✅ رویشهای جامعه مدنی در دل بحران؛
درخت پیرِتن منِ، دوباره سبز میشود…
✍🏻 قاسم بزرگزاده
🔰 یک- غالب پدرمادرها تمامشان را میگذارند تا فرزندشان همان چیزی بشود که آنها درخیال خود میپرورانند. انواع مشاورهها، برنامهریزیها، کلاسهای پشت سرهم، خط ونشان کشیدنها، تشویقها، باجها، و…..اما لزوما آن چیزی که در رویای والدین است رخ نمیدهد.
🔰دو- در اعوان جوانی مسوولیت اداری نسبتا مهمی به من سپرده شد. مدیر قبلی مردی بسیار باهوش بود، چنان رفتار کرده بود که سایر مدیران میانی، تصور میکردند؛ با رفتن او اداره و شهر را آب میبَرَد، از اینرو ناباورانه نگاه میکردند که من کی نه فقط خودم که اداره را با کله زمین بزنم.
🔰بمنظور ایجاد تغییرات مثبت و البته جلوگیری از خرابتر شدن اوضاع، خیلی با دقت وسواس گونه نشستم برنامه ریزی کردم. در چینشِ نیروی انسانی، فرایندها و… باز نگری کردم. چندسال بعد، خود خواسته مسوولیت از آن وظیفه کناره گرفتم. روزی که داشتم دفتر کارم را به مدیر بعدی که از دوستانم بود تحویل میدادم به کاغذهای برنامهریزی آغاز دوره مدیریتام برخوردم و آن را دوباره خواندم. آری بیشتر پیش اندیشیهایم آن طور که خیال داشتم نتیجه تمام و کمال نداده بود. قطع نظر از کاستیهای خودم، رخدادهای خُردِ بسیار رخ داده بود و نشده بود آنچه میخواستم.
🔰سه- این روزها در کنار همسرجان به نوغانداری مشغولم. کارم شده زدن شاخه درختان توت و غذا دادن به ۲۵هزار کرم همیشه گرسنه ابریشم. سیاحت دشواریست. امروز شاخههای درخت توجهام را جلب کرد.
🔰درخت بر اساس یک نقشه مهندسیشده رشد نمیکند. ژنتیک آن چارچوبی کلی را میدهد، اما شکل نهایی شاخهها حاصل هزاران عامل تصادفی است: وزش باد، شکستن شاخهای در طوفان، سایه درخت مجاور، حمله حشرات، کیفیت خاک یا حتی عبور یک حیوان. هر شاخه پاسخی است به مجموعهای از رویدادهای پیشبینیناپذیر.
🔰چهار- جامعه مدنی نیز چنین است. دولتها و ایدیولوژیها اغلب میکوشند جامعه را مانند یک ساختمان طراحی کنند؛ با نقشهای روشن و سلسله مراتبی. اما واقعیت بیشتر شبیه درخت است تا ساختمان. انجمنها، کانونهای فرهنگی، گروههای داوطلبانه، جنبشهای اجتماعی و شبکههای دوستی اغلب از دل رخدادهای پیشبینینشده سر بر میآورند.
🔰یک حادثه، یک فیلم یا کتاب یاترانه، یک اعتراض، یک بحران اقتصادی یا حتی یک دوستی اتفاقی میتواند شاخهای تازه در پیکره جامعه ایجاد کند. جامعه مدنی مانند تاج یک درخت، محصول این نظم خودجوش است.
🔰“ژیل دلوز” از مفهوم «ریزوم» سخن میگوید؛ شبکهای بدون مرکز که از هر نقطه میتواند رشد کند. جامعه مدنی در این معنا مجموعهای از شاخههای فرعی است که گاه ناگهان و در جهتی غیرمنتظره رشد میکنند.
🔰برای ایران امروز ما نیز این استعاره گویاست. در شرایط جنگ، فشار اقتصادی، ناامنی روانی و بیاعتمادی عمومی، بسیاری بیم داشتند جامعه مدنی خشک شود. اما همانگونه که درخت پس از شکستن یک شاخه، گاه از نقطهای دیگر جوانه میزند، جامعه نیز اشکال تازهای از همیاری، شبکههای محلی، فعالیتهای فرهنگی یا کنشهای مدنی را خلق میکند. این رویشها معمولا قابل پیشبینی نیستند.
🔰جامعه مدنی نه محصول نظم کامل، بلکه حاصل گفت وگوی مداوم میان ضرورت و تصادف است؛ همانگونه که زیبایی یک درخت در انحرافهای غیرقابل پیشبینی شاخههای آن نهفته است.
🔰شاید به تعبیر” بنیامین”؛ تاریخ نیز نه یک جاده مستقیم، بلکه مجموعهای از پیچها، توقفها و رخدادهای ناگهانی است. جامعه مدنی همچون درختی است که مسیر رشدش را نه فقط ریشهها، بلکه بادهای اتفاق نیز تعیین میکنند.
🔰«تصادف» صرفا چیزی است که هنوز علتش را نمیدانیم. در فلسفه معاصر بهویژه پس از فروپاشی نگاههای کلان تاریخی، تصادف دیگر صرفا نقص شناخت ما نیست؛ بلکه بخشی از خودِ واقعیت است.
🔰ما معمولا تنه را میبینیم و تصور میکنیم شکل درخت از درون آن برنامهریزی شده است. اما اگر مسیر هر شاخه را دنبال کنیم، درمییابیم که هر انشعاب حاصل مواجههای یگانه با جهان بوده است: زخمی قدیمی، شکستگی یک شاخه، سایهای ناخواسته، کمبود نور یا حتی تصادف برخورد یک پرنده. هویت درخت درواقع محصول مجموعهای از «رخدادها» است.
🔰” دلوز” معتقد بود؛ موجودات را نباید بر اساس ماهیت ثابتشان فهمید، بلکه باید آنها را از خلال «شدن» درک کرد. درخت چیزی نیست که صرفا «هست»؛ درخت چیزی است که مدام «میشود». جامعه مدنی نیز همینگونه است. آن را نمیتوان به قانون اساسی، احزاب یا نهادهای رسمی تقلیل داد. جامعه مدنی مجموعهای از فرایندهای شدن است که از دل رخدادهای غیرمنتظره زاده میشود.
🔰آیا میتوان از نوعی «ماتریالیسم تصادف» سخن گفت؟ ونتیجه گرفت تاریخ محصول تحقق یک ضرورت پنهان نیست؛ بلکه نتیجه برخوردهای تصادفی نیروهاست که بعدها ضروری به نظر میرسند؟
🔰مثل شاخههای درخت. ابتدا انحرافی کوچک رخ میدهد، سپس همان انحراف به ساختاری پایدار تبدیل میشود. جامعه مدنی نیز غالبا چنین است. بسیاری از نهادهای مهم اجتماعی از طرحهای از پیش تعیینشده زاده نشدهاند.
🔰یک حلقه کوچک کتابخوانی، یک گروه محلی، یک انجمن صنفی، یک همکاری اتفاقی میان چند نفر؛ اینها در آغاز رخدادهایی ناچیز و تصادفیاند. اما بعدها به شاخههایی تبدیل میشوند که مسیر کل درخت را تغییر میدهند.
🔰شاید در مجالی به “روح زمانه” (تاویل هگلی) بپردازم که چیزی شبیه شکل کلی تاج درخت است. ما آن را میبینیم و گمان میکنیم طرحی منسجم دارد. اما این شکل کلی از میلیونها انحراف کوچک و پیشبینیناپذیر پدید آمده است.
🔰تاریخ نه زنجیرهای پیوسته از پیشرفت، بلکه مجموعهای از لحظات گسست و انفجار است. لحظههایی میرسند که در آنها مسیر تاریخ ناگهان تغییر میکند؛ همانگونه که یک شاخه در نقطهای غیرمنتظره مسیر خود را عوض میکند.
🔰اگر این نگاه را به وضعیت ایران امروز تعمیم دهیم چه دیده میشود؟ معمولا جامعه مدنی را با معیارهای نهادی میسنجیم: تعداد انجمنها، احزاب، رسانهها و غیره. اما شاید جامعه مدنی بیشتر شبیه قابلیت جوانهزدن باشد تا مجموعهای از نهادهای موجود. همانطور که درخت پس از آسیب دیدن میتواند از محل زخم شاخهای تازه برویاند، جامعه نیز ممکن است دقیقا از دل بحرانها، شکستها و گسستها ظرفیتهای تازهای برای همبستگی خلق کند.
🔰بنابراین میتوان گفت؛ تصادف دشمن نظم نیست؛ سرچشمه نظمهای زنده است. نظم ارگانیکِ درخت از پذیرش تصادف زاده میشود. جامعه مدنی نیز هرچه زندهتر باشد، بیشتر توان جذب، هضم و تبدیل رخدادهای پیشبینیناپذیر به اشکال تازه زندگی جمعی را دارد.
🔰شاید بتوان گفت؛ تفاوت یک جامعه زنده با یک جامعه منجمد در همین است: جامعه منجمد فقط تکرار میکند، اما جامعه زنده مانند درخت، از تصادف تغذیه میکند و آن را به شاخهای تازه بدل میسازد. این همان راز پیوند میان تصادف، فاجعه و رشد درخت و امکان آزادی در حیات مدنی است.
….”هرچه تبرزدی مرا، زخم نشد جوانه شد”(شعر از ایرج جنتی عطایی)
منبع: پایگاه تحلیلی خبری مرور
@Haajm
درخت پیرِتن منِ، دوباره سبز میشود…
✍🏻 قاسم بزرگزاده
🔰 یک- غالب پدرمادرها تمامشان را میگذارند تا فرزندشان همان چیزی بشود که آنها درخیال خود میپرورانند. انواع مشاورهها، برنامهریزیها، کلاسهای پشت سرهم، خط ونشان کشیدنها، تشویقها، باجها، و…..اما لزوما آن چیزی که در رویای والدین است رخ نمیدهد.
🔰دو- در اعوان جوانی مسوولیت اداری نسبتا مهمی به من سپرده شد. مدیر قبلی مردی بسیار باهوش بود، چنان رفتار کرده بود که سایر مدیران میانی، تصور میکردند؛ با رفتن او اداره و شهر را آب میبَرَد، از اینرو ناباورانه نگاه میکردند که من کی نه فقط خودم که اداره را با کله زمین بزنم.
🔰بمنظور ایجاد تغییرات مثبت و البته جلوگیری از خرابتر شدن اوضاع، خیلی با دقت وسواس گونه نشستم برنامه ریزی کردم. در چینشِ نیروی انسانی، فرایندها و… باز نگری کردم. چندسال بعد، خود خواسته مسوولیت از آن وظیفه کناره گرفتم. روزی که داشتم دفتر کارم را به مدیر بعدی که از دوستانم بود تحویل میدادم به کاغذهای برنامهریزی آغاز دوره مدیریتام برخوردم و آن را دوباره خواندم. آری بیشتر پیش اندیشیهایم آن طور که خیال داشتم نتیجه تمام و کمال نداده بود. قطع نظر از کاستیهای خودم، رخدادهای خُردِ بسیار رخ داده بود و نشده بود آنچه میخواستم.
🔰سه- این روزها در کنار همسرجان به نوغانداری مشغولم. کارم شده زدن شاخه درختان توت و غذا دادن به ۲۵هزار کرم همیشه گرسنه ابریشم. سیاحت دشواریست. امروز شاخههای درخت توجهام را جلب کرد.
🔰درخت بر اساس یک نقشه مهندسیشده رشد نمیکند. ژنتیک آن چارچوبی کلی را میدهد، اما شکل نهایی شاخهها حاصل هزاران عامل تصادفی است: وزش باد، شکستن شاخهای در طوفان، سایه درخت مجاور، حمله حشرات، کیفیت خاک یا حتی عبور یک حیوان. هر شاخه پاسخی است به مجموعهای از رویدادهای پیشبینیناپذیر.
🔰چهار- جامعه مدنی نیز چنین است. دولتها و ایدیولوژیها اغلب میکوشند جامعه را مانند یک ساختمان طراحی کنند؛ با نقشهای روشن و سلسله مراتبی. اما واقعیت بیشتر شبیه درخت است تا ساختمان. انجمنها، کانونهای فرهنگی، گروههای داوطلبانه، جنبشهای اجتماعی و شبکههای دوستی اغلب از دل رخدادهای پیشبینینشده سر بر میآورند.
🔰یک حادثه، یک فیلم یا کتاب یاترانه، یک اعتراض، یک بحران اقتصادی یا حتی یک دوستی اتفاقی میتواند شاخهای تازه در پیکره جامعه ایجاد کند. جامعه مدنی مانند تاج یک درخت، محصول این نظم خودجوش است.
🔰“ژیل دلوز” از مفهوم «ریزوم» سخن میگوید؛ شبکهای بدون مرکز که از هر نقطه میتواند رشد کند. جامعه مدنی در این معنا مجموعهای از شاخههای فرعی است که گاه ناگهان و در جهتی غیرمنتظره رشد میکنند.
🔰برای ایران امروز ما نیز این استعاره گویاست. در شرایط جنگ، فشار اقتصادی، ناامنی روانی و بیاعتمادی عمومی، بسیاری بیم داشتند جامعه مدنی خشک شود. اما همانگونه که درخت پس از شکستن یک شاخه، گاه از نقطهای دیگر جوانه میزند، جامعه نیز اشکال تازهای از همیاری، شبکههای محلی، فعالیتهای فرهنگی یا کنشهای مدنی را خلق میکند. این رویشها معمولا قابل پیشبینی نیستند.
🔰جامعه مدنی نه محصول نظم کامل، بلکه حاصل گفت وگوی مداوم میان ضرورت و تصادف است؛ همانگونه که زیبایی یک درخت در انحرافهای غیرقابل پیشبینی شاخههای آن نهفته است.
🔰شاید به تعبیر” بنیامین”؛ تاریخ نیز نه یک جاده مستقیم، بلکه مجموعهای از پیچها، توقفها و رخدادهای ناگهانی است. جامعه مدنی همچون درختی است که مسیر رشدش را نه فقط ریشهها، بلکه بادهای اتفاق نیز تعیین میکنند.
🔰«تصادف» صرفا چیزی است که هنوز علتش را نمیدانیم. در فلسفه معاصر بهویژه پس از فروپاشی نگاههای کلان تاریخی، تصادف دیگر صرفا نقص شناخت ما نیست؛ بلکه بخشی از خودِ واقعیت است.
🔰ما معمولا تنه را میبینیم و تصور میکنیم شکل درخت از درون آن برنامهریزی شده است. اما اگر مسیر هر شاخه را دنبال کنیم، درمییابیم که هر انشعاب حاصل مواجههای یگانه با جهان بوده است: زخمی قدیمی، شکستگی یک شاخه، سایهای ناخواسته، کمبود نور یا حتی تصادف برخورد یک پرنده. هویت درخت درواقع محصول مجموعهای از «رخدادها» است.
