سایت محمدجعفر مصفا
5.2K subscribers
1.6K photos
772 videos
52 files
444 links
کانال رسمی وب‌سایت محمدجعفر مصفا

سایت رسمی:
www.mossaffa.com

ادمین:
@PanevisAdmin

صفحهٔ اینستاگرام:
https://www.instagram.com/mjmossaffa

نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

کانال کریشنامورتی:
@Krishnamurti

نیکول لپرا:
@NicoleLePera
‌
Download Telegram
‌
سیر مطالعاتی

توصیهٔ محمدجعفر مصفا جهت مطالعهٔ تألیفاتش، به ترتیب:

۱. تفکر زائـد
۲. آگاهـی
۳. نامه‌ای به نديده‌ام
۴. رابطـه 
 ۵. با پيـر بلـخ      
 ۶. انسان در اسارت فکـر 
۷. هلـه
۸. زندگی و مسائل

+ در دورهٔ مصفاخوانی مجموعه کتاب‌های نویسنده به طور کامل به صورت جمعی(در جلسات لایو) خوانده و بررسی می‌شوند. جهت شرکت در جلسات مصفاخوانی، اطلاعات را از »ادمین طوبیٰ« درخواست کنید.

@Mossaffadotcom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌
اتوریته

خودباختگی به اتوریته‌ها و تسلیم بودن به معیارهای آن جریانی نیست که تنها در کودکی - یعنی در شرایط تأثیرپذیری مطلق - بوده و تمام شده باشد. از یک طرف موضوعات مورد طلب اتوریته رفته رفته گستردگی عجیبی پیدا می‌کند؛ از طرف دیگر هرچه انسان پیش‌تر می‌آید اتوریته یک کیفیت "درون‌فشار"، "درون‌عمل" "درون‌ریشه" - یا نمی‌دانم آن را چه بنامیم - پیدا می‌کند. من در هفت سالگی به امر مادرم "باید پسر خوبی باشم"، ولی در بیست سالگی نه تنها بار عظیمی از "شدن"ها بر سرم ریخته بلکه حالا دیگر المثنی یا نمایندۀ شلاق "باید باشی" - که قبلاً در بیرون بوده - در ذهن خودم نشسته است و مباشر و همکار فشار اجتماع بر ذهنم شده است. بنابراین هر چه پیش‌تر آمده‌ام خودباختگی، ترس و دلهرۀ من شدت بیشتری یافته است.

«هله»
محمدجعفر مصفا

@MossaffaDotCom
Audio
کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
فصل اول
فایل ششم

پایان فصل اول

راوی: عبدالکریم موسوی

@MossaffaDotCom
این کانال، کانال آینهٔ سایت محمدجعفر مصفاست. یا همان زاپاس، ذخیره، یدکی، که اگر اتفاقی افتاد، از آنجا پیگیر باشید.
تمامی آرشیو این کانال نیز به آنجا منتقل شده است:
https://t.me/MJMossaffa
توصیه می‌شود عضو باشید.
‌
پرسه‌زنی ذهن

"توجه" يک امر موقتی نيست، ذهن بايد هميشه در کيفيت "توجه" باشد. ما نبايد به وضع فعلی خودمان نگاه کنيم. تمام فعاليت‌های ذهن ما بصورت فعلی غيرطبيعی است. ذهن ما چون به وضع فعلی عادت کرده است، پرسه‌زنی‌هايش بنظرمان يک امر عادی می‌رسد. من الان دارم با شما حرف می‌زنم، ولی تمام حواس و توجه‌ام به شما نيست، با تمام وجود در رابطه با شما نيستم. جزئی از توجه‌ام به شما است و قسمت اعظم آن دارد در جاهای ديگر پرسه می‌زند. در عين اينکه به شما نگاه می‌کنم و حرف می‌زنم، دارم به اين هم فکر می‌کنم که آيا حرف‌های من برای شما جالب است يا نه، و صد جور فکر ديگر. ولی يک ذهن سالم، ذهنی که از روال منظم خود خارج نشده است، اينطور پرسه‌زن و ولگرد نيست. ذهن سالم هميشه کيفيت "توجه" دارد، يعنی هميشه بطور کامل در يک جا است.

“attention” is not a temporary diversion from the norm. The mind is always in attention. We should not consider our current situation as normal. All of our current mental activities appear to us as normal and natural. Since our minds are fully accustomed to their everyday situations and their roaming, this does not seem abnormal to us. Presently I am talking to you but all my attention is not with you, meaning I am not relating to you with my whole being. Part of my attention is with you and a big part of it is roaming in other places. While I am looking at you and talking to you, I'm also thinking about whether my talk is interesting for you, whether you are a better talker than me, whether you would criticize me, and hundreds of other thoughts floating in the back of my mind. But a healthy mind, the mind that has not lost its attention to the present, does not rove and roam like that. The healthy mind always has the quality of “total attention,” meaning it is always in one place, completely.

کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
ترجمه: سعید امدادی

@Mossaffadotcom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌
تجلیل‌مندی

بنظرم این تشبیه خیلی دقیق و بجا است: من زکام بودم. یک قرص آسپرین خوردم و زکامم برطرف شد. حالا بر اساس این تجربه می‌گویم قرص آسپرین برای زکام من مفید بوده است.
‌
خوب، من که به عرفان مولوی و حافظ و دیگری پناه برده‌ام لابد دردی داشته‌ام؛ لابد دچار نوعی زکام روانی بوده‌ام. و حرف و پیام و اشارات مولوی را هم نوعی آسپرین عرفانی تلقی کرده‌ام که به آن متوسل شده‌ام. حال اگر زکام روانی من هنوز پابرجاست، از دو حال خارج نیست؛ یا قرص را نخورده‌ام، یا خورده‌ام ولی آن قرص علاج زکام من نبوده است. در هر صورت "به‌ به" و تجلیل من چه معنا دارد؟

کتاب «آگاهی»
محمدجعفر مصفا

@Mossaffadotcom
‌
ارباب!

من از طرف خودم رغبتی به حمل یك مشت توهم ـ كه عامل بدبختی، ادبار و خسران زندگی من است ندارم! اگر كمترین بهره‌ای از خرد و منطق برده باشم حاضر نخواهم بود همه عمر خود را در تزلزل، دلهره، بی‌ریشگی، ترس و هزار رنج و اندوه دیگر نگه دارم! پس چرا چنین كنم؟! مگر من لااقل كمی شعور و ادراك ندارم؟!

پاسخی كه برای این سؤال به نظرم می‌رسد این است كه من واقعاً صاحب اختیار خودم نیستم؛ تو ارباب منی؛ و من اسیر و نوكر و بردهٔ توام!

تو هم نسبت به من همین احساس را داری.

من مستقیماًً و از طرف خودم میل و رغبتی به حمل «خود» ندارم. تو كه ارباب من هستی آن را به من تحمیل می‌كنی! خودت نیز از آنجا كه مرا ارباب خودت فرض می‌كنی، و نسبت به خواسته‌ها، توقعات و انتظارات من خودباخته و تسلیمی، خود را موظف و مكلف به حمل همان «خود» توهمی می‌بینی!

همین وضع و همین رابطه را حسن و حسین نسبت به یكدیگر؛ و همهٔ افراد جامعه نسبت به یكدیگر دارند ـ كه نتیجهٔ خودبخودی آن، رواج و حاكمیت یك مشت توهم است ـ تحت عنوان اخلاق، هستی روانی، شخصیت و معنویت! وقتی من مطمئن باشم كه تو اخلاق اجتماعی را گردن می‌نهی، از طرف تو تهدیدی متوجهٔ خودم نمی‌بینم؛ و احساس ایمنی می‌كنم! همین احساس و همین وضع را تو هم نسبت به من داری! (توجه داری كه از یك اخلاق اجتماعی اعتباری صحبت می‌كنیم!)

برگرفته از وبلاگ محمدجعفر مصفا

@MossaffaDotCom
Audio
کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
فصل دوم
فایل اول

راوی: عبدالکریم موسوی

@MossaffaDotCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌
صفحهٔ اینستاگرام محمدجعفر مصفا:
@mjmossaffa
‌
‌
حکومت تصاویر

ما از بودن‌ها و داشتن‌ها و دانستن‌های
خود، یک مرکز ذهنی به وجود آورده‌ایم
و آنرا به عنوان "من" بر مسند وجود خود نشانده‌ایم.

و این مرکز است که بر ما حکومت
می‌کند. یعنی یک مقدار تصویر بر ما
حکومت می‌کند. و ما با کیفیت تعلق‌گونه سخت به این تصاویر چسبیده‌ایم و خود را به اسارت آنها در آورده‌ایم.

کتاب «انسان در اسارت فکر»
محمدجعفر مصفا

@Mossaffadotcom
‌
سرگیجه

ذهن به علت تجزيه‌شدگی (بوسيلۀ "من"ها)، يک وضعيت "گسسته‌بينی" يا "تک‌بينی" پيدا می‌کند. آن "تک‌بينی" کيفيتی است که خودبخود بر ذهن تحميل می‌شود؛ يعنی به خاطر اين است که "هستی" روانی ما را "تک‌تصوير"هایی تشکيل داده‌اند. ولی ذهن همين تاکتيک "تک‌نگری" را برای نديدن تضادهای موجود در هويت فکری از روی عمد و دانستگی نيز بکار می‌گيرد و بنابراين بعد جديدی به مساله "تک بينی" می‌بخشد و آن را تشديد می‌کند. ذهن تعمداً سعی می‌کند رفتار انسان را به يک شکل مرتبط و يک جريان پيوسته درک نکند تا مواجه با تناقضات بارزی که در رفتار او هست نگردد. ذهن هميشه خود را با "من" معيني مشغول نگه می‌دارد تا متوجه وجود "من"های مخالف نگردد. وقتی انسان در پنجۀ "من" معينی قرار گرفت چنان مستأصل و اسير آن می‌گردد که قدرت نگاه کردن يا انديشيدن به هيچ چيز ديگر را ندارد. مثل اينکه هر يک از "من"ها در لحظه حکومت خود ذهن ما را در کانالی قرار می‌دهند و بعد به ما امر می‌کنند که رفتار خودت و ساير قضايای زندگی را بايد فقط از طريق همين کانال نگاه کنی!

اين اصطلاح را شنيده‌ايد که می‌گويند "در فلان موقعيت آنقدر مضطرب، آشفته و پريشان بودم که حال خودم را نمي‌فهميدم"؟ حال ما انسان‌هایی که اسير "من" هستيم عيناً چنين کيفيتی را دارد. ما حال خود را نمی‌فهميم. مثل اينکه از يک ضربۀ شديد دچار سرگيجه شده‌ایم.

The mind, due to decomposition by the “Is,” fixates on a “fragmented” or “singular” view of a given situation. The singular view is a quality automatically imposed on the mind because one’s psychological existence has been formed by “single images.” However, the mind knowingly uses the same single view tactic to not see the existing conflicts inherent in thought identity and thus the single view dimension is heightened. The mind intentionally tries not to understand human behavior as a connected and continuous flow so that it is not confronted with the many contradictions that exist in human behavior. The mind always tries to keep itself focused on a specific “I” in order to not pay attention to any opposing “Is.” However, whenever we are caught up in a specific “I,” we become so helpless and enslaved that we lose the power to look at or think about anything else. It’s like each one of the “Is” at any given moment creates channels in our minds and commands us to look at our behaviors and other life circumstances only through that channel!
Have you ever heard a statement like, “In certain circumstances I get so agitated and anxious that I cannot feel my state of being?” Human beings who are slaves to the “I” have this quality. They cannot see their states of being. It's like they are in shock, suffering from amnesia, dizzied and disoriented.

کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
ترجمه: سعید امدادی

@Mossaffadotcom
Audio
کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
فصل دوم
فایل دوم

راوی: عبدالکریم موسوی

@MossaffaDotCom
Audio
کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
فصل دوم
فایل سوم

راوی: عبدالکریم موسوی

@MossaffaDotCom
‌‌
آرشیو جامع محمدجعفر مصفا

تمامی محتوای سایت و نیز دی‌وی‌دی جامع فیلم‌ها و سخنرانی‌های محمدجعفر مصفا بر روی کانال آرشیو سایت قرار گرفت.

‌ این آرشیو شامل تمامی فایل‌های صوتی و تصویری سخنرانی‌ها، جلسات خودشناسی، همایش‌ها، پرسش‌پاسخ‌ها، مصاحبه‌ها و گفتگو‌ها، گزیده‌ها، قطعه فیلم‌های جملات قصار و فایل‌های pdf می‌باشد.

این مجموعه، مجموعهٔ کامل صحبت‌های محمدجعفر مصفا است که طی سال‌ها توسط سایت وی تهیه شده است.

محتویات این آرشیو جامع بطور اجمالی عبارتست از: فایل‌های صوتی پنج مصاحبه و گفتگو، چهارده دورهٔ کامل جلسات خودشناسی بسخنرانی محمدجعفر مصفا در طی چهارده سال(صد و چهل فایل صوتی)، نوزده نشست پرسش‌پاسخ با محمدجعفر مصفا، فایل‌های متن صفحات ابتدائی هر تألیف، قطعه فیلم‌های جملات قصار برگرفته از جلسات و گفتگوها و پرسش‌پاسخ‌ها، فایل صوتی گزیده‌هایی از سخنان محمدجعفر مصفا، تمامی فیلم‌های تمامی جلسات برگزار شده توسط محمدجعفر مصفا.

برای اطلاع از جزئیات بیشتر و نحوهٔ عضویت دائم، به »مدیــر« پیام دهید.

از هیچ طریق دیگر پیام ندهید. پاسخ داده نمی‌شود.

@Mossaffadotcom
Audio
کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
فصل دوم
فایل چهارم

راوی: عبدالکریم موسوی

@MossaffaDotCom
مراقبه - محمدجعفر مصفا
Mossaffa.com
مراقبه
تمثیل خواب
یأس، ناامیدی
پیش‌زمینهٔ آگاهی برای مدیتیشن ضروری‌ست.

محمدجعفر مصفا
برگرفته از جلسات سال ۱۳۸۴
فرهنگسرای اندیشه، تهران

@Mossaffadotcom
‌
شخصی بعد از تعارفات معموله نوشته است:

- فرق بین صوفی و عارف چیست؟ و فرق این دو با روانشناس چیست؟ و آیا شما صوفی و عارفید یا روانشناس؟
سئوال دیگرم این است که شما کسی را معرفی نمی‌کنید تا در صورت عدم دسترسی به شما - مثلاً بعلت مسافرت یا هر علت دیگر (منظورش از «هر علت دیگر» این است که اگر مُردی) سئوالات خود را از او بپرسیم؟ خلاصهٔ نامه این است.

این هم جواب:
اولاً در مورد فوت بنده سئوال فرموده‌ای. نگران نباش. انشاالله خداوند به خودم سلامت و طول عمر عنایت می‌فرماید - در اینصورت قول می‌دهم به مسافرت هم نروم.

و اما محتوای سئوالت این است که آیا من چیزی در مایه‌های جانشین و معاون و اینجور چیزها دارم؟ جواب بستگی دارد به اینکه من کی‌ام. اگر من یک انسان ناآگاهم، جانشین و معاون زیاد دارم - ملیون ملیون؛ و اگر آگاهم، جانشین و معاون من هم کسی است که آگاه است. و کسی که آگاه است جانشین کسی نیست؛ خودش است. کسی که آگاه است در حالات اصیل خویش است. و حالات اصیل سیلانی نو شونده را با دید جانشینی و المثنی نمی‌توان نگاه کرد. او حتی جانشین خودش هم نیست.

از کتاب «زندگی و مسائل»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
Audio
کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
فصل دوم
فایل پنجم

راوی: عبدالکریم موسوی

@MossaffaDotCom