Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
خون بهای دستهات
دست از تو بر ندارد، آشنای دستهات
آرزو دارم، نمایم، جان فدای دستهات
وه چه زیبا، عاشقانه، نقد جان کردی نثار
قیمت هستی اگر شد، خون بهای دستهات
می نشیند، در مصلای نگاهم اشک من
سوگواری میکند، امشب برای دستهات
دل، نمی گویم چه حالی دارد اکنون، آه،آه
لجه ای خون گشته از غم، در هوای دستهات
کاش میشد، در کنارت زنده بودم، کاش، کاش!
من دلم را هدیه میکردم، به جای دستهات
*
آتشی در سینه ام شد شعله ور، طاقت کجاست؟!
تا نویسم قطعه شعری، در رثای دست هات
1374
عاشق ترین مرد
آهسته آمد به بالا، دستی که دریاترین بود
تصویر نابی که دیدند، مردم ز دریا، همین بود
چرخاند و خالی شد از آب، جایی که باید بنوشد
سهم ابوفاضل از عشق، جای تعجب، یقین بود
*
گفتم که در مدّ دریا، تصویر ماهی نشسته است
ماهی که آن شب نگاهش، غمگین و سرد و حزین بود
گفتم که تصویر او را، دریا به دریا کشیدند
گفتم که تقدیر او را، شمشیرها در کمین بود
عشق است و گاهی تغیر، باید که از خود جدا شد
دیدی که بی دست افتاد! مردی که عاشق ترین بود
1378
نگاه و قتلگاه
نمی شود ز تماشا، نگاه برگردد
به سمت خیمه از آن قتلگاه، برگردد
مسافری که به راهش خطر کمین کرده
خدا کند که از آغاز راه، برگردد
به عمه(س) با نگرانی سکینه(س) میگوید:
تو از عموی عزیزم بخواه، برگردد
*
گمان نمی کنم از کوفیان، کسی خواهد
که از هجوم به خیمه، سپاه برگردد
تمام ذهن رقیه(س)، به سمت میدان رفت
که باز سمت حرم، ذوالجناح برگردد
سکوت خشک و نگاه ستارگان، یعنی:
بگو به سمت کجا، چشم ماه برگردد!
سوال شام غریبان همیشه این بوده:
نمی شود که به صحرا، پگاه برگردد؟
بهار یاد تو مولا، همیشه رنگین است
نمی شود ز تماشا، نگاه، برگردد؟!
1382
تکثیر احساس نذر قمر بنیهاشم(ع)
نمی گویم که این فرصت، تو را، تدبیر خواهد شد
درنگت ساده میگوید، که رفتن دیر خواهد شد
نگاه از آینه بردار، کاین چشمان افسونگر
گرفتار خزان عشق، در تقدیر خواهد شد
نگاه از آینه بردار، بغض مشک را بنگر
که با خون گلویت همزمان تبخیر خواهد شد
نگاه از آینه بردار، ای آیینهی غیرت
عطش کامان عصمت را، خطر درگیر خواهد شد
تو آن سروی که با آزادگی نخجیر میگیری
شکار قامت شیر اوژنت، شمشیر، خواهد شد
بخوان "تَبّت یَدا"، آن که تو را آزرده میخواهد
که پیش از آتش دوزخ، خودش تحقیر خواهد شد
هلا، ای نور یاسین در شط خون، دلربایی کن
که این "شقالقمر"، این بار عالمگیر خواهد شد
سحر نزدیک و تو شمع شبستانِ غریبانی
مپرس از گیسوانی که به داغت، پیر خواهد شد
همه دیدند میبوسید، دستان تو را مولا (ع)
که یعنی با همین دست، آسمان، تسخیر خواهد شد!
صدایت میزنند از آسمان، بشتاب، پر بگشا
که عشق این بار با احساس تو، تکثیر خواهد شد
تاسوعای حسینی 1386
خاطرهی سقا
گفت: ما هر چه که دیدیم، فقط زیبا بود
آیتی پاک و روان از نظر معنا بود
*
عشق او، باز، به دنبال تلافی میگشت
در نگاهش اثر زخم وفا، پیدا بود
مردی از دور، به آشوب دلش سر میزد
که در آن همهمهها، از همه بی پروا بود!
