حالت اندیشیدن است: سیستم دو آهستهتر، خودخواستهتر و منطقیتر است، در حالی که سیستم یک سریع، غریزی و احساسی است...
این کتاب برنده جایزه بهترین کتاب آکادمی ملی علوم و جایزه کتاب لسآنجلس تایمز و برگزیده منتقدان کتاب نیویورک تایمز به عنوان یکی از ده کتاب سال ۲۰۱۱ شناخته شده است.
📚 گزیدهای از مطالبِ این کتاب را میتوانید در این آدرس دانلود کنید و بخوانید.
https://gaeeni.com/thinking-fast-slow-book
برگزار شد.
این ماهها حال هیچکداممان خوب نبود و تصمیم گرفتیم دوباره برنامههای کافه کشف را شروع کنیم تا شاید دیدارِ دوستان و گفتوشنود درباره فکرها، احساسها و دغدغههایمان بتواند اندکی آراممان کند.
کتابی که برای شروع برگزیدیم و روز سهشنبه نهم اسفند ماهِ سال یک با همراهانِ عزیزِ کافه کشف درباره آن حرف زدیم "تفکر؛ سریع و آهسته" بود، کتابی مهم درباره تفکر، درباره تفکر پرسشگرانه و نقادانه، موضوعی که این روزها بسیار به آن نیاز داریم.
کتاب به این میپردازد که سیستم ذهن انسان برای اندیشیدن چگونه کار میکند؟
چگونه ذهن انسان به اتخاذ تصمیم میرسد؟ چه عواملی سبب میشود که تصمیمها اشتباه درآید و یا اینکه ما اصولاً نسبت به اتخاذ تصمیم اشتباه خود نیز بیخبر باشیم؟
دانیل کاهنمن، روانشناسی که در سال ۲۰۰۲ برنده جایزه نوبل علوم اقتصادی شد، طی دهها سال تحقیق عملی پیرامون مراحل ادراک و تشخیص دنیای بیرونی توسط ذهن انسان، به نتایجی دست یافت که در مقالات و کتابهای متعدد منتشر شد. وی چند سال پیش کتابی منتشر کرد که در آن به زبان ساده نتایج این تحقیقات را ارائه کرده است. نام این کتاب “تفکر: سریع و آهسته” است که در نوامبر ۲۰۱۱ منتشر شد. این کتاب با توجه به روش تحقیق و کنکاش درزمینه تصمیمگیری و مراحلی که ذهن انسان در این مورد طی میکند و مثالها و مواردی که مطرح میشود به کتابی بس خواندنی و جالب تبدیل شده است.
📖📗 محور اصلی کتاب دوگانگی میان دو حالت اندیشیدن است: سیستم دو آهستهتر، خودخواستهتر و منطقیتر است، در حالی که سیستم یک سریع، غریزی و احساسی است...
این کتاب برنده جایزه بهترین کتاب آکادمی ملی علوم و جایزه کتاب لسآنجلس تایمز و برگزیده منتقدان کتاب نیویورک تایمز به عنوان یکی از ده کتاب سال ۲۰۱۱ شناخته شده است.
📚 گزیدهای از مطالبِ این کتاب را میتوانید در این آدرس دانلود کنید و بخوانید.
https://gaeeni.com/thinking-fast-slow-book
❤5👍4👏1
✅ چگونه میتوان در این شهر زندگی کرد؟ / دکتر جواد طباطبایی
فردوسی نماینده فکر یک ملت است، و حافظ هم. فارابی هم نماینده فکر یک ملت است. در غرب دولتهای ملی از قرن شانزدهم آمدند، و بهواقع آنها با تاخیر بسیار نسبت به ما ملت شدند. ما جلوتر از همه آنها ملت بودیم. نام ایران قدیمیترین نام کشوری است که هست. نام ایران هم نام کشور است، هم نام ملت، هم نام دولت. این پیچیدگی این ملت است.اگر بخواهد تحولی ایجاد شود باید ببینیم آن روحی که ما به تدریج از دست دادیم، چه بود. روحی که در همه جا جاری بود. در مسجد ما، کوچه ما، بازار ما، فضاهای معماری ما، رنگهای کاشیهای ما و حتی شعر ما. آن روح بود که آن کالبد را ایجاد میکرد و در هر کالبدی که میساختیم جاری میشد. ما آن روح را از دست دادیم. اگر بشود آن چیزی که افلاطون کالاپولیس (شهر زیبا) نامیده و ترجمهاش کردند به مدینه فاضلهای که فارابی گفته، آن شهر زیبا و خوب، را ایجاد کرد، ضرورتاً ایرانی خواهد بود.
