⚪️مالیاتِ اختلاف دستمزد!
اگر فکر میکنید که میتوان از برخی دروغهای فمینیستی به دلایلی چشمپوشی کرد و آنها را بیخطر دانست، سخت در اشتباهید. آنها از در پشتی وارد میشوند و نیات و اهداف خود را از طریق در اختیار گرفتن قدرت سیاسی اعمال میکنند. در مورد اختلاف دستمزد زن و مرد ما در چندین پست مختلف به آن پرداختیم و نشان دادیم که دروغی بیش نیست.(لینک پستهای قبلی را در انتهای همین پست ببینید.) از آن طرف سیاستمداران هم برای گرفتن رأی زنان به این دروغ تا جایی که امکان داشته دامن زدند. حالا ویدئو کوتاه یک دقیقهای زیر را از بیبیسی ببینید👇 که برای حل این مشکل! راه حلی ارائه کرده است. اضافه درآمد مردان باید به صورت مالیات از آنها گرفته شود و بین زنان تقسیم شود!!
https://goo.gl/TBMgeR
https://goo.gl/pQHXRm
https://goo.gl/DyFSjz
اگر فکر میکنید که میتوان از برخی دروغهای فمینیستی به دلایلی چشمپوشی کرد و آنها را بیخطر دانست، سخت در اشتباهید. آنها از در پشتی وارد میشوند و نیات و اهداف خود را از طریق در اختیار گرفتن قدرت سیاسی اعمال میکنند. در مورد اختلاف دستمزد زن و مرد ما در چندین پست مختلف به آن پرداختیم و نشان دادیم که دروغی بیش نیست.(لینک پستهای قبلی را در انتهای همین پست ببینید.) از آن طرف سیاستمداران هم برای گرفتن رأی زنان به این دروغ تا جایی که امکان داشته دامن زدند. حالا ویدئو کوتاه یک دقیقهای زیر را از بیبیسی ببینید👇 که برای حل این مشکل! راه حلی ارائه کرده است. اضافه درآمد مردان باید به صورت مالیات از آنها گرفته شود و بین زنان تقسیم شود!!
https://goo.gl/TBMgeR
https://goo.gl/pQHXRm
https://goo.gl/DyFSjz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مالیاتِ اختلاف دستمزد!
نیکول وینبری معلم ریاضی ۲۸ ساله، به دلیل برقراری رابطه جنسی با سه تا از دانشآموزان پسر دستگیر شد.
#پدوفیلیا http://badcriminals.com/teacher-gave-students-bjs-let-them-run-a-train-on-her-in-class/
#پدوفیلیا http://badcriminals.com/teacher-gave-students-bjs-let-them-run-a-train-on-her-in-class/
⚪️ «من معتقدم که زنها ظرفیتی برای درک و شفقت دارند که یک مرد از نظر ساختاری ندارد. ندارد، چون نمیتواند داشته باشد، اصلاً در ظرفیتش نمیگنجد.»
باربارا جردن؛ سیاستمدار فمینیست آمریکایی.
منبع:
Linda Witt, Glenna Matthews, and Karen M. Paget, Running as a Woman: Gender and Power in American Politics (New York: Simon & Schuster, 1994), 266.
#مردستیزی
باربارا جردن؛ سیاستمدار فمینیست آمریکایی.
منبع:
Linda Witt, Glenna Matthews, and Karen M. Paget, Running as a Woman: Gender and Power in American Politics (New York: Simon & Schuster, 1994), 266.
#مردستیزی
🔴 اتهام تجاوز به پسر ۱۸ساله به تلافی ازدواج نکردن!
باشگاه خبرنگاران نوشت: چند روز پیش دختر جوانی سراسیمه به پلیس مراجعه و از دو متجاوز شکایت کرد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران، این دختر ٣٠ساله به ماموران گفت: «چند وقتی میشد که از طریق تلگرام با پسرجوانی آشنا شدم. او میگفت عاشقم شده و قصد ازدواج با من را دارد. برای همین کمکم به او علاقهمند شدم و با هم قرار ملاقات گذاشتیم.
بار اول با هم ملاقات کردیم و بعد از آن ارتباطمان بیشتر شد تا جایی که برای بار دوم با هم قرار ملاقات گذاشتیم اما اینبار صادق حرکات و رفتار مرموزی داشت. مثل همیشه نبود و حرکات غیرعادی میکرد. ما با هم به رستوران رفتیم که متوجه شدم یک شیشه مشروب با خودش آورده است. او همانجا از من خواست که به خانهاش بروم. خیلی ترسیده بودم و مخالفت کردم ولی او ناگهان چاقویی از جیبش بیرون آورد و گفت: اگر همراهش نروم مرا به قتل میرساند.
سعی کردم مقاومت کنم ولی فایدهای نداشت. او مرا با زور به خانهشان برد. وقتی به آنجا رسیدیم، دیدم که یکی دیگر از دوستانش هم درخانه است. این دونفر مرا مورد آزار و اذیت قرار دادند و بعد از آن در خیابان رهایم کردند.» با اعلام این شکایت بلافاصله موضوع در دستور کار ماموران قرار گرفت و تلاش در این رابطه آغاز شد. دختر جوان با راهنماییهایش ماموران پلیس را به متهم اصلی این پرونده نزدیک کرد و درنهایت پسر ١٨ساله خیلی زود در دام پلیس گرفتار شد.
او بلافاصله تحت بازجویی قرار گرفت اما جرم خود را انکار کرد. پسرجوان درحالی که به شدت از دستگیری و اتهام خود شوکه شده بود، در بازجوییها به ماموران پلیس گفت: «من با این دختر از طریق تلگرام آشنا شدم و مدتی با هم در ارتباط بودیم ولی این دختر اصرار داشت که با او ازدواج کنم، من هم که اصلا شرایط ازدواج را نداشتم، تصمیم گرفتم برای همیشه ارتباطم را با او قطع کنم ولی این دختر اصرار داشت که این ارتباط را تمام نکنیم تا اینکه من بهطور کل او را از زندگیام حذف کردم. برای همین تصور میکنم او برای انتقام دست به چنین کاری زده باشد.» با این اظهارات دخترجوان باز هم بر شکایت خود اصرار داشت.
او درمقابل قاضی سیفی بازپرس شعبه چهارم دادسرای جنایی تهران نیز بار دیگر شکایت خود را مطرح کرد و گفت که درمقابل گرفتن ٢٠میلیون تومان پول، از این شکایت صرفنظر میکند. این درحالی بود که پسرجوان همچنان اصرار بر بیگناهی خود داشت. بنابراین قاضی سیفی دستور بررسی ازسوی پزشکی قانونی را صادر کرد تا اینکه درنهایت صبح دیروز این دخترجوان ناگهان شروع به اشک ریختن کرد و در مقابل بازپرس راز یک سناریوی ساختگی را مطرح کرد. او گفت: «من به دروغ چنین شکایتی را مطرح کردم. از آنجایی که عاشق صادق شده بودم و میخواستم با او ازدواج کنم، تصمیم گرفتم از این طریق او را مجبور به چنین کاری کنم. صادق میخواست ارتباطش با من را قطع کند. هرچه گریه و التماس کردم، فایدهای نداشت. او اصرار بر پایان این رابطه داشت. برای همین من که دیگر راهی برای ازدواج با او نمیدیدم، تصمیم گرفتم به دروغ چنین شکایتی را مطرح کنم تا شاید صادق هم کوتاه بیاید و با من ازدواج کند. نمیدانستم که موضوع تا اینجا پیش میرود و دست من رو میشود. الان هم از اینکار خیلی پشیمانم.»
