يك حامد عسكری معمولی
23.1K subscribers
1.14K photos
454 videos
30 files
386 links
پراكنده های روزانه يك عدد حامد عسكری
Download Telegram
#صفحه_نخست روزنامه وطن امروز، ۱۹ مرداد ۹۶
www.vatanemrooz.ir

🔸 @vatanemrooz
از افغانستان خبري بدي ميرسد چند ده زن و خانواده شيعه را به اسارت برده اند و بسياري را كشته اند 👇🏾👇🏾😭
.
كلمه ها داغند... دستهايم را مي سوزانند... خون در رگهايم قل قل ميكند صداي قلبم دارد كَرَم ميكند. گوزن نري را ميمانم در سيبري كه بخار از حفره هاي بيني اش بيرون ميزند از حرارت درونش... حروف صفحه كليد گوشي داغند هر حرفي كه تايپ ميكنم صداي جز ميدهد انگشت شستم... صفحه كليد داغ است مثل لوله ي برنويي بعد از عطسه هاي حاصل از الرژي به بوي پراكنده ي كپل پلنگي نر بر يال دره اي زيتوني... دلم نمي آيد عكس متداولت را بگذارم با چشمهايي كه جگر شير را مي تركاند با ترس كفتار پشت سرت ... من به خواهرم فكر ميكنم- به همسرت - كه بعيد است تلگرام و اينستاگرام نداشته باشد و -خداكند نداشته باشد-... بگذاريد با خداكند ادامه بدهم... خداكند در كمد لباست را باز نكند و بوي تو توي مشامش هوريز نكند... خدا كند توي سبد رختهاي چرك حمام پيراهني نشسته از تو برجاي نمانده باشد... خدا كند چشمش به كفشهاي دامادي ات توي جا كفشي نيافتد. من به قاتلت هم فكر ميكنم : خداكند دستهايت را بازكرده باشد... لبهايت توي عكس دو خشت ترك خورده اند خدا كند آبت داده باشد ...به قاتلت فكر ميكنم وقتي كه كار راتمام كرده و بعد خنجر آمريكايي اش را بر برچسب "يازينب" بازويت كشيده و از خون داغت پاك كرده ... بعد صبر كرده خون پُلُق پُلُق روي زمين راه باز كرده و دلمه بسته ... من به رد پاشنه پوتينهايت فكر كرده ام كه خاك پوك را چاك داده و كسي چه مي داند شايد در اولين باران موسمي در آن آب جمع خواهد شد و گنجشكي شايد در عمقش بالي بشويد و آبي بنوشد... قاتلت شايد بعدش با چهارليتري آبي دست از خون تو شسته است همانگونه كه به تقلاهايت نگاه ميكرده سيگاري گيرانده و بعد از اولين كام فهميده لاي درز ناخنش هنوز مويي از خونت شيطنت كرده و پاك نشده ... ما مردها عطر را توي گردنمان ميزنيم يقه ها مان هميشه بوي عطر دارد... خدا كند در اين شبها همسرت به سرش نزند لباسي از تو را بخواهد اتو كند عطر گرم بخار برخاسته از يقه ات بيچاره اش ميكند... تو را ذبح كردند و نگفتند زني چشم به راه شويش است . تو را كشتند و نگفتند ويس هاي توي تلگرامت دل همسرت را چروك ميكند. نگفتند هنوز بابا از دهن پسرت نشنيدي ... آقا محسن "مرد" تو بودي و ما ها خيلي هنر كنيم م"مذكر"يم . من را ببخش جز كلنجار رفتن با كلمه هاي توي سرم و آوردنشان روي صفحه كاري از دستم برنمي آيد بماند كه عده اي همين مختصر را هم زير بار نمي روند. شما را به خدا يكي براي ما روضه ي علي اكبر عليه السلام بخواند... يكي به ما تسليت بگويد ... ما داغ جوان ديده ايم ...


https://t.me/hamedaskary
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چشم همه اهالي فرهنگ و هنر و تصميم گيرهاي مملكت روشن
https://t.me/hamedaskary
Forwarded from KhorshideBam
بفرما خرماي سرخال مضافتي بم

@KhorshideBam

در بم به خرمايي كه تازه از حالت كال (كونگ) در آمده و مي رسد، سرخال (سركال) مي گويند، خرمايي كه بسيار لذيذ است. (عكس از مهدي مصطفايي)
از نگاه ياران
شعر : فريدون مشيري
آواز : صديق تعريف
👇🏾👇🏾👇🏾
Forwarded from اخبار ویژه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥فیلم
پیام جالب رامبدجوان در خندوانه برای شهید مدافع حرم #محسن_حججی

@akhbarevijeh
Forwarded from KhorshideBam
بفرما خرماي سرخال
چون سرمه می وزی قدمت روی دیده هاست
لطف خط شکسته بــه شیب کشیده هاست

هرکس که روی ماه تو را دیده، دیده است
فرقـی کـه بین دیده و بین شنیده هاست

مـوی تـــو نیست ریختــه بر روی شانه هات
هاشور شاعرانه ی شب بر سپیده هاست

من یک چنار پیـــرم و هر شاخــه ای ز من
دستی به التماس به سمت پریده هاست

از عشق او بترس غزل مجلسش نرو
امروز میهمانی یوسف ندیده هاست...
.
.
#حامد_عسکری

https://t.me/hamedaskary
ما می‌میریم
تا عکاس تایمز جایزه بگیرد

#الیاس_علوی
افغانستان

روز عکاس مبارک!


@abbashosseinnejad
من هنوزم شبیه بچگیام
یاد بستنی می سوزه تو گلوم
تمام روزام تابستونه بمِ
من هنوز عاشق کیم دوقلوم

من هنوزم شبیه بچگیام
تو سرم هزار تاگنجشک می پره
هنوزم وقتی نوشابه می خرم
اونی رو ورمیدارم که پرتره

کله ی زده با ماشین چهار
زانوهای همیشه پر از خراش
دنبال دوشاخه واسه ساختن
تیر کمونایی با دقت کلاش

ازم عکسی اگه باقی مونده
یا کنار نخله یا تو کوچه هاش
هیشکی واسه من تولد نگرفت
توی اون شهری که قنادی نداشت

ولی تو بچه ی شهری بودیُ
مهدکودکت ماکارونی می داد
بستنی واست یه آرزو نبود
مداد نوکیت گرون بوده زیاد

گل سرهای گرون و رنگارنگ
بعد یه هفته واسه ت تکراری بود
کمدت اونی که روش باربی داشت
یه کلکسیون جوراب شلواری بود

توی تخت صورتیت خوابیدی
نوار قصه هاتو گوش کردی
طبق آماری که عکسا میدادن
بیست و چندتا کیکو خاموش کردی

من با کاسه ای که زنجیر بش بود
تشنگی م تلف شده اما تو
نشده یه دفعه امتحان کنی
لیوان لب زده ی باباتو

اسکی توی پیستای قرق شده
دلخوشی روزای تعطیلته
لواشک هاتو کیلویی می خری
ماهی یک تومن پول پاستیلته

این وسط نه تو گناه کردی نه من
نمیخوام بگم که من خوب ، تو بدی
شب به شب تو آینه به خودم میگم
هی پسر کجا به دنیا اومدی

ما دو تا به درد هم نمی خوریم
بذا زندگیت بازم لطیف بشه
من دهاتی ام به زندگیت برس
حیفه که شناسنامه ت کثیف بشه

« حامدعسکری »
https://t.me/hamedaskary
👍2❤1
«لوازم تحریر تولید ملی را بیشتر بشناسیم»

سال تحصیلی جدید نزدیک است، طبق آمار رسمی، امسال حدود ۲۰ میلیون دانش آموز و دانشجو به کسب دانش مشغول خواهند شد.
اگر این ۲۰ میلیون، اول مهر امسال هرکدام ۲۰ هزار تومان نوشت افزار خارجی خریداری کنند، مبلغی معادل ۴۰۰ میلیارد تومان ارز از کشور خارج میشود.

اما اگر بجای آن نوشت افزار ایرانی خریداری کنیم علاوه بر اینکه هزاران ایرانی مشغول به کار خواهند شد، از تعطیلی واحدهای تولیدی کشور که در معرض هجوم اجناس قاچاق و خارجی هستند جلوگیری میشود.

نیازی نیست هر جنس بی‌کیفیتی را خریداری کنیم اما‌ کالاهای با کیفیت ایرانی کم نیستند. پس بیاییم با هم به وظیفه ملی خود عمل کنیم و به عنوان یک ایرانی، دست در دست هم دهیم و با آغاز فصل مدارس فقط نوشت افزار ساخت وطن با نمادهای ایرانی بخریم.


لیست لوازم التحریر ایرانی

#نوشت_افزار #لوازم_التحریر

#آبرنگ_و_گواش_و_خمیر_بازی: آریا

#پوشه_دکمه_دار: پاپکو

#تراش: قاصدک، آوای تحریر، فکتیس

#پاک_کن: قاصدک، آزاده، تحریران، پارسی، پارسا، پاک ایران، فکتیس، پلیکان، کنکو

#پرگار: فکتیس، آذران تحریرات

#چسب_ماتیکی: رازی

#چسب_تحریر (نواری): رازی

#چسب_نواری_پهن: رازی

#چسب_مایع: آهو، رازی، استحکام، کاسپین، رازی، نقشینه چسب تهران، چسب کار، بن، جلاسنج، دلتا

#خودکار: صفاکیان (از همه خودکارها ایرانی تر است)، پاپکو، شهاب، استالیش

#خودکار_رنگی_فانتزی: پاپکو، کیان

#خط_کش: قاصدک، آزاده، آذران تحریر، صریر، تحریران، آوای تحریر

#ظرف_چاشت: آزاده، آریا

#پاستل (مدادشمعی): آریا

#دفتر: صالح، خراسان، آزاده، روشنا، فطرس، اعلايی، آرش، بچه‌های آسمانی، پرسام، مهتاب، خليج فارس، رويش، يارمهدی، سروش، فاطمي، قاصدك، طرفه، ايام، هدهد، حديث نينوا، ايما، گلدسته، روح الله، اسپی كوه، ريحانه، دفتر کلاسور دوکا، مهرو ماه

#جامدادی: سهند، قاصدک، پاپکو، دارا و سارا، شکرستان

#سوزن_منگنه : یزد منگنه

#کوله_پشتی : پاپکو، سینا جستجو، ثنا و ثمین، دارا و سارا

#کلیربوک: پاپکو

#کاور_کاغذ: پاپکو

#مداد _اتود: خرم، بیک، بی یور فور، پلیکان، تحریران

#ماشین_حساب: پارس حساب

#مداد: پارس مداد، لاکپشت، بیست، آزاده، قاصدک، آریا، استایلیش، فکتیس، پارس تحریر

#مدادرنگی: پارس مداد، لاکپشت، آریا، دایناسور، بیست، فکتیس، آزاده، لی پن، استایلیش، امپراتور، یوگی، سی بی اس ایرانی، روزنامه‌ای بیست، روزنامه‌ای من، روزنامه‌ای سبز، مداد سبز

#لاک_غلط_گیر: استایلیش، پلیکان ایران

#لوازم_تحریر: قاصدک، کانون پرورش فکری، شکرستان

🔹نکته: نشان‌های پلیکان ایران، فکتیس، استایلیش، پاپکو، بیک و کنکو ایران تولید می‌شوند اما #تحت_لیسانس هستند و در اولویت دوم خرید هستند.

✅ توصیه کاربردی:
الف- هنگام خرید نوشت‌افزار این لیست را همراه خود در گوشی همراهتان داشته باشید. ب- این لیست را برای دوستان و آشنایانی که فرزند در حال تحصیل دارند بفرستید.
❤1
Forwarded from tiwall / تیوال
⁣کارگاه «زيستن شاعرانه»
با حامد عسکری

👤ظرفیت مانده: ۵ نفر
🗓شهريور۹۶

٢٠ درصد تخفيف ثبت نام گروهى، دانشجويى و دانش آموزى

📍ثبت نام وهماهنگى:
‏http://tiw.al/N4a

+989392588780

@literawall
.
موهاي تنباكويي بلندي داشت . تنباكوي اصيل در شراب خوابيده ...اين را وقتي فهميدم كه كنار تنور بي بي از حال رفت و روسري اش كه گل هاي درشت و سرخ داشت .شل شد و آب به گونه هاي مهتابي اش زدند. موهايش به قائده دم اسب بود لاكردار براق و انبوه و رها ... و زيبايي هجومي اش هر شواليه مغروري را از اسب پياده ميكرد...سه دسته بافته بود و بر شانه چپش يله كرده بود و كش مويي قرمز انگار سيبي غلتان بود در منتهي اليه فرود اين آبشار زلال . حاج معصومه مي گفت عاروسم جني شده خوشگل بوده خواستنش زنشون نشده اذيتش مي كنند... و بعدها فهميدم امروزي ها مي گويندش ميگرن ... جمع زنانه تنور آتش كردن بود و پخت نان. هنوزا اما تا همه برسند و تغار لاجوردي خمير پف كند و ور بيايد ترش شود وقت داشتند. كل فاطمه از راه رسيد.سن و سال دار و جا افتاده با موها و دستها و كف پاهايي با رنگ گرم حنا... پرسيد چطو شده ؟ حاج معصومه ناليد كه : آل گرفتش از عاروس شامس !نداريم خونه سوخته ايم ... كل فاطمه رفت سراغش سرش را به دامن گرفت و انگار طالبي براي خريد كانديدا كند دوسه بار كله غرق در تنباكو را فشار داد. سر زن تو گويي اناري بي پناه بود كه مي رفت براي آب لمبو شدن. با خودش بود انگار گفت : عيب و ارادي بش ني خوبش ميكنم ... پهن داغ و تازه ريده ي گاو بيارين ... موهاشم بتراشين ... حاج معصومه صدا پر داد كه : موهاش؟ بتراشيم ؟ حميد گُرَم ميده شوهرشه ... به هوش اومده بود ... موييد كه مي تراشم به خدا مي تراشم ... موهاشو في المجلس با مقراض چيدن و انداختن توي تنور تازه دم گرفته ... بوي تنباكو بلند شد .مرا فرستادند خانه عباس بخشعلي توي استامبولي گچ پهن تازه آوردم ... پهن به كله اش ماليدند و بعد كاغذ گذاشتند و با روسري بستند ... در سايه ديوار نشست ... مات ش بودم عرق كرده بود. عين پشت پارچ خاكشير ... مي گفت مي سوزم . بعد مثل جوجه اي خيس چريسي كرد و از حال رفت ... دروه اش كردند. كل فاطمه گفت : بي واهمه ... توي كله اش كرم لونه كرده بود خونه سوزش كردم خوب ميشه ... مايع لزج سبز رنگي از بيني و گوشها و دهن دختر بيرون زده بود... كل فاطمه گفت : موهاش بلند ميشه به شوهرش بگين پاپي اش نشه ... بعد رفت ... اولين نان كه از تنور بيرون آمد را تكه كندم و سق زدم ... بوي تنباكو مي داد... .
.
دختر خوب شد اما سالها بعد زلزله اجازه نداد از خواب بيدار شود



https://t.me/hamedaskary