فردوسی نماینده فکر یک ملت است، و حافظ هم. فارابی هم نماینده فکر یک ملت است. در غرب دولتهای ملی از قرن شانزدهم آمدند، و بهواقع آنها با تاخیر بسیار نسبت به ما ملت شدند. ما جلوتر از همه آنها ملت بودیم. نام ایران قدیمیترین نام کشوری است که هست. نام ایران هم نام کشور است، هم نام ملت، هم نام دولت. این پیچیدگی این ملت است.اگر بخواهد تحولی ایجاد شود باید ببینیم آن روحی که ما به تدریج از دست دادیم، چه بود. روحی که در همه جا جاری بود. در مسجد ما، کوچه ما، بازار ما، فضاهای معماری ما، رنگهای کاشیهای ما و حتی شعر ما. آن روح بود که آن کالبد را ایجاد میکرد و در هر کالبدی که میساختیم جاری میشد. ما آن روح را از دست دادیم. اگر بشود آن چیزی که افلاطون کالاپولیس (شهر زیبا) نامیده و ترجمهاش کردند به مدینه فاضلهای که فارابی گفته، آن شهر زیبا و خوب، را ایجاد کرد، ضرورتاً ایرانی خواهد بود.
درنگِ پرسشگرانه | حسین گائینی
✅ چگونه میتوان در این شهر زندگی کرد؟ / دکتر جواد طباطبایی فردوسی نماینده فکر یک ملت است، و حافظ هم. فارابی هم نماینده فکر یک ملت است. در غرب دولتهای ملی از قرن شانزدهم آمدند، و بهواقع آنها با تاخیر بسیار نسبت به ما ملت شدند. ما جلوتر از همه آنها ملت…
ما در حال ویران کردنِ چیزی هستیم که بازگشت آن و تجدید آن امکان پذیر نخواهد شد. شهرداریهای ما به تدریج شهرهای ما را از بین بردهاند و وقتی چیزی از بین رفت شما نمیتوانید آن را عینا تجدید بکنید. در همه جای دنیا دولت نماینده مصلحت عمومی است. دولت فرد نیست، یک نفر نیست. در کنار دولت، نهادهایی هستند که مصالح عمومی را تعیین میکنند. اما در اینجا اینطور نیست.بگذارید مثالی بزنم: من در کوچهای زندگی میکنم در این شهر که ۲۰ سال سابقه و تاریخ دارد اما به ابتکار بسازبفروشها تبدیل شده است به محلهای کاملا جدید.اگر قرار باشد که تهرانی که عرض و طولش چند ده کیلومتر است، را هر بیست سال تخریب کنیم و خرابهاش را بریزیم بیرون شهر تهران، بعد از پنج بیست سال یعنی صدسال، به اندازه پنج تهران خرابی خواهیم داشت در بیرون شهر. چگونه میتوان در این شهر زندگی کرد؟ اگر شما در پاریس بخواهید خانه بخرید، میگویند قیمتهای مختلفی داریم ولی گرانترینها آنهایی هستند که از ۱۸۸۰ تا ۱۹۰۵ ساخته شدهاند. این مقایسه تطبیقی نشان میدهد که ما هم محیط زیست را از بین میبریم، هم شهر را از بین میبریم، هم مناسبات شهری را.ما بیست سال همدیگر را شناختهایم، مناسبات حداقلی پیدا کردهایم. حساسیتی داریم به کوچه و آن درختی که توی آن است. اگر من فقط سه سال بخواهم یک جایی زندگی کنم و بدانم از آنجا میروم و در آن فاصله نصف مردم هم خواهند فروخت و خواهند رفت، این یک تخریب اساسیست. به این اعتبار که نمیدانیم کجا هستیم. این نگرانی اساسی وجود دارد، و آدمی مثل من این نگرانی را حس میکند و تا زمانی که یک اراده سیاسی مبتنی بر شناخت مصلحت عمومی نباشد کاری از یپش نمیرود. مصلحت عمومی ما فراتر از آن چیزی است که در شهرداری میگذرد. دولت باید تحولی اساسی از بالاتر ایجاد کند تا شاید بخشی از ایرانشهری که هنوز مانده را حفظ کند.