که به سن کار کردن می رسند، دوباره سطح خشونت غیر مستقیم مساوی می شود. به قول فونتس، « در 15 سالگی ممکن است که پسرها دعوا کنند و خیلی اتفاق خاصی نیفتند، ولی در 25 سالگی بعد از کتک کاری سر از زندان در می آورید»
باس در تحقیقاتش به این نتیجه رسید که مردها هم برای خودشان شیوه هایی از پتیارگی دارند، ولی روی چیزهایی متمرکز می شوند که به نظر می رسد برای زن ها مهم است. بنابراین مردها، موقع تحقیر کردن رقیب، به نداشتن پول یا موقعیت اجتماعی او حمله می کنند. باس معتقد است که مردها از انگشت نما کردن رقیب به خاطر هرزگی خیلی استفاده نمی کنند، چون که زن ها با مردهای آن طوری هم حاضرند بیرون بروند. مردها همدیگر را به خاطر چیزهایی تحقیر می کنند که برای زن ها مهم است (چیزی که نشان بدهد که مرد می تواند از زن مراقبت کند، مثل پول و موقعیت) و زن ها همدیگر را برای چیزهایی تحقیر می کنند که برای مردها مهم است (جذابیت فیزیکی و توانایی جنسی و باروری)
*
تحقیقات آزمایشگاهی ای که با حضور دخترهای دانشجو انجام می شوند، غالبا به این متهم اند که نمونه ی مورد انتخاب ان ها، نمونه ی کاملی از کل جامعه نبوده است، ولی در این یک مورد خاص، نمونه کاملا منطبق است. اخبار دانشگاه ها پر است از دخترهایی که بعد از حمله های جنسی احساس شرمندگی می کنند، و یا حتی نمونه هایی که دختر بعد از این که از سوی دوستانش روسپی خطاب شده خودکشی کرده است.
با همه ی این حرفها، در مورد این پتیارگی درونی مان چه کار می توانیم بکنیم؟ فوئنتس معتقد است که برساخته های اجتماعی، هر چند که تعیین کننده ی رفتار ما هستند، اما قابل تغییر هستند.
قربانی های خشونت غیرمستقیم، اعتماد به نفسشان را از دست می دهند و صدمه می خورند، اما ویلانکورت معتقد است که می شود جلوی این صدمه را گرفت. او معتقد است که شناخت ریشه های این رفتار، می تواند باعث تغییر رفتار شود.
دیوید باس اما این قدرها خوشبین نیست. او معتقد است که بسیار دشوار بشود چیزی را که خواه به خاطر تکامل و خواه به خاطر تلقین در آدم ها درونی شده را تغییر داد. او می گوید که یک راه حل می تواند این باشد که مردان یاد بگیرند به جای این که صرفا ناظر رقابت باشند، به حل این مساله کمک بکنند، اگر که در انتخاب هایشان برای رابطه های بلند مدت، این قدر برای جذابیت ظاهری و جنسی اهمیت قایل نباشند، اما خودش اضافه می کند که «البته احتمال همچین چیزی بعید است.، چرا که جنس مذکر این طوری تکامل یافته، همان طوری که از نظر غذایی یاد گرفته که دنبال غذاهای پر چربی و پر شکر باشد»
واقعا طبیعت انسانی گاهی خیلی پتیاره است.
باس در تحقیقاتش به این نتیجه رسید که مردها هم برای خودشان شیوه هایی از پتیارگی دارند، ولی روی چیزهایی متمرکز می شوند که به نظر می رسد برای زن ها مهم است. بنابراین مردها، موقع تحقیر کردن رقیب، به نداشتن پول یا موقعیت اجتماعی او حمله می کنند. باس معتقد است که مردها از انگشت نما کردن رقیب به خاطر هرزگی خیلی استفاده نمی کنند، چون که زن ها با مردهای آن طوری هم حاضرند بیرون بروند. مردها همدیگر را به خاطر چیزهایی تحقیر می کنند که برای زن ها مهم است (چیزی که نشان بدهد که مرد می تواند از زن مراقبت کند، مثل پول و موقعیت) و زن ها همدیگر را برای چیزهایی تحقیر می کنند که برای مردها مهم است (جذابیت فیزیکی و توانایی جنسی و باروری)
*
تحقیقات آزمایشگاهی ای که با حضور دخترهای دانشجو انجام می شوند، غالبا به این متهم اند که نمونه ی مورد انتخاب ان ها، نمونه ی کاملی از کل جامعه نبوده است، ولی در این یک مورد خاص، نمونه کاملا منطبق است. اخبار دانشگاه ها پر است از دخترهایی که بعد از حمله های جنسی احساس شرمندگی می کنند، و یا حتی نمونه هایی که دختر بعد از این که از سوی دوستانش روسپی خطاب شده خودکشی کرده است.
با همه ی این حرفها، در مورد این پتیارگی درونی مان چه کار می توانیم بکنیم؟ فوئنتس معتقد است که برساخته های اجتماعی، هر چند که تعیین کننده ی رفتار ما هستند، اما قابل تغییر هستند.
قربانی های خشونت غیرمستقیم، اعتماد به نفسشان را از دست می دهند و صدمه می خورند، اما ویلانکورت معتقد است که می شود جلوی این صدمه را گرفت. او معتقد است که شناخت ریشه های این رفتار، می تواند باعث تغییر رفتار شود.
دیوید باس اما این قدرها خوشبین نیست. او معتقد است که بسیار دشوار بشود چیزی را که خواه به خاطر تکامل و خواه به خاطر تلقین در آدم ها درونی شده را تغییر داد. او می گوید که یک راه حل می تواند این باشد که مردان یاد بگیرند به جای این که صرفا ناظر رقابت باشند، به حل این مساله کمک بکنند، اگر که در انتخاب هایشان برای رابطه های بلند مدت، این قدر برای جذابیت ظاهری و جنسی اهمیت قایل نباشند، اما خودش اضافه می کند که «البته احتمال همچین چیزی بعید است.، چرا که جنس مذکر این طوری تکامل یافته، همان طوری که از نظر غذایی یاد گرفته که دنبال غذاهای پر چربی و پر شکر باشد»
واقعا طبیعت انسانی گاهی خیلی پتیاره است.
Forwarded from Vahid Online وحید آنلاین
💬
Milad Sobhkhiz:
فرماندهمون پرسید کی رشتهاش ریاضیه؟
یکی از بچهها که ارشد ریاضی محض داشت گفت من.
فرمانده: پاشو سربازا رو بشمار!
twitter.com/Miladsob/status/743030054410723328
💬
کوروش:
تو پادگان ما یارو پرسید کسی با فتوشاپ آشنا هست؟ روتوش بلد باشه؟ بلافاصله گفتم من آقا من. گفت بیا سالن رو جوری تی بکش مثل روتوشات 😐 #جدی
twitter.com/KouroshQaffari/status/743400498917703680
💬
M.Hasoumian:@
"فرمانده گروهان پرسید کی بود ارشد نفت خونده بود؟ این آفتابه نفت رو بگیر تختا رو نفت بزن جیرجیر نکنه."
twitter.com/marketexpertir/status/743305711870840833
💬
☭✯Rojman✯☭:
میپرسن کی رشته اش تاریخ ه ؟ یکی میگه : من .
