«نگرانی»!
سوال: "فکر نمی کنید سیستم شما قالبی را که انسان دارد، از او میگیرد بی آنکه چیزی به جای آن به او بدهد؟
جواب: اولاً اگر من غیر از لفظ چیز دیگری بخواهم از شما بگیرم، حرامم باشد. ثانیاً، نگران این موضوع نباشید. عملاً چنین چیزی پیش نمیآید. ما به این سادگیها حاضر نیستیم دست از قالب "خود" برداریم.
حداکثر این است که آنرا با یک قالب خوشنماتر عوض کنیم.
«انسان در اسارت فکر»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
«نگرانی»!
سوال: "فکر نمی کنید سیستم شما قالبی را که انسان دارد، از او میگیرد بی آنکه چیزی به جای آن به او بدهد؟
جواب: اولاً اگر من غیر از لفظ چیز دیگری بخواهم از شما بگیرم، حرامم باشد. ثانیاً، نگران این موضوع نباشید. عملاً چنین چیزی پیش نمیآید. ما به این سادگیها حاضر نیستیم دست از قالب "خود" برداریم.
حداکثر این است که آنرا با یک قالب خوشنماتر عوض کنیم.
«انسان در اسارت فکر»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
لاک
خشم و نفرت معنای وسیعی دارد و تمام روابط انسان را تحت تاثیر قرار میدهد. اگر خوب به روابط انسانها توجه کنیم میبینیم مهمترین عامل و فاکتور حاکم بر آن، خشم و نفرت است. به نظر میرسد که بزرگترین هدف زندگی انسانها را خشونت و نفرت تشکیل میدهد.
من خود را در یک لاک ذهنی فرو بردهام که فلسفۀ وجودی آن حمله و دفاع است و در حمله و دفاع، جِرم نفرت و خشونت نهفته است.
من در رابطه با تو نرم و راحت نیستم. حالت آماده باش و دفاع دارم، سخت و خشنم. خودم را در یک لاک و حصار قرار دادهام و تو را در لاک و حصار دیگر. و این دو لاک را به صورت دو رقیب سرسخت در آوردهام که باید تمام زندگیشان را صرف یک تفوق و دشمنی پوچ کنند.
این لاک روح ما را منقبض کرده است. چرا روحیهٔ ما شاد و شکفته نیست؟ چرا وجود خود را تبدیل به یک آلت نیشدار و آزاردهنده و ناهنجار کردهایم؟ برای این است که خشم و نفرت در شکل وسیعی وجود ما را تسخیر و آن را تیره و کدر کرده است.
از کتاب «رابطه»
محمدجعفر مصفا
@MossaffaDotCom
لاک
خشم و نفرت معنای وسیعی دارد و تمام روابط انسان را تحت تاثیر قرار میدهد. اگر خوب به روابط انسانها توجه کنیم میبینیم مهمترین عامل و فاکتور حاکم بر آن، خشم و نفرت است. به نظر میرسد که بزرگترین هدف زندگی انسانها را خشونت و نفرت تشکیل میدهد.
من خود را در یک لاک ذهنی فرو بردهام که فلسفۀ وجودی آن حمله و دفاع است و در حمله و دفاع، جِرم نفرت و خشونت نهفته است.
من در رابطه با تو نرم و راحت نیستم. حالت آماده باش و دفاع دارم، سخت و خشنم. خودم را در یک لاک و حصار قرار دادهام و تو را در لاک و حصار دیگر. و این دو لاک را به صورت دو رقیب سرسخت در آوردهام که باید تمام زندگیشان را صرف یک تفوق و دشمنی پوچ کنند.
این لاک روح ما را منقبض کرده است. چرا روحیهٔ ما شاد و شکفته نیست؟ چرا وجود خود را تبدیل به یک آلت نیشدار و آزاردهنده و ناهنجار کردهایم؟ برای این است که خشم و نفرت در شکل وسیعی وجود ما را تسخیر و آن را تیره و کدر کرده است.
از کتاب «رابطه»
محمدجعفر مصفا
@MossaffaDotCom
این یا آن؟!
