دانستگی بودن نیست
اگر "من" یا "مرکزی" نبود که بگوید فلان صفت مال من است، آن صفت برای ذهن همانگونه تنها یک دانستگی بود که ذهن دو به علاوهٔ دو را فقط میداند - نه اینکه دو به علاوه دو را باشد.
کتاب «آگاهی»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
دانستگی بودن نیست
اگر "من" یا "مرکزی" نبود که بگوید فلان صفت مال من است، آن صفت برای ذهن همانگونه تنها یک دانستگی بود که ذهن دو به علاوهٔ دو را فقط میداند - نه اینکه دو به علاوه دو را باشد.
کتاب «آگاهی»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سرو
عدهای تصور میکنند تزکیۀ نفس تنها در اعراض و دلکندن از تعلقات مادی و دنيایی است. اين تصور ناشی از محدود ديدن "نفس" است. مسألۀ "نفس" يا "من" تنها تعلقات مادی نيست. تعلقات روانی بسيار وسيعتر و مخربتر از تعلقات مادی است. اصلاً درستتر اين است که بگوييم انسان به خود ماديات تعلق ندارد، بلکه به تعبير و ارزش اعتباری آنها تعلق دارد. چيزهای مادی در حقيقت پشتوانۀ ارزشهای روانی هستند و تعلق انسان به آنها به خاطر همين پشتوانگی است.
Some presume that the purification of the “I” is only to detach you from materialistic and worldly things. This perception comes from having a limited view of the “I”. The problem of the “I” is not materialistic attachments alone. Psychological attachments are considerably broader and much more destructive than materialistic attachments. Basically, it is better to say that the human being is not attached to material things, but rather attached to our interpretations of material things and their face values. In fact, material things are like credits that bankroll psychological values, and that is why human beings are attached to material things.
کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
ترجمه: سعید امدادی
@Mossaffadotcom
سرو
عدهای تصور میکنند تزکیۀ نفس تنها در اعراض و دلکندن از تعلقات مادی و دنيایی است. اين تصور ناشی از محدود ديدن "نفس" است. مسألۀ "نفس" يا "من" تنها تعلقات مادی نيست. تعلقات روانی بسيار وسيعتر و مخربتر از تعلقات مادی است. اصلاً درستتر اين است که بگوييم انسان به خود ماديات تعلق ندارد، بلکه به تعبير و ارزش اعتباری آنها تعلق دارد. چيزهای مادی در حقيقت پشتوانۀ ارزشهای روانی هستند و تعلق انسان به آنها به خاطر همين پشتوانگی است.
Some presume that the purification of the “I” is only to detach you from materialistic and worldly things. This perception comes from having a limited view of the “I”. The problem of the “I” is not materialistic attachments alone. Psychological attachments are considerably broader and much more destructive than materialistic attachments. Basically, it is better to say that the human being is not attached to material things, but rather attached to our interpretations of material things and their face values. In fact, material things are like credits that bankroll psychological values, and that is why human beings are attached to material things.
کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
ترجمه: سعید امدادی
@Mossaffadotcom
حرکت ماشینی
هویت فکری یک ماشین خودکار بیسنجش، بیمنطق و بیتمیز است. به محض اینکه دو انسان صاحب هویت، یعنی صاحب دو ماشین خودکار، در مقابل یکدیگر قرار میگیرند، بدون توجه به مصلحت واقعی و بدون منطق و تمیز و سنجش؛ حرکتها و واکنشهایی از خود نشان میدهند که موافق اقتضائات، خصوصیات و نیازهای "ماشین" است، نه "انسان".
کتاب "رابطه"
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
حرکت ماشینی
هویت فکری یک ماشین خودکار بیسنجش، بیمنطق و بیتمیز است. به محض اینکه دو انسان صاحب هویت، یعنی صاحب دو ماشین خودکار، در مقابل یکدیگر قرار میگیرند، بدون توجه به مصلحت واقعی و بدون منطق و تمیز و سنجش؛ حرکتها و واکنشهایی از خود نشان میدهند که موافق اقتضائات، خصوصیات و نیازهای "ماشین" است، نه "انسان".