موج بر شعله خروشانده، شتابان میرفت
سمت راهی که عطش، آینهی دریا بود
آه در سینهی او، راز انالحق گفتن
اشک در دیدهی او، زمزمهی افشا بود
دست در عمق دل آب فرو برده، ولی
آب در دست و نگاهش به دل صحرا بود
چشمها غرق تماشا شده، اما، افسوس
آنچه دیدند، فقط خاطرهی سقا بود!
از همان خاطره پرسید کسی، زینب(س) گفت:
به خدا هر چه که دیدیم فقط ، زیبا بود
1380
#سیدعلی_اصغر_موسوی
دست از تو بر ندارد، آشنای دستهات
آرزو دارم، نمایم، جان فدای دستهات
وه چه زیبا، عاشقانه، نقد جان کردی نثار
قیمت هستی اگر شد، خون بهای دستهات
می نشیند، در مصلای نگاهم اشک من
سوگواری میکند، امشب برای دستهات
دل، نمی گویم چه حالی دارد اکنون، آه،آه
لجه ای خون گشته از غم، در هوای دستهات
کاش میشد، در کنارت زنده بودم، کاش، کاش!
من دلم را هدیه میکردم، به جای دستهات
*
آتشی در سینه ام شد شعله ور، طاقت کجاست؟!
تا نویسم قطعه شعری، در رثای دست هات
1374
عاشق ترین مرد
آهسته آمد به بالا، دستی که دریاترین بود
تصویر نابی که دیدند، مردم ز دریا، همین بود
چرخاند و خالی شد از آب، جایی که باید بنوشد
سهم ابوفاضل از عشق، جای تعجب، یقین بود
*
گفتم که در مدّ دریا، تصویر ماهی نشسته است
ماهی که آن شب نگاهش، غمگین و سرد و حزین بود
گفتم که تصویر او را، دریا به دریا کشیدند
گفتم که تقدیر او را، شمشیرها در کمین بود
عشق است و گاهی تغیر، باید که از خود جدا شد
دیدی که بی دست افتاد! مردی که عاشق ترین بود
1378
نگاه و قتلگاه
نمی شود ز تماشا، نگاه برگردد
به سمت خیمه از آن قتلگاه، برگردد
مسافری که به راهش خطر کمین کرده
خدا کند که از آغاز راه، برگردد
به عمه(س) با نگرانی سکینه(س) میگوید:
تو از عموی عزیزم بخواه، برگردد
*
گمان نمی کنم از کوفیان، کسی خواهد
که از هجوم به خیمه، سپاه برگردد
تمام ذهن رقیه(س)، به سمت میدان رفت
که باز سمت حرم، ذوالجناح برگردد
سکوت خشک و نگاه ستارگان، یعنی:
بگو به سمت کجا، چشم ماه برگردد!
سوال شام غریبان همیشه این بوده:
نمی شود که به صحرا، پگاه برگردد؟
بهار یاد تو مولا، همیشه رنگین است
نمی شود ز تماشا، نگاه، برگردد؟!
1382
تکثیر احساس نذر قمر بنیهاشم(ع)
نمی گویم که این فرصت، تو را، تدبیر خواهد شد
درنگت ساده میگوید، که رفتن دیر خواهد شد
نگاه از آینه بردار، کاین چشمان افسونگر
گرفتار خزان عشق، در تقدیر خواهد شد
نگاه از آینه بردار، بغض مشک را بنگر
که با خون گلویت همزمان تبخیر خواهد شد
نگاه از آینه بردار، ای آیینهی غیرت
عطش کامان عصمت را، خطر درگیر خواهد شد
تو آن سروی که با آزادگی نخجیر میگیری
شکار قامت شیر اوژنت، شمشیر، خواهد شد
بخوان "تَبّت یَدا"، آن که تو را آزرده میخواهد
که پیش از آتش دوزخ، خودش تحقیر خواهد شد
هلا، ای نور یاسین در شط خون، دلربایی کن
که این "شقالقمر"، این بار عالمگیر خواهد شد
سحر نزدیک و تو شمع شبستانِ غریبانی
مپرس از گیسوانی که به داغت، پیر خواهد شد
همه دیدند میبوسید، دستان تو را مولا (ع)
که یعنی با همین دست، آسمان، تسخیر خواهد شد!