🔰” دلوز” معتقد بود؛ موجودات را نباید بر اساس ماهیت ثابتشان فهمید، بلکه باید آنها را از خلال «شدن» درک کرد. درخت چیزی نیست که صرفا «هست»؛ درخت چیزی است که مدام «میشود». جامعه مدنی نیز همینگونه است. آن را نمیتوان به قانون اساسی، احزاب یا نهادهای رسمی تقلیل داد. جامعه مدنی مجموعهای از فرایندهای شدن است که از دل رخدادهای غیرمنتظره زاده میشود.
🔰آیا میتوان از نوعی «ماتریالیسم تصادف» سخن گفت؟ ونتیجه گرفت تاریخ محصول تحقق یک ضرورت پنهان نیست؛ بلکه نتیجه برخوردهای تصادفی نیروهاست که بعدها ضروری به نظر میرسند؟
🔰مثل شاخههای درخت. ابتدا انحرافی کوچک رخ میدهد، سپس همان انحراف به ساختاری پایدار تبدیل میشود. جامعه مدنی نیز غالبا چنین است. بسیاری از نهادهای مهم اجتماعی از طرحهای از پیش تعیینشده زاده نشدهاند.
🔰یک حلقه کوچک کتابخوانی، یک گروه محلی، یک انجمن صنفی، یک همکاری اتفاقی میان چند نفر؛ اینها در آغاز رخدادهایی ناچیز و تصادفیاند. اما بعدها به شاخههایی تبدیل میشوند که مسیر کل درخت را تغییر میدهند.
🔰شاید در مجالی به “روح زمانه” (تاویل هگلی) بپردازم که چیزی شبیه شکل کلی تاج درخت است. ما آن را میبینیم و گمان میکنیم طرحی منسجم دارد. اما این شکل کلی از میلیونها انحراف کوچک و پیشبینیناپذیر پدید آمده است.
🔰تاریخ نه زنجیرهای پیوسته از پیشرفت، بلکه مجموعهای از لحظات گسست و انفجار است. لحظههایی میرسند که در آنها مسیر تاریخ ناگهان تغییر میکند؛ همانگونه که یک شاخه در نقطهای غیرمنتظره مسیر خود را عوض میکند.
🔰اگر این نگاه را به وضعیت ایران امروز تعمیم دهیم چه دیده میشود؟ معمولا جامعه مدنی را با معیارهای نهادی میسنجیم: تعداد انجمنها، احزاب، رسانهها و غیره. اما شاید جامعه مدنی بیشتر شبیه قابلیت جوانهزدن باشد تا مجموعهای از نهادهای موجود. همانطور که درخت پس از آسیب دیدن میتواند از محل زخم شاخهای تازه برویاند، جامعه نیز ممکن است دقیقا از دل بحرانها، شکستها و گسستها ظرفیتهای تازهای برای همبستگی خلق کند.
🔰بنابراین میتوان گفت؛ تصادف دشمن نظم نیست؛ سرچشمه نظمهای زنده است. نظم ارگانیکِ درخت از پذیرش تصادف زاده میشود. جامعه مدنی نیز هرچه زندهتر باشد، بیشتر توان جذب، هضم و تبدیل رخدادهای پیشبینیناپذیر به اشکال تازه زندگی جمعی را دارد.
🔰شاید بتوان گفت؛ تفاوت یک جامعه زنده با یک جامعه منجمد در همین است: جامعه منجمد فقط تکرار میکند، اما جامعه زنده مانند درخت، از تصادف تغذیه میکند و آن را به شاخهای تازه بدل میسازد. این همان راز پیوند میان تصادف، فاجعه و رشد درخت و امکان آزادی در حیات مدنی است.
….”هرچه تبرزدی مرا، زخم نشد جوانه شد”(شعر از ایرج جنتی عطایی)
منبع: پایگاه تحلیلی خبری مرور
@Haajm
❤1
✅ سازمانهای مردمنهاد چگونه «عدالت جهانی» را میسازند؟
🔰در دنیای امروز، سازمانهای مردمنهاد (NGOها) دیگر صرفاً نهادهایی حمایتی یا خیریهای نیستند، بلکه به بازیگرانی اثرگذار در شکلدهی به مفاهیم کلیدی سیاست جهانی تبدیل شدهاند. مقالهای در نشریه Ethics & International Affairs نشان میدهد که این سازمانها در عمل نقش پیچیدهتری از آنچه معمولاً تصور میشود ایفا میکنند و در مرز میان آرمانگرایی اخلاقی و واقعگرایی سیاسی حرکت میکنند.
🔰بر اساس این تحلیل، NGOها را میتوان در سه کارکرد اصلی بررسی کرد: نخست، نقش گفتوگویی آنهاست که با ایجاد فضاهای چندجانبه، به بازتعریف مفهوم عدالت جهانی کمک میکند. دوم، نقش مقاومتی که در آن این سازمانها در برابر نابرابریهای ساختاری، دولتها و شرکتهای قدرتمند ایستادگی میکنند و صدای گروههای حاشیهای را تقویت مینمایند. سوم، نقش سازنده که به تقویت شبکههای اجتماعی، توانمندسازی جوامع محلی و ایجاد ظرفیت برای مشارکت پایدار در سطح جهانی مربوط میشود.
🔰با این حال، این سه نقش همیشه همراستا نیستند و گاهی در تضاد با یکدیگر قرار میگیرند. به همین دلیل، نویسندگان مقاله تأکید میکنند که برای فهم واقعی تأثیر NGOها، باید از نگاه سادهانگارانه فاصله گرفت و آنها را در بستر پیچیده روابط قدرت جهانی تحلیل کرد؛ جایی که گفتوگو، مقاومت و ساختن جامعه همزمان در جریان است.
🔰در نهایت، مقاله پیشنهاد میکند که تنها با ترکیب رویکردی اخلاقمحور و در عین حال واقعگرایانه میتوان نقش واقعی سازمانهای مردمنهاد را در مسیر عدالت جهانی درک کرد.
👈🏻 مطلب کامل را در سایت بخوانید.
@Haajm
🔰در دنیای امروز، سازمانهای مردمنهاد (NGOها) دیگر صرفاً نهادهایی حمایتی یا خیریهای نیستند، بلکه به بازیگرانی اثرگذار در شکلدهی به مفاهیم کلیدی سیاست جهانی تبدیل شدهاند. مقالهای در نشریه Ethics & International Affairs نشان میدهد که این سازمانها در عمل نقش پیچیدهتری از آنچه معمولاً تصور میشود ایفا میکنند و در مرز میان آرمانگرایی اخلاقی و واقعگرایی سیاسی حرکت میکنند.
🔰بر اساس این تحلیل، NGOها را میتوان در سه کارکرد اصلی بررسی کرد: نخست، نقش گفتوگویی آنهاست که با ایجاد فضاهای چندجانبه، به بازتعریف مفهوم عدالت جهانی کمک میکند. دوم، نقش مقاومتی که در آن این سازمانها در برابر نابرابریهای ساختاری، دولتها و شرکتهای قدرتمند ایستادگی میکنند و صدای گروههای حاشیهای را تقویت مینمایند. سوم، نقش سازنده که به تقویت شبکههای اجتماعی، توانمندسازی جوامع محلی و ایجاد ظرفیت برای مشارکت پایدار در سطح جهانی مربوط میشود.
🔰با این حال، این سه نقش همیشه همراستا نیستند و گاهی در تضاد با یکدیگر قرار میگیرند. به همین دلیل، نویسندگان مقاله تأکید میکنند که برای فهم واقعی تأثیر NGOها، باید از نگاه سادهانگارانه فاصله گرفت و آنها را در بستر پیچیده روابط قدرت جهانی تحلیل کرد؛ جایی که گفتوگو، مقاومت و ساختن جامعه همزمان در جریان است.
🔰در نهایت، مقاله پیشنهاد میکند که تنها با ترکیب رویکردی اخلاقمحور و در عین حال واقعگرایانه میتوان نقش واقعی سازمانهای مردمنهاد را در مسیر عدالت جهانی درک کرد.
👈🏻 مطلب کامل را در سایت بخوانید.
@Haajm
✅گزارش «شرق» از برخوردها و محدودیتهای جدیدی که فعالیت شوراهای صنفی دانشجویان را از مسیر خود خارج کرده است
▫️شوراهای صنفی در مسیر حذف تدریجی
🔰گزارش روزنامه شرق از افزایش محدودیتها برای شوراهای صنفی دانشجویان نشان میدهد این نهادها که با هدف پیگیری مطالبات رفاهی و صنفی دانشجویان شکل گرفتهاند، امروز با چالشهای جدی روبهرو هستند.
🔰بر اساس این گزارش، دانشگاههای مختلف با محدود کردن اختیارات شوراها، جلوگیری از فعالیت رسانهای، احضار اعضا به کمیتههای انضباطی، تأخیر در برگزاری انتخابات و حتی نادیده گرفتن جایگاه قانونی این نهادها، نقش آنها را بهشدت کمرنگ کردهاند.
همزمان، وزارت علوم نیز در حال بازنگری آییننامه شوراهای صنفی است؛ آییننامهای که گفته میشود بر اساس الگوی وزارت بهداشت تدوین خواهد شد و محدودیتهای بیشتری از جمله منع ورود شوراها به برخی مسائل آموزشی و تشدید نظارت بر فعالیتهای آنها را در پی خواهد داشت.
🔰فعالان صنفی دانشگاههای علامه طباطبایی، شهید بهشتی، صنعتی شریف و تهران میگویند در عمل با پاسخ تکراری «حق دخالت ندارید» مواجه میشوند و حتی پیگیری پروندههای انضباطی، مسائل آموزشی و رفاهی دانشجویان نیز از حوزه اختیارات آنها خارج شده است.
🔰به باور این دانشجویان، ادامه این روند نهتنها مشارکت دانشجویان در اداره دانشگاه را تضعیف میکند، بلکه یکی از معدود نهادهای رسمی نمایندگی دانشجویان را بهتدریج از کارکرد اصلی خود دور خواهد کرد.
@Haajm
▫️شوراهای صنفی در مسیر حذف تدریجی
🔰گزارش روزنامه شرق از افزایش محدودیتها برای شوراهای صنفی دانشجویان نشان میدهد این نهادها که با هدف پیگیری مطالبات رفاهی و صنفی دانشجویان شکل گرفتهاند، امروز با چالشهای جدی روبهرو هستند.
🔰بر اساس این گزارش، دانشگاههای مختلف با محدود کردن اختیارات شوراها، جلوگیری از فعالیت رسانهای، احضار اعضا به کمیتههای انضباطی، تأخیر در برگزاری انتخابات و حتی نادیده گرفتن جایگاه قانونی این نهادها، نقش آنها را بهشدت کمرنگ کردهاند.
همزمان، وزارت علوم نیز در حال بازنگری آییننامه شوراهای صنفی است؛ آییننامهای که گفته میشود بر اساس الگوی وزارت بهداشت تدوین خواهد شد و محدودیتهای بیشتری از جمله منع ورود شوراها به برخی مسائل آموزشی و تشدید نظارت بر فعالیتهای آنها را در پی خواهد داشت.
🔰فعالان صنفی دانشگاههای علامه طباطبایی، شهید بهشتی، صنعتی شریف و تهران میگویند در عمل با پاسخ تکراری «حق دخالت ندارید» مواجه میشوند و حتی پیگیری پروندههای انضباطی، مسائل آموزشی و رفاهی دانشجویان نیز از حوزه اختیارات آنها خارج شده است.
🔰به باور این دانشجویان، ادامه این روند نهتنها مشارکت دانشجویان در اداره دانشگاه را تضعیف میکند، بلکه یکی از معدود نهادهای رسمی نمایندگی دانشجویان را بهتدریج از کارکرد اصلی خود دور خواهد کرد.
@Haajm
شرق
شوراهای صنفی در مسیر حذف تدریجی
دهه 70 بود که «شورایهای صنفی دانشجویان» در دانشگاههای ایران تأسیس شدند؛ نهادهایی که قرار بود نماینده دانشجویان در پیگیری مطالبات رفاهی، خدماتی و صنفی آنها باشند. فعالیت «شوراهای صنفی» از همان زمان بهتدریج، دارای آییننامههایی یکدست بین تمام دانشگاهها…
❤1
✅ا NGO و خیریه؛ یک تفاوت مهم که کمتر به آن توجه میشود
🔰وقتی صحبت از فعالیتهای اجتماعی و کمک به جامعه میشود، بسیاری از افراد «NGO» و «خیریه» را یکسان میدانند، اما این دو مفهوم تفاوتهای مهمی دارند.
🔰ا NGO یا سازمان غیردولتی، عنوانی کلی برای سازمانهای مستقلی است که بدون وابستگی به دولت و با هدفی غیرانتفاعی فعالیت میکنند. این سازمانها میتوانند در حوزههایی مانند محیطزیست، حقوق بشر، آموزش، سلامت یا توسعه اجتماعی فعالیت داشته باشند. بسیاری از آنها علاوه بر ارائه خدمات، روی پژوهش، مطالبهگری، تغییر سیاستها و توسعه بلندمدت نیز تمرکز دارند.
🔰در مقابل، خیریه نوع مشخصی از سازمان غیرانتفاعی است که هدف اصلی آن کمک مستقیم به افراد یا گروههای نیازمند از طریق خدماتی مانند تأمین غذا، درمان، آموزش یا حمایتهای مالی است. در بسیاری از کشورها، خیریهها برای برخورداری از مزایایی مانند معافیت مالیاتی باید شرایط قانونی مشخصی را احراز و بهصورت رسمی ثبت شوند.
🔰در واقع، رابطه این دو مفهوم «همپوشانی» است، نه «برابری». به بیان ساده، هر خیریه میتواند یک NGO باشد، اما هر NGO الزاماً خیریه نیست. بسیاری از NGOها به جای کمک مستقیم، بر حل ریشهای مشکلات، توانمندسازی جامعه، حمایتگری و اصلاح سیاستها تمرکز میکنند.
🔰بنابراین اگرچه هر دو در خدمت منافع عمومی هستند، اما تفاوت اصلی آنها در نوع مأموریت، شیوه اثرگذاری و ساختار حقوقی است؛ خیریهها بیشتر خدمات مستقیم ارائه میکنند، در حالی که NGOها معمولاً نقش گستردهتری در توسعه اجتماعی و ایجاد تغییرات پایدار بر عهده دارند.
👈🏻 مطلب کامل را در سایت بخوانید.
@Haajm
🔰وقتی صحبت از فعالیتهای اجتماعی و کمک به جامعه میشود، بسیاری از افراد «NGO» و «خیریه» را یکسان میدانند، اما این دو مفهوم تفاوتهای مهمی دارند.