کتاب "رابطه"
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هویت عمداً خود را به قضاوت میسپارد
محمدجعفر مصفا
برگرفته از جلسات سال ١٣٨۵
فرهنگسرای اندیشه، تهران
@Mossaffadotcom
هویت عمداً خود را به قضاوت میسپارد
محمدجعفر مصفا
برگرفته از جلسات سال ١٣٨۵
فرهنگسرای اندیشه، تهران
@Mossaffadotcom
سوخت
فیزیولوژیستها میگویند مغز بزرگترین منبع تولید و ذخیره انرژیست، و فکر بزرگترین مصرفکنندهٔ آن است.
بحث دربارهٔ مصرف انرژیست. شکی نیست که ما بوسیلهٔ فکر کردن بیشترین انرژی را مصرف میکنیم.
حالا سوال این است که آیا این وسیلهٔ مصرفکننده، سهم انرژیای را که مغز در اختیارش میگذارد صحیحاً و صرفهجویانه مصرف میکند، یا بیهوده و مسرفانه؟
کتاب «انسان در اسارت فکر»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
سوخت
فیزیولوژیستها میگویند مغز بزرگترین منبع تولید و ذخیره انرژیست، و فکر بزرگترین مصرفکنندهٔ آن است.
بحث دربارهٔ مصرف انرژیست. شکی نیست که ما بوسیلهٔ فکر کردن بیشترین انرژی را مصرف میکنیم.
حالا سوال این است که آیا این وسیلهٔ مصرفکننده، سهم انرژیای را که مغز در اختیارش میگذارد صحیحاً و صرفهجویانه مصرف میکند، یا بیهوده و مسرفانه؟
کتاب «انسان در اسارت فکر»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
Audio
کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
فصل دهم
فایل نهم
پایان فصل دهم
راوی: عبدالکریم موسوی
پایان کتاب
@MossaffaDotCom
محمدجعفر مصفا
فصل دهم
فایل نهم
پایان فصل دهم
راوی: عبدالکریم موسوی
پایان کتاب
@MossaffaDotCom
به روانشناسان و فلاسفه
و اشکال همهٔ کسانی که با امور و مسائل انسانی سر و کار دارند این است که به جای کمک به انسان برای اینکه بتواند موانع درونی و اشکالات نگرشی خود را رفع کند، إلى الابد زندگی و قضایای آن را برایش توضیح میدهند و توصیف میکنند. انگار من به آنها وکالت و نمایندگی دادهام که زندگی را برایم توضیح بدهند. انگار من به آنها گفتهام به جای من، زندگی را تو ببین و برایم توضیح بده. انگار چشمشان را به جای چشم من گذاشتهاند!
و این نوعی پرمدعایی و حتی وقاحت است، نوعی خودکامگی است که من در توصیف زندگی خود را وکیل دیگران بدانم!
و میدانی، واقعیت این است که چون خـود مـا انـسانها شأن و كرامت انسانی خویشتن خود را از یاد بردهایم، یا گم کردهایم، در بند شأن و کرامت انسانهای دیگر هم نیستیم.
خلاصهٔ حرف من این است که هر کس سر و کارش با مسائل انسان است ـ فيلسوف، حکیم، روانشناس، یا هر کس ـ تنها خدمت مفیدی که میتواند به انسان بکند رفع توهم، تیرگی و حجابهای حاکم بر دید و نگرش او است! اگر جز این باشد کارش برای من و تو چه فایدهای دارد!؟ آیا ما إلى الابد باید با فطرتمان بیگانه بمانیم و دیگری به ما بگوید فطرت تو خـيـر يـا شـر است!؟ به عمق، گستردگی و ابعاد بیگانگی انسان توجه داری!!؟
کتاب «نامهای به ندیدهام»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
به روانشناسان و فلاسفه
و اشکال همهٔ کسانی که با امور و مسائل انسانی سر و کار دارند این است که به جای کمک به انسان برای اینکه بتواند موانع درونی و اشکالات نگرشی خود را رفع کند، إلى الابد زندگی و قضایای آن را برایش توضیح میدهند و توصیف میکنند. انگار من به آنها وکالت و نمایندگی دادهام که زندگی را برایم توضیح بدهند. انگار من به آنها گفتهام به جای من، زندگی را تو ببین و برایم توضیح بده. انگار چشمشان را به جای چشم من گذاشتهاند!
و این نوعی پرمدعایی و حتی وقاحت است، نوعی خودکامگی است که من در توصیف زندگی خود را وکیل دیگران بدانم!
و میدانی، واقعیت این است که چون خـود مـا انـسانها شأن و كرامت انسانی خویشتن خود را از یاد بردهایم، یا گم کردهایم، در بند شأن و کرامت انسانهای دیگر هم نیستیم.