بحث من در اندیشه ایرانشهری این بوده است که این ایرانِ بزرگِ فرهنگی، به راستی یک تافته جدا بافته است. ما باید بدانیم مهم بودیم و متفاوت. باید بدانیم که در ایرانشهر، چیزی در سطح جهانی تولید کردیم. ما مکتب معماری داریم، مکتب شهری داریم، مکتب ادبی داریم، مکتب تاریخ نویسی داریم. ما موسیقی داریم. و همه اینها از ویژگی ملی برخوردارند. نه عربها، نه ترکها در همسایگی ما، این ویژگی را نداشتهاند.ما یک نظام فکر و فرهنگ و تمدن ملی داشتیم. ما ملت بودیم قبل از اینکه بسیاری از ملتها ملت شوند. فردوسی نماینده فکر یک ملت است، و حافظ هم. فارابی هم نماینده فکر یک ملت است. در غرب دولتهای ملی از قرن شانزدهم آمدند، و بهواقع آنها با تاخیر بسیار نسبت به ما ملت شدند. ما جلوتر از همه آنها ملت بودیم. نام ایران قدیمیترین نام کشوری است که هست. نام ایران هم نام کشور است، هم نام ملت، هم نام دولت. این پیچیدگی این ملت است.اگر بخواهد تحولی ایجاد شود باید ببینیم آن روحی که ما به تدریج از دست دادیم، چه بود. روحی که در همه جا جاری بود. در مسجد ما، کوچه ما، بازار ما، فضاهای معماری ما، رنگهای کاشیهای ما و حتی شعر ما. آن روح بود که آن کالبد را ایجاد میکرد و در هر کالبدی که میساختیم جاری میشد. ما آن روح را از دست دادیم. اگر بشود آن چیزی که افلاطون کالاپولیس (شهر زیبا) نامیده و ترجمهاش کردند به مدینه فاضلهای که فارابی گفته، آن شهر زیبا و خوب، را ایجاد کرد، ضرورتاً ایرانی خواهد بود.اما اینکه ما فقط این دیوارها را خوب درست کنیم و مناسبات شهری را خوب ایجاد کنیم میشویم کپنهاک که بهترین شهر دنیاست. اما اندیشه ایرانشهری فقط آن دیوارها نیست.
✍ زندهیاد استاد جواد طباطبایی
#ایران
✍ زندهیاد استاد جواد طباطبایی
#ایران
👍20
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ میکی ماوس، عید نوروز و جشن سال نوی ایرانیان را به کودکان تبریک گفت.
میکی ماوس در این ویدئو خطاب به کودکان تمام دنیا از نوروز به عنوان جشن ملی ایرانیها یاد میکند و از چارشنبهسوری تا سیزده بدر را برای کودکان توضیح میدهد.
این ویدئو روز سهشنبه، ۲۳ اسفند، همزمان با چارشنبهسوری در حساب «دیزنی جونیور» در یوتیوب منتشر شده است.
میکی ماوس یکی از معروفترین شخصیتهای کارتونی دنیاست که در سال ۱۹۲۸ توسط والت دیزنی، بنیانگذار کمپانی دیزنی در هالیوود، و اوب آیوِرکس خلق شد.
این نخستین بار است که کمپانی دیزنی تلاش کرده است نوروز را به کودکان دنیا معرفی کند.
#ایران #نوروز
@HosseinGaeeni
میکی ماوس در این ویدئو خطاب به کودکان تمام دنیا از نوروز به عنوان جشن ملی ایرانیها یاد میکند و از چارشنبهسوری تا سیزده بدر را برای کودکان توضیح میدهد.
این ویدئو روز سهشنبه، ۲۳ اسفند، همزمان با چارشنبهسوری در حساب «دیزنی جونیور» در یوتیوب منتشر شده است.
میکی ماوس یکی از معروفترین شخصیتهای کارتونی دنیاست که در سال ۱۹۲۸ توسط والت دیزنی، بنیانگذار کمپانی دیزنی در هالیوود، و اوب آیوِرکس خلق شد.
این نخستین بار است که کمپانی دیزنی تلاش کرده است نوروز را به کودکان دنیا معرفی کند.