بنابراین با این اظهارات عجیب دختر جوان، دستور آزادی متهم دستگیر شده، صادر شد اما قاضی سیفی نیز دخترجوان را به مدت ٤ساعت به خاطر فریب ماموران و شکایت دروغ، روانه بازداشتگاه کرد.
http://goo.gl/AxjBfb
باشگاه خبرنگاران نوشت: چند روز پیش دختر جوانی سراسیمه به پلیس مراجعه و از دو متجاوز شکایت کرد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران، این دختر ٣٠ساله به ماموران گفت: «چند وقتی میشد که از طریق تلگرام با پسرجوانی آشنا شدم. او میگفت عاشقم شده و قصد ازدواج با من را دارد. برای همین کمکم به او علاقهمند شدم و با هم قرار ملاقات گذاشتیم.
بار اول با هم ملاقات کردیم و بعد از آن ارتباطمان بیشتر شد تا جایی که برای بار دوم با هم قرار ملاقات گذاشتیم اما اینبار صادق حرکات و رفتار مرموزی داشت. مثل همیشه نبود و حرکات غیرعادی میکرد. ما با هم به رستوران رفتیم که متوجه شدم یک شیشه مشروب با خودش آورده است. او همانجا از من خواست که به خانهاش بروم. خیلی ترسیده بودم و مخالفت کردم ولی او ناگهان چاقویی از جیبش بیرون آورد و گفت: اگر همراهش نروم مرا به قتل میرساند.
سعی کردم مقاومت کنم ولی فایدهای نداشت. او مرا با زور به خانهشان برد. وقتی به آنجا رسیدیم، دیدم که یکی دیگر از دوستانش هم درخانه است. این دونفر مرا مورد آزار و اذیت قرار دادند و بعد از آن در خیابان رهایم کردند.» با اعلام این شکایت بلافاصله موضوع در دستور کار ماموران قرار گرفت و تلاش در این رابطه آغاز شد. دختر جوان با راهنماییهایش ماموران پلیس را به متهم اصلی این پرونده نزدیک کرد و درنهایت پسر ١٨ساله خیلی زود در دام پلیس گرفتار شد.
او بلافاصله تحت بازجویی قرار گرفت اما جرم خود را انکار کرد. پسرجوان درحالی که به شدت از دستگیری و اتهام خود شوکه شده بود، در بازجوییها به ماموران پلیس گفت: «من با این دختر از طریق تلگرام آشنا شدم و مدتی با هم در ارتباط بودیم ولی این دختر اصرار داشت که با او ازدواج کنم، من هم که اصلا شرایط ازدواج را نداشتم، تصمیم گرفتم برای همیشه ارتباطم را با او قطع کنم ولی این دختر اصرار داشت که این ارتباط را تمام نکنیم تا اینکه من بهطور کل او را از زندگیام حذف کردم. برای همین تصور میکنم او برای انتقام دست به چنین کاری زده باشد.» با این اظهارات دخترجوان باز هم بر شکایت خود اصرار داشت.
او درمقابل قاضی سیفی بازپرس شعبه چهارم دادسرای جنایی تهران نیز بار دیگر شکایت خود را مطرح کرد و گفت که درمقابل گرفتن ٢٠میلیون تومان پول، از این شکایت صرفنظر میکند. این درحالی بود که پسرجوان همچنان اصرار بر بیگناهی خود داشت. بنابراین قاضی سیفی دستور بررسی ازسوی پزشکی قانونی را صادر کرد تا اینکه درنهایت صبح دیروز این دخترجوان ناگهان شروع به اشک ریختن کرد و در مقابل بازپرس راز یک سناریوی ساختگی را مطرح کرد. او گفت: «من به دروغ چنین شکایتی را مطرح کردم. از آنجایی که عاشق صادق شده بودم و میخواستم با او ازدواج کنم، تصمیم گرفتم از این طریق او را مجبور به چنین کاری کنم. صادق میخواست ارتباطش با من را قطع کند. هرچه گریه و التماس کردم، فایدهای نداشت. او اصرار بر پایان این رابطه داشت. برای همین من که دیگر راهی برای ازدواج با او نمیدیدم، تصمیم گرفتم به دروغ چنین شکایتی را مطرح کنم تا شاید صادق هم کوتاه بیاید و با من ازدواج کند. نمیدانستم که موضوع تا اینجا پیش میرود و دست من رو میشود. الان هم از اینکار خیلی پشیمانم.»
بنابراین با این اظهارات عجیب دختر جوان، دستور آزادی متهم دستگیر شده، صادر شد اما قاضی سیفی نیز دخترجوان را به مدت ٤ساعت به خاطر فریب ماموران و شکایت دروغ، روانه بازداشتگاه کرد.
http://goo.gl/AxjBfb
سایت خبری تحلیلی تابناك|اخبار ایران و جهان|TABNAK
اتهام تجاوز به پسر ۱۸ساله به تلافی ازدواج نکردن!
دختر جوان با راهنماییهایش ماموران پلیس را به متهم اصلی این پرونده نزدیک کرد و درنهایت پسر ١٨ساله خیلی زود در دام پلیس گرفتار شد.
🔴 مردان برای رسیدن به تمام مشاغل(حتی پستترین آنها)با هم رقابت میکنند. اما از آنجاکه کار کردن زنان در حد یک امتیاز باقی مانده تبدیل به مسئولیت عینی جهت بقا/پذیرش نشده و جامعه برای او «حق انتخاب» میان کار کردن و کار نکردن قائل است، نیازی به رقابت برای مقنی شدن و دباغی کردن و معدنچیگری نداشته. پس این یک بیعدالتی اشکار مستقیما برآمده از فرهنگ ضدمرد در تمامی جوامع بشریست که مشاغل پست هنوز در انحصار مطلق مردان قرار دارند.
«اگر به مرد بگوییم حیوان، ازش تعریف کردهایم، مرد یک دستگاه است، یک کیر مصنوعی که راه میرود.»
والری سولاناس، نویسنده و فمینیست رادیکال آمریکایی
منبع:
http://www.womynkind.org/scum.htm
#مردستیزی
والری سولاناس، نویسنده و فمینیست رادیکال آمریکایی
منبع:
http://www.womynkind.org/scum.htm
#مردستیزی
🔴شیانگاری و نگاه ابزاری
در بیشتر مقالات و مطالبی که پیرامون شیانگاری زنان و مردان نوشته میشود تفاوتهای جنسیتی در روانشناسی و موقعیت اجتماعی زن و مرد را در نظر نمیگیرند، و به بررسی یک فاکتور واحد در دو جنس میپردازند که روش مورد علاقهی ایدئولوگهای فمینیست برای باژگوننمایی واقعیت است. حال آنکه اگر زنان ابژهی جنسی هستند(که هستند)، مردان ابژهی اقتصادی میباشند. مطالعهای که بر هر دو جنس معتبر باشد منطقا باید شیانگاری مرد در مقام کارت اعتباری را با شیانگاری زن در مقام کالای جنسی بسنجد و قیاس بکند.
اگر نه همه میدانند که زنان مرد را در مقام شیء جنسی یا اساسا موجود دارای میل جنسی نمیبینند و به رسمیت نمیشناسند، شما مجموعهی داشتههای اقتصادی(ثروت، شغل و ...) و اجتماعی(عنوان، تحصیلات، مقام و ...)خود هستید. پس همانطورکه گفته شد باید شیانگاری زنان سکسی توسط مردان را با همان ِ زنان برای مردان ثروتمند و قدرتمند مقایسه کرد!
گذشته از این، واژهی مبتذل «شیانگاری» را حتی نمیتوان به درستی تعریف کرد و آنچه زشترویان ِ فمینیست شیانگاری نامیدهاند چیزی بجز معیارهای زیباییشناسی مردان نیست، و طبیعیست که بازنده برای تغییر قوانین بازی بکوشد. و باز گذشته از تمام اینها، شیانگاری احتمالی زن اگر به ارتقای ارزش جان او میانجامد و وی را در موقعیتی برتر از مرد قرار میدهد پس باید برای «بد» بودن آن دلیل بیاورید و انداختن بمب «نگاه ابزاری» به تنهایی برای هیچ نتیجهگیری بسنده نیست.
در بیشتر مقالات و مطالبی که پیرامون شیانگاری زنان و مردان نوشته میشود تفاوتهای جنسیتی در روانشناسی و موقعیت اجتماعی زن و مرد را در نظر نمیگیرند، و به بررسی یک فاکتور واحد در دو جنس میپردازند که روش مورد علاقهی ایدئولوگهای فمینیست برای باژگوننمایی واقعیت است. حال آنکه اگر زنان ابژهی جنسی هستند(که هستند)، مردان ابژهی اقتصادی میباشند. مطالعهای که بر هر دو جنس معتبر باشد منطقا باید شیانگاری مرد در مقام کارت اعتباری را با شیانگاری زن در مقام کالای جنسی بسنجد و قیاس بکند.
اگر نه همه میدانند که زنان مرد را در مقام شیء جنسی یا اساسا موجود دارای میل جنسی نمیبینند و به رسمیت نمیشناسند، شما مجموعهی داشتههای اقتصادی(ثروت، شغل و ...) و اجتماعی(عنوان، تحصیلات، مقام و ...)خود هستید. پس همانطورکه گفته شد باید شیانگاری زنان سکسی توسط مردان را با همان ِ زنان برای مردان ثروتمند و قدرتمند مقایسه کرد!
گذشته از این، واژهی مبتذل «شیانگاری» را حتی نمیتوان به درستی تعریف کرد و آنچه زشترویان ِ فمینیست شیانگاری نامیدهاند چیزی بجز معیارهای زیباییشناسی مردان نیست، و طبیعیست که بازنده برای تغییر قوانین بازی بکوشد. و باز گذشته از تمام اینها، شیانگاری احتمالی زن اگر به ارتقای ارزش جان او میانجامد و وی را در موقعیتی برتر از مرد قرار میدهد پس باید برای «بد» بودن آن دلیل بیاورید و انداختن بمب «نگاه ابزاری» به تنهایی برای هیچ نتیجهگیری بسنده نیست.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در موضوع شیانگاری، مطالعهای که بر هر دو جنس معتبر باشد منطقا باید شیانگاری مرد در مقام کارت اعتباری را با شیانگاری زن در مقام کالای جنسی بسنجد و قیاس بکند.
#مصائب_مرد_بودن
شاید یکی از مصائب مرد بودن این باشد که هرگونه حرف زدن از حقوق مردان٬ به مخالفت با حقوق زنان تعبیر میشود. http://bit.ly/2a7Cb7Y
شاید یکی از مصائب مرد بودن این باشد که هرگونه حرف زدن از حقوق مردان٬ به مخالفت با حقوق زنان تعبیر میشود. http://bit.ly/2a7Cb7Y
🔴ترجمهی فارسی کتاب «آیا هیچ چیز خوبی هم درباره مردان وجود دارد؟» منتشر شد
یکی از مخاطبان این صفحه چندی پیش کتابی مهم در زمینهی مسائل مردان و نقد فمینیسم را به فارسی ترجمه کرد. این کتاب بعد از کش و قوسهای فراوان و بعد از حدود دو سال انتظار بالاخره توسط نشر معارف منتشر شد. «رُی اف بامیستر» استاد دانشگاه فلوریدا میباشد. تخصص او روانشناسی اجتماعی بوده و با کارهایش در موضوعات خود، رد اجتماعی، وابستگی، روابط جنسی، خودکنترلی، خودباوری، رفتارهای خودشکنانه، انگیزش، پرخاشگری، آگاهی و ارادهٔ آزاد، شناخته شده است. ( https://goo.gl/MrzZvm )
سخنرانی اولیهای که مبنای نوشتن این کتاب شد قبلا توسط صفحهی ما ترجمه و منتشر شده است:
https://telegram.me/Mardsetizi/10
برای خرید اینترنتی کتاب میتوانید از لینک زیر استفاده کنید:
http://goo.gl/Uqp4A7
~ ما هنوز ترجمهی فارسی را مطالعه نکردهایم و از کیفیت آن بیاطلاعیم. امیدواریم که ترجمهی قابل قبولی باشد.
~ با به اشتراکگذاری این پست به خوانده شدن کتاب و تبادل اندیشه کمک کنید.
یکی از مخاطبان این صفحه چندی پیش کتابی مهم در زمینهی مسائل مردان و نقد فمینیسم را به فارسی ترجمه کرد. این کتاب بعد از کش و قوسهای فراوان و بعد از حدود دو سال انتظار بالاخره توسط نشر معارف منتشر شد. «رُی اف بامیستر» استاد دانشگاه فلوریدا میباشد. تخصص او روانشناسی اجتماعی بوده و با کارهایش در موضوعات خود، رد اجتماعی، وابستگی، روابط جنسی، خودکنترلی، خودباوری، رفتارهای خودشکنانه، انگیزش، پرخاشگری، آگاهی و ارادهٔ آزاد، شناخته شده است. ( https://goo.gl/MrzZvm )
سخنرانی اولیهای که مبنای نوشتن این کتاب شد قبلا توسط صفحهی ما ترجمه و منتشر شده است:
https://telegram.me/Mardsetizi/10
برای خرید اینترنتی کتاب میتوانید از لینک زیر استفاده کنید:
http://goo.gl/Uqp4A7
~ ما هنوز ترجمهی فارسی را مطالعه نکردهایم و از کیفیت آن بیاطلاعیم. امیدواریم که ترجمهی قابل قبولی باشد.
~ با به اشتراکگذاری این پست به خوانده شدن کتاب و تبادل اندیشه کمک کنید.
Wikipedia
روی بامایستر
استاد روانشناسی دانشگاه فلوریدا آمریکا. تخصص او روانشناسی اجتماعی است که با کارهایش در موضوعات خود، رد اجتماعی، وابستگی، روابط جنسی، خودکنترلی، عزت نفس، رفتارهای خودشکنانه، انگیزش، پرخاشگری، آگاهی و قدرت اراده شناخته شده است. .
⚪️به گزارش خبرگزاری مهر، کتاب «آیا هیچ چیز خوبی هم درباره مردان وجود دارد؟ چگونه فرهنگها با بهرهکشی از مردان شکوفا شدند؟» نوشته «روی بامستیر» (روانشناس برجسته آمریکایی) با ترجمه امیر حافظی خواه از سوی دفتر نشر معارف منتشر شد.