🔰ا NGO یا سازمان غیردولتی، عنوانی کلی برای سازمانهای مستقلی است که بدون وابستگی به دولت و با هدفی غیرانتفاعی فعالیت میکنند. این سازمانها میتوانند در حوزههایی مانند محیطزیست، حقوق بشر، آموزش، سلامت یا توسعه اجتماعی فعالیت داشته باشند. بسیاری از آنها علاوه بر ارائه خدمات، روی پژوهش، مطالبهگری، تغییر سیاستها و توسعه بلندمدت نیز تمرکز دارند.
🔰در مقابل، خیریه نوع مشخصی از سازمان غیرانتفاعی است که هدف اصلی آن کمک مستقیم به افراد یا گروههای نیازمند از طریق خدماتی مانند تأمین غذا، درمان، آموزش یا حمایتهای مالی است. در بسیاری از کشورها، خیریهها برای برخورداری از مزایایی مانند معافیت مالیاتی باید شرایط قانونی مشخصی را احراز و بهصورت رسمی ثبت شوند.
🔰در واقع، رابطه این دو مفهوم «همپوشانی» است، نه «برابری». به بیان ساده، هر خیریه میتواند یک NGO باشد، اما هر NGO الزاماً خیریه نیست. بسیاری از NGOها به جای کمک مستقیم، بر حل ریشهای مشکلات، توانمندسازی جامعه، حمایتگری و اصلاح سیاستها تمرکز میکنند.
🔰بنابراین اگرچه هر دو در خدمت منافع عمومی هستند، اما تفاوت اصلی آنها در نوع مأموریت، شیوه اثرگذاری و ساختار حقوقی است؛ خیریهها بیشتر خدمات مستقیم ارائه میکنند، در حالی که NGOها معمولاً نقش گستردهتری در توسعه اجتماعی و ایجاد تغییرات پایدار بر عهده دارند.
👈🏻 مطلب کامل را در سایت بخوانید.
@Haajm
👍5❤1
✅ سرمایه اجتماعی؛ حلقه گمشده توسعه پایدار و مشارکت مدنی
🔰وقتی از سرمایه صحبت میکنیم، معمولا پول، امکانات یا مهارتها به ذهنمان میرسد؛ اما یکی از مهمترین سرمایههای هر جامعه، سرمایه اجتماعی است.
🔰سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد میان مردم، همکاری، مشارکت، مسئولیتپذیری و شبکههایی که افراد را برای حل مسائل مشترک به هم پیوند میدهد. هرچه این سرمایه بیشتر باشد، جامعه منسجمتر، تابآورتر و توانمندتر خواهد بود.
🔰سازمانهای مردمنهاد، گروههای داوطلبانه و انجمنهای محلی نیز از مهمترین بسترهای شکلگیری و تقویت سرمایه اجتماعی هستند؛ زیرا مشارکت، گفتوگو و اعتماد را در جامعه گسترش میدهند.
🔰در مطلب جدید حامیان جامعه مدنی (حجم) با مفهوم سرمایه اجتماعی، انواع آن و نقشش در توسعه و مشارکت مدنی آشنا شوید.
👈🏻 مطلب کامل را در سایت بخوانید.
@Haajm
🔰وقتی از سرمایه صحبت میکنیم، معمولا پول، امکانات یا مهارتها به ذهنمان میرسد؛ اما یکی از مهمترین سرمایههای هر جامعه، سرمایه اجتماعی است.
🔰سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد میان مردم، همکاری، مشارکت، مسئولیتپذیری و شبکههایی که افراد را برای حل مسائل مشترک به هم پیوند میدهد. هرچه این سرمایه بیشتر باشد، جامعه منسجمتر، تابآورتر و توانمندتر خواهد بود.
🔰سازمانهای مردمنهاد، گروههای داوطلبانه و انجمنهای محلی نیز از مهمترین بسترهای شکلگیری و تقویت سرمایه اجتماعی هستند؛ زیرا مشارکت، گفتوگو و اعتماد را در جامعه گسترش میدهند.
🔰در مطلب جدید حامیان جامعه مدنی (حجم) با مفهوم سرمایه اجتماعی، انواع آن و نقشش در توسعه و مشارکت مدنی آشنا شوید.
👈🏻 مطلب کامل را در سایت بخوانید.
@Haajm
👍2
✅ آغاز دوباره فعالیت «موسسه زنان» با تمرکز بر مسائل حوزه آب
🔰«موسسه زنان» پس از چند سال وقفه، فعالیتهای خود را از سر گرفته و بار دیگر با تمرکز بر موضوعات مرتبط با آب، مدیریت منابع آبی و چالشهای این حوزه، به تولید و انتشار محتوای تخصصی بازگشته است.
🔰این موسسه در دور جدید فعالیتهای خود تلاش دارد با نگاهی علمی و کاربردی، بستری برای دسترسی به تحلیلها، گزارشها و مطالب تخصصی حوزه آب فراهم کند. همچنین مرور تجربهها و مطالب ارزشمند گذشته، میتواند به درک بهتر مسائل و چالشهای امروز آب در ایران کمک کند.
🔰فعالان، پژوهشگران و علاقهمندان حوزه آب میتوانند برای دنبال کردن مطالب و فعالیتهای «موسسه زنان» از طریق شبکههای اجتماعی این موسسه همراه شوند:
▫️ اینستاگرام:
🔗 https://www.instagram.com/women.institution
▫️ تلگرام:
🔗 https://t.me/womeninstituteofiran
🔰تقویت نهادهای تخصصی مدنی و ایجاد بسترهای گفتوگو و آگاهیرسانی، یکی از مسیرهای مهم برای مواجهه جمعی با چالشهای زیستمحیطی و اجتماعی است.
@Haajm
🔰«موسسه زنان» پس از چند سال وقفه، فعالیتهای خود را از سر گرفته و بار دیگر با تمرکز بر موضوعات مرتبط با آب، مدیریت منابع آبی و چالشهای این حوزه، به تولید و انتشار محتوای تخصصی بازگشته است.
🔰این موسسه در دور جدید فعالیتهای خود تلاش دارد با نگاهی علمی و کاربردی، بستری برای دسترسی به تحلیلها، گزارشها و مطالب تخصصی حوزه آب فراهم کند. همچنین مرور تجربهها و مطالب ارزشمند گذشته، میتواند به درک بهتر مسائل و چالشهای امروز آب در ایران کمک کند.
🔰فعالان، پژوهشگران و علاقهمندان حوزه آب میتوانند برای دنبال کردن مطالب و فعالیتهای «موسسه زنان» از طریق شبکههای اجتماعی این موسسه همراه شوند:
▫️ اینستاگرام:
🔗 https://www.instagram.com/women.institution
▫️ تلگرام:
🔗 https://t.me/womeninstituteofiran
🔰تقویت نهادهای تخصصی مدنی و ایجاد بسترهای گفتوگو و آگاهیرسانی، یکی از مسیرهای مهم برای مواجهه جمعی با چالشهای زیستمحیطی و اجتماعی است.
@Haajm
❤1👍1
✅ جامعه مدنی دقیقا چیست؟
🔰 مهستان؛ «جامعه مدنی» یکی از اصطلاحاتی است که در رسانهها، مباحث سیاسی و گزارشهای سازمانهای بینالمللی بسیار به کار میرود، اما تعریف دقیق و واحدی برای آن وجود ندارد. همانطور که مجمع جهانی اقتصاد (WEF) اشاره میکند، این عبارت با اینکه در رسانهها و توسط سیاستمداران بارها تکرار میشوداما اگر از یک رهگذر عادی پرسیده شود منظور از آن چیست، بعید است بتواند پاسخ دقیقی بدهد. این گزارش تلاش میکند با تکیه بر منابع معتبر بینالمللی و دانشگاهی، تعریف، تاریخچه، اجزا و نقش جامعه مدنی را روشن کند.
▫️تعریف جامعه مدنی
🔰 یکی از پرکاربردترین تعاریف درباره مفهوم جامعه مدنی را بانک جهانی ارائه کرده است. بر اساس این تعریف، جامعه مدنی به طیف گستردهای از سازمانها، شامل گروههای محلی جامعه، سازمانهای غیردولتی (NGO)، اتحادیههای کارگری، گروههای بومی، سازمانهای خیریه، سازمانهای مذهبی، انجمنهای حرفهای و بنیادها اطلاق میشود.
🔰 نکته مهمی که در مستندات بانک جهانی نیز به آن اشاره شده، این است که هیچ تعریف واحد و مورد قبول همگانی از «جامعه مدنی» وجود ندارد؛ ریشه این مفهوم را میتوان تا توماس هابز و آدام فرگوسن، فیلسوف اسکاتلندی، دنبال کرد. آنچه اهمیت دارد این نیست که همه بر سر اینکه چه کسی «داخل» و چه کسی «خارج» این مفهوم قرار میگیرد توافق کنند، بلکه داشتن یک تعریف کاربردی برای هدایت تصمیمگیری است. در این نگاه، دو ویژگی کلیدی «غیردولتی بودن» و «غیرانتفاعی بودن» قطعا باید در تعریف تشکلهای جامعه مدنی لحاظ شود، در حالیکه بخش خصوصی و انتفاعی جدا از آن در نظر گرفته میشود.
🔰 لری دایموند، پژوهشگر برجسته حوزه دموکراسی، جامعه مدنی «سنتی» را به عنوان قلمرویی از زندگی اجتماعی سازمانیافته که داوطلبانه، خودجوش، تا حد زیادی خودگردان، مستقل از دولت و پایبند به یک نظم حقوقی یا مجموعهای از قواعد مشترک است تعریف کرده است.
🔰 گزارش «نقش آینده جامعه مدنی» که در سال ۲۰۱۳ توسط مجمع جهانی اقتصاد منتشر شد، تأکید میکند که تعریف جامعه مدنی در حال تغییر است و امروزه فراتر از «بخشی» است که صرفا توسط سازمانهای غیردولتی کنترل میشود؛ بلکه شامل طیف وسیعتر و پویاتری از گروههای سازمانیافته و غیررسمی میشود، چرا که بازیگران جدید مرز میان بخشها را کمرنگ کرده و شکلهای سازمانی جدیدی، هم آنلاین و هم آفلاین، تجربه میکنند.
🔰 مفهوم جامعه مدنی ریشه در فلسفه سیاسی دارد. ارسطو در کتاب «سیاست» از عبارت یونانی «koinōnía politikḗ» استفاده کرده که به نوعی جامعه سیاسی/مدنی اشاره دارد. در دوران مدرن، جان لاک نخستین کسی بود که تأکید کرد جامعه مدنی نهادی مستقل و جدا از دولت است که در آن مردم یک اجتماع تشکیل میدهند و زندگی اجتماعیشان در آن شکل میگیرد.
🔰 این اصطلاح در دهه ۱۹۸۰ میلادی در گفتمان سیاسی و اقتصادی محبوبیت یافت؛ زمانی که با جنبشهای اجتماعی و سیاسی که در برابر رژیمهای اقتدارگرا — بهویژه در اروپای مرکزی و شرقی و آمریکای لاتین — مقاومت میکردند، پیوند خورد. از آن زمان، جامعه مدنی گاهی «بخش سوم» (پس از دولت و بخش تجاری/اقتصادی) نامیده شده و هنگامی که بسیج میشود، توان تأثیرگذاری بر تصمیمات سیاستگذاران منتخب و کسبوکارها را دارد.
👈🏻 ادامه یادداشت را در سایت «اخبار مهستان» بخوانید.
@Akhbare_mahestan
@Haajm
🔰 مهستان؛ «جامعه مدنی» یکی از اصطلاحاتی است که در رسانهها، مباحث سیاسی و گزارشهای سازمانهای بینالمللی بسیار به کار میرود، اما تعریف دقیق و واحدی برای آن وجود ندارد. همانطور که مجمع جهانی اقتصاد (WEF) اشاره میکند، این عبارت با اینکه در رسانهها و توسط سیاستمداران بارها تکرار میشوداما اگر از یک رهگذر عادی پرسیده شود منظور از آن چیست، بعید است بتواند پاسخ دقیقی بدهد. این گزارش تلاش میکند با تکیه بر منابع معتبر بینالمللی و دانشگاهی، تعریف، تاریخچه، اجزا و نقش جامعه مدنی را روشن کند.
▫️تعریف جامعه مدنی
🔰 یکی از پرکاربردترین تعاریف درباره مفهوم جامعه مدنی را بانک جهانی ارائه کرده است. بر اساس این تعریف، جامعه مدنی به طیف گستردهای از سازمانها، شامل گروههای محلی جامعه، سازمانهای غیردولتی (NGO)، اتحادیههای کارگری، گروههای بومی، سازمانهای خیریه، سازمانهای مذهبی، انجمنهای حرفهای و بنیادها اطلاق میشود.
🔰 نکته مهمی که در مستندات بانک جهانی نیز به آن اشاره شده، این است که هیچ تعریف واحد و مورد قبول همگانی از «جامعه مدنی» وجود ندارد؛ ریشه این مفهوم را میتوان تا توماس هابز و آدام فرگوسن، فیلسوف اسکاتلندی، دنبال کرد. آنچه اهمیت دارد این نیست که همه بر سر اینکه چه کسی «داخل» و چه کسی «خارج» این مفهوم قرار میگیرد توافق کنند، بلکه داشتن یک تعریف کاربردی برای هدایت تصمیمگیری است. در این نگاه، دو ویژگی کلیدی «غیردولتی بودن» و «غیرانتفاعی بودن» قطعا باید در تعریف تشکلهای جامعه مدنی لحاظ شود، در حالیکه بخش خصوصی و انتفاعی جدا از آن در نظر گرفته میشود.
🔰 لری دایموند، پژوهشگر برجسته حوزه دموکراسی، جامعه مدنی «سنتی» را به عنوان قلمرویی از زندگی اجتماعی سازمانیافته که داوطلبانه، خودجوش، تا حد زیادی خودگردان، مستقل از دولت و پایبند به یک نظم حقوقی یا مجموعهای از قواعد مشترک است تعریف کرده است.
🔰 گزارش «نقش آینده جامعه مدنی» که در سال ۲۰۱۳ توسط مجمع جهانی اقتصاد منتشر شد، تأکید میکند که تعریف جامعه مدنی در حال تغییر است و امروزه فراتر از «بخشی» است که صرفا توسط سازمانهای غیردولتی کنترل میشود؛ بلکه شامل طیف وسیعتر و پویاتری از گروههای سازمانیافته و غیررسمی میشود، چرا که بازیگران جدید مرز میان بخشها را کمرنگ کرده و شکلهای سازمانی جدیدی، هم آنلاین و هم آفلاین، تجربه میکنند.