#ایران #نوروز
@HosseinGaeeni
❤23👍10
حکیم ابوالقاسم فردوسی که آغازِ کلامِ شاهنامه را به زیورِ "خِرَد" میآراید و در جای جایِ این روایتنامهی شاهان از ستایشِ "خِرَد" فروگذار نمیکند؛ در بیتی هوشمندانه سلامت روان و توازنِ خِرَد را در گروی شاد زیستن میداند:
"چو شادی بکاهی، بکاهد روان
خِرَد گردد اندر میان ناتوان"
شاید از همین روی ایرانیانِ باستان به هر بهانه، و به طور متوسط هر هفته جشنی ملی همراه شادی و پایکوبی داشتهاند.
و البته #نوروز سرآمدِ این جشنها بوده است و خواهد بود.
در شش ماه گذشته دیدیم که مادران و پدران، خواهران و برادرانِ زیباترین فرزندانِ ایران بر سر مزارِ عزیزانشان، جاویدنامانِ وطن، سوگواریِ خود را با رقص و پایکوبی به نمایش گذاشتند و اینگونه نمادین و زیبا فرهنگِ دیرینِ ایران را پاس داشتند؛ فرهنگی که مهمترین عنصرهای آن "خرد" و "شادی" است.
حالا "نوروز" دوباره به #ایران آمده است. آیینی که نماد پاکی و دوستی و زیبایی و نیکی و زندگی است و با هیچ دین و مسلکی سر ناسازگاری و ستیز ندارد.
و اینک ما "نوروز" را به زیباترین شکل گرامی میداریم تا #خرد و #شادی و #زندگی را پاس بداریم، در برابر ستیزهجویانی که دشمنِ خرد و شادی و زندگی هستند.
باشد که این شادی بر آگاهی و خِرَدِ ما بیفزاید و از جهل و فراموشیمان بکاهد.
"نوروزتان پیروز"
"پاینده ایران"
@HosseinGaeeni
"چو شادی بکاهی، بکاهد روان
خِرَد گردد اندر میان ناتوان"
شاید از همین روی ایرانیانِ باستان به هر بهانه، و به طور متوسط هر هفته جشنی ملی همراه شادی و پایکوبی داشتهاند.
و البته #نوروز سرآمدِ این جشنها بوده است و خواهد بود.
در شش ماه گذشته دیدیم که مادران و پدران، خواهران و برادرانِ زیباترین فرزندانِ ایران بر سر مزارِ عزیزانشان، جاویدنامانِ وطن، سوگواریِ خود را با رقص و پایکوبی به نمایش گذاشتند و اینگونه نمادین و زیبا فرهنگِ دیرینِ ایران را پاس داشتند؛ فرهنگی که مهمترین عنصرهای آن "خرد" و "شادی" است.
حالا "نوروز" دوباره به #ایران آمده است. آیینی که نماد پاکی و دوستی و زیبایی و نیکی و زندگی است و با هیچ دین و مسلکی سر ناسازگاری و ستیز ندارد.
و اینک ما "نوروز" را به زیباترین شکل گرامی میداریم تا #خرد و #شادی و #زندگی را پاس بداریم، در برابر ستیزهجویانی که دشمنِ خرد و شادی و زندگی هستند.
باشد که این شادی بر آگاهی و خِرَدِ ما بیفزاید و از جهل و فراموشیمان بکاهد.
"نوروزتان پیروز"
"پاینده ایران"
@HosseinGaeeni
❤19👏1
📚 در کوچهباغ #کتاب
از دور که سواد شهر پیدا شد، دود و آتش بود که از شهر زبانه همی کشید.
به شهر که رسیدم، کشته بود که بر جای جای شهر فتاده بود، زنان ومردان و کودکان.
مهاجمان حتی بر حیوانات رحم نکرده آنها را نیز کشته بودند.
ناگاه از برزنی صدای بربط شنیدیم، به کوی وارد شدیم و مردی را در حال بَربط نوازی و رقص دیدیم.
گفتیم: ای مرد! این چه حال است؟
با چشمانی گریان و حالی پریشان گفت: سپاهیان مسلمان بر نیمروز تاخته و یزید بن مهلب دستور کشتار همگان داد و کشتند و سوختند، من به همراه اندکی بیرون از شهر بودیم و پس از رفتن آنان آمدیم.