در بخشی از مقدمه کتاب می خوانیم: «زنان قربانیان اصلی تمام جنگها هستند. زنان شوهران، پدان و پسران خود را در میدان نبرد از دست داده میدهند. (هیلاری کلینتون. ۱۷ نوامبر ۱۹۸۸) در زمانهای که حتی کشته شدن مردان نیز باعث توجه به سختیها و مصائب آنان نمیگردد باید پرسید. در زمانهای که جان مردان از اندوه زنان بیارزشتر است باید پرسید که آیا واقعاً هیچ چیز ارزشمندی در مردان وجود ندارد؟ این کتاب برای کسانی نوشته و ترجمه شده است که هنوز پاسخ این سئوال را نیافته یا ندادهاند.»
این کتاب در یازده فصل تنظیم و نگاشته شده است:
فصل اول: یک سوال عجیب و نابهنگام، این کتاب چهچیزی نیست؟، ستیزه جویان جنسیت، بساطتان را جمع کنید!، در مورد فمینیسم، ملاقات با یک فمینیست تخیّلی، چه کسانی بیرون از بحث هستند؟، استثمار و تبعیض، چگونه در حالی که مردان همه چیز را اداره می کنند، مورد بهرهکشی قرار می گیرند؟
فصل دوم: زنان از مردان بهترند یا برعکس؟، همیشه این گونه نبوده است، دیدگاه رایج درباره مردان و زنان، واقعیات گیج کننده، زنان و علم، آمار و دروغ بزرگ، ملاقات مجدد کلیشههای متناقض، نظریه ای که تا بحال نیازموده ایم، جنسیتها و مبادله.
فصل سوم: نتوانستن یا نخواستن؟ جایی که تفاوتهای واقعی پیدا می شوند، موضع عدم وجود تفاوت، توانستن در مقابل خواستن، جایی که تفاوتهای واقعی هستند، در مورد سرگرمی چه می توان گفت؟
فصل چهارم: نادیده گرفته شده ترین واقعیت در مورد مردان، محاسبه اجداد، طبیعت چگونه موفقیت را تعیین می کند، تقابل با نابرابریها، تکانه بهتر انجام دادن، چرا مردان به حداکثرها میل میکنند؟
فصل پنجم: آیا زنان اجتماعی ترند؟، شما به سختی متوجه این نکات میشوید، زنان اجتماعیترند (معاشرتی)، نیاز به تعلق، نه، آنها اینگونه نیستند، دو شیوهی اجتماعی بودن، واحد شما چقدر بزرگ است؟، خصوصیات مبادله ای، در میان گذاشتن احساسات ، ابراز بقیهی چیزها، دو مدل انصاف، سلسله مراتب در مقابل برابری، رقابت در مقابل تعاون، عاملیت و ارتباط گرایی، خودمعنابخشی، اخلاقیات و آنچه نیکوست، این، همه چیز است؟
فصل ششم: فرهنگ چگونه کار می کند؟، فرهنگ برای چیست؟، فرهنگ چیست؟، در فرهنگ، چه چیزی برای من وجود دارد؟، منافع زندگی با سیستم، فرهنگ چگونه پیروز می شود: اطلاعات، مشاغل تخصصی شده و تجارت، سیستم کجا بیشترین مقدار را حاصل می کند، چرا این موضوعات، برای مردان و زنان مطرح شوند ، فرهنگها چگونه می توانند چیزی بخواهند؟ ، فرهنگها، چه چیزهایی می خواهند؟
فصل هفتم: زنان، مردان و فرهنگ: ریشههای نابرابری، چطور به اینجا رسیدیم؟، تبیین اندوخته شده (در انبار)، فراتر از جنگهای جنسیتی ، نقطهی شروع ماقبل تاریخی، مبنای نابرابری جنسیتی، سرفرازی یا سقوط؟، اصلاح و بازبینی زایمان، ایجاد نوآوریها برای فرهنگ، مردان و پول در بانک، چه کسانی بر علیه چه کسانی؟ ، مسألهی زمان، همچنان که دربارهی کلیشهها، و دربارهی ظلم؟، تعصب حفظ وضع موجود، این چه معنایی دربارهی فرهنگ دارد، بیایید نسبت به هر دو طرف، منصف باشیم.
فصل هشتم: بودنهای قابل هزینه، زندگیهای قابل مصرف، چه کسی گرانبهاتر است؟، حتی زنان و کودکان، آنچه پدر در جنگ انجام داد، به سمت برابری جنسیتی؟، چرا مردان، قابل هزینه ترند؟، توضیح حداکثری بودن مردانه، گروههای بزرگ از افراد قابل تعویض ساخته شدهاند، بعضی سوءتفاهمات، ارزش یک زندگی، استفادههای مرگ، اراده ریسک نمودن، هزینه شدنی بودن و نابرابری.
فصل نهم: به دست آوردن مردانگی و خود مردانه، استاندارد دوگانهی واقعی ، مردانگی نامطمئن، تو با من سخن میگویی؟، میدان شرف، چگونگی مرد بودن، آنچه نصیب سیستم میشود، این کار کثیف (پُرزحمتی) است، اما...، تکاپو برای عظمت، دربارهی زنان چگونه است؟، تأثیرات بر مردان: خود مردانه، مرد به عنوان عاملی فعال ، فرهنگ چگونه چیزی را که میخواهد، به دست میآورد و کمبود احترام.
فصل دهم: بهرهکشی از مردان در ازدواج و روابط جنسی، اشتباه دربارهی سبعیت، بعضی واقعیات و یافته دربارهی سائق جنسی، زندگی با عطش سیری ناپذیر، رابطهی جنسی میتواند، اوه، میتواند مفید باشد، یک نفر باید بازی را شروع کند، نیروی میل جنسی مردانه، فقط برای رابطهی جنسی نیست، فرهنگ و رابطهی جنسی، پول، زنان و فرزندان، اقتصاد جنسی، زنان چه چیزی دارند که مردان خواهان آنند؟، امتناع از قبول تعهد، وعدهی امکان ناپذیر.
در بخشی از مقدمه کتاب می خوانیم: «زنان قربانیان اصلی تمام جنگها هستند. زنان شوهران، پدان و پسران خود را در میدان نبرد از دست داده میدهند. (هیلاری کلینتون. ۱۷ نوامبر ۱۹۸۸) در زمانهای که حتی کشته شدن مردان نیز باعث توجه به سختیها و مصائب آنان نمیگردد باید پرسید. در زمانهای که جان مردان از اندوه زنان بیارزشتر است باید پرسید که آیا واقعاً هیچ چیز ارزشمندی در مردان وجود ندارد؟ این کتاب برای کسانی نوشته و ترجمه شده است که هنوز پاسخ این سئوال را نیافته یا ندادهاند.»
این کتاب در یازده فصل تنظیم و نگاشته شده است:
فصل اول: یک سوال عجیب و نابهنگام، این کتاب چهچیزی نیست؟، ستیزه جویان جنسیت، بساطتان را جمع کنید!، در مورد فمینیسم، ملاقات با یک فمینیست تخیّلی، چه کسانی بیرون از بحث هستند؟، استثمار و تبعیض، چگونه در حالی که مردان همه چیز را اداره می کنند، مورد بهرهکشی قرار می گیرند؟
فصل دوم: زنان از مردان بهترند یا برعکس؟، همیشه این گونه نبوده است، دیدگاه رایج درباره مردان و زنان، واقعیات گیج کننده، زنان و علم، آمار و دروغ بزرگ، ملاقات مجدد کلیشههای متناقض، نظریه ای که تا بحال نیازموده ایم، جنسیتها و مبادله.