فرمانده میگه امروز چندمه ؟؟؟؟
twitter.com/natedrake13/status/743314635231657985
💬
کلیشه:
فرمانده پرسید کیا رشته شون عمرانه ؟ دو نفر گفتن ما ارشد عمران داریم.
فرمانده: یه کامیون آجر رسیده برید خالی کنید.
twitter.com/Kelishe/status/743300578046992388
💬
دی-آر-ای:@.
به مام گفتن طراحی داخلی کی کار کرده، بعد بهشون گفتن ببرید این میز صندلیا رو ازون اتاق وردارین بیارین این یکی اتاق
twitter.com/ShokHassan/status/743403723003682816
💬
وجودگرا:
"یه بارم فرمانده پادگان گفت تحصیل کرده شیمی کیه؟
چند نفر دست بلند کردن.
گفت برید با جوهر نمک توالتهارو بشورید"
twitter.com/Existentialer/status/743403103169425408
💬
چنین گفت صفا:
شما اگه توی رزومه ت جراحی عمل قلب باز کرگدن توی دریای سرخ رو داشته باشی بازم باید بری توالت بشوری
twitter.com/WhatSafaSaid/status/743355362313568256
اینها همه واکنشهایی بودند به این خبر:
💬
خدمت سربازی:
"#فوری
در راستای استفاده از تخصص سربازان،مشمولان در زمان ارسال دفترچه، رزومه خود را به پلیس+10 ارائه کنند تا براساس تخصص خود به کارگیری شوند"
twitter.com/KhedmateSarbazi/status/743016032269406208
📡 @VahidOnline
#خاطره #پادگان #سربازی
Milad Sobhkhiz:
فرماندهمون پرسید کی رشتهاش ریاضیه؟
یکی از بچهها که ارشد ریاضی محض داشت گفت من.
فرمانده: پاشو سربازا رو بشمار!
twitter.com/Miladsob/status/743030054410723328
💬
کوروش:
تو پادگان ما یارو پرسید کسی با فتوشاپ آشنا هست؟ روتوش بلد باشه؟ بلافاصله گفتم من آقا من. گفت بیا سالن رو جوری تی بکش مثل روتوشات 😐 #جدی
twitter.com/KouroshQaffari/status/743400498917703680
💬
M.Hasoumian:@
"فرمانده گروهان پرسید کی بود ارشد نفت خونده بود؟ این آفتابه نفت رو بگیر تختا رو نفت بزن جیرجیر نکنه."
twitter.com/marketexpertir/status/743305711870840833
💬
☭✯Rojman✯☭:
میپرسن کی رشته اش تاریخ ه ؟ یکی میگه : من .
فرمانده میگه امروز چندمه ؟؟؟؟
twitter.com/natedrake13/status/743314635231657985
💬
کلیشه:
فرمانده پرسید کیا رشته شون عمرانه ؟ دو نفر گفتن ما ارشد عمران داریم.
فرمانده: یه کامیون آجر رسیده برید خالی کنید.
twitter.com/Kelishe/status/743300578046992388
💬
دی-آر-ای:@.
به مام گفتن طراحی داخلی کی کار کرده، بعد بهشون گفتن ببرید این میز صندلیا رو ازون اتاق وردارین بیارین این یکی اتاق
twitter.com/ShokHassan/status/743403723003682816
💬
وجودگرا:
"یه بارم فرمانده پادگان گفت تحصیل کرده شیمی کیه؟
چند نفر دست بلند کردن.
گفت برید با جوهر نمک توالتهارو بشورید"
twitter.com/Existentialer/status/743403103169425408
💬
چنین گفت صفا:
شما اگه توی رزومه ت جراحی عمل قلب باز کرگدن توی دریای سرخ رو داشته باشی بازم باید بری توالت بشوری
twitter.com/WhatSafaSaid/status/743355362313568256
اینها همه واکنشهایی بودند به این خبر:
💬
خدمت سربازی:
"#فوری
در راستای استفاده از تخصص سربازان،مشمولان در زمان ارسال دفترچه، رزومه خود را به پلیس+10 ارائه کنند تا براساس تخصص خود به کارگیری شوند"
twitter.com/KhedmateSarbazi/status/743016032269406208
📡 @VahidOnline
#خاطره #پادگان #سربازی
چندی پیش تیم ملی فوتبال زنان استرالیا با تیم نوجوانان نیوکاسل مسابقه داد و نتیجه را هفت بر صفر به این پسران زیر پانزده سال واگذار کرد.
http://www.dailymail.co.uk/sport/football/article-3609949/Matildas-lose-7-0-Newcastle-Jets-15s-Rio-Olympics-warm-up.html?_utm_source=1-2-2
http://www.dailymail.co.uk/sport/football/article-3609949/Matildas-lose-7-0-Newcastle-Jets-15s-Rio-Olympics-warm-up.html?_utm_source=1-2-2
🔴اصل برائت متهم در پروندههای تجاوز باید نادیده گرفته شود!
این خانمی که در تصویر زیر مشاهده میکنید جسیکا ولنتی، نویسنده و فمینیست سرشناس آمریکایی هست. او در سال 2010 در مقالهای در واشنگتنپست خواستار آن شد تا «بیگناهی متهم تا هنگام اثبات جرم» که از زمان مگنا کارتا وجود داشته، برای مردان ِ متهم به تجاوز جنسی برداشته بشود!
http://goo.gl/ntqzn5
حالا اگر فکر میکنید این خواسته به اندازه کافی احمقانه هست و ممکن نیست فمینیستها موفق به چنین کاری بشوند، خوب است بدانید که در سال 2014 در ایالت کالیفرنیای آمریکا با تصویب قانون «بله یعنی بله» گام بزرگی به سوی لغو «اصل برائت متهم تا قبل از اثبات جرم» در اینگونه پروندهها برداشته شد:
http://goo.gl/UeNBPv
این خانمی که در تصویر زیر مشاهده میکنید جسیکا ولنتی، نویسنده و فمینیست سرشناس آمریکایی هست. او در سال 2010 در مقالهای در واشنگتنپست خواستار آن شد تا «بیگناهی متهم تا هنگام اثبات جرم» که از زمان مگنا کارتا وجود داشته، برای مردان ِ متهم به تجاوز جنسی برداشته بشود!
http://goo.gl/ntqzn5
حالا اگر فکر میکنید این خواسته به اندازه کافی احمقانه هست و ممکن نیست فمینیستها موفق به چنین کاری بشوند، خوب است بدانید که در سال 2014 در ایالت کالیفرنیای آمریکا با تصویب قانون «بله یعنی بله» گام بزرگی به سوی لغو «اصل برائت متهم تا قبل از اثبات جرم» در اینگونه پروندهها برداشته شد:
http://goo.gl/UeNBPv
⚪️93% نبرد بر سر حضانت فرزندان در بریتانیا را زنان برنده میشوند، و فقط 8% والدین مجرد مرد هستند.