صدایت میزنند از آسمان، بشتاب، پر بگشا
که عشق این بار با احساس تو، تکثیر خواهد شد
تاسوعای حسینی 1386
خاطرهی سقا
گفت: ما هر چه که دیدیم، فقط زیبا بود
آیتی پاک و روان از نظر معنا بود
*
عشق او، باز، به دنبال تلافی میگشت
در نگاهش اثر زخم وفا، پیدا بود
مردی از دور، به آشوب دلش سر میزد
که در آن همهمهها، از همه بی پروا بود!
موج بر شعله خروشانده، شتابان میرفت
سمت راهی که عطش، آینهی دریا بود
آه در سینهی او، راز انالحق گفتن
اشک در دیدهی او، زمزمهی افشا بود
دست در عمق دل آب فرو برده، ولی
آب در دست و نگاهش به دل صحرا بود
چشمها غرق تماشا شده، اما، افسوس
آنچه دیدند، فقط خاطرهی سقا بود!
از همان خاطره پرسید کسی، زینب(س) گفت:
به خدا هر چه که دیدیم فقط ، زیبا بود
1380
#سیدعلی_اصغر_موسوی
Forwarded from کانال رسمی حرم حضرت عباس علیه السلام
#حدیث
🖌امام سجاد(علیه السلام) : رحم الله العباس، فلقد آثر و ابلی و فدی اخاه بنفسه
🔹ترجمه_ رحمت خداوند بر عباس، پس همانا ایثار نمود و امتحان خوبی داد و سرانجام جان خویش را فدای برادرش نمود.
📘خصال ج ۱، ص ۳۵
telegram.me/alkafeelfarsi
🖌امام سجاد(علیه السلام) : رحم الله العباس، فلقد آثر و ابلی و فدی اخاه بنفسه
🔹ترجمه_ رحمت خداوند بر عباس، پس همانا ایثار نمود و امتحان خوبی داد و سرانجام جان خویش را فدای برادرش نمود.
📘خصال ج ۱، ص ۳۵
telegram.me/alkafeelfarsi
Forwarded from قناة العتبة الحسينية المقدسة
Forwarded from بزم قدسیان
کیست حق را و پیمبر را ولی؟
آن حسن سیرت، حسین بن علی
آفتاب آسمان معرفت
آن محمد صورت و حیدر صفت
نُه فلک را تا ابد مخدوم بود
زانکه او سلطانِ دَه معصوم بود
قرّة العین امام مجتبی
شاهد زهرا، شهید کربلا
گیسوی او تا به خون آلوده شد
خون گردون از شفق پالوده شد
کی کنند این کافران با این همه!
کو محمد، کو علی، کو فاطمه؟
صد هزاران جان پاک انبیا
صف زده بینم به خاک کربلا
در تموز کربلا تشنه جگر
سر بریدندش، چه باشد زین بتر؟
با جگر گوشهٔ پیمبر این کنند
وانگهی دعویّ داد ودین کنند!
کفرم آید هرکه این را دین شمرد
قطع باد از بن زفانی کین شمرد
هرکه در رویی چنین آورد تیغ
لعنتم از حق بدو آید دریغ
کاشکی ای من سگ هندوی او
کمترین سگ بودمی در کوی او
یا درآن تشویر آبی گشتمی
در جگر او را شرابی گشتمی!
(فرید الدین عطار نیشابوری)
@bazmeghodsian
آن حسن سیرت، حسین بن علی
آفتاب آسمان معرفت
آن محمد صورت و حیدر صفت
نُه فلک را تا ابد مخدوم بود
زانکه او سلطانِ دَه معصوم بود
قرّة العین امام مجتبی
شاهد زهرا، شهید کربلا
گیسوی او تا به خون آلوده شد
خون گردون از شفق پالوده شد
کی کنند این کافران با این همه!
کو محمد، کو علی، کو فاطمه؟
صد هزاران جان پاک انبیا
صف زده بینم به خاک کربلا
در تموز کربلا تشنه جگر
سر بریدندش، چه باشد زین بتر؟
با جگر گوشهٔ پیمبر این کنند
وانگهی دعویّ داد ودین کنند!
کفرم آید هرکه این را دین شمرد
قطع باد از بن زفانی کین شمرد
هرکه در رویی چنین آورد تیغ
لعنتم از حق بدو آید دریغ
کاشکی ای من سگ هندوی او
کمترین سگ بودمی در کوی او
یا درآن تشویر آبی گشتمی
در جگر او را شرابی گشتمی!