فصل سوم: نتوانستن یا نخواستن؟ جایی که تفاوتهای واقعی پیدا می شوند، موضع عدم وجود تفاوت، توانستن در مقابل خواستن، جایی که تفاوتهای واقعی هستند، در مورد سرگرمی چه می توان گفت؟
فصل چهارم: نادیده گرفته شده ترین واقعیت در مورد مردان، محاسبه اجداد، طبیعت چگونه موفقیت را تعیین می کند، تقابل با نابرابریها، تکانه بهتر انجام دادن، چرا مردان به حداکثرها میل میکنند؟
فصل پنجم: آیا زنان اجتماعی ترند؟، شما به سختی متوجه این نکات میشوید، زنان اجتماعیترند (معاشرتی)، نیاز به تعلق، نه، آنها اینگونه نیستند، دو شیوهی اجتماعی بودن، واحد شما چقدر بزرگ است؟، خصوصیات مبادله ای، در میان گذاشتن احساسات ، ابراز بقیهی چیزها، دو مدل انصاف، سلسله مراتب در مقابل برابری، رقابت در مقابل تعاون، عاملیت و ارتباط گرایی، خودمعنابخشی، اخلاقیات و آنچه نیکوست، این، همه چیز است؟
فصل ششم: فرهنگ چگونه کار می کند؟، فرهنگ برای چیست؟، فرهنگ چیست؟، در فرهنگ، چه چیزی برای من وجود دارد؟، منافع زندگی با سیستم، فرهنگ چگونه پیروز می شود: اطلاعات، مشاغل تخصصی شده و تجارت، سیستم کجا بیشترین مقدار را حاصل می کند، چرا این موضوعات، برای مردان و زنان مطرح شوند ، فرهنگها چگونه می توانند چیزی بخواهند؟ ، فرهنگها، چه چیزهایی می خواهند؟
فصل هفتم: زنان، مردان و فرهنگ: ریشههای نابرابری، چطور به اینجا رسیدیم؟، تبیین اندوخته شده (در انبار)، فراتر از جنگهای جنسیتی ، نقطهی شروع ماقبل تاریخی، مبنای نابرابری جنسیتی، سرفرازی یا سقوط؟، اصلاح و بازبینی زایمان، ایجاد نوآوریها برای فرهنگ، مردان و پول در بانک، چه کسانی بر علیه چه کسانی؟ ، مسألهی زمان، همچنان که دربارهی کلیشهها، و دربارهی ظلم؟، تعصب حفظ وضع موجود، این چه معنایی دربارهی فرهنگ دارد، بیایید نسبت به هر دو طرف، منصف باشیم.
فصل هشتم: بودنهای قابل هزینه، زندگیهای قابل مصرف، چه کسی گرانبهاتر است؟، حتی زنان و کودکان، آنچه پدر در جنگ انجام داد، به سمت برابری جنسیتی؟، چرا مردان، قابل هزینه ترند؟، توضیح حداکثری بودن مردانه، گروههای بزرگ از افراد قابل تعویض ساخته شدهاند، بعضی سوءتفاهمات، ارزش یک زندگی، استفادههای مرگ، اراده ریسک نمودن، هزینه شدنی بودن و نابرابری.
فصل نهم: به دست آوردن مردانگی و خود مردانه، استاندارد دوگانهی واقعی ، مردانگی نامطمئن، تو با من سخن میگویی؟، میدان شرف، چگونگی مرد بودن، آنچه نصیب سیستم میشود، این کار کثیف (پُرزحمتی) است، اما...، تکاپو برای عظمت، دربارهی زنان چگونه است؟، تأثیرات بر مردان: خود مردانه، مرد به عنوان عاملی فعال ، فرهنگ چگونه چیزی را که میخواهد، به دست میآورد و کمبود احترام.
فصل دهم: بهرهکشی از مردان در ازدواج و روابط جنسی، اشتباه دربارهی سبعیت، بعضی واقعیات و یافته دربارهی سائق جنسی، زندگی با عطش سیری ناپذیر، رابطهی جنسی میتواند، اوه، میتواند مفید باشد، یک نفر باید بازی را شروع کند، نیروی میل جنسی مردانه، فقط برای رابطهی جنسی نیست، فرهنگ و رابطهی جنسی، پول، زنان و فرزندان، اقتصاد جنسی، زنان چه چیزی دارند که مردان خواهان آنند؟، امتناع از قبول تعهد، وعدهی امکان ناپذیر.
فصل یازدهم: چه چیزهای دیگر، چه چیزهایی پس از این؟، جهان بدون مردان؟، مردان به عنوان نمادها ، ساختن چیزهای بزرگ، مردان از زنان حمایت میکنند، پسران مدرسهای امروز: رشد پسران همچون دختران، کاهش شایستگی مردان؟، سیاستهای جنسیتی، پرداخت یکسان برای کار کمتر؟، جنگها، اطفال... و علم، مقایسهی گزینهها، مردان جوان امروز و فردا، به سمت آیندهای بهتر.
نویسنده در فصل اول کتاب می نویسد: «آیا هیچچیز خوبی هم درباره مردان، وجود دارد؟ این سوال امروزه بسیار بحث انگیز است؛ زیرا به سختی کسی جرأت میکند که اعلام کند مردان در هیچ زمینهای توانمندتر از زنان باشند. مصلحت اندیشی سیاسی به ما اجازه میدهد که بگوییم زنان در یک چیز یا چیز دیگری از مردان بهترند، اما این یک تابوی بزرگ است که کسی اعلام کند که مردان در چیزی مهمتر از باز کردن بطریها و کشتن حشرات از زنان توانمندترند. من یک نظریهی نسبتاً رادیکال دربارهی مردان و زنان را در این کتاب پرورش دادهام. این نظریه بیان میکند که تفاوتهای دو جنس عمدتاً در نوعی مبادله ریشه دارد. اگر یک جنس در چیزی بهتر است، این توانایی بیشتر احتمالاً با بدتر بودن در چیز دیگری مرتبط است. در غیر این صورت، قابل تایید است که انتظار داشته باشیم که طبیعت، دو جنس را در اغلب چیزها برابر ساخته باشد.»
نویسنده در ادامه این بخش می نویسد: «دو تفسیر در مقابل ما قرار دارد که چرا مردان فرهنگ مسلط را دارند و بر جهان سیطره دارند. تفسیر اول که تا قرن بیستم تقریباً توسط همه پذیرفته شده بود، این است که مردان طبیعتاً از زنان شایستهترند. نیروهایی که وجود انسانی را خلق کردهاند، چه نیروی مقدس الهی و چه فرایند طبیعی تکامل (یا ترکیبی از این دو)، مردان را بهتر و زنان را برای کمک و خدمت به او ساختهاند. تفسیر دوم، واکنشی است به تفسیر اول. گفته میشود که زنان در هیچ بخش معناداری، از مردان پایینتر نیستند. ممکن است زنان بالاتر باشند ولی به هیچ وجه پایینتر نیستند. بنابراین، تفاوت در جایگاه اجتماعی بوسیلهی استثمار قابل شرح است. مردان باید برای حقیر نگه داشتن زنان، با یکدیگر همکاری کرده باشند. مردان سیستم زیرکانهای ابداع کردند که نامش پدرسالاری است و از آن برای اشتراک منافع و استثمار بر علیه زنان استفاده نمودند. این کتاب، تفسیر سومی را پیشنهاد می کند.»