🔰 مفهوم جامعه مدنی ریشه در فلسفه سیاسی دارد. ارسطو در کتاب «سیاست» از عبارت یونانی «koinōnía politikḗ» استفاده کرده که به نوعی جامعه سیاسی/مدنی اشاره دارد. در دوران مدرن، جان لاک نخستین کسی بود که تأکید کرد جامعه مدنی نهادی مستقل و جدا از دولت است که در آن مردم یک اجتماع تشکیل میدهند و زندگی اجتماعیشان در آن شکل میگیرد.
🔰 این اصطلاح در دهه ۱۹۸۰ میلادی در گفتمان سیاسی و اقتصادی محبوبیت یافت؛ زمانی که با جنبشهای اجتماعی و سیاسی که در برابر رژیمهای اقتدارگرا — بهویژه در اروپای مرکزی و شرقی و آمریکای لاتین — مقاومت میکردند، پیوند خورد. از آن زمان، جامعه مدنی گاهی «بخش سوم» (پس از دولت و بخش تجاری/اقتصادی) نامیده شده و هنگامی که بسیج میشود، توان تأثیرگذاری بر تصمیمات سیاستگذاران منتخب و کسبوکارها را دارد.
👈🏻 ادامه یادداشت را در سایت «اخبار مهستان» بخوانید.
@Akhbare_mahestan
@Haajm
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ برای جنوب ایران
✍🏻 آرمان ذاکری
🔰من جنوبیام. آفتاب سوزان تابستان را از بچگی به یاد دارم. پوستهای آفتابسوخته بچهها بعد از بازی روزانه در آفتابی که نمیرود. لبهای خشکیده و تشنه آب. شادی و قهقهه از ته دل. در کوچههای خاکی یا تازه آسفالتشده. فوتبال. در هر کوچهپسکوچه جنوب. از نفت آبادان تا شاهین بوشهر و برق شیراز... درختان نخل و پرتقال. گاه در هم، در باغی واحد. دریای جنوب. خلیج. لنج، میرود تا چابهار. آن طرف کویر که میرود تا کرمان. بچههای موفرفری. چهرههای سبزه. لهجه «او»داری که فقط خودمان میفهمیم؛ از آبادان تا بوشهر و شیراز و کرمان، همه یکی است.
🔰همه اینها جنوب هست، ولی جنوبی چیزی بیش از اینهاست. چیزی که همه جنوبیها را از زاهدان و چابهار تا کرمان و بندرعباس و شیراز و خرمشهر و آبادان به هم وصل میکند.
🔰چیزی از جنس گرما، شور، معنا، رقص، سادگی، پیوند، دوستی، عشق و غم.
🔰چیزی از جنس گیسوان بلند دختران که دلها را به هم پیوند میزند.
🔰چیزی از جنس خیامخوانی کنار ساحل بوشهر، ترانهخوانی بر کارون یا حافظخوانی در حافظیه شیراز.
🔰جنوبی گرم است. میجوشد. میپیوندد. میسوزد. جنوبیها همیشه محروم نگه داشته شدهاند، از آن بدتر جنگزده، اما سربلند، مقاوم، مغرور، افتاده و غمخوار هم ماندهاند و خواهند ماند.
🔰جنوب همیشه رمانتیک، حالا زیر موشک است. غم روی سینههایم مینشیند. نه اینکه وقتی بقیه نقاط کشور(هایی) را میزنند، دل آدم نگیرد. هر جا موشکی جانی را میگیرد و خانهای را خراب میکند، غم آدمها، آدم را زخمی میکند. رنج، رنج میآفریند. و حالا نوبت جنوب است. «دردت به جونم» را همه جنوبیها میگویند و میفهمند. همه از مادرشان شنیدهاند. از دوستشان. از غمخوارشان.
🔰لیاقت تو صلح است، آزادی است، رفاه است، دموکراسی است، سابقه تو غلبه بر استعمار...
🔰خیالات میکنم، روزی را که ظل آفتاب جنگ جنوب، کنار ساحلهای زیبا، خنده روی لبهایت باشد. غم دور باشد و خانه دوست نزدیک.
@Haajm
✍🏻 آرمان ذاکری
🔰من جنوبیام. آفتاب سوزان تابستان را از بچگی به یاد دارم. پوستهای آفتابسوخته بچهها بعد از بازی روزانه در آفتابی که نمیرود. لبهای خشکیده و تشنه آب. شادی و قهقهه از ته دل. در کوچههای خاکی یا تازه آسفالتشده. فوتبال. در هر کوچهپسکوچه جنوب. از نفت آبادان تا شاهین بوشهر و برق شیراز... درختان نخل و پرتقال. گاه در هم، در باغی واحد. دریای جنوب. خلیج. لنج، میرود تا چابهار. آن طرف کویر که میرود تا کرمان. بچههای موفرفری. چهرههای سبزه. لهجه «او»داری که فقط خودمان میفهمیم؛ از آبادان تا بوشهر و شیراز و کرمان، همه یکی است.
🔰همه اینها جنوب هست، ولی جنوبی چیزی بیش از اینهاست. چیزی که همه جنوبیها را از زاهدان و چابهار تا کرمان و بندرعباس و شیراز و خرمشهر و آبادان به هم وصل میکند.
🔰چیزی از جنس گرما، شور، معنا، رقص، سادگی، پیوند، دوستی، عشق و غم.
🔰چیزی از جنس گیسوان بلند دختران که دلها را به هم پیوند میزند.
🔰چیزی از جنس خیامخوانی کنار ساحل بوشهر، ترانهخوانی بر کارون یا حافظخوانی در حافظیه شیراز.
🔰جنوبی گرم است. میجوشد. میپیوندد. میسوزد. جنوبیها همیشه محروم نگه داشته شدهاند، از آن بدتر جنگزده، اما سربلند، مقاوم، مغرور، افتاده و غمخوار هم ماندهاند و خواهند ماند.
🔰جنوب همیشه رمانتیک، حالا زیر موشک است. غم روی سینههایم مینشیند. نه اینکه وقتی بقیه نقاط کشور(هایی) را میزنند، دل آدم نگیرد. هر جا موشکی جانی را میگیرد و خانهای را خراب میکند، غم آدمها، آدم را زخمی میکند. رنج، رنج میآفریند. و حالا نوبت جنوب است. «دردت به جونم» را همه جنوبیها میگویند و میفهمند. همه از مادرشان شنیدهاند. از دوستشان. از غمخوارشان.
🔰لیاقت تو صلح است، آزادی است، رفاه است، دموکراسی است، سابقه تو غلبه بر استعمار...
🔰خیالات میکنم، روزی را که ظل آفتاب جنگ جنوب، کنار ساحلهای زیبا، خنده روی لبهایت باشد. غم دور باشد و خانه دوست نزدیک.
@Haajm
❤5🕊1
✅ نقش نهادهای مدنی در پر کردن خلاهای اجرایی قانون حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت
✍🏻 مهستان؛ رضا سخن سنج - کامران عاروان
🔰قانون حمایت از حقوق معلولان مشتمل بر ۳۴ ماده و ۲۹ تبصره در جلسه علنی روز یکشنبه ۲۶ اسفند ماه ۱۳۹۶ مجلس شورای اسلامی تصویب شد و در تاریخ ۱۳۹۷/۱/۲۲ به تأیید شورای نگهبان رسید. در فصول دهگانه این قانون ضمن اشاره به کلیات و تعاریف به موضوعات تخصصی از قبیل:
-مناسبسازی، دسترسپذیری، تردد و تحرک
-خدمات بهداشتی، درمانی و توانبخشی
-امور ورزشی، فرهنگب، هنری و آموزشی
-کارآفرینی و اشتغال
-مسکن
-فرهنگسازی و ارتقاء آگاهیهای عمومی
-حمایتهای قضایی و تسهیلات مالیاتی
-معیشت و حمایتهای اداری و استخدامی
-برنامهریزی، نظارت و منابع مالی
مورد نظر قرار گرفته بود. اما نقش نهادهای مدنی (مانند سازمانهای مردمنهاد یا NGOها، انجمنهای خیریه، گروههای فشار و بنیادهای حقوق مدنی) در ایران در قبال گسترش حقوق افراد دارای معلولیت، بسیار حیاتی و چندجانبه است. از آنجایی که نهادهای دولتی معمولاً بر جنبههای اجرایی و خدماتی تمرکز دارند، نهادهای مدنی نقش «پل» میان جامعه، افراد دارای معلولیت و دولت را ایفا میکنند.
🔰در ادامه، این نقشها را در چند لایه اصلی بررسی میکنیم:
۱. ترویج آگاهی و تغییر نگرش اجتماعی (Social Awareness)
یکی از بزرگترین موانع پیش روی افراد دارای معلولیت، «مدل پزشکی» یا درمانمحور به افراد دارای معلولیت است (نگاه به معلولیت به عنوان یک بیماری که باید درمان شود)؛ در حالی که نهادهای مدنی تلاش میکنند «مدل اجتماعی» را جایگزین کنند (نگاه به معلولیت به عنوان نتیجهی نبودِ دسترسیهای محیطی و اجتماعی).
مقابله با استیگما (انگ): برگزاری کارگاهها و کمپینهای رسانهای برای کاهش نگاه شفقتمحور (که فرد را نیازمند کمک میبیند) و جایگزینی آن با نگاه مبتنی بر حق (که فرد را صاحب حق میبیند).
آموزش جامعه: آموزش مدارس، محیطهای کاری و عمومی برای پذیرش تنوع انسانی.
۲. سیاستگذاری و حمایت (Advocacy & Policy Making)
نهادهای مدنی به عنوان «گروههای فشار» عمل میکنند تا سیاستگذاریهای داخلی با استانداردهای بینالمللی همسو شود.
مطالبه از دولت: فشار برای اجرای دقیقتر «قانون حمایت از حقوق افرادی که دارای اختلالات تکامل یافته هستند» یا اصلاحات در قوانین مربوط به اشتغال و آموزش آنها.
همسویی با کنوانسیونهای بینالمللی: تلاش برای تطبیق قوانین داخلی با «کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت سازمان ملل متحد» (CRPD) که ایران نیز آن را امضا کرده است.
مشارکت در تدوین طرحها: حضور نمایندگان این انجمنها در هیئتهای نظارتی یا مشورتی برای پیشبینی نیازهای واقعی افراد دارای معلولیت در لایههای قانونگذاری.
۳. پایش و نظارت (Monitoring)
دولتها ممکن است قوانین را تصویب کنند، اما اجرای آنها در سطح شهرها و روستاها تضمین نشده است.
نظارت بر دسترسیپذیری: نهادهای مدنی با بررسی محیطهای شهری، حملونقل عمومی و ساختمانهای دولتی، میزان رعایت استانداردهای دسترسی (Accessibility) را رصد کرده و گزارشهای انتقادی منتشر میکنند.
گزارشگری از نقض حقوق: مستندسازی مواردی که در آن حقوق فرد دارای معلولیت (مانند حق تحصیل در مدارس عادی یا حق اشتغال) نقض شده است.
👈🏻 ادامه این یادداشت را در سایت اخبار مهستان بخوانید.
@Akhbare_mahestan
@Haajm
✍🏻 مهستان؛ رضا سخن سنج - کامران عاروان
🔰قانون حمایت از حقوق معلولان مشتمل بر ۳۴ ماده و ۲۹ تبصره در جلسه علنی روز یکشنبه ۲۶ اسفند ماه ۱۳۹۶ مجلس شورای اسلامی تصویب شد و در تاریخ ۱۳۹۷/۱/۲۲ به تأیید شورای نگهبان رسید. در فصول دهگانه این قانون ضمن اشاره به کلیات و تعاریف به موضوعات تخصصی از قبیل:
-مناسبسازی، دسترسپذیری، تردد و تحرک
-خدمات بهداشتی، درمانی و توانبخشی
-امور ورزشی، فرهنگب، هنری و آموزشی
-کارآفرینی و اشتغال
-مسکن
-فرهنگسازی و ارتقاء آگاهیهای عمومی
-حمایتهای قضایی و تسهیلات مالیاتی
-معیشت و حمایتهای اداری و استخدامی
-برنامهریزی، نظارت و منابع مالی
مورد نظر قرار گرفته بود. اما نقش نهادهای مدنی (مانند سازمانهای مردمنهاد یا NGOها، انجمنهای خیریه، گروههای فشار و بنیادهای حقوق مدنی) در ایران در قبال گسترش حقوق افراد دارای معلولیت، بسیار حیاتی و چندجانبه است. از آنجایی که نهادهای دولتی معمولاً بر جنبههای اجرایی و خدماتی تمرکز دارند، نهادهای مدنی نقش «پل» میان جامعه، افراد دارای معلولیت و دولت را ایفا میکنند.
🔰در ادامه، این نقشها را در چند لایه اصلی بررسی میکنیم:
۱. ترویج آگاهی و تغییر نگرش اجتماعی (Social Awareness)
یکی از بزرگترین موانع پیش روی افراد دارای معلولیت، «مدل پزشکی» یا درمانمحور به افراد دارای معلولیت است (نگاه به معلولیت به عنوان یک بیماری که باید درمان شود)؛ در حالی که نهادهای مدنی تلاش میکنند «مدل اجتماعی» را جایگزین کنند (نگاه به معلولیت به عنوان نتیجهی نبودِ دسترسیهای محیطی و اجتماعی).
مقابله با استیگما (انگ): برگزاری کارگاهها و کمپینهای رسانهای برای کاهش نگاه شفقتمحور (که فرد را نیازمند کمک میبیند) و جایگزینی آن با نگاه مبتنی بر حق (که فرد را صاحب حق میبیند).
آموزش جامعه: آموزش مدارس، محیطهای کاری و عمومی برای پذیرش تنوع انسانی.
۲. سیاستگذاری و حمایت (Advocacy & Policy Making)
نهادهای مدنی به عنوان «گروههای فشار» عمل میکنند تا سیاستگذاریهای داخلی با استانداردهای بینالمللی همسو شود.
مطالبه از دولت: فشار برای اجرای دقیقتر «قانون حمایت از حقوق افرادی که دارای اختلالات تکامل یافته هستند» یا اصلاحات در قوانین مربوط به اشتغال و آموزش آنها.
همسویی با کنوانسیونهای بینالمللی: تلاش برای تطبیق قوانین داخلی با «کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت سازمان ملل متحد» (CRPD) که ایران نیز آن را امضا کرده است.
مشارکت در تدوین طرحها: حضور نمایندگان این انجمنها در هیئتهای نظارتی یا مشورتی برای پیشبینی نیازهای واقعی افراد دارای معلولیت در لایههای قانونگذاری.
۳. پایش و نظارت (Monitoring)
دولتها ممکن است قوانین را تصویب کنند، اما اجرای آنها در سطح شهرها و روستاها تضمین نشده است.
نظارت بر دسترسیپذیری: نهادهای مدنی با بررسی محیطهای شهری، حملونقل عمومی و ساختمانهای دولتی، میزان رعایت استانداردهای دسترسی (Accessibility) را رصد کرده و گزارشهای انتقادی منتشر میکنند.
گزارشگری از نقض حقوق: مستندسازی مواردی که در آن حقوق فرد دارای معلولیت (مانند حق تحصیل در مدارس عادی یا حق اشتغال) نقض شده است.
👈🏻 ادامه این یادداشت را در سایت اخبار مهستان بخوانید.
@Akhbare_mahestan
@Haajm
✅ اینترنت چگونه آینده کار داوطلبانه را تغییر میدهد؟
🔰در سالهای اخیر، اینترنت و شبکههای اجتماعی فقط شیوه ارتباط ما با یکدیگر را تغییر ندادهاند؛ بلکه به یکی از ابزارهای مهم برای شکلگیری فعالیتهای اجتماعی و داوطلبانه تبدیل شدهاند.
🔰این پرسش که «آیا حضور بیشتر در فضای دیجیتال باعث کاهش مشارکت اجتماعی میشود یا میتواند آن را تقویت کند؟» موضوع پژوهشی است که رابطه میان استفاده از اینترنت و فعالیتهای داوطلبانه را بررسی کرده است.
🔰یافتههای این پژوهش نشان میدهد اینترنت الزاماً جایگزین مشارکت اجتماعی نیست؛ بلکه میتواند به عنوان پلی میان شهروندان، سازمانهای مردمنهاد و مسائل اجتماعی عمل کند. افراد امروز میتوانند از طریق فضای آنلاین با یک مسئله اجتماعی آشنا شوند، فرصتهای داوطلبی را پیدا کنند، به کمپینها بپیوندند یا حتی بدون حضور فیزیکی، بخشی از یک حرکت جمعی باشند.
🔰البته شیوه استفاده از اینترنت در میان نسلهای مختلف متفاوت است. نسلهای جوانتر بیشتر از فضای دیجیتال برای کشف فرصتهای جدید مشارکت استفاده میکنند و گروههای سنی دیگر از این ابزار برای حفظ ارتباطات اجتماعی و دسترسی آسانتر به فعالیتهای داوطلبانه بهره میبرند.
🔰در این میان، سازمانهای مردمنهاد نیز با یک فرصت مهم روبهرو هستند؛ استفاده هوشمندانه از فناوریهای دیجیتال میتواند به جذب داوطلبان بیشتر، ایجاد اعتماد و گسترش اثرگذاری اجتماعی کمک کند.
🔰آینده کار داوطلبانه احتمالا ترکیبی از مشارکت حضوری و دیجیتال خواهد بود؛ جایی که فناوری نه جایگزین ارتباط انسانی، بلکه تسهیلکننده آن است.
👈🏻 متن کامل مقاله را در سایت بخوانید.
@Haajm
🔰در سالهای اخیر، اینترنت و شبکههای اجتماعی فقط شیوه ارتباط ما با یکدیگر را تغییر ندادهاند؛ بلکه به یکی از ابزارهای مهم برای شکلگیری فعالیتهای اجتماعی و داوطلبانه تبدیل شدهاند.
🔰این پرسش که «آیا حضور بیشتر در فضای دیجیتال باعث کاهش مشارکت اجتماعی میشود یا میتواند آن را تقویت کند؟» موضوع پژوهشی است که رابطه میان استفاده از اینترنت و فعالیتهای داوطلبانه را بررسی کرده است.
🔰یافتههای این پژوهش نشان میدهد اینترنت الزاماً جایگزین مشارکت اجتماعی نیست؛ بلکه میتواند به عنوان پلی میان شهروندان، سازمانهای مردمنهاد و مسائل اجتماعی عمل کند. افراد امروز میتوانند از طریق فضای آنلاین با یک مسئله اجتماعی آشنا شوند، فرصتهای داوطلبی را پیدا کنند، به کمپینها بپیوندند یا حتی بدون حضور فیزیکی، بخشی از یک حرکت جمعی باشند.
🔰البته شیوه استفاده از اینترنت در میان نسلهای مختلف متفاوت است. نسلهای جوانتر بیشتر از فضای دیجیتال برای کشف فرصتهای جدید مشارکت استفاده میکنند و گروههای سنی دیگر از این ابزار برای حفظ ارتباطات اجتماعی و دسترسی آسانتر به فعالیتهای داوطلبانه بهره میبرند.
🔰در این میان، سازمانهای مردمنهاد نیز با یک فرصت مهم روبهرو هستند؛ استفاده هوشمندانه از فناوریهای دیجیتال میتواند به جذب داوطلبان بیشتر، ایجاد اعتماد و گسترش اثرگذاری اجتماعی کمک کند.
🔰آینده کار داوطلبانه احتمالا ترکیبی از مشارکت حضوری و دیجیتال خواهد بود؛ جایی که فناوری نه جایگزین ارتباط انسانی، بلکه تسهیلکننده آن است.
👈🏻 متن کامل مقاله را در سایت بخوانید.
@Haajm
✅ کامران عاروان، رییس شبکه ملی تشکلهای مردمنهاد معلولان:
حیات تشکلهای مدنی به حضور نیروهای داوطلب وابسته است
🔰مهستان؛ بهزیستی تنها به ارائه خدمات حمایتی محدود نمیشود، بلکه مفهومی فراگیر است که ابعاد مختلف زندگی انسان، از سلامت روان و مشارکت اجتماعی گرفته تا برخورداری از حقوق شهروندی و فرصتهای برابر را در بر میگیرد. در این میان، تشکلهای مردمنهاد با اتکا به سرمایه اجتماعی، مشارکت داوطلبانه و ارتباط نزدیک با جامعه، نقش مهمی در شناسایی نیازها، حمایت از گروههای آسیبپذیر و تکمیل ظرفیتهای نهادهای دولتی ایفا میکنند.
در همین راستا، با کامران عاروان، رئیس «شبکه ملی تشکلهای مردمنهاد معلولان»، درباره مفهوم بهزیستی، جایگاه سازمانهای مردمنهاد، نقش فعالیتهای داوطلبانه و ظرفیت تشکلهای مدنی در ارتقای کیفیت زندگی افراد، به گفتوگو نشستهایم. وی در این مصاحبه، با تأکید بر ضرورت همافزایی میان دولت، جامعه مدنی و شهروندان، به تبیین نقش مشارکتهای مردمی در تحقق «بهزیستن» و حمایت از اقشار آسیبپذیر میپردازد.
🔰به عنوان نخستین پرسش، لطفاً بفرمایید اصولاً مقوله بهزیستی چه حوزههایی را در بر میگیرد؟
مقوله بهزیستی نگاهی جامع به زندگی انسان دارد؛ یعنی هر آنچه به زندگی انسان مربوط میشود و برای بهتر شدن آن ضرورت دارد تا فرد بتواند تعادل خود را در زندگی حفظ کند، مسیر پیشرفت را طی کند، از نظر روانی و شخصیتی به آرامش برسد و شکوفایی استعدادهای خود را تجربه کند، در حوزه بهزیستی قرار میگیرد.
بهزیستی حوزههای مختلفی از جمله اقتصاد، مسائل اجتماعی، فرهنگی و روانی را در بر میگیرد. همچنین هر عاملی که این وضعیت را به خطر بیندازد، چه در حوزه اقتصاد و چه در سایر عرصهها، در قلمرو بهزیستی قابل بررسی است. هنگامی که از بهزیستی سخن میگوییم، منظور فراهم کردن شرایطی است که هر فرد بتواند زندگی متعادل و شایستهای داشته باشد، در جامعه بهطور طبیعی زندگی کند، رشد یابد و از حقوق فردی خود در کنار حقوق جمعی برخوردار باشد. عواملی مانند معلولیت، فقدان پدر یا مادر، اعتیاد و سایر آسیبهای اجتماعی نباید مانع تحقق این شرایط شوند.
بنابراین، بهترین حالت آن است که زمینههای لازم برای یک زندگی مطلوب فراهم شود. اگر این بسترها وجود نداشته باشد، مانند کودکی که در خانواده مورد آزار قرار میگیرد، باید حمایتها و مداخلات فوری انجام شود تا فرد به شرایط عادی زندگی بازگردد. این همان مفهوم توانبخشی است؛ یعنی جبران کاستیها و نارساییهایی که در ابعاد مختلف زندگی فرد وجود دارد. این حمایتها ممکن است جنبه حقوقی، اجتماعی یا روانشناختی داشته باشند و از طریق روانشناسان، مددکاران اجتماعی یا سایر متخصصان انجام شوند.
در مجموع، وقتی از بهزیستی سخن میگوییم، همه ابعاد زندگی انسان مدنظر است تا هیچ فردی به دلیل معلولیت، مشکلات اقتصادی یا سایر شرایط از جامعه کنار گذاشته نشود یا مورد غفلت قرار نگیرد. جامعه باید شرایطی را فراهم کند که همه افراد بتوانند به زندگی شایسته و متعادل دست یابند.
🔰نقش تشکلهای مدنی در حوزههای مذکور چگونه خواهد بود؟
واقعیت این است که تشکلهای مدنی یا سازمانهای مردمنهاد، که بر پایه مشارکت مردمی شکل گرفتهاند و از ظرفیت نخبگان، متخصصان و افراد دغدغهمند بهره میبرند، نقش بسیار مهمی در تحقق بهزیستی جامعه دارند. باید پذیرفت که نقش دولت در همه این حوزهها نمیتواند حداکثری باشد؛ چرا که گاه با محدودیتهای مالی، بودجهای، تخصصی یا اجرایی مواجه است.
در چنین شرایطی، تشکلهای مدنی میتوانند این خلأها را جبران کنند و در حوزههایی که دولت یا نهادهای حاکمیتی حضور کمرنگتری دارند یا مداخلات آنها کافی نیست، نقش مکمل و مؤثری ایفا کنند. همچنین، به دلیل اعتمادی که مردم به این تشکلها دارند و نیز فاصله کمتر آنها با بوروکراسی اداری، ارتباطشان با جامعه آسانتر و نزدیکتر است. از این رو، بهتر میتوانند مسائل و مشکلات را شناسایی کرده و با مشارکت مردم برای رفع آنها اقدام کنند.
👈🏻 ادامه این گفتوگو را در سایت «اخبار مهستان» بخوانید.
#جامعه_مدنی
@akhbare_mahestan
@Haajm
حیات تشکلهای مدنی به حضور نیروهای داوطلب وابسته است
🔰مهستان؛ بهزیستی تنها به ارائه خدمات حمایتی محدود نمیشود، بلکه مفهومی فراگیر است که ابعاد مختلف زندگی انسان، از سلامت روان و مشارکت اجتماعی گرفته تا برخورداری از حقوق شهروندی و فرصتهای برابر را در بر میگیرد. در این میان، تشکلهای مردمنهاد با اتکا به سرمایه اجتماعی، مشارکت داوطلبانه و ارتباط نزدیک با جامعه، نقش مهمی در شناسایی نیازها، حمایت از گروههای آسیبپذیر و تکمیل ظرفیتهای نهادهای دولتی ایفا میکنند.
در همین راستا، با کامران عاروان، رئیس «شبکه ملی تشکلهای مردمنهاد معلولان»، درباره مفهوم بهزیستی، جایگاه سازمانهای مردمنهاد، نقش فعالیتهای داوطلبانه و ظرفیت تشکلهای مدنی در ارتقای کیفیت زندگی افراد، به گفتوگو نشستهایم. وی در این مصاحبه، با تأکید بر ضرورت همافزایی میان دولت، جامعه مدنی و شهروندان، به تبیین نقش مشارکتهای مردمی در تحقق «بهزیستن» و حمایت از اقشار آسیبپذیر میپردازد.
🔰به عنوان نخستین پرسش، لطفاً بفرمایید اصولاً مقوله بهزیستی چه حوزههایی را در بر میگیرد؟
مقوله بهزیستی نگاهی جامع به زندگی انسان دارد؛ یعنی هر آنچه به زندگی انسان مربوط میشود و برای بهتر شدن آن ضرورت دارد تا فرد بتواند تعادل خود را در زندگی حفظ کند، مسیر پیشرفت را طی کند، از نظر روانی و شخصیتی به آرامش برسد و شکوفایی استعدادهای خود را تجربه کند، در حوزه بهزیستی قرار میگیرد.
بهزیستی حوزههای مختلفی از جمله اقتصاد، مسائل اجتماعی، فرهنگی و روانی را در بر میگیرد. همچنین هر عاملی که این وضعیت را به خطر بیندازد، چه در حوزه اقتصاد و چه در سایر عرصهها، در قلمرو بهزیستی قابل بررسی است. هنگامی که از بهزیستی سخن میگوییم، منظور فراهم کردن شرایطی است که هر فرد بتواند زندگی متعادل و شایستهای داشته باشد، در جامعه بهطور طبیعی زندگی کند، رشد یابد و از حقوق فردی خود در کنار حقوق جمعی برخوردار باشد. عواملی مانند معلولیت، فقدان پدر یا مادر، اعتیاد و سایر آسیبهای اجتماعی نباید مانع تحقق این شرایط شوند.
بنابراین، بهترین حالت آن است که زمینههای لازم برای یک زندگی مطلوب فراهم شود. اگر این بسترها وجود نداشته باشد، مانند کودکی که در خانواده مورد آزار قرار میگیرد، باید حمایتها و مداخلات فوری انجام شود تا فرد به شرایط عادی زندگی بازگردد. این همان مفهوم توانبخشی است؛ یعنی جبران کاستیها و نارساییهایی که در ابعاد مختلف زندگی فرد وجود دارد. این حمایتها ممکن است جنبه حقوقی، اجتماعی یا روانشناختی داشته باشند و از طریق روانشناسان، مددکاران اجتماعی یا سایر متخصصان انجام شوند.
در مجموع، وقتی از بهزیستی سخن میگوییم، همه ابعاد زندگی انسان مدنظر است تا هیچ فردی به دلیل معلولیت، مشکلات اقتصادی یا سایر شرایط از جامعه کنار گذاشته نشود یا مورد غفلت قرار نگیرد. جامعه باید شرایطی را فراهم کند که همه افراد بتوانند به زندگی شایسته و متعادل دست یابند.
🔰نقش تشکلهای مدنی در حوزههای مذکور چگونه خواهد بود؟
واقعیت این است که تشکلهای مدنی یا سازمانهای مردمنهاد، که بر پایه مشارکت مردمی شکل گرفتهاند و از ظرفیت نخبگان، متخصصان و افراد دغدغهمند بهره میبرند، نقش بسیار مهمی در تحقق بهزیستی جامعه دارند. باید پذیرفت که نقش دولت در همه این حوزهها نمیتواند حداکثری باشد؛ چرا که گاه با محدودیتهای مالی، بودجهای، تخصصی یا اجرایی مواجه است.
در چنین شرایطی، تشکلهای مدنی میتوانند این خلأها را جبران کنند و در حوزههایی که دولت یا نهادهای حاکمیتی حضور کمرنگتری دارند یا مداخلات آنها کافی نیست، نقش مکمل و مؤثری ایفا کنند. همچنین، به دلیل اعتمادی که مردم به این تشکلها دارند و نیز فاصله کمتر آنها با بوروکراسی اداری، ارتباطشان با جامعه آسانتر و نزدیکتر است. از این رو، بهتر میتوانند مسائل و مشکلات را شناسایی کرده و با مشارکت مردم برای رفع آنها اقدام کنند.
👈🏻 ادامه این گفتوگو را در سایت «اخبار مهستان» بخوانید.
#جامعه_مدنی
@akhbare_mahestan
@Haajm
Forwarded from مؤسسه رحمان
📌به مناسبت ۳۰ تیرماه، روز جهانی کمتوانی ذهنی، روایتی از کلثوم بزی را با یکدیگر بخوانیم:
📌«به بیمارستان کودکان میروم و برای اولین بار دو چشم سیاه با مژههای سیاه بلند میبینم که با برقی عمیق زل زده است به آدم، به سقف و به خودش؛ و اگر برایش لالایی بخوانی و اسباببازی ببری، تازه میشود یک بچه که لالایی شنیده... بعد، آن دو چشم را از لابهلای مژهها و یک لبخندِ کج، بیصدا و خجالتی را بارها میبینم و با او بازی میکنم... وقتی دلم میخواست، چیزی میگفت و آهنگِ صدایش را میشنیدم که چقدر کُند یا تُند یا شکسته حرف میزد... میتوانستم خالهاش باشم... خیلی دور، خیلی نزدیک؛ درست مثل ستارهها که ما را جایی به هم پیوند زده بود... دو ستاره به آسمان اضافه شده بود... و خاطرهی آن لبخند خجالتی که با تکانِ سرش تا روی شانهاش کش میآمد و میتوانست برای همیشه دوستِ من باشد...»
📌«طردِ این کودکان، بیش از آنکه به ناتوانیِ آنها مربوط باشد، نشانهی ناتوانیِ جامعه در ایجاد فضایی امن است. در روز جهانیِ کمتوانی ذهنی، بیایید بهجای تماشا، گلدانی امن برای زیستنِ این ستارهها بسازیم.»
وبسایت | اینستاگرام | تلگرام
📌«به بیمارستان کودکان میروم و برای اولین بار دو چشم سیاه با مژههای سیاه بلند میبینم که با برقی عمیق زل زده است به آدم، به سقف و به خودش؛ و اگر برایش لالایی بخوانی و اسباببازی ببری، تازه میشود یک بچه که لالایی شنیده... بعد، آن دو چشم را از لابهلای مژهها و یک لبخندِ کج، بیصدا و خجالتی را بارها میبینم و با او بازی میکنم... وقتی دلم میخواست، چیزی میگفت و آهنگِ صدایش را میشنیدم که چقدر کُند یا تُند یا شکسته حرف میزد... میتوانستم خالهاش باشم... خیلی دور، خیلی نزدیک؛ درست مثل ستارهها که ما را جایی به هم پیوند زده بود... دو ستاره به آسمان اضافه شده بود... و خاطرهی آن لبخند خجالتی که با تکانِ سرش تا روی شانهاش کش میآمد و میتوانست برای همیشه دوستِ من باشد...»
📌«طردِ این کودکان، بیش از آنکه به ناتوانیِ آنها مربوط باشد، نشانهی ناتوانیِ جامعه در ایجاد فضایی امن است. در روز جهانیِ کمتوانی ذهنی، بیایید بهجای تماشا، گلدانی امن برای زیستنِ این ستارهها بسازیم.»
وبسایت | اینستاگرام | تلگرام
✅ وقتی اینترنت قطع میشود، جامعه مدنی خاموش میشود
▫️گزارش دیجیاتو از نشست «پایداری اینترنت، پایداری جامعه مدنی»
🔰کارشناسان در این نشست هر یک از زاویهای متفاوت به تحلیل نابرابریهای ایجادشده در پی قطع اینترنت و از نحیف شدن جامعه مدنی، بهویژه از حیث سازماندهی پرداختند.
▫️اینترنت زیرساخت غیرقابل جایگزین جامعه مدنی است
🔰علی راغب، جامعهشناس، در ابتدای این نشست به تبیین رابطه تنگاتنگ میان جامعه مدنی و ابزارهای ارتباطی پرداخت. به گفته او، تشکیل جامعه مدنی در گذشته مستلزم هزینههای سنگین مادی برای گردهمایی اتحادیهها، احزاب و انجمنها بود، اما ظهور اینترنت از اوایل دهه ۱۹۹۰ این هزینهها را به حداقل رساند و دایره اثرگذاری گروههای داوطلبانه را بهشدت گسترش داد.
🔰راغب با اشاره به تغییر ماهیت اینترنت در دنیای امروز گفت:
🔰این جامعهشناس با تاکید بر اینکه دموکراسی صرفاً به معنای برگزاری انتخابات نیست، بلکه به امکان دیدهشدن، مطالبهگری و کنش جمعی گره خورده است، به تجربه کشور استونی اشاره کرد. در استونی از سال ۲۰۰۵ انتخابات به شکل الکترونیکی برگزار میشود و پلتفرمهای تکنولوژیک به شهروندان اجازه میدهند در هر شرایطی در تصمیمگیریهای سیاسی مشارکت کنند.
🔰راغب همچنین به تشریح مفهوم «شکاف دیجیتال» در سه سطح پرداخت: «سطح اول: نابرابری در امکان اتصال به شبکه سطح دوم: انتقال سرمایههای دنیای واقعی به دنیای آنلاین و تفاوت در شیوه بهرهبرداری از اینترنت، سطح سوم: بازگشت دستاوردهای دنیای آنلاین به دنیای آفلاین.»
🔰او در نهایت هشدار داد که برخلاف تصورات اولیه که اینترنت را راهی برای گریز از ساختارهای اقتدارگرا میدانست، امروز طرحهایی مانند اینترنت طبقاتی به نوعی آپارتاید دیجیتال شکل دادهاند که عملاً در حال بازتولید و تشدید نابرابریهای اقتصادی، جنسیتی و سیاسی هستند و جامعه مدنی را روزبهروز کوچکتر میکنند.
▫️با ترکیبی از محدودیت شبکه و کیفیت نازل روبهرو هستیم
🔰در ادامه نشست، «زهرا علیپور»، دبیر کمیسیون اینترنت و زیرساخت انجمن تجارت الکترونیک تهران، با تکیه بر دادههای فنی به تشریح وضعیت اسفبار کیفیت شبکه در کشور پرداخت.
🔰به گفته علیپور، بر اساس گزارشهای کیفیت اینترنت در ایران که سالی دو بار توسط این انجمن منتشر میشود، ایران در سال ۱۴۰۲ در شاخص اختلال رتبه ۹۹ از ۱۰۰، در سرعت رتبه ۹۷ و در شاخص محدودیت رتبه ۹۹ را به خود اختصاص داده است. این وضعیت نامطلوب تا زمان انتشار گزارش آخر نیز همچنان پابرجاست.
🔰علیپور با مقایسه مدل فیلترینگ ایران و چین توضیح داد:
▫️قطعی اینترنت مرز میان زندگی و مرگ را باریکتر میکند
🔰بخش دیگری از این نشست زهرا مرادی، مدیر اجرایی سامانه پیشگیری از خودکشی «طعم گیلاس» اختصاص داشت. او مسئله خودکشی در ایران را به یک گسل خاموش در جامعه توصیف کرد.
🔰مرادی ابتدا به آمارهای جهانی اشاره کرد. بهگفته او سالانه بیش از ۷۳۰ هزار مرگ ناشی از خودکشی در جهان رخ میدهد، معادل یک نفر در هر ۴۳ ثانیه،. همچنین میزان اقدام به خودکشی ۲۰ برابر این رقم است، معادل یک اقدام در هر ۲ ثانیه. او سپس به تشریح تاثیر فاجعهبار اختلالات شبکه بر عملکرد این سامانه حمایتی پرداخت.
🔰به گفته مرادی، در روزهای قطعی و اختلال شدید اینترنت، روانه حدود ۷۰۰ فرد بحرانزده که به کمک فوری نیاز داشتند، امکان برقراری ارتباط با سامانه را از دست دادند. این در حالی است که ۷۸ درصد از مراجعان این پلتفرم را جوانان زیر ۲۵ سال تشکیل میدهند و ۹۷ درصد آنها با افکار جدی خودکشی به سامانه پیام میدهند.
🔰مرادی با ارائه آماری از وضعیت مشارکت داوطلبان این سامانه، به یک آسیب پنهان پرداخت و گفت: «در بازه زمانی اول دی ۱۴۰۳ تا خرداد ۱۴۰۴، حدود ۱۲۶ شیفت داوطلبی در سامانه ثبت شده بود، اما این رقم در بازه مشابه سال بعد با افتی فاحش به تنها ۳۷ شیفت رسید.»
🔰او ادامه داد: «تعداد رزروهای ثبتشده توسط داوطلبان از ۶ هزار و ۲۲۴ مورد در نیمه اول سال گذشته، به ۲ هزار ۱۳ مورد د بازه مشابه سال جاری کاهش یافته است. همچنین از زمان پایان جنگ در ۱۹ فروردینماه تا ۳۱ فروردین، تعداد رزروها از ۴۶۹ مورد به ۱۰۵ مورد سقوط کرد که مستقیماً ناشی از اختلالات شبکه بود و ریسک از دست رفتن جان انسانها را بهشدت بالا برد.
🔰مدیر اجرایی طعم گیلاس در پایان با انتقاد از نگاه سادهانگارانه مسئولان به مقوله اینترنت گفت:
@Haajm
▫️گزارش دیجیاتو از نشست «پایداری اینترنت، پایداری جامعه مدنی»
🔰کارشناسان در این نشست هر یک از زاویهای متفاوت به تحلیل نابرابریهای ایجادشده در پی قطع اینترنت و از نحیف شدن جامعه مدنی، بهویژه از حیث سازماندهی پرداختند.
▫️اینترنت زیرساخت غیرقابل جایگزین جامعه مدنی است
🔰علی راغب، جامعهشناس، در ابتدای این نشست به تبیین رابطه تنگاتنگ میان جامعه مدنی و ابزارهای ارتباطی پرداخت. به گفته او، تشکیل جامعه مدنی در گذشته مستلزم هزینههای سنگین مادی برای گردهمایی اتحادیهها، احزاب و انجمنها بود، اما ظهور اینترنت از اوایل دهه ۱۹۹۰ این هزینهها را به حداقل رساند و دایره اثرگذاری گروههای داوطلبانه را بهشدت گسترش داد.
🔰راغب با اشاره به تغییر ماهیت اینترنت در دنیای امروز گفت:
اینترنت به مرور زمان از یک ابزار ساده به یک زیرساخت"تبدیل شده است. ابزارها را میتوان جایگزین کرد، اما زیرساختها جایگزینی ندارند. به همین دلیل، هرگونه قطعی یا اختلال در شبکه را نباید یک مسئله صرفاً فنی دانست.
🔰این جامعهشناس با تاکید بر اینکه دموکراسی صرفاً به معنای برگزاری انتخابات نیست، بلکه به امکان دیدهشدن، مطالبهگری و کنش جمعی گره خورده است، به تجربه کشور استونی اشاره کرد. در استونی از سال ۲۰۰۵ انتخابات به شکل الکترونیکی برگزار میشود و پلتفرمهای تکنولوژیک به شهروندان اجازه میدهند در هر شرایطی در تصمیمگیریهای سیاسی مشارکت کنند.
🔰راغب همچنین به تشریح مفهوم «شکاف دیجیتال» در سه سطح پرداخت: «سطح اول: نابرابری در امکان اتصال به شبکه سطح دوم: انتقال سرمایههای دنیای واقعی به دنیای آنلاین و تفاوت در شیوه بهرهبرداری از اینترنت، سطح سوم: بازگشت دستاوردهای دنیای آنلاین به دنیای آفلاین.»
🔰او در نهایت هشدار داد که برخلاف تصورات اولیه که اینترنت را راهی برای گریز از ساختارهای اقتدارگرا میدانست، امروز طرحهایی مانند اینترنت طبقاتی به نوعی آپارتاید دیجیتال شکل دادهاند که عملاً در حال بازتولید و تشدید نابرابریهای اقتصادی، جنسیتی و سیاسی هستند و جامعه مدنی را روزبهروز کوچکتر میکنند.
▫️با ترکیبی از محدودیت شبکه و کیفیت نازل روبهرو هستیم
🔰در ادامه نشست، «زهرا علیپور»، دبیر کمیسیون اینترنت و زیرساخت انجمن تجارت الکترونیک تهران، با تکیه بر دادههای فنی به تشریح وضعیت اسفبار کیفیت شبکه در کشور پرداخت.
🔰به گفته علیپور، بر اساس گزارشهای کیفیت اینترنت در ایران که سالی دو بار توسط این انجمن منتشر میشود، ایران در سال ۱۴۰۲ در شاخص اختلال رتبه ۹۹ از ۱۰۰، در سرعت رتبه ۹۷ و در شاخص محدودیت رتبه ۹۹ را به خود اختصاص داده است. این وضعیت نامطلوب تا زمان انتشار گزارش آخر نیز همچنان پابرجاست.
🔰علیپور با مقایسه مدل فیلترینگ ایران و چین توضیح داد:
ایران و چین هر دو در میان محدودترین کشورهای جهان از نظر دسترسی به اینترنت قرار دارند. اما تمایز بزرگ این دو در کیفیت شبکه است. چین با وجود اعمال محدودیتهای گسترده، زیرساختی با سرعت و کیفیت بالا به شهروندانش ارائه میدهد، در حالی که کاربر ایرانی با ترکیب مهلکی از محدودیتهای شدید و کیفیت نازل شبکه دستبهگریبان است.
▫️قطعی اینترنت مرز میان زندگی و مرگ را باریکتر میکند
🔰بخش دیگری از این نشست زهرا مرادی، مدیر اجرایی سامانه پیشگیری از خودکشی «طعم گیلاس» اختصاص داشت. او مسئله خودکشی در ایران را به یک گسل خاموش در جامعه توصیف کرد.
🔰مرادی ابتدا به آمارهای جهانی اشاره کرد. بهگفته او سالانه بیش از ۷۳۰ هزار مرگ ناشی از خودکشی در جهان رخ میدهد، معادل یک نفر در هر ۴۳ ثانیه،. همچنین میزان اقدام به خودکشی ۲۰ برابر این رقم است، معادل یک اقدام در هر ۲ ثانیه. او سپس به تشریح تاثیر فاجعهبار اختلالات شبکه بر عملکرد این سامانه حمایتی پرداخت.
