ستیز با مردستیزی
52 subscribers
56 photos
16 videos
3 files
57 links
‏برابری‌خواهی | دفاع از حقوق مردان | ستیز با فمینیسمِ مردستیز

گوگل‌پلاس:
https://goo.gl/wLzhrZ

توئیتر:
https://twitter.com/mardsetizi

فیسبوک:
https://www.facebook.com/mardsetizi/
Download Telegram
⚪️بعنوان یک خانم امروزیِ تحصیلکرده‌ی شاغل فید شبکه‌های اجتماعی من باید پر باشد از مطالبی عصبانی علیه جنس مذکر ظالم و مطالبه حقوق زنان از طریق سرکوب و کاستن از حقوق آقایان. مگرنه؟

چقدر جنسیت‌گرایانه، اگر اینطور فکر کرده باشید! بهمان اندازه که موج سوم فمنیسم ادعا می‌کند که هرکس اینطور فکر نکند زن‌ستیز است.

...مثل هر جنبش دیگری، فمنیسم با هر موجی روزبروز رادیکال‌تر شده. طرفدارانش از منهای پنج به سربسر رسیده و تصمیم گرفته‌اند که می‌خواهند از آنجا به مثبت پنج برسند. گاهی اوقات این ترقی‌خواهی خوب، یا حداقل بی‌ضرر است. ولی یک وقتی کار به جایی می‌رسد که تمام خطاهایی را مرتکب می‌شود که زمانی علیه خودش انجام می‌شده و اصلا این جنبش برای مقابله با آن خطاها بوجود آمده است.

فمنیسم از جنبشی برابری‌خواه تبدیل شده به جنبشی برتری‌طلب؛

فمنیسم در ابتدا چه بود؟ جنبشی بود که این ایده‌ی انقلابی را مطرح می‌کرد: «زنان هم به اندازه مردان انسان هستند، که زنان هم از حق زندگی و آزادی و مالکیت برخوردارند، همانطور که، و همانقدر که مردان.»

اما امروز فمنیسم چه معنایی پیدا کرده؟ امروز فمنیسم جنبشی است حول این ایده که مردها کمتر از زن‌ها انسان هستند. که کمتر از ایشان حق زندگی و آزادی دارند. که زن‌ها، به صرف جنسیت‌شان، از حقوق و مزایای بیشتری باید برخوردار باشند. که یک جنس (مونث) از دیگری (مذکر) برتر است. خلاصه آنکه فمنیسم از جنبشی برابری‌خواه به جنبشی برتری طلب تبدیل شده.

...و این احمقانه است.

در نظر فمنیسم موج سوم، من باید بخواهم که درآمد بیشتری داشته باشم صرفا بخاطر اینکه خانم هستم؛ احتمالا برای جبران سال‌های زیادی که خانم‌ها کمتر از آقایان درآمد داشته‌اند. اما ایده افزایش حقوق یا ترفیع بخاطر جنسیت، توهینی است به توانایی من به عنوان یک فرد انسان. (بله، بعنوان یک انسان و همینطور بعنوان یک خانم)

من نیازی به ترفیع برای چیزی که هیچ دخلی در آن نداشته‌ام، ندارم. خیلی ممنون، خودم می‌توانم ترفیع‌ام را کسب کنم. مغز من بیش از مقدار مورد نیاز توانمند است و نیازی به قابلیت‌های فیزیکی دوکروموزوم ایکسی‌ها ندارم که به من از این لطف‌ها بکنند.

فمنیسم موج سوم من را می‌ترساند. وقتی کسی خودش را بعنوان یک فمنیست دوآتشه معرفی می‌کند، من هم، مثل مردها، جا می‌خورم؛ تمام مدت منتظرم که به تنفر از جنسیت‌ام متهم شوم و به اینکه مثل یک زنگ‌زدگی روی چرخ پیشرفت مانع جلو رفتن فمنیسم هستم، و خلاصه کلا نمونه خوبی از زنانگی نیستم.