http://ow.ly/TNqqy
http://ow.ly/TNqqy
🔴اين نتيجهیِ يک نظرسنجیِ گروههایِ هوادارِ ختنهیِ پسران از زنانِ آمريکا در اين باره است که آيا آنان آلتِ ختنهشده را ترجيح میدهند يا آلتِ ختنهنشده را (که با توجه به اينکه ختنه بهقاعده در دورانِ کودکیِ پسران انجام میشود عملاً همارزِ نظرسنجی از آنان دربارهیِ ادامهیِ روندِ ختنهیِ کودکان است). تنها تصورش را بکنيد که يک گروهِ هوادار حجابِ اجباری در ايران دست به نظرسنجی از مردان (و فقط از مردان) در اين باره بزند که آيا زنان حجاب را رعايت کنند يا نه. نتيجهاش بشود اينکه بيشترِ مردان موافقِ رعايتِ حجاب اند و آن گروه اين نتيجه را پشتوانهیِ فعاليتِ خود در تحميلِ حجاب کنند. آيا خشمگين نخواهيم شد و نفسِ چنين نظرسنجیاي را سکسيستی و زنستيز نخواهيم دانست؟ آيا اگر يک گروهِ هوادارِ جراحیِ پروتزِ پستان از مردان دربارهیِ سايزِ پستانِ محبوبِ آنها نظرسنجی کند و اکثرِ مردان بگويند پستانهایِ درشت را ترجيح میدهند فمينيستها از فرطِ عصبانيت ديوانه نخواهند شد و مردان را سلطهجو و سکسيست نخواهند خواند؟ آيا آنان به طورِ مداوم رواجِ جراحیِ زيبايی در ميانِ دختران را، که بهقاعده برخلافِ ختنه با ميلِ خودِ آنان انجام میگيرد و هيچ ترومایِ فيزيکی يا روانیِ شناختهشدهاي ايجاد نمیکند، به مناسباتِ «مردسالار» پيوند نمیدهند؟ چهطور است که چنين نظرسنجیاي در موضوعي چنين حساس با چنان نتايجي بيرون میآيد و هيچکس خشمگين نمیشود و حتا به يادِ «بدنِ من انتخابِ من» هم نمیافتد؟ اين استانداردِ دوگانه از کجا میآيد؟
http://www.ibtimes.com.au/articles/540753/20140227/survey-54-american-women-prefer-circumcised-penis.htm
http://www.ibtimes.com.au/articles/540753/20140227/survey-54-american-women-prefer-circumcised-penis.htm
«نسبت جمعیت مردان به جامعهی بشری باید به 10 درصد کاهش یابد و همان اندازه هم باقی بماند.»
سالی میلر گیرهارت، نویسنده فمینیست و استاد سابق رشتهی مطالعات زنان در آمریکا
http://goo.gl/6CqwSX
سالی میلر گیرهارت، نویسنده فمینیست و استاد سابق رشتهی مطالعات زنان در آمریکا
http://goo.gl/6CqwSX
⚪️ 9 سال زندان به اتهام دروغین تجاوز
دختری که دربارهی تجاوز جنسی پدرش دروغ گفته بود، پس از ۹ سال اعتراف کرد. کساندرا وقتی یازده ساله بود دربارهی اینکه پدرش او را مورد اذیت و آزار جنسی داده دروغ گفت چرا که از طلاق والدین خود عصبانی بود. پدرش بعد از 9 سال زندان با اعتراف کساندرا از زندان آزاد شد.
اما از خود خبر جالبتر، این قسمت از آنست: «با این حال بائر [دادستانِ بخش] تأیید میکند که کساندرا برای سوگند دروغ مورد پیگرد قرار نمیگیرد، بیشتر به خاطر اینکه دادستانها نمیخواهند جرأت اعتراف کردن را (در موارد مشابه) از بقیهی مردم بگیرند.»
اینها از عوارض دور انداختن اصل «بیگناهی متهم تا زمان اثبات جرم» است که فمینیستها باعث شدهاند سیستمهای قضایی غرب به وقت محاکمهی جرایم جنسی آنها را دور بیاندازند.
http://www.itsybitsysteps.com/girl-changes-rape-story-after-nine-years-dad-freed/
دختری که دربارهی تجاوز جنسی پدرش دروغ گفته بود، پس از ۹ سال اعتراف کرد. کساندرا وقتی یازده ساله بود دربارهی اینکه پدرش او را مورد اذیت و آزار جنسی داده دروغ گفت چرا که از طلاق والدین خود عصبانی بود. پدرش بعد از 9 سال زندان با اعتراف کساندرا از زندان آزاد شد.
اما از خود خبر جالبتر، این قسمت از آنست: «با این حال بائر [دادستانِ بخش] تأیید میکند که کساندرا برای سوگند دروغ مورد پیگرد قرار نمیگیرد، بیشتر به خاطر اینکه دادستانها نمیخواهند جرأت اعتراف کردن را (در موارد مشابه) از بقیهی مردم بگیرند.»
اینها از عوارض دور انداختن اصل «بیگناهی متهم تا زمان اثبات جرم» است که فمینیستها باعث شدهاند سیستمهای قضایی غرب به وقت محاکمهی جرایم جنسی آنها را دور بیاندازند.
http://www.itsybitsysteps.com/girl-changes-rape-story-after-nine-years-dad-freed/
⚪️از فیسبوک «کانون حمایت از مردان»
بعد از کاریکاتور جناب نیستانی که در آن دختران را از بدو تولد هدف خشونت و حتی قتل توسط پدرانشان ترسیم کرده بودند با خود گفتم چرخی بزنم که در صورت کشته شدن فرزند به دست یکی از والدین ، امکان اینکه قاتل کودک پدر او باشد بیشتر است یا مادرش. مانند همیشه به زبان مادری اوضاع یک طرفه تر است . حتی اگر به دنبال آمار و ارقام باشید به اصغر قاتل می رسید و جنایت فجیع پدر و عکسهای خیانت مرد و پدر قاتل شات گان به دست. به زبان انگلیسی مطلب جالبی که بر عکس همیشه در اول فهرست مطالب پیدا شده توسط گوگل است مقاله ای به قلم جناب مارک . ب . روزنتال میباشد که بر طبق آمار سازمان United States Department of Health and Human Services امریکا بین سالهای 2001 تا 2006 نوشته شده است. اول اینکه 60 درصد کودکان کشته شده توسط والدین پسر بوده اند. در 29.2% موارد قاتل پدر به تنهایی و یا با همدست بوده است و در 70.8% موارد مادر به تنهایی یا با کمک همدست بوده است. اگر هنوز هم می خواهید سرتان را مانند کبک زیر برف نگه دارید و به تخریب چهره مردان ادامه دهید این گوی و این میدان .
