از کتاب "نامهای به ندیدهام"
تألیف محمدجعفر مصفا
صفحهٔ ۴۳۴
+ با تشکر از آقای حمیدرضا جلالی جهت تهیهٔ گزیدههایی از آثار محمدجعفر مصفا
@MossaffaDotCom
از کتاب "نامهای به ندیدهام"
تألیف محمدجعفر مصفا
صفحهٔ ۴۳۴
+ با تشکر از آقای حمیدرضا جلالی جهت تهیهٔ گزیدههایی از آثار محمدجعفر مصفا
@MossaffaDotCom
ممکن است بگویید مثلاً اینکه من هماکنون دارم میاندیشم که ۲+۲ مساوی چند است، آیا این هم همان ماهیتی را دارد که ذهن میاندیشد که چگونه متشخص شوم؟ یعنی همچنان ذهن در این رابطه هم از موضع "نیازمندی" کار میکند نه "ابزار نیاز"؟
میگویم: بله. درست است که ظاهر موضوع اینست که ۲+۲ چند میشود، ولی در آخرین تحلیل پای هویتم در کار است. این مثال را قبلا زدهام: من تلاش کردم تا رفتم به ماه، ولی با این هدف رفتم که وقتی برگشتم بگویم من رفتم نه شما، منِ آمریکایی رفتم، نه توی ایرانی.
(ادامه...)
بهار ۱۳۸۱، جلسهٔ اول
محمدجعفر مصفا
@MossaffaDotCom
ممکن است بگویید مثلاً اینکه من هماکنون دارم میاندیشم که ۲+۲ مساوی چند است، آیا این هم همان ماهیتی را دارد که ذهن میاندیشد که چگونه متشخص شوم؟ یعنی همچنان ذهن در این رابطه هم از موضع "نیازمندی" کار میکند نه "ابزار نیاز"؟
میگویم: بله. درست است که ظاهر موضوع اینست که ۲+۲ چند میشود، ولی در آخرین تحلیل پای هویتم در کار است. این مثال را قبلا زدهام: من تلاش کردم تا رفتم به ماه، ولی با این هدف رفتم که وقتی برگشتم بگویم من رفتم نه شما، منِ آمریکایی رفتم، نه توی ایرانی.
(ادامه...)
بهار ۱۳۸۱، جلسهٔ اول
محمدجعفر مصفا
@MossaffaDotCom
خشم ریشهٔ پز دادن است
من میگویم که از اینکه به شما نشان دهم "من از خانواده فرمانفرماییان هستم"، چه چیز حاصل میکنم؟ میبینم لذت میبرم. این لذت ناشی از چیست؟ ناشی از این است که شما را دچار سرشکستگی میکنم. و پشت این جریان چه چیز نهفته؟ منبع عظیمی از خشم و نفرت.
(ادامه...)
محمدجعفر مصفا
جلسهٔ ششم از جلسات بهار ۱۳۸۱
@MossaffaDotCom
خشم ریشهٔ پز دادن است
من میگویم که از اینکه به شما نشان دهم "من از خانواده فرمانفرماییان هستم"، چه چیز حاصل میکنم؟ میبینم لذت میبرم. این لذت ناشی از چیست؟ ناشی از این است که شما را دچار سرشکستگی میکنم. و پشت این جریان چه چیز نهفته؟ منبع عظیمی از خشم و نفرت.
(ادامه...)
محمدجعفر مصفا
جلسهٔ ششم از جلسات بهار ۱۳۸۱
@MossaffaDotCom
بعضی اوقات، آدم با خودش میگوید خدایا، آیا ممکنست یک روزی این شبح، یعنی فکر، یعنی هویت فکری، این پنجهاش را از هستی انسان بردارد تا انسان اصالتش را ببیند، آنچه که در کودکی بوده، آنچه که میتوانسته باشد، فطرتش را حس کند، لمس کند. این خیلی فاجعه است که من یک عمر زندگی میکنم اما اصالتم را حس نمیکنم.
(ادامه...)
محمدجعفر مصفا
جلسهٔ پنجم از سری جلسات بهار ۱۳۸۱
@MossaffaDotCom
بعضی اوقات، آدم با خودش میگوید خدایا، آیا ممکنست یک روزی این شبح، یعنی فکر، یعنی هویت فکری، این پنجهاش را از هستی انسان بردارد تا انسان اصالتش را ببیند، آنچه که در کودکی بوده، آنچه که میتوانسته باشد، فطرتش را حس کند، لمس کند. این خیلی فاجعه است که من یک عمر زندگی میکنم اما اصالتم را حس نمیکنم.