البته من یک فمنیسم هستم، اما یک فمنیست «کلاسیک»، یعنی از حق زنان برای رای دادن، دریافت درآمد مساوی برای کار مشابه، و مثلا ویرانگری فرهنگی جنسیت‌گرایی، دفاع می‌کنم. عصبانی می‌شوم وقتی یک مرد مرا با صدایی که پدرسالاری از آن می‌چکد ستایش می‌کند، طوری که انگار همه سعیش این است که بگوید «...بعنوان یک دختر خوب بود.» (که یعنی بعنوان یک مرد چنان کار خاصی هم نبود.)

من از استانداردهای دوگانه بی‌قیدی جنسی خسته‌ام؛ که زنان را بعنوان عامل فساد سرزنش کرده و مورد حمله قرار می‌دهد و از آن طرف اعمال مردها را به صرف «طبیعت مردانه‌شان» توجیه می‌کند. اما این دلیل نمی‌شود که استانداردهای من را تا اندازه رفتارهای بعضی مردها پایین بیاورید. استانداردهای آن‌ها را تا رفتارهای ما خانم‌ها بالا بیاورید.
بس است دیگر.

متن کامل مطلب:
http://goo.gl/4sPm2b
🔴 کسانی که خواهان ممنوعیت اسباب بازی های دخترانه و پسرانه کودکان هستند، اصلا دختران کوچک را درک نمی کنند
کریستینا هاف سامرز، فمینیست سابق در نشریه فدرالیست به موضوعی اخیرا پر سروصدا پرداخته: جدا نکردن اسباب بازی های دختران و پسران. بعد از سروصدای زیاد اینترنتی در اعتراض به اینکه صنعت اسباب بازی سازی و جامعه، با زور کردن اسباب بازی های مخصوص برای پسران و دختران، دختران را مجبور به پیروی از عرف های اجتماعی برای نقش زن بکنند. این حرف ها کمی بعد تر، از سوی کاخ سفید مورد حمایت قرار گرفت. کاخ سفید در همایشی یک روزه، به فمینیست ها و فعالین این جنبش مخلوط سازی اسباب بازی های کودکان میدان داد تا ادعا کنند توطئه ای از سوی جامعه مردسالار و صنعت گران اسباب بازی (که اکثرا مرد هستند)‌در کار هست تا زنان را به نقش اجتماعی شان عادت بدهد.
اما مشکل کجاست؟ مشکل اینجاست که اگر چند ساعتی با دختران و پسران کوچولو بوده باشید می دانید تا چه حد به اسباب بازی های «جنسیتی» خوشان علاقه دارند. سردبیر نشریه اسلیت که خودش جزو فرقه «جنسیت برساخته ای اجتماعی» است، در مقاله ای نوشت که از اینکه پسران کوچک اش تمرکزی وسواس گونه با اسباب بازی های چرخ دار، به خصوص ماشین حمل سیمان پیدا کرده اند، حیرت کرده است. گاهی بعضی واقعیات به قدری واضح هستند که برای ندیدن شان، نیاز به یک مدرک تحصیلات عالی از رشته هنرهای آزاد دانشگاهی دارید
فمینیست ها و دانشگاهیان، با انکار نتایج پژوهش های بسیار، اصرار دارند که علاقه کودکان به اسباب بازی های خاص، نتیجه یک نظام مردسالار و با هدف قرار دادن دختران است. آنها علاقه ای هم به تغییر نظرشان ندارند. حتی وقتی انبوه داده های علمی در حمایت از اینکه جنسیت، برساخته ای فرهنگی اجتماعی نیست را می بینند، از جمله اینکه در گونه های دیگر نخستینان همچون میمون های مکک، توله های ماده بیشتر با عروسک بازی می کنند و توله های نر با چیزهای چرخ دار، شانه بالا می اندازند و ضمن اینکه می پذیرند میمون ها نمی توانند فرهنگ داشته باشند تا به آنها نقشی جنسیتی حقنه کند،‌ولی می گویند نقش ژنتیک و طبیعت، جانبی است و ما بایستی با ابزارهای اجتماعی، تغییرش بدهیم. یعنی می خواهند با رویکردی سوسیالیستی جامعه را دوباره اهلی کنند. یکی از این فمینیست ها، در دفاع از مخالفت با اسباب بازی های دخترانه و پسرانه، استدلالی کرده که عمق فاجعه را نشان می دهد. او در مقاله ای نوشت که طبیعت، تقدیر انسان ها نیست همانطور که ما علیه بیماری ها واکسیناسیون می کنیم و طبیعی بودن بیماری را قبول نمی کنیم،‌ نبایستی این اثر ژنتیکی و طبیعی در ترجیح اسباب بازی ها بین دختران و پسران را هم بپذیریم. این یعنی این فمینیست ها، پسر (یا دختر) بودن را مریضی می دانند که می بایست همانند بیماری، ریشه کن بشود.