خلاصهٔ حرف من این است که هر کس سر و کارش با مسائل انسان است ـ فيلسوف، حکیم، روانشناس، یا هر کس ـ تنها خدمت مفیدی که میتواند به انسان بکند رفع توهم، تیرگی و حجابهای حاکم بر دید و نگرش او است! اگر جز این باشد کارش برای من و تو چه فایدهای دارد!؟ آیا ما إلى الابد باید با فطرتمان بیگانه بمانیم و دیگری به ما بگوید فطرت تو خـيـر يـا شـر است!؟ به عمق، گستردگی و ابعاد بیگانگی انسان توجه داری!!؟
کتاب «نامهای به ندیدهام»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
سلام به دوستان،
هنوز زندهایم!
ممنون از پیامهای همهٔ دوستان، مخصوصاً دوستانِ خارج از ایران. بعد از ۵۰ روز الآن دیدم پیامها را.
کلاسها و جلسات لایو دورهمیهایمان همراه با دوستان در روبیکا و اسکایروم برقرار هستند. مصفاخوانی، کریشنامورتیخوانی، رمانخوانی، گروه رابطه، گعده، و باقی کلاسها.
برای شرکت، در اپلیکیشن روبیکا به آیدی طوبیٰ پیام دهید:
PanevisAdmin
این لینک احتمالاً کار بکند:
https://rubika.ir/@PanevisAdmin
و یا این:
https://rubika.ir/PanevisAdmin
بنده به اینترنت دسترسی چندانی ندارم.
خدانگهدارتان
پانویس
هنوز زندهایم!
ممنون از پیامهای همهٔ دوستان، مخصوصاً دوستانِ خارج از ایران. بعد از ۵۰ روز الآن دیدم پیامها را.
کلاسها و جلسات لایو دورهمیهایمان همراه با دوستان در روبیکا و اسکایروم برقرار هستند. مصفاخوانی، کریشنامورتیخوانی، رمانخوانی، گروه رابطه، گعده، و باقی کلاسها.
برای شرکت، در اپلیکیشن روبیکا به آیدی طوبیٰ پیام دهید:
PanevisAdmin
این لینک احتمالاً کار بکند:
https://rubika.ir/@PanevisAdmin
و یا این:
https://rubika.ir/PanevisAdmin
بنده به اینترنت دسترسی چندانی ندارم.
خدانگهدارتان
پانویس
گروه مصفاخوانی(اطلاعرسانیِ جلساتِ مصفاخوانی) به زودی به تلگرام برمیگردد و فعال خواهد شد.
کسانی که در این چند ماهِ اخیر در روبیکا ثبتنام کردند و حضور داشتند، و نیز هر کسِ جدید که مایل به شرکت در جلساتِ لایوِ مصفاخوانی است به »ادمین طوبیٰ« پیام دهند.
@MossaffaDotCom
گروه مصفاخوانی(اطلاعرسانیِ جلساتِ مصفاخوانی) به زودی به تلگرام برمیگردد و فعال خواهد شد.
کسانی که در این چند ماهِ اخیر در روبیکا ثبتنام کردند و حضور داشتند، و نیز هر کسِ جدید که مایل به شرکت در جلساتِ لایوِ مصفاخوانی است به »ادمین طوبیٰ« پیام دهند.
@MossaffaDotCom
Telegram
طوبیٰ
مدیر هماهنگی امور مربوط به کلاسهای سایت پانویس
سوخت
فیزیولوژیستها میگویند مغز بزرگترین منبع تولید و ذخیره انرژیست، و فکر بزرگترین مصرفکنندهٔ آن است.
بحث دربارهٔ مصرف انرژیست. شکی نیست که ما بوسیلهٔ فکر کردن بیشترین انرژی را مصرف میکنیم.
حالا سوال این است که آیا این وسیلهٔ مصرفکننده، سهم انرژیای را که مغز در اختیارش میگذارد صحیحاً و صرفهجویانه مصرف میکند، یا بیهوده و مسرفانه؟
کتاب «انسان در اسارت فکر»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
فیزیولوژیستها میگویند مغز بزرگترین منبع تولید و ذخیره انرژیست، و فکر بزرگترین مصرفکنندهٔ آن است.
بحث دربارهٔ مصرف انرژیست. شکی نیست که ما بوسیلهٔ فکر کردن بیشترین انرژی را مصرف میکنیم.
