توی این عکس دو تا نمودار میبینید:
قرمز زود تمام میشه ولی آبی طول میکشه تا تمام بشه. پس چرا قرمز بدتره؟ بالای عکس توضیح داده که ما میتونیم مبتلا شدن رو به تعویق بندازیم ولی جلوش رو نمیتونیم بگیریم. اگر به تعویق بندازیم فرصت برای ارائه خدمات درمانی فراهممیشه. و با یه توضیح ساده و قشنگ گفته «این یعنی اینکه روی یک تخت icu با تجهیزات کافی درمان بشی یا توی یک چادر بیمارستان صحرایی!»
.
اما چکار کنیم که پیک بیماری رو با ۴۰ درصد ابتلای جامعه بگذرونیم؟ اگر چرخه انتقال ویروس بشکنه و افراد کمتر مبتلا بشن رسیدن به پیک بیماری آهسته تر میشه و بیشتر طول میکشه (یعنی ممکنه به اواخر فروردین یا اردیبهشت هم برسه) اما خوبیش این هست که تا اون موقع فرصت برای آماده کردن بیمارستانها، تهیه تجهیزات مراقبتی و حمایتی ودرمان و ... فراهم میشه. افراد کمتری بیمار میشن و مراجعات و بستری هم کمتر میشه. و امکان رسیدگی بیشتر و درمان قطعی و بهبودی قطعی بیشتر اتفاق میفته و مرگ و میر کمتر میشه. اونوقت میشه از کرونا اینقدرها هم نترسید. و اینکه هر چی زمان بگذره احتمال پیدا شدن واکسن و درمان قطعی بیشتره!
.
مهم اینه که بدونیم کرونا بیماری خیلی کشنده ای نیست و همه مبتلایان کرونا نمیمیرند، به شرطی که مبتلایان کمتری داشته باشیم!
اما در شرایطی که مبتلایان زیادی همزمان نیازمند دریافت خدمات بیمارستانی باشند با وجود شرایط فعلی سیستم درمانی کشور ما، قطعا مرگ و میر بالا خواهد بود.
.
پس با خارج نشدن از خونه هامون و رعایت دقیق و وسواسی اصول پیشگیری (استفاده درست از ماسک و شستشوی مکرر و صحیح دستها) چرخه انتقال ویروس رو بشکنیم و نگذاریم که کرونا تلفات زیادی از ما بگیره.
.
این نکته خصوصا برای مردم شهرستانهای کوچکتر و روستاها خیلی حیاتی تره، چون خدمت رسانی و درمان در این مراکز محدودیتهای بیشتری داره.
.
لطفا این مسائل رو هر طوری میتونید با اطرافیانتون مطرح کنید. مسئولیت اجتماعی تک تک ماست که از خودمون و مردممون در برابر این بیماری دفاع کنیم.
به جای هشتگ زدن و تشکر از کادر درمان (که این روزها واقعا خسته ترین و مضطرب ترین هستیم) یه کار انجام بدید لطفا! توی خونه بمونید و این پست رو برای دوستانتون بفرستید.
قرمز زود تمام میشه ولی آبی طول میکشه تا تمام بشه. پس چرا قرمز بدتره؟ بالای عکس توضیح داده که ما میتونیم مبتلا شدن رو به تعویق بندازیم ولی جلوش رو نمیتونیم بگیریم. اگر به تعویق بندازیم فرصت برای ارائه خدمات درمانی فراهممیشه. و با یه توضیح ساده و قشنگ گفته «این یعنی اینکه روی یک تخت icu با تجهیزات کافی درمان بشی یا توی یک چادر بیمارستان صحرایی!»
.
اما چکار کنیم که پیک بیماری رو با ۴۰ درصد ابتلای جامعه بگذرونیم؟ اگر چرخه انتقال ویروس بشکنه و افراد کمتر مبتلا بشن رسیدن به پیک بیماری آهسته تر میشه و بیشتر طول میکشه (یعنی ممکنه به اواخر فروردین یا اردیبهشت هم برسه) اما خوبیش این هست که تا اون موقع فرصت برای آماده کردن بیمارستانها، تهیه تجهیزات مراقبتی و حمایتی ودرمان و ... فراهم میشه. افراد کمتری بیمار میشن و مراجعات و بستری هم کمتر میشه. و امکان رسیدگی بیشتر و درمان قطعی و بهبودی قطعی بیشتر اتفاق میفته و مرگ و میر کمتر میشه. اونوقت میشه از کرونا اینقدرها هم نترسید. و اینکه هر چی زمان بگذره احتمال پیدا شدن واکسن و درمان قطعی بیشتره!
.
مهم اینه که بدونیم کرونا بیماری خیلی کشنده ای نیست و همه مبتلایان کرونا نمیمیرند، به شرطی که مبتلایان کمتری داشته باشیم!
اما در شرایطی که مبتلایان زیادی همزمان نیازمند دریافت خدمات بیمارستانی باشند با وجود شرایط فعلی سیستم درمانی کشور ما، قطعا مرگ و میر بالا خواهد بود.
.
پس با خارج نشدن از خونه هامون و رعایت دقیق و وسواسی اصول پیشگیری (استفاده درست از ماسک و شستشوی مکرر و صحیح دستها) چرخه انتقال ویروس رو بشکنیم و نگذاریم که کرونا تلفات زیادی از ما بگیره.
.
این نکته خصوصا برای مردم شهرستانهای کوچکتر و روستاها خیلی حیاتی تره، چون خدمت رسانی و درمان در این مراکز محدودیتهای بیشتری داره.
.
لطفا این مسائل رو هر طوری میتونید با اطرافیانتون مطرح کنید. مسئولیت اجتماعی تک تک ماست که از خودمون و مردممون در برابر این بیماری دفاع کنیم.
به جای هشتگ زدن و تشکر از کادر درمان (که این روزها واقعا خسته ترین و مضطرب ترین هستیم) یه کار انجام بدید لطفا! توی خونه بمونید و این پست رو برای دوستانتون بفرستید.
Forwarded from کانال خبری پزشکان
⚫️ دکتر وحید منصف کسمایی، متخصص طب اورژانس و دانشیار دانشگاه علوم پزشکی گیلان، پس از روزها مبارزه با بیماری کرونا دار فانی را وداع گفت...
@irmed
@irmed
Forwarded from سخنرانیها
🔊فایل صوتی
دکتر محمدرضا سرگلزایی
روانپزشک و پژوهشگر حوزه فلسفه و اسطوره
موضوع : بحران کرونا
20 دقیقه
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
دکتر محمدرضا سرگلزایی
روانپزشک و پژوهشگر حوزه فلسفه و اسطوره
موضوع : بحران کرونا
20 دقیقه
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
Telegram
attach 📎
اسب سواران آخرالزمان
اتفاقات این روز ها، خواه ناخواه انسان را درگیر مقوله ی آخرالزمان میکند. مفهومی که در فرهنگ ما سابقه ای کهن دارد.
آپوکالیپس برای سینما هم همیشه سوژه ای جذاب بوده؛ فیلم هایی چون Interstellar، Bird Box، Cell، Melancholia و ...تنها نمونه هایی از فیلمهای آپوکالیپتیک بشمار میروند.
داستان چهار اسب سوار آپوکالیپس از داستانهای عهد جدید کتاب مقدس است. ماموریت این چهار اسب سوار پایان دادن به کار دنیاست.
این سواران بر اسبانی به رنگ های سفید، قرمز، سیاه و خاکستری به ترتیب نماد هایی از طاعون، جنگ، قحطی و مرگ هستند.
با همین مضمون، تری پرچت و نیل گیمن رمانی نوشته اند به نام good omens. این کتاب که براساس آن یک سریال تلویزیونی نیز ساخته شده، با دیدی طنز به این داستان می پردازد. فرشته و شیطان (خیر و شر)که درظاهر میبایست ماموریتی متضاد در این داستان داشته باشند، در عمل همکار و دوست هم هستند و به نوعی مانع از به پایان رسیدن کار دنیا میشوند.
خیر و شر، شب و روز، Yin and Yang، دوالییسم و ...بیش از آن که متضاد یکدیگر باشند، مکمل هم هستند. حافظ، این همساز کننده ی ناهمسازها این را بهتر از هر کسی دریافته است.
با این همه! آخرالزمانی در کار نیست! کورونا هم به پایان خواهد رسید. اینها تلنگر هایی هستند به ما که دور خود میچرخیم و سرگردانیم. هشداری برای اندکی درنگ و تامل.
در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است
حیف باشد که ز کار همه غافل باشی
نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف
گر شب و روز در این قصه مشکل باشی
@dromidzargari
اتفاقات این روز ها، خواه ناخواه انسان را درگیر مقوله ی آخرالزمان میکند. مفهومی که در فرهنگ ما سابقه ای کهن دارد.
آپوکالیپس برای سینما هم همیشه سوژه ای جذاب بوده؛ فیلم هایی چون Interstellar، Bird Box، Cell، Melancholia و ...تنها نمونه هایی از فیلمهای آپوکالیپتیک بشمار میروند.
داستان چهار اسب سوار آپوکالیپس از داستانهای عهد جدید کتاب مقدس است. ماموریت این چهار اسب سوار پایان دادن به کار دنیاست.
این سواران بر اسبانی به رنگ های سفید، قرمز، سیاه و خاکستری به ترتیب نماد هایی از طاعون، جنگ، قحطی و مرگ هستند.
با همین مضمون، تری پرچت و نیل گیمن رمانی نوشته اند به نام good omens. این کتاب که براساس آن یک سریال تلویزیونی نیز ساخته شده، با دیدی طنز به این داستان می پردازد. فرشته و شیطان (خیر و شر)که درظاهر میبایست ماموریتی متضاد در این داستان داشته باشند، در عمل همکار و دوست هم هستند و به نوعی مانع از به پایان رسیدن کار دنیا میشوند.
خیر و شر، شب و روز، Yin and Yang، دوالییسم و ...بیش از آن که متضاد یکدیگر باشند، مکمل هم هستند. حافظ، این همساز کننده ی ناهمسازها این را بهتر از هر کسی دریافته است.
با این همه! آخرالزمانی در کار نیست! کورونا هم به پایان خواهد رسید. اینها تلنگر هایی هستند به ما که دور خود میچرخیم و سرگردانیم. هشداری برای اندکی درنگ و تامل.
در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است
حیف باشد که ز کار همه غافل باشی
نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف
گر شب و روز در این قصه مشکل باشی
@dromidzargari
بخشی از کمک های انسانه دوستانه شما مردم گیلان و خیرین همه ی ایران عزیزمان که با هماهنگی انجمن متخصصین پوست گیلان انجام شده بود شب گذشته تحویل بیمارستان رازی رشت شد. خوشبختانه به نظر میرسد حداقل فعلا در بیمارستان رازی مشکل دستکش و ماسک و ...برطرف شده باشد.
از طرف انجمن متخصصین پوست از همه ی شما سپاسگزاریم.
از طرف انجمن متخصصین پوست از همه ی شما سپاسگزاریم.
🔴استعارهی خطرناکی به نام« سربازان سفیدپوش»
«جنگ علیه کرونا»
«ما کرونا را شکست میدهیم»
«سربازان سفید پوش در جنگ با ویروس»
این استعارهها
سلحشورانه،
هیجانآور،
گاه زیبا،
اغلب موذی و
همیشه خطرناک هستند.
چرا؟
استعاره در ذات خودش قدرت عجیبی دارد
از عبدالقاهر جرجانی در قرن پنجم تا نیچه و لیکاف در این باره حرف زدهاند،
سر جمع نظر همهی آنها این است:استعاره توان بدیهیسازی دارد.
استعاره در ذات خودش روایت و داستانی دارد که در برخورد اول چنان درست و بدیهی به نظر میرسد که به دشواری میشود به آن شک کرد. زبان ما پر از استعارههایی است که فهم ما از دنیا و در نتیجه سرنوشت ما را شکل دادهاند.
✅استعارهی «سربازان سفید پوش»خطرناک است! چرا؟ چون روایتی جنگی از بحران بیماری ارائه میدهد.
در این روایت بیماری «دشمن» است.
باید با آن جنگید.
جنگ نیاز به سرباز دارد.
سربازی که باختن سر (طبق نامش) سرنوشت از پیش تعیین شدهی اوست.
وظیفهاش فداکاری است.
در جنگ در مقابل دشمن باید جان فدا کرد این بدیهی است.
(کدام جنگ را بی شهید و قربانی دیدهاید؟)
باز بدیهی است در جنگ آنکه فدا میشود سرباز است.
این روایت نه تنها با استعارهها برای ما بدیهی سازی میشود بلکه فرهنگ ما که فداکاری و شهادت و رنج را ارج میگذارد هم با آن هماهنگ است و آن را تقویت میکند.
این روایت ، کرونا را دشمنی میبیند که سربازان باید به جنگش بروند و با از جان گذشتگی شکستش دهند و از مردمشان در برابر او دفاع کنند.
◀حالا اگر روایت را تغییر دهیم و کرونا را «بحران» بدانیم داستان از اساس عوض میشود.
بحران را باید «مدیریت» کرد.
قرار نیست کسی در بحران از خود گذشتگی کند و فدا شود
زیرا موقعیت مدیریت شده نیازی به فدا شدن ندارد.
مدیریت یعنی رفتاری عاقلانه و بدون هزینههای گزاف فدا شدن و سلحشوری
در این روایت کرونا یک موقعیت خطر است و بار مسئولیت بر دوش مدیران و نه سربازان.
در این روایت مردم پشت جبهه، منفعل و منتظر نجات از شر دشمن ننشستهاند،
وظایفی دارند که باید طبق قوانین بحران به آن عمل کنند و اگر کسی به سبب بحران آسیب دید یا جانش را از دست داد کشتهای به دست دشمن(اتفاقی ناگزیر در جنگ) نیست بلکه قربانی مدیریت ناکارآمد است.
اشتباه نابخشودنی که مدیران باید پاسخگویش باشند
در این فرض مدیران ، مردم و پزشکان و پرستاران و سیستم نظامی و انتظامی هر کدام وظیفه ای مشخص دارد که باید این وظیفه را بخوبی انجام دهد تا بحران بدون هزینه زیاد و تلفات غیر قابل قبول مدیریت شود
مراقب استعارهها باشیم.
آنها ذهن ، روایت و در نتیجه سرنوشت ما را تغییر میدهند.
«جنگ علیه کرونا»
«ما کرونا را شکست میدهیم»
«سربازان سفید پوش در جنگ با ویروس»
این استعارهها
سلحشورانه،
هیجانآور،
گاه زیبا،
اغلب موذی و
همیشه خطرناک هستند.
چرا؟
استعاره در ذات خودش قدرت عجیبی دارد
از عبدالقاهر جرجانی در قرن پنجم تا نیچه و لیکاف در این باره حرف زدهاند،
سر جمع نظر همهی آنها این است:استعاره توان بدیهیسازی دارد.
استعاره در ذات خودش روایت و داستانی دارد که در برخورد اول چنان درست و بدیهی به نظر میرسد که به دشواری میشود به آن شک کرد. زبان ما پر از استعارههایی است که فهم ما از دنیا و در نتیجه سرنوشت ما را شکل دادهاند.
✅استعارهی «سربازان سفید پوش»خطرناک است! چرا؟ چون روایتی جنگی از بحران بیماری ارائه میدهد.
در این روایت بیماری «دشمن» است.
باید با آن جنگید.
جنگ نیاز به سرباز دارد.
سربازی که باختن سر (طبق نامش) سرنوشت از پیش تعیین شدهی اوست.
وظیفهاش فداکاری است.
در جنگ در مقابل دشمن باید جان فدا کرد این بدیهی است.
(کدام جنگ را بی شهید و قربانی دیدهاید؟)
باز بدیهی است در جنگ آنکه فدا میشود سرباز است.
این روایت نه تنها با استعارهها برای ما بدیهی سازی میشود بلکه فرهنگ ما که فداکاری و شهادت و رنج را ارج میگذارد هم با آن هماهنگ است و آن را تقویت میکند.
این روایت ، کرونا را دشمنی میبیند که سربازان باید به جنگش بروند و با از جان گذشتگی شکستش دهند و از مردمشان در برابر او دفاع کنند.
◀حالا اگر روایت را تغییر دهیم و کرونا را «بحران» بدانیم داستان از اساس عوض میشود.
بحران را باید «مدیریت» کرد.
قرار نیست کسی در بحران از خود گذشتگی کند و فدا شود
زیرا موقعیت مدیریت شده نیازی به فدا شدن ندارد.
مدیریت یعنی رفتاری عاقلانه و بدون هزینههای گزاف فدا شدن و سلحشوری
در این روایت کرونا یک موقعیت خطر است و بار مسئولیت بر دوش مدیران و نه سربازان.
در این روایت مردم پشت جبهه، منفعل و منتظر نجات از شر دشمن ننشستهاند،
وظایفی دارند که باید طبق قوانین بحران به آن عمل کنند و اگر کسی به سبب بحران آسیب دید یا جانش را از دست داد کشتهای به دست دشمن(اتفاقی ناگزیر در جنگ) نیست بلکه قربانی مدیریت ناکارآمد است.
اشتباه نابخشودنی که مدیران باید پاسخگویش باشند
در این فرض مدیران ، مردم و پزشکان و پرستاران و سیستم نظامی و انتظامی هر کدام وظیفه ای مشخص دارد که باید این وظیفه را بخوبی انجام دهد تا بحران بدون هزینه زیاد و تلفات غیر قابل قبول مدیریت شود
مراقب استعارهها باشیم.
آنها ذهن ، روایت و در نتیجه سرنوشت ما را تغییر میدهند.
مردم ما، با وجود تمام مشکلاتی که خود داشتند دلسوزانه به هموطنان سپید پوش خود در بیمارستان ها کمک کردند.
خوشبختانه کمکهای خوبی جمع شد و تا حدی نیازهای اولیه ی بیمارستان های گیلان برطرف شد.
بعنوان عضو بسیار کوچکی از جامعه ی پزشکی از اعتمادی که به من داشتید سپاسگزارم.
راه حل جهان، مهر ورزی ست و نه آن کینه و دشمنی که سیاستمداران در پی آنند.
@dromidzargari
خوشبختانه کمکهای خوبی جمع شد و تا حدی نیازهای اولیه ی بیمارستان های گیلان برطرف شد.
بعنوان عضو بسیار کوچکی از جامعه ی پزشکی از اعتمادی که به من داشتید سپاسگزارم.
راه حل جهان، مهر ورزی ست و نه آن کینه و دشمنی که سیاستمداران در پی آنند.
@dromidzargari
دوست ادیب نازنینم دکتر حمید اخوین نوشته ای دیگر دارد اندر احوالات این روز ها👇🏼
Forwarded from 🍀🍀 ( یادداشت های یک پزشک/روانشناس.....دکتر اخوین☘) (Hamid Akhavein)
🖋🦇شهر بی نقاب...شهر بی دروغ....
از ابتدای بروز ببماری کرونا ، یکی از مهمترین درخواست ها و کمبودها ، "ماسک" بود و هست...
همه برای حفاظت از خود درمقابل ویروس دنبال ماسک میگشتند و بعد از چند روز زندگی با ماسک حالا ، حسرت روزهای بدون ماسک را دارند..
اما آیا ما واقعا" قبل از کرونا، بدون ماسک زندگی میکردیم؟
آیا بحران ماسک مشکل امروز ماست یا مدت هاست در این بحران به سر میبریم..
در دوران "انترنیِ" (کارورزی) پزشکی، رزیدنتی ( دستیار تخصصی) داشتیم به نام "یگانه" که هر وقت وی را در اتاق عمل میدیدم ، به شوخی او را " دوگانه" خطاب میکردم..
میگفتم یگانه که بودی ، با پوشیدن گان ( لباس محافظتی اتاق عمل) دوگانه شده ای؟
به او میگفتم میترسم روزی که هر دو گان را دربیاوری، " بیگانه" شوی... هم برای من و هم برای خودت ......
حال حکایت خیلی از ماست..
هی ماسک روی ماسک میزنیم .........!
در مکتب روانشناسی تحلیلی ارائه شده توسط "کارل گوستاو یونگ" ، از نوعی ماسک به نام "پرسونا" صحبت میشود....
"پرسونا" نوعی ماسک دست ساز است ( همان که در تئاترها توسط بازیگران استفاده میشود )و فرد آن را برای ایجاد نهایت تاثیرگذاری بردیگران و نیز برای برای پنهان کردن ماهیت حقیقی خود ، بر چهره زده است...