🔰به گفته مرادی، در روزهای قطعی و اختلال شدید اینترنت، روانه حدود ۷۰۰ فرد بحرانزده که به کمک فوری نیاز داشتند، امکان برقراری ارتباط با سامانه را از دست دادند. این در حالی است که ۷۸ درصد از مراجعان این پلتفرم را جوانان زیر ۲۵ سال تشکیل میدهند و ۹۷ درصد آنها با افکار جدی خودکشی به سامانه پیام میدهند.
🔰مرادی با ارائه آماری از وضعیت مشارکت داوطلبان این سامانه، به یک آسیب پنهان پرداخت و گفت: «در بازه زمانی اول دی ۱۴۰۳ تا خرداد ۱۴۰۴، حدود ۱۲۶ شیفت داوطلبی در سامانه ثبت شده بود، اما این رقم در بازه مشابه سال بعد با افتی فاحش به تنها ۳۷ شیفت رسید.»
🔰او ادامه داد: «تعداد رزروهای ثبتشده توسط داوطلبان از ۶ هزار و ۲۲۴ مورد در نیمه اول سال گذشته، به ۲ هزار ۱۳ مورد د بازه مشابه سال جاری کاهش یافته است. همچنین از زمان پایان جنگ در ۱۹ فروردینماه تا ۳۱ فروردین، تعداد رزروها از ۴۶۹ مورد به ۱۰۵ مورد سقوط کرد که مستقیماً ناشی از اختلالات شبکه بود و ریسک از دست رفتن جان انسانها را بهشدت بالا برد.
🔰مدیر اجرایی طعم گیلاس در پایان با انتقاد از نگاه سادهانگارانه مسئولان به مقوله اینترنت گفت:
برای تصمیمگیران، شاید اینترنت تنها فشردن یک دکمه باشد، اما برای سامانهای مانند ما، این شبکه تنها پل ارتباطی با انسانهای ناامید است. قطع کردن اینترنت، فاصله میان زندگی و مرگ را کوتاهتر میکند. وقتی شبکه قطع میشود، افراد آسیبپذیر دیگر نه تریبونی برای شنیده شدن دارند و نه راهی برای دریافت کمکهای حیاتی.
@Haajm
✅ وقتی نبودن یک دارو، زندگی را متوقف میکند
🔰همزمان با هفته حمایت از بیماران هموفیلی، یکی از اصلیترین نگرانیهای این بیماران بار دیگر به موضوع کمبود و دسترسی دشوار به دارو بازگشته است. برای بیماران هموفیلی، دارو فقط یک درمان معمولی نیست؛ عاملی حیاتی است که میتواند از خونریزیهای خطرناک، آسیبهای جبرانناپذیر و اختلال در زندگی روزمره جلوگیری کند.
🔰به گفته مدیرعامل سابق کانون هموفیلی ایران، از میان حدود ۱۶ هزار بیمار هموفیلی در کشور، چهار تا پنج هزار نفر نزدیک به ۸ تا ۹ ماه است که به داروی موردنیاز خود دسترسی ندارند؛ شرایطی که زندگی، تحصیل و اشتغال آنها را تحت تاثیر قرار داده است. تحریمها، مشکلات انتقال پول، حملونقل و تامین دارو، از مهمترین موانع ایجادشده در مسیر درمان این بیماران عنوان شده است.
🔰کمبود دارو برای زنان مبتلا به اختلالات انعقادی شرایط دشوارتری ایجاد کرده و میتواند خونریزیهای طولانیمدت، مشکلات شغلی و کاهش شدید کیفیت زندگی را به دنبال داشته باشد. از سوی دیگر، برخی بیماران به دلیل نبود داروهای جدید مجبور شدهاند به روشهای قدیمی درمانی بازگردند؛ روشهایی که نیازمند بستری در بیمارستان و استفاده از فرآوردههای خونی است و سالهاست در بسیاری از کشورهای جهان کنار گذاشته شده است.
🔰فعالان حوزه بیماران هموفیلی معتقدند فاصله ایران با درمانهای نوین جهان همچنان قابل توجه است؛ در حالی که برخی داروهای جدید سالهاست در استانداردهای جهانی قرار گرفتهاند، دسترسی بیماران ایرانی به این درمانها بسیار محدود بوده است. آنها همچنین تاکید دارند حمایت از تولید داخلی نباید به حذف رقابت و محرومیت بیماران از داروهای باکیفیت خارجی منجر شود.
🔰بحران دارو تنها یک مسئله پزشکی نیست؛ بسیاری از بیماران خاص به دلیل مراجعههای مکرر درمانی، هزینههای رفتوآمد و کاهش توان کاری، با مشکلات معیشتی نیز مواجه هستند. همچنین تجربه جنگ و بحرانهای اخیر نشان داد بیماران، سالمندان، کودکان و افراد دارای معلولیت از نخستین گروههایی هستند که در شرایط بحرانی با دشواریهای جدی روبهرو میشوند.
🔰مطالبه اصلی بیماران هموفیلی همچنان روشن است: دسترسی پایدار، بهموقع و عادلانه به دارو و درمان، نه بهعنوان یک امتیاز، بلکه بهعنوان بخشی از حق سلامت هر انسان.
@Haajm
🔰همزمان با هفته حمایت از بیماران هموفیلی، یکی از اصلیترین نگرانیهای این بیماران بار دیگر به موضوع کمبود و دسترسی دشوار به دارو بازگشته است. برای بیماران هموفیلی، دارو فقط یک درمان معمولی نیست؛ عاملی حیاتی است که میتواند از خونریزیهای خطرناک، آسیبهای جبرانناپذیر و اختلال در زندگی روزمره جلوگیری کند.
🔰به گفته مدیرعامل سابق کانون هموفیلی ایران، از میان حدود ۱۶ هزار بیمار هموفیلی در کشور، چهار تا پنج هزار نفر نزدیک به ۸ تا ۹ ماه است که به داروی موردنیاز خود دسترسی ندارند؛ شرایطی که زندگی، تحصیل و اشتغال آنها را تحت تاثیر قرار داده است. تحریمها، مشکلات انتقال پول، حملونقل و تامین دارو، از مهمترین موانع ایجادشده در مسیر درمان این بیماران عنوان شده است.
🔰کمبود دارو برای زنان مبتلا به اختلالات انعقادی شرایط دشوارتری ایجاد کرده و میتواند خونریزیهای طولانیمدت، مشکلات شغلی و کاهش شدید کیفیت زندگی را به دنبال داشته باشد. از سوی دیگر، برخی بیماران به دلیل نبود داروهای جدید مجبور شدهاند به روشهای قدیمی درمانی بازگردند؛ روشهایی که نیازمند بستری در بیمارستان و استفاده از فرآوردههای خونی است و سالهاست در بسیاری از کشورهای جهان کنار گذاشته شده است.
🔰فعالان حوزه بیماران هموفیلی معتقدند فاصله ایران با درمانهای نوین جهان همچنان قابل توجه است؛ در حالی که برخی داروهای جدید سالهاست در استانداردهای جهانی قرار گرفتهاند، دسترسی بیماران ایرانی به این درمانها بسیار محدود بوده است. آنها همچنین تاکید دارند حمایت از تولید داخلی نباید به حذف رقابت و محرومیت بیماران از داروهای باکیفیت خارجی منجر شود.
🔰بحران دارو تنها یک مسئله پزشکی نیست؛ بسیاری از بیماران خاص به دلیل مراجعههای مکرر درمانی، هزینههای رفتوآمد و کاهش توان کاری، با مشکلات معیشتی نیز مواجه هستند. همچنین تجربه جنگ و بحرانهای اخیر نشان داد بیماران، سالمندان، کودکان و افراد دارای معلولیت از نخستین گروههایی هستند که در شرایط بحرانی با دشواریهای جدی روبهرو میشوند.
🔰مطالبه اصلی بیماران هموفیلی همچنان روشن است: دسترسی پایدار، بهموقع و عادلانه به دارو و درمان، نه بهعنوان یک امتیاز، بلکه بهعنوان بخشی از حق سلامت هر انسان.
@Haajm
Forwarded from شبکه کمک
راهنمای_تعدیل_نیرو_با_رویکرد_اخلاقی.pdf
9.4 MB
🔹️راهنمایی عملی برای سازمانهای مردمنهاد در شرایط بحران اقتصادی پس از جنگ برای تعدیل نیرو به عنوان آخرین گزینه ممکن
🔺این راهنما با همکاری کمیته منابع انسانی شبکه کمک و با راهنمایی دکتر بابک علوی برای سازمانهای مردمنهاد تهیه و تدوین شده است.
🔻امیدواریم این راهنما در تصمیمهای دشوار، برای سازمانهای مردمنهاد مفید باشد. اگر آن را کاربردی میدانید، با انتشار آن میتوانید به دسترسی افراد بیشتری به این تجربه و پیشنهادها کمک کنید.
#شبکه_کمک
@Komaknetwork
مسئله فقط «تعدیل کردن یا نکردن» نیست؛ مسئله این است که سازمان چگونه تصمیم میگیرد، چگونه توضیح میدهد، چگونه از حقوق قانونی و کرامت انسانی افراد مراقبت میکند و چگونه اعتماد تیم باقیمانده را حفظ میکند.
_از راهنمای تعدیل نیرو با رویکرد اخلاقی
🔺این راهنما با همکاری کمیته منابع انسانی شبکه کمک و با راهنمایی دکتر بابک علوی برای سازمانهای مردمنهاد تهیه و تدوین شده است.
🔻امیدواریم این راهنما در تصمیمهای دشوار، برای سازمانهای مردمنهاد مفید باشد. اگر آن را کاربردی میدانید، با انتشار آن میتوانید به دسترسی افراد بیشتری به این تجربه و پیشنهادها کمک کنید.
#شبکه_کمک
@Komaknetwork
❤3
✅ جنگ یعنی همین؛ مادری که به جای پیکر، تکهای از فرزندش را بوسه میزند
🔰پنج ماه پس از موشکباران مدرسه شجره طیبه میناب و کشته شدن دانشآموزان و معلمان این مدرسه، خانوادههای قربانیان دوباره عزادار شدند. شناسایی و بازگشت تکههایی از پیکر عزیزانشان، زخمی را که تازه داشت التیام مییافت دوباره باز کرد؛ مادرانی که نمیدانستند فرزندشان کامل دفن نشده، پدرانی که هنوز چشمانتظار نشانهای از کودکانشان هستند و خانوادههایی که باید برای دومین بار با تابوتهای کوچک به خاکسپاری بروند.
🔰در میان بقایای تازه پیدا شده، تکههایی از پیکر دانشآموزان و معلمان مدرسه شجره طیبه میناب به خانوادهها تحویل داده شد؛ تکههایی که برای بسیاری از آنها تنها یادگار باقیمانده از عزیزانشان بود. برخی مادران با همان تکههای کفنپیچشده خداحافظی کردند و کنار مزار فرزندانشان به خاک سپردند.
🔰این فاجعه فقط قربانیان کشتهشده را درگیر نکرده است؛ کودکانی که از این حمله جان سالم به در بردهاند نیز با ترس، اضطراب و کابوسهای دوباره جنگ دستوپنجه نرم میکنند. خانوادهها از تأخیر در شناسایی و تحویل بقایا گلایه دارند و میگویند بازگشت دوباره به روزهای حادثه، رنجی تازه بر داغ از دست دادن عزیزانشان افزوده است.
🔰میناب، بار دیگر با تابوتهایی کوچک و اندوهی بزرگ، هزینه انسانی جنگ را به تصویر کشید؛ تصویری از اینکه در هر جنگ، پیش از هر چیز، زندگی انسانها و آینده کودکان قربانی میشود.
@Haajm
🔰پنج ماه پس از موشکباران مدرسه شجره طیبه میناب و کشته شدن دانشآموزان و معلمان این مدرسه، خانوادههای قربانیان دوباره عزادار شدند. شناسایی و بازگشت تکههایی از پیکر عزیزانشان، زخمی را که تازه داشت التیام مییافت دوباره باز کرد؛ مادرانی که نمیدانستند فرزندشان کامل دفن نشده، پدرانی که هنوز چشمانتظار نشانهای از کودکانشان هستند و خانوادههایی که باید برای دومین بار با تابوتهای کوچک به خاکسپاری بروند.
🔰در میان بقایای تازه پیدا شده، تکههایی از پیکر دانشآموزان و معلمان مدرسه شجره طیبه میناب به خانوادهها تحویل داده شد؛ تکههایی که برای بسیاری از آنها تنها یادگار باقیمانده از عزیزانشان بود. برخی مادران با همان تکههای کفنپیچشده خداحافظی کردند و کنار مزار فرزندانشان به خاک سپردند.
🔰این فاجعه فقط قربانیان کشتهشده را درگیر نکرده است؛ کودکانی که از این حمله جان سالم به در بردهاند نیز با ترس، اضطراب و کابوسهای دوباره جنگ دستوپنجه نرم میکنند. خانوادهها از تأخیر در شناسایی و تحویل بقایا گلایه دارند و میگویند بازگشت دوباره به روزهای حادثه، رنجی تازه بر داغ از دست دادن عزیزانشان افزوده است.
🔰میناب، بار دیگر با تابوتهایی کوچک و اندوهی بزرگ، هزینه انسانی جنگ را به تصویر کشید؛ تصویری از اینکه در هر جنگ، پیش از هر چیز، زندگی انسانها و آینده کودکان قربانی میشود.
@Haajm
شرق
تابوتهای کوچک، سوگ بزرگ
زنگ مدرسه را زدهاند، دارد دیر میشود. معلم و همکلاسیها منتظرند. مردی با لباس پلنگی قرمز، دستش را دراز میکند، تکان میدهد، میگوید: بدهید. اما آن سو، آن پدر و مادر و خواهر و برادر ویرانشده، دل نمیکَنند. کلاس درس کمی پایینتر است؛ ۲۰، ۳۰ سانت آنطرفتر…
😢3
✅ از تجربه ژاپن تا ایران؛ نقش جامعه مدنی در مدیریت بحران و درسهایی برای افزایش تابآوری
چرا نقش جامعه مدنی در مدیریت بحران اهمیت دارد؟
🔰مهستان؛ در دهههای اخیر، رویکرد مدیریت بحران در جهان تغییر کرده است. اگر در گذشته دولتها بازیگر اصلی مدیریت بلایا محسوب میشدند، امروز تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که بدون مشارکت جامعه مدنی، تابآوری اجتماعی به شکل قابل توجهی کاهش مییابد.
جامعه مدنی شامل سازمانهای مردمنهاد (سمنها)، خیریهها، گروههای داوطلب، انجمنهای محلی، رسانهها و شبکههای اجتماعی است. این بازیگران میتوانند پیش از وقوع بحران، هنگام امدادرسانی و حتی در مرحله بازسازی، بخشی از بار مدیریت بحران را بر دوش بگیرند.
