🌍 "محیطزیست" تعارف ندارد
http://s3.img7.ir/BllOQ.jpg
حالا نشانههای بیتعارف بودن "محیط زیست"، سفر کرده و آمده از عراق، بر سر و روی و در خانههای تک تک ما، در شهر و روستاهای استان زنجان نیز، هویداست؛ اسماش را گذاشتهاند: "ریزگرد"!
این محصول ناگزیر "بیابانزایی" است، محصول خشک شدن تالاب و هورها و باتلاقهای عراق و آنطور که برخی گفته و نوشتهاند هم محصول سد سازیهای ترکیه است بر روی دجله و فرات که باعث از دست رفتن رطوبت دشت بینالنهرین در پاییندست (عراق) شده و هم ناشی از توقف مالچپاشی برای تثبیت خاک بیایان در سالهای اخیر، که همینها راه گرد و غبار را برای سفری پرهزینه برای انسان هموار کرده است. این یعنی گرد و غبار برخاسته از تازیانه بر گرده محیطزیست، بیدعوت و اذن هم میتواند صدها کیلومتر راه بیاید و از روی مرزهای سیاسی گذر کند و سر از شهر و روستاهای ما دربیاورد. منتظر "زنده باد" و "مرده باد" و "قطعنامه" و "مذاکره" و "وعده" هم نمیماند که بایستد. مدام و به سرعت تخریب شده، به زحمت و به کندی هم حالش خوب خواهد شد و این اصلا خبر خوبی نیست.
محیطزیست و منابع روی زمین به خصوص در سالهای اخیر ضربات کم سابقهای متحمل شدهاند؛ کورت ونهگات (نویسنده شهیر و فقید آمریکایی) گفته بود: «داریم کلک این سیاره مفرح حیاتپرور را در عرض کمتر از دویست سال میکنیم ... ما منابع سیارهمان را بر باد دادهایم، از جمله هوا و آب را، طوری که انگار فردایی در کار نخواهد بود، به همین خاطر هم حالا دیگر فردایی در کار نخواهد بود.»
تلخ است و واقعیت دارد: در کنار "هوا"، مصیبتهایی هولناکی نیز دامن "آب" را گرفته است. سال گذشته مدیرکل دفتر توسعه پایدار و اقتصاد محیط زیست گفته بود: «انسانها ذخیره سالانه منابع طبیعی را در کمتر از هشت ماه اول سال تمام کردهاند.»
ما که دلمان را به افزایش بارندگیها در این ماههای اخیر خوش نمیکنیم. دکتر کردوانی سال گذشته، همین حوالی، در دانشگاه زنجان میگفت که «بارندگیهای فصلی هر چقدر هم باشد، برداشتهای سهمگین از منابع ذخیره زیرزمینی آب طی سه دهه گذشته را جبران نمیکند؛ این بارندگیها عین حقوق مختصر ماهیانه است؛ ما پسانداز خود را بر باد دادهایم.»
آیا میدانید هم اکنون در استان زنجان نزدیک به 18هزار حلقه چاه وجود دارد؟ و میدانید که نزدیک به 7400 حلقه از این چاهها، غیرمجاز است و بسیاری از چاههای مجاز هم برداشتی بالاتر از حد مجاز دارند؟ آیا میدانید طی 4دهه گذشته، تنها در حوضه آبریز زنجانرود، تعداد چاهها 13 برابر شده است؟
سفر لشکر "ریزگردها" نشان داد که طغیان محیطزیست بسیار پرهزینه است؛ تلفات بسیار دارد، این طغیان "هوا"ست با همه مصیبتهایش، که میآید و میگذرد؛ با طغیان "بیآبی" چه میتوان کرد؟
.
✅ این یادداشت در ستون "عرض مخصوص" هفتهنامه "موج بیداری" (دوم تیرماه 95) چاپ شد.
📝 @mmoeeni1
http://s3.img7.ir/BllOQ.jpg
حالا نشانههای بیتعارف بودن "محیط زیست"، سفر کرده و آمده از عراق، بر سر و روی و در خانههای تک تک ما، در شهر و روستاهای استان زنجان نیز، هویداست؛ اسماش را گذاشتهاند: "ریزگرد"!
این محصول ناگزیر "بیابانزایی" است، محصول خشک شدن تالاب و هورها و باتلاقهای عراق و آنطور که برخی گفته و نوشتهاند هم محصول سد سازیهای ترکیه است بر روی دجله و فرات که باعث از دست رفتن رطوبت دشت بینالنهرین در پاییندست (عراق) شده و هم ناشی از توقف مالچپاشی برای تثبیت خاک بیایان در سالهای اخیر، که همینها راه گرد و غبار را برای سفری پرهزینه برای انسان هموار کرده است. این یعنی گرد و غبار برخاسته از تازیانه بر گرده محیطزیست، بیدعوت و اذن هم میتواند صدها کیلومتر راه بیاید و از روی مرزهای سیاسی گذر کند و سر از شهر و روستاهای ما دربیاورد. منتظر "زنده باد" و "مرده باد" و "قطعنامه" و "مذاکره" و "وعده" هم نمیماند که بایستد. مدام و به سرعت تخریب شده، به زحمت و به کندی هم حالش خوب خواهد شد و این اصلا خبر خوبی نیست.
محیطزیست و منابع روی زمین به خصوص در سالهای اخیر ضربات کم سابقهای متحمل شدهاند؛ کورت ونهگات (نویسنده شهیر و فقید آمریکایی) گفته بود: «داریم کلک این سیاره مفرح حیاتپرور را در عرض کمتر از دویست سال میکنیم ... ما منابع سیارهمان را بر باد دادهایم، از جمله هوا و آب را، طوری که انگار فردایی در کار نخواهد بود، به همین خاطر هم حالا دیگر فردایی در کار نخواهد بود.»
تلخ است و واقعیت دارد: در کنار "هوا"، مصیبتهایی هولناکی نیز دامن "آب" را گرفته است. سال گذشته مدیرکل دفتر توسعه پایدار و اقتصاد محیط زیست گفته بود: «انسانها ذخیره سالانه منابع طبیعی را در کمتر از هشت ماه اول سال تمام کردهاند.»
ما که دلمان را به افزایش بارندگیها در این ماههای اخیر خوش نمیکنیم. دکتر کردوانی سال گذشته، همین حوالی، در دانشگاه زنجان میگفت که «بارندگیهای فصلی هر چقدر هم باشد، برداشتهای سهمگین از منابع ذخیره زیرزمینی آب طی سه دهه گذشته را جبران نمیکند؛ این بارندگیها عین حقوق مختصر ماهیانه است؛ ما پسانداز خود را بر باد دادهایم.»
آیا میدانید هم اکنون در استان زنجان نزدیک به 18هزار حلقه چاه وجود دارد؟ و میدانید که نزدیک به 7400 حلقه از این چاهها، غیرمجاز است و بسیاری از چاههای مجاز هم برداشتی بالاتر از حد مجاز دارند؟ آیا میدانید طی 4دهه گذشته، تنها در حوضه آبریز زنجانرود، تعداد چاهها 13 برابر شده است؟
سفر لشکر "ریزگردها" نشان داد که طغیان محیطزیست بسیار پرهزینه است؛ تلفات بسیار دارد، این طغیان "هوا"ست با همه مصیبتهایش، که میآید و میگذرد؛ با طغیان "بیآبی" چه میتوان کرد؟
.
✅ این یادداشت در ستون "عرض مخصوص" هفتهنامه "موج بیداری" (دوم تیرماه 95) چاپ شد.
📝 @mmoeeni1
📕 ایزابل بروژ
https://goo.gl/A0h9FM
به عادت چندین و چند ساله، صفحه اول کتاب، اسمم و تاریخ و شهر محل گرفتن (خرید یا هدیه) کتاب را نوشتهام؛ "شهریور 84، بندرعباس". درست هم یادم نمیآید خریدهام کتاب را یا کسی داده؛ "ایزابل بروژ، نوشتهی کریستیان بوبن، ترجمه مهوش قدیمی". همه این قریب به 11 سال توی کتابخانه بود و دل خواندنش را نداشتم؛ از بس از طرح روی جلدش خوشم نمیآمد! عین "بامداد خمار" که بعد از سالها بالاخره ماه پیش خواندمش. از "ایزابل بروژ" البته که خیلی بیشتر خوشم آمده؛ از سبک داستاننویسی تا ترجمه خوب و البته خود داستانش؛ هر چند جای زخم ممیزی در چند جای کتاب عیان بود و ناراحتکننده.
باید کتابهای بیشتری از کریستیان بوبن و مهوش قدیمی بخوانم.
**
«در زندگی، آدمهایی پیدا میشوند که مثل کتابها حرف میزنند، از صدایی ملکوتی تقلید میکنند تادیگران به حرفهایشان گوش بدهند. از این آدمها باید فرار کرد. فقط یک دقیقه میتوانیم مودبانه به صحبتهایش گوش کنیم، به علاوه آنها حرف نمیزنند؛ اثبات و تاکید میکنند، درس اخلاق میدهند، درسهای خسته کننده، رفتار و کردار، کلاسهیا تعلیم و تربیت. آنها حتی وقتی حقیقت را میگویند، حقیقتی را که میگویند، نابود میکنند اما شگفتترین شگفتیها، اینجا یا آنجا، ملاقات با آدمهایی مثل جاناتان است، آدمهایی که مثل کتابها ساکت میمانند. از معاشرت با این قبیل آدمها خسته نمیشویم. با آنها همان احساسی را داریم که وقتی با خودمان تنها هستیم، رها، آرام، بازآمده به سوی سکوت روشنی که حقیقت همه چیز است.» - صفحه 94
📝 @mmoeeni1
https://goo.gl/A0h9FM
به عادت چندین و چند ساله، صفحه اول کتاب، اسمم و تاریخ و شهر محل گرفتن (خرید یا هدیه) کتاب را نوشتهام؛ "شهریور 84، بندرعباس". درست هم یادم نمیآید خریدهام کتاب را یا کسی داده؛ "ایزابل بروژ، نوشتهی کریستیان بوبن، ترجمه مهوش قدیمی". همه این قریب به 11 سال توی کتابخانه بود و دل خواندنش را نداشتم؛ از بس از طرح روی جلدش خوشم نمیآمد! عین "بامداد خمار" که بعد از سالها بالاخره ماه پیش خواندمش. از "ایزابل بروژ" البته که خیلی بیشتر خوشم آمده؛ از سبک داستاننویسی تا ترجمه خوب و البته خود داستانش؛ هر چند جای زخم ممیزی در چند جای کتاب عیان بود و ناراحتکننده.
باید کتابهای بیشتری از کریستیان بوبن و مهوش قدیمی بخوانم.
**
«در زندگی، آدمهایی پیدا میشوند که مثل کتابها حرف میزنند، از صدایی ملکوتی تقلید میکنند تادیگران به حرفهایشان گوش بدهند. از این آدمها باید فرار کرد. فقط یک دقیقه میتوانیم مودبانه به صحبتهایش گوش کنیم، به علاوه آنها حرف نمیزنند؛ اثبات و تاکید میکنند، درس اخلاق میدهند، درسهای خسته کننده، رفتار و کردار، کلاسهیا تعلیم و تربیت. آنها حتی وقتی حقیقت را میگویند، حقیقتی را که میگویند، نابود میکنند اما شگفتترین شگفتیها، اینجا یا آنجا، ملاقات با آدمهایی مثل جاناتان است، آدمهایی که مثل کتابها ساکت میمانند. از معاشرت با این قبیل آدمها خسته نمیشویم. با آنها همان احساسی را داریم که وقتی با خودمان تنها هستیم، رها، آرام، بازآمده به سوی سکوت روشنی که حقیقت همه چیز است.» - صفحه 94
📝 @mmoeeni1
http://goo.gl/8xY45a
🖊 از وبلاگ عطاالله مهاجرانی:
✳️ برای خاتمی؛ آن را که جای نیست همه شهر جای اوست!
دادستانی تهران داد غریبی را ستانده است، اجازه نداده است که سید بزرگوار محمد خاتمی که جان و روان و روش و منش او ، آراسته به اخلاق و خرد ناب و به تعبیر فردوسی به شایستگی و آهستگیست، به سمینار اخلاق و نیایش برود. بدیهی است که این تصمیم دادستان از منشا برتری مایه میگیرد. هر چند این سخن از حنجرهٔ دادستان و یا حلقوم عبدالله شنیده شود.
پیش از این اعلام شده بود که مطبوعات حق ندارند، نام و تصویر خاتمی را منتشر کنند. روزنامه اطلاعات هم به دلیل نشر تصویر خاتمی و نام او و گزارشی توبیخ شد. اکنون نوبت حضور هم رسیده است. حضور را پیش از این در سفرهای خارجی مانع شده بودند. با پیامی که ما خیرخواهیم و دشمنان سو استفاده می کنند و … حال، حضور در وطن و در تهران و در مجلس بزرگداشت هنرمندی و اعطای جایزه اخلاق و نیایش هم عملی شده است.
🔹 به گمانم آنچه شاهدیم با تاسف و حسرت بسیار نشانهٔ برافروختگی و سیطره یک خصلت و قساوت است.
همان خصلتی که مرحوم شهید مطهری، روزگاری پیش از پیروزی انقلاب هشدار داده بود؛ «اگر انسانِ خصلتی به قدرت برسد، همو آسیب میبیند و هم نظام و هم اسلام.»
کارنامه خاتمی در پیش روی ملت ایران است. او هشت سال رئیس جمهور بوده است و سال ها وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی. کتابهای او در اختیار مردم است. وقتی هم که نام و نشان و صورت او ممنوع میشود، یک پیام کوتاهِ صمیمانه و نگرانِ او ملتی را به جوشش و حرکت و شرکت در انتخابات بر میانگیزد. دو سنخ کارنامه در برابر ماست. کارنامه هشتساله دولت احمدینژاد که بهترین دولت ایران از مشروطه به بعد خوانده شد و کارنامه دولت خاتمی و نیز کارنامه سه ساله دولت روحانی،.
بسیار خوب بصیرت را به عنوان شاخص تعریف کنیم. کدام دولت به مصلحت کشور و انقلاب و اسلام بوده است؟
آیا دادستانی گمان کرده است که با عدم حضور خاتمی یاد او از اذهان زدوده میشود؟ محبت مردم نسبت به او فراموش میشود؟ نام و نشان او دیگر در میان مردم راهی و جایی ندارد و یا نخواهد داشت؟
داستان دادستانی و خاتمی مثل همان بندهٔ خدایی است که در ایستگاه قطار قدم میزد. دیروقت شده بود، مامور نظافت به او گفت: آخرین قطار رفت! گفته بود: کجا رفت بلیطش دست من است!
قطار اقبال مردم و محبت مردم، بدست کسی نیست! دست دادستانی و یا حکومت هم نیست. هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست و
وفا و مهر نکو باشد ار بیاموزی، وگر نه هر که تو بینی ستمگری داند.
🔹 نام مبارک امام علیبنابیطالب صلوات الله علیه، در روزگار معاویه و تا روزگار عمر بن عبدالعزیز نام ممنوعه بود! آیا آن نام مبارک فراموش شد؟
📌 منبع: http://goo.gl/uwXhRK
📝 @mmoeeni1
🖊 از وبلاگ عطاالله مهاجرانی:
✳️ برای خاتمی؛ آن را که جای نیست همه شهر جای اوست!
دادستانی تهران داد غریبی را ستانده است، اجازه نداده است که سید بزرگوار محمد خاتمی که جان و روان و روش و منش او ، آراسته به اخلاق و خرد ناب و به تعبیر فردوسی به شایستگی و آهستگیست، به سمینار اخلاق و نیایش برود. بدیهی است که این تصمیم دادستان از منشا برتری مایه میگیرد. هر چند این سخن از حنجرهٔ دادستان و یا حلقوم عبدالله شنیده شود.
پیش از این اعلام شده بود که مطبوعات حق ندارند، نام و تصویر خاتمی را منتشر کنند. روزنامه اطلاعات هم به دلیل نشر تصویر خاتمی و نام او و گزارشی توبیخ شد. اکنون نوبت حضور هم رسیده است. حضور را پیش از این در سفرهای خارجی مانع شده بودند. با پیامی که ما خیرخواهیم و دشمنان سو استفاده می کنند و … حال، حضور در وطن و در تهران و در مجلس بزرگداشت هنرمندی و اعطای جایزه اخلاق و نیایش هم عملی شده است.
🔹 به گمانم آنچه شاهدیم با تاسف و حسرت بسیار نشانهٔ برافروختگی و سیطره یک خصلت و قساوت است.
همان خصلتی که مرحوم شهید مطهری، روزگاری پیش از پیروزی انقلاب هشدار داده بود؛ «اگر انسانِ خصلتی به قدرت برسد، همو آسیب میبیند و هم نظام و هم اسلام.»
کارنامه خاتمی در پیش روی ملت ایران است. او هشت سال رئیس جمهور بوده است و سال ها وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی. کتابهای او در اختیار مردم است. وقتی هم که نام و نشان و صورت او ممنوع میشود، یک پیام کوتاهِ صمیمانه و نگرانِ او ملتی را به جوشش و حرکت و شرکت در انتخابات بر میانگیزد. دو سنخ کارنامه در برابر ماست. کارنامه هشتساله دولت احمدینژاد که بهترین دولت ایران از مشروطه به بعد خوانده شد و کارنامه دولت خاتمی و نیز کارنامه سه ساله دولت روحانی،.
بسیار خوب بصیرت را به عنوان شاخص تعریف کنیم. کدام دولت به مصلحت کشور و انقلاب و اسلام بوده است؟
آیا دادستانی گمان کرده است که با عدم حضور خاتمی یاد او از اذهان زدوده میشود؟ محبت مردم نسبت به او فراموش میشود؟ نام و نشان او دیگر در میان مردم راهی و جایی ندارد و یا نخواهد داشت؟
داستان دادستانی و خاتمی مثل همان بندهٔ خدایی است که در ایستگاه قطار قدم میزد. دیروقت شده بود، مامور نظافت به او گفت: آخرین قطار رفت! گفته بود: کجا رفت بلیطش دست من است!
قطار اقبال مردم و محبت مردم، بدست کسی نیست! دست دادستانی و یا حکومت هم نیست. هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست و
وفا و مهر نکو باشد ار بیاموزی، وگر نه هر که تو بینی ستمگری داند.
🔹 نام مبارک امام علیبنابیطالب صلوات الله علیه، در روزگار معاویه و تا روزگار عمر بن عبدالعزیز نام ممنوعه بود! آیا آن نام مبارک فراموش شد؟
📌 منبع: http://goo.gl/uwXhRK
📝 @mmoeeni1
🔴 دانشجوی برق دانشگاه شریف
https://goo.gl/WA41tv
نام "دانشگاه صنعتی شریف"، قبل از انقلاب "دانشگاه صنعتی آریامهر" بود. "مجید شریف واقفی" که بعد از انقلاب نام او را روی این دانشگاه گذاشتند، فارغالتحصیل این دانشگاه در رشته برق در قبل از انقلاب بود. او اصالتا اهل نطنز اصفهان و دانشجوی دور اول (1345) دانشگاه بود. شریفواقفی عضو مذهبی کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران، وقتی مقابل جناح مارکسیست این تشکل چریکی ایستاد، توسط خود اعضای سازمان (وقتی هنوز 27 سال هم نداشت) اردیبهشت ماه سال 54 در خیابان ترور و جسدش در بیابانهای مسگرآباد سوزانده شد؛ او هنوز بیمزار است!
.