http://www.breakingthescience.org/SimplifiedDataFromDHHS.php
بعد از کاریکاتور جناب نیستانی که در آن دختران را از بدو تولد هدف خشونت و حتی قتل توسط پدرانشان ترسیم کرده بودند با خود گفتم چرخی بزنم که در صورت کشته شدن فرزند به دست یکی از والدین ، امکان اینکه قاتل کودک پدر او باشد بیشتر است یا مادرش. مانند همیشه به زبان مادری اوضاع یک طرفه تر است . حتی اگر به دنبال آمار و ارقام باشید به اصغر قاتل می رسید و جنایت فجیع پدر و عکسهای خیانت مرد و پدر قاتل شات گان به دست. به زبان انگلیسی مطلب جالبی که بر عکس همیشه در اول فهرست مطالب پیدا شده توسط گوگل است مقاله ای به قلم جناب مارک . ب . روزنتال میباشد که بر طبق آمار سازمان United States Department of Health and Human Services امریکا بین سالهای 2001 تا 2006 نوشته شده است. اول اینکه 60 درصد کودکان کشته شده توسط والدین پسر بوده اند. در 29.2% موارد قاتل پدر به تنهایی و یا با همدست بوده است و در 70.8% موارد مادر به تنهایی یا با کمک همدست بوده است. اگر هنوز هم می خواهید سرتان را مانند کبک زیر برف نگه دارید و به تخریب چهره مردان ادامه دهید این گوی و این میدان .
http://www.breakingthescience.org/SimplifiedDataFromDHHS.php
🔴 مسئلهی مادری و تولید مثل
یکی از شاخههایی که فمینیستها در مورد آن صحبت کردهاند تولید مثل و مادری است. در ادامه نشان میدهیم که مانند اکثر بحثهای فمینیستی، حرفهای آنها در زمینهی مادری تئوریبافیهای بیمعنا و غیرعلمی است. تصویر زیر👇 پاراگرافی از کتاب «نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی» ( نوشتهی رزمری تانگ، مترجم منیژه نجمعراقی، تهران: نشر نی، 1387.) است. در ابتدای این فصل از کتاب نظر شولامیث فایرستون فمینیست رادیکال کانادایی در مورد تولید مثل نقل میشود. به نظر فایرستون یکی از گونههای ستم بر زنان مسئله تولید مثل است که منشا زیستشناختی دارد و راه حل فایرستون برای از بین بردن این ستم، انجام بارداری خارج از بدن زن و در آزمایشگاه است. حالا متنی که اسکرینشات گرفته شده را بخوانید تا به آن بپردازیم. 👇
اولین عبارتی که توی ذوق میزند «تولید مثل مردسالاری» است. این عبارت دقیقا چه معنایی دارد؟! چطور مردان این شیوهی تولید مثل را به زنان تحمیل کردهاند؟ آیا زنان مثلا میتوانستند تخمگذاری کنند و مردان مانع آنها میشدند؟ آیا مردان میتوانند جنین را در پاچهی شلوار خود پرورش دهند و نمیدهند؟!
ممکن است کسی در مقام پاسخگویی بگوید که منظور مراحل بعد از زایمان است. باز هم نمیتوان گناهی برای مردان متصور شد. همان زمانی که زن مشغول نگهداری کودک بوده، مرد هم مشغول کار برای تامین مخارج زندگی بوده است. و طبیعی است که زن با توجه به توانایی شیردهی به کودک، گزینهی مناسبتری باشد تا مرد. البته در زمان حال و امکانات جدید همه چیز فرق خواهد کرد ولی ما داریم راجع به یک مسئلهی تاریخی صحبت میکنیم و دقیقا معلوم نیست که چرا مردان باید برای تولید مثل نیز سرزنش و متهم به ستمگری شوند!
بخش دوم سخن فایرستون که میگوید: «لذت بچهدار شدن... چیزی جز افسانهای مردسالارنه نیست» هم غیرعلمی است. بچهدار شدن انسانها (و همینطور حیوانات) ریشه و تحلیلی فرگشتی دارد. از آنجا که ما گونهای از پستانداران هستیم خوب است با مثالی قضیه را روشنتر کنم. گربهی مادهای را در نظر بگیرید که بعد از جفتگیری باردار میشود. دوران بارداری را سپری میکند، درد زایمان را تحمل میکند و تعدادی بچه به دنیا میآورد. به بچهها شیر میدهد و از آنها مواظبت میکند. در مواقع احساس خطر پشت گردن آنها را میگیرد و آنها را به جای امنتری میبرد. اگر بخواهید به بچههایش نزدیک شوید با نهایت خشم و خشونت به شما حمله میکند. تمام این مراقبتها صورت میگیرد تا در نهایت با پرورش بچه گربههایی سالم و بالغ ژنهای خود را به نسل بعد منتقل کند. طبیعتا گربهی مادهای که نقش مادری را به این شکل انجام ندهد، ژنهایش منتقل نمیشود. از طرف دیگر گربهی نر نیز اگر در رقابت با بقیهی نرها موفق نشود، نمیتواند خزانهی ژنی خود را به نسل بعد منتقل کند. حالا اگر همین روند را در بازهای چند هزار ساله تصور کنید، میبینید که در این باره هیچ نیرویی به مانند فرگشت نمیتوانسته زنان را علاقهمند به مادری کند. جامعه و فرهنگ هم نقشی داشتهاند ولی قابل قیاس با ریشهی فرگشتی ماجرا نیست.
در ادامهی همین فصل (سوم) از کتاب نویسنده نقدهای فمینیستهای دیگر که مخالف فایرستون و همفکرانش هستند را آورده. جالب اینجاست که نقدها در این باره نیست که فایرستون حرفهای غیر علمی زده! مخالفتشان در این است که اگر ما تولید مثل را مصنوعی و در آزمایشگاه انجام بدهیم تنها از قدرت زنان کاستهایم و تنها عامل وابستگی مردان به زنان را از بین بردهایم!
یکی از شاخههایی که فمینیستها در مورد آن صحبت کردهاند تولید مثل و مادری است. در ادامه نشان میدهیم که مانند اکثر بحثهای فمینیستی، حرفهای آنها در زمینهی مادری تئوریبافیهای بیمعنا و غیرعلمی است. تصویر زیر👇 پاراگرافی از کتاب «نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی» ( نوشتهی رزمری تانگ، مترجم منیژه نجمعراقی، تهران: نشر نی، 1387.) است. در ابتدای این فصل از کتاب نظر شولامیث فایرستون فمینیست رادیکال کانادایی در مورد تولید مثل نقل میشود. به نظر فایرستون یکی از گونههای ستم بر زنان مسئله تولید مثل است که منشا زیستشناختی دارد و راه حل فایرستون برای از بین بردن این ستم، انجام بارداری خارج از بدن زن و در آزمایشگاه است. حالا متنی که اسکرینشات گرفته شده را بخوانید تا به آن بپردازیم. 👇
اولین عبارتی که توی ذوق میزند «تولید مثل مردسالاری» است. این عبارت دقیقا چه معنایی دارد؟! چطور مردان این شیوهی تولید مثل را به زنان تحمیل کردهاند؟ آیا زنان مثلا میتوانستند تخمگذاری کنند و مردان مانع آنها میشدند؟ آیا مردان میتوانند جنین را در پاچهی شلوار خود پرورش دهند و نمیدهند؟!
ممکن است کسی در مقام پاسخگویی بگوید که منظور مراحل بعد از زایمان است. باز هم نمیتوان گناهی برای مردان متصور شد. همان زمانی که زن مشغول نگهداری کودک بوده، مرد هم مشغول کار برای تامین مخارج زندگی بوده است. و طبیعی است که زن با توجه به توانایی شیردهی به کودک، گزینهی مناسبتری باشد تا مرد. البته در زمان حال و امکانات جدید همه چیز فرق خواهد کرد ولی ما داریم راجع به یک مسئلهی تاریخی صحبت میکنیم و دقیقا معلوم نیست که چرا مردان باید برای تولید مثل نیز سرزنش و متهم به ستمگری شوند!