نویسنده در فصل اول کتاب می نویسد: «آیا هیچچیز خوبی هم درباره مردان، وجود دارد؟ این سوال امروزه بسیار بحث انگیز است؛ زیرا به سختی کسی جرأت میکند که اعلام کند مردان در هیچ زمینهای توانمندتر از زنان باشند. مصلحت اندیشی سیاسی به ما اجازه میدهد که بگوییم زنان در یک چیز یا چیز دیگری از مردان بهترند، اما این یک تابوی بزرگ است که کسی اعلام کند که مردان در چیزی مهمتر از باز کردن بطریها و کشتن حشرات از زنان توانمندترند. من یک نظریهی نسبتاً رادیکال دربارهی مردان و زنان را در این کتاب پرورش دادهام. این نظریه بیان میکند که تفاوتهای دو جنس عمدتاً در نوعی مبادله ریشه دارد. اگر یک جنس در چیزی بهتر است، این توانایی بیشتر احتمالاً با بدتر بودن در چیز دیگری مرتبط است. در غیر این صورت، قابل تایید است که انتظار داشته باشیم که طبیعت، دو جنس را در اغلب چیزها برابر ساخته باشد.»
نویسنده در ادامه این بخش می نویسد: «دو تفسیر در مقابل ما قرار دارد که چرا مردان فرهنگ مسلط را دارند و بر جهان سیطره دارند. تفسیر اول که تا قرن بیستم تقریباً توسط همه پذیرفته شده بود، این است که مردان طبیعتاً از زنان شایستهترند. نیروهایی که وجود انسانی را خلق کردهاند، چه نیروی مقدس الهی و چه فرایند طبیعی تکامل (یا ترکیبی از این دو)، مردان را بهتر و زنان را برای کمک و خدمت به او ساختهاند. تفسیر دوم، واکنشی است به تفسیر اول. گفته میشود که زنان در هیچ بخش معناداری، از مردان پایینتر نیستند. ممکن است زنان بالاتر باشند ولی به هیچ وجه پایینتر نیستند. بنابراین، تفاوت در جایگاه اجتماعی بوسیلهی استثمار قابل شرح است. مردان باید برای حقیر نگه داشتن زنان، با یکدیگر همکاری کرده باشند. مردان سیستم زیرکانهای ابداع کردند که نامش پدرسالاری است و از آن برای اشتراک منافع و استثمار بر علیه زنان استفاده نمودند. این کتاب، تفسیر سومی را پیشنهاد می کند.»
آشنایی با نویسنده
روی اف. بامستیر (به انگلیسی: Roy Baumeister) (متولد ۱۶ می ۱۹۵۳)، استاد دانشگاه فلوریدا میباشد. تخصص او روانشناسی اجتماعی بوده و با کارهایش در موضوعات خود، رد اجتماعی، وابستگی، روابط جنسی، خودکنترلی، خودباوری، رفتارهای خودشکنانه، انگیزش، پرخاشگری، آگاهی و اراده آزاد، شناخته شده است. بامستیر پانصد اثر پژوهشی داشته و به عنوان نویسنده، همکار نویسنده یا ویراستار در تألیف ۳۰ کتاب مشارکت داشته است. وی مدرک دکترایش را در سال ۱۹۷۸ از دپارتمان روانشناسی دانشگاه پرینستون اخذ نموده است. پس از آن، قبل از رفتن به فلوریدا، برای دو دهه در دانشگاه کیس وسترن رزرو به تدریس مشغول گردید. او همکار هر دو انجمن روانشناسی اجتماعی و شخصیت و انجمن علم روانشناسی میباشد. بامستیر در سال ۲۰۰۳ به عنوان یکی از پرارجاعترین پژوهشگران آی اس آی شناخته شد. او عضو بنیاد ذهن زوریخ میباشد. http://bit.ly/2a2mIo2
روی اف. بامستیر (به انگلیسی: Roy Baumeister) (متولد ۱۶ می ۱۹۵۳)، استاد دانشگاه فلوریدا میباشد. تخصص او روانشناسی اجتماعی بوده و با کارهایش در موضوعات خود، رد اجتماعی، وابستگی، روابط جنسی، خودکنترلی، خودباوری، رفتارهای خودشکنانه، انگیزش، پرخاشگری، آگاهی و اراده آزاد، شناخته شده است. بامستیر پانصد اثر پژوهشی داشته و به عنوان نویسنده، همکار نویسنده یا ویراستار در تألیف ۳۰ کتاب مشارکت داشته است. وی مدرک دکترایش را در سال ۱۹۷۸ از دپارتمان روانشناسی دانشگاه پرینستون اخذ نموده است. پس از آن، قبل از رفتن به فلوریدا، برای دو دهه در دانشگاه کیس وسترن رزرو به تدریس مشغول گردید. او همکار هر دو انجمن روانشناسی اجتماعی و شخصیت و انجمن علم روانشناسی میباشد. بامستیر در سال ۲۰۰۳ به عنوان یکی از پرارجاعترین پژوهشگران آی اس آی شناخته شد. او عضو بنیاد ذهن زوریخ میباشد. http://bit.ly/2a2mIo2
خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
دوازدهمین جلد از مجموعه «فمینیسم در ترازوی نقد»؛ «آیا هیچ چیز خوبی هم درباره مردان وجود دارد؟»
«آیا هیچ چیز خوب درباره مردان وجود دارد؟» نوشته روانشناس برجسته آمریکایی، توسط دفتر نشر معارف ترجمه و منتشر شد.
🔴جنس اول؟!
"مردها" در طول تاریخ جنس اول نبوده اند. تعداد انگشت شماری از مردان این جایگاه را داشته اند. ولی معمولا مردان در طول تاریخ بیشتر از زنان قربانی شده اند، به بردگی گرفته شده اند، بیشتر کار کرده اند و ازشان سواستفاده جنسی شده. مردها اخته میشدند، برای تفریح دیگران در مبارزات گلادیاتوری کشته می شدند و برای دفاع از قبیله فداکاری میکرده اند.
مردان همیشه "مصرف شدنی" بوده اند و این موضوع تا حدودی طبیعی بود. کافی بود دو مرد در قبیله زنده بماند تا بتواند همه زنان را باردار کند و نسل قبیله ادامه پیدا کند. به همین دلیل همیشه مرداان بودند که در زمان خطر داوطلب کشته شدن می شدند.
حالا شما به این جنس می گویید "جنس اول"؟ بسیار خوب! میل خودتان است!
http://bit.ly/29YGiSm
"مردها" در طول تاریخ جنس اول نبوده اند. تعداد انگشت شماری از مردان این جایگاه را داشته اند. ولی معمولا مردان در طول تاریخ بیشتر از زنان قربانی شده اند، به بردگی گرفته شده اند، بیشتر کار کرده اند و ازشان سواستفاده جنسی شده. مردها اخته میشدند، برای تفریح دیگران در مبارزات گلادیاتوری کشته می شدند و برای دفاع از قبیله فداکاری میکرده اند.
مردان همیشه "مصرف شدنی" بوده اند و این موضوع تا حدودی طبیعی بود. کافی بود دو مرد در قبیله زنده بماند تا بتواند همه زنان را باردار کند و نسل قبیله ادامه پیدا کند. به همین دلیل همیشه مرداان بودند که در زمان خطر داوطلب کشته شدن می شدند.