پرسونا عبارت است از آن چهره اجتماعی که فرد به دنیای بیرونی ارائه میکند.
در دورۀ رشد٬ توسعۀ یک پرسونای دوامپذیر٬ بخشی اساسی برای انطباق و آماده شدن برای دوره بزرگسالی در یک دنیای بیرونی٬ واقعی و اجتماعی است و یک "خود.. (Ego)" قوی ٬ از طریق یک پرسونای انعطافپذیر با دنیای بیرون ارتباط برقرار میکند ...اتفاقی مثبت در جهت انطباق با محیط .......
مشکل وقتی است که در یک جامعه ی "سیاه و سفید"و "صفر و صدی" زندگی کنیم ، و در یک جامعه ی به شدت طبقاتی.....
آن وقت است که گروهی به خاطر زیاده خواهی هایی که دارند ماسک میزنند و عده ای برای رسیدن به حداقل های زندگی.....
و در این جامعه دشوارترین کار، زندگی بدون "ماسک" است.
در واقع اینجا جامعه است که پرسونا یا نقاب خاصی را به شخص تحمیل می کند و چنانچه تأثیر جامعه شدید باشد ضخامت این ماسک زیادتر می شود و آدمی استقلال شخصیت خود را از دست میدهد و به شکلی که جامعه خواسته است در می آید ، بنابراین دیگر نمی تواند هدفها و آرزو های واقعی خود را دنبال کند و آنها را تحقق بخشد .
این روزها به واقع کرونا فقط ماسکی بر ماسک های قبلی افزوده...
روزی که کرونا برود از این ماسک آخری خلاص میشویم ولی ای کاش شوک ِ کرونا ما را به جایی برساند که بتوانیم از شر تمام ماسک ها و نقاب های چهرهّ رها شویم و لذت زندگی بدون ماسک و بی نقاب و بی دروغ را بچشیم....
و به قول سهراب سپهری....
پرده را برداریم....بگذاریم که احساس هوایی بخورد....
حمله ی "کرونا"به رشت مثل حمله ی " جوکر" به شهر " گاتهام" در فیلم بتمن"Batman" می ماند.
این"بروس وین" نبود که با ماسک "بتمن" توانست جوکر را شکست دهد ...
عامل اصلی شکست "جوکر" شکست باور عمیقش به رذالت های انسانها بود ، وقتی در اواخر فیلم هیچکدام از سرنشینان دو کشتی بمب گذاری شده حاضر نشدند برای نجات زندگی خودشان کشتی دیگر را منفجر کنند.
و ابن همان چیزی بود که" بتمن" میخواست....
لازم نبودعده ای ماسک "بتمن" بزنند و وارد کارزار شوند.یک بتمن کافی بود
.آنچه لازم بود تغیبر و تحول واقعی مردم شهر "گاتهام" بود که بجای اینکه صرفن به فکر زندگی شخصی خودخواهانه و منافع شخصی خود باشند ، به جنبه ها ی انسانی زندگی و تعاملات اجتماعی نیز حساس باشند ..چون نجات واقعی در برتری یافتن جنبه های انسانی زندگی بر رذالت هاست....
و حالا شکست قطعی " کرونا" که به شکل طنز آمیز تلخی منشاء خفاشی دارد ، بجز "بتمن" ( که او هم لباس و ماسک خفاش بر تن میکند ) ، فقط در گرو رشد جنبه های انسانی و همدلانه ی مردم است .
این روزها واکنش های غریزی اولیه مردم به دنبال هراس و ترس ایجاد شده و بی نظمی ها و رذالت های اولیه زالو صفتان در احتکار ماسک و دستکش و....کرونا را به پیروزی نزدیک کرده بود ولی بدنبال حرکت های شجاعانه و شریفانه و جانفشانانه جامعه پزشکی در قالب منجی (بتمن) ، گروه های مردمی نیز به صحنه آمدند و با جمع آوری کمک های مادی و معنوی قدم مهمی برای شکست کرونا برداشته اند.
کمک هایی که حالا واقعا لازم است بجز حفاظت از جامعه پزشکی در خط مقدم ، حمایت اقتصادی و غذایی از مردم را هم به عنوان هدف مهم در نظر داشته باشد تا همه بتوانند با شکم نسبتا" سیر و با دغدغه کمتر ایام قرنطینه و حصر را طی کنند..
شروع حیات در کره ی زمین مرهون یک لحظه غفلت آدم بود....نگذاریم با غفلت به پایان برسد...
مخصوصا" الان که ارزش کوچکترین مواهب زندگی را درک کرده ایم چه برسد به تنفس بی ماسک که ممد حیات است و مفرح ذات...
😷رشت.دکترحمیداخوین.۹۸/۱۲/۲۱.ایام کرونایی😷
#کرونا
#ماسک
@HypnoseChannel
از ابتدای بروز ببماری کرونا ، یکی از مهمترین درخواست ها و کمبودها ، "ماسک" بود و هست...
همه برای حفاظت از خود درمقابل ویروس دنبال ماسک میگشتند و بعد از چند روز زندگی با ماسک حالا ، حسرت روزهای بدون ماسک را دارند..
اما آیا ما واقعا" قبل از کرونا، بدون ماسک زندگی میکردیم؟
آیا بحران ماسک مشکل امروز ماست یا مدت هاست در این بحران به سر میبریم..
در دوران "انترنیِ" (کارورزی) پزشکی، رزیدنتی ( دستیار تخصصی) داشتیم به نام "یگانه" که هر وقت وی را در اتاق عمل میدیدم ، به شوخی او را " دوگانه" خطاب میکردم..
میگفتم یگانه که بودی ، با پوشیدن گان ( لباس محافظتی اتاق عمل) دوگانه شده ای؟
به او میگفتم میترسم روزی که هر دو گان را دربیاوری، " بیگانه" شوی... هم برای من و هم برای خودت ......
حال حکایت خیلی از ماست..
هی ماسک روی ماسک میزنیم .........!
در مکتب روانشناسی تحلیلی ارائه شده توسط "کارل گوستاو یونگ" ، از نوعی ماسک به نام "پرسونا" صحبت میشود....
"پرسونا" نوعی ماسک دست ساز است ( همان که در تئاترها توسط بازیگران استفاده میشود )و فرد آن را برای ایجاد نهایت تاثیرگذاری بردیگران و نیز برای برای پنهان کردن ماهیت حقیقی خود ، بر چهره زده است...
پرسونا عبارت است از آن چهره اجتماعی که فرد به دنیای بیرونی ارائه میکند.
در دورۀ رشد٬ توسعۀ یک پرسونای دوامپذیر٬ بخشی اساسی برای انطباق و آماده شدن برای دوره بزرگسالی در یک دنیای بیرونی٬ واقعی و اجتماعی است و یک "خود.. (Ego)" قوی ٬ از طریق یک پرسونای انعطافپذیر با دنیای بیرون ارتباط برقرار میکند ...اتفاقی مثبت در جهت انطباق با محیط .......