(فرید الدین عطار نیشابوری)
@bazmeghodsian
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi)
هوالعزیز
عشق «سعا»در دل
مردی که ادب را شد ضربالمثلی قابل
در مکتب «عاشورا»، هستند: «ابوفاضل»
فرمانده جنگآرا، رزمآور بیهمتا
در قول و عمل یکتا، بر مدح و ثنا قابل
امساک ز نوشیدن، در اوج عطش؟ آری!
زین خصلت گُردانه، شد آیت حق کامل
تحسینگر احساسش، تنها نه تغزّل شد
بر جاذبۀ عشقش صد قبلهنما، مایل!
ممدوح وفاداری، آرایۀ حق یاری
«اخلاص له الدّین»اش از جوهردل، حاصل
پژواک جوانمردی در قحط فضایل بود
تاهست جهان، بادا نامش به ثنا شامل!
دستش که جداکردند،مَشک ازکف خودننهاد
در پاس وفا از او، شرمنده شده قاتل!
**
ای یاور محرومان، بر ما مددی فرما !
غرق غم دنیاییم، از عشق شما غافل
سرمایۀ دینداری در دست کریمان نیست!
شد دخمهگزین عابد، شد خانهنشین عاقل
تنگ است دل مردم، از جو شدن گندم
اما همه جا، هر دم، هستید شما در دل
دنیا شده تزیینگر، هر جامۀ مذموم را
تندیس سیهکاران در دست تجاهر وِل!
دشمن همه جا حاضر، در باطن و در ظاهر
گویی که به«عاشورا»هستیم دراین پازل!
تعجیل ظهورش را، ازحضرت حق، میخواه
تا از دل این گرداب، ما را ببرد ساحل
***
در هر غزل نابم، آرامش جان هستی
ای عشق«سعا» در دل، عباس ابوفاضل!
مکتب شعر امامیه
سید علی اصغر موسوی
۵ مرداد۱۴۰۲
تاسوعای ۱۴۴۵
#یاحسین
#ابوفاضل
#عباس_بن_علی علیه السلام
#سعا
#سیدعلی_اصغر_موسوی
@saapoem
#saapoem
t.me/saapoem
عشق «سعا»در دل
مردی که ادب را شد ضربالمثلی قابل
در مکتب «عاشورا»، هستند: «ابوفاضل»
فرمانده جنگآرا، رزمآور بیهمتا
در قول و عمل یکتا، بر مدح و ثنا قابل
امساک ز نوشیدن، در اوج عطش؟ آری!
زین خصلت گُردانه، شد آیت حق کامل
تحسینگر احساسش، تنها نه تغزّل شد
بر جاذبۀ عشقش صد قبلهنما، مایل!
ممدوح وفاداری، آرایۀ حق یاری
«اخلاص له الدّین»اش از جوهردل، حاصل
پژواک جوانمردی در قحط فضایل بود
تاهست جهان، بادا نامش به ثنا شامل!
دستش که جداکردند،مَشک ازکف خودننهاد
در پاس وفا از او، شرمنده شده قاتل!
**
ای یاور محرومان، بر ما مددی فرما !
غرق غم دنیاییم، از عشق شما غافل
سرمایۀ دینداری در دست کریمان نیست!
شد دخمهگزین عابد، شد خانهنشین عاقل
تنگ است دل مردم، از جو شدن گندم
اما همه جا، هر دم، هستید شما در دل
دنیا شده تزیینگر، هر جامۀ مذموم را
تندیس سیهکاران در دست تجاهر وِل!
دشمن همه جا حاضر، در باطن و در ظاهر
گویی که به«عاشورا»هستیم دراین پازل!
تعجیل ظهورش را، ازحضرت حق، میخواه
تا از دل این گرداب، ما را ببرد ساحل
***
در هر غزل نابم، آرامش جان هستی
ای عشق«سعا» در دل، عباس ابوفاضل!