در میان کشورهای بحرانخیز، ژاپن یکی از موفقترین نمونههای بهرهگیری از ظرفیت جامعه مدنی است؛ در حالی که ایران نیز با وجود سرمایه اجتماعی قابل توجه، هنوز با چالشهایی در نهادینهسازی این مشارکت روبهرو است.
▫️ژاپن چگونه جامعه مدنی را به بخشی از مدیریت بحران تبدیل کرد؟
زلزله کوبه؛ آغاز یک تحول
🔰زلزله هانشین–آواجی در سال ۱۹۹۵ بیش از ۶۵۰۰ قربانی گرفت و ضعف ساختارهای دولتی در امدادرسانی را آشکار کرد.
اما آنچه این حادثه را به نقطه عطف تبدیل کرد، حضور گسترده شهروندان بود. بیش از ۱.۳ میلیون داوطلب وارد مناطق آسیبدیده شدند و همین تجربه باعث شد سال ۱۹۹۵ در ژاپن به «سال نخست داوطلبی» مشهور شود.
این تجربه نشان داد که مشارکت مردمی اگرچه ارزشمند است، اما بدون ساختار حقوقی و مدیریتی پایدار نمیتواند تداوم یابد.
▫️قانون NPO؛ تبدیل مشارکت مردمی به ظرفیت ملی
🔰سه سال بعد، ژاپن قانون سازمانهای غیرانتفاعی (NPO Law) را تصویب کرد. این قانون ثبت سازمانهای مردمنهاد را تسهیل و جایگاه آنها را در سیاستگذاری و مدیریت بحران به رسمیت شناخت.
نتیجه این سیاستها، شکلگیری شبکهای گسترده از سازمانهای مردمنهاد و میلیونها داوطلب آموزشدیده بود که در بحرانهای بعدی نقشی تعیینکننده ایفا کردند.
▫️آزمون موفق در زلزله و سونامی ۲۰۱۱
🔰در فاجعه توهوکو، نزدیک به نیم میلیون داوطلب سازمانیافته در چهار ماه نخست عملیات امدادرسانی مشارکت کردند.
برخلاف تجربه کوبه، این بار همکاری میان دولت، شهرداریها، سمنها و گروههای داوطلب بر پایه سازوکارهای مشخص انجام شد و همین موضوع سرعت و کیفیت امدادرسانی را افزایش داد.
▫️زلزله نوتو؛ تداوم یک فرهنگ
🔰در زلزله نوتو در سال ۲۰۲۴ نیز شبکههای داوطلبی که ریشه آنها به سه دهه قبل بازمیگشت، نقش مهمی در توزیع کمکها، حمایت روانی و بازسازی اجتماعی ایفا کردند.
▫️تجربه ایران؛ سرمایه اجتماعی بالا، اما چالشهای نهادی
🔰ایران یکی از حادثهخیزترین کشورهای جهان است و تقریباً هر سال با بحرانهایی مانند زلزله، سیل، خشکسالی و حوادث انسانی روبهرو میشود.
در اغلب این بحرانها، مردم و سازمانهای داوطلب حضوری گسترده داشتهاند؛ اما پژوهشهای داخلی نشان میدهد این ظرفیت هنوز به بخشی از ساختار رسمی مدیریت بحران تبدیل نشده است.
▫️زلزله کرمانشاه
🔰در زلزله سال ۱۳۹۶، هزاران گروه مردمی، خیریه و سمن وارد میدان شدند، اما گزارشهای علمی از مشکلاتی مانند:
▫️موازیکاری میان نهادها
▫️نبود فرماندهی واحد
▫️ضعف تبادل اطلاعات
▫️رقابت میان برخی بازیگران
▫️محدود شدن برخی مسیرهای جمعآوری کمکهای مردمی
حکایت دارند.
▫️سیل نوروز ۱۳۹۸
🔰در سیل گسترده سال ۱۳۹۸ نیز سیاست تمرکز جمعآوری کمکهای مردمی در دو نهاد رسمی دنبال شد.
هدف این سیاست افزایش شفافیت و جلوگیری از سوءاستفاده عنوان شد، اما برخی پژوهشگران معتقدند این رویکرد ظرفیت بسیاری از سازمانهای محلی و تخصصی را محدود کرد.
ادامه یادداشت را در سایت «اخبار مهستان» بخوانید.
@Akhbare_mahestan
@Haajm
چرا نقش جامعه مدنی در مدیریت بحران اهمیت دارد؟
🔰مهستان؛ در دهههای اخیر، رویکرد مدیریت بحران در جهان تغییر کرده است. اگر در گذشته دولتها بازیگر اصلی مدیریت بلایا محسوب میشدند، امروز تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که بدون مشارکت جامعه مدنی، تابآوری اجتماعی به شکل قابل توجهی کاهش مییابد.
جامعه مدنی شامل سازمانهای مردمنهاد (سمنها)، خیریهها، گروههای داوطلب، انجمنهای محلی، رسانهها و شبکههای اجتماعی است. این بازیگران میتوانند پیش از وقوع بحران، هنگام امدادرسانی و حتی در مرحله بازسازی، بخشی از بار مدیریت بحران را بر دوش بگیرند.
در میان کشورهای بحرانخیز، ژاپن یکی از موفقترین نمونههای بهرهگیری از ظرفیت جامعه مدنی است؛ در حالی که ایران نیز با وجود سرمایه اجتماعی قابل توجه، هنوز با چالشهایی در نهادینهسازی این مشارکت روبهرو است.
▫️ژاپن چگونه جامعه مدنی را به بخشی از مدیریت بحران تبدیل کرد؟
زلزله کوبه؛ آغاز یک تحول
🔰زلزله هانشین–آواجی در سال ۱۹۹۵ بیش از ۶۵۰۰ قربانی گرفت و ضعف ساختارهای دولتی در امدادرسانی را آشکار کرد.
اما آنچه این حادثه را به نقطه عطف تبدیل کرد، حضور گسترده شهروندان بود. بیش از ۱.۳ میلیون داوطلب وارد مناطق آسیبدیده شدند و همین تجربه باعث شد سال ۱۹۹۵ در ژاپن به «سال نخست داوطلبی» مشهور شود.
این تجربه نشان داد که مشارکت مردمی اگرچه ارزشمند است، اما بدون ساختار حقوقی و مدیریتی پایدار نمیتواند تداوم یابد.
▫️قانون NPO؛ تبدیل مشارکت مردمی به ظرفیت ملی
🔰سه سال بعد، ژاپن قانون سازمانهای غیرانتفاعی (NPO Law) را تصویب کرد. این قانون ثبت سازمانهای مردمنهاد را تسهیل و جایگاه آنها را در سیاستگذاری و مدیریت بحران به رسمیت شناخت.
نتیجه این سیاستها، شکلگیری شبکهای گسترده از سازمانهای مردمنهاد و میلیونها داوطلب آموزشدیده بود که در بحرانهای بعدی نقشی تعیینکننده ایفا کردند.
▫️آزمون موفق در زلزله و سونامی ۲۰۱۱
🔰در فاجعه توهوکو، نزدیک به نیم میلیون داوطلب سازمانیافته در چهار ماه نخست عملیات امدادرسانی مشارکت کردند.
برخلاف تجربه کوبه، این بار همکاری میان دولت، شهرداریها، سمنها و گروههای داوطلب بر پایه سازوکارهای مشخص انجام شد و همین موضوع سرعت و کیفیت امدادرسانی را افزایش داد.
▫️زلزله نوتو؛ تداوم یک فرهنگ
🔰در زلزله نوتو در سال ۲۰۲۴ نیز شبکههای داوطلبی که ریشه آنها به سه دهه قبل بازمیگشت، نقش مهمی در توزیع کمکها، حمایت روانی و بازسازی اجتماعی ایفا کردند.
▫️تجربه ایران؛ سرمایه اجتماعی بالا، اما چالشهای نهادی
🔰ایران یکی از حادثهخیزترین کشورهای جهان است و تقریباً هر سال با بحرانهایی مانند زلزله، سیل، خشکسالی و حوادث انسانی روبهرو میشود.
در اغلب این بحرانها، مردم و سازمانهای داوطلب حضوری گسترده داشتهاند؛ اما پژوهشهای داخلی نشان میدهد این ظرفیت هنوز به بخشی از ساختار رسمی مدیریت بحران تبدیل نشده است.
▫️زلزله کرمانشاه
🔰در زلزله سال ۱۳۹۶، هزاران گروه مردمی، خیریه و سمن وارد میدان شدند، اما گزارشهای علمی از مشکلاتی مانند:
▫️موازیکاری میان نهادها
▫️نبود فرماندهی واحد
▫️ضعف تبادل اطلاعات
▫️رقابت میان برخی بازیگران
▫️محدود شدن برخی مسیرهای جمعآوری کمکهای مردمی
حکایت دارند.
▫️سیل نوروز ۱۳۹۸
🔰در سیل گسترده سال ۱۳۹۸ نیز سیاست تمرکز جمعآوری کمکهای مردمی در دو نهاد رسمی دنبال شد.
هدف این سیاست افزایش شفافیت و جلوگیری از سوءاستفاده عنوان شد، اما برخی پژوهشگران معتقدند این رویکرد ظرفیت بسیاری از سازمانهای محلی و تخصصی را محدود کرد.
ادامه یادداشت را در سایت «اخبار مهستان» بخوانید.
@Akhbare_mahestan
@Haajm
اخبار مهستان
از تجربه ژاپن تا ایران؛ نقش جامعه مدنی در مدیریت بحران و درسهایی برای افزایش تابآوری
جامعه مدنی شامل سازمانهای مردمنهاد (سمنها)، خیریهها، گروههای داوطلب، انجمنهای محلی، رسانهها و شبکههای اجتماعی است.
❤2
✅ تهران بیشترین کودکان کار را دارد
🔰معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با یادآوری اینکه سال گذشته حدود هفت هزار کودک کار در موقعیت خیابان در سراسر کشور از خدمات سازمان بهزیستی استفاده کردند، گفت: تهران فراوانی بیشتری از نظر تعداد کودکان کار و خیابان نسبت به دیگر شهرها دارد و پس از پایتخت در کلانشهرها و شهرهایی که ماهیت سیاحتی یا زیارتی دارند، کودکان راحتتر میتوانند در خیابان کسب درآمد داشته باشند.
@Haajm
🔰معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با یادآوری اینکه سال گذشته حدود هفت هزار کودک کار در موقعیت خیابان در سراسر کشور از خدمات سازمان بهزیستی استفاده کردند، گفت: تهران فراوانی بیشتری از نظر تعداد کودکان کار و خیابان نسبت به دیگر شهرها دارد و پس از پایتخت در کلانشهرها و شهرهایی که ماهیت سیاحتی یا زیارتی دارند، کودکان راحتتر میتوانند در خیابان کسب درآمد داشته باشند.
@Haajm
✅ روز جهانی حفاظت از طبیعت | World Nature Conservation Day
🔰۲۸ ژوئیه (۶ مرداد) هر سال به عنوان روز جهانی حفاظت از طبیعت گرامی داشته میشود؛ روزی برای یادآوری اینکه سلامت انسان و آینده زمین، به حفظ طبیعت و استفاده مسئولانه از منابع طبیعی وابسته است.
🔰هدف از این روز، افزایش آگاهی عمومی درباره اهمیت حفاظت از جنگلها، منابع آب، خاک، تنوع زیستی و زیستگاههای طبیعی است. اگرچه این مناسبت دارای شعار یا تم رسمی جهانی واحد نیست، اما دولتها، سازمانهای محیطزیستی و نهادهای مدنی در سراسر جهان از آن برای ترویج اقدامات عملی در حفاظت از محیطزیست استفاده میکنند.
🔰تاریخچه
روز جهانی حفاظت از طبیعت با هدف جلب توجه جهانی به چالشهایی مانند تغییرات اقلیمی، نابودی زیستگاهها، کاهش تنوع زیستی، آلودگی و بهرهبرداری بیرویه از منابع طبیعی شکل گرفت. پیام اصلی این روز آن است که توسعه پایدار تنها زمانی امکانپذیر است که از طبیعت بهعنوان سرمایهای مشترک برای نسلهای امروز و آینده محافظت کنیم.
🔰محورهای مورد توجه در سال ۲۰۲۶
اگرچه تم رسمی جهانی برای سال ۲۰۲۶ اعلام نشده است، اما بسیاری از برنامهها و کمپینها بر این اولویتها تمرکز دارند:
🍃 توقف روند کاهش تنوع زیستی
🌍 تسریع در احیای اکوسیستمهای آسیبدیده
♻️ کاهش آلودگی پلاستیکی و توسعه اقتصاد چرخشی
💧 مدیریت پایدار منابع آب و خاک
🌱 گسترش مشارکت عمومی در حفاظت از محیطزیست
🔰طبیعت تنها میراث نسل امروز نیست؛ امانتی است که باید سالمتر از گذشته به نسلهای آینده بسپاریم.
@Haajm
🔰۲۸ ژوئیه (۶ مرداد) هر سال به عنوان روز جهانی حفاظت از طبیعت گرامی داشته میشود؛ روزی برای یادآوری اینکه سلامت انسان و آینده زمین، به حفظ طبیعت و استفاده مسئولانه از منابع طبیعی وابسته است.
🔰هدف از این روز، افزایش آگاهی عمومی درباره اهمیت حفاظت از جنگلها، منابع آب، خاک، تنوع زیستی و زیستگاههای طبیعی است. اگرچه این مناسبت دارای شعار یا تم رسمی جهانی واحد نیست، اما دولتها، سازمانهای محیطزیستی و نهادهای مدنی در سراسر جهان از آن برای ترویج اقدامات عملی در حفاظت از محیطزیست استفاده میکنند.
🔰تاریخچه
روز جهانی حفاظت از طبیعت با هدف جلب توجه جهانی به چالشهایی مانند تغییرات اقلیمی، نابودی زیستگاهها، کاهش تنوع زیستی، آلودگی و بهرهبرداری بیرویه از منابع طبیعی شکل گرفت. پیام اصلی این روز آن است که توسعه پایدار تنها زمانی امکانپذیر است که از طبیعت بهعنوان سرمایهای مشترک برای نسلهای امروز و آینده محافظت کنیم.
🔰محورهای مورد توجه در سال ۲۰۲۶
اگرچه تم رسمی جهانی برای سال ۲۰۲۶ اعلام نشده است، اما بسیاری از برنامهها و کمپینها بر این اولویتها تمرکز دارند:
🍃 توقف روند کاهش تنوع زیستی
🌍 تسریع در احیای اکوسیستمهای آسیبدیده
♻️ کاهش آلودگی پلاستیکی و توسعه اقتصاد چرخشی
💧 مدیریت پایدار منابع آب و خاک
🌱 گسترش مشارکت عمومی در حفاظت از محیطزیست
🔰طبیعت تنها میراث نسل امروز نیست؛ امانتی است که باید سالمتر از گذشته به نسلهای آینده بسپاریم.
@Haajm
❤2