آقایی میگفت یك روز در یك جلسهٔ سخنرانی شركت كرده بودم. مناسبتی پیش آمد كه قبل از شروع سخنرانی من از شخصی كه قرار بود صحبت كند سئوال انتقادآمیزی كردم. انتقاد و لحن صحبت من به نظر رئیس جلسه تند و بیادبانه رسید و بنابراین با خشونت تقریباً مرا از جلسه اخراج كردند. من پا شدم و ظاهراً خیلی عادی سالن را ترك كردم ـ بدون هیچ واكنش عصبی و غیرمنطقی مشهود. آن روز تا غروب سرم به كارهایی گرم بود و فرصت مرور موضوع پیش نیامد. شب وقتی تنها شدم صحنهٔ جلسه و انتقاد من و منظرهٔ اخراجم از سالن و همهٔ ماوقع در ذهنم زنده شد و آنها را مرور كردم. دیدم انتقاد من كاملاً مؤدبانه و منطقی بود و اخراجم از سالن با آن وضع اهانتآمیز كاری ناروا؛ و من بیخود اعتراض و مقاومت نكردم. چرا مثل بره سرم را پایین انداختم و بیرون رفتم!؟ چقدر بیلیاقت و بیجربزهام!؟ كاش زده بودم توی گوش رئیس جلسه ـ كه مرا اخراج كرد.
میگفت آنشب به خاطر ضعف شخصیت مقداری خودم را ملامت كردم و حتی به بیعرضگی، بیوجودی و بیدفاعی خودم گریه كردم.
این قضیه گذشت تا چند روز بعد یكی دو نفر از دوستانم كه در آن جلسهٔ كذایی حضور داشتند به دیدنم آمدند. میگفتند فلانی، آن روز در آن جلسه همهٔ ما حسرت شخصیت متین و محكم و منطقی ترا خوردیم. خود ما دیدیم كه خیلیها از اینكه میدیدند تو با چه بیتفاوتی، وقار و سنگینیای قدم برمیداشتی و سالن سخنرانی را ترك میكردی مات مانده بودند.
حسن، میبینی كه درون ما چه میگذرد، و آنوقت دیگران چه تصوری از ما دارند!؟ آن آقا میگفت وقتی تكلیف خارج شدن از جلسه را به من كردند مثل اینكه از زور ناراحتی شوكه شدم. گیج و منگ شدم و خودم هم نفهمیدم چه جوری بیرون رفتم. مثل اینكه زمین داشت از زیر پایم درمیرفت.
کتاب «رابطه»
محمدجعفر مصفا
+ جهت شرکت در جلسات اینترنتی مصفاخوانی اطلاعات را از »مدیر ثبتنام« بخواهید.
@Mossaffadotcom
این یا آن؟!
آقایی میگفت یك روز در یك جلسهٔ سخنرانی شركت كرده بودم. مناسبتی پیش آمد كه قبل از شروع سخنرانی من از شخصی كه قرار بود صحبت كند سئوال انتقادآمیزی كردم. انتقاد و لحن صحبت من به نظر رئیس جلسه تند و بیادبانه رسید و بنابراین با خشونت تقریباً مرا از جلسه اخراج كردند. من پا شدم و ظاهراً خیلی عادی سالن را ترك كردم ـ بدون هیچ واكنش عصبی و غیرمنطقی مشهود. آن روز تا غروب سرم به كارهایی گرم بود و فرصت مرور موضوع پیش نیامد. شب وقتی تنها شدم صحنهٔ جلسه و انتقاد من و منظرهٔ اخراجم از سالن و همهٔ ماوقع در ذهنم زنده شد و آنها را مرور كردم. دیدم انتقاد من كاملاً مؤدبانه و منطقی بود و اخراجم از سالن با آن وضع اهانتآمیز كاری ناروا؛ و من بیخود اعتراض و مقاومت نكردم. چرا مثل بره سرم را پایین انداختم و بیرون رفتم!؟ چقدر بیلیاقت و بیجربزهام!؟ كاش زده بودم توی گوش رئیس جلسه ـ كه مرا اخراج كرد.
میگفت آنشب به خاطر ضعف شخصیت مقداری خودم را ملامت كردم و حتی به بیعرضگی، بیوجودی و بیدفاعی خودم گریه كردم.
این قضیه گذشت تا چند روز بعد یكی دو نفر از دوستانم كه در آن جلسهٔ كذایی حضور داشتند به دیدنم آمدند. میگفتند فلانی، آن روز در آن جلسه همهٔ ما حسرت شخصیت متین و محكم و منطقی ترا خوردیم. خود ما دیدیم كه خیلیها از اینكه میدیدند تو با چه بیتفاوتی، وقار و سنگینیای قدم برمیداشتی و سالن سخنرانی را ترك میكردی مات مانده بودند.
حسن، میبینی كه درون ما چه میگذرد، و آنوقت دیگران چه تصوری از ما دارند!؟ آن آقا میگفت وقتی تكلیف خارج شدن از جلسه را به من كردند مثل اینكه از زور ناراحتی شوكه شدم. گیج و منگ شدم و خودم هم نفهمیدم چه جوری بیرون رفتم. مثل اینكه زمین داشت از زیر پایم درمیرفت.
کتاب «رابطه»
محمدجعفر مصفا
+ جهت شرکت در جلسات اینترنتی مصفاخوانی اطلاعات را از »مدیر ثبتنام« بخواهید.
@Mossaffadotcom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اشاره
اگر ذهن شما کیفیت یادگیری داشت، از چند اشاره یا حتی از یک اشاره هم میتوانست به حقیقت برسد.
«تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
اشاره
اگر ذهن شما کیفیت یادگیری داشت، از چند اشاره یا حتی از یک اشاره هم میتوانست به حقیقت برسد.
«تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
دل کندن از قالب
کار اساسی ما باید سلب علاقه از "قالب" باشد، نه اینکه آنرا مرمّت و وصلهپینه نماییم؛ ولو اینکه وصلهها مجلل و با ارزش باشند.
کتاب "تفکر زائد"
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
دل کندن از قالب
کار اساسی ما باید سلب علاقه از "قالب" باشد، نه اینکه آنرا مرمّت و وصلهپینه نماییم؛ ولو اینکه وصلهها مجلل و با ارزش باشند.
کتاب "تفکر زائد"
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
دورهٔ مصفاخوانی
جمعخوانی کتاب «آگاهی» اثر محمدجعفر مصفا به پایان رسید. گروه مصفاخوانی دور جدید جمعخوانی و بررسی آثار محمدجعفر مصفا را از امشب آغاز میکند.
در این دوره، که بصورت جلسات لایو اینترنتی برگزار میشود، کتابهای نویسنده مورد بررسی و گفتگوی جمعی قرار میگیرد. مبحث «خودشناسی» موضوع آثار محمدجعفر مصفاست.
علاقمندان میتوانند جهت شرکت در این جلسات به »مدیر ثبتنام« دهند:
@PanevisAdmin
دورهٔ مصفاخوانی
جمعخوانی کتاب «آگاهی» اثر محمدجعفر مصفا به پایان رسید. گروه مصفاخوانی دور جدید جمعخوانی و بررسی آثار محمدجعفر مصفا را از امشب آغاز میکند.
در این دوره، که بصورت جلسات لایو اینترنتی برگزار میشود، کتابهای نویسنده مورد بررسی و گفتگوی جمعی قرار میگیرد. مبحث «خودشناسی» موضوع آثار محمدجعفر مصفاست.