مکتب شعر امامیه
سید علی اصغر موسوی
۵ مرداد۱۴۰۲
تاسوعای ۱۴۴۵
#یاحسین
#ابوفاضل
#عباس_بن_علی علیه السلام
#سعا
#سیدعلی_اصغر_موسوی
@saapoem
#saapoem
t.me/saapoem
Telegram
مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
به یاد« سیده فاطمه معصومه موسوی» ( یاسمن)رحمة اللّه و رضوانه علیها🌹🥀🏴
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قرائت دعای فرج از کودک شهید شیعه درمسجد امیرالمومنین "قطیف" حجاز جناب حیدرجاسم العقیلی(رضوان الله تعالی علیه)
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
🌹ان الحسین مصباح الهدی وسفینة النجاة💐
امام حسین علیه السلام خورشید"شریعت"نبوی که در"طریقت"خونین علوی،به ستیغ"حقیقت"الهی دست یافت و"حقیقت دین خدا"رادرزمین ولیاقت"ساحت عاشقی"را درعالم"خاک"بررخ"افلاک"کشید!✅
امام حسین علیه السلام خورشید"شریعت"نبوی که در"طریقت"خونین علوی،به ستیغ"حقیقت"الهی دست یافت و"حقیقت دین خدا"رادرزمین ولیاقت"ساحت عاشقی"را درعالم"خاک"بررخ"افلاک"کشید!✅
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (seyed ALi Asghar Mousavi)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌷🏴 هوالرئوف ، شادی روح تمامی اموات بخصوص مهین دخت محجوب مظلومه سیده فاطمه معصومه موسوی « رضوان الله تعالی علیها» درپایان قرائت استاد عبدالباسط،فاتحه عنایت کنید،الفاتحة مع الصلواة🌷🏴
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi)
🌷
هوالحی الذی لایموت
شب جمعه، شب رحمت،شب شهادت میوه دل حضرت رسول الله محمدبن عبدالله صل الله علیه و آله و سلم «حضرت امام حسین علیه السلام» و شب «عاشورا» و شب شهادت مظلومانه شهدای غیور کرب بلا علیهم السلام🌴
ویادعزیزان رفته تاملکوت.
به یاداموات بزرگوارمان،جمیع شهدای اسلام، شعرا،علما،اندیشمندان، مادحان ادبیات عاشورایی، فقرا وتمام بی وارثان وبدوارثان و تمام محرومین جامعه جهانی و همچنین «والدین مرحوم معظم و یاسمین دخت جوانمرگ »بنده واموات محترم اعضای گروه در این شب آکنده از آه و اشک و «صلوات بر اهل بیت سلام اللّه علیهم اجمعین » است، «فاتحه» ای با صلوات بر محمد و آل محمد، عنایت کنید:
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدوهم من الجن و انس، من الاولین والآخرین، آمین یا رب العالمین
عظم اللّه اجورنا و اجورکم واجرکم عنداللّه کثیرا 🌳🌴
#فاتحه
#شب_جمعه
#یاحسین
#شب_عاشورا
@saapoem
هوالحی الذی لایموت
شب جمعه، شب رحمت،شب شهادت میوه دل حضرت رسول الله محمدبن عبدالله صل الله علیه و آله و سلم «حضرت امام حسین علیه السلام» و شب «عاشورا» و شب شهادت مظلومانه شهدای غیور کرب بلا علیهم السلام🌴
ویادعزیزان رفته تاملکوت.
به یاداموات بزرگوارمان،جمیع شهدای اسلام، شعرا،علما،اندیشمندان، مادحان ادبیات عاشورایی، فقرا وتمام بی وارثان وبدوارثان و تمام محرومین جامعه جهانی و همچنین «والدین مرحوم معظم و یاسمین دخت جوانمرگ »بنده واموات محترم اعضای گروه در این شب آکنده از آه و اشک و «صلوات بر اهل بیت سلام اللّه علیهم اجمعین » است، «فاتحه» ای با صلوات بر محمد و آل محمد، عنایت کنید:
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدوهم من الجن و انس، من الاولین والآخرین، آمین یا رب العالمین
عظم اللّه اجورنا و اجورکم واجرکم عنداللّه کثیرا 🌳🌴
#فاتحه
#شب_جمعه
#یاحسین
#شب_عاشورا
@saapoem
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi)
شام غریبان🌷
ای بغض هایت گشته در نای گلو، گم
امشب عزادار تو ام، در شهر تو، قم
با شمع ها نجواکنان یاد تو هستم
مثل حرم، هم جمکران، یاد تو هستم
وقتی که با یاد تو نجوا می کند، دل
اندوه خود را در تو پیدا می کند، دل
اندوه دل، نی ناله های نی نوایی ست
آکنده از خون گریه های کربلایی ست
دل، گرد غم از غربت آیینه دارد
غم شعله از خاکستری دیرینه دارد
امشب اگر سوزی نهان بر جان نشسته
تار مرا، پود مرا، از هم گسسته
از داغ تو، بانو، شرار افتاده بر دل
آتش به سینه می برم، منزل به منزل!
داغ تو را من در سکوت هر ستاره
با بغض دل ها می شمارم، پاره پاره
شام غریبان لحظه ای که گریه کردی
یاد تو مانده در نگاه هر ستاره!
تو دردهایت را فروخوردی به گریه
من درد خود می سازم از یاد تو چاره
یادآور گهوارۀ خالی، غم تو ست
لالا بگو امشب بخوابد گاهواره!
همراه بابا، چشم در چشم قشنگ¬اش
گاهی پیاده، گاه می رفتی سواره!
غمنامه هایی را که می خواندی به بابا
هر بار می خوانم به یاد تو، دوباره
گویی مسیر کاروان را بسته ناله
می آید از زنجیر دل، اندوه واره
دارم هوای جان فشاندن در غم تو
ای خفته در دامان شب، ای ماه پاره
ای بغض هایت گشته در نای گلو، گم
امشب عزادار تو ام، در شهر تو، قم
با شمع ها نجواکنان یاد تو هستم
مثل حرم، هم جمکران، یاد تو هستم
وقتی که با یاد تو نجوا می کند، دل
اندوه خود را در تو پیدا می کند، دل
اندوه دل، نی ناله های نی نوایی ست
آکنده از خون گریه های کربلایی ست
دل، گرد غم از غربت آیینه دارد
غم شعله از خاکستری دیرینه دارد
امشب اگر سوزی نهان بر جان نشسته
تار مرا، پود مرا، از هم گسسته
از داغ تو، بانو، شرار افتاده بر دل
آتش به سینه می برم، منزل به منزل!
داغ تو را من در سکوت هر ستاره
با بغض دل ها می شمارم، پاره پاره
شام غریبان لحظه ای که گریه کردی
یاد تو مانده در نگاه هر ستاره!
تو دردهایت را فروخوردی به گریه
من درد خود می سازم از یاد تو چاره
یادآور گهوارۀ خالی، غم تو ست
لالا بگو امشب بخوابد گاهواره!
همراه بابا، چشم در چشم قشنگ¬اش
گاهی پیاده، گاه می رفتی سواره!
غمنامه هایی را که می خواندی به بابا
هر بار می خوانم به یاد تو، دوباره
گویی مسیر کاروان را بسته ناله
می آید از زنجیر دل، اندوه واره
دارم هوای جان فشاندن در غم تو
ای خفته در دامان شب، ای ماه پاره
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi)
شام غریبان🌷
ای بغض هایت گشته در نای گلو، گم
امشب عزادار تو ام، در شهر تو، قم
با شمع ها نجواکنان یاد تو هستم
مثل حرم، هم جمکران، یاد تو هستم
وقتی که با یاد تو نجوا می کند، دل
اندوه خود را در تو پیدا می کند، دل
اندوه دل، نی ناله های نی نوایی ست
آکنده از خون گریه های کربلایی ست
دل، گرد غم از غربت آیینه دارد
غم شعله از خاکستری دیرینه دارد
امشب اگر سوزی نهان بر جان نشسته
تار مرا، پود مرا، از هم گسسته
از داغ تو، بانو، شرار افتاده بر دل
آتش به سینه می برم، منزل به منزل!
داغ تو را من در سکوت هر ستاره
با بغض دل ها می شمارم، پاره پاره
شام غریبان لحظه ای که گریه کردی
یاد تو مانده در نگاه هر ستاره!
تو دردهایت را فروخوردی به گریه
من درد خود می سازم از یاد تو چاره
یادآور گهوارۀ خالی، غم تو ست
لالا بگو امشب بخوابد گاهواره!
همراه بابا، چشم در چشم قشنگ¬اش
گاهی پیاده، گاه می رفتی سواره!
