ما بازیچهٔ تعبیرات خودمان هستیم
ما نسبت به تعبیر و معنای چیزها خودباختهایم. و خالق آن تعبیرها و معناها ذهن خودمان است. پس در حقیقت میتوان گفت تو از ذهن خودت -از معنا و تعبیری که هماکنون در ذهن خودت موجود است- میترسی، نسبت به ذهن خودت خودباختهای، به ذهن خودت نیازمندی، نسبت به ذهن خودت نفرت داری.
کتاب «رابطه»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
ما بازیچهٔ تعبیرات خودمان هستیم
ما نسبت به تعبیر و معنای چیزها خودباختهایم. و خالق آن تعبیرها و معناها ذهن خودمان است. پس در حقیقت میتوان گفت تو از ذهن خودت -از معنا و تعبیری که هماکنون در ذهن خودت موجود است- میترسی، نسبت به ذهن خودت خودباختهای، به ذهن خودت نیازمندی، نسبت به ذهن خودت نفرت داری.
کتاب «رابطه»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
جلسات لایو مصفاخوانی
هر یکشنبه و هر پنجشنبه ساعت هشت شب(به وقت ایران) جلسات اینترنتی مصفاخوانی برقرار است.
علاقمندان اطلاعات بیشتر را از »ادمین طوبیٰ« بخواهند.
@MossaffaDotCom
جلسات لایو مصفاخوانی
هر یکشنبه و هر پنجشنبه ساعت هشت شب(به وقت ایران) جلسات اینترنتی مصفاخوانی برقرار است.
علاقمندان اطلاعات بیشتر را از »ادمین طوبیٰ« بخواهند.
@MossaffaDotCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هویت عمداً خود را به قضاوت میسپارد
محمدجعفر مصفا
برگرفته از جلسات سال ١٣٨۵
فرهنگسرای اندیشه، تهران
@Mossaffadotcom
هویت عمداً خود را به قضاوت میسپارد
محمدجعفر مصفا
برگرفته از جلسات سال ١٣٨۵
فرهنگسرای اندیشه، تهران
@Mossaffadotcom
سیر مطالعاتی
توصیهٔ محمدجعفر مصفا جهت مطالعهٔ تألیفاتش، به ترتیب:
۱. تفکر زائـد
۲. آگاهـی
۳. نامهای به نديدهام
۴. رابطـه
۵. با پيـر بلـخ
۶. انسان در اسارت فکـر
۷. هلـه
۸. زندگی و مسائل
@Mossaffadotcom
سیر مطالعاتی
توصیهٔ محمدجعفر مصفا جهت مطالعهٔ تألیفاتش، به ترتیب:
۱. تفکر زائـد
۲. آگاهـی
۳. نامهای به نديدهام
۴. رابطـه
۵. با پيـر بلـخ
۶. انسان در اسارت فکـر
۷. هلـه
۸. زندگی و مسائل
@Mossaffadotcom
چرا اهانت کودکان برایمان مهم نیست
ثقل شخصیت انسانی که از اصالت خود دور نشده است در وجود خودش است، نه در قضاوت این و آن. عوامل خارجی نمیتوانند با الفاظی اعتباری معنویت او را زیر و رو کنند، نمیتوانند با او بازی کنند.
شاید توجه کردهاید که وقتی یک کودک به ما اهانت میکند حساسیت و آزردگی نشان نمیدهیم. علتش این است که کودک نمیتواند در رابطه با ما یک عامل تاییدکننده یا لطمهزننده به ارزشهایمان باشد. اگر ما ارزشهای اعتباری را از ذهن خود خارج کنیم و در بند آنها نباشیم، اهانت همه کس برایمان کیفیت اهانت یک کودک نابالغ را پیدا خواهد کرد.
کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
چرا اهانت کودکان برایمان مهم نیست
ثقل شخصیت انسانی که از اصالت خود دور نشده است در وجود خودش است، نه در قضاوت این و آن. عوامل خارجی نمیتوانند با الفاظی اعتباری معنویت او را زیر و رو کنند، نمیتوانند با او بازی کنند.
شاید توجه کردهاید که وقتی یک کودک به ما اهانت میکند حساسیت و آزردگی نشان نمیدهیم. علتش این است که کودک نمیتواند در رابطه با ما یک عامل تاییدکننده یا لطمهزننده به ارزشهایمان باشد. اگر ما ارزشهای اعتباری را از ذهن خود خارج کنیم و در بند آنها نباشیم، اهانت همه کس برایمان کیفیت اهانت یک کودک نابالغ را پیدا خواهد کرد.
کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
مبارزهٔ پنهان
در مقایسه، وجود رقابت مستتر است. اگر به خاطر رقابت نیست، چه ضرورتی ما را وامی دارد تا در هر قدم از زندگی، خود و متعلقات خود را با دیگران مقایسه کنیم؟ آیا این مقایسات دائمی حکایت بر آن نمیکند که ما درگیر نوعی مبارزهٔ پنهان و رقابت با یکدیگریم؟
کتاب "تفکر زائد"
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
مبارزهٔ پنهان
در مقایسه، وجود رقابت مستتر است. اگر به خاطر رقابت نیست، چه ضرورتی ما را وامی دارد تا در هر قدم از زندگی، خود و متعلقات خود را با دیگران مقایسه کنیم؟ آیا این مقایسات دائمی حکایت بر آن نمیکند که ما درگیر نوعی مبارزهٔ پنهان و رقابت با یکدیگریم؟
کتاب "تفکر زائد"
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
لُب کلام
حرف من اين است که خود و زندگی را آنطور که هست ببين و بپذير. به دنبال چيزی مباش. جز آنچه هستی چيز ديگری مخواه. در فردا زندگی مکن. به زندگی از طريق پيرایههای ذهنی نگاه مکن. ولی حرف شما اين است که چون همه مردم در طول سالها و قرنها با اين پيرايهها زندگی کردهاند و اين نوع زندگی چيزی است که عملاً وجود دارد بنابراين همين روش زندگی يک روش واقعی است. و اگر کسی بگويد بياييد بدون پيرايه و خالص زندگی کنيم، حرف ايدهآليستی زده است! اگر شما وارد يک شهر بشويد و ببينيد همۀ مردم آن شهر چشمشان را بستهاند و زندگی میکنند و شما به آنها بگوييد چشمتان را باز کنيد تا زندگی را روشن ببينيد، آيا يک حرف ايدهآليستی زدهايد؟
My point is seeing and accepting you and your life as they are. Do not chase anything other than what you are, and do not desire another thing. Do not live for tomorrow. Do not look at life through interpretive glasses.
In contrast, you are saying that since people have lived for years and centuries with those mental interpretations, and since this type of living is what exists therefore it must be preserved. If someone were to say, “Let us live without interpretation,” then that person has uttered an idealistic statement! If you enter a town and see that everyone is going about with their eyes closed, and then you suggest to them that they open their eyes to see life clearly, have you made an idealistic statement?
کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
ترجمه: سعید امدادی
@Mossaffadotcom
لُب کلام
حرف من اين است که خود و زندگی را آنطور که هست ببين و بپذير. به دنبال چيزی مباش. جز آنچه هستی چيز ديگری مخواه. در فردا زندگی مکن. به زندگی از طريق پيرایههای ذهنی نگاه مکن. ولی حرف شما اين است که چون همه مردم در طول سالها و قرنها با اين پيرايهها زندگی کردهاند و اين نوع زندگی چيزی است که عملاً وجود دارد بنابراين همين روش زندگی يک روش واقعی است. و اگر کسی بگويد بياييد بدون پيرايه و خالص زندگی کنيم، حرف ايدهآليستی زده است! اگر شما وارد يک شهر بشويد و ببينيد همۀ مردم آن شهر چشمشان را بستهاند و زندگی میکنند و شما به آنها بگوييد چشمتان را باز کنيد تا زندگی را روشن ببينيد، آيا يک حرف ايدهآليستی زدهايد؟
My point is seeing and accepting you and your life as they are. Do not chase anything other than what you are, and do not desire another thing. Do not live for tomorrow. Do not look at life through interpretive glasses.
In contrast, you are saying that since people have lived for years and centuries with those mental interpretations, and since this type of living is what exists therefore it must be preserved. If someone were to say, “Let us live without interpretation,” then that person has uttered an idealistic statement! If you enter a town and see that everyone is going about with their eyes closed, and then you suggest to them that they open their eyes to see life clearly, have you made an idealistic statement?
کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
ترجمه: سعید امدادی
@Mossaffadotcom
کشف
سعی کن دیدت نسبت به مسئلهٔ "خود"، دید رهایی، دید شناخت "خود"، دید خوشبخت شدن، به آرامش رسیدن و اینجور چیزها نباشد. نگو «من ناخوشبختم و میخواهم از طریق خودشناسی خوشبخت بشوم؛ من اسیرم و میخواهم رها بشوم». دیدت نسبت به موضوع اینطور باشد که یک پدیدهٔ ناشناخته در اختیار توست - یعنی خودت. در این پدیده رازهایی نهفته است که کشف آنها فوقالعاده جالب است. تو فقط به خاطر کشف آن رازها به این پدیده نگاه کن؛ نه به خاطر چیزی شدن، نه به خاطر رسیدن به جایی.