بخش دوم سخن فایرستون که میگوید: «لذت بچهدار شدن... چیزی جز افسانهای مردسالارنه نیست» هم غیرعلمی است. بچهدار شدن انسانها (و همینطور حیوانات) ریشه و تحلیلی فرگشتی دارد. از آنجا که ما گونهای از پستانداران هستیم خوب است با مثالی قضیه را روشنتر کنم. گربهی مادهای را در نظر بگیرید که بعد از جفتگیری باردار میشود. دوران بارداری را سپری میکند، درد زایمان را تحمل میکند و تعدادی بچه به دنیا میآورد. به بچهها شیر میدهد و از آنها مواظبت میکند. در مواقع احساس خطر پشت گردن آنها را میگیرد و آنها را به جای امنتری میبرد. اگر بخواهید به بچههایش نزدیک شوید با نهایت خشم و خشونت به شما حمله میکند. تمام این مراقبتها صورت میگیرد تا در نهایت با پرورش بچه گربههایی سالم و بالغ ژنهای خود را به نسل بعد منتقل کند. طبیعتا گربهی مادهای که نقش مادری را به این شکل انجام ندهد، ژنهایش منتقل نمیشود. از طرف دیگر گربهی نر نیز اگر در رقابت با بقیهی نرها موفق نشود، نمیتواند خزانهی ژنی خود را به نسل بعد منتقل کند. حالا اگر همین روند را در بازهای چند هزار ساله تصور کنید، میبینید که در این باره هیچ نیرویی به مانند فرگشت نمیتوانسته زنان را علاقهمند به مادری کند. جامعه و فرهنگ هم نقشی داشتهاند ولی قابل قیاس با ریشهی فرگشتی ماجرا نیست.
در ادامهی همین فصل (سوم) از کتاب نویسنده نقدهای فمینیستهای دیگر که مخالف فایرستون و همفکرانش هستند را آورده. جالب اینجاست که نقدها در این باره نیست که فایرستون حرفهای غیر علمی زده! مخالفتشان در این است که اگر ما تولید مثل را مصنوعی و در آزمایشگاه انجام بدهیم تنها از قدرت زنان کاستهایم و تنها عامل وابستگی مردان به زنان را از بین بردهایم!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظرات متفاوت عباس کیارستمی در مورد زنان، کار کردن آنها و... که باعث عصبانیت فمینیستهای ایرانی در فضای مجازی شده است.
⚪️چه چیز باعث میشود زنان تا این حد ازدست مردان خشمگین باشند؟
زنان از مردان خشمگین هستند زیرا شرایط خود را با شرایط مردان موفق سفیدپوست دگرجنسگرا مقایسه میکنند. نه با مصائب مردان سیاه پوست یا بومی امریکایی، و نه با محرومیت مردان همجنسگرا، و نه با نادیده انگاشته شدن دائمی مردان فقیر.
وارن فارل/ افسانه قدرت مردان
...................................
داستان از آنجا شروع شد که زنان به بالا نگاه کردند واندک مردان قدرتمندی را دیدند که همه چیز در ید قدرتشان بود. ولی زنان علاقه نداشته و ندارند به انبوه مردان له شده در طبقات پایین اجتماعی نگاه کنند. شاید یک مثال حدی شرایط را برایمان روشن کند: حدود 90 درصد از کارتن خواب ها مرد هستند. بیکار شدن و درآمد کم به راحتی شما را نابود می کند اگر مرد باشید. در ایران(در کشوری که با مشکل بیکاری جوانان روبروست) یک "زن بیکار" زندگی بسیار آسوده تری از یک "مرد بیکار" خواهد داشت. پس بیایید روایت قدیمی ظلم به زنان را تعدیل کنیم. زنان نتوانسته اند وزیر و رییس بشوند، ولی فقط وقتی نگاهمان به طبقات بالای اقتصادی و اجتماعی است چنین روایتی خواهیم داشت و این فقط بخشی از داستان است. بر آن روی دیگر سکه زنان همواره حمایت شده اند و خطر سقوط تهدیدشان نمی کرده.
#مصائب_مرد_بودن
(از اینجا: https://goo.gl/3FwqUb )
زنان از مردان خشمگین هستند زیرا شرایط خود را با شرایط مردان موفق سفیدپوست دگرجنسگرا مقایسه میکنند. نه با مصائب مردان سیاه پوست یا بومی امریکایی، و نه با محرومیت مردان همجنسگرا، و نه با نادیده انگاشته شدن دائمی مردان فقیر.
وارن فارل/ افسانه قدرت مردان
...................................
داستان از آنجا شروع شد که زنان به بالا نگاه کردند واندک مردان قدرتمندی را دیدند که همه چیز در ید قدرتشان بود. ولی زنان علاقه نداشته و ندارند به انبوه مردان له شده در طبقات پایین اجتماعی نگاه کنند. شاید یک مثال حدی شرایط را برایمان روشن کند: حدود 90 درصد از کارتن خواب ها مرد هستند. بیکار شدن و درآمد کم به راحتی شما را نابود می کند اگر مرد باشید. در ایران(در کشوری که با مشکل بیکاری جوانان روبروست) یک "زن بیکار" زندگی بسیار آسوده تری از یک "مرد بیکار" خواهد داشت. پس بیایید روایت قدیمی ظلم به زنان را تعدیل کنیم. زنان نتوانسته اند وزیر و رییس بشوند، ولی فقط وقتی نگاهمان به طبقات بالای اقتصادی و اجتماعی است چنین روایتی خواهیم داشت و این فقط بخشی از داستان است. بر آن روی دیگر سکه زنان همواره حمایت شده اند و خطر سقوط تهدیدشان نمی کرده.
#مصائب_مرد_بودن
(از اینجا: https://goo.gl/3FwqUb )
Google Plus
چه چیز باعث میشود زنان تا این حد ازدست مردان خشمگین باشند؟
زنان از مردان خشمگین هستند زیرا شرایط خود را با شرایط مردان موفق سفیدپوست دگرجنسگرا مقایسه…
زنان از مردان خشمگین هستند زیرا شرایط خود را با شرایط مردان موفق سفیدپوست دگرجنسگرا مقایسه…
🔴 تبعیض جنسیتی دوم: تبعیض علیه مردها و پسرها
معرفی کتاب دیوید بناتار
فمینیستها از تبعیض جنسیتی روش مند و نهادینه علیه زنان سخن میگویند. نهادهای قدرت از نظر آنها مردسالار هستند و تبعیض علیه زنان فراگیر است. چنین رویکردی موجب شده تبعیض جنسیتی علیه مردان یا پسرها نادیده یا تفاوتی ماهوی بین این دو نوع تبعیض در نظر گرفته شود. دیوید بناتار بر این باور است که تبعیض جنسیتی دیگری، این بار علیه مردها و پسرها شکل گرفته است و نیازمند توجه است.