https://plus.google.com/+DanielJafari/posts/cvTUPXwUC15
Forwarded from videogeram.ir | ویدیوگرام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#استنداپ_کمدی
فمنیست‌ها رو با خاک یکسان کرده این آقای «Bill Burr» 😀

«با #زیرنویس فارسی #ویدیوگرام»

📺 @videogeram 📺
🔴حادثه خیابان جمهوری، آیینه تمام نمای اهمیتی ست که جامعه برای جان مردان قائل است
از گوگل پلاسِ +Mohammadreza B
1) آیا جنسیت کارگرهای قربانی مهم است؟ تا جایی که صحبت از ایمنی کار و توانایی امداد رسانی است قطعا خیر. چیزی که مهم است، جان آدمی ست. فارغ از جنسیت. تاکید بر جنسیت قربانیان حادثه خیابان جمهوری چه اهمیتی دارد؟
************
2) اگردر گوگل "آتش سوزی خیابان جمهوری" را سرچ کنید، در تیتر تمام خبرهای صفحه اول، اشاره به مرگ 2 کارگر زن شده.
http://yon.ir/gTwL
در متن اکثر خبرهای صفحه اول(تا جاییکه من دیدم) هیچ نشانی از مرگ افراد دیگر وجود ندارد. در صفحه ویکی پدیای این آتش سوزی هم تنها به مرگ دو زن اشاره شده و هیچ اشاره ای به کشته های دیگر نشده
http://yon.ir/d1In
ما اسم، سن، شغل، وضعیت تاهل این دو کارگر زن را می دانیم و در همه سایت ها به شکل دلسوزانه ای به وضعیت این دو کارگر زحمتکش جان باخته اشاره کرده اند. ولی شاید هیچ کدام از ما ندانیم که این حادثه 4 کشته برجا گذاشت. دو مرد هم در این حادثه جان باختند که اکثر خبرگزاری ها، تحت تاثیر نگاهی که به جان مردان دارند اشاره ای به آنها نکردند. مرگ دومرد، در سکوت خبری.نام، وضعی تاهل و سن،... این دو مرد در هیچ خبری ثبت نیست.
http://www.bbc.com/persian/iran/2013/07/130711_l01_fire_tehran
این حادثه "دست کم" مرگ این دو کارگر مرد را هم در پی داشت. ما هیچ اطلاعی از مرگ احتمالی سایر مردانی که به سبب شدت جراحات در بیمارستان فوت شده اند نداریم.و ما نمی دانیم در این کارگاه چند مرد دیگر برای تمام عمر معلول شده اند. ایا غیر از این است وقتی صحبت از مرگ و معلولیت کارگران مرد است، خبرگزاری ها اهمیت خبر برایشان کمرنگ میشود؟
************
3) در ایران، و همچنین سایر کشورهای دنیا، مرگ کارگران مرد اختلاف فاحشی با مرگ کارگران زن دارد. در ایران هر ساله بیش از1500 کارگرکشته میشوند که تنها حدود 10 تا 20 نفر آنها زن هستند.
http://alef.ir/vdcb0gb5zrhb0fp.uiur.html?260367
**********
4) آیا جنسیت کارگر کشته شده مهم است؟ قطعا خیر! ولی اگر بخواهیم با رویکرد "استعاری" به ماجرا بنگریم، چه نتیجه ای می توانیم بگیریم؟ ما از مرگ سالانه هزاران مرد در سکوت کامل خبری میگذریم، ولی مرگ تنها چند زن با جنجال شدید رسانه ای همراه است. جنجالی که تا سالها بعد ادامه پیدا میکند(مرگ دو زن در خیابان جمهوری که اخیرا سایت میدان درباره اش نوشته، مربوط به سال 92 است).
************
5) آیا به دنبال برابری جنسی هستید؟ می خواهید زنها هم در اقتصاد به اندازه مردها تاثیر گذار باشند؟ آیا گمان میکنید زندگی مانند یک مرد فقیر یا از طبقه متوسط می تواند اسوده تر از زندگی مانند یک زن فقیر و متوسط باشد؟ بسیار خب! برابری جنسی برای شما شامل سوختن در آتش کارگاه، سقوط از ارتفاع، و خفه شدن در معدن هم میشود. اگر پیه زندگی دشوار مردانه ی مردان تهی دست نان آور را به تن همه زنان فقیر و طبقه متوسط نمالید، برابری جنسی مسلما رویای دست نیافتنی خواهد بود. پس این برجسته کردن جنسیت کارگرهای زن قربانی برای چیست؟
همانطور که ملاحظه می‌کنید زنان هم سهم و نقش خود را ایفا می‌کنند. و اینجاست که می‌فهمیم چرا ۹۹ درصد کشته‌های کار در کشور مرد اند. 
Ali Set گوگل پلاسِ
چه کسانی آشغال پشت‌سر رژه‌ی زنان را تمیز می‌کنند؟
مردان
قابلی ندارد...
🚩یکی از سخنران رژه‌ی زنان در واشنگتون دی‌سی دانا هیلتون بود. دانا هیلتون به دلیل مشارکت در شکنجه، تجاوز و قتل یک مرد به ‌۲۷ سال زندان محکوم شده بوده که در سال ۲۰۱۲ با پایان دوران محکومیت آزاد می‌شود.