کتاب "رابطه"
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
کشف
سعی کن دیدت نسبت به مسئلهٔ "خود"، دید رهایی، دید شناخت "خود"، دید خوشبخت شدن، به آرامش رسیدن و اینجور چیزها نباشد. نگو «من ناخوشبختم و میخواهم از طریق خودشناسی خوشبخت بشوم؛ من اسیرم و میخواهم رها بشوم». دیدت نسبت به موضوع اینطور باشد که یک پدیدهٔ ناشناخته در اختیار توست - یعنی خودت. در این پدیده رازهایی نهفته است که کشف آنها فوقالعاده جالب است. تو فقط به خاطر کشف آن رازها به این پدیده نگاه کن؛ نه به خاطر چیزی شدن، نه به خاطر رسیدن به جایی.
کتاب "رابطه"
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مقایسه و احساس شخصیت
محمدجعفر مصفا
+ در گروه مصفاخوانی کتابهای محمدجعفر مصفا به صورت جمعی خوانده و بررسی میشوند. علاقمندان جهت شرکت در این گروه به »ادمین طوبیٰ« پیام دهند.
@MossaffaDotCom
مقایسه و احساس شخصیت
محمدجعفر مصفا
+ در گروه مصفاخوانی کتابهای محمدجعفر مصفا به صورت جمعی خوانده و بررسی میشوند. علاقمندان جهت شرکت در این گروه به »ادمین طوبیٰ« پیام دهند.
@MossaffaDotCom
تحفه
از هنگام کودکی "تحفه ای" را همراه ما کردهاند و با تلقين و تکرار فراوان گفتهاند که اين "تحفه ای" است بسيار گرانبها و ضروری. ما هم چنان مجذوب و مفتون آن شدهايم و به آن مشغول گشتهايم که هرگز ننشستهايم و با چشم باز و صراحت آنرا نگاه و بررسی کنيم. اگر اين کار را بکنيم میبينيم اين "تحفه" نه تنها عزيز نيست، بلکه وبال جان ما است. زمانی که به روشنی و با عمق خود به وبال بودن آن آگاه گشتيم، خودش بی هيچ تلاش و کوششی از بين رفته است.
From childhood, we have been growing up with this so-called gift called identity, and we have been constantly infused with the idea that this gift is precious and necessary. We are also so attracted to, infatuated with, and preoccupied by this identity that we have never taken the time to directly examine it. If we do that we will see that this gift is not only worthless, it is also an obstacle to our happiness. When we find clear and deep insight into its troublesome attributes, it will disappear effortlessly on its own, without struggle.
«تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
ترجمه: سعید امدادی
@Mossaffadotcom
تحفه
از هنگام کودکی "تحفه ای" را همراه ما کردهاند و با تلقين و تکرار فراوان گفتهاند که اين "تحفه ای" است بسيار گرانبها و ضروری. ما هم چنان مجذوب و مفتون آن شدهايم و به آن مشغول گشتهايم که هرگز ننشستهايم و با چشم باز و صراحت آنرا نگاه و بررسی کنيم. اگر اين کار را بکنيم میبينيم اين "تحفه" نه تنها عزيز نيست، بلکه وبال جان ما است. زمانی که به روشنی و با عمق خود به وبال بودن آن آگاه گشتيم، خودش بی هيچ تلاش و کوششی از بين رفته است.
From childhood, we have been growing up with this so-called gift called identity, and we have been constantly infused with the idea that this gift is precious and necessary. We are also so attracted to, infatuated with, and preoccupied by this identity that we have never taken the time to directly examine it. If we do that we will see that this gift is not only worthless, it is also an obstacle to our happiness. When we find clear and deep insight into its troublesome attributes, it will disappear effortlessly on its own, without struggle.
«تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
ترجمه: سعید امدادی
@Mossaffadotcom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هستی
ما همیشه در عمق وجودمان احساس بلوف، نمایش و دروغ میکنیم.
کتاب «هله»
محمدجعفر مصفا
@MossaffaDotCom
هستی
ما همیشه در عمق وجودمان احساس بلوف، نمایش و دروغ میکنیم.
کتاب «هله»
محمدجعفر مصفا
@MossaffaDotCom