وی نخست به تعریف تبعیض می پردازد. در این راستا او تبعیض مثبت و منفی را از یکدیگر تمایز می بخشد. به عنوان مثال معلمی که به شاگرد خوب نمره بهتری می دهد بر اساس میزان یادگیری میان شاگردان خود تبعیض مثبت قایل شده است. تبعیض منفی تبعیضی است که بر اساس مواردی همچون جنسیت، نژاد، و ملیت شخص صورت میگیرد و به لحاظ اخلاقی مذموم است.
دیوید بناتار در بررسی تبعیض منفی به ما یادآوری میکند که این بررسی میبایست هوشمندانه شکل بگیرد. به عنوان مثال شرکتهای بیمه دولتی خدمات ماموگرافی بروی زنان میانسال را رایگان انجام میدهند امّا رایگان نبودن ارائه این خدمات برای مردان نه به دلیل تبعیض جنسیتی منفی بلکه به دلیل تفاوت شرایط جسمی زنان و مردان است. بنابراین تبعیض جنسیتی تبعیضی بر اساس جنسیت است در صورتی که جنسیت شخص دلیلی یا توجیهی برای تبعیض نباشد. رویکرد بناتار در مقابل رویکردهایی است که سعی دارند تبعیض جنسیتی را صرفا علیه زنان و به دلیل وجود سیستم یا ساختاری که زنان را سرکوب یا تخطئه میکند معرفی کنند. به عبارتی بناتار بر عمل تبعیض جنسیتی تمرکز میکند و نه ساختار و سیستم تبعیض جنسیتی. از نظر بناتار تمرکز بر تبعیض جنسیتی با توجه به ساختار و سیستم مانع فهم مصادیق تبعیض جنسیتی میشود. به عنوان مثال مانع توجه به تبعیض جنسیتی علیه مردان شده است. بر اساس دیدگاه بناتار تبعیض جنسیتی و نژادپرستی از جمله مواردی هستند که در آنها خصوصیات یک فرد به عنوان دلیلی برای انسان به شمار نیامدن وی در نظر گرفته میشوند. به عبارت دیگر اگر شخصی از نژاد دیگری بود یا جنسیت دیگری داشت دچار تبعیض نمیشد.
بناتار مخالفان عمده خود را فمینیستهایی میداند که دغدغهشان پیشبرد منافع زنان است و نه دستیابی به حقوق برابر و بهبود وضعیت انسانها. فمینیستهایی که حتی در مواردی که تبعیضی علیه زنان صورت نگرفته است وقایع را به گونهای قلب میکنند که گویی چنین بوده است. چرا که مطلوب آنها نه برابری بلکه پیشبرد منافع زنان به هر قیمتی است. بناتار بر این باور است که بسیاری از فمینیستهایی که چنین نیستند نیز در مواجهه با سخن از تبعیض علیه مردان به چنین فمینیسمی متمایل میشوند.
بناتار سپس به موارد تبعیض علیه مردان میپردازد که برخی از آنها در طول تاریخ وجود داشتهاند برخی متاخرتر هستند. مردها همیشه در طول تاریخ مجبور بودهاند در جنگهایی که رخ میداده است شرکت کنند. بسیاری از آنها برخلاف میلشان، و در صورت مخالفت با مجازات (حتی اعدام) مواجه میشدند و میشوند. علاوه بر این فشار اجتماعی علیه آنها بسیار زیاد بوده است. به عنوان یک نمونه در جنگ جهانی اول در انگلستان زنها پرهای سفیدی به دست میگرفتند - که سمبل بزدلی بودند ـ و به مردها و حتی نوجوانانی که در جنگ شرکت نمیکردند میدادند. میلیونها مرد در جنگهای تاریخ کشته شدهاند عده بسیار زیادی مجروح شده اند و یا به دلیل شرایط جنگ از مشکلات روحی و روانی رنج بردهاند. علاوه بر این خدمت سربازی در اغلب کشورهای جهان به مردان محدود است و در کشورهایی که زنان نیز باید به سربازی بروند نوع وظایف و کارهایشان ساده تر است.
همچنین مردها بسیار بیشتر از زنان قربانی خشونت هستند. به جز در دو مورد: تعرض جنسی و خشونت خانگی. هرچند بناتار، باور رایج مبنی بر بیشتر بودن این دو نوع خشونت علیه زنان در مقایسه به مردان را به چالش می کشد. باید توجه داشت تعرض جنسی به مردها در خیلی از موارد جدی گرفته نمیشود یا مورد بررسی قرار نمیگیرد. در مورد خشونت خانگی تحقیق هایی نشان دادهاند که زنها به اندازه مردان مرتکب خشونت خانگی میشوند و این تصور که تنها زنان قربانی این نوع خشونت یا در اکثر اوقات زنان قربانی این نوع خشونت هستند اشتباه است. همچنین در این تحقیق ها هنگامی که خشونت خانگی را محدود به خشونت های جدی تر مانند کتک زدن، تهدید با چاقو یا اسلحه و مشت ولگد کردند موارد خشونت خانگی توسط زنان افزایش داشت در حالی که موارد مرتکب شده توسط مردان یکسان باقی ماند. همچنین بناتار به تحقیق هایی اشاره میکند که فرضیه خشونت زنان در دفاع از خود را رد میکند.
خارج از محیط خانه، هم مردان و هم زنان در مواجهه با مردان غریبه با خشونت بیشتری نسبت به زنان غریبه عمل میکنند (به خصوص پسرهای بین سنهای ۱۶ تا ۲۴). همچنین مجازاتهای بدنی مانند شلاق در طول تاریخ
معرفی کتاب دیوید بناتار
فمینیستها از تبعیض جنسیتی روش مند و نهادینه علیه زنان سخن میگویند. نهادهای قدرت از نظر آنها مردسالار هستند و تبعیض علیه زنان فراگیر است. چنین رویکردی موجب شده تبعیض جنسیتی علیه مردان یا پسرها نادیده یا تفاوتی ماهوی بین این دو نوع تبعیض در نظر گرفته شود. دیوید بناتار بر این باور است که تبعیض جنسیتی دیگری، این بار علیه مردها و پسرها شکل گرفته است و نیازمند توجه است.
وی نخست به تعریف تبعیض می پردازد. در این راستا او تبعیض مثبت و منفی را از یکدیگر تمایز می بخشد. به عنوان مثال معلمی که به شاگرد خوب نمره بهتری می دهد بر اساس میزان یادگیری میان شاگردان خود تبعیض مثبت قایل شده است. تبعیض منفی تبعیضی است که بر اساس مواردی همچون جنسیت، نژاد، و ملیت شخص صورت میگیرد و به لحاظ اخلاقی مذموم است.
دیوید بناتار در بررسی تبعیض منفی به ما یادآوری میکند که این بررسی میبایست هوشمندانه شکل بگیرد. به عنوان مثال شرکتهای بیمه دولتی خدمات ماموگرافی بروی زنان میانسال را رایگان انجام میدهند امّا رایگان نبودن ارائه این خدمات برای مردان نه به دلیل تبعیض جنسیتی منفی بلکه به دلیل تفاوت شرایط جسمی زنان و مردان است. بنابراین تبعیض جنسیتی تبعیضی بر اساس جنسیت است در صورتی که جنسیت شخص دلیلی یا توجیهی برای تبعیض نباشد. رویکرد بناتار در مقابل رویکردهایی است که سعی دارند تبعیض جنسیتی را صرفا علیه زنان و به دلیل وجود سیستم یا ساختاری که زنان را سرکوب یا تخطئه میکند معرفی کنند. به عبارتی بناتار بر عمل تبعیض جنسیتی تمرکز میکند و نه ساختار و سیستم تبعیض جنسیتی. از نظر بناتار تمرکز بر تبعیض جنسیتی با توجه به ساختار و سیستم مانع فهم مصادیق تبعیض جنسیتی میشود. به عنوان مثال مانع توجه به تبعیض جنسیتی علیه مردان شده است. بر اساس دیدگاه بناتار تبعیض جنسیتی و نژادپرستی از جمله مواردی هستند که در آنها خصوصیات یک فرد به عنوان دلیلی برای انسان به شمار نیامدن وی در نظر گرفته میشوند. به عبارت دیگر اگر شخصی از نژاد دیگری بود یا جنسیت دیگری داشت دچار تبعیض نمیشد.
بناتار مخالفان عمده خود را فمینیستهایی میداند که دغدغهشان پیشبرد منافع زنان است و نه دستیابی به حقوق برابر و بهبود وضعیت انسانها. فمینیستهایی که حتی در مواردی که تبعیضی علیه زنان صورت نگرفته است وقایع را به گونهای قلب میکنند که گویی چنین بوده است. چرا که مطلوب آنها نه برابری بلکه پیشبرد منافع زنان به هر قیمتی است. بناتار بر این باور است که بسیاری از فمینیستهایی که چنین نیستند نیز در مواجهه با سخن از تبعیض علیه مردان به چنین فمینیسمی متمایل میشوند.
بناتار سپس به موارد تبعیض علیه مردان میپردازد که برخی از آنها در طول تاریخ وجود داشتهاند برخی متاخرتر هستند. مردها همیشه در طول تاریخ مجبور بودهاند در جنگهایی که رخ میداده است شرکت کنند. بسیاری از آنها برخلاف میلشان، و در صورت مخالفت با مجازات (حتی اعدام) مواجه میشدند و میشوند. علاوه بر این فشار اجتماعی علیه آنها بسیار زیاد بوده است. به عنوان یک نمونه در جنگ جهانی اول در انگلستان زنها پرهای سفیدی به دست میگرفتند - که سمبل بزدلی بودند ـ و به مردها و حتی نوجوانانی که در جنگ شرکت نمیکردند میدادند. میلیونها مرد در جنگهای تاریخ کشته شدهاند عده بسیار زیادی مجروح شده اند و یا به دلیل شرایط جنگ از مشکلات روحی و روانی رنج بردهاند. علاوه بر این خدمت سربازی در اغلب کشورهای جهان به مردان محدود است و در کشورهایی که زنان نیز باید به سربازی بروند نوع وظایف و کارهایشان ساده تر است.
همچنین مردها بسیار بیشتر از زنان قربانی خشونت هستند. به جز در دو مورد: تعرض جنسی و خشونت خانگی. هرچند بناتار، باور رایج مبنی بر بیشتر بودن این دو نوع خشونت علیه زنان در مقایسه به مردان را به چالش می کشد. باید توجه داشت تعرض جنسی به مردها در خیلی از موارد جدی گرفته نمیشود یا مورد بررسی قرار نمیگیرد. در مورد خشونت خانگی تحقیق هایی نشان دادهاند که زنها به اندازه مردان مرتکب خشونت خانگی میشوند و این تصور که تنها زنان قربانی این نوع خشونت یا در اکثر اوقات زنان قربانی این نوع خشونت هستند اشتباه است. همچنین در این تحقیق ها هنگامی که خشونت خانگی را محدود به خشونت های جدی تر مانند کتک زدن، تهدید با چاقو یا اسلحه و مشت ولگد کردند موارد خشونت خانگی توسط زنان افزایش داشت در حالی که موارد مرتکب شده توسط مردان یکسان باقی ماند. همچنین بناتار به تحقیق هایی اشاره میکند که فرضیه خشونت زنان در دفاع از خود را رد میکند.
خارج از محیط خانه، هم مردان و هم زنان در مواجهه با مردان غریبه با خشونت بیشتری نسبت به زنان غریبه عمل میکنند (به خصوص پسرهای بین سنهای ۱۶ تا ۲۴). همچنین مجازاتهای بدنی مانند شلاق در طول تاریخ
با شدت بیشتری بر مردان اعمال میشده است یا صرفا به مردان منحصر بوده است. حتی در مدارس نیز تنبیه پسربچه ها از دختربچه ها سفت و سختتر است و گاهی تنبیه فیزیکی تنها به پسرها محدود میشود. همچنین وی اشاره میکند که پسرها در منزل بیش از دخترها تنبیه فیزیکی میشوند. وی در ادامه به بررسی مواردی مانند خشونت در زندان تعرض جنسی در زندان می پرازد. در این موارد مردان بیش از زنان قربانی خشونت هستند. همچنین مجازات اعدام در برخی کشورها منحصر به مردها است و در دیگر کشورها احتمال صدور حکم اعدام برای مردها در مقایسه با زنان و در موارد مشابه، خیلی بیشتر است.
وی سپس به بررسی باورهای رایج مانند خشنتر بودن مردان میپردازد و با اشاره به تحقیقهایی که در این زمینه صورت گرفته عنوان میکند که این گونه باورها درست نیستند. وی همچنین به مثال هایی مانند مشارکت زنان در نسل کشی رواندا اشاره میکند که در عمل، زنان دستکم همپای مردان درخشونت نقش داشتهاند.
در بخشهای بعدی کتاب بناتار به قوانینی به نفع زنان برای جبران تبعیض علیه آنها در طول تاریخ اشاره میکند و آنها را به چالش میکشد و تبعیض علیه مردان فعلی به خاطر آنچه که در طول تاریخ بر زنان رفته است را ناروا و تبعیض آمیز میخواند.
در نهایت او به تبعیضهایی علیه مردان در کتاب خود اشاره میکند که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم محصول فمینیسم است. به عنوان مثال، در حالی که رسیدگی به تعرض و آزار و اذیت زنان وضع بهتری نسبت به گذشته پیدا کرده مردان گاهی بی دلیل و صرفا بر اساس شکایت دروغین در چنین مواردی متهم میشوند. یا در برخی مشاغل زنها میتوانند شغلهای سابقا مردانه را انتخاب کنند ولی عکس آن صادق نیست. مثلا زنها میتوانند پزشک شوند ولی مردها امکان پرستار شدن را ندارند یا چنین شغلی به لحاظ اجتماعی برای آنها پسندیده به شمار نمیآید. او همچنین خاطرنشان میکند که جملاتی که در آن زنان برتری داده میشوند با مخالفتی مواجه نمیشود ولی عکس آن با واکنش فمینیستها مواجه میشود. بناتار در پایان با بررسی مواردی از این قبیل در دوران متاخر یکی از مقصرین اصلی تبعیض جنسیتی دوم را فمینیسم - از نوع زنسالارانه نه برابریطلب - برمیشمارد.