حیرت زده گفتیم: پس این نواختن و رقص از برای چیست؟
گفت:مگر نمیدانید که امروز نوروز است؟
📘 تاریخ سیستان/ ✍ احمد کسروی
@HosseinGaeeni
#ایران #نوروز
از دور که سواد شهر پیدا شد، دود و آتش بود که از شهر زبانه همی کشید.
به شهر که رسیدم، کشته بود که بر جای جای شهر فتاده بود، زنان ومردان و کودکان.
مهاجمان حتی بر حیوانات رحم نکرده آنها را نیز کشته بودند.
ناگاه از برزنی صدای بربط شنیدیم، به کوی وارد شدیم و مردی را در حال بَربط نوازی و رقص دیدیم.
گفتیم: ای مرد! این چه حال است؟
با چشمانی گریان و حالی پریشان گفت: سپاهیان مسلمان بر نیمروز تاخته و یزید بن مهلب دستور کشتار همگان داد و کشتند و سوختند، من به همراه اندکی بیرون از شهر بودیم و پس از رفتن آنان آمدیم.
حیرت زده گفتیم: پس این نواختن و رقص از برای چیست؟
گفت:مگر نمیدانید که امروز نوروز است؟
📘 تاریخ سیستان/ ✍ احمد کسروی
@HosseinGaeeni
#ایران #نوروز
👍13
🏞 دو توصیه برای سیزدهبدر
این جان طبیعتگردی پایدار است. لطفا مراعات و ترویج کنید:
۱- 🍃از پاکوبها بروید. جایی که قبلا پاکوب شده و طبیعت کمابیش اثرش را پذیرفته. پاکوب تازه در طبیعت درست نکنید.
۲- 🍃بی ردپا بروید. طوری بروید و برگردید انگار نه انگار شما آنجا بودهاید. اثری از خود در طبیعت باقی نگذارید.
@nasserkaramii
این جان طبیعتگردی پایدار است. لطفا مراعات و ترویج کنید:
۱- 🍃از پاکوبها بروید. جایی که قبلا پاکوب شده و طبیعت کمابیش اثرش را پذیرفته. پاکوب تازه در طبیعت درست نکنید.
۲- 🍃بی ردپا بروید. طوری بروید و برگردید انگار نه انگار شما آنجا بودهاید. اثری از خود در طبیعت باقی نگذارید.
@nasserkaramii
❤22👍9
📚 در کوچهباغِ #کتاب
فایده بزرگ روشنگری این بوده است که روی فرد، همراه با حقوقش، آزادیاش، استقلالش، «شادی جویی»اش (حالا شادی به هر معنایی) و از همه مهمتر، حریم خصوصی اش تاکید کرده است. جنبش روشنگری و سیستمهای سیاسیای که از دل آن بیرون آمده است علیرغم انکار پادشکنندگی، ما را (تا حدی) از استیلای جامعه، قبیله و خانواده که در سرتاسر تاریخ بر فرد مزیت داشتهاند، آزاد ساخته است.
📖 پادشکننده؛ آنچه از بینظمی بهره میبرد، ✍ نسیم نیکلاس طالب
@cafe_andishe95
@HosseinGaeeni
#روشنگری #آزادی
فایده بزرگ روشنگری این بوده است که روی فرد، همراه با حقوقش، آزادیاش، استقلالش، «شادی جویی»اش (حالا شادی به هر معنایی) و از همه مهمتر، حریم خصوصی اش تاکید کرده است. جنبش روشنگری و سیستمهای سیاسیای که از دل آن بیرون آمده است علیرغم انکار پادشکنندگی، ما را (تا حدی) از استیلای جامعه، قبیله و خانواده که در سرتاسر تاریخ بر فرد مزیت داشتهاند، آزاد ساخته است.
📖 پادشکننده؛ آنچه از بینظمی بهره میبرد، ✍ نسیم نیکلاس طالب
@cafe_andishe95
@HosseinGaeeni
#روشنگری #آزادی
👍12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 برای "خیر" خطر "کودنی" به مراتب بیشتر از خطر "شر" است.