پرونده ویژه این شماره (شماره خرداد 95) مجله اندیشه پویا، زیر عنوان "برادرکشی" به مجید شریف واقفی، به فیلم "سیانور" که درباره او ساخته شده و مهرماه سال جاری اکران میشود و به مصاحبه با دو خواهر و برادر او، و همچنین چند یادداشت مرتبط خواندنی در این باره اختصاص دارد.
📝 @mmoeeni1
https://goo.gl/WA41tv
نام "دانشگاه صنعتی شریف"، قبل از انقلاب "دانشگاه صنعتی آریامهر" بود. "مجید شریف واقفی" که بعد از انقلاب نام او را روی این دانشگاه گذاشتند، فارغالتحصیل این دانشگاه در رشته برق در قبل از انقلاب بود. او اصالتا اهل نطنز اصفهان و دانشجوی دور اول (1345) دانشگاه بود. شریفواقفی عضو مذهبی کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران، وقتی مقابل جناح مارکسیست این تشکل چریکی ایستاد، توسط خود اعضای سازمان (وقتی هنوز 27 سال هم نداشت) اردیبهشت ماه سال 54 در خیابان ترور و جسدش در بیابانهای مسگرآباد سوزانده شد؛ او هنوز بیمزار است!
.
پرونده ویژه این شماره (شماره خرداد 95) مجله اندیشه پویا، زیر عنوان "برادرکشی" به مجید شریف واقفی، به فیلم "سیانور" که درباره او ساخته شده و مهرماه سال جاری اکران میشود و به مصاحبه با دو خواهر و برادر او، و همچنین چند یادداشت مرتبط خواندنی در این باره اختصاص دارد.
📝 @mmoeeni1
🍀 انسان معنوی و خشونت
.
انسان معنوی میداند که خطاپذیر است ... اگر امکان خطا در شما منتفی نباشد، اولین علامتش این است که باید نسبت به دیگران بردباری نشان دهید؛ چرا که ممکن است حق با آنها باشد. حال، اگر کسی را دیدیم که وقتی با هر غیری مواجه میشود، در صورتی که بفهمد با او مخالف است، نسبت به او خشونت یا هر نوع بیمدارایی نشان میدهد، نمیتوان گفت چنین کسی، انسانی معنوی است زیرا انسان معنوی این احتمال را میدهد که شاید فهم دیگران درست باشد و نه فهم خودش. لذا نسبت به دیگران خشونت نمیورزد.
.
🔹 مصطفی ملکیان | در رهگذار باد و نگهبان لاله | صفحه 310
📝 @mmoeeni1
.
انسان معنوی میداند که خطاپذیر است ... اگر امکان خطا در شما منتفی نباشد، اولین علامتش این است که باید نسبت به دیگران بردباری نشان دهید؛ چرا که ممکن است حق با آنها باشد. حال، اگر کسی را دیدیم که وقتی با هر غیری مواجه میشود، در صورتی که بفهمد با او مخالف است، نسبت به او خشونت یا هر نوع بیمدارایی نشان میدهد، نمیتوان گفت چنین کسی، انسانی معنوی است زیرا انسان معنوی این احتمال را میدهد که شاید فهم دیگران درست باشد و نه فهم خودش. لذا نسبت به دیگران خشونت نمیورزد.
.
🔹 مصطفی ملکیان | در رهگذار باد و نگهبان لاله | صفحه 310
📝 @mmoeeni1
🔴 موزههایی که تخریب شد
http://goo.gl/KIKvpE
احتمالا یکی از احمقانهترین کارهایی که طی سالهای اخیر در حوزه حفظ یاد و خاطره سالهای جنگ با عراق و "دفاع مقدس" صورت گرفت، یکسانسازی مزار شهدا بوده باشد!
مزار تک تک شهدا، چه از لحاظ شکل سنگ قبور و متنهای نوشته شده بر آنها، و چه به لحاظ عکسهایی که خانوادهی شهدا پشت قابها گذاشته بودند، آثاری با ارزش بودند که روح و فضای سالهای جنگ را با خود داشتند و به مثابه موزهای گرانبها میتوانستند روشنی بخش دل و دیدهها باشند.
اینک این سرمایههای معنوی بینظیر را احمقوار بر باد دادهاند و این مایه بسی افسوس است.
.
.
🔹 عکس: مزار شهدای زنجان
📝 @mmoeeni1
http://goo.gl/KIKvpE
احتمالا یکی از احمقانهترین کارهایی که طی سالهای اخیر در حوزه حفظ یاد و خاطره سالهای جنگ با عراق و "دفاع مقدس" صورت گرفت، یکسانسازی مزار شهدا بوده باشد!
مزار تک تک شهدا، چه از لحاظ شکل سنگ قبور و متنهای نوشته شده بر آنها، و چه به لحاظ عکسهایی که خانوادهی شهدا پشت قابها گذاشته بودند، آثاری با ارزش بودند که روح و فضای سالهای جنگ را با خود داشتند و به مثابه موزهای گرانبها میتوانستند روشنی بخش دل و دیدهها باشند.
اینک این سرمایههای معنوی بینظیر را احمقوار بر باد دادهاند و این مایه بسی افسوس است.
.
.
🔹 عکس: مزار شهدای زنجان
📝 @mmoeeni1
🎭 ناگهان شفافیت، ناگهان انقلابی
https://goo.gl/Q3TKZC
از بعد از جنگ 33 روزه تابستان 85، گاه و بیگاه آن تعارفهای گذشته (اگر نگوییم مخفیکاریهای دیپلماتیک گذشته) دایر بر این که «ما از مقاومت حمایت معنوی میکنیم نه مادی»، رنگ میباخت. دخالت در امور لبنان واضح و واضحتر هم شد. با این همه آنچه حضور و دخالت مستقیم در کشورهای منطقه را بیش از پیش از پرده برون انداخت، همان "بیداری اسلامی" و در این بین به خصوص موقعیت "سوریه" بود که حدود 5 سال و نیم قبل شروع شد.
حالا "صداقت" و "شفافیت" به چنان حدی رسیده که سردار سلیمانی بیانیه علیه دولت قانونی کشوری دیگر صادر میکند و بشارت براندازی میدهد و دبیرکل حزبالله لبنان، که همین بهمن ماه گذشته گفته بود: «ایران در امور داخلی لبنان دخالت نمیکند»، حالا میگوید: «شفاف بگویم و خیالتان را راحت کنم. تمام پول و بودجه و سلاح و موشک ما از جمهوری اسلامی ایران میرسد.»
برای درک مفهوم چنین اظهارنظرهایی کافیست فرض کنید مثلا فرمانده ارتش یک کشور دیگر درحمایت از گروه یا شخصیتی سیاسی در ایران، بیانیه صادر کند و بشارت براندازی نظام بدهد یا یک گروه معارض نظام ایران (مقیم مثلا عراق)، اعلام کند که مزدور عربستان است!