http://dailycaller.com/2017/01/26/womens-march-featured-speaker-who-kidnapped-raped-and-tortured-a-man/
هایپرگمی به زبان ساده
از کانال وحید آنلاین :
#سکته_قلبی قاتل شماره یک #زنان در #آمریکا ست. امروز #قرمز پوشیده‌اند تا اهمیت سلامت #قلب و ضرورت مراجعه به پزشک را گوشزد کنند
‏ #goredforwomen
‏https://t.me/VahidOnline/21457
******************
‏"Heart disease is the leading cause of death for both men and women"

‏yon.ir/lL2y
***************
‏Number of Heart Disease Deaths in USA per 100,000 Population by Gender
‏Timeframe: 2014
‏Male:210.9
‏Female:131.8
‏yon.ir/50Qd
*************
هشتگ #goredforwomen
‏yon.ir/o29j
*****************

مرگ در اثر سکته قلبی عامل اصلی مرگ مردان و زنان است،و احتمال مرگ مردان در اثر سکته قلبی به شکل قابل ملاحظه ای بیشتراحتمال مرگ زنان در اثر سکته قلبی ست.
آیا سوالی در ذهنتان شکل نگرفت؟

از گوگل پلاسِ Mohammadreza B
ششم فوریه: روزِ جهانیِ مبارزه‌ علیه ختنه‌ی زنان

امروز ششم فوریه روزِ جهانیِ مبارزه علیه ختنه‌ی زنان است. به واژه‌ی زنان در آخر عبارت توجه کنید. امروز روزِ جهانی مبارزه علیه ختنه نیست. برای اینکه عمق دنیای مردسالار و بیرحم کنونی را درک کنید نوشته‌ی زیر که یکی از پستهای قدیمی ما است را بخوانید.

سایت‌ها و سازمان‌های پرشماری پیرامونِ ختنه‌ی زنان به طور اختصاصی و گسترده فعالیت می‌کنند چنانکه دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی خود را موظف می‌دانند در برابرش بیاستند و هر روز یکی از بلندپایگان، از رئیسِ سازمانِ ملل گرفته تا رئیسِ جمهورهای کشورهای مختلف پیرامونِ این موضوع سخن می‌گوید، اما نگاهی به آمارها حقایقِ شگفتی‌آوری را آشکار می‌سازند :
ختنه‌ی مردان، باعث کاهشِ لذتِ جنسی مردان تا چهار برابر می‌شود، در روابطِ جنسیِ آنها موجبِ اختلال می‌شود، ارگاسم را در آنها به تاخیر می‌اندازد چنانکه مردانِ ختنه شده سه برابر بیشتر از مردانِ ختنه نشده دچار ناتوانی در ارگاسم می‌شوند، موجب می‌شود که حساس‌ترین بخشِ الت جنسی‌شان زدوده شود (منبع1). در سال حدود 117 کودک تنها در آمریکا به خاطرِ ختنه می‌میرند، 3/4 از حساسیتِ آلتِ جنسیِ مردان در اثرِ ختنه از بین می‌رود، اکثرِ ختنه‌ها بدونِ بی‌هوشی انجام می‌شود (55 درصد) (منبع2).
تعددِ مردانی که ختنه شده‌اند : بیش از یک میلیارد و سیصد میلیون. یعنی بیش از 34 درصد از مردان ختنه شده‌اند.(منبع3)
تعدادِ زنانی که ختنه شده‌اند: 125 میلیون. یعنی چیزی در حدودِ 3.5 درصد.(منبع4)
آیا لازم نیست که قدری با خود بیاندیشیم که چه می‌شود که مصائبِ بیش از یک میلیارد و سیصد میلیون انسان، پشتِ همانِ گروهی 125 میلیونی پنهان شده و نادیده انگاشته می‌شود؟به نظرِ شما چگونه است وضعیتِ نوزادهای پسرِ ایرانی و کلا دیگر ملیت‌ها وقتی که تنها در آمریکا که در زمینه بهداشت و پزشکی براستی بهترین است، هر سال نزدیک به 117 پسربچه در اثر ختنه کشته می‌شوند؟
آیا کسی تاکنون به شما گفته که شما به عنوانِ یک مرد در برابرِ یک زن موجودی دورریختنی هستید؟
منابع به ترتیب:
http://ow.ly/TNAX5
http://ow.ly/TNAY7
http://ow.ly/TNAYV
http://ow.ly/TNAZF

#ختنه #ختنه_زنان #ختنه_مردان #مردستیزی
بدون شرح!👇
Forwarded from ساحت زیست
ما یا آینده ای خواهیم داشت که در آن زنان هدایت راهی برای برقراری دوستی و صلح با زمین [و طبیعت] را بر عهده خواهند داشت و یا اینکه در مجموع هیچ آینده ای برای بقای بشریت متصور نخواهد بود!
#واندانا_شیوا
#اکو_فمنیسم

@sahatzist

http://u1.img7.ir/TdkTE.jpg
🌑فمنیسم، مردستیزی نیست
چند سال پیش دومنیک استراوس کان رئیس فرانسوی صندوق بین‌المللی پول وقتی از هتلی در نیویورک عازم فرودگاه بود، با شکایت خانم دیالو خدمتکار هتل در فرودگاه نیویورک دستگیر و بلافاصله دادگاهی شد. خانم دیالو ادعا کرده بود که این اقتصاددان و سیاستمدار نامدار فرانسوی قصد تعرض به او را داشته است. اخبار این دادگاه انعکاس گسترده جهانی یافت. در نهایت استراوس کان از این پرونده تبرئه شد و حتی معلوم شد که کسانی خانم دیالو را تحریک هم کرده بودند. دادگاه تا وقتی که کاملاً مجاب نشد خشونت جنسی در کار نبوده است، هیچ مماشاتی با این مقام بلندپایه نکرد. با همه اینها استراوس کان بابت این اتهام جنسی ضربه سنگینی خورد. کرسی ریاست صندوق بین‌المللی پول را از دست داد. مهمترین کاندید سوسیالیست‌های فرانسه برای ریاست‌جمهوری هم بود که فرانسوا اولاند جایگزین او شد. عملاً حیات سیاسی کان پایان یافت.
همه این ماجرا نشان می‌دهد که سیستم قضائی قدرتمند و مستقل امریکا با اتهام خشونت جنسی مطلقاً مماشات نمی‌کند و قوانین بسیار سخت‌گیرانه‌ای در این خصوص دارد.
چندی پیش خانمی در واشنگتن علیه یک مرد روزنامه‌نگار و شناخته شده کُرد ایرانی و همسرش به دادگاه شکایت برد و ادعا کرد که قصد آزار او را داشته‌اند. دادگاه تشکیل شد و قاضی دادگاه هم زن بود. نه تنها روزنامه‌نگار کاملاً تبرئه شد، بلکه دادگاه هیچکدام از ادعاهای خانم شاکی را وارد ندانست و پرونده مختومه اعلام شد.
چندی بعد شخصی در ایران موضوع این دادگاه را علنی کرد و به دنبال آن جزئیات بیشتر در فضای فارسی‌زبان منتشر شد و بسیاری در جریان قرار گرفتند. امثال من نمی‌توانند در خصوص این پرونده صحبت بیشتری بکنند، چون ما نه اطلاعی بیشتری داریم و نه حتی لازم است که داشته باشیم. چون یکی از بهترین و سخت‌گیرترین سیستم‌های قضائی جهان متهم را از هر اتهامی کاملاً تبرئه کرده است.
پس این نامه‌ای که جمعی از فمنیست‌های ایرانی منتشر کرده‌اند و در آن اتهام‌های سنگینی را به این روزنامه‌نگار وارد کرده‌اند برای چیست؟ حتی از رسانه‌های فارسی و کُردی هم خواسته شده که هیچ تریبونی در اختیار این شخص قرار ندهند. مگر در کشورهای دمکراتیک حکم دادگاه فصل‌الخطاب نیست؟ پس این بازیها برای چیست؟ گویا یکی از امضاء‌کنندگان هم همان شخصی است که به دادگاه شکایت برده بود.
خانم‌های فمنیست! اگر از حکم دادگاه راضی نیستید و مدرک جدیدی در دست دارید، چرا به دادگاه ارائه نمی‌کنید؟ تا همه و از جمله امثال من که برای نهاد خانواده تقدس قائل است، آگاه شوند که با چه شخصی طرف بوده‌اند؟ به جای این کارها چرا فرافکنی می‌کنید و به زبان فارسی علیه یک شخص حقیقی آن هم در امریکا اتهامات سنگین وارد می‌کنید؟ یعنی رای چنین دادگاهی در چنین کشوری هم کافی نیست؟