@HosseinGaeeni
@HosseinGaeeni
👍21👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣 اطلاعات بیشتر درباره "زیکوچ" و پیشثبتنام:
https://gaeeni.com/zi-coach/
#کوچینگ #یادگیری #مهارت_نرم
https://gaeeni.com/zi-coach/
#کوچینگ #یادگیری #مهارت_نرم
❤8
حاصل یک فرایند فکری برای حل مسئلهای که مدتها ذهنم رو درگیر کرده بود حالا به ثمر نشسته و آمادهی اجرا است.
مسئله این بود که چطور میشه افراد فارغ از مدرکها و عنوانها، بتونند مفهومی به نام "کوچینگ" رو زندگی کنند و کیفیت زندگی شخصی و حرفهای خودشون و دیگران رو ارتقا بدهند و زیستِ غنیتری داشته باشند.
دوره "زیکوچ" تلاش میکنه در این مسیر حرکت کنه.
اگر مشتاقِ یادگیری به معنای تغییر نسبتا پایدار در نگرش، رفتار و عملکرد خود هستید و تمایل دارید طعمِ "بودن" کوچینگی رو بچشید خوشحال میشم در "زیکوچ" همسفر ما باشید.
اطلاعات بیشتر و پیشثبتنام در:
https://gaeeni.com/zi-coach/
اگر تمایل داشتید که درباره "زیکوچ" بیشتر بدونید به من پیام بدهید تا با هم گپی بزنیم.
#کوچینگ #یادگیری #مهارت_نرم #توسعه_فردی
مسئله این بود که چطور میشه افراد فارغ از مدرکها و عنوانها، بتونند مفهومی به نام "کوچینگ" رو زندگی کنند و کیفیت زندگی شخصی و حرفهای خودشون و دیگران رو ارتقا بدهند و زیستِ غنیتری داشته باشند.
دوره "زیکوچ" تلاش میکنه در این مسیر حرکت کنه.
اگر مشتاقِ یادگیری به معنای تغییر نسبتا پایدار در نگرش، رفتار و عملکرد خود هستید و تمایل دارید طعمِ "بودن" کوچینگی رو بچشید خوشحال میشم در "زیکوچ" همسفر ما باشید.
اطلاعات بیشتر و پیشثبتنام در:
https://gaeeni.com/zi-coach/
اگر تمایل داشتید که درباره "زیکوچ" بیشتر بدونید به من پیام بدهید تا با هم گپی بزنیم.
#کوچینگ #یادگیری #مهارت_نرم #توسعه_فردی
❤8👍4
درباره دوره "زیکوچ" دوستانی در اینستاگرام پرسشهایی را مطرح کرده بودند.
Instagram.com/hosseingaeeni
به گمانم شنیدن گفتگوی چند روز پیشِ تیم آموزشی، احتمالا بتواند پاسخی به برخی از این پرسشها باشد.
به همین سبب فایل شنیداری جمعبندی آن جلسه را با شما دوستان به اشتراک میگذارم.
👇
Instagram.com/hosseingaeeni
به گمانم شنیدن گفتگوی چند روز پیشِ تیم آموزشی، احتمالا بتواند پاسخی به برخی از این پرسشها باشد.
به همین سبب فایل شنیداری جمعبندی آن جلسه را با شما دوستان به اشتراک میگذارم.
👇
👍2
Audio
🎧گفتوگوی گروه آموزشی "زیکوچ" و شفافسازی درباره برخی ویژگیهای منحصر به فرد دوره یادگیری کوچینگ "زیکوچ"
✅ در این گفتگو درباره معنای مفاهیمی مثل "تمامیت"، "یادگیری" و "بودن" مختصری صحبت کردیم.
🌐 gaeeni.com/zi-coach
🆔️ @HosseinGaeeni
✅ در این گفتگو درباره معنای مفاهیمی مثل "تمامیت"، "یادگیری" و "بودن" مختصری صحبت کردیم.
🌐 gaeeni.com/zi-coach
🆔️ @HosseinGaeeni
👍5
۱.اگر کنجکاوید بدانید کوچینگ چیست،
۲. اگر دوست دارید کوچ شوید ولی در انتخاب بهترین دوره مردد شدهاید،
۳. اگر نمیدانید چرا باید کوچ شوید،
۴. اگر کوچ هستید و هنوز نتوانستید وارد بازار کار شوید،
۵. اگر کوچ هستید ولی حس میکنید دانشی که کسب کردهاید کافی نبوده و
۶. اگر دوست دارید بدانید چطور میتوان کوچینگ را زندگی کرد؛
با ما همراه باشید. در وبینار زی کوچ، ما برای این دغدغه ها پاسخ های منحصر به فردی داریم.