حالا شما به این جنس می گویید "جنس اول"؟ بسیار خوب! میل خودتان است!
http://bit.ly/29YGiSm
🔴 ادعایی بارها تکرار شده درباره اینکه زنان به ازای درامد یک دلاری مردان، 77 سنت به دست می آورند. در سال 2014 نیز اوباما این ادعا را تکرار کرد. http://wapo.st/1TTSd11
واشنگتن پست در این مقاله این موضوع را بررسی کرده. واقعیت این است که در محاسبه این 77 سنت، واقعیت هایی که مرتبط با جنسیت هستند ولی ناشی از تبعیض جنسیتی نیستند در نظر گرفته نمیشود. اوباما میانگین دستمزد مردان را با میانگین دستمزد زنان مقایسه میکند. اولا در اینجا ساعت کاری در نظر گرفته نمیشود(زنان به طور متوسط کمتر از مردان کار میکند). ضمنادراین مقایسه این واقعیت در نظر گرفته نمیشود که "مرد متوسط" در امریکای کنونی، تجربه کاری بیشتری از "زن متوسط" دارد و بنابراین دستمزد بیشتری هم طلب میکند. از این گذشته در چنین مقایسه هایی گاهی زنان زن سیاهپوست و اسپانیایی تبار با مردان سفیدپوست مقایسه میشوند. ( http://bit.ly/29ZCxuI ) در حالی که فاصله درآمدی بین زن سیاهپوست/اسپانیایی تبار و مرد سیاه پوست/اسپانیایی تبار اینقدر زیاد نیست.درواقع بخشی از این تفاوت دستمزد، به خاطر رنگ پوست این زنان است نه به خاطر جنسیتشان. ضمنا زنان به مشاغل منعطفتر از نظر زمان کار تمایل بیشتری دارند و در چنین شرایطی به حقوق پایینترراضی می شوند(این موضوع عمدتا برای زنانی که مادر شده اند صادق است). ضمنا مطالعاتی نشان داده که تمایل مردان به تحصیل در رشته های پردرآمدتربیشتر است. 9 تا از 10 رشته پردرآمد ایالاتت متحده در دانشگاه، 80 تا 90 درصد دانشجوی مرد دارد:مهندسی نفت(87 درصد) مهندسی الکترونیک(89 درصد) مهندسی معدن(90 درصد) مهندسی مکانیک(90 درصد)... در حالی که 9 تا از 10 رشته کم درآمد در دانشگاه در اختیار زنان است.
نویسنده مقاله در پایان اشاره میکند که فاصله درآمدی بین زنان و مردان وجود دارد. ولی با درنظر گرفتن موارد بالا در می یابید که این فاصله بسیار از آنچه معمولا تبلیغ میشود کمتر است.چیزی حدود 7 تا 12 سنت به ازای هر دلار. (در برخی دیگر از مطالعات این میزان کمتر نشان داده شده)
*
اگر بیشتر در منابع جستجو کنید، مطالعات مختلفی پیدا میکیند که این چنین ادعاهایی را بررسی کرده اند و فاکتورهای مختلفی را در نظر گرفته اند. موضوع به همین سادگی نیست که "آقای رییس کارمد زن را می بیند، او را به خاطر زن بودن بی ارزش تشخیص میدهد، و تصمیم میگیرد پول کمتری بپردازد". مسائل بسیاری این تعیین دستمزد را تحت تاثیر قرار میدهند که شاید اصلا ربطی به "تبعیض جنسیتی" به این شکل عریان نداشته باشند. به عنوان مثال کارفرما با استخدام یک زن (خصوصا یک زن متاهل)، ریسک مادر شدن آن زن (و مرخصی ها و بی نظمی های مرتبط با آنرا) می پذیرد و در اینجا ریسک بالاتر به معنی حقوق کمتر است. یعنی حتی آن 7 تا 12 سنت هم به دلیل آن نوع تبعیضی که معمولا القا میکنند نیست. دلایل دیگری دارد که متوسط زنان در بازار عرضه و تقاضا حقوق اندکی کمتر داشته باشند.
ترجمه از اینجا:
http://bit.ly/29FwU31
https://www.washingtonpost.com/news/fact-checker/wp/2014/04/09/president-obamas-persistent-77-cent-claim-on-the-wage-gap-gets-a-new-pinocchio-rating/
واشنگتن پست در این مقاله این موضوع را بررسی کرده. واقعیت این است که در محاسبه این 77 سنت، واقعیت هایی که مرتبط با جنسیت هستند ولی ناشی از تبعیض جنسیتی نیستند در نظر گرفته نمیشود. اوباما میانگین دستمزد مردان را با میانگین دستمزد زنان مقایسه میکند. اولا در اینجا ساعت کاری در نظر گرفته نمیشود(زنان به طور متوسط کمتر از مردان کار میکند). ضمنادراین مقایسه این واقعیت در نظر گرفته نمیشود که "مرد متوسط" در امریکای کنونی، تجربه کاری بیشتری از "زن متوسط" دارد و بنابراین دستمزد بیشتری هم طلب میکند. از این گذشته در چنین مقایسه هایی گاهی زنان زن سیاهپوست و اسپانیایی تبار با مردان سفیدپوست مقایسه میشوند. ( http://bit.ly/29ZCxuI ) در حالی که فاصله درآمدی بین زن سیاهپوست/اسپانیایی تبار و مرد سیاه پوست/اسپانیایی تبار اینقدر زیاد نیست.درواقع بخشی از این تفاوت دستمزد، به خاطر رنگ پوست این زنان است نه به خاطر جنسیتشان. ضمنا زنان به مشاغل منعطفتر از نظر زمان کار تمایل بیشتری دارند و در چنین شرایطی به حقوق پایینترراضی می شوند(این موضوع عمدتا برای زنانی که مادر شده اند صادق است). ضمنا مطالعاتی نشان داده که تمایل مردان به تحصیل در رشته های پردرآمدتربیشتر است. 9 تا از 10 رشته پردرآمد ایالاتت متحده در دانشگاه، 80 تا 90 درصد دانشجوی مرد دارد:مهندسی نفت(87 درصد) مهندسی الکترونیک(89 درصد) مهندسی معدن(90 درصد) مهندسی مکانیک(90 درصد)... در حالی که 9 تا از 10 رشته کم درآمد در دانشگاه در اختیار زنان است.
نویسنده مقاله در پایان اشاره میکند که فاصله درآمدی بین زنان و مردان وجود دارد. ولی با درنظر گرفتن موارد بالا در می یابید که این فاصله بسیار از آنچه معمولا تبلیغ میشود کمتر است.چیزی حدود 7 تا 12 سنت به ازای هر دلار. (در برخی دیگر از مطالعات این میزان کمتر نشان داده شده)
*
اگر بیشتر در منابع جستجو کنید، مطالعات مختلفی پیدا میکیند که این چنین ادعاهایی را بررسی کرده اند و فاکتورهای مختلفی را در نظر گرفته اند. موضوع به همین سادگی نیست که "آقای رییس کارمد زن را می بیند، او را به خاطر زن بودن بی ارزش تشخیص میدهد، و تصمیم میگیرد پول کمتری بپردازد". مسائل بسیاری این تعیین دستمزد را تحت تاثیر قرار میدهند که شاید اصلا ربطی به "تبعیض جنسیتی" به این شکل عریان نداشته باشند. به عنوان مثال کارفرما با استخدام یک زن (خصوصا یک زن متاهل)، ریسک مادر شدن آن زن (و مرخصی ها و بی نظمی های مرتبط با آنرا) می پذیرد و در اینجا ریسک بالاتر به معنی حقوق کمتر است. یعنی حتی آن 7 تا 12 سنت هم به دلیل آن نوع تبعیضی که معمولا القا میکنند نیست. دلایل دیگری دارد که متوسط زنان در بازار عرضه و تقاضا حقوق اندکی کمتر داشته باشند.