از فیسبوکِ محمد بابایی
فمينيزم افراطى، كار را از اين كه هست، خراب تر مى كند.با برخورد راديكال و غيرمنطقى اش، مردان را تجاوز كاران بالقوه اى مى بيند و مى شناساند كه هر لحظه، در تاكسى و اتوبوس و هرمكان ديگرى، هر آن احتمال دارد دسته جمعى ، زنان را مورد تجاوزدسته جمعه قرار دهند.كليت گرا و بى جزئيات،انسان را به دو دسته ى زن/ مرد تقسيم مى كند و از نتايج دهشتناك اين جداسازى جنسيتى، هيچ نمى هراسد. پروپاگاندايى شبيه به سيستم حكومتى ايران راه مى اندازد و با جداسازى،انسان، انسان داراى عقل و احساس و ممكن الخطا را در دو گانه ى زن مظلوم بى دفاع/ مرد تجاوزگر خاطى مى گنجاند.همواره جز را به كل تعميم مى دهد و آفت همين جاست: در نتيجه ى اين رويكرد بى منطق،جامعه از فمينيزم قهر مى كند. همين حالا هم براثر ندانم كارى اين فمينيزم ابداعى، مردان بسيارى، فمينيزم را دشمن خود مى دانند.زنانگى تسليم اين نسخه پيچى هاى غريب مى شود و زنى كه دامن بپوشد، ماتيك بزند، مويش را رنگ كند، بوى خوب بدهد و لباس خوب بپوشد، با مردان دوستى داشته باشد و در يك كلام، بر بدن و روابط خود محيط باشد، هرگز بر قله ى رفيع فمينيزم آن ها فاتح نخواهد بود.از كدام مرجع اين احكام را صادر مى كنند ؟ از مرجع بى مطالعگى. فمينيزم راديكال رسانه دارد، تريبون دارد و صداى پرهياهويش كه منتج به هيچ نتيجه ى كاربردى اى نشده، گوش فلك را كر مى كند.فمينيزم ايرانى هم مثل باقى مفاهيم، اسير گنگ و باند بازى ست.
مفهوم فمينيزم ايرانى، قربانى بى اتحادى و بى برنامگى فمينيست هاى باسواد است. در غياب آن ها، پروپاگانداى فمينيزم افراطى هر چه رشته شده با سرعت پنبه مى كند.جامعه را به برابرى و تساوى انسان ها بدبين، و به دليل اقدامات بى خردانه اش، راه زنان را مدام سخت تر مى كند.
مفاهيم ضرورى چندانى باقى نمانده اند كه از دست لابى و باند، راهشان را پيدا كنند. يكى شان همين تن مورد تجاوز قرار گرفته ى فمينيزم ايرانى ست.

از فیسبوکِ غزل صدر
زیر همین پست خانمی کامنت گذاشته:

همین نوشته را نگاه کن . تعریفی که خانم مرمر از دوست پسر جدید می کنه اینه که من از ایکه آ می خرم و اون میاره . من خسته می شم و استراحت می کنم و اون کار می کنه . من مهاجرم و کم تر خرج می دم و به جاش ولخرجی می کنم و اون سکوت می کنه ...
بعد وقتی آقای دوست پسر ایرانی می گه من حمال نیستم می گه کسی از تو انتظار کمک نداشت .
پس اون موقع از کی انتظار داشت وقتی می خره براش ببره ؟ از اینگمار کامپراد ( بنیان گذار ایکه آ . یکی از ثروتمندترین و پاتریوت ترین افراد در سوئد )‌ خوب از همین حمال بود دیگه . حالا این مرد خوش تیپ و درس خون و خوش فکر مسلمن بی شعور هم هست . مرد تیپیکال ایرانی نیست . ولی بی شعوره . چرا ؟ چون مرد تیپیکال ایرانی بود می گفت : آره عزیزم بخر . خودم می برم و برات می بندمش .. بی شعوره چون همون جا خودش را ضایع کرد . خوب زمینه داره . به اندازه کافی سابقه داره که طرفش رو بشناسه . میدونه که ایده آل اینه که « خانم از ایکه آ بخره و اون ببره » . و به جای این که به موقع بشینه و بگه خانم من نیستم . اونجا ذوق مرگ می شه ...بی شعوره دیگه .
خانمی در پایین تر نوشت با مردی ایرانی رفته بود رستوران مرده می گه خیال نکنی من پول غذای تو رو هم میدم . خوب من می فهمم که نمی خواد خرجش زیاد بشه ولی این برخورد توهین آمیزه . من با مرد سوئدی رفتم رستوران و صورت حساب رو آوردند خیلی راحت گفت : ۵۰/۵۰ بدیم یا هر کی غذای خودش رو ؟ و گفتم هر جور راحتی . که پنجاه پنجاه دادیم.
مرد ایرانی که این برخورد ها را می کنه شعور نداره . از برابری ای که ما اینجا داریم مردها خیلی نفع مالی می برند . به خدا بیشتر از زن ایرانی که نفعش عمدتن روحی و شخصیتی است . ولی اگر نمی خواهد برای این است که شعورش نمی رسه بفهمه که چطور برخورد کنه .
به دادگاههای نمایشی در کانادا خوش آمدید💡