(ادامه...)
محمدجعفر مصفا
جلسهٔ پنجم از سری جلسات بهار ۱۳۸۱
@MossaffaDotCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اتوریته
آیا اتوریتهها در نقش مشاهدهکننده ظاهر میشوند؟
محمدجعفر مصفا
فرهنگسرای اندیشه
تابستان ۱۳۸۴
@Mossaffadotcom
اتوریته
آیا اتوریتهها در نقش مشاهدهکننده ظاهر میشوند؟
محمدجعفر مصفا
فرهنگسرای اندیشه
تابستان ۱۳۸۴
@Mossaffadotcom
من احساس ترس میکنم، بعد فکر میکنم اگر ثروت یا موقعیت اجتماعی حاصل کنم ترسم از بین میرود.
ولی محال است ترس از بین رود، زیرا ترس یک علت و منشاء دیگری دارد، که علاجش ثروت نیست.
مثل این است که من احساس گرسنگی کنم، بعد بیایم اسم چلو کباب را بنویسم روی کاغذ و بچسبانم روی شکمم.
(ادامه...)
بهار ۸۱، جلسه ۷
محمدجعفر مصفا
@MossaffaDotCom
من احساس ترس میکنم، بعد فکر میکنم اگر ثروت یا موقعیت اجتماعی حاصل کنم ترسم از بین میرود.
ولی محال است ترس از بین رود، زیرا ترس یک علت و منشاء دیگری دارد، که علاجش ثروت نیست.
مثل این است که من احساس گرسنگی کنم، بعد بیایم اسم چلو کباب را بنویسم روی کاغذ و بچسبانم روی شکمم.
(ادامه...)
بهار ۸۱، جلسه ۷
محمدجعفر مصفا
@MossaffaDotCom
و جمعهها ساعت پنج غروب
+ علاقمندان میتوانند جهت شرکت در این جلسات به »مدیر ثبتنام« دهند:
@PanevisAdmin
و جمعهها ساعت پنج غروب
+ علاقمندان میتوانند جهت شرکت در این جلسات به »مدیر ثبتنام« دهند:
@PanevisAdmin
مناسبتمندی هویت فکری
هویت فکری در تمام زمینهها مناسبتمند است؛ هرگز خودش برای خودش کافی نیست.
برای شوق و هیجان باید وابسته و نیازمند به روزها، مکانها، انسانها، نامها و نمودها باشد. منشاء همه چیز آن در بیرون است.
چه درد و مانعی در تو هست که نباید بطور مستمر در شور و شعف باشی، بدون هیچگونه علت برونی، بلکه در ذات خودت؟ چرا باید همیشه به مناسبت عید، به مناسبت تولد، بوسیلهٔ فلان موسیقی یا فلان شعر دچار هیجان و به اصطلاح مسرّت بشوی؟
انگار برای زیستن، در تمام ابعاد همیشه یک مناسبت لازم است. و کار این مناسبتها تکرار خود یعنی تکرار تصاویر بیروحی است که اگر تکرار نشوند انسان احساس هستی نمیکند.
کتاب «زندگی و مسائل»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
مناسبتمندی هویت فکری
هویت فکری در تمام زمینهها مناسبتمند است؛ هرگز خودش برای خودش کافی نیست.
برای شوق و هیجان باید وابسته و نیازمند به روزها، مکانها، انسانها، نامها و نمودها باشد. منشاء همه چیز آن در بیرون است.
چه درد و مانعی در تو هست که نباید بطور مستمر در شور و شعف باشی، بدون هیچگونه علت برونی، بلکه در ذات خودت؟ چرا باید همیشه به مناسبت عید، به مناسبت تولد، بوسیلهٔ فلان موسیقی یا فلان شعر دچار هیجان و به اصطلاح مسرّت بشوی؟
انگار برای زیستن، در تمام ابعاد همیشه یک مناسبت لازم است. و کار این مناسبتها تکرار خود یعنی تکرار تصاویر بیروحی است که اگر تکرار نشوند انسان احساس هستی نمیکند.
کتاب «زندگی و مسائل»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom