(۱۶) ادامه ی
«« مثنوی ساختار خلقت»»
ایجاد سازمان سه بعدی بین نقطه ها در زمین:
علم خالق بعد سوم را به طول و عرض داد
معنی دیگر به مفهوم جدید عرش داد
سلطه ها تشدید شد با رمز و راز
نقطه ها در صید پیر کوه ساز
یادشان آمد یکی شد منتخب
نقطه ای برتر که دارد حکم رب
پس یکی را در وسط بگذاشتند
دامنش را نقطه نقطه کاشتند
هر طبق با چیدمانی منضبط
با طبق های هرم شد مرتبط
ساختاری بس عظیم و استوار
اجتماع نقطه ها را برقرار
قدرتی از مال و زور و حیله ها
قوم فرعونی نماد کینه ها
چون هرم ها میل روحانی نداشت
تخم وحدت را درون دل نکاشت
دایره محبوب خاص و عام بود
زین سبب باید ترقی می نمود
س....
⚫️ ✳️ 🔴 🔷 ⚪️ 🔺 🔳
https://telegram.me/benamebinameou
«« مثنوی ساختار خلقت»»
ایجاد سازمان سه بعدی بین نقطه ها در زمین:
علم خالق بعد سوم را به طول و عرض داد
معنی دیگر به مفهوم جدید عرش داد
سلطه ها تشدید شد با رمز و راز
نقطه ها در صید پیر کوه ساز
یادشان آمد یکی شد منتخب
نقطه ای برتر که دارد حکم رب
پس یکی را در وسط بگذاشتند
دامنش را نقطه نقطه کاشتند
هر طبق با چیدمانی منضبط
با طبق های هرم شد مرتبط
ساختاری بس عظیم و استوار
اجتماع نقطه ها را برقرار
قدرتی از مال و زور و حیله ها
قوم فرعونی نماد کینه ها
چون هرم ها میل روحانی نداشت
تخم وحدت را درون دل نکاشت
دایره محبوب خاص و عام بود
زین سبب باید ترقی می نمود
س....
⚫️ ✳️ 🔴 🔷 ⚪️ 🔺 🔳
https://telegram.me/benamebinameou
Telegram
به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....
(۱۷) ادامه ی
«« مثنوی ساختار خلقت»»
سازمان مخروطی(علمایی) نقطه ها در زمین:
دایره با شکل گیری از هرم
کرد بنیان ساختاری چون ارم
نام مخروطی نهادندش همه
هر طبق خشنود شد بی واهمه
نقطه ای در راس این مخروط اب
نقطه ها هر یک مطیع امر رب
شد مطبق امر یکسانی و امر وحدتی
علم و دانش با ریاضت شد مقام رحمتی
بازهم گنگی، اسارت گیجی و سرگشتگی
صلح و وحدت در سیاهی رنگ جهل و بردگی
باز هم مکر زمینی در پس من برترم
اینک اما در اصول من که روحانی ترم
پند و قند و امر و نهی عالم و عرفانیان
اجتهاد و حکم تقلید از لب روحانیان
باز هم جنگ و جدل در برتری علم و دین
سازه سازی های پیچیده به مکر اولین
اص....
⚫️ ✳️ 🔴 🔷 ⚪️ 🔺 🔳
https://telegram.me/benamebinameou
«« مثنوی ساختار خلقت»»
سازمان مخروطی(علمایی) نقطه ها در زمین:
دایره با شکل گیری از هرم
کرد بنیان ساختاری چون ارم
نام مخروطی نهادندش همه
هر طبق خشنود شد بی واهمه
نقطه ای در راس این مخروط اب
نقطه ها هر یک مطیع امر رب
شد مطبق امر یکسانی و امر وحدتی
علم و دانش با ریاضت شد مقام رحمتی
بازهم گنگی، اسارت گیجی و سرگشتگی
صلح و وحدت در سیاهی رنگ جهل و بردگی
باز هم مکر زمینی در پس من برترم
اینک اما در اصول من که روحانی ترم
پند و قند و امر و نهی عالم و عرفانیان
اجتهاد و حکم تقلید از لب روحانیان
باز هم جنگ و جدل در برتری علم و دین
سازه سازی های پیچیده به مکر اولین
اص....
⚫️ ✳️ 🔴 🔷 ⚪️ 🔺 🔳
https://telegram.me/benamebinameou
Telegram
به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....
(۱۸) ادامه ی
«« مثنوی ساختار خلقت»»
اصول تفرقه در ساختارهای مخروطی و کوه مانند:
علم و دین چون در تفرق جا گرفت
فتنه ها در قوم و فرقه پا گرفت
نام هایی حاصل از من برترم
از همه ارباب من اعلی ترم
سال ها جنگ و جدال کفر و دین
در پناه راه و رسمی بس متین
تا رسولی از بر حق آمدی
دور او هر فتنه گر چنبر زدی
حلقه های رحمتش را می گرفت
کافری می کرد کفری بس شگفت
کوهکی می ساخت از دین خدا
تا ز ادیان دگر گردد جدا
کوه و کوه و کوه و کوه و کوه و کوه
هر یکی با عز و نامی با شکوه
حمله یک کوه بر کوه دگر
با غرور و نخوت و صد فرو و کر
دین و دین و دین و دین و دین و دین
برده وحدت را و بس افزوده کین
دین هر کوهی غرور و وهم خود
مذهب هر قوم تنها فهم خود
راه ابراهیم و موسا کج شده
عیسی و احمد به دعوا لج شده
فاتحان قله های اقتدار
هم افق های دراز افتخار
پیروان مدعی و نامدار
فرقه سازی را نموده پایدار
احمد و موسا اگر از کوه گفت
دین حق با کوه و کوهی نیست جفت
کوه موسا ریخت با آن فرو و جاه
چون نظر فرمود حق در یک نگاه
سازمان کوه موسی چون که ریخت
موسی از کوهش سوی مردم گریخت
کوه احمد کوه وحی و کوه امن
تا رسالت مامن او بود امن
چون سوالی شد ز کوه و کوه راه
احمد از کوهش برون آمد به راه
گفت: "رب ام کوه را ویران کند
آنچنان ویران، نظر حیران کند!
بی علف بی آب و بی سامان شود
ذره ها با یک دگر یکسان شود"
کوه باشد مایه فرو و غرور
فتح قله مایه جشن و سرور
چینش ذرات کوهی رتبه است
رتبه ها هر یک سوار گفته است
ذره های ریز آن کوه سهند
با تعصب دست خود در دست بند
تا که ذرات دگر بالا روند
تا ز دورا دور ها آگه شوند
این خیال خام ظاهر بینی است
از نگاه حق همین بی دینی است
دین حق در بینش از دور نیست
دیدنش با چینشی اینجور نیست
قلب هر ذره تجلی گاه اوست
چشم دل منزلگه آفاق اوست
ذره های در اسارت مرده اند
مالشان را یاوه گویان برده اند
ضعفشان در اشتراک مال و پور
چشمشان چشم تعصب های کور
عقلشان در وعده های پر غرور
وعده هایی دور دور دور دور
این همه از خاطر آن بود و هست
از هدایت ها فرو شستیم دست
رو به سوی ظاهر بت ها شدیم
می نخورده ناگهان رسوا شدیم
هر که می می داد از جام خودش
مست او بودیم و در دام خودش
جام و نقطه ظرف آگاهی بود
جان ما در جام کل راهی بود
جام کل از باده کل پر شود
هم نجس، پاکی به آب کر شود
س...
⚫️ ✳️ 🔴 🔷 ⚪️ 🔺 🔳
https://telegram.me/benamebinameou
«« مثنوی ساختار خلقت»»
اصول تفرقه در ساختارهای مخروطی و کوه مانند:
علم و دین چون در تفرق جا گرفت
فتنه ها در قوم و فرقه پا گرفت
نام هایی حاصل از من برترم
از همه ارباب من اعلی ترم
سال ها جنگ و جدال کفر و دین
در پناه راه و رسمی بس متین
تا رسولی از بر حق آمدی
دور او هر فتنه گر چنبر زدی
حلقه های رحمتش را می گرفت
کافری می کرد کفری بس شگفت
کوهکی می ساخت از دین خدا
تا ز ادیان دگر گردد جدا
کوه و کوه و کوه و کوه و کوه و کوه
هر یکی با عز و نامی با شکوه
حمله یک کوه بر کوه دگر
با غرور و نخوت و صد فرو و کر
دین و دین و دین و دین و دین و دین
برده وحدت را و بس افزوده کین
دین هر کوهی غرور و وهم خود
مذهب هر قوم تنها فهم خود
راه ابراهیم و موسا کج شده
عیسی و احمد به دعوا لج شده
فاتحان قله های اقتدار
هم افق های دراز افتخار
پیروان مدعی و نامدار
فرقه سازی را نموده پایدار
احمد و موسا اگر از کوه گفت
دین حق با کوه و کوهی نیست جفت
کوه موسا ریخت با آن فرو و جاه
چون نظر فرمود حق در یک نگاه
سازمان کوه موسی چون که ریخت
موسی از کوهش سوی مردم گریخت
کوه احمد کوه وحی و کوه امن
تا رسالت مامن او بود امن
چون سوالی شد ز کوه و کوه راه
احمد از کوهش برون آمد به راه
گفت: "رب ام کوه را ویران کند
آنچنان ویران، نظر حیران کند!
بی علف بی آب و بی سامان شود
ذره ها با یک دگر یکسان شود"
کوه باشد مایه فرو و غرور
فتح قله مایه جشن و سرور
چینش ذرات کوهی رتبه است
رتبه ها هر یک سوار گفته است
ذره های ریز آن کوه سهند
با تعصب دست خود در دست بند
تا که ذرات دگر بالا روند
تا ز دورا دور ها آگه شوند
این خیال خام ظاهر بینی است
از نگاه حق همین بی دینی است
دین حق در بینش از دور نیست
دیدنش با چینشی اینجور نیست
قلب هر ذره تجلی گاه اوست
چشم دل منزلگه آفاق اوست
ذره های در اسارت مرده اند
مالشان را یاوه گویان برده اند
ضعفشان در اشتراک مال و پور
چشمشان چشم تعصب های کور
عقلشان در وعده های پر غرور
وعده هایی دور دور دور دور
این همه از خاطر آن بود و هست
از هدایت ها فرو شستیم دست
رو به سوی ظاهر بت ها شدیم
می نخورده ناگهان رسوا شدیم
هر که می می داد از جام خودش
مست او بودیم و در دام خودش
جام و نقطه ظرف آگاهی بود
جان ما در جام کل راهی بود
جام کل از باده کل پر شود
هم نجس، پاکی به آب کر شود
س...
⚫️ ✳️ 🔴 🔷 ⚪️ 🔺 🔳
https://telegram.me/benamebinameou
Telegram
به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....
(۱۹) ادامه ی
«« مثنوی ساختار خلقت»»
ساختار سازمانی کروی نقطه ها در زمین:
گردی هر ذره از گرداب او
خاک و باد و آتش و هم آب او
حلقه وحدت میان ذره ها
گردش دوار دور حلقه ها
حلقه را گر دور خود چرخان کنی
یک کره از شکل آن پران کنی
هر ستاره، ماه و خورشید و زمین
گرد و چرخانند هر یک این چنین
جمله ی ذراتشان در اتحاد
بر تن واحد نموده اعتماد
مرکز عالم درون ذره است
کل عالم کل علم ذره است
اتحاد ذره با اطراف خود
ذره ها را می کند طواف خود
نقطه ای هم کعبه دل می شود
صلح از این گردانه حاصل می شود
کعبه ی شش وجهی اما گوشه دار
هر یکی گوشش به گوشی گوش وار
سازو کار گردی اما گوش او
گوش بی گوشی بود از هوش او
دین الله ی ندارد گوشه ای
مدعی با خود نبرده توشه ای
ش...
⚫️ ✳️ 🔴 🔷 ⚪️ 🔺 🔳
https://telegram.me/benamebinameou
«« مثنوی ساختار خلقت»»
ساختار سازمانی کروی نقطه ها در زمین:
گردی هر ذره از گرداب او
خاک و باد و آتش و هم آب او
حلقه وحدت میان ذره ها
گردش دوار دور حلقه ها
حلقه را گر دور خود چرخان کنی
یک کره از شکل آن پران کنی
هر ستاره، ماه و خورشید و زمین
گرد و چرخانند هر یک این چنین
جمله ی ذراتشان در اتحاد
بر تن واحد نموده اعتماد
مرکز عالم درون ذره است
کل عالم کل علم ذره است
اتحاد ذره با اطراف خود
ذره ها را می کند طواف خود
نقطه ای هم کعبه دل می شود
صلح از این گردانه حاصل می شود
کعبه ی شش وجهی اما گوشه دار
هر یکی گوشش به گوشی گوش وار
سازو کار گردی اما گوش او
گوش بی گوشی بود از هوش او
دین الله ی ندارد گوشه ای
مدعی با خود نبرده توشه ای
ش...
⚫️ ✳️ 🔴 🔷 ⚪️ 🔺 🔳
https://telegram.me/benamebinameou
Telegram
به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....
(۲۰) ادامه ی
«« مثنوی ساختار خلقت»»
شبکه های هوشمند معرفت قدرت و معرفت کمال:
هوشمندی را دو ساز و کار هست
در کمال و قدرت از بالا و پست
هوش قدرت چینشی ظاهر پرست
نامدار و با غرور و خود پرست
در کمال هوش، بی نامی رواست
نامدار این چنین هوشی خداست
شهرت دین خدا از هوش اوست
مقصد هوش کمال آغوش دوست
معرفت مندند اهل هر دو هوش
هر یکی سرشار از هر زاد و توش
اهل قدرت چیده در کوهی عظیم
رهروی با ظاهرا پیری علیم
پیرشان تا قله بالا می جهد
روی هم نوعانشان پا می نهد
وقت مردن چون بیفتد بر زمین
پیروان نالان و زارند و غمین
تا که پیر دیگری پیدا کنند
جای او روی سر خود جا کنند
خود بخسبند در پناه امن او
فارغ از پیرایه های مکر او
صالحان قایم به یک روحی بوند
چشمه جاری به هر سویی بوند
عطف بیرون است دایم کارشان
در نظر بازی است چشم بازشان
کید پیران نزدشان باطل بود
هم مراد از فهمشان عاجز بود
رحمتند و رحمتند و رحمتند
بهر قدرت ها حسابی زحمتند
رحمت عام الهی هر طرف
تیر سلطه را نموده بی هدف
هر اگر، آنگاه خود را وانهاد
قید قوم و فرقه را تنها نهاد
منفصل شد ذره از من های خود
متصل شد با تن زیبای خود
نفس واحد آن تن زیبای ماست
وعده گاه صلح جمله انبیاست
هر نبی در دور خود چون فوت کرد
از رب اش الحاق دور صلح کرد
آن تن زیبا به دست رب ما
ذره ذره پرورید از حب(بذر) ما
این چنین تن نیز دارد سازوکار
در فراکل چینشی و ساختار
چون که بی نامی بر این تن جان دهد
رب بر این تن نام «آدم» می نهد
ی...
⚫️ ✳️ 🔴 🔷 ⚪️ 🔺 🔳
https://telegram.me/benamebinameou
«« مثنوی ساختار خلقت»»
شبکه های هوشمند معرفت قدرت و معرفت کمال:
هوشمندی را دو ساز و کار هست
در کمال و قدرت از بالا و پست
هوش قدرت چینشی ظاهر پرست
نامدار و با غرور و خود پرست
در کمال هوش، بی نامی رواست
نامدار این چنین هوشی خداست
شهرت دین خدا از هوش اوست
مقصد هوش کمال آغوش دوست
معرفت مندند اهل هر دو هوش
هر یکی سرشار از هر زاد و توش
اهل قدرت چیده در کوهی عظیم
رهروی با ظاهرا پیری علیم
پیرشان تا قله بالا می جهد
روی هم نوعانشان پا می نهد
وقت مردن چون بیفتد بر زمین
پیروان نالان و زارند و غمین
تا که پیر دیگری پیدا کنند
جای او روی سر خود جا کنند
خود بخسبند در پناه امن او
فارغ از پیرایه های مکر او
صالحان قایم به یک روحی بوند
چشمه جاری به هر سویی بوند
عطف بیرون است دایم کارشان
در نظر بازی است چشم بازشان
کید پیران نزدشان باطل بود
هم مراد از فهمشان عاجز بود
رحمتند و رحمتند و رحمتند
بهر قدرت ها حسابی زحمتند
رحمت عام الهی هر طرف
تیر سلطه را نموده بی هدف
هر اگر، آنگاه خود را وانهاد
قید قوم و فرقه را تنها نهاد
منفصل شد ذره از من های خود
متصل شد با تن زیبای خود
نفس واحد آن تن زیبای ماست
وعده گاه صلح جمله انبیاست
هر نبی در دور خود چون فوت کرد
از رب اش الحاق دور صلح کرد
آن تن زیبا به دست رب ما
ذره ذره پرورید از حب(بذر) ما
این چنین تن نیز دارد سازوکار
در فراکل چینشی و ساختار
چون که بی نامی بر این تن جان دهد
رب بر این تن نام «آدم» می نهد
ی...
⚫️ ✳️ 🔴 🔷 ⚪️ 🔺 🔳
https://telegram.me/benamebinameou
Telegram
به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....
(۲۱) ادامه ی
«« مثنوی ساختار خلقت»»
یوم الدین و آغاز فتح و نصرت دین الله در زمین:
ادعا در دین حق خود کافری است
فتنه در آئین حق سنگین سری است
یوم دین دوران هر نوع ادعاست
دوره ی پیکار با دین خداست
دوره ی پیدایش «آدم» رسید
فجر صادق از افق ها بر دمید
مهلت معلوم ابلیس زمان
این زمان پایان پذیرد بی گمان
مکر الهی به خیریت رسید
مکر مکاران به کلی ناپدید
نصر و فتح حق چو گردد موج موج
داخل دین(الله) خیل مردم فوج فوج
در چنین دوری نما تسبیح و حمد
رب تواب و غفورت را دو چند
🌹پایان💐
🌺🎄🌻🌳🌹🌿🌼🍀🌷🌴🌸🌱
https://telegrm.me/benamebinameou
«« مثنوی ساختار خلقت»»
یوم الدین و آغاز فتح و نصرت دین الله در زمین:
ادعا در دین حق خود کافری است
فتنه در آئین حق سنگین سری است
یوم دین دوران هر نوع ادعاست
دوره ی پیکار با دین خداست
دوره ی پیدایش «آدم» رسید
فجر صادق از افق ها بر دمید
مهلت معلوم ابلیس زمان
این زمان پایان پذیرد بی گمان
مکر الهی به خیریت رسید
مکر مکاران به کلی ناپدید
نصر و فتح حق چو گردد موج موج
داخل دین(الله) خیل مردم فوج فوج
در چنین دوری نما تسبیح و حمد
رب تواب و غفورت را دو چند
🌹پایان💐
🌺🎄🌻🌳🌹🌿🌼🍀🌷🌴🌸🌱
https://telegrm.me/benamebinameou
مضمونی از داستان يوسف:
و (يوسف) پدر و مادر خود را بر تخت نشاند؛ و همگى بخاطر او به سجده افتادند؛ او گفت: پدر! اين تعبير خوابى است که قبلاً ديدم؛ پروردگارم آن را حقً قرار داد! و او به من نيکى کرد هنگامى که مرا از زندان بيرون آورد، و شما را از آن بدويت خارج نمود، بعد از آنکه شيطان، ميان من و برادرانم فساد کرد.
پروردگارم نسبت به آنچه شايسته و اراده اوست صاحب لطف بيکران است؛ چرا که او دانا و حکيم است!
پروردگارا! بخشى از حکومت را به من بخشيدى، و مرا از علم تأویل گفتارها وسخنان نیک آگاه ساختى! اى آفريننده آسمانها و زمين! تو ولی و سرپرست من در دنيا و آخرت هستى، پس مرا به مرام تسلیم وفادار و ثابت قدم بدار و عاقبت مرا به صالحان ملحق فرما!
يوسف نو
يوسف به زندان مي رود تــا در امان ماند ز كيــد
عشق زليخـــا بيشتر ، از روز اول مي شود
يوسف به زندان با خدا تجـــديد پيمـــــان مي كنـــد
لطـف الهــــي بيشتر ، از روز اول مي شود
يوسف به زندان هر نفس خالص ز تهمت مي شود
عشـاق يوسف بيشتر ، از روز اول مي شود
يوسف به زندان هر زمــــان تعبيـــر رويا مي كند
حسن جمالش بيشتر ، از روز اول مي شود
يوسف به زندان جـــــامه ســوم معطــر مي كنــــد
شوق پـدر هم بيشتر ، از روز اول مي شود
يوسف به زندان معــــرفت هـر روز افشـا مي كند
وجـه كمــالش بيشتر ، از روز اول مي شود
يوسف به زندان صلح را معنــــاي ديگر مي دهــد
فرزنـد صالح بيشتر ، از روز اول مي شود
🌺🌴🌹🎄🌼🌳🌸🌵🌷💐
ان شاء الله بزودی
اينك برون يوسف ز بند، فارغ شد از هر گونه پند
هــادي شده فرعونيان، نـــاجي براي بنديــان
آن يوسف اول دگــر مردست در تســــــــــليم خـود
اين يوسف نو را ببين، ملحق شده با صالحين
ان شاءالله
🌺🌴🌹🎄🌼🌳🌸🌵🌷💐
https://telegram.me/benamebinameou
و (يوسف) پدر و مادر خود را بر تخت نشاند؛ و همگى بخاطر او به سجده افتادند؛ او گفت: پدر! اين تعبير خوابى است که قبلاً ديدم؛ پروردگارم آن را حقً قرار داد! و او به من نيکى کرد هنگامى که مرا از زندان بيرون آورد، و شما را از آن بدويت خارج نمود، بعد از آنکه شيطان، ميان من و برادرانم فساد کرد.
پروردگارم نسبت به آنچه شايسته و اراده اوست صاحب لطف بيکران است؛ چرا که او دانا و حکيم است!
پروردگارا! بخشى از حکومت را به من بخشيدى، و مرا از علم تأویل گفتارها وسخنان نیک آگاه ساختى! اى آفريننده آسمانها و زمين! تو ولی و سرپرست من در دنيا و آخرت هستى، پس مرا به مرام تسلیم وفادار و ثابت قدم بدار و عاقبت مرا به صالحان ملحق فرما!
يوسف نو
يوسف به زندان مي رود تــا در امان ماند ز كيــد
عشق زليخـــا بيشتر ، از روز اول مي شود
يوسف به زندان با خدا تجـــديد پيمـــــان مي كنـــد
لطـف الهــــي بيشتر ، از روز اول مي شود
يوسف به زندان هر نفس خالص ز تهمت مي شود
عشـاق يوسف بيشتر ، از روز اول مي شود
يوسف به زندان هر زمــــان تعبيـــر رويا مي كند
حسن جمالش بيشتر ، از روز اول مي شود
يوسف به زندان جـــــامه ســوم معطــر مي كنــــد
شوق پـدر هم بيشتر ، از روز اول مي شود
يوسف به زندان معــــرفت هـر روز افشـا مي كند
وجـه كمــالش بيشتر ، از روز اول مي شود
يوسف به زندان صلح را معنــــاي ديگر مي دهــد
فرزنـد صالح بيشتر ، از روز اول مي شود
🌺🌴🌹🎄🌼🌳🌸🌵🌷💐
ان شاء الله بزودی
اينك برون يوسف ز بند، فارغ شد از هر گونه پند
هــادي شده فرعونيان، نـــاجي براي بنديــان
آن يوسف اول دگــر مردست در تســــــــــليم خـود
اين يوسف نو را ببين، ملحق شده با صالحين
ان شاءالله
🌺🌴🌹🎄🌼🌳🌸🌵🌷💐
https://telegram.me/benamebinameou
Telegram
به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....
(۱) آغاز
« مثنوی کمال دانه ی گندم »
آغاز داستان:
دانه ای در مزرعی بر ساقه ای
زندگی می کرد او در جامه ای
جامه ای که اول به رنگ سبز بود
بهر حفظ و رشد دانه نغز بود
دانه در جامه، چنان تر بود و خوش
از دگر اجزا نبودش هیچ هوش
خاک و آب و ریشه و زیر و زبر
از برادر خواهران دور و بر
نقش باد و نقش گرمای ژیان
نقش حیران کشاورز این میان
دانه را هرگز خبرداری نبود
چونکه جامه دور او پیچیده بود
از نگاه دانه ی سبز و جوان
ریشه چون اب(پدر)، ساقه چون مادر بدان
باب و مام این راسخان پیر ده
نطفه گیر و جامه ساز و شیرده
رابطان ارض و بالا این دو اند
کاشفان رمز والا این دو اند
ریشه از همراهی هم خاک و آب
ساقه از پیوند باد و آفتاب
شیره می گیرند بهر کودکان
جامه می سازند بهر نوجوان
همزمان خود نیز روزی می خورند
تا سلامت شیره را بالا برند
روزی هر جزء از سوی خداست
شیره پرورده رزق دانه هاست
شیره پرورده پر از حکمت است
کشف رمزش کشف رمز خلقت است
د...
🌺🌴🌹🎄🌼🌳🌸🌵🌷💐
#مثنوی_کمال_دانه_گندم
#محمدعلی_طاهری
#معرف_شعور_و_هوشمندی_الهی
#به_نام_بی_نام_او
#عرفان_کیهانی_حلقه
#معرفت_کمال
« مثنوی کمال دانه ی گندم »
آغاز داستان:
دانه ای در مزرعی بر ساقه ای
زندگی می کرد او در جامه ای
جامه ای که اول به رنگ سبز بود
بهر حفظ و رشد دانه نغز بود
دانه در جامه، چنان تر بود و خوش
از دگر اجزا نبودش هیچ هوش
خاک و آب و ریشه و زیر و زبر
از برادر خواهران دور و بر
نقش باد و نقش گرمای ژیان
نقش حیران کشاورز این میان
دانه را هرگز خبرداری نبود
چونکه جامه دور او پیچیده بود
از نگاه دانه ی سبز و جوان
ریشه چون اب(پدر)، ساقه چون مادر بدان
باب و مام این راسخان پیر ده
نطفه گیر و جامه ساز و شیرده
رابطان ارض و بالا این دو اند
کاشفان رمز والا این دو اند
ریشه از همراهی هم خاک و آب
ساقه از پیوند باد و آفتاب
شیره می گیرند بهر کودکان
جامه می سازند بهر نوجوان
همزمان خود نیز روزی می خورند
تا سلامت شیره را بالا برند
روزی هر جزء از سوی خداست
شیره پرورده رزق دانه هاست
شیره پرورده پر از حکمت است
کشف رمزش کشف رمز خلقت است
د...
🌺🌴🌹🎄🌼🌳🌸🌵🌷💐
#مثنوی_کمال_دانه_گندم
#محمدعلی_طاهری
#معرف_شعور_و_هوشمندی_الهی
#به_نام_بی_نام_او
#عرفان_کیهانی_حلقه
#معرفت_کمال
Telegram
به نام بی نام او
🌾 آغاز داستان کمال دانه ی گندم...
،
،