مجلس کانادا که رهبری آن در دست یک نخست وزیر فمینیست است قانون تازه ای (ماده ۵۱) تصویب کرده که پیرو آن همه پیامکها، ایمیلها، عکسها، و ویدیوهایی که محتوای جنسی داشته باشند از دادگاههای تجاوز و جرایم جنسی حذف شده و به عنوان شواهد در دادگاه قابل عرضه نخواهند بود. هدف از گذراندن این قانون حمایت از قربانیان تجاوز و جرایم جنسی اعلام شده است. فرض ضمنی پشت این قانون چنین است که همه شاکیان در پرونده های تجاوز و جرایم جنسی قربانی واقعی هستند و راست می گویند؛ هیچکس به هیچ دلیلی خود را به دروغ قربانی جرایم جنسی نشان نمی دهد.

یک سناریوی فرضی را در نظر بگیرید: یک مرد و یک زن با هم رابطه جنسی برقرار می کنند. روز پس از آن، زن به مرد پیامک می زند که: "دیشب خیلی عالی بود و من را به اوج لذت رساندی، دوباره چنین برنامه ای بگذاریم". دو ماه پس از آن ماجرا، زن نزد پلیس می رود و ماجرای همان شب را به عنوان تجاوز بازگو می کند و از مرد شکایت می کند. پیامکی که فردای تجاوز فرضی فرستاده شده در دادگاه نمی تواند جزء شواهد به شمار بیاید و وکیل مرد نمی تواند از آن برای اثبات بیگناهی او بهره بجوید.

این قانون نتیجه مستقیمی از دادگاه پر سر و صدای ژیان قمیشی در کانادا است. ژیان قمیشی، یک ایرانی-کانادایی نسل دوم و محبوبترین مجری رادیویی در کانادا، از سوی سه زن به جرایم جنسی متهم شده بود. در دادگاه آشکار شد که هر سه زن تا مدتها پس از جرایم ادعایی، به ژیان پیامک و ایمیل و عکسهای نیمه برهنه شان را می فرستادند و او را برای ادامه روابط وسوسه می کردند. اما پلیس و دادستان تورونتو زیر فشارهای سیاسی چنین شواهد آشکاری را کنار گذاشته بود که موجب شد ژیان کارش را از دست بدهد و آبرویش برود.

تنها یک فمینیست می تواند به یک دادگاه ژیان قمیشی بنگرد و به جای اینکه نتیجه بگیرد که یک مرد بیگناه دارد به اتهامهای بی پایه محاکمه می شود، نتیجه بگیرد که باید قوانین تغییر کنند تا متهم نتواند بیگناهی خود را ثابت کند. از دید فمینیستها مجرم و تجاوزکار بودن ژیان (یا اصلا هر مرد دیگری که به جرایم جنسی محکوم شده) یک حقیقت مسلم و بدیهی است. پس دنبال این هستند که قوانین را به گونه ای تغییر دهند که محکوم کردن متهمان را آسانتر کنند.

https://omny.fm/shows/tasha-kheiriddin/lawyer-joseph-neuberger-says-changes-to-sexual-ass#description