این سطح از تقابل میتواند از جمله ناشی از ناامیدی مطلق از صلح و گفتوگو و دیپلماسی بین قدرتهای منطقه و نشانه جنگی در پیش رو باشد. این رویه بر خلاف پیمانهای بینالمللی نیز خواهد بود که کشورها را به احترام به حق حاکمیت یکدیگر ملزم کرده است. داوری بینالمللی هم مبتنی بر این پیمانها با استناد به اسنادی خواهد بود که قابل خدشه نباشند؛ از جمله اعتراف متهم علیه خود!
رفتار سردار سلیمانی و حالا سید حسن نصرالله، با فاصلهای اندک از یکدیگر، یک پیامد مهم سیاسی هم دارد؛ آنهم تضعیف موقعیت دولت روحانی در عرصه بینالملل است، آنچنان که به مردم کشور نیز این پیام منتقل میشود که آستانه نفوذ رایشان، محدودتر از آنیست که قبلا تصور کرده بودند!
جایی که این دولت سعی دارد نشان دهد ایران در امور داخلی سایر کشورها دخالت نمیکند تا از طرفی اتحاد جهان اسلام به رهبری عربستان را علیه ایران از هم بپاشد و از طرفی فضای روانی مناسبی برای سرمایهگذاری خارجی فراهم شود تا مجال اقدام موثر اقتصادی، جهت بهبود امور معیشت مردم فراهم شود، تقدیم اسنادی دال بر دخالت در امور سایر کشورهای منطقه باید کمک به چه کسی محسوب شود؟ اگر اسم این اقدام و رفتارها در تقابل با "دیپلماسی"، اقدام "انقلابی" است، اساسا چرا وزیر و وزارت امورخارجه داریم و چرا ناگهان انقلابی شدهایم؟ مردم گرفتار در شرمندگی نظام بابت بیکاری جواناناش، با اظهارات سیدحسن نصرالله، به بهبود اوضاع اقتصادی امیدوار میشوند یا ناامید؟ ...
و اینکه:
این رویه، روحانی را ناگزیر از "شفافیت" میکند، یا "استعفا" و "تسلیم"؟
.
🔹 لینک مرتبط: دخالت چیست؟ https://goo.gl/Z43Ifm
🔹 کارتون از: Yuri Kosobukin
📝 @mmoeeni1
https://goo.gl/Q3TKZC
از بعد از جنگ 33 روزه تابستان 85، گاه و بیگاه آن تعارفهای گذشته (اگر نگوییم مخفیکاریهای دیپلماتیک گذشته) دایر بر این که «ما از مقاومت حمایت معنوی میکنیم نه مادی»، رنگ میباخت. دخالت در امور لبنان واضح و واضحتر هم شد. با این همه آنچه حضور و دخالت مستقیم در کشورهای منطقه را بیش از پیش از پرده برون انداخت، همان "بیداری اسلامی" و در این بین به خصوص موقعیت "سوریه" بود که حدود 5 سال و نیم قبل شروع شد.
حالا "صداقت" و "شفافیت" به چنان حدی رسیده که سردار سلیمانی بیانیه علیه دولت قانونی کشوری دیگر صادر میکند و بشارت براندازی میدهد و دبیرکل حزبالله لبنان، که همین بهمن ماه گذشته گفته بود: «ایران در امور داخلی لبنان دخالت نمیکند»، حالا میگوید: «شفاف بگویم و خیالتان را راحت کنم. تمام پول و بودجه و سلاح و موشک ما از جمهوری اسلامی ایران میرسد.»
برای درک مفهوم چنین اظهارنظرهایی کافیست فرض کنید مثلا فرمانده ارتش یک کشور دیگر درحمایت از گروه یا شخصیتی سیاسی در ایران، بیانیه صادر کند و بشارت براندازی نظام بدهد یا یک گروه معارض نظام ایران (مقیم مثلا عراق)، اعلام کند که مزدور عربستان است!
این سطح از تقابل میتواند از جمله ناشی از ناامیدی مطلق از صلح و گفتوگو و دیپلماسی بین قدرتهای منطقه و نشانه جنگی در پیش رو باشد. این رویه بر خلاف پیمانهای بینالمللی نیز خواهد بود که کشورها را به احترام به حق حاکمیت یکدیگر ملزم کرده است. داوری بینالمللی هم مبتنی بر این پیمانها با استناد به اسنادی خواهد بود که قابل خدشه نباشند؛ از جمله اعتراف متهم علیه خود!
رفتار سردار سلیمانی و حالا سید حسن نصرالله، با فاصلهای اندک از یکدیگر، یک پیامد مهم سیاسی هم دارد؛ آنهم تضعیف موقعیت دولت روحانی در عرصه بینالملل است، آنچنان که به مردم کشور نیز این پیام منتقل میشود که آستانه نفوذ رایشان، محدودتر از آنیست که قبلا تصور کرده بودند!
جایی که این دولت سعی دارد نشان دهد ایران در امور داخلی سایر کشورها دخالت نمیکند تا از طرفی اتحاد جهان اسلام به رهبری عربستان را علیه ایران از هم بپاشد و از طرفی فضای روانی مناسبی برای سرمایهگذاری خارجی فراهم شود تا مجال اقدام موثر اقتصادی، جهت بهبود امور معیشت مردم فراهم شود، تقدیم اسنادی دال بر دخالت در امور سایر کشورهای منطقه باید کمک به چه کسی محسوب شود؟ اگر اسم این اقدام و رفتارها در تقابل با "دیپلماسی"، اقدام "انقلابی" است، اساسا چرا وزیر و وزارت امورخارجه داریم و چرا ناگهان انقلابی شدهایم؟ مردم گرفتار در شرمندگی نظام بابت بیکاری جواناناش، با اظهارات سیدحسن نصرالله، به بهبود اوضاع اقتصادی امیدوار میشوند یا ناامید؟ ...
و اینکه:
این رویه، روحانی را ناگزیر از "شفافیت" میکند، یا "استعفا" و "تسلیم"؟
.