غمنامه هایی را که می خواندی به بابا
هر بار می خوانم به یاد تو، دوباره
گویی مسیر کاروان را بسته ناله
می آید از زنجیر دل، اندوه واره
دارم هوای جان فشاندن در غم تو
ای خفته در دامان شب، ای ماه پاره
سیدعلی اصغرموسوی
قم - ۱۳۹۰
#سعا
#مکتب_شعر_امامیه
# شام_غریبان
#saapoem
@saapoem84
@saapoem110
ای بغض هایت گشته در نای گلو، گم
امشب عزادار تو ام، در شهر تو، قم
با شمع ها نجواکنان یاد تو هستم
مثل حرم، هم جمکران، یاد تو هستم
وقتی که با یاد تو نجوا می کند، دل
اندوه خود را در تو پیدا می کند، دل
اندوه دل، نی ناله های نی نوایی ست
آکنده از خون گریه های کربلایی ست
دل، گرد غم از غربت آیینه دارد
غم شعله از خاکستری دیرینه دارد
امشب اگر سوزی نهان بر جان نشسته
تار مرا، پود مرا، از هم گسسته
از داغ تو، بانو، شرار افتاده بر دل
آتش به سینه می برم، منزل به منزل!
داغ تو را من در سکوت هر ستاره
با بغض دل ها می شمارم، پاره پاره
شام غریبان لحظه ای که گریه کردی
یاد تو مانده در نگاه هر ستاره!
تو دردهایت را فروخوردی به گریه
من درد خود می سازم از یاد تو چاره
یادآور گهوارۀ خالی، غم تو ست
لالا بگو امشب بخوابد گاهواره!
همراه بابا، چشم در چشم قشنگ¬اش
گاهی پیاده، گاه می رفتی سواره!
غمنامه هایی را که می خواندی به بابا
هر بار می خوانم به یاد تو، دوباره
گویی مسیر کاروان را بسته ناله
می آید از زنجیر دل، اندوه واره
دارم هوای جان فشاندن در غم تو
ای خفته در دامان شب، ای ماه پاره
سیدعلی اصغرموسوی
قم - ۱۳۹۰
#سعا
#مکتب_شعر_امامیه
# شام_غریبان
#saapoem
@saapoem84
@saapoem110
Forwarded from آقاسیدعلی اکبرموسوی (سیدعلی اصغرموسوی saapoem)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سینه زنی و نوحه گری ترکان کرکوک عراق در عزای حضرت سیدالشهدا علیه السلام.عظم الله اجورنا و اجورکم
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi)
آخرین نقش
نذر حضرت زینب(س)
... پیک خونین باز می گردد، ولی دارد شتاب
قاب می گیرد نگاهش، صد سوال بی جواب
موج خونی را که از یالش شناور کرده است
حس کن ای بانوی سر تا پا گرفته اضطراب!
حس کن ای بانو، شرار چشم هایش را که هست
مشعلی از اشک و خون و آه چندین التهاب
آه و اندوه و غمش را در خروشش کرده گم
گردباد است این که می آید، ز پیش آفتاب
واژگون می خواهد انگاری زمین را، کز غمش
واژگون کرده است زین خالی و بند و رکاب!
بوی سیبی را که آکنده هوا، در لحظه ها
خوب می دانی،چه خواهدشدازاین پس،انقلاب !
ذوالفقار از زخم تنهایی، نهاده سر به خاک
یاد کن بانو، شمیم دست های بوتراب
بعد از این درصحنه های پیش رو تنها تویی
آخرین نقش حقایق، آخرین فصل کتاب ...📚🌷🌴
مکتب شعر دینی
مکتب شعر امامیه
سید علی اصغر موسوی
قم - 1378
نذر حضرت زینب(س)
... پیک خونین باز می گردد، ولی دارد شتاب
قاب می گیرد نگاهش، صد سوال بی جواب
موج خونی را که از یالش شناور کرده است
حس کن ای بانوی سر تا پا گرفته اضطراب!
حس کن ای بانو، شرار چشم هایش را که هست
مشعلی از اشک و خون و آه چندین التهاب
آه و اندوه و غمش را در خروشش کرده گم
گردباد است این که می آید، ز پیش آفتاب
واژگون می خواهد انگاری زمین را، کز غمش
واژگون کرده است زین خالی و بند و رکاب!
بوی سیبی را که آکنده هوا، در لحظه ها
خوب می دانی،چه خواهدشدازاین پس،انقلاب !
ذوالفقار از زخم تنهایی، نهاده سر به خاک
یاد کن بانو، شمیم دست های بوتراب
بعد از این درصحنه های پیش رو تنها تویی
آخرین نقش حقایق، آخرین فصل کتاب ...📚🌷🌴
مکتب شعر دینی
مکتب شعر امامیه
سید علی اصغر موسوی
قم - 1378
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (seyed ALi Asghar Mousavi)
صحیفهٔ حکمت
قلمش ترجمان حکمت شد،لفظ« مایسطرون» قرآن را
تا دهد بعد شرح عاشورا،درس تازه نژاد انسان را
شد بهانه « صحیفه» اش در دست،تا به رمز کلام پردازد
آشکارا هرآنچه مکتوم است،حکمت بی بدیل قرآن را
بعد از آن اتفاق خونین در کربلا، هم کسی نمی دانست
دین اسلام در کجا گفته : حق بود در حیات،انسان را !