مشکل وقتی است که در یک جامعه ی "سیاه و سفید"و "صفر و صدی" زندگی کنیم ، و در یک جامعه ی به شدت طبقاتی.....
آن وقت است که گروهی به خاطر زیاده خواهی هایی که دارند ماسک میزنند و عده ای برای رسیدن به حداقل های زندگی.....
و در این جامعه دشوارترین کار، زندگی بدون "ماسک" است.
در واقع اینجا جامعه است که پرسونا یا نقاب خاصی را به شخص تحمیل می کند و چنانچه تأثیر جامعه شدید باشد ضخامت این ماسک زیادتر می شود و آدمی استقلال شخصیت خود را از دست میدهد و به شکلی که جامعه خواسته است در می آید ، بنابراین دیگر نمی تواند هدفها و آرزو های واقعی خود را دنبال کند و آنها را تحقق بخشد .
این روزها به واقع کرونا فقط ماسکی بر ماسک های قبلی افزوده...
روزی که کرونا برود از این ماسک آخری خلاص میشویم ولی ای کاش شوک ِ کرونا ما را به جایی برساند که بتوانیم از شر تمام ماسک ها و نقاب های چهرهّ رها شویم و لذت زندگی بدون ماسک و بی نقاب و بی دروغ را بچشیم....
و به قول سهراب سپهری....
پرده را برداریم....بگذاریم که احساس هوایی بخورد....
حمله ی "کرونا"به رشت مثل حمله ی " جوکر" به شهر " گاتهام" در فیلم بتمن"Batman" می ماند.
این"بروس وین" نبود که با ماسک "بتمن" توانست جوکر را شکست دهد ...
عامل اصلی شکست "جوکر" شکست باور عمیقش به رذالت های انسانها بود ، وقتی در اواخر فیلم هیچکدام از سرنشینان دو کشتی بمب گذاری شده حاضر نشدند برای نجات زندگی خودشان کشتی دیگر را منفجر کنند.
و ابن همان چیزی بود که" بتمن" میخواست....
لازم نبودعده ای ماسک "بتمن" بزنند و وارد کارزار شوند.یک بتمن کافی بود
.آنچه لازم بود تغیبر و تحول واقعی مردم شهر "گاتهام" بود که بجای اینکه صرفن به فکر زندگی شخصی خودخواهانه و منافع شخصی خود باشند ، به جنبه ها ی انسانی زندگی و تعاملات اجتماعی نیز حساس باشند ..چون نجات واقعی در برتری یافتن جنبه های انسانی زندگی بر رذالت هاست....
و حالا شکست قطعی " کرونا" که به شکل طنز آمیز تلخی منشاء خفاشی دارد ، بجز "بتمن" ( که او هم لباس و ماسک خفاش بر تن میکند ) ، فقط در گرو رشد جنبه های انسانی و همدلانه ی مردم است .
این روزها واکنش های غریزی اولیه مردم به دنبال هراس و ترس ایجاد شده و بی نظمی ها و رذالت های اولیه زالو صفتان در احتکار ماسک و دستکش و....کرونا را به پیروزی نزدیک کرده بود ولی بدنبال حرکت های شجاعانه و شریفانه و جانفشانانه جامعه پزشکی در قالب منجی (بتمن) ، گروه های مردمی نیز به صحنه آمدند و با جمع آوری کمک های مادی و معنوی قدم مهمی برای شکست کرونا برداشته اند.
کمک هایی که حالا واقعا لازم است بجز حفاظت از جامعه پزشکی در خط مقدم ، حمایت اقتصادی و غذایی از مردم را هم به عنوان هدف مهم در نظر داشته باشد تا همه بتوانند با شکم نسبتا" سیر و با دغدغه کمتر ایام قرنطینه و حصر را طی کنند..
شروع حیات در کره ی زمین مرهون یک لحظه غفلت آدم بود....نگذاریم با غفلت به پایان برسد...
مخصوصا" الان که ارزش کوچکترین مواهب زندگی را درک کرده ایم چه برسد به تنفس بی ماسک که ممد حیات است و مفرح ذات...
😷رشت.دکترحمیداخوین.۹۸/۱۲/۲۱.ایام کرونایی😷
#کرونا
#ماسک
@HypnoseChannel
Forwarded from 🍀🍀 ( یادداشت های یک پزشک/روانشناس.....دکتر اخوین☘) (Hamid Akhavein)
☘🍀☘☘☘☘☘☘☘☘
"گ" ...مثل " گل"....مثل " گل فروش"....
"گ"....مثل "گردو"...مثل " گردوفروش"....
"گ" ...مثل " گاری گردو"..." گاری گل"...
"گ"...مثل " گیلان جان"....
"گ"،،، مثل "گیله مرد"...."گیله زن"...
" گ"...مثل " گذشت "....
"گذشت" از روزهای سخت نیاز به "گذشت" در روزهای سخت داره....
هوای همدیگر را داشته باشیم.....
همشهری گل...هموطن گرانقدر.....
کمک های مالی و معیشتی و غذایی یادمون نره...
سوپر مارکت های بزرگ ، بسته های معیشتی درست کنند. شماره حساب اعلام کنند. هرکی میتونه چند تا بخره تا برسه به دست نیازمند ها...
کمک کنیم ...
"گ".... مثل "گل" بمونه....نه مثل" گریه"...
🌹بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم🌹
😷"رشت.دکتر حمید اخوین.۹۸/۱۲/۲۳.ایام کرونایی"😷
@HypnoseChannel
"گ" ...مثل " گل"....مثل " گل فروش"....
"گ"....مثل "گردو"...مثل " گردوفروش"....
"گ" ...مثل " گاری گردو"..." گاری گل"...
"گ"...مثل " گیلان جان"....
"گ"،،، مثل "گیله مرد"...."گیله زن"...
" گ"...مثل " گذشت "....
"گذشت" از روزهای سخت نیاز به "گذشت" در روزهای سخت داره....
هوای همدیگر را داشته باشیم.....
همشهری گل...هموطن گرانقدر.....
کمک های مالی و معیشتی و غذایی یادمون نره...
سوپر مارکت های بزرگ ، بسته های معیشتی درست کنند. شماره حساب اعلام کنند. هرکی میتونه چند تا بخره تا برسه به دست نیازمند ها...
کمک کنیم ...
"گ".... مثل "گل" بمونه....نه مثل" گریه"...
🌹بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم🌹
😷"رشت.دکتر حمید اخوین.۹۸/۱۲/۲۳.ایام کرونایی"😷
@HypnoseChannel
Forwarded from 🍀🍀 ( یادداشت های یک پزشک/روانشناس.....دکتر اخوین☘) (Hamid Akhavein)
🥄🔥🥄🔥
🖊"ق"...مثل..."قصه".....
قصه ی آش ِ" ابودردا..abu_ darda"
🖌 "ق"...مثل.."قاشق زنی"🥄..در چهارشنبه سوری.
🖍"ق"...مثل..."قرنطینه"...در ایام کرونایی
چهارشنبه سوری نزدیک است....
این بار متفاوت تر از همیشه...خیلی متفاوت..
درسالهای اخیر مراسم چهارشنبه سوری به هزاران
دلیل از فلسفه و ریشه های سنتی خودش فاصله گرفته و صرفن به یک مراسم آتش بازی و ...مبدل شده است......
شاید بحران کرونا ، فرصتی برای احیاء سنت های اصلی این روز باشد.به ویژه سنت هایی که منجر به اتحاد بیشتر یک ملت به کمک ارزش های انسانی آن میشود.
سنت هایی که خودشون قصه ای دارند....
و اما بشنوید قصه ی قاشق زنی را در این ایام قرنطینه.....👇👇
قاشقزنی از رسوم ایرانی است که در شب چهارشنبه سوری برپا می شده است. یكى از دلایلى پدید آمدن رسم قاشق زنى ، كمک به نیازمندان در قالب ناشناس است و حاصل نهایی قاشقزنی، پخت و توزیع " آش ابودردا " بود.
قاشقزنی رسمی عمومی بود و زنان و مردان چادر بر سر انداخته و نقابی بر چهره میزدند تا ناشناس بمانند. آنگاه با قاشق بر کاسه یا قابلمه یا بر در خانه میکوبیدند و اهل خانه را از آمدن خویش آگاه میکردند.
اهل خانه کاسه خالی را گرفته و مشتی آذوقه خشک در آن ریخته و بازمیگرداندند و گاه بجای آذوقه پول نقد به قاشق زن پرداخت میکردند.
مهمترین شرط در قاشق زدن ناشناس ماندن قاشقزن بودهاست لذا نه قاشقزن و نه صاحب منزل، در هنگام مواجهه سخن نمیگفتهاند.
قاشقزنی احتمالاً نشات گرفته از این عقیده است که ارواح نیک درگذشتگان در رستاخیزی به شکل افرادی که رویشان پوشیده است به خانه بازماندگان سر میزنند و زندگان برای یادبود و برکت به آنان هدیهای میدهند. قاشق زنی استفادهٔ ارواح از زبان بدنی به جای زبان گفتاری است.
قاشقزن پس از رفتن به در هفت خانه و جمعآوری آذوقه و پول کافی، مقدمات تهیه آش را فراهم میکرد.
آشی که به نیت شفای بیماران تهیه میشد و پس از آنکه اندکی از آن را به بیمار داخل منزل میچشاندند، مابقی را به فقرا میبخشیدند.
آش "ابودردا" شبیه آش رشته و شامل هفت نوع حبوبات شامل نخود و عدس و لوبیا و....بود.
🖋اما چرا اسم این آش «ابودردا» است؟
ظاهرا «دردا» نام پزشکی در زمان پیامبر بوده، دردا هم ریشه در کلمه درد ندارد ولی احتمالا چون تلفظ این کلمه شبیه کلمه درد در زبان فارسی بوده یکی از قدیمیترین غذاهای چهارشنبه سوری "ابودردا" نام گرفته است به همان نیتی که گفتیم، یعنی شفای بیماران....
علت ربختن رشته در این آش این بود که خوردن غذاهایی که رشته دارند (مثل رشته پلو) به نیت در دست گرفتن رشته کار و امور زندگی برای شب چهارشنبه سوری و شب سال تحویل عید نوروز همواره یک رسم و سنت بوده است.
در گذشته آش ابودردا را به صورت دسته جمعی میپختند. یعنی گروهی از زنان همسایه و فامیل برای پخت این آش دور هم جمع میشدند و با شور و حال خاصی و احتمالا هر کس به نیت عزیزی به پخت این آش مشغول میشدند.
علاوه بر این حین آماده کردن رشته، توپهای قلقلی شبیه سر آدمک از خمیر درست میکردند و به نیت تک تک افراد خانواده در این آش می ریختند. بعد از پختن این گلولههای خمیری را از آش خارج کرده و روی پشتبام خانه می ریختند تا خوراک پرندگان شود و یا در آب می ریختند که ماهیان بخورند و دلیل این کار نیت از بین رفتن بیماری و ماندن سلامتی و خوشی بود.
👈همشهریان عزیز
چند روزی بیشتر به چهارشنبه سوری سال ۹۸ نمانده است..
کاسه ها ، قابلمه ها و سفره های زیادی خالی اند.
عده ی زیادی هم بیمارند...
باید کمک کنیم تا همه بتوانند "آش ابودردا" بپزند.
به نیت شفای بیماران..
به نیت حفظ سنت هایی که باعث همدلی بیشتر و تحکیم هویت ملی ما میشوند....
🔥سرخی تو از من....زردی من از تو🔥
به نیت کمک به حفظ قرنطینه و ماندن مردم در خانه هایشان....
هر کس به سهم خود و بر مبنای وسع مالی خود، به هر خانواده ای که می شناسد کمک کند تا سفره ای خالی نماند ...
برای کمک به حفظ قرنطینه به خیریه هایی که سازماندهی درستی دارند و بسته های معیشتی و سبد غذایی را تا در خانه مردم می رسانند ّکمک کنید...صدای قاشق زنی خیریه ها را بشنوید....
کمک کنید قصه های شاد این سرزمین، به قصه ی غصه های بیشتر تبدیل نشوند.
همچنین به یاد این چهارشنبه سوری خانگی ، در خانه ها شمعی بیافروزید..
امسال در جشن بزرگ چهارشنبه سوری، به پاس زحمات عزیزانی که برای سلامتی مردم ایران جانفشانی می کنند و به یاد پزشکان و پرستارانی که در این راه شهید شده اند ، شمعی مقابل پنجره های خانه مان روشن خواهیم کرد.
"بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش زیک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار"
#کرونا
😷رشت.دکترحمیداخوین.۹۸/۱۲/۲۴.ایام کرونایی😷
@HypnoseChannel
🖊"ق"...مثل..."قصه".....
قصه ی آش ِ" ابودردا..abu_ darda"
🖌 "ق"...مثل.."قاشق زنی"🥄..در چهارشنبه سوری.
🖍"ق"...مثل..."قرنطینه"...در ایام کرونایی
چهارشنبه سوری نزدیک است....
این بار متفاوت تر از همیشه...خیلی متفاوت..
درسالهای اخیر مراسم چهارشنبه سوری به هزاران
دلیل از فلسفه و ریشه های سنتی خودش فاصله گرفته و صرفن به یک مراسم آتش بازی و ...مبدل شده است......
شاید بحران کرونا ، فرصتی برای احیاء سنت های اصلی این روز باشد.به ویژه سنت هایی که منجر به اتحاد بیشتر یک ملت به کمک ارزش های انسانی آن میشود.
سنت هایی که خودشون قصه ای دارند....
و اما بشنوید قصه ی قاشق زنی را در این ایام قرنطینه.....👇👇
قاشقزنی از رسوم ایرانی است که در شب چهارشنبه سوری برپا می شده است. یكى از دلایلى پدید آمدن رسم قاشق زنى ، كمک به نیازمندان در قالب ناشناس است و حاصل نهایی قاشقزنی، پخت و توزیع " آش ابودردا " بود.
قاشقزنی رسمی عمومی بود و زنان و مردان چادر بر سر انداخته و نقابی بر چهره میزدند تا ناشناس بمانند. آنگاه با قاشق بر کاسه یا قابلمه یا بر در خانه میکوبیدند و اهل خانه را از آمدن خویش آگاه میکردند.
اهل خانه کاسه خالی را گرفته و مشتی آذوقه خشک در آن ریخته و بازمیگرداندند و گاه بجای آذوقه پول نقد به قاشق زن پرداخت میکردند.
مهمترین شرط در قاشق زدن ناشناس ماندن قاشقزن بودهاست لذا نه قاشقزن و نه صاحب منزل، در هنگام مواجهه سخن نمیگفتهاند.
قاشقزنی احتمالاً نشات گرفته از این عقیده است که ارواح نیک درگذشتگان در رستاخیزی به شکل افرادی که رویشان پوشیده است به خانه بازماندگان سر میزنند و زندگان برای یادبود و برکت به آنان هدیهای میدهند. قاشق زنی استفادهٔ ارواح از زبان بدنی به جای زبان گفتاری است.
قاشقزن پس از رفتن به در هفت خانه و جمعآوری آذوقه و پول کافی، مقدمات تهیه آش را فراهم میکرد.
آشی که به نیت شفای بیماران تهیه میشد و پس از آنکه اندکی از آن را به بیمار داخل منزل میچشاندند، مابقی را به فقرا میبخشیدند.
آش "ابودردا" شبیه آش رشته و شامل هفت نوع حبوبات شامل نخود و عدس و لوبیا و....بود.
🖋اما چرا اسم این آش «ابودردا» است؟
ظاهرا «دردا» نام پزشکی در زمان پیامبر بوده، دردا هم ریشه در کلمه درد ندارد ولی احتمالا چون تلفظ این کلمه شبیه کلمه درد در زبان فارسی بوده یکی از قدیمیترین غذاهای چهارشنبه سوری "ابودردا" نام گرفته است به همان نیتی که گفتیم، یعنی شفای بیماران....
علت ربختن رشته در این آش این بود که خوردن غذاهایی که رشته دارند (مثل رشته پلو) به نیت در دست گرفتن رشته کار و امور زندگی برای شب چهارشنبه سوری و شب سال تحویل عید نوروز همواره یک رسم و سنت بوده است.
در گذشته آش ابودردا را به صورت دسته جمعی میپختند. یعنی گروهی از زنان همسایه و فامیل برای پخت این آش دور هم جمع میشدند و با شور و حال خاصی و احتمالا هر کس به نیت عزیزی به پخت این آش مشغول میشدند.
علاوه بر این حین آماده کردن رشته، توپهای قلقلی شبیه سر آدمک از خمیر درست میکردند و به نیت تک تک افراد خانواده در این آش می ریختند. بعد از پختن این گلولههای خمیری را از آش خارج کرده و روی پشتبام خانه می ریختند تا خوراک پرندگان شود و یا در آب می ریختند که ماهیان بخورند و دلیل این کار نیت از بین رفتن بیماری و ماندن سلامتی و خوشی بود.
👈همشهریان عزیز
چند روزی بیشتر به چهارشنبه سوری سال ۹۸ نمانده است..
کاسه ها ، قابلمه ها و سفره های زیادی خالی اند.
عده ی زیادی هم بیمارند...
باید کمک کنیم تا همه بتوانند "آش ابودردا" بپزند.
به نیت شفای بیماران..
به نیت حفظ سنت هایی که باعث همدلی بیشتر و تحکیم هویت ملی ما میشوند....
🔥سرخی تو از من....زردی من از تو🔥
به نیت کمک به حفظ قرنطینه و ماندن مردم در خانه هایشان....
هر کس به سهم خود و بر مبنای وسع مالی خود، به هر خانواده ای که می شناسد کمک کند تا سفره ای خالی نماند ...
برای کمک به حفظ قرنطینه به خیریه هایی که سازماندهی درستی دارند و بسته های معیشتی و سبد غذایی را تا در خانه مردم می رسانند ّکمک کنید...صدای قاشق زنی خیریه ها را بشنوید....
کمک کنید قصه های شاد این سرزمین، به قصه ی غصه های بیشتر تبدیل نشوند.
همچنین به یاد این چهارشنبه سوری خانگی ، در خانه ها شمعی بیافروزید..
امسال در جشن بزرگ چهارشنبه سوری، به پاس زحمات عزیزانی که برای سلامتی مردم ایران جانفشانی می کنند و به یاد پزشکان و پرستارانی که در این راه شهید شده اند ، شمعی مقابل پنجره های خانه مان روشن خواهیم کرد.
"بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش زیک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار"
#کرونا
😷رشت.دکترحمیداخوین.۹۸/۱۲/۲۴.ایام کرونایی😷
@HypnoseChannel
دوستان گرامی
با کمک های شما مبلغی حدود ۶۰۰ میلیون تومان جمع آوری شد.
با این کمک ها مقادیر قابل توجهی ماسک، شیلد، گان و مواد ضد عفونی کننده تهیه شد که
به بیمارستانهای رشت، انزلی، لاهیجان، صومعه سرا و ...تحویل داده شد.
همچنین تعداد ۵ عدد دستگاه تنفس Bipap خریداری شد که آن هم به بیمارستان های گیلان تحویل داده شد.
من فقط نقش کوچکی در جمع آوری کمک ها داشتم و کار بزرگ را همکاران من در انجمن متخصصین پوست انجام دادند.
از همه ی شما سپاسگزاریم🌹
@dromidzargari
با کمک های شما مبلغی حدود ۶۰۰ میلیون تومان جمع آوری شد.
با این کمک ها مقادیر قابل توجهی ماسک، شیلد، گان و مواد ضد عفونی کننده تهیه شد که
به بیمارستانهای رشت، انزلی، لاهیجان، صومعه سرا و ...تحویل داده شد.
همچنین تعداد ۵ عدد دستگاه تنفس Bipap خریداری شد که آن هم به بیمارستان های گیلان تحویل داده شد.
من فقط نقش کوچکی در جمع آوری کمک ها داشتم و کار بزرگ را همکاران من در انجمن متخصصین پوست انجام دادند.
از همه ی شما سپاسگزاریم🌹
@dromidzargari
از هاله ی نور تا دستور برگشت همه چیز به روال طبیعی (از شنبه!)
اغلب سیاستمداران (و بسیاری از مذهبیون افراطی)یا به مسائلی غیر واقعی اعتقاد دارند یا به هر نحو از واقعیت های علمی بی اطلاع یا گریزانند.
برخی حتی علم را دشمن خود میدانند؛ کتاب به آتش میکشند، گرم شدن کره ی زمین را ندیده می گیرند، خطر اپیدمی ویروسی را باور ندارند یا اگر هم در نهایت باور کنند آن را عامل دشمن می دانند...
در علم روانشناسی پدیده ای هست بنام Dunning-Kruger effect. اثر دانینگ-کروگر به این معناست که فرد تصور درستی از توانایی شناختی خود نداشته و آن را بالاتر از سایرین می پندارد. نتیجه ی این اثر نوعی اعتماد به نفس کاذب است. خیلی از ما بدرجاتی مبتلا به این مشکل هستیم. ساده ترینش این است که برای مثال آدرسی را بلد نیستیم اما تصور میکنیم آنقدر باهوش هستیم که بدون پرس و جو به مقصد برسیم.
در دنیای سیاستمداران و صاحبان قدرت، اعتماد به نفس کاذب پدیده ای رایج است و متاسفانه اغلب با بی تدبیری و درجاتی از خودشیفتگی هم همراه است. به این ترتیب، نتیجه تنها به گم شدن یک نفر منجر نمیشود، بلکه کل جهان تحت تاثیر آثار مخرب آن قرار می گیرد...
آنچه امروز جهان شاهد آن است، تا حد زیادی از علم گریزی سیاستمداران و اعتماد به نفس کاذب آنان ناشی می شود.
@dromidzargari
اغلب سیاستمداران (و بسیاری از مذهبیون افراطی)یا به مسائلی غیر واقعی اعتقاد دارند یا به هر نحو از واقعیت های علمی بی اطلاع یا گریزانند.
برخی حتی علم را دشمن خود میدانند؛ کتاب به آتش میکشند، گرم شدن کره ی زمین را ندیده می گیرند، خطر اپیدمی ویروسی را باور ندارند یا اگر هم در نهایت باور کنند آن را عامل دشمن می دانند...
در علم روانشناسی پدیده ای هست بنام Dunning-Kruger effect. اثر دانینگ-کروگر به این معناست که فرد تصور درستی از توانایی شناختی خود نداشته و آن را بالاتر از سایرین می پندارد. نتیجه ی این اثر نوعی اعتماد به نفس کاذب است. خیلی از ما بدرجاتی مبتلا به این مشکل هستیم. ساده ترینش این است که برای مثال آدرسی را بلد نیستیم اما تصور میکنیم آنقدر باهوش هستیم که بدون پرس و جو به مقصد برسیم.
در دنیای سیاستمداران و صاحبان قدرت، اعتماد به نفس کاذب پدیده ای رایج است و متاسفانه اغلب با بی تدبیری و درجاتی از خودشیفتگی هم همراه است. به این ترتیب، نتیجه تنها به گم شدن یک نفر منجر نمیشود، بلکه کل جهان تحت تاثیر آثار مخرب آن قرار می گیرد...
آنچه امروز جهان شاهد آن است، تا حد زیادی از علم گریزی سیاستمداران و اعتماد به نفس کاذب آنان ناشی می شود.
@dromidzargari
با توجه به افزایش شیوع خشکی پوست دست ها بدنبال تماس مکرر با شوینده ها و مواد ضد عفونی کننده، موارد زیر برای جلوگیری از خشکی پوست توصیه می گردد:
۱. کلیه کارهایی که با تماس با مواد شوینده همراه هستند مثل شستن ظرف و لباس یا ضد عفونی کردن سطوح و ... حتما با دو دستکش انجام شود، دستکش نخی زیر و دستکش لاستیکی روی آن پوشیده شود اما ترجیحا" مدت استفاده همزمان از این دو دستکش بیش از ۱۵ دقیقه نباشد.
۲. افرادی که زمینه ی خشکی پوست و اگزما دارند، ترجیحا به جای استفاده از الکل و مواد ضد عفونی کننده، از صابون های ملایم استفاده کنند.
۳. میتوان از ترکیبات جایگزین صابون که ظاهر و عملکرد مشابه با صابون دارند، اما تحریک کنندگی کمتری دارند استفاده کرد. این ترکیبات که در داروخانه ها با نام سیندت یا پن در دسترس هستند چنانچه مناسب انتخاب شوند، آسیب کمتری به پوست می زنند.
۴. بهتر است برای شستشو از آب ولرم استفاده شود و از آب داغ یا سرد استفاده نشود.
۵. استفاده از کرم های مرطوب کننده روزی چندین بار به کل دست ها و تمامی انگشتان و تمامی محل های خشکی پوست بدن. همچنین بعد از هر بار شستن دستها نیز مجددا کرم مرطوب کننده به تمام دست و انگشتان مالیده شود.
۶. باید توجه داشت که گاهی بیماری دیگری غیر از خشکی پوست و اگزما وجود دارد ( نظیر عفونت های ثانویه باکتریال یا عفونت های قارچی و ...) بنابراین استفاده بدون تجویز پزشک از کورتون موضعی توصیه نمی شود.
۷. در نهایت توصیه می شود در صورتی که با وجود رعایت های فوق بهبودی حاصل نشد، جهت معاینه به پزشک متخصص پوست مراجعه شود.
@dromidzargari
۱. کلیه کارهایی که با تماس با مواد شوینده همراه هستند مثل شستن ظرف و لباس یا ضد عفونی کردن سطوح و ... حتما با دو دستکش انجام شود، دستکش نخی زیر و دستکش لاستیکی روی آن پوشیده شود اما ترجیحا" مدت استفاده همزمان از این دو دستکش بیش از ۱۵ دقیقه نباشد.
۲. افرادی که زمینه ی خشکی پوست و اگزما دارند، ترجیحا به جای استفاده از الکل و مواد ضد عفونی کننده، از صابون های ملایم استفاده کنند.
۳. میتوان از ترکیبات جایگزین صابون که ظاهر و عملکرد مشابه با صابون دارند، اما تحریک کنندگی کمتری دارند استفاده کرد. این ترکیبات که در داروخانه ها با نام سیندت یا پن در دسترس هستند چنانچه مناسب انتخاب شوند، آسیب کمتری به پوست می زنند.
۴. بهتر است برای شستشو از آب ولرم استفاده شود و از آب داغ یا سرد استفاده نشود.
۵. استفاده از کرم های مرطوب کننده روزی چندین بار به کل دست ها و تمامی انگشتان و تمامی محل های خشکی پوست بدن. همچنین بعد از هر بار شستن دستها نیز مجددا کرم مرطوب کننده به تمام دست و انگشتان مالیده شود.
۶. باید توجه داشت که گاهی بیماری دیگری غیر از خشکی پوست و اگزما وجود دارد ( نظیر عفونت های ثانویه باکتریال یا عفونت های قارچی و ...) بنابراین استفاده بدون تجویز پزشک از کورتون موضعی توصیه نمی شود.
۷. در نهایت توصیه می شود در صورتی که با وجود رعایت های فوق بهبودی حاصل نشد، جهت معاینه به پزشک متخصص پوست مراجعه شود.
@dromidzargari