ترجمه از اینجا:
http://bit.ly/29FwU31
https://www.washingtonpost.com/news/fact-checker/wp/2014/04/09/president-obamas-persistent-77-cent-claim-on-the-wage-gap-gets-a-new-pinocchio-rating/
فعال برابریطلبِ ایرانی حوادث تروریستی را با عینک فمینیسم برایتان تحلیل میکند.
#مردستیزی
#مردستیزی
چند روز پیش دوست خانمی با لحنی انکاری پرسید "اصلا برای مردها ظاهرشون مهمه؟"
درباره خودانگاره جسمی منفی در زنان و عوارض آن زیاد شنیده میشود. خیلی از ما با بیماری بی اشتهایی عصبی آشنا هستیم، و هر روز درباره تحمیل استاندارادهای زیبایی به زنان از طریق رسانه و تبلیغات، میشنویم. ولی درباره مردان اوضاع از چه قرار است؟ شاید خیلی ها که اهل رفتن به باشگاه هستند بشناسند کسانی را که برای رسیدن به اندامی فرازمینی از طرق مختلف(دوپینگ و ورزش خارج از حد توان) به خودشان آسیب زده اند. نگرانی بابت ظاهر فیزیکی در مردان بسیار شدید است، هرچند معمولا خیلی کم درباره اش حرف میزنند. نویسنده هافینگتون پست اشاره میکند که توجه به وضعیت زنان در این مورد باعث شده امروزه در صنعت مد، مدلهای زن "پلاس سایز" داشته باشیم، ولی مدل مرد پلاس سایز خیر. واقعیت این است که مردان با تصویر یکنواختی از مرد ایده آل روبرو هستند:"عضلانی، قوی، بلند با احساسات کنترل شده".
رسانه ها در ارائه تصویر مرد ایده آل و دامن زدن به این خودانگاره منفی در مردان نقش زیادی داشته اند. حتی صنعت پورن هم تصویر بسیار یکنواختی از مرد سکسی اارائه میکند و این تصویر به نظر من یکنواختتر از تصویر زن سکسی صنعت پورن است. ما در صنعت پورن زنانی با نژادها و ابعاد (!) و قد و وزن مختلف می بینیم! ولی مردان ستاره پورن انگار از خط تولید کارخانه خارج شده اند. همه شبیه هم: بلند قد، بدون یک گرم اضافه وزن یا کمبود وزن، اندکی عضلانی(در همان حد که بدن ورزشکار به نظر بیاید) با آلت تناسلی بزرگ.
مشکل خودانگاره جسمی در مردان شاید باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد. نگرانی بابت قد کوتاه، چاقی و اندازه آلت تناسلی خصوصا در سنین نوجوانی می تواند به مردان اسیب بزند.
پس شاید بد نباشد که در خلال گزارش های پر آب و تاب درباره آناروکسیا، در خلال نمایش مدلهای پلاس سایز، در خلال بحثهای انتقاد آمیز از تحمیل الگوی زیبایی زنان توسط رسانه ها، به مشکل خودانگار جسمی در مردان هم فکر کنیم. کمترین فاایده اش این است که آن دوست عزیزمان خیال نکند که مردها یک مشت علی بی غم هستند که الگویی خاص از زیبایی را به زنان تحمیل میکنند! واقعیت این است که همه می توانند قربانی باشند، اگر تسلیم الگوی زیبایی تحمیلی شوند.در این مورد تفاوت چندانی بین زن و مرد نیست. تفاوت اصلی در میزان دغدغه مندی جامعه در مورد وضعیت زنان در مقایسه با وضعیت مردان است.
ترجمه فارسی از اینجا:
http://bit.ly/29YGiSm
http://www.huffingtonpost.com/jessica-lovejoy/body-image-issues-are-not-just-for-women_b_5034285.html
درباره خودانگاره جسمی منفی در زنان و عوارض آن زیاد شنیده میشود. خیلی از ما با بیماری بی اشتهایی عصبی آشنا هستیم، و هر روز درباره تحمیل استاندارادهای زیبایی به زنان از طریق رسانه و تبلیغات، میشنویم. ولی درباره مردان اوضاع از چه قرار است؟ شاید خیلی ها که اهل رفتن به باشگاه هستند بشناسند کسانی را که برای رسیدن به اندامی فرازمینی از طرق مختلف(دوپینگ و ورزش خارج از حد توان) به خودشان آسیب زده اند. نگرانی بابت ظاهر فیزیکی در مردان بسیار شدید است، هرچند معمولا خیلی کم درباره اش حرف میزنند. نویسنده هافینگتون پست اشاره میکند که توجه به وضعیت زنان در این مورد باعث شده امروزه در صنعت مد، مدلهای زن "پلاس سایز" داشته باشیم، ولی مدل مرد پلاس سایز خیر. واقعیت این است که مردان با تصویر یکنواختی از مرد ایده آل روبرو هستند:"عضلانی، قوی، بلند با احساسات کنترل شده".
رسانه ها در ارائه تصویر مرد ایده آل و دامن زدن به این خودانگاره منفی در مردان نقش زیادی داشته اند. حتی صنعت پورن هم تصویر بسیار یکنواختی از مرد سکسی اارائه میکند و این تصویر به نظر من یکنواختتر از تصویر زن سکسی صنعت پورن است. ما در صنعت پورن زنانی با نژادها و ابعاد (!) و قد و وزن مختلف می بینیم! ولی مردان ستاره پورن انگار از خط تولید کارخانه خارج شده اند. همه شبیه هم: بلند قد، بدون یک گرم اضافه وزن یا کمبود وزن، اندکی عضلانی(در همان حد که بدن ورزشکار به نظر بیاید) با آلت تناسلی بزرگ.
مشکل خودانگاره جسمی در مردان شاید باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد. نگرانی بابت قد کوتاه، چاقی و اندازه آلت تناسلی خصوصا در سنین نوجوانی می تواند به مردان اسیب بزند.
پس شاید بد نباشد که در خلال گزارش های پر آب و تاب درباره آناروکسیا، در خلال نمایش مدلهای پلاس سایز، در خلال بحثهای انتقاد آمیز از تحمیل الگوی زیبایی زنان توسط رسانه ها، به مشکل خودانگار جسمی در مردان هم فکر کنیم. کمترین فاایده اش این است که آن دوست عزیزمان خیال نکند که مردها یک مشت علی بی غم هستند که الگویی خاص از زیبایی را به زنان تحمیل میکنند! واقعیت این است که همه می توانند قربانی باشند، اگر تسلیم الگوی زیبایی تحمیلی شوند.در این مورد تفاوت چندانی بین زن و مرد نیست. تفاوت اصلی در میزان دغدغه مندی جامعه در مورد وضعیت زنان در مقایسه با وضعیت مردان است.
ترجمه فارسی از اینجا:
http://bit.ly/29YGiSm
http://www.huffingtonpost.com/jessica-lovejoy/body-image-issues-are-not-just-for-women_b_5034285.html