در صحیفه شرافت انسان، ارتباطی به معرفت دارد
منقبض،ذره وار، تا هرکس واشکافد دلایلِ آن را
مثل یک آینه که هر شخصی به نُمودی درآن خوشایند است!
با دعا می توان شکوفا کرد،منزلت های درس عرفان را
گرچه اسلام و هم مسلمانی،همه جا ظاهراً، هویدا بود !
هر طرف عده ای دغل سیما،واسطه کرده آل سفیان را --
با نماز و حدیث و هم فتوا، مثل اهل سقیفه بی پروا
خرج بازار حرف خود می کرد،حق شرع و شروط ایمان را
در چنان روزگار پویا شد،حکمت و علت «دعا» هایش
روزگاری که داشت می بلعید،کام شمشیر نسل انسان را !
جان فدای امام حق ،سجاد( ع)،گرچه غربت نصیب دوران است
زنده کرده صحیفه اش دائم،حال و روز خراب دوران را
افتخار «سعا» همین بس،چون شاعری از تبار آیینه است
چامه اش غرق نور می سازد،خاطر ِمردمِ
سخن دان را🖋📜
مکتب شعر امامیه
مکتب شعر دینی در ایران
سید علی اصغر موسوی
قم- ۱۲ شهریور ۱۴۰۰
۲۵ محرم ۱۴۴۳
#شهادت_امام_سجاد
#صحیفه_سجادیه
#سعا
#شعر_آیینی
#saapoem
@saapoem
🌴📚🖋💐
قلمش ترجمان حکمت شد،لفظ« مایسطرون» قرآن را
تا دهد بعد شرح عاشورا،درس تازه نژاد انسان را
شد بهانه « صحیفه» اش در دست،تا به رمز کلام پردازد
آشکارا هرآنچه مکتوم است،حکمت بی بدیل قرآن را
بعد از آن اتفاق خونین در کربلا، هم کسی نمی دانست
دین اسلام در کجا گفته : حق بود در حیات،انسان را !
در صحیفه شرافت انسان، ارتباطی به معرفت دارد
منقبض،ذره وار، تا هرکس واشکافد دلایلِ آن را
مثل یک آینه که هر شخصی به نُمودی درآن خوشایند است!
با دعا می توان شکوفا کرد،منزلت های درس عرفان را
گرچه اسلام و هم مسلمانی،همه جا ظاهراً، هویدا بود !
هر طرف عده ای دغل سیما،واسطه کرده آل سفیان را --
با نماز و حدیث و هم فتوا، مثل اهل سقیفه بی پروا
خرج بازار حرف خود می کرد،حق شرع و شروط ایمان را
در چنان روزگار پویا شد،حکمت و علت «دعا» هایش
روزگاری که داشت می بلعید،کام شمشیر نسل انسان را !
جان فدای امام حق ،سجاد( ع)،گرچه غربت نصیب دوران است
زنده کرده صحیفه اش دائم،حال و روز خراب دوران را
افتخار «سعا» همین بس،چون شاعری از تبار آیینه است
چامه اش غرق نور می سازد،خاطر ِمردمِ
سخن دان را🖋📜
مکتب شعر امامیه
مکتب شعر دینی در ایران
سید علی اصغر موسوی
قم- ۱۲ شهریور ۱۴۰۰
۲۵ محرم ۱۴۴۳
#شهادت_امام_سجاد
#صحیفه_سجادیه
#سعا
#شعر_آیینی
#saapoem
@saapoem
🌴📚🖋💐
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
Forwarded from منجی موعود (عج) و جهان معاصر
ای روح پرستش خدایی سجّاد
مفهوم کمال پارسایی سجّاد
ازباغ صحیفه ات نسیم ملکوت
آورد شمیم کربلایی سجّاد.
عباس خوش عمل کاشانی.
مفهوم کمال پارسایی سجّاد
ازباغ صحیفه ات نسیم ملکوت
آورد شمیم کربلایی سجّاد.
عباس خوش عمل کاشانی.