علاقمندان میتوانند جهت شرکت در این جلسات به »مدیر ثبتنام« دهند:
@PanevisAdmin
فریب "دوبینی"
اگر فکر این واقعیت را درک میکرد و میپذیرفت که خالق آن چیزهایی که به آن میاندیشد و میخواهد آنها را حاصل کند خود فکر است، مسئلهای پیش نمیآمد. مسئله از اینجا شروع میشود که فکر خود را فریب میدهد و حرکتش طوری میشود که گویا واقعاً دو پدیده وجود دارد. تمام رنجها، ناتوانیها، ناکامیها، حقارتها و حسرتهای انسان نتیجهٔ این فریب است - فریب "دوبینی". این دوبینی باعث میشود که انسان مدام بدود و بجایی نرسد. زیرا اصولاً رسیدنی وجود ندارد. فکر میخواهد به چه چیز برسد؟ میخواهد به سایهٔ خودش برسد، غیر از این است؟
کتاب «انسان در اسارت فکر»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
فریب "دوبینی"
اگر فکر این واقعیت را درک میکرد و میپذیرفت که خالق آن چیزهایی که به آن میاندیشد و میخواهد آنها را حاصل کند خود فکر است، مسئلهای پیش نمیآمد. مسئله از اینجا شروع میشود که فکر خود را فریب میدهد و حرکتش طوری میشود که گویا واقعاً دو پدیده وجود دارد. تمام رنجها، ناتوانیها، ناکامیها، حقارتها و حسرتهای انسان نتیجهٔ این فریب است - فریب "دوبینی". این دوبینی باعث میشود که انسان مدام بدود و بجایی نرسد. زیرا اصولاً رسیدنی وجود ندارد. فکر میخواهد به چه چیز برسد؟ میخواهد به سایهٔ خودش برسد، غیر از این است؟
کتاب «انسان در اسارت فکر»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
گفتیم حالات فطری انسان یعنی هستى اصيل او كيفيتی است از بودن. اما جامعه «هستی» دیگری را به فرد عرضه و القاء میکند که اساس آن را الگوها، سنتها و قالبهای خود جامعه تشکیل میدهد. و این «هستی» چیزی است که فرد باید آن را بشود؛ باید آن را به وسیلۀ ذهن حاصل کند و گفتیم ذهن ابزار ضبط و حمل تصاویر است نه وسیلهٔ دریافت جوهر و محتوای چیزها - از جمله جوهر و محتوای صفات.
تصاویری که جامعه به فرد عرضه میکند و از او میخواهد خود را با آنها انطباق بدهد یا آنها را حاصل کند، حکم سرآب را دارند؛ یا به عبارت دیگر حکم کوههائی خیالی را دارند که فرد باید از آنها صعود کند و فرد هر چه میدود میبیند به قلهٔ آن کوههای خیالی نمیرسد.
کتاب «با پیر بلخ»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
گفتیم حالات فطری انسان یعنی هستى اصيل او كيفيتی است از بودن. اما جامعه «هستی» دیگری را به فرد عرضه و القاء میکند که اساس آن را الگوها، سنتها و قالبهای خود جامعه تشکیل میدهد. و این «هستی» چیزی است که فرد باید آن را بشود؛ باید آن را به وسیلۀ ذهن حاصل کند و گفتیم ذهن ابزار ضبط و حمل تصاویر است نه وسیلهٔ دریافت جوهر و محتوای چیزها - از جمله جوهر و محتوای صفات.
تصاویری که جامعه به فرد عرضه میکند و از او میخواهد خود را با آنها انطباق بدهد یا آنها را حاصل کند، حکم سرآب را دارند؛ یا به عبارت دیگر حکم کوههائی خیالی را دارند که فرد باید از آنها صعود کند و فرد هر چه میدود میبیند به قلهٔ آن کوههای خیالی نمیرسد.
کتاب «با پیر بلخ»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آغاز ثبتنام
دورهٔ جدید خودشناسی
+ محتوای دوره در تصویر فوق آمده است.
+ تمامی اطلاعات مورد نیاز و شرایط ثبتنام را با پیام به » مدیر ثبتنام « میتوانید دریافت کنید.
راه وارد شدن در دورهها و کلاسهای این سایت، از طریق ورود به این دوره است.
امکان شرکت در دورهٔ خلوتنشینی نیز فقط برای کسانی که در این دوره آموزش میبینند میسر است.
@Panevisdotcom
آغاز ثبتنام
دورهٔ جدید خودشناسی
+ محتوای دوره در تصویر فوق آمده است.
+ تمامی اطلاعات مورد نیاز و شرایط ثبتنام را با پیام به » مدیر ثبتنام « میتوانید دریافت کنید.
راه وارد شدن در دورهها و کلاسهای این سایت، از طریق ورود به این دوره است.
امکان شرکت در دورهٔ خلوتنشینی نیز فقط برای کسانی که در این دوره آموزش میبینند میسر است.
@Panevisdotcom
خدا
Mossaffa.com
خدا
دربارهٔ نماز
هرچه اندیشی پذیرای فناست
آنچه در اندیشه نآید، آن خداست
برگرفته از پرسشپاسخها
@Mossaffadotcom
دربارهٔ نماز
هرچه اندیشی پذیرای فناست
آنچه در اندیشه نآید، آن خداست
برگرفته از پرسشپاسخها
@Mossaffadotcom