🔹 لینک مرتبط: دخالت چیست؟ https://goo.gl/Z43Ifm
🔹 کارتون از: Yuri Kosobukin
📝 @mmoeeni1
🙈 گاف عجیب
http://s3.img7.ir/tDZLA.jpg
در حالی که فوزیه (همسر نخست محمدرضا شاه پهلوی) یازده تیر ماه سال 92 درگذشت، خسرو معتضد در صفحه 22 از جلد نخست کتاب «مثل ثریا گریه خواهم کرد»، نوشته: «فوزیه همسر مصری اول شاه، از جانشین خود خوش فرجامتر بود زیرا نه تنها فرزندی، البته دختر، برای شاه زایید بلکه از شوهر بعد خود اسماعیل شیرین بیگ صاحب دو فرزند دختر و پسر شد ... فوزیه تا سال 2002 برابر 1381 هـ.ش به زندگی خود ادامه داد. اخیرا در نیمه سال 2002 برابر 1381 درگذشت.»
این کتاب دو جلدی تابستان 86 برای بار اول توسط انتشارات البرز منتشر شد و زمستان 89 به چاپ دوم رسید!
✳️ کانال شین: @mmoeeni1
http://s3.img7.ir/tDZLA.jpg
در حالی که فوزیه (همسر نخست محمدرضا شاه پهلوی) یازده تیر ماه سال 92 درگذشت، خسرو معتضد در صفحه 22 از جلد نخست کتاب «مثل ثریا گریه خواهم کرد»، نوشته: «فوزیه همسر مصری اول شاه، از جانشین خود خوش فرجامتر بود زیرا نه تنها فرزندی، البته دختر، برای شاه زایید بلکه از شوهر بعد خود اسماعیل شیرین بیگ صاحب دو فرزند دختر و پسر شد ... فوزیه تا سال 2002 برابر 1381 هـ.ش به زندگی خود ادامه داد. اخیرا در نیمه سال 2002 برابر 1381 درگذشت.»
این کتاب دو جلدی تابستان 86 برای بار اول توسط انتشارات البرز منتشر شد و زمستان 89 به چاپ دوم رسید!
✳️ کانال شین: @mmoeeni1
Forwarded from MHMD Moeini
✳️ بازبینی متن مصاحبه قبل از انتشار در رسانه ✳️
🔴 محسنیانراد: این یک قرارداد میان مصاحبهکننده و مصاحبهشونده است. ولی تجربه شخصی من نشان میدهد روزنامهنگارهای ما دقیق نیستند و این بازبینی به این موضوع بر میگردد.
🔴 فرقانی: مصاحبه خبری نباید چک شود اما مصاحبههای علمی که مفاهیم و اصطلاحات تخصصی در آن به کار برده میشود، میتواند به مصاحبهشونده بازگشت داده شود تا چیزی اشتباه منتقل نشود. من همیشه سر کلاس این مسئله را عنوان میکنم. منتهی یک بخشی هم به توافق مصاحبهکننده و مصاحبهشونده با هم بر میگردد.
🔴 کسری نوری (سردبیر): اگر خودم با خبرنگار توافق کرده باشم که متن را میتواند برای چک کردن به مصاحبهشونده برگرداند مسلماً تنها خواستار پیگیری مستمر از سوی او میشوم و تلاشی برای درج مصاحبه بدون بازبینی ندارم. اما سعی بر این است که از خبرنگار بخواهیم چنین قراری نگذارد یا بر سر زمان برگرداندن مصاحبه توافق کند ... گاهی به نوعی مصاحبه توسط خبرنگار پردازش شده که با روح کلی سخنان مصاحبهشونده متفاوت بوده است. بنابراین مصاحبهشونده دچار وسواس برای دیدن مصاحبه قبل از انتشار میشود.
🔴 کامبیز نوروزی (حقوقدان): مصاحبههای اختصاصی متفاوت است؛ در این موارد شما از یک کارشناس یا شهردار درخواست مصاحبه میکنید. او میتواند این مصاحبه را بپذیرد یا رد کند و موظف به گفتوگو با شما نیست. اگر پذیرفت میتواند برای انجام مصاحبه شرایط تعیین کند. بنابراین در این دسته مصاحبهشونده میتواند خواستار دیدن متن قبل از انتشار شود و شما به عنوان یک روزنامهنگار میتوانید این شرط را بپذیرید یا رد کنید. اما اگر شرط کردید باید به آن پایبند باشید.
منبع: http://www.rasaneh.org/NSite/FullStory/Print/?Id=2453
🔴 محسنیانراد: این یک قرارداد میان مصاحبهکننده و مصاحبهشونده است. ولی تجربه شخصی من نشان میدهد روزنامهنگارهای ما دقیق نیستند و این بازبینی به این موضوع بر میگردد.
🔴 فرقانی: مصاحبه خبری نباید چک شود اما مصاحبههای علمی که مفاهیم و اصطلاحات تخصصی در آن به کار برده میشود، میتواند به مصاحبهشونده بازگشت داده شود تا چیزی اشتباه منتقل نشود. من همیشه سر کلاس این مسئله را عنوان میکنم. منتهی یک بخشی هم به توافق مصاحبهکننده و مصاحبهشونده با هم بر میگردد.
🔴 کسری نوری (سردبیر): اگر خودم با خبرنگار توافق کرده باشم که متن را میتواند برای چک کردن به مصاحبهشونده برگرداند مسلماً تنها خواستار پیگیری مستمر از سوی او میشوم و تلاشی برای درج مصاحبه بدون بازبینی ندارم. اما سعی بر این است که از خبرنگار بخواهیم چنین قراری نگذارد یا بر سر زمان برگرداندن مصاحبه توافق کند ... گاهی به نوعی مصاحبه توسط خبرنگار پردازش شده که با روح کلی سخنان مصاحبهشونده متفاوت بوده است. بنابراین مصاحبهشونده دچار وسواس برای دیدن مصاحبه قبل از انتشار میشود.
🔴 کامبیز نوروزی (حقوقدان): مصاحبههای اختصاصی متفاوت است؛ در این موارد شما از یک کارشناس یا شهردار درخواست مصاحبه میکنید. او میتواند این مصاحبه را بپذیرد یا رد کند و موظف به گفتوگو با شما نیست. اگر پذیرفت میتواند برای انجام مصاحبه شرایط تعیین کند. بنابراین در این دسته مصاحبهشونده میتواند خواستار دیدن متن قبل از انتشار شود و شما به عنوان یک روزنامهنگار میتوانید این شرط را بپذیرید یا رد کنید. اما اگر شرط کردید باید به آن پایبند باشید.
منبع: http://www.rasaneh.org/NSite/FullStory/Print/?Id=2453
⚖ نفیسه محمدپور در "گوگل پلاس" نوشته:
.
دیشب باز صدای کتککاری و جیغ و داد میآمد از خانه همسایه.
دوباره بیتردید زنگ در رو زدم. مرد در را باز کرد و گفت: باز این خانم اومد.
اینبار بیدرنگ یقهاش را گرفتم و گفتم: ببین درسته که دستم به مدیران و فیش حقوقهاشون، سیدحسن نصرالله و وقاحتاش، داعش و وحشیگریهاش و به اون پدری که جلوی دانشگاه دخترش رو کشته و هزار عوضی دیگه نمیرسه، اما یقه تو الان تو چنگ منه. حداقل میتونم به شعاع 50 متر از خونهام با یک شیب ملایم، دنیا رو به سمت تغییرات خوب سوق بدم.
آدم باش و دست رو زنت بلند نکن.
از اینجا: https://goo.gl/CIJssm
✳️ کانال شین: @mmoeeni1
.
.
دیشب باز صدای کتککاری و جیغ و داد میآمد از خانه همسایه.
دوباره بیتردید زنگ در رو زدم. مرد در را باز کرد و گفت: باز این خانم اومد.
اینبار بیدرنگ یقهاش را گرفتم و گفتم: ببین درسته که دستم به مدیران و فیش حقوقهاشون، سیدحسن نصرالله و وقاحتاش، داعش و وحشیگریهاش و به اون پدری که جلوی دانشگاه دخترش رو کشته و هزار عوضی دیگه نمیرسه، اما یقه تو الان تو چنگ منه. حداقل میتونم به شعاع 50 متر از خونهام با یک شیب ملایم، دنیا رو به سمت تغییرات خوب سوق بدم.
آدم باش و دست رو زنت بلند نکن.
از اینجا: https://goo.gl/CIJssm
✳️ کانال شین: @mmoeeni1
.
http://s3.img7.ir/d7C0W.jpg
🔹 خطاب به برخی یاران، پس از شماتت آنها: «هرگز با افساد خویشتن، شما را اصلاح نخواهم کرد.» - خطبه 69
🔹درباره عمروعاص: «آگاه باشید که بدترین سخن دروغ است. آن نابخرد سخنی میگوید و گفتارش دروغ است، وعده مینماید و تخلف میکند. وقتی که از چیزی سوال شود از پاسخ آن بخل میورزد و هنگامی که خود سوال میکند، اصرار و لجاجت مینماید.» - خطبه 84
🔹«هان اي مردم! در آينده (...) با (وجودِ) فراواني نعمتها، بدون اجبار سوگند ميخوريد و نه از روي ناچاري، دروغ ميگوييد و آن روزگاري است كه بلاها شما را ميگزد.» – خطبه 187
🔹 وقتی شنید که گروهی از یارانش، اهل شام را در روزهای صفین دشنام میدهند: «من ناراحت میشوم از این که شما مردمی ناسزاگو باشید ... به جای ناسزا گفتن با خدا چنین نیایش کنید: «خداوندا! خونهای ما و خونهای آنان را از ریخته شدن حفظ فرما و ما بین ما و آنان اصلاح فرما ...» - خطبه 206
✳️ کانال شین: @mmoeeni1
.
🔹 خطاب به برخی یاران، پس از شماتت آنها: «هرگز با افساد خویشتن، شما را اصلاح نخواهم کرد.» - خطبه 69
🔹درباره عمروعاص: «آگاه باشید که بدترین سخن دروغ است. آن نابخرد سخنی میگوید و گفتارش دروغ است، وعده مینماید و تخلف میکند. وقتی که از چیزی سوال شود از پاسخ آن بخل میورزد و هنگامی که خود سوال میکند، اصرار و لجاجت مینماید.» - خطبه 84
🔹«هان اي مردم! در آينده (...) با (وجودِ) فراواني نعمتها، بدون اجبار سوگند ميخوريد و نه از روي ناچاري، دروغ ميگوييد و آن روزگاري است كه بلاها شما را ميگزد.» – خطبه 187
🔹 وقتی شنید که گروهی از یارانش، اهل شام را در روزهای صفین دشنام میدهند: «من ناراحت میشوم از این که شما مردمی ناسزاگو باشید ... به جای ناسزا گفتن با خدا چنین نیایش کنید: «خداوندا! خونهای ما و خونهای آنان را از ریخته شدن حفظ فرما و ما بین ما و آنان اصلاح فرما ...» - خطبه 206
✳️ کانال شین: @mmoeeni1
.
http://s3.img7.ir/mF1N6.jpg
⚖ جامعه سالمتر
در بررسی اصل 68 كه هرگونه شكنجه را ممنوع ميداند، (مرحوم) آيتالله مشكيني، با دفاع از اصل، به سراغ موارد استثنائي رفت كه بايد راه شكنجه باز باشد مثل اينكه تعدادي از شخصيتهاي برجسته نظام را ربودهاند و اگر ربايندگان، چند سيلي بخورند، محل مخفي كردن آن شخصيتها را اعلام ميكنند ولي آيتالله (شهید) بهشتي، با همين استثناء هم مخالف بود و معتقد بود كه شكنجه ولو در حد زدن يك سيلي، آن هم در چنين موردي، نبايد جايز باشد، استدلال وي چنين بود كه با اين "استثناء"، "راه" شكنجهگري باز ميشود، و وقتي راه باز شد، به داغ كردن "همه افراد" منتهي ميشود. كلام بهشتي اين بود: «آقاي مشكينی! توجه بفرمائيد كه مساله راه چيزي باز شدن است! به محض اينكه اين راه باز شد و خواستند كسي را كه متهم به بزرگترين جرمها باشد يك سيلي به او بزنند، مطمئن باشيد به داغ كردن همه افراد منتهي ميشود، پس اين راه را بايد بست، يعني اگر حتي ده نفر از افراد سرشناس ربوده شوند، و اين راه باز نشود، جامعه سالمتر است.»
.
اصل منع هر نوع شکنجه، بدون قید تصویب شد(ه بود).
🔹 مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، صفحه 778
✳️ کانال شین: @mmoeeni1
⚖ جامعه سالمتر
در بررسی اصل 68 كه هرگونه شكنجه را ممنوع ميداند، (مرحوم) آيتالله مشكيني، با دفاع از اصل، به سراغ موارد استثنائي رفت كه بايد راه شكنجه باز باشد مثل اينكه تعدادي از شخصيتهاي برجسته نظام را ربودهاند و اگر ربايندگان، چند سيلي بخورند، محل مخفي كردن آن شخصيتها را اعلام ميكنند ولي آيتالله (شهید) بهشتي، با همين استثناء هم مخالف بود و معتقد بود كه شكنجه ولو در حد زدن يك سيلي، آن هم در چنين موردي، نبايد جايز باشد، استدلال وي چنين بود كه با اين "استثناء"، "راه" شكنجهگري باز ميشود، و وقتي راه باز شد، به داغ كردن "همه افراد" منتهي ميشود. كلام بهشتي اين بود: «آقاي مشكينی! توجه بفرمائيد كه مساله راه چيزي باز شدن است! به محض اينكه اين راه باز شد و خواستند كسي را كه متهم به بزرگترين جرمها باشد يك سيلي به او بزنند، مطمئن باشيد به داغ كردن همه افراد منتهي ميشود، پس اين راه را بايد بست، يعني اگر حتي ده نفر از افراد سرشناس ربوده شوند، و اين راه باز نشود، جامعه سالمتر است.»
.
اصل منع هر نوع شکنجه، بدون قید تصویب شد(ه بود).
🔹 مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، صفحه 778
✳️ کانال شین: @mmoeeni1
🌍 «ما منابع سیارهمان را بر باد دادهایم»
http://goo.gl/0u5Fyp
چه تصوری از 200 سال دارید؟
.
200 سال را، اگر نه خیلی آسان، ولی میشود توی دل تاریخ حیات بشر گم کرد؛ سوزنی در انبار کاه.
همین الان انسانهایی هستند که به اندازه نصف آن، میتوانند عمر کنند.
200 سال زیاد نیست
ولی در این 200 سال گذشته، زمین را، ما ابنای بشر، بسیار بسیار بیشتر از قبل از بین بردهایم.
متن زیر، از یکی از سخنرانیهای کورت ونهگات، نویسنده شهیر و فقید آمریکایی، من یکی را خیلی تحت تاثیر قرار داد. این سخنرانی در کتاب «مرد بیوطن» با ترجمه حسین شهرابی توسط انتشارات کاروان منتشر شده.
...
« ... عموزادههای نزدیک ما، گوریلها و اورانگوتانها و شمپانزهها و بوزینهها، این همه مدت را خوش و خرم گذراندهاند و فقط هم سبزیجات خام خوردهاند، در حالی که ما نه فقط غذای گرم تهیه کردیم، بلکه داریم کلک این سیاره مفرح حیاتپرور را در عرض کمتر از دویست سال میکَنیم، به خصوص با ساختن این ماشینهای قام قام ترمودینامیک که با سوخت فسیلی کار می کنند.
مایکل فارادی انگلیسی فقط 172 سال قبل اولین ژنراتور الکتریکی را ساخت.
کارل بنز آلمانی فقط 119 سال قبل اولین اتومبیل را با موتور احتراق درونی ساخت.
اولین چاه نفت را در آمریکا، که حالا سوراخ خشک است، ادوین ال. دریک فقط 145 سال قبل در تیتوسویل پنسلوانیا ساخت.
البته برادران رایت آمریکایی اولین هواپیما را فقط 109 سال قبل ساختند و پرواز دادند. سوخت آن هم گازوییل بود.
میخواهید بگویید نمی شد جلوی این قام قام مقاومت کرد؟
دام پهن شده برای احمقها.
سوختهای فسیلی چقدر راحت آتش میگیرند! بله، و ما هم در حال حاضر تقریبا تا آخرین قطره و چکه و قُلُپش آتشزدهایم به مالمان. چیزی نمانده تمام نورها خاموش شوند. دیگر برقی در کار نخواهد بود. همه جور حمل و نقل دارد متوقف میشود و سیارهی زمین خیلی زود صاحب پوستهای میشود از جمجمه و استخوانها و ماشینآلات مُرده.
و هیچ کس نمیتواند هیچ کاری برایش بکند. بازی را باختهایم.
سوروسات شما را به گند نمیکشم، اما حقیقت این است: ما منابع سیارهمان را بر باد دادهایم، از جمله هوا و آب را، طوری که انگار فردایی در کار نخواهد بود، به همین خاطر هم حالا دیگر فردایی در کار نخواهد بود.»
تصویر: John Vasques
✳️ کانال شین: @mmoeeni1
http://goo.gl/0u5Fyp
چه تصوری از 200 سال دارید؟
.
200 سال را، اگر نه خیلی آسان، ولی میشود توی دل تاریخ حیات بشر گم کرد؛ سوزنی در انبار کاه.
همین الان انسانهایی هستند که به اندازه نصف آن، میتوانند عمر کنند.
200 سال زیاد نیست
ولی در این 200 سال گذشته، زمین را، ما ابنای بشر، بسیار بسیار بیشتر از قبل از بین بردهایم.
متن زیر، از یکی از سخنرانیهای کورت ونهگات، نویسنده شهیر و فقید آمریکایی، من یکی را خیلی تحت تاثیر قرار داد. این سخنرانی در کتاب «مرد بیوطن» با ترجمه حسین شهرابی توسط انتشارات کاروان منتشر شده.
...
« ... عموزادههای نزدیک ما، گوریلها و اورانگوتانها و شمپانزهها و بوزینهها، این همه مدت را خوش و خرم گذراندهاند و فقط هم سبزیجات خام خوردهاند، در حالی که ما نه فقط غذای گرم تهیه کردیم، بلکه داریم کلک این سیاره مفرح حیاتپرور را در عرض کمتر از دویست سال میکَنیم، به خصوص با ساختن این ماشینهای قام قام ترمودینامیک که با سوخت فسیلی کار می کنند.
مایکل فارادی انگلیسی فقط 172 سال قبل اولین ژنراتور الکتریکی را ساخت.
کارل بنز آلمانی فقط 119 سال قبل اولین اتومبیل را با موتور احتراق درونی ساخت.
اولین چاه نفت را در آمریکا، که حالا سوراخ خشک است، ادوین ال. دریک فقط 145 سال قبل در تیتوسویل پنسلوانیا ساخت.
البته برادران رایت آمریکایی اولین هواپیما را فقط 109 سال قبل ساختند و پرواز دادند. سوخت آن هم گازوییل بود.
میخواهید بگویید نمی شد جلوی این قام قام مقاومت کرد؟
دام پهن شده برای احمقها.
سوختهای فسیلی چقدر راحت آتش میگیرند! بله، و ما هم در حال حاضر تقریبا تا آخرین قطره و چکه و قُلُپش آتشزدهایم به مالمان. چیزی نمانده تمام نورها خاموش شوند. دیگر برقی در کار نخواهد بود. همه جور حمل و نقل دارد متوقف میشود و سیارهی زمین خیلی زود صاحب پوستهای میشود از جمجمه و استخوانها و ماشینآلات مُرده.
و هیچ کس نمیتواند هیچ کاری برایش بکند. بازی را باختهایم.
سوروسات شما را به گند نمیکشم، اما حقیقت این است: ما منابع سیارهمان را بر باد دادهایم، از جمله هوا و آب را، طوری که انگار فردایی در کار نخواهد بود، به همین خاطر هم حالا دیگر فردایی در کار نخواهد بود.»
تصویر: John Vasques
✳️ کانال شین: @mmoeeni1