این کتاب از چند جهت حائز اهمیت است. اول اینکه به جای ساختار و سیستم ما را به موارد و مصادیق فرا می خواند. ساختار مفهومی مبهم است، با این حال اغلب افراد با خیالی آسوده از آن استفاده می کنند. از جمله ایرادهای نگرش «ساختاری» این است که به ناچار همه موارد و مصادیق را باید بر اساس آن تفسیر کرد. بنابراین اگر بپذیریم که ساختار قدرت مردسالارانه است گاهی ممکن است مجبور شویم همه چیز را از دید مردسالاری نقد کنیم، حتی مواردی که کوچک ترین ربطی به مردسالاری نداشته باشد. در چنین مواردی بیش از تحلیل و نقد، شخص هنرمندی خود را در ربط دادن امور بی ربط نمایان می سازد. دوم اینکه به ما یادآوری میکند نگرشی که مبتنی بر یک جنسیت، نژاد، یا ملیت شکل بگیرد، هرچند در ابتدا ممکن است به گسترش عدالت کمک کند ولی اگر نقد و بررسی نشود خود میتواند به بی عدالتی های دیگری منجر شود. توجه به این موارد و دیگر مسائل مطرح شده در کتاب، فارغ از اینکه مورد پذیرش ما قرار بگیرد یا خیر، میتواند بهانه ای برای بررسی و بازتعریف مفهوم تبعیض جنسیتی و نوع مواجهه ما با این مسئله باشد.
http://zoheirnoaparast.blogspot.com/2015/05/blog-post_99.html
وی سپس به بررسی باورهای رایج مانند خشنتر بودن مردان میپردازد و با اشاره به تحقیقهایی که در این زمینه صورت گرفته عنوان میکند که این گونه باورها درست نیستند. وی همچنین به مثال هایی مانند مشارکت زنان در نسل کشی رواندا اشاره میکند که در عمل، زنان دستکم همپای مردان درخشونت نقش داشتهاند.
در بخشهای بعدی کتاب بناتار به قوانینی به نفع زنان برای جبران تبعیض علیه آنها در طول تاریخ اشاره میکند و آنها را به چالش میکشد و تبعیض علیه مردان فعلی به خاطر آنچه که در طول تاریخ بر زنان رفته است را ناروا و تبعیض آمیز میخواند.
در نهایت او به تبعیضهایی علیه مردان در کتاب خود اشاره میکند که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم محصول فمینیسم است. به عنوان مثال، در حالی که رسیدگی به تعرض و آزار و اذیت زنان وضع بهتری نسبت به گذشته پیدا کرده مردان گاهی بی دلیل و صرفا بر اساس شکایت دروغین در چنین مواردی متهم میشوند. یا در برخی مشاغل زنها میتوانند شغلهای سابقا مردانه را انتخاب کنند ولی عکس آن صادق نیست. مثلا زنها میتوانند پزشک شوند ولی مردها امکان پرستار شدن را ندارند یا چنین شغلی به لحاظ اجتماعی برای آنها پسندیده به شمار نمیآید. او همچنین خاطرنشان میکند که جملاتی که در آن زنان برتری داده میشوند با مخالفتی مواجه نمیشود ولی عکس آن با واکنش فمینیستها مواجه میشود. بناتار در پایان با بررسی مواردی از این قبیل در دوران متاخر یکی از مقصرین اصلی تبعیض جنسیتی دوم را فمینیسم - از نوع زنسالارانه نه برابریطلب - برمیشمارد.
این کتاب از چند جهت حائز اهمیت است. اول اینکه به جای ساختار و سیستم ما را به موارد و مصادیق فرا می خواند. ساختار مفهومی مبهم است، با این حال اغلب افراد با خیالی آسوده از آن استفاده می کنند. از جمله ایرادهای نگرش «ساختاری» این است که به ناچار همه موارد و مصادیق را باید بر اساس آن تفسیر کرد. بنابراین اگر بپذیریم که ساختار قدرت مردسالارانه است گاهی ممکن است مجبور شویم همه چیز را از دید مردسالاری نقد کنیم، حتی مواردی که کوچک ترین ربطی به مردسالاری نداشته باشد. در چنین مواردی بیش از تحلیل و نقد، شخص هنرمندی خود را در ربط دادن امور بی ربط نمایان می سازد. دوم اینکه به ما یادآوری میکند نگرشی که مبتنی بر یک جنسیت، نژاد، یا ملیت شکل بگیرد، هرچند در ابتدا ممکن است به گسترش عدالت کمک کند ولی اگر نقد و بررسی نشود خود میتواند به بی عدالتی های دیگری منجر شود. توجه به این موارد و دیگر مسائل مطرح شده در کتاب، فارغ از اینکه مورد پذیرش ما قرار بگیرد یا خیر، میتواند بهانه ای برای بررسی و بازتعریف مفهوم تبعیض جنسیتی و نوع مواجهه ما با این مسئله باشد.
http://zoheirnoaparast.blogspot.com/2015/05/blog-post_99.html
⚪️ #مردستیزی
در مصاحبهای از ماری دالی دربارهی نقل قولی از سالی میلر گیرهارت که گفته بود جمعیت مردها باید به 10 درصد جمعیت جامعه کاهش یابد، پرسیده میشود و او چنین پاسخ میدهد:
«من فکر میکنم این به هیچ وجه فکر بدی نیست. اگر حیات بر روی این سیاره به سوی زنده ماندن در حرکت است، پس یک آلودگیزدایی از زمین نیز باید وجود داشته باشد. من فکر میکنم این با یک فرآیند فرگشتی همراه خواهد بود که کاهش شدید جمعیت مردها را نتیجه خواهد داد.»
لینک مصاحبه:
http://goo.gl/3PjRCd
ماری دالی(1928-2010) فیلسوف فمینیست و استاد دانشگاه
https://en.wikipedia.org/wiki/Mary_Daly
در مصاحبهای از ماری دالی دربارهی نقل قولی از سالی میلر گیرهارت که گفته بود جمعیت مردها باید به 10 درصد جمعیت جامعه کاهش یابد، پرسیده میشود و او چنین پاسخ میدهد:
«من فکر میکنم این به هیچ وجه فکر بدی نیست. اگر حیات بر روی این سیاره به سوی زنده ماندن در حرکت است، پس یک آلودگیزدایی از زمین نیز باید وجود داشته باشد. من فکر میکنم این با یک فرآیند فرگشتی همراه خواهد بود که کاهش شدید جمعیت مردها را نتیجه خواهد داد.»
لینک مصاحبه:
http://goo.gl/3PjRCd
ماری دالی(1928-2010) فیلسوف فمینیست و استاد دانشگاه
https://en.wikipedia.org/wiki/Mary_Daly
Wikipedia
Mary Daly
Mary Daly (October 16, 1928 – January 3, 2010) was an American radical feminist philosopher and theologian. Daly, who described herself as a "radical lesbian feminist",[3] taught at the Jesuit-run Boston College for 33 years. Once a practicing Roman Catholic…
ماری دالی(1928-2010) فیلسوف فمینیست و استاد دانشگاه
https://en.wikipedia.org/wiki/Mary_Daly
https://en.wikipedia.org/wiki/Mary_Daly