📎لینک ثبت نام 👇
https://eseminar.tv/wb105994
🗓زمان وبینار
یکشنبه ۲۱ خرداد
⏰ساعت ۱۹ تا ۲۱
وبینار رایگان است.
۲. اگر دوست دارید کوچ شوید ولی در انتخاب بهترین دوره مردد شدهاید،
۳. اگر نمیدانید چرا باید کوچ شوید،
۴. اگر کوچ هستید و هنوز نتوانستید وارد بازار کار شوید،
۵. اگر کوچ هستید ولی حس میکنید دانشی که کسب کردهاید کافی نبوده و
۶. اگر دوست دارید بدانید چطور میتوان کوچینگ را زندگی کرد؛
با ما همراه باشید. در وبینار زی کوچ، ما برای این دغدغه ها پاسخ های منحصر به فردی داریم.
📎لینک ثبت نام 👇
https://eseminar.tv/wb105994
🗓زمان وبینار
یکشنبه ۲۱ خرداد
⏰ساعت ۱۹ تا ۲۱
وبینار رایگان است.
❤5
❤1
#گزین_گویه
✅ تفاوت میان طرحهای ناکجاآبادی خیرخواهانه، که اعتراض من به آنها از آن روست که به زور و خشونت منتهی میشوند، با تغییرات مهم اجتماعی که مورد توصیه من است، در کجاست؟ اگر بنا باشد فرمول ساده و نسخهای برای بیان تفاوت میان تدابیر پذیرفتنی به منظور اصلاحات اجتماعی و طرحهای ناکجا آبادی نپذیرفتنی ارائه کنم، چنین میگویم:
"بیشتر برای برطرف کردن عیبهای مشخص بکوش تا برآوردن ایدهآلهای مجرد. تلاش مکن با وسایل سیاسی انسانها را خوشبخت کنی، بلکه نیروی خود را در راه از بین بردن بدبختی های مشخص بهکارگیر". وجه عملیتر این سخن چنین است: با وسایل مستقیم برای از میانبردن فقر مبارزه کن، با ساختن بیمارستانها و مراکز آموزش پزشکی با شیوع بیماریها مبارزه کن. با نادانی همان سان نبرد کن که با جنایت میستیزی. اما همه این کارها را با وسایل مستقیم انجام بده. نگاه کن چه چیز در جامعهای که در آن زندگی میکنی بدترین بدی است و بكوش صبورانه جامعه را همزمان قانع کنی که میتوانیم از شر آن خلاص شویم"
"کارل پوپر"
(Utopie und Gewalt، مدینه فاضله و قهر)
@HosseinGaeeni
✅ تفاوت میان طرحهای ناکجاآبادی خیرخواهانه، که اعتراض من به آنها از آن روست که به زور و خشونت منتهی میشوند، با تغییرات مهم اجتماعی که مورد توصیه من است، در کجاست؟ اگر بنا باشد فرمول ساده و نسخهای برای بیان تفاوت میان تدابیر پذیرفتنی به منظور اصلاحات اجتماعی و طرحهای ناکجا آبادی نپذیرفتنی ارائه کنم، چنین میگویم:
"بیشتر برای برطرف کردن عیبهای مشخص بکوش تا برآوردن ایدهآلهای مجرد. تلاش مکن با وسایل سیاسی انسانها را خوشبخت کنی، بلکه نیروی خود را در راه از بین بردن بدبختی های مشخص بهکارگیر". وجه عملیتر این سخن چنین است: با وسایل مستقیم برای از میانبردن فقر مبارزه کن، با ساختن بیمارستانها و مراکز آموزش پزشکی با شیوع بیماریها مبارزه کن. با نادانی همان سان نبرد کن که با جنایت میستیزی. اما همه این کارها را با وسایل مستقیم انجام بده. نگاه کن چه چیز در جامعهای که در آن زندگی میکنی بدترین بدی است و بكوش صبورانه جامعه را همزمان قانع کنی که میتوانیم از شر آن خلاص شویم"
"کارل پوپر"
(Utopie und Gewalt، مدینه فاضله و قهر)
@HosseinGaeeni
👍4❤1