🔷مشارکت، از روایتها آغاز میشود.
مشارکت، فقط کنار هم قرار گرفتن نیست؛
روایتیست که از شنیدن، آموختن و ساختنِ مشترک آغاز میشود.
🔹در رویداد «داستان مشارکت؛ دیدارها و روایتها» گرد هم میآییم تا:
🔻در کارگاه «معناسازی برای سمنها در تجربه جنگ» با ارائه دکتر بابک علوی شرکت کنیم؛
🔻 در نشست هماندیشی و همافزایی سمنها و بخش خصوصی برای افزایش اثربخشی اجتماعی به گفتوگو بنشینیم؛
🔻 ایدههای نو سمنها برای عبور از بحرانها را بشنویم و درباره آنها گفتوگو کنیم؛
و از تجربهها و روایتهای واقعی الهام بگیریم.
🔹این دیدار فرصتی است برای شنیدن روایتهایی که شاید سرآغاز یک همکاری، یک راهحل یا یک تغییر ماندگار باشند.
🔻لطفاً برای حضور در این رویداد، از طریق شناسه زیر در تلگرام یا بله پیام دهید و ثبتنام خود را انجام دهید:
@komak_network
@Haajm
مشارکت، فقط کنار هم قرار گرفتن نیست؛
روایتیست که از شنیدن، آموختن و ساختنِ مشترک آغاز میشود.
🔹در رویداد «داستان مشارکت؛ دیدارها و روایتها» گرد هم میآییم تا:
🔻در کارگاه «معناسازی برای سمنها در تجربه جنگ» با ارائه دکتر بابک علوی شرکت کنیم؛
🔻 در نشست هماندیشی و همافزایی سمنها و بخش خصوصی برای افزایش اثربخشی اجتماعی به گفتوگو بنشینیم؛
🔻 ایدههای نو سمنها برای عبور از بحرانها را بشنویم و درباره آنها گفتوگو کنیم؛
و از تجربهها و روایتهای واقعی الهام بگیریم.
🔹این دیدار فرصتی است برای شنیدن روایتهایی که شاید سرآغاز یک همکاری، یک راهحل یا یک تغییر ماندگار باشند.
🗓 یکشنبه ۱۸ مرداد
⏰ ساعت ۹:۰۰ تا ۱۵:۰۰
📍 کانون انصار
🔻لطفاً برای حضور در این رویداد، از طریق شناسه زیر در تلگرام یا بله پیام دهید و ثبتنام خود را انجام دهید:
@komak_network
@Haajm
✅ جامعه مدنی را بدون پول هم میتوان ساخت؛ ۱۰ راه برای مشارکت موثر شهروندان
🔰بسیاری از ما وقتی صحبت از کمک کردن میشود، اولین چیزی که به ذهنمان میرسد «کمک مالی» است. اما آیا تنها راه اثرگذاری در جامعه، داشتن توان اقتصادی است؟
پژوهشهای حوزه جامعهشناسی، روانشناسی اجتماعی و مطالعات مربوط به مشارکت مدنی نشان میدهد که جامعه فقط با پول ساخته نمیشود؛ بلکه زمان، دانش، مهارت، تجربه، ارتباطات و همدلی شهروندان نیز سرمایههایی ارزشمند برای تغییر اجتماعی هستند.
بسیاری از سازمانهای مردمنهاد در سراسر جهان، بخش مهمی از فعالیتهای خود را با مشارکت داوطلبانی پیش میبرند که شاید امکان کمک مالی نداشته باشند، اما با تخصص، وقت و تواناییهای خود نقش مؤثری ایفا میکنند.
هر فرد میتواند بدون پرداخت پول، به شیوههای مختلف در تقویت جامعه مدنی سهیم باشد:
▫️ اختصاص بخشی از زمان برای فعالیتهای داوطلبانه
▫️ آموزش یک مهارت یا انتقال دانش و تجربه
▫️ همراهی و حمایت عاطفی از افراد در شرایط دشوار
▫️ معرفی فرصتها، افراد و منابع برای حل مسائل اجتماعی
▫️ مشارکت در فعالیتهای محیطزیستی
▫️ کمک تخصصی به سازمانهای مردمنهاد در حوزههایی مانند تولید محتوا، طراحی، ترجمه، پژوهش یا فناوری
▫️ انتشار اطلاعات درست و افزایش آگاهی عمومی
🔰 جامعه مدنی زمانی قدرتمند میشود که شهروندان خود را تنها ناظر مشکلات ندانند، بلکه بخشی از راهحل باشند.
کمک کردن همیشه با پول آغاز نمیشود؛ گاهی یک ساعت زمان، یک مهارت، یک ارتباط یا یک قدم کوچک میتواند زمینهساز یک تغییر بزرگ باشد.
👈🏻 متن کامل مقاله را در سایت بخوانید.
@Haajm
🔰بسیاری از ما وقتی صحبت از کمک کردن میشود، اولین چیزی که به ذهنمان میرسد «کمک مالی» است. اما آیا تنها راه اثرگذاری در جامعه، داشتن توان اقتصادی است؟
پژوهشهای حوزه جامعهشناسی، روانشناسی اجتماعی و مطالعات مربوط به مشارکت مدنی نشان میدهد که جامعه فقط با پول ساخته نمیشود؛ بلکه زمان، دانش، مهارت، تجربه، ارتباطات و همدلی شهروندان نیز سرمایههایی ارزشمند برای تغییر اجتماعی هستند.
بسیاری از سازمانهای مردمنهاد در سراسر جهان، بخش مهمی از فعالیتهای خود را با مشارکت داوطلبانی پیش میبرند که شاید امکان کمک مالی نداشته باشند، اما با تخصص، وقت و تواناییهای خود نقش مؤثری ایفا میکنند.
هر فرد میتواند بدون پرداخت پول، به شیوههای مختلف در تقویت جامعه مدنی سهیم باشد:
▫️ اختصاص بخشی از زمان برای فعالیتهای داوطلبانه
▫️ آموزش یک مهارت یا انتقال دانش و تجربه
▫️ همراهی و حمایت عاطفی از افراد در شرایط دشوار
▫️ معرفی فرصتها، افراد و منابع برای حل مسائل اجتماعی
▫️ مشارکت در فعالیتهای محیطزیستی
▫️ کمک تخصصی به سازمانهای مردمنهاد در حوزههایی مانند تولید محتوا، طراحی، ترجمه، پژوهش یا فناوری
▫️ انتشار اطلاعات درست و افزایش آگاهی عمومی
🔰 جامعه مدنی زمانی قدرتمند میشود که شهروندان خود را تنها ناظر مشکلات ندانند، بلکه بخشی از راهحل باشند.
کمک کردن همیشه با پول آغاز نمیشود؛ گاهی یک ساعت زمان، یک مهارت، یک ارتباط یا یک قدم کوچک میتواند زمینهساز یک تغییر بزرگ باشد.
👈🏻 متن کامل مقاله را در سایت بخوانید.
@Haajm
❤3👏1
Forwarded from شبکه کمک
4_6021406190347492496.pdf
3 MB
🌿 نشریه داخلی شماره ۳۴شبکه کمک در آستانه فرارسیدن روز ملی تشکلهای اجتماعی منتشر گردید.
در این شماره میخوانید:
🔹نقش رسانه جامعهمحور در بازسازی حیات اجتماعی جامعه پساجنگ
🔹 مشارکت، از روایتها آغاز میشود
🔹معناسازی برای سمنها در تجربه جنگ
معنا در شهر
🔹از ”فرسایش روانی“ تا ”تسلیمِ راهبردی“
یک پیمایشِ جهتدار
🔹روایت، معنا، و بحران کاتاستروفیک
🔹کارکردهای رسانه در ارتقاء
🔹حقوق افراد دارای معلولیت
🔹تاسیس سازمان انتقال خون ایران در آئینه معنا سازی
استاد فریدون علاء یک کیمیاگر اجتماعی
🔹خلاصه راهنمای تعدیل نیرو با رویکرد اخلاقی
🔹جامعه مدنی دقیقا چیست؟
🔹مسئولیت مشترک زن و مرد در مسئولیت مراقبت از خانواده ( پوستر)
🔹نشانه شبکه کمک تغییر کرد
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
مردادماه ۱۴۰۵
در این شماره میخوانید:
🔹نقش رسانه جامعهمحور در بازسازی حیات اجتماعی جامعه پساجنگ
🔹 مشارکت، از روایتها آغاز میشود
🔹معناسازی برای سمنها در تجربه جنگ
معنا در شهر
🔹از ”فرسایش روانی“ تا ”تسلیمِ راهبردی“
یک پیمایشِ جهتدار
🔹روایت، معنا، و بحران کاتاستروفیک
🔹کارکردهای رسانه در ارتقاء
🔹حقوق افراد دارای معلولیت
🔹تاسیس سازمان انتقال خون ایران در آئینه معنا سازی
استاد فریدون علاء یک کیمیاگر اجتماعی
🔹خلاصه راهنمای تعدیل نیرو با رویکرد اخلاقی
🔹جامعه مدنی دقیقا چیست؟
🔹مسئولیت مشترک زن و مرد در مسئولیت مراقبت از خانواده ( پوستر)
🔹نشانه شبکه کمک تغییر کرد
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
مردادماه ۱۴۰۵
❤1👍1
✅ تشکل اجتماعی چیست و چرا جامعه به آن نیاز دارد؟
🔰جامعه فقط مجموعهای از افراد نیست؛ جامعه زمانی میتواند مسائل خود را بهتر بشناسد و برای آنها راهحل پیدا کند که افراد بتوانند در کنار یکدیگر گفتوگو، همکاری و کنش جمعی داشته باشند.
🔰تشکلهای اجتماعی یکی از مهمترین بسترهای این همکاریاند؛ گروههایی که افراد بهصورت داوطلبانه و سازمانیافته، حول یک هدف یا مسئله مشترک گرد هم میآیند.
🔰اما نقش تشکلها فقط به حل یک مشکل مشخص محدود نمیشود. پژوهشهای دانشگاهی نشان میدهند که تشکلها میتوانند:
▫️به شکلگیری سرمایه اجتماعی و اعتماد کمک کنند
▫️فرصت مشارکت و تجربه همکاری جمعی فراهم کنند
▫️صدای گروهها و مسائل کمتر دیدهشده را به فضای عمومی برسانند
▫️ظرفیت جامعه برای مواجهه با بحرانها را افزایش دهند
▫️و زمینهای برای گفتوگو، مسئولیتپذیری و کنش شهروندی ایجاد کنند.
🔰از سوی دیگر، هر تشکلی لزوماً به معنای مشارکت مؤثر نیست. شفافیت، پاسخگویی، امکان مشارکت اعضا و احترام به تفاوتها از عواملی هستند که کیفیت فعالیت یک تشکل را تعیین میکنند.
در نهایت، تشکل اجتماعی جایی است که یک دغدغه فردی میتواند به یک مسئله مشترک و سپس یک کنش جمعی تبدیل شود.
📌 چرا جامعه به تشکلهای اجتماعی نیاز دارد و یک تشکل سالم چه ویژگیهایی دارد؟
👈🏻 متن کامل مقاله را در سایت حامیان جامعه مدنی (حجم) بخوانید.
@Haajm
🔰جامعه فقط مجموعهای از افراد نیست؛ جامعه زمانی میتواند مسائل خود را بهتر بشناسد و برای آنها راهحل پیدا کند که افراد بتوانند در کنار یکدیگر گفتوگو، همکاری و کنش جمعی داشته باشند.
🔰تشکلهای اجتماعی یکی از مهمترین بسترهای این همکاریاند؛ گروههایی که افراد بهصورت داوطلبانه و سازمانیافته، حول یک هدف یا مسئله مشترک گرد هم میآیند.
🔰اما نقش تشکلها فقط به حل یک مشکل مشخص محدود نمیشود. پژوهشهای دانشگاهی نشان میدهند که تشکلها میتوانند:
▫️به شکلگیری سرمایه اجتماعی و اعتماد کمک کنند
▫️فرصت مشارکت و تجربه همکاری جمعی فراهم کنند
▫️صدای گروهها و مسائل کمتر دیدهشده را به فضای عمومی برسانند
▫️ظرفیت جامعه برای مواجهه با بحرانها را افزایش دهند
▫️و زمینهای برای گفتوگو، مسئولیتپذیری و کنش شهروندی ایجاد کنند.
🔰از سوی دیگر، هر تشکلی لزوماً به معنای مشارکت مؤثر نیست. شفافیت، پاسخگویی، امکان مشارکت اعضا و احترام به تفاوتها از عواملی هستند که کیفیت فعالیت یک تشکل را تعیین میکنند.
در نهایت، تشکل اجتماعی جایی است که یک دغدغه فردی میتواند به یک مسئله مشترک و سپس یک کنش جمعی تبدیل شود.
📌 چرا جامعه به تشکلهای اجتماعی نیاز دارد و یک تشکل سالم چه ویژگیهایی دارد؟
👈🏻 متن کامل مقاله را در سایت حامیان جامعه مدنی (حجم) بخوانید.
@Haajm
❤7
✅ وقتی «من» به «ما» تبدیل میشود؛ قدرت مشارکت در ساختن جامعه
🔰جامعهای قوی، الزاما جامعهای بدون مسئله نیست؛ جامعهای است که برای مواجهه با مسائل، تنها نمیماند.
مشارکت اجتماعی از همینجا آغاز میشود؛ از زمانی که افراد به جای تماشای مسائل، خود را بخشی از راهحل میدانند. اعتماد، همکاری، فعالیت داوطلبانه، عضویت در انجمنها و تشکلها و مشارکت در تصمیمگیریهای جمعی، همگی میتوانند به شکلگیری سرمایه اجتماعی و انسجام بیشتر کمک کنند.
🔰اما مشارکت فقط کنار هم قرار گرفتن افراد نیست. مهم این است که این ارتباطها بتوانند به اعتماد، گفتوگو، یادگیری، همکاری و در نهایت کنش جمعی منجر شوند.
تشکلها و گروههای اجتماعی نیز در این میان نقشی مهم دارند؛ آنها میتوانند فضایی برای تمرین همکاری، تقسیم مسئولیت، گفتوگو و حل مسئله ایجاد کنند و افراد را از «کمک به دیگری» به سمت «ساختن جامعه» ببرند.
🔰در نهایت، قدرت مشارکت اجتماعی شاید در یک جمله خلاصه شود:
تنهایی به ارتباط، ارتباط به اعتماد، اعتماد به همکاری و همکاری به ظرفیت اجتماعی تبدیل میشود.
👈🏻 متن کامل گزارش را در سایت بخوانید.
@Haajm
🔰جامعهای قوی، الزاما جامعهای بدون مسئله نیست؛ جامعهای است که برای مواجهه با مسائل، تنها نمیماند.
مشارکت اجتماعی از همینجا آغاز میشود؛ از زمانی که افراد به جای تماشای مسائل، خود را بخشی از راهحل میدانند. اعتماد، همکاری، فعالیت داوطلبانه، عضویت در انجمنها و تشکلها و مشارکت در تصمیمگیریهای جمعی، همگی میتوانند به شکلگیری سرمایه اجتماعی و انسجام بیشتر کمک کنند.
🔰اما مشارکت فقط کنار هم قرار گرفتن افراد نیست. مهم این است که این ارتباطها بتوانند به اعتماد، گفتوگو، یادگیری، همکاری و در نهایت کنش جمعی منجر شوند.
تشکلها و گروههای اجتماعی نیز در این میان نقشی مهم دارند؛ آنها میتوانند فضایی برای تمرین همکاری، تقسیم مسئولیت، گفتوگو و حل مسئله ایجاد کنند و افراد را از «کمک به دیگری» به سمت «ساختن جامعه» ببرند.
🔰در نهایت، قدرت مشارکت اجتماعی شاید در یک جمله خلاصه شود:
تنهایی به ارتباط، ارتباط به اعتماد، اعتماد به همکاری و همکاری به ظرفیت اجتماعی تبدیل میشود.
👈🏻 متن کامل گزارش را در سایت بخوانید.
@Haajm
👍1
✅ فیروزه صابر: جامعه مدنی باید کنشگر باشد، نه واکنشگر
🔰فیروزه صابر، کنشگر مدنی باسابقه، مهمان سومین قسمت از فصل جدید «تنگنا» است؛ گفتوگویی درباره نقش جامعه مدنی و تشکلهای مدنی در عبور ایران از بحرانهای امروز.
🔰صابر معتقد است جامعه مدنی، حتی در شرایطی که خود تحت فشار و بحران قرار دارد، میتواند حلقه واسط میان مردم و حاکمیت و عاملی برای افزایش تابآوری اجتماعی باشد. اما به باور او، این نقش زمانی محقق میشود که نهادهای مدنی از واکنشگری فاصله بگیرند، سازمانیافته و شبکهای عمل کنند و به جای رقابت، بر همکاری و همگرایی تمرکز داشته باشند.
🔰در این گفتوگو از محدودیتهای پیش روی تشکلهای مدنی، نگاه امنیتی به فعالیتهای اجتماعی، تفاوت کار داوطلبانه و خیریه، نقش سرمایههای اجتماعی و سلبریتیها، و ظرفیت جامعه مدنی ایران برای عبور از پیامدهای جنگ و بحران سخن گفته میشود.
🔰صابر در پایان بر یک نکته تأکید میکند: جامعه مدنی باید «کنشگر باشد، نه واکنشگر»؛ ایده خلق کند، پیشقدم شود و از فرصتهای موجود برای ایجاد پیوند و همگرایی اجتماعی استفاده کند.
🔰این گفتوگو برای کسانی که درباره آینده ایران در سایه جنگ، فشارهای اقتصادی و اجتماعی و خطر تکرار تجربه کشورهایی مانند عراق، سوریه و لیبی نگراناند، نکات قابل تأملی دارد.
🔰فصل جدید «تنگنا» محصول همکاری مشترک گروه رسانهای «دیدار» و پایگاه تحلیلی «اخبار مهستان» است.
@Haajm
🔰فیروزه صابر، کنشگر مدنی باسابقه، مهمان سومین قسمت از فصل جدید «تنگنا» است؛ گفتوگویی درباره نقش جامعه مدنی و تشکلهای مدنی در عبور ایران از بحرانهای امروز.
🔰صابر معتقد است جامعه مدنی، حتی در شرایطی که خود تحت فشار و بحران قرار دارد، میتواند حلقه واسط میان مردم و حاکمیت و عاملی برای افزایش تابآوری اجتماعی باشد. اما به باور او، این نقش زمانی محقق میشود که نهادهای مدنی از واکنشگری فاصله بگیرند، سازمانیافته و شبکهای عمل کنند و به جای رقابت، بر همکاری و همگرایی تمرکز داشته باشند.
🔰در این گفتوگو از محدودیتهای پیش روی تشکلهای مدنی، نگاه امنیتی به فعالیتهای اجتماعی، تفاوت کار داوطلبانه و خیریه، نقش سرمایههای اجتماعی و سلبریتیها، و ظرفیت جامعه مدنی ایران برای عبور از پیامدهای جنگ و بحران سخن گفته میشود.
🔰صابر در پایان بر یک نکته تأکید میکند: جامعه مدنی باید «کنشگر باشد، نه واکنشگر»؛ ایده خلق کند، پیشقدم شود و از فرصتهای موجود برای ایجاد پیوند و همگرایی اجتماعی استفاده کند.
🔰این گفتوگو برای کسانی که درباره آینده ایران در سایه جنگ، فشارهای اقتصادی و اجتماعی و خطر تکرار تجربه کشورهایی مانند عراق، سوریه و لیبی نگراناند، نکات قابل تأملی دارد.
🔰فصل جدید «تنگنا» محصول همکاری مشترک گروه رسانهای «دیدار» و پایگاه تحلیلی «اخبار مهستان» است.
@Haajm
👏4👍1
✅ از کمک کردن تا مشارکت کردن؛ چرا جامعه فقط به خیر نیاز ندارد؟
🔰کمک کردن میتواند در یک لحظه بخشی از یک مشکل را حل کند؛ هزینه درمانی را تأمین کند، کودکی را به مدرسه برگرداند یا از خانوادهای در شرایط دشوار حمایت کند. اما آیا برای ساختن جامعهای توانمند، کمک مالی بهتنهایی کافی است؟
🔰پژوهشهای حوزه سرمایه اجتماعی و مشارکت مدنی نشان میدهند جامعه زمانی قویتر میشود که مردم فقط «کمککننده» یا «دریافتکننده کمک» نباشند، بلکه در شناخت مسائل، تصمیمگیری و پیدا کردن راهحل نیز نقش داشته باشند.
مشارکت اجتماعی میتواند شبکههای انسانی، اعتماد و توان همکاری را تقویت کند؛ یعنی به جای اینکه همیشه منتظر فرد یا نهادی باشیم که مشکلی را برای ما حل کند، خود جامعه بخشی از فرایند حل مسئله شود.
🔰جامعه به خیر نیاز دارد، اما به داوطلب، شهروند فعال، سازمان مردمنهاد، متخصص و افرادی که حاضرند زمان، تجربه و توان خود را نیز به اشتراک بگذارند، به همان اندازه نیازمند است.
شاید مهمترین تغییر زمانی اتفاق بیفتد که از «کمک به مردم» به سمت «حل مسئله با مردم» حرکت کنیم.
👈🏻 متن کامل مقاله را در سایت حامیان جامعه مدنی (حجم) بخوانید.
@Haajm
🔰کمک کردن میتواند در یک لحظه بخشی از یک مشکل را حل کند؛ هزینه درمانی را تأمین کند، کودکی را به مدرسه برگرداند یا از خانوادهای در شرایط دشوار حمایت کند. اما آیا برای ساختن جامعهای توانمند، کمک مالی بهتنهایی کافی است؟
🔰پژوهشهای حوزه سرمایه اجتماعی و مشارکت مدنی نشان میدهند جامعه زمانی قویتر میشود که مردم فقط «کمککننده» یا «دریافتکننده کمک» نباشند، بلکه در شناخت مسائل، تصمیمگیری و پیدا کردن راهحل نیز نقش داشته باشند.
مشارکت اجتماعی میتواند شبکههای انسانی، اعتماد و توان همکاری را تقویت کند؛ یعنی به جای اینکه همیشه منتظر فرد یا نهادی باشیم که مشکلی را برای ما حل کند، خود جامعه بخشی از فرایند حل مسئله شود.
🔰جامعه به خیر نیاز دارد، اما به داوطلب، شهروند فعال، سازمان مردمنهاد، متخصص و افرادی که حاضرند زمان، تجربه و توان خود را نیز به اشتراک بگذارند، به همان اندازه نیازمند است.
شاید مهمترین تغییر زمانی اتفاق بیفتد که از «کمک به مردم» به سمت «حل مسئله با مردم» حرکت کنیم.
👈🏻 متن کامل مقاله را در سایت حامیان جامعه مدنی (حجم) بخوانید.
@Haajm
👍3👏1
✅دانشگاه هم سهم پولدارها شد؛ «فقر فرصتهای آموزشی را محدود میکند»/ نابرابری خیلی زودتر از کنکور شروع میشود
علیاصغر سعیدی، جامعهشناس اقتصادی در خبرآنلاین:
🔰موضوع نابرابری اقتصادی و دسترسی به دانشگاههای دولتی هم مهم است و هم پیچیده، این تفاوت چشمگیر نشان میدهد که دسترسی به آموزش عالی دولتی در ایران بهطور قابل ملاحظهای با موقعیت اقتصادی و اجتماعی خانوادهها ارتباط پیدا کرده است.
🔰نمیتوان تنها یک عامل مانند کنکور، کلاسهای خصوصی یا کیفیت مدارس را مسئول دانست، بلکه باید مجموعهای از عوامل مرتبط و انباشته را در نظر گرفت که از سالهای پیش از ورود دانشآموز به دانشگاه آغاز میشوند.
🔰حذف کنکور الزاماً به معنای برقراری عدالت آموزشی نخواهد بود. اگر به جای آزمون سراسری، نمرات مدرسه و سوابق تحصیلی معیار اصلی پذیرش شوند، اما کیفیت مدارس همچنان نابرابر باقی بماند، نابرابری فقط از مرحله کنکور به مرحله مدرسه منتقل خواهد شد.
🔰دانشآموزانی که در مدارس برخوردارتر تحصیل میکنند همچنان از امکانات بیشتری برای کسب نمرات بهتر برخوردار خواهند بود. بنابراین اصلاح نظام پذیرش دانشگاه زمانی میتواند به کاهش نابرابری منجر شود که همزمان با بهبود کیفیت و کاهش تفاوت میان مدارس همراه باشد.
🔰از دیدگاه جامعهشناختی میتوان این فرآیند را نوعی زنجیره بازتولید نابرابری اجتماعی دانست.
🔰در مجموع، پایین بودن سهم دهکهای اقتصادی پایین در دانشگاههای دولتی را نمیتوان صرفاً نتیجه کنکور دانست. این وضعیت محصول پیوند میان فقر، نابرابری اقتصادی، تفاوت در کیفیت مدارس، گسترش بازار خصوصی آموزش، تفاوت در سرمایه فرهنگی خانوادهها و سازوکارهای پذیرش دانشگاه است.
🔰بنابراین هر سیاستی که هدف آن افزایش عدالت در دسترسی به آموزش عالی باشد، علاوه بر اصلاح شیوه پذیرش دانشگاه باید به کیفیت آموزش عمومی، کاهش فاصله میان مدارس و بهبود وضعیت اقتصادی خانوادههای کمدرآمد نیز توجه کند.
👈🏻 گفتوگوی مظاهر گودرزی را در لینک زیر بخوانید:
khabaronline.ir/xqfr4
@Haajm
علیاصغر سعیدی، جامعهشناس اقتصادی در خبرآنلاین:
🔰موضوع نابرابری اقتصادی و دسترسی به دانشگاههای دولتی هم مهم است و هم پیچیده، این تفاوت چشمگیر نشان میدهد که دسترسی به آموزش عالی دولتی در ایران بهطور قابل ملاحظهای با موقعیت اقتصادی و اجتماعی خانوادهها ارتباط پیدا کرده است.
🔰نمیتوان تنها یک عامل مانند کنکور، کلاسهای خصوصی یا کیفیت مدارس را مسئول دانست، بلکه باید مجموعهای از عوامل مرتبط و انباشته را در نظر گرفت که از سالهای پیش از ورود دانشآموز به دانشگاه آغاز میشوند.
🔰حذف کنکور الزاماً به معنای برقراری عدالت آموزشی نخواهد بود. اگر به جای آزمون سراسری، نمرات مدرسه و سوابق تحصیلی معیار اصلی پذیرش شوند، اما کیفیت مدارس همچنان نابرابر باقی بماند، نابرابری فقط از مرحله کنکور به مرحله مدرسه منتقل خواهد شد.
🔰دانشآموزانی که در مدارس برخوردارتر تحصیل میکنند همچنان از امکانات بیشتری برای کسب نمرات بهتر برخوردار خواهند بود. بنابراین اصلاح نظام پذیرش دانشگاه زمانی میتواند به کاهش نابرابری منجر شود که همزمان با بهبود کیفیت و کاهش تفاوت میان مدارس همراه باشد.
🔰از دیدگاه جامعهشناختی میتوان این فرآیند را نوعی زنجیره بازتولید نابرابری اجتماعی دانست.
🔰در مجموع، پایین بودن سهم دهکهای اقتصادی پایین در دانشگاههای دولتی را نمیتوان صرفاً نتیجه کنکور دانست. این وضعیت محصول پیوند میان فقر، نابرابری اقتصادی، تفاوت در کیفیت مدارس، گسترش بازار خصوصی آموزش، تفاوت در سرمایه فرهنگی خانوادهها و سازوکارهای پذیرش دانشگاه است.
🔰بنابراین هر سیاستی که هدف آن افزایش عدالت در دسترسی به آموزش عالی باشد، علاوه بر اصلاح شیوه پذیرش دانشگاه باید به کیفیت آموزش عمومی، کاهش فاصله میان مدارس و بهبود وضعیت اقتصادی خانوادههای کمدرآمد نیز توجه کند.
👈🏻 گفتوگوی مظاهر گودرزی را در لینک زیر بخوانید:
khabaronline.ir/xqfr4
@Haajm
خبرآنلاین
دانشگاه هم سهم پولدارها شد؛ «فقر فرصتهای آموزشی را محدود میکند»/ نابرابری خیلی زودتر از کنکور شروع میشود
سهم تنها ۵.۶ درصدی سه دهک پایین از دانشجویان دانشگاههای دولتی، بار دیگر شکاف طبقاتی در آموزش عالی و نقش فقر، کیفیت مدارس و دسترسی نابرابر به امکانات آموزشی را برجسته کرده است.
✅ از لایک تا مشارکت؛ آیا فعالیت در شبکههای اجتماعی کنش مدنی است؟
🔰آیا یک لایک، بازنشر یا هشتگ میتواند «کنش مدنی» محسوب شود؟
پژوهشهای دانشگاهی پاسخ سادهای ندارند. مطالعات نشان میدهند استفاده اطلاعاتی، ارتباطی و بیانی از شبکههای اجتماعی با مشارکت مدنی و سیاسی رابطه مثبت دارد؛ حتی در برخی پژوهشها فعالیتهای آنلاین با رفتارهایی مثل داوطلبی، گفتوگوی سیاسی و اعتراض آفلاین مرتبط بودهاند.
اما هر فعالیتی در شبکه اجتماعی مشارکت مدنی نیست.
🔰تفاوت اصلی در اینجاست که لایک و بازنشر آیا پایان مشارکتاند یا آغاز آن؟
اگر کاربر فقط یک محتوا را ببیند و لایک کند، ممکن است مشارکت او در همانجا تمام شود. اما اگر همان محتوا باعث شود اطلاعات بیشتری کسب کند، گفتوگو کند، دیگران را درگیر کند، به یک شبکه اجتماعی بپیوندد یا در یک فعالیت جمعی مشارکت کند، شبکه اجتماعی میتواند به دروازهای برای کنش مدنی تبدیل شود.
بنابراین شاید بهتر باشد مشارکت دیجیتال را یک طیف بدانیم:
دیدن ← لایک ← بازنشر ← گفتوگو ← شبکهسازی ← دعوت دیگران ← اقدام جمعی
مسئله اصلی این نیست که «لایک کنش مدنی هست یا نه»؛
مسئله این است که چطور میتوان لایک را به مشارکت معنادار تبدیل کرد؟
👈🏻 متن کامل مقاله را در سایت حامیان جامعه مدنی (حجم) بخوانید.
@Haajm
🔰آیا یک لایک، بازنشر یا هشتگ میتواند «کنش مدنی» محسوب شود؟
پژوهشهای دانشگاهی پاسخ سادهای ندارند. مطالعات نشان میدهند استفاده اطلاعاتی، ارتباطی و بیانی از شبکههای اجتماعی با مشارکت مدنی و سیاسی رابطه مثبت دارد؛ حتی در برخی پژوهشها فعالیتهای آنلاین با رفتارهایی مثل داوطلبی، گفتوگوی سیاسی و اعتراض آفلاین مرتبط بودهاند.
اما هر فعالیتی در شبکه اجتماعی مشارکت مدنی نیست.
🔰تفاوت اصلی در اینجاست که لایک و بازنشر آیا پایان مشارکتاند یا آغاز آن؟
اگر کاربر فقط یک محتوا را ببیند و لایک کند، ممکن است مشارکت او در همانجا تمام شود. اما اگر همان محتوا باعث شود اطلاعات بیشتری کسب کند، گفتوگو کند، دیگران را درگیر کند، به یک شبکه اجتماعی بپیوندد یا در یک فعالیت جمعی مشارکت کند، شبکه اجتماعی میتواند به دروازهای برای کنش مدنی تبدیل شود.
بنابراین شاید بهتر باشد مشارکت دیجیتال را یک طیف بدانیم:
دیدن ← لایک ← بازنشر ← گفتوگو ← شبکهسازی ← دعوت دیگران ← اقدام جمعی
مسئله اصلی این نیست که «لایک کنش مدنی هست یا نه»؛
مسئله این است که چطور میتوان لایک را به مشارکت معنادار تبدیل کرد؟
👈🏻 متن کامل مقاله را در سایت حامیان جامعه مدنی (حجم) بخوانید.
@Haajm
❤4
✅ مسئولیت اجتماعی شرکتها واقعا به جامعه کمک میکند؟
🔰امروزه بسیاری از شرکتها از فعالیتهای اجتماعی، حمایت از خیریهها، کمک به جوامع محلی، حفاظت از محیطزیست و حمایت از کارکنان خود بهعنوان بخشی از «مسئولیت اجتماعی شرکتها» یا CSR یاد میکنند.
اما یک سؤال مهم وجود دارد:
آیا انجام این فعالیتها واقعاً تغییری در جامعه ایجاد میکند یا گاهی فقط به ابزاری برای تبلیغات و بهبود تصویر برند تبدیل میشود؟
🔰پژوهشهای علمی نشان میدهند که مسئولیت اجتماعی شرکتها میتواند آثار مثبتی برای جامعه، کارکنان، محیطزیست و حتی عملکرد اقتصادی شرکت داشته باشد. با این حال، صرفِ هزینهکرد یا اجرای یک کمپین اجتماعی به معنای اثرگذاری واقعی نیست.
برای مثال، اگر شرکتی اعلام کند که هزاران درخت کاشته، سؤال مهم این نیست که «چند درخت کاشته شده؟» بلکه باید پرسید:
🌱 چند درصد از این درختان زنده ماندهاند؟
🌱 آیا این پروژه به احیای واقعی محیطزیست کمک کرده است؟
یا اگر شرکتی از یک طرح آموزشی حمایت کند، باید پرسید:
🎓 چند نفر از این برنامه بهره بردهاند؟
🎓 آیا این حمایت توانسته تغییری پایدار در زندگی آنها ایجاد کند؟
از سوی دیگر، گاهی شرکتها بخشهای مثبت فعالیت خود را پررنگ میکنند، در حالی که درباره پیامدهای منفی فعالیتهایشان سکوت میشود؛ پدیدهای که در ادبیات علمی با مفاهیمی مانند سبزشویی (Greenwashing) شناخته میشود.
بنابراین، شاید معیار مناسب برای ارزیابی مسئولیت اجتماعی این نباشد که یک شرکت چقدر هزینه کرده یا چند پروژه اجرا کرده است؛ بلکه باید دید چه اثری ایجاد کرده و این اثر تا چه اندازه قابل سنجش و پایدار است.
در مقاله جدید بررسی کردهایم:
▫️ CSR واقعی چه تفاوتی با مسئولیت اجتماعی نمایشی دارد؟
▫️ چرا کمک مالی به خیریه بهتنهایی کافی نیست؟
▫️ سبزشویی چگونه اتفاق میافتد؟
▫️ آیا شرکتها میتوانند جای دولت و جامعه مدنی را بگیرند؟
▫️ و چگونه میتوان «اثر اجتماعی» واقعی یک شرکت را سنجید؟
🔰 شاید وقت آن رسیده باشد که به جای پرسیدن «این شرکت چقدر کمک کرده؟» بپرسیم:
«این شرکت چه تغییری ایجاد کرده است؟»
🔗 مطالعه کامل مقاله در سایت حامیان جامعه مدنی:
haajm.ir
@Haajm
🔰امروزه بسیاری از شرکتها از فعالیتهای اجتماعی، حمایت از خیریهها، کمک به جوامع محلی، حفاظت از محیطزیست و حمایت از کارکنان خود بهعنوان بخشی از «مسئولیت اجتماعی شرکتها» یا CSR یاد میکنند.
اما یک سؤال مهم وجود دارد:
آیا انجام این فعالیتها واقعاً تغییری در جامعه ایجاد میکند یا گاهی فقط به ابزاری برای تبلیغات و بهبود تصویر برند تبدیل میشود؟
🔰پژوهشهای علمی نشان میدهند که مسئولیت اجتماعی شرکتها میتواند آثار مثبتی برای جامعه، کارکنان، محیطزیست و حتی عملکرد اقتصادی شرکت داشته باشد. با این حال، صرفِ هزینهکرد یا اجرای یک کمپین اجتماعی به معنای اثرگذاری واقعی نیست.
برای مثال، اگر شرکتی اعلام کند که هزاران درخت کاشته، سؤال مهم این نیست که «چند درخت کاشته شده؟» بلکه باید پرسید:
🌱 چند درصد از این درختان زنده ماندهاند؟
🌱 آیا این پروژه به احیای واقعی محیطزیست کمک کرده است؟
یا اگر شرکتی از یک طرح آموزشی حمایت کند، باید پرسید:
🎓 چند نفر از این برنامه بهره بردهاند؟
🎓 آیا این حمایت توانسته تغییری پایدار در زندگی آنها ایجاد کند؟
از سوی دیگر، گاهی شرکتها بخشهای مثبت فعالیت خود را پررنگ میکنند، در حالی که درباره پیامدهای منفی فعالیتهایشان سکوت میشود؛ پدیدهای که در ادبیات علمی با مفاهیمی مانند سبزشویی (Greenwashing) شناخته میشود.
بنابراین، شاید معیار مناسب برای ارزیابی مسئولیت اجتماعی این نباشد که یک شرکت چقدر هزینه کرده یا چند پروژه اجرا کرده است؛ بلکه باید دید چه اثری ایجاد کرده و این اثر تا چه اندازه قابل سنجش و پایدار است.
در مقاله جدید بررسی کردهایم:
▫️ CSR واقعی چه تفاوتی با مسئولیت اجتماعی نمایشی دارد؟
▫️ چرا کمک مالی به خیریه بهتنهایی کافی نیست؟
▫️ سبزشویی چگونه اتفاق میافتد؟
▫️ آیا شرکتها میتوانند جای دولت و جامعه مدنی را بگیرند؟
▫️ و چگونه میتوان «اثر اجتماعی» واقعی یک شرکت را سنجید؟
🔰 شاید وقت آن رسیده باشد که به جای پرسیدن «این شرکت چقدر کمک کرده؟» بپرسیم:
«این شرکت چه تغییری ایجاد کرده است؟»
🔗 مطالعه کامل مقاله در سایت حامیان جامعه مدنی:
haajm.ir
@Haajm
✅ بنبست آکادمیک؛ دانشگاه در آستانه انزوای علمی
🔰تصویب ماده ۲ «طرح مقابله با نفوذ» از سوی مجلس، محدودیتهای تازهای را برای ارتباطات علمی و دانشگاهی ایران ایجاد کرده است. بر اساس این مصوبه، فعالیتهایی مانند همکاریهای پژوهشی، انتشار مقاله و کتاب، فرصت مطالعاتی، دریافت بورسیه و شرکت در دورهها و کنفرانسهای خارجی نیازمند ثبت و دریافت مجوز در سامانهای دولتی خواهد بود.
🔰این محدودیتهای داخلی در شرایطی اعمال میشود که دانشگاهها و پژوهشگران ایرانی پیش از این نیز با تحریمها و موانع خارجی مواجه بودهاند. همزمان، آمریکا نیز برخی مجوزهای مرتبط با همکاریهای علمی با ایران را لغو کرده و دسترسی به بخشی از خدمات و برنامههای آموزشی بینالمللی محدودتر شده است.
🔰اهالی جامعه علمی معتقدند دانشگاه بدون ارتباط با جهان نمیتواند پویا بماند. حسین ایمانیجاجرمی، جامعهشناس و استاد دانشگاه تهران، تأکید میکند که علم مرز نمیشناسد و سختگیریهای بیشتر میتواند به کاهش تعاملات علمی و تضعیف پویایی دانشگاه منجر شود.
🔰از سوی دیگر، این وضعیت میتواند پیامدهایی مانند کاهش حضور پژوهشگران ایرانی در شبکههای علمی بینالمللی، دشوارتر شدن انتشار مقالات مشترک، کاهش دسترسی به منابع و فرصتهای مطالعاتی و در نهایت افزایش مهاجرت نیروهای متخصص را به دنبال داشته باشد.
🔰نگرانی مهمتر، شکلگیری «خودسانسوری پژوهشی» است؛ یعنی پژوهشگر پیش از آغاز یک همکاری یا سفر علمی، نگران پیامدهای امنیتی و سیاسی آن باشد. به این ترتیب، تلاقی تحریمهای خارجی و محدودیتهای داخلی میتواند دانشگاه ایران را بیش از پیش از شبکه جهانی علم دور کرده و به سمت انزوای علمی سوق دهد.
@Haajm
🔰تصویب ماده ۲ «طرح مقابله با نفوذ» از سوی مجلس، محدودیتهای تازهای را برای ارتباطات علمی و دانشگاهی ایران ایجاد کرده است. بر اساس این مصوبه، فعالیتهایی مانند همکاریهای پژوهشی، انتشار مقاله و کتاب، فرصت مطالعاتی، دریافت بورسیه و شرکت در دورهها و کنفرانسهای خارجی نیازمند ثبت و دریافت مجوز در سامانهای دولتی خواهد بود.
🔰این محدودیتهای داخلی در شرایطی اعمال میشود که دانشگاهها و پژوهشگران ایرانی پیش از این نیز با تحریمها و موانع خارجی مواجه بودهاند. همزمان، آمریکا نیز برخی مجوزهای مرتبط با همکاریهای علمی با ایران را لغو کرده و دسترسی به بخشی از خدمات و برنامههای آموزشی بینالمللی محدودتر شده است.
🔰اهالی جامعه علمی معتقدند دانشگاه بدون ارتباط با جهان نمیتواند پویا بماند. حسین ایمانیجاجرمی، جامعهشناس و استاد دانشگاه تهران، تأکید میکند که علم مرز نمیشناسد و سختگیریهای بیشتر میتواند به کاهش تعاملات علمی و تضعیف پویایی دانشگاه منجر شود.
🔰از سوی دیگر، این وضعیت میتواند پیامدهایی مانند کاهش حضور پژوهشگران ایرانی در شبکههای علمی بینالمللی، دشوارتر شدن انتشار مقالات مشترک، کاهش دسترسی به منابع و فرصتهای مطالعاتی و در نهایت افزایش مهاجرت نیروهای متخصص را به دنبال داشته باشد.
🔰نگرانی مهمتر، شکلگیری «خودسانسوری پژوهشی» است؛ یعنی پژوهشگر پیش از آغاز یک همکاری یا سفر علمی، نگران پیامدهای امنیتی و سیاسی آن باشد. به این ترتیب، تلاقی تحریمهای خارجی و محدودیتهای داخلی میتواند دانشگاه ایران را بیش از پیش از شبکه جهانی علم دور کرده و به سمت انزوای علمی سوق دهد.
@Haajm
شرق
بنبست آکادمیک
سوم شهریور بود که مجلس شورای اسلامی با تصویب «ماده 2 طرح مقابله با نفوذ» اقدام به تشدید تحریمها و محدودیتهای علمی و فرهنگی کشور کرد؛ این بار از مرجعی داخلی. طبق این مصوبه، هرگونه فعالیت و قرارداد اقتصادی، حقوقی آموزشی، اجتماعی، پژوهشی، علمی و فرهنگی در…
✅ ضرورت اصلاح نگاه حاکمیت به نهادهای مدنی
✍🏻 علی هاشمی - مدرس دانشگاه و رئیس اسبق ستاد مبارزه با مواد مخدر
🔰در هر جامعهای که مطالبات مردم، اعتراضات اجتماعی و خواستههای گروههای مختلف بدون سازوکارهای مدنی و قانونی به حاکمیت منتقل شود، احتمال شکلگیری سوءتفاهم، انباشت نارضایتی و تبدیل مطالبات قابلحل به بحران افزایش مییابد.
🔰در این میان، نهادهای مدنی و سازمانهای مردمنهاد (NGOها) میتوانند یکی از مهمترین حلقههای واسط میان مردم و حاکمیت باشند؛ نه بهعنوان رقیب دولت، بلکه بهعنوان پل ارتباطی، دیدهبان اجتماعی، انتقالدهنده مطالبات و شریک حکمرانی خوب:
۱. تبدیل مطالبه به گفتوگو: یکی از مهمترین کارکردهای نهادهای مدنی این است که مطالبات پراکنده مردم را شناسایی، دستهبندی و کارشناسی کنند و آن را از سطح نارضایتی عمومی به مطالبه روشن، مستند و قابل گفتوگو تبدیل کنند.جامعه فقط نیازمند شنیدهشدن نیست؛ نیازمند آن است که صدایش به زبان تصمیمسازی نیز ترجمه شود.
۲. مدیریت مدنی اعتراضات: اعتراض، در ذات خود لزوماً تهدید نیست؛ میتواند یکی از ابزارهای اصلاح و تصحیح سیاستها باشد.اگر اعتراضات در چارچوب قانون، مسالمت و گفتوگوی مدنی مدیریت شوند، میتوانند به جای تبدیلشدن به بحران امنیتی، به فرصتی برای شناخت خطاها و اصلاح سیاستها تبدیل شوند.نهادهای مدنی میتوانند در این فرآیند نقش میانجی داشته باشند؛ مطالبات معترضان را منتقل کنند، از خشونت جلوگیری کنند و زمینه گفتوگوی مسئولان و جامعه را فراهم آورند.
۳. مشارکت در تصمیمسازی: حکمرانی مدرن دیگر نمیتواند همه تصمیمها را صرفاً در اتاقهای اداری و توسط ساختارهای رسمی اتخاذ کند. انجمنهای تخصصی، تشکلهای صنفی، دانشگاهیان، سازمانهای مردمنهاد، اتاقهای فکر و گروههای حرفهای میتوانند پیش از تصویب سیاستها، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی تصمیمات را بررسی و به دولت و مجلس منتقل کنند. این یعنی حرکت از:«تصمیمگیری برای مردم»به سوی:«تصمیمسازی با مردم».
۴. ایجاد سرمایه اجتماعی: سرمایه اجتماعی فقط با دستور و بخشنامه ایجاد نمیشود؛ محصول اعتماد، مشارکت، شفافیت و احساس اثرگذاری شهروندان است.هر اندازه مردم احساس کنند که میتوانند از مسیرهای قانونی و مدنی سخن بگویند، پیشنهاد بدهند، نقد کنند و پاسخ دریافت کنند، انگیزه برای اعتراضات پرهزینه و غیرسازمانیافته کاهش مییابد.
۵. دیدهبانی و مبارزه با فساد: نهادهای مدنی مستقل میتوانند چشم جامعه باشند؛ مسائل را رصد کنند، درباره ناکارآمدیها هشدار دهند، تضاد منافع را شناسایی کنند و مطالبات مربوط به شفافیت و پاسخگویی را پیگیری نمایند. البته این نقش زمانی مؤثر است که استقلال، قانونمداری، شفافیت مالی و مسئولیتپذیری خود نهادهای مدنی نیز تضمین شود.
۶. هشدار پیش از بحران: یکی از مهمترین ظرفیتهای NGOها، نقش «سنجشگر اجتماعی» است. حاکمیت برای شناخت جامعه فقط نباید به گزارشهای رسمی و اداری متکی باشد. نهادهای مدنی میتوانند علائم اولیه نارضایتی در حوزههای اقتصادی، اجتماعی، محیطزیست، جوانان، خانواده، کار و آموزش را زودتر شناسایی کنند. در واقع:جامعه مدنی میتواند سیستم هشدار زودهنگام حکمرانی باشد.
۷. ضرورت اصلاح نگاه: حاکمیت برای استفاده از این ظرفیت، نخست باید نگاه امنیتی و تقابلی نسبت به همه نهادهای مدنی را اصلاح کند.البته میان جامعه مدنی مستقل و فعالیت مجرمانه یا سازمانیافته برای خشونت و بیثباتی باید تفاوت روشن وجود داشته باشد؛ اما نقد، مطالبهگری، اعتراض مسالمتآمیز و فعالیت اجتماعی قانونی را نباید ذاتاً تهدید تلقی کرد. جامعهای که راههای قانونی برای اصلاح داشته باشد، کمتر به سمت راههای پرهزینه و غیرقابل پیشبینی میرود.
۸. پیشنهاد یک «شورای ملی گفتوگوی مدنی»: میتوان سازوکاری فراگیر و قانونی برای گفتوگوی مستمر میان:دولت ـ مجلس ـ قوه قضائیه ـ دانشگاه ـ بخش خصوصی ـ اصناف ـ احزاب ـ NGOها ـ نخبگان و نمایندگان گروههای اجتماعی ایجاد کرد. این شورا میتواند بهصورت منظم مطالبات جامعه را دریافت، اولویتبندی و برای هر مطالبه، پاسخ روشن و زمانبندیشده مطالبه کند. مهمتر از تشکیل شورا، این است که خروجی آن واقعاً در فرآیند تصمیمسازی اثرگذار باشد.
🔰نهادهای مدنی اگر آزاد، مسئول، قانونمدار و مستقل باشند، نه تهدید حکمرانی، بلکه یکی از سرمایههای حکمرانی هستند. حاکمیتی که جامعه مدنی را میشنود، پیش از بحران از مشکلات آگاه میشود؛ حاکمیتی که منتقدان را میشنود، خطاهای خود را زودتر اصلاح میکند؛ و حاکمیتی که به مردم امکان مشارکت میدهد، برای حفظ ثبات کمتر به ابزارهای پرهزینه متوسل خواهد شد. راه ثبات پایدار، خاموشکردن صدای جامعه نیست؛ شنیدن، سازماندهی و تبدیل آن صدا به گفتوگوی سازنده و تصمیم درست است.
جامعه مدنی میتواند همان پلی باشد که اعتراض را به گفتوگو، مطالبه را به سیاست عمومی، نقد را به اصلاح و فاصله مردم و حاکمیت را به اعتماد تبدیل میکند.
@Haajm
✍🏻 علی هاشمی - مدرس دانشگاه و رئیس اسبق ستاد مبارزه با مواد مخدر
🔰در هر جامعهای که مطالبات مردم، اعتراضات اجتماعی و خواستههای گروههای مختلف بدون سازوکارهای مدنی و قانونی به حاکمیت منتقل شود، احتمال شکلگیری سوءتفاهم، انباشت نارضایتی و تبدیل مطالبات قابلحل به بحران افزایش مییابد.
🔰در این میان، نهادهای مدنی و سازمانهای مردمنهاد (NGOها) میتوانند یکی از مهمترین حلقههای واسط میان مردم و حاکمیت باشند؛ نه بهعنوان رقیب دولت، بلکه بهعنوان پل ارتباطی، دیدهبان اجتماعی، انتقالدهنده مطالبات و شریک حکمرانی خوب:
۱. تبدیل مطالبه به گفتوگو: یکی از مهمترین کارکردهای نهادهای مدنی این است که مطالبات پراکنده مردم را شناسایی، دستهبندی و کارشناسی کنند و آن را از سطح نارضایتی عمومی به مطالبه روشن، مستند و قابل گفتوگو تبدیل کنند.جامعه فقط نیازمند شنیدهشدن نیست؛ نیازمند آن است که صدایش به زبان تصمیمسازی نیز ترجمه شود.
۲. مدیریت مدنی اعتراضات: اعتراض، در ذات خود لزوماً تهدید نیست؛ میتواند یکی از ابزارهای اصلاح و تصحیح سیاستها باشد.اگر اعتراضات در چارچوب قانون، مسالمت و گفتوگوی مدنی مدیریت شوند، میتوانند به جای تبدیلشدن به بحران امنیتی، به فرصتی برای شناخت خطاها و اصلاح سیاستها تبدیل شوند.نهادهای مدنی میتوانند در این فرآیند نقش میانجی داشته باشند؛ مطالبات معترضان را منتقل کنند، از خشونت جلوگیری کنند و زمینه گفتوگوی مسئولان و جامعه را فراهم آورند.
۳. مشارکت در تصمیمسازی: حکمرانی مدرن دیگر نمیتواند همه تصمیمها را صرفاً در اتاقهای اداری و توسط ساختارهای رسمی اتخاذ کند. انجمنهای تخصصی، تشکلهای صنفی، دانشگاهیان، سازمانهای مردمنهاد، اتاقهای فکر و گروههای حرفهای میتوانند پیش از تصویب سیاستها، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی تصمیمات را بررسی و به دولت و مجلس منتقل کنند. این یعنی حرکت از:«تصمیمگیری برای مردم»به سوی:«تصمیمسازی با مردم».
۴. ایجاد سرمایه اجتماعی: سرمایه اجتماعی فقط با دستور و بخشنامه ایجاد نمیشود؛ محصول اعتماد، مشارکت، شفافیت و احساس اثرگذاری شهروندان است.هر اندازه مردم احساس کنند که میتوانند از مسیرهای قانونی و مدنی سخن بگویند، پیشنهاد بدهند، نقد کنند و پاسخ دریافت کنند، انگیزه برای اعتراضات پرهزینه و غیرسازمانیافته کاهش مییابد.
۵. دیدهبانی و مبارزه با فساد: نهادهای مدنی مستقل میتوانند چشم جامعه باشند؛ مسائل را رصد کنند، درباره ناکارآمدیها هشدار دهند، تضاد منافع را شناسایی کنند و مطالبات مربوط به شفافیت و پاسخگویی را پیگیری نمایند. البته این نقش زمانی مؤثر است که استقلال، قانونمداری، شفافیت مالی و مسئولیتپذیری خود نهادهای مدنی نیز تضمین شود.
۶. هشدار پیش از بحران: یکی از مهمترین ظرفیتهای NGOها، نقش «سنجشگر اجتماعی» است. حاکمیت برای شناخت جامعه فقط نباید به گزارشهای رسمی و اداری متکی باشد. نهادهای مدنی میتوانند علائم اولیه نارضایتی در حوزههای اقتصادی، اجتماعی، محیطزیست، جوانان، خانواده، کار و آموزش را زودتر شناسایی کنند. در واقع:جامعه مدنی میتواند سیستم هشدار زودهنگام حکمرانی باشد.
۷. ضرورت اصلاح نگاه: حاکمیت برای استفاده از این ظرفیت، نخست باید نگاه امنیتی و تقابلی نسبت به همه نهادهای مدنی را اصلاح کند.البته میان جامعه مدنی مستقل و فعالیت مجرمانه یا سازمانیافته برای خشونت و بیثباتی باید تفاوت روشن وجود داشته باشد؛ اما نقد، مطالبهگری، اعتراض مسالمتآمیز و فعالیت اجتماعی قانونی را نباید ذاتاً تهدید تلقی کرد. جامعهای که راههای قانونی برای اصلاح داشته باشد، کمتر به سمت راههای پرهزینه و غیرقابل پیشبینی میرود.
۸. پیشنهاد یک «شورای ملی گفتوگوی مدنی»: میتوان سازوکاری فراگیر و قانونی برای گفتوگوی مستمر میان:دولت ـ مجلس ـ قوه قضائیه ـ دانشگاه ـ بخش خصوصی ـ اصناف ـ احزاب ـ NGOها ـ نخبگان و نمایندگان گروههای اجتماعی ایجاد کرد. این شورا میتواند بهصورت منظم مطالبات جامعه را دریافت، اولویتبندی و برای هر مطالبه، پاسخ روشن و زمانبندیشده مطالبه کند. مهمتر از تشکیل شورا، این است که خروجی آن واقعاً در فرآیند تصمیمسازی اثرگذار باشد.
🔰نهادهای مدنی اگر آزاد، مسئول، قانونمدار و مستقل باشند، نه تهدید حکمرانی، بلکه یکی از سرمایههای حکمرانی هستند. حاکمیتی که جامعه مدنی را میشنود، پیش از بحران از مشکلات آگاه میشود؛ حاکمیتی که منتقدان را میشنود، خطاهای خود را زودتر اصلاح میکند؛ و حاکمیتی که به مردم امکان مشارکت میدهد، برای حفظ ثبات کمتر به ابزارهای پرهزینه متوسل خواهد شد. راه ثبات پایدار، خاموشکردن صدای جامعه نیست؛ شنیدن، سازماندهی و تبدیل آن صدا به گفتوگوی سازنده و تصمیم درست است.
جامعه مدنی میتواند همان پلی باشد که اعتراض را به گفتوگو، مطالبه را به سیاست عمومی، نقد را به اصلاح و فاصله مردم و حاکمیت را به اعتماد تبدیل میکند.
@Haajm
خبرآنلاین
ضرورت اصلاح نگاه حاکمیت به نهادهای مدنی
حاکمیت برای استفاده از این ظرفیت، نخست باید نگاه امنیتی و تقابلی نسبت به همه نهادهای مدنی را اصلاح کند.البته میان جامعه مدنی مستقل و فعالیت مجرمانه یا سازمانیافته برای خشونت و بیثباتی باید تفاوت روشن وجود داشته باشد؛ اما نقد، مطالبهگری، اعتراض مسالمتآمیز…
✅ روز جهانی کار نیک؛ هیچ کار نیکی کوچک نیست
🔰پنجم سپتامبر، روز جهانی کار نیک یا روز جهانی خیریه است؛ روزی برای یادآوری اهمیت مهربانی، همدلی و مسئولیتی که همه ما در برابر یکدیگر داریم. این مناسبت در سال ۲۰۱۲ از سوی سازمان ملل متحد نامگذاری شد تا توجه مردم، دولتها و سازمانها را به نقش فعالیتهای خیرخواهانه در کاهش فقر، حمایت از افراد آسیبپذیر و ساختن جامعهای عادلانهتر جلب کند.
🔰انتخاب پنجم سپتامبر نیز به سالروز درگذشت مادر ترزا بازمیگردد؛ زنی که بخش بزرگی از زندگی خود را صرف کمک به فقرا، بیماران و افراد محروم کرد و در سال ۱۹۷۹ بهدلیل تلاشهایش برای مقابله با فقر و رنج انسانی، جایزه صلح نوبل را دریافت کرد.
🔰کار نیک فقط به کمکهای مالی محدود نمیشود. بخشیدن زمان، شنیدن حرفهای یک انسان تنها، آموزش یک مهارت، حمایت از یک خانواده، انجام کار داوطلبانه یا حتی یک رفتار محترمانه و مهربانانه میتواند بخشی از مفهوم نیکوکاری باشد. گاهی اقدامی که برای ما کوچک و ساده به نظر میرسد، تأثیری بزرگ و ماندگار در زندگی فرد دیگری ایجاد میکند.
🔰برای روز جهانی کار نیک در سال ۲۰۲۶ شعار رسمی مشخصی از سوی سازمان ملل اعلام نشده است؛ اما میتوان شعار «هیچ کار نیکی کوچک نیست» را برای این روز در نظر گرفت. این جمله یادآور میشود که تغییر جهان همیشه با اقدامات بزرگ آغاز نمیشود؛ گاهی یک قدم کوچک، آغاز مسیری بزرگ برای گسترش امید، همدلی و انسانیت است.
🔰روز جهانی کار نیک فرصتی است تا از خودمان بپرسیم امروز برای بهتر شدن حال یک انسان چه کاری میتوانیم انجام دهیم. هر یک از ما، با هر میزان توان و امکانات، میتوانیم سهمی در ساختن جهانی مهربانتر داشته باشیم؛ کافی است نیکی را از اطراف خود و از همین امروز آغاز کنیم.
@Haajm
🔰پنجم سپتامبر، روز جهانی کار نیک یا روز جهانی خیریه است؛ روزی برای یادآوری اهمیت مهربانی، همدلی و مسئولیتی که همه ما در برابر یکدیگر داریم. این مناسبت در سال ۲۰۱۲ از سوی سازمان ملل متحد نامگذاری شد تا توجه مردم، دولتها و سازمانها را به نقش فعالیتهای خیرخواهانه در کاهش فقر، حمایت از افراد آسیبپذیر و ساختن جامعهای عادلانهتر جلب کند.
🔰انتخاب پنجم سپتامبر نیز به سالروز درگذشت مادر ترزا بازمیگردد؛ زنی که بخش بزرگی از زندگی خود را صرف کمک به فقرا، بیماران و افراد محروم کرد و در سال ۱۹۷۹ بهدلیل تلاشهایش برای مقابله با فقر و رنج انسانی، جایزه صلح نوبل را دریافت کرد.
🔰کار نیک فقط به کمکهای مالی محدود نمیشود. بخشیدن زمان، شنیدن حرفهای یک انسان تنها، آموزش یک مهارت، حمایت از یک خانواده، انجام کار داوطلبانه یا حتی یک رفتار محترمانه و مهربانانه میتواند بخشی از مفهوم نیکوکاری باشد. گاهی اقدامی که برای ما کوچک و ساده به نظر میرسد، تأثیری بزرگ و ماندگار در زندگی فرد دیگری ایجاد میکند.
🔰برای روز جهانی کار نیک در سال ۲۰۲۶ شعار رسمی مشخصی از سوی سازمان ملل اعلام نشده است؛ اما میتوان شعار «هیچ کار نیکی کوچک نیست» را برای این روز در نظر گرفت. این جمله یادآور میشود که تغییر جهان همیشه با اقدامات بزرگ آغاز نمیشود؛ گاهی یک قدم کوچک، آغاز مسیری بزرگ برای گسترش امید، همدلی و انسانیت است.
🔰روز جهانی کار نیک فرصتی است تا از خودمان بپرسیم امروز برای بهتر شدن حال یک انسان چه کاری میتوانیم انجام دهیم. هر یک از ما، با هر میزان توان و امکانات، میتوانیم سهمی در ساختن جهانی مهربانتر داشته باشیم؛ کافی است نیکی را از اطراف خود و از همین امروز آغاز کنیم.
@Haajm
❤2
✅ کافهها بخشی از زندگی شهریاند، نه محلی برای وقوع جرم
🔰ناصر فکوهی، استاد انسانشناسی دانشگاه تهران، برخوردهای اخیر با کافهها، دستفروشان و پاتوقهای شهری را در بستر جنگ، تحریم و فشارهای اقتصادی بررسی میکند. او معتقد است در چنین شرایط بحرانیای باید از اقداماتی که تنش و دوقطبی اجتماعی را افزایش میدهند پرهیز کرد؛ زیرا محدود کردن فضاهای عمومی نهتنها کمکی به مدیریت بحران نمیکند، بلکه ممکن است فاصله میان جامعه و حاکمیت را بیشتر کند.
🔰به گفته فکوهی، مخالفت با کافهها پدیده تازهای نیست و ریشه در سیاستهای فرهنگی و تربیتی چند دهه گذشته دارد. مسئله اصلی از نگاه منتقدان، خود کافه نبوده، بلکه سبک حضور، پوشش، معاشرت و رفتار جوانان در این فضاها با الگوهای ایدئولوژیک رسمی سازگار دانسته نمیشده است. او این روند را نشانه ناکامی سیاستهایی میداند که بهتدریج برخی رفتارهای عادی و روزمره مردم را به مسئلهای انتظامی و حتی جرم تبدیل کردهاند.
🔰فکوهی تأکید میکند کافهها و دیگر پاتوقها صرفاً محل مصرف یا گذراندن وقت نیستند، بلکه بخشی از زیرساخت اجتماعی شهر محسوب میشوند؛ فضاهایی که امکان گفتوگو، آشنایی، معاشرت و شکلگیری روابط اجتماعی را فراهم میکنند. از نظر او، حذف این مکانها جوانان را از معاشرت منصرف نمیکند، بلکه آنان را به فضاهای دیگر و احتمالا کمنظارتتر سوق میدهد؛ بنابراین «پاتوقزدایی» نه رویکردی علمی است و نه راهحلی پایدار.
🔰او همچنین استدلال میکند که سختگیری برای تغییر رفتارهای متعارف جامعه معمولا نتیجه معکوس دارد و میتواند گرایش به همان الگوهایی را تشدید کند که سیاستگذار قصد مقابله با آنها را دارد. ممنوعیت و فشار اجتماعی ممکن است به مقاومت، بیاعتمادی و شکاف نسلی دامن بزند؛ درحالیکه پذیرش تنوع سبکهای زندگی و مدیریت مداراگرانه فضاهای عمومی، امکان کنترل منطقیتر آسیبها را فراهم میکند.
🔰در نهایت، فکوهی حفظ امنیت را در کنار تأمین آزادیهای اجتماعی و بهبود رفاه اقتصادی، بخشی از سیاست بازدارندگی کشور میداند. به اعتقاد او، جامعهای که شهروندانش احساس رضایت، آزادی و تعلق بیشتری داشته باشند، در برابر تهدیدهای خارجی نیز منسجمتر خواهد بود. از این منظر، اقداماتی که شکاف میان مردم و دولت را افزایش میدهند و خوراک تبلیغاتی در اختیار رسانههای مخالف ایران میگذارند، نهتنها از نظر اجتماعی زیانبارند، بلکه با منافع و امنیت ملی نیز سازگار نیستند.
@Haajm
🔰ناصر فکوهی، استاد انسانشناسی دانشگاه تهران، برخوردهای اخیر با کافهها، دستفروشان و پاتوقهای شهری را در بستر جنگ، تحریم و فشارهای اقتصادی بررسی میکند. او معتقد است در چنین شرایط بحرانیای باید از اقداماتی که تنش و دوقطبی اجتماعی را افزایش میدهند پرهیز کرد؛ زیرا محدود کردن فضاهای عمومی نهتنها کمکی به مدیریت بحران نمیکند، بلکه ممکن است فاصله میان جامعه و حاکمیت را بیشتر کند.
🔰به گفته فکوهی، مخالفت با کافهها پدیده تازهای نیست و ریشه در سیاستهای فرهنگی و تربیتی چند دهه گذشته دارد. مسئله اصلی از نگاه منتقدان، خود کافه نبوده، بلکه سبک حضور، پوشش، معاشرت و رفتار جوانان در این فضاها با الگوهای ایدئولوژیک رسمی سازگار دانسته نمیشده است. او این روند را نشانه ناکامی سیاستهایی میداند که بهتدریج برخی رفتارهای عادی و روزمره مردم را به مسئلهای انتظامی و حتی جرم تبدیل کردهاند.
🔰فکوهی تأکید میکند کافهها و دیگر پاتوقها صرفاً محل مصرف یا گذراندن وقت نیستند، بلکه بخشی از زیرساخت اجتماعی شهر محسوب میشوند؛ فضاهایی که امکان گفتوگو، آشنایی، معاشرت و شکلگیری روابط اجتماعی را فراهم میکنند. از نظر او، حذف این مکانها جوانان را از معاشرت منصرف نمیکند، بلکه آنان را به فضاهای دیگر و احتمالا کمنظارتتر سوق میدهد؛ بنابراین «پاتوقزدایی» نه رویکردی علمی است و نه راهحلی پایدار.
🔰او همچنین استدلال میکند که سختگیری برای تغییر رفتارهای متعارف جامعه معمولا نتیجه معکوس دارد و میتواند گرایش به همان الگوهایی را تشدید کند که سیاستگذار قصد مقابله با آنها را دارد. ممنوعیت و فشار اجتماعی ممکن است به مقاومت، بیاعتمادی و شکاف نسلی دامن بزند؛ درحالیکه پذیرش تنوع سبکهای زندگی و مدیریت مداراگرانه فضاهای عمومی، امکان کنترل منطقیتر آسیبها را فراهم میکند.
🔰در نهایت، فکوهی حفظ امنیت را در کنار تأمین آزادیهای اجتماعی و بهبود رفاه اقتصادی، بخشی از سیاست بازدارندگی کشور میداند. به اعتقاد او، جامعهای که شهروندانش احساس رضایت، آزادی و تعلق بیشتری داشته باشند، در برابر تهدیدهای خارجی نیز منسجمتر خواهد بود. از این منظر، اقداماتی که شکاف میان مردم و دولت را افزایش میدهند و خوراک تبلیغاتی در اختیار رسانههای مخالف ایران میگذارند، نهتنها از نظر اجتماعی زیانبارند، بلکه با منافع و امنیت ملی نیز سازگار نیستند.
@Haajm
Fararu | فرارو
بستن کافهها راه حل نیست / پاتوقها محل جرم نیستند بخشی از زیرساخت اجتماعی شهرند/ سختگیری بیشتر آب به آسیاب دشمن میریزد / ممنوعیت…
پلمب کافهها در شرایطی اتفاق میافتد که سعید جلیلی کافه را از زاویه نسبت آن با خانواده نقد کرده است. فکوهی اما میگوید محدود کردن این فضاها، جوانان را از معاشرت حذف نمیکند، بلکه آنها جای دیگری برای با هم بودن پیدا میکنند. او همچنین معتقد است که تأمین بیشترین…
❤1
✅ سمنها در تنگنای حکمرانـــی
🔰نهادهای مردمی یا سمنها، به پشتوانه اصل ۲۶ قانون اساسی، بهعنوان حلقهای واسط بین حاکمیت و مردم و ابزاری منعطف برای پرکردن خلأ و شکاف ارتباطی و جامعهای بین دولت و مردم، با هدف دانشافزایی، توانمندسازی، ترویج مشارکت عمومی، نظارت بر عملکرد حکمران، تولید سرمایه اجتماعی و نیل به اهداف پیشبینیشده در قانون، تأسیس و ترویج شدند. کارکرد کنشگرانه این نهادها، بهویژه در موضوع محیطزیست، بهدلیل ضعف شفافیت و دسترسی به دادهها و دخالتندادن نهادها در مراحل مختلف طرحهای توجیهی، همواره در سطح کشف جرم و در قالب توقف یا تأخیر در پیشرفت طرحهای اجرایی، بهدلیل نداشتن توجیه فنی یا محیطزیستی، محدود و خلاصه میشود. این نهادها بهدلیل صعوبت کنشگری در این مرحله و وجود مقاومتهای مختلف از سوی سیاسیون، ذینفعان، ذیمدخلان و بهرهبرداران، بهتدریج دچار فرسودگی، اصطکاک و ریزش میشوند.
🔰به همین دلیل و تحتتأثیر ضعفهای ساختاری، خلأهای قانونی یا عدم التزام عملی سازمانهای مختلف قانونی به اجرای قوانین، این نهادها نزد برخی افراد حقیقی یا حقوقی، بهعنوان نهادهایی اصطکاکی و محرکی برای توقف توسعه و پیشرفت تلقی و معرفی میشوند؛ غافل از اینکه، خوشبینانه، فقدان هرگونه توجیه فنی و محیطزیستی مورد قبول در طرحها، در نهایت به توسعهای ناپایدار ختم خواهد شد. بدیهی است با اصلاح ساختاری در نظام مدیریت، کاربست راهبرد پیشگیری، التزام عملی سازمانها و نهادهای مختلف به قانون و برنامهریزی برای اصلاح و بهروزرسانی قوانین و پرکردن خلأهای محتمل در سطوح مختلف حکمرانی، این نگاه سنگین و تحمیلی از پیکر نحیف این نهادها برداشته میشود و سمنها، سبکبال، در مسیر ترویج مصادیق آبادانی، موفقیتهای مورد انتظار را کسب خواهند کرد.
🔰فرایند معیوب تفویض غیرکارشناسانه مسئولیتها و اختیارات در درون ساختارهای مدیریتی، تولید چالش و مسئلههای عموماً انسانساز، امنیتیشدن حاد یا مزمن چالشها، عامدانه یا غیرعامدانه، و در نهایت تخصیص و تحمیل هزینه و زمان برای رفع چالشهای ایجادشده، رئوس چهارضلعی مخربی را تشکیل میدهد که همواره حاکمیت را با آسیبهای پیوسته، تمامنشدنی و خطرناک روبهرو میسازد.
🔰بهعنوان نمونه، وقتی متولی فرهنگسازی و اصلاح سبک و الگوی مصرف آب را به سازمان آب و فاضلاب واگذار میکنیم؛ سازمانی که اصولاً منبع درآمدش از طریق آبفروشی تأمین میشود و منافع سازمانیاش با اهداف فرهنگسازی و بهینهسازی مصرف در تعارض است، نباید انتظار داشت چرخه فرهنگسازی و اصلاح رفتار عمومی برای بهینهسازی مصرف به اهداف مطلوب و غایی برسد و در انتهای زنجیره مصرف، ناترازی یا ضعف کمی و کیفی حادث نشود.
🔰شوربختانه تعیین متولیان در جایگاههای نادرست میتواند امکان بروز و ظهور انواع فرایندهای منطقی و عادات مطلوب در چرخه مصرف را مخدوش کند و منابع آب را از جنبه مشارکت حفاظتی و تأثیر سبک زندگی فردی و اجتماعی، دچار اختلال و ضعف قهقرایی سازد. متأسفانه چرخههای معیوب مصرف در حوزه کشاورزی بهشکلی مؤثرتر نیز مشاهده میشود. واضح است تداوم فشارهای مستقیم و غیرمستقیم به منابع و بهرهمندنشدن از ابزارهای مختلف، موجب کاهش دسترسپذیری و تشدید چالش کمی و کیفی در چرخه تأمین، توزیع و مصرف منابع آب خواهد شد.
🔰چالشهای کمی و کیفی حادثشده در بستر ناآگاهی و ضعف فرهنگ مصرف، ممکن است به موضوعی امنیتی مبدل و در نهایت به تعریف و تحمیل طرحهای بزرگ آبرسانی بینحوضهای، حفر چاه یا سدسازی برای رفع چالش منتهی شود. نمونههای مشابه چنین چرخههای ناپایدار و خودتقویتشوندهای فراواناند و هر یک معلول علتی هستند. در اینجا فقط به تأثیر انتخاب غلط متولی در ساختار مدیریت مصرف و بهرهمندنساختن حاکمیت از ابزارهای فرهنگی و سبک زیست و رفتار عمومی در حوزه مصارف خانگی آب پرداخته شد.
🔰امروزه مجموعه عوامل متعددی، از جمله کاهش و تغییر الگوی نزولات جوی و ضعف مدیریت در تأمین، توزیع و مصرف آب، به تولید چالش آب در شهرها منجر شده است. این چالشها فقط به محیطزیست محدود نمیشوند و سربار آنها، اقتصاد و سلامت مردم را نیز مخدوش میکند. راهحل خروج از این چالش عموماً با روشهای تأمین بینحوضهای کلید میخورد؛ درحالیکه کاهش ۱۵ تا ۲۵ درصدی مصرف، بهعنوان راهحلی منطقی و مؤثر، توسط کارشناسان مستقل تجویز میشود. بااینحال، در عمل، تغییر یا اصلاح رفتار شهروندی به حاشیه میرود یا در اوج تنش و چالشها مطالبه میشود.
🔰زنجیره تعارض منافع سازمانی، گاهی بهصورت مستقیم و غیرمستقیم، فشارهایی گران به رفاه، سلامت، امنیت و حقوق مردم وارد میسازد که این نیز زاییده همان جانمایی غلط و تفویض اختیارات نابجاست. تعویض دورهای کنتورهای آب منازل و ضرورت نصب دستگاههای تصفیه آب، دلیل مشترکی تحتعنوان «کاهش کیفیت آب» دارد که میتوانست ایجاد نشود. این موضوع مشتی است نمونه خروار که باید از بالا به پایین و بالعکس اصلاح شود.
🔰بدیهی است اقدامات سخت و اصطکاکی سمنها برای ممانعت از ساخت سد، مثلاً سد چمشیر یا سد تنگسرخ شیراز و غیره، یا تلاش برای کاهش حفر چاه، تقلیل بارگذاری و تخصیص مصارف بیشتر برای پیشگیری از تشدید بحران در منابع آب زیرسطحی و تبعات بعدی همچون فرونشست، بیماری، هزینههای دورهای ناشی از ضعف مدیریت بر مردم، موضوعات امنیتی و غیره، در انتهای زنجیره، معلول و زاییده همان بیتدبیری است که در رأس هرم سازمانی و در بستر تفکر غیرپیشگیرانه آفریده شده و بهعنوان یک ضعف ساختاری نهادینه شده است؛ ضعفی که زمینه ترکفعلها و تصمیمات نپخته سازمانها و نهادهای قانونی را فراهم میکند.
🔰جالب است که قوانین، بخشنامهها و آییننامهها متناسب و به موازات این روند مزمن و تخریبگر تصویب میشوند؛ درحالیکه اگر خشت نخست بهدرستی گذاشته شده بود و متولی فرهنگسازی و بهینهسازی الگوی مصرف، استقلال مالی و عملیاتی داشت، قصه بهگونهای دیگر روایت میشد و اصولاً بسیاری از مشکلات، چالشها و طرحها، به تناسب تأثیر، شکل نمیگرفتند. در این صورت، نیازی به کنشگری اصطکاکی نهادهای مردمی نبود و این نهادها در زنجیره فرهنگسازی و آگاهیبخشی، فعالیت مؤثرتری انجام میدادند.
🔰نتیجه اینکه قوه مجریه در ساحت وزارتخانههای مختلف، با رفع ضعف ساختاری، تفویض صحیح اختیارات و مسئولیتها و پاسخگوکردن مجموعههای تحت مدیریت، زمینه انواع تعارض منافع، موازیکاری یا تداخل منافع در سطوح مختلف سیاستگذاری، تصمیمسازی، طراحی و اجرا را به حداقل برساند.
🔰در این میان، مدیریتهای غیرجامع و ناکارآمد کمیسیونی و خلأها و ضعفهای قانونی موجود، ضمن تزریق ناکارآمدی در بدنه حاکمیت، ضربات جبرانناپذیری را به تابآوری کشور و حقوق عمومی و بیننسلی وارد ساخته و میسازند. شوربختانه بسیاری از پروندههای اجرایی، بهدلیل ضعف دسترسی و شفافیت ساختاری، عموماً در مراحل اجرایی و پس از تولید چالش و بحران، کشف و مطالبه میشوند.
🔰این مطالبهگری، ناگهانی یا نابهنگام، ضمن اینکه میتواند از آسیبهای بعدی جلوگیری و از تحمیل خسارتهای حقوقی و مالی پیشگیری کند، در میانه عملیات اجرایی طرحها موجب توقف آنها میشود و بهدلیل توقعات ایجادشده، هزینههای پیمانکاران، منافع ذینفعان و مقاومت محلی، هزینههای مالی و زمانی جبرانناپذیری را بر کشور تحمیل خواهد کرد.
🔰در این میان، نهادهای مردمی بیشتر درگیر شکایت، تنظیم جلسات فنی و طرح انتقادات و پیشنهادهایی میشوند که قاعدتاً باید پیش از شروع طرحها، توسط متولیان یا مشاوران، در قالب گفتمانی فنی انجام میشد. ثبت بیش از ۳۳۰۰ پرونده محیطزیستی در سال ۱۴۰۳ بهدلیل عدم کسب مجوز محیطزیست یا همان پیوست محیطزیستی، متوقفبودن احکام اجرایی هزاران پرونده و پیشنهاد تأسیس دادگاه ویژه محیطزیست، مشتی از انبوه مشکلات متأثر از نگاه درمانمحور است و بهعنوان چالشی جدی در تولید پروندههای قضایی تلقی میشود.
🔰روشن است که در بدو امر نباید اجازه داد سازمان محیطزیست، به هر دلیلی، استقلال خود را از دست بدهد یا در وزارتخانهها تحلیل رود و در کمیسیونهای تصمیمگیری، رأی این سازمان بهلحاظ وزنی، مساوی با دیگر آرا محاسبه شود. هر طرحی، با هر وزنی و در هر شرایط و جغرافیایی که باشد، قطعاً باید دارای مستندات توجیهی در حوزه محیطزیست باشد و مستندات آن پیش از شروع اقدامات اجرایی، از طریق سازمانهای مربوط، با جدیت استعلام شود.
🔰نهادهای مردمی نیز باید در همه مراحل در جریان تصمیمات و طرحها قرار گیرند و کنشگری مستقلی توسط آنها صورت گیرد. این موضوع راه مطالبهگریهای بعدی، بهویژه در حین اجرای طرحها، و بسیاری از تأخیرها، هزینهها و فرایندهای اصطکاکی بین سمنها، نهاد مجری و سازمانهای نظارتی و تحمیل هرگونه تخریب به محیطزیست را میبندد. همچنین نهادهای مردمی را در تقابل با سازمانها و وزارتخانهها قرار نمیدهد و کارکرد و نقش واقعی و مؤثر سمنها بهعنوان یک نهاد مدنی محقق میشود.
@Haajm
🔰نهادهای مردمی یا سمنها، به پشتوانه اصل ۲۶ قانون اساسی، بهعنوان حلقهای واسط بین حاکمیت و مردم و ابزاری منعطف برای پرکردن خلأ و شکاف ارتباطی و جامعهای بین دولت و مردم، با هدف دانشافزایی، توانمندسازی، ترویج مشارکت عمومی، نظارت بر عملکرد حکمران، تولید سرمایه اجتماعی و نیل به اهداف پیشبینیشده در قانون، تأسیس و ترویج شدند. کارکرد کنشگرانه این نهادها، بهویژه در موضوع محیطزیست، بهدلیل ضعف شفافیت و دسترسی به دادهها و دخالتندادن نهادها در مراحل مختلف طرحهای توجیهی، همواره در سطح کشف جرم و در قالب توقف یا تأخیر در پیشرفت طرحهای اجرایی، بهدلیل نداشتن توجیه فنی یا محیطزیستی، محدود و خلاصه میشود. این نهادها بهدلیل صعوبت کنشگری در این مرحله و وجود مقاومتهای مختلف از سوی سیاسیون، ذینفعان، ذیمدخلان و بهرهبرداران، بهتدریج دچار فرسودگی، اصطکاک و ریزش میشوند.
🔰به همین دلیل و تحتتأثیر ضعفهای ساختاری، خلأهای قانونی یا عدم التزام عملی سازمانهای مختلف قانونی به اجرای قوانین، این نهادها نزد برخی افراد حقیقی یا حقوقی، بهعنوان نهادهایی اصطکاکی و محرکی برای توقف توسعه و پیشرفت تلقی و معرفی میشوند؛ غافل از اینکه، خوشبینانه، فقدان هرگونه توجیه فنی و محیطزیستی مورد قبول در طرحها، در نهایت به توسعهای ناپایدار ختم خواهد شد. بدیهی است با اصلاح ساختاری در نظام مدیریت، کاربست راهبرد پیشگیری، التزام عملی سازمانها و نهادهای مختلف به قانون و برنامهریزی برای اصلاح و بهروزرسانی قوانین و پرکردن خلأهای محتمل در سطوح مختلف حکمرانی، این نگاه سنگین و تحمیلی از پیکر نحیف این نهادها برداشته میشود و سمنها، سبکبال، در مسیر ترویج مصادیق آبادانی، موفقیتهای مورد انتظار را کسب خواهند کرد.
🔰فرایند معیوب تفویض غیرکارشناسانه مسئولیتها و اختیارات در درون ساختارهای مدیریتی، تولید چالش و مسئلههای عموماً انسانساز، امنیتیشدن حاد یا مزمن چالشها، عامدانه یا غیرعامدانه، و در نهایت تخصیص و تحمیل هزینه و زمان برای رفع چالشهای ایجادشده، رئوس چهارضلعی مخربی را تشکیل میدهد که همواره حاکمیت را با آسیبهای پیوسته، تمامنشدنی و خطرناک روبهرو میسازد.
🔰بهعنوان نمونه، وقتی متولی فرهنگسازی و اصلاح سبک و الگوی مصرف آب را به سازمان آب و فاضلاب واگذار میکنیم؛ سازمانی که اصولاً منبع درآمدش از طریق آبفروشی تأمین میشود و منافع سازمانیاش با اهداف فرهنگسازی و بهینهسازی مصرف در تعارض است، نباید انتظار داشت چرخه فرهنگسازی و اصلاح رفتار عمومی برای بهینهسازی مصرف به اهداف مطلوب و غایی برسد و در انتهای زنجیره مصرف، ناترازی یا ضعف کمی و کیفی حادث نشود.
🔰شوربختانه تعیین متولیان در جایگاههای نادرست میتواند امکان بروز و ظهور انواع فرایندهای منطقی و عادات مطلوب در چرخه مصرف را مخدوش کند و منابع آب را از جنبه مشارکت حفاظتی و تأثیر سبک زندگی فردی و اجتماعی، دچار اختلال و ضعف قهقرایی سازد. متأسفانه چرخههای معیوب مصرف در حوزه کشاورزی بهشکلی مؤثرتر نیز مشاهده میشود. واضح است تداوم فشارهای مستقیم و غیرمستقیم به منابع و بهرهمندنشدن از ابزارهای مختلف، موجب کاهش دسترسپذیری و تشدید چالش کمی و کیفی در چرخه تأمین، توزیع و مصرف منابع آب خواهد شد.
🔰چالشهای کمی و کیفی حادثشده در بستر ناآگاهی و ضعف فرهنگ مصرف، ممکن است به موضوعی امنیتی مبدل و در نهایت به تعریف و تحمیل طرحهای بزرگ آبرسانی بینحوضهای، حفر چاه یا سدسازی برای رفع چالش منتهی شود. نمونههای مشابه چنین چرخههای ناپایدار و خودتقویتشوندهای فراواناند و هر یک معلول علتی هستند. در اینجا فقط به تأثیر انتخاب غلط متولی در ساختار مدیریت مصرف و بهرهمندنساختن حاکمیت از ابزارهای فرهنگی و سبک زیست و رفتار عمومی در حوزه مصارف خانگی آب پرداخته شد.
🔰امروزه مجموعه عوامل متعددی، از جمله کاهش و تغییر الگوی نزولات جوی و ضعف مدیریت در تأمین، توزیع و مصرف آب، به تولید چالش آب در شهرها منجر شده است. این چالشها فقط به محیطزیست محدود نمیشوند و سربار آنها، اقتصاد و سلامت مردم را نیز مخدوش میکند. راهحل خروج از این چالش عموماً با روشهای تأمین بینحوضهای کلید میخورد؛ درحالیکه کاهش ۱۵ تا ۲۵ درصدی مصرف، بهعنوان راهحلی منطقی و مؤثر، توسط کارشناسان مستقل تجویز میشود. بااینحال، در عمل، تغییر یا اصلاح رفتار شهروندی به حاشیه میرود یا در اوج تنش و چالشها مطالبه میشود.
🔰زنجیره تعارض منافع سازمانی، گاهی بهصورت مستقیم و غیرمستقیم، فشارهایی گران به رفاه، سلامت، امنیت و حقوق مردم وارد میسازد که این نیز زاییده همان جانمایی غلط و تفویض اختیارات نابجاست. تعویض دورهای کنتورهای آب منازل و ضرورت نصب دستگاههای تصفیه آب، دلیل مشترکی تحتعنوان «کاهش کیفیت آب» دارد که میتوانست ایجاد نشود. این موضوع مشتی است نمونه خروار که باید از بالا به پایین و بالعکس اصلاح شود.
🔰بدیهی است اقدامات سخت و اصطکاکی سمنها برای ممانعت از ساخت سد، مثلاً سد چمشیر یا سد تنگسرخ شیراز و غیره، یا تلاش برای کاهش حفر چاه، تقلیل بارگذاری و تخصیص مصارف بیشتر برای پیشگیری از تشدید بحران در منابع آب زیرسطحی و تبعات بعدی همچون فرونشست، بیماری، هزینههای دورهای ناشی از ضعف مدیریت بر مردم، موضوعات امنیتی و غیره، در انتهای زنجیره، معلول و زاییده همان بیتدبیری است که در رأس هرم سازمانی و در بستر تفکر غیرپیشگیرانه آفریده شده و بهعنوان یک ضعف ساختاری نهادینه شده است؛ ضعفی که زمینه ترکفعلها و تصمیمات نپخته سازمانها و نهادهای قانونی را فراهم میکند.
🔰جالب است که قوانین، بخشنامهها و آییننامهها متناسب و به موازات این روند مزمن و تخریبگر تصویب میشوند؛ درحالیکه اگر خشت نخست بهدرستی گذاشته شده بود و متولی فرهنگسازی و بهینهسازی الگوی مصرف، استقلال مالی و عملیاتی داشت، قصه بهگونهای دیگر روایت میشد و اصولاً بسیاری از مشکلات، چالشها و طرحها، به تناسب تأثیر، شکل نمیگرفتند. در این صورت، نیازی به کنشگری اصطکاکی نهادهای مردمی نبود و این نهادها در زنجیره فرهنگسازی و آگاهیبخشی، فعالیت مؤثرتری انجام میدادند.
🔰نتیجه اینکه قوه مجریه در ساحت وزارتخانههای مختلف، با رفع ضعف ساختاری، تفویض صحیح اختیارات و مسئولیتها و پاسخگوکردن مجموعههای تحت مدیریت، زمینه انواع تعارض منافع، موازیکاری یا تداخل منافع در سطوح مختلف سیاستگذاری، تصمیمسازی، طراحی و اجرا را به حداقل برساند.
🔰در این میان، مدیریتهای غیرجامع و ناکارآمد کمیسیونی و خلأها و ضعفهای قانونی موجود، ضمن تزریق ناکارآمدی در بدنه حاکمیت، ضربات جبرانناپذیری را به تابآوری کشور و حقوق عمومی و بیننسلی وارد ساخته و میسازند. شوربختانه بسیاری از پروندههای اجرایی، بهدلیل ضعف دسترسی و شفافیت ساختاری، عموماً در مراحل اجرایی و پس از تولید چالش و بحران، کشف و مطالبه میشوند.
🔰این مطالبهگری، ناگهانی یا نابهنگام، ضمن اینکه میتواند از آسیبهای بعدی جلوگیری و از تحمیل خسارتهای حقوقی و مالی پیشگیری کند، در میانه عملیات اجرایی طرحها موجب توقف آنها میشود و بهدلیل توقعات ایجادشده، هزینههای پیمانکاران، منافع ذینفعان و مقاومت محلی، هزینههای مالی و زمانی جبرانناپذیری را بر کشور تحمیل خواهد کرد.
🔰در این میان، نهادهای مردمی بیشتر درگیر شکایت، تنظیم جلسات فنی و طرح انتقادات و پیشنهادهایی میشوند که قاعدتاً باید پیش از شروع طرحها، توسط متولیان یا مشاوران، در قالب گفتمانی فنی انجام میشد. ثبت بیش از ۳۳۰۰ پرونده محیطزیستی در سال ۱۴۰۳ بهدلیل عدم کسب مجوز محیطزیست یا همان پیوست محیطزیستی، متوقفبودن احکام اجرایی هزاران پرونده و پیشنهاد تأسیس دادگاه ویژه محیطزیست، مشتی از انبوه مشکلات متأثر از نگاه درمانمحور است و بهعنوان چالشی جدی در تولید پروندههای قضایی تلقی میشود.
🔰روشن است که در بدو امر نباید اجازه داد سازمان محیطزیست، به هر دلیلی، استقلال خود را از دست بدهد یا در وزارتخانهها تحلیل رود و در کمیسیونهای تصمیمگیری، رأی این سازمان بهلحاظ وزنی، مساوی با دیگر آرا محاسبه شود. هر طرحی، با هر وزنی و در هر شرایط و جغرافیایی که باشد، قطعاً باید دارای مستندات توجیهی در حوزه محیطزیست باشد و مستندات آن پیش از شروع اقدامات اجرایی، از طریق سازمانهای مربوط، با جدیت استعلام شود.
🔰نهادهای مردمی نیز باید در همه مراحل در جریان تصمیمات و طرحها قرار گیرند و کنشگری مستقلی توسط آنها صورت گیرد. این موضوع راه مطالبهگریهای بعدی، بهویژه در حین اجرای طرحها، و بسیاری از تأخیرها، هزینهها و فرایندهای اصطکاکی بین سمنها، نهاد مجری و سازمانهای نظارتی و تحمیل هرگونه تخریب به محیطزیست را میبندد. همچنین نهادهای مردمی را در تقابل با سازمانها و وزارتخانهها قرار نمیدهد و کارکرد و نقش واقعی و مؤثر سمنها بهعنوان یک نهاد مدنی محقق میشود.
@Haajm
پیام ما؛ رسانه توسعه پایدار ایران
سمنها در تنگنای حکمرانـــی
تحلیل کارکردهای سمنهای محیطزیستی در مواجهه با چالشهای ساختاری مدیریت آب و منابع طبیعی؛ لزوم تغییر نگاه از کنشگری اصطکاکی به مشارکت پیشگیرانه.
❤4