حالا سوال این است که آیا این وسیلهٔ مصرفکننده، سهم انرژیای را که مغز در اختیارش میگذارد صحیحاً و صرفهجویانه مصرف میکند، یا بیهوده و مسرفانه؟
کتاب «انسان در اسارت فکر»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
وضعیت واقعی روابط انسانی
خدا میداند که به خاطر یک لقمه نان چه رنجها و ستمها و سختیها که بر یکدیگر وارد کردیم و از ناچاری همه را تحمل کردیم.
فرزندم، باور کن که وضع مهمانی و روابط انسانی و در واقع ناانسانیِ - ما همسفران خیلی تیرهتر، ناهنجارتر، پرآزارتر، زشتتر و کریهتر از چیزی است که من دارم برایت ترسیم میکنم.
خدا میداند که چگونه فرصت مهمانی را
کوفت یکدیگر کردیم. از هیچ اذیت و آزاری نسبت به یکدیگر فروگذار نکردیم. تا آنجا که دستمان میرسید و در توانمان بود، یکدیگر را چزاندیم، آزار دادیم، به یکدیگر مجال ندادیم که لحظهای آب خوش از گلویمان پایین برود.
بلا نسبت، ما حتی مثل حیوانات درّنده - و بدتر از حیوانات - یکدیگر را تکه پاره میکردیم. کاری که حیوانات درّنده، لااقل با همنوع خودشان نمیکنند.
آنچه بر ما گذشت، آنچه دیدیم، همه خشونت و قساوت و بیرحمی و ستم بود؛ با یک مقدار اداها و نمایشات و الفاظ انسانمآبانه.
کتاب «نامهای به ندیدهام»
محمدجعفر مصفا
@MossaffaDotCom
خدا میداند که به خاطر یک لقمه نان چه رنجها و ستمها و سختیها که بر یکدیگر وارد کردیم و از ناچاری همه را تحمل کردیم.
فرزندم، باور کن که وضع مهمانی و روابط انسانی و در واقع ناانسانیِ - ما همسفران خیلی تیرهتر، ناهنجارتر، پرآزارتر، زشتتر و کریهتر از چیزی است که من دارم برایت ترسیم میکنم.
خدا میداند که چگونه فرصت مهمانی را
کوفت یکدیگر کردیم. از هیچ اذیت و آزاری نسبت به یکدیگر فروگذار نکردیم. تا آنجا که دستمان میرسید و در توانمان بود، یکدیگر را چزاندیم، آزار دادیم، به یکدیگر مجال ندادیم که لحظهای آب خوش از گلویمان پایین برود.
بلا نسبت، ما حتی مثل حیوانات درّنده - و بدتر از حیوانات - یکدیگر را تکه پاره میکردیم. کاری که حیوانات درّنده، لااقل با همنوع خودشان نمیکنند.
آنچه بر ما گذشت، آنچه دیدیم، همه خشونت و قساوت و بیرحمی و ستم بود؛ با یک مقدار اداها و نمایشات و الفاظ انسانمآبانه.
کتاب «نامهای به ندیدهام»
محمدجعفر مصفا
@MossaffaDotCom
حاکم اندیشهام محکوم نی
زآنکه بنّا حاکم آمد بر بنی
انسان آزاد و خردمند بنّای اندیشههای خویش است. ولی انسان «هویت فکری» محکوم اندیشه است. زیرا اندیشههایش از خارج بر ذهن او تحمیل شدهاند. گوئی بیگانهای در لباس «خود» او در ذهنش نشسته و به جای او میاندیشد! پس انسان اسیر «هویت فکری» در به کارگیری اندیشه یک کیفیت اجبار و بی اختیار دارد. و این است معنای دقیق اسارت!
کتاب «با پیر بلخ»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
زآنکه بنّا حاکم آمد بر بنی
انسان آزاد و خردمند بنّای اندیشههای خویش است. ولی انسان «هویت فکری» محکوم اندیشه است. زیرا اندیشههایش از خارج بر ذهن او تحمیل شدهاند. گوئی بیگانهای در لباس «خود» او در ذهنش نشسته و به جای او میاندیشد! پس انسان اسیر «هویت فکری» در به کارگیری اندیشه یک کیفیت اجبار و بی اختیار دارد. و این است معنای دقیق اسارت!
کتاب «با پیر بلخ»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom