Forwarded from خبرفوری/ عصر فوری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلمی از سخنرانی رضا داوری اردکانی (رئیس وقت دانشکده ادبیات دانشگاه تهران) در چهلم شهادت استاد مرتضی مطهری، دانشگاه تهران، سال ۱۳۵۸
📍بازنشر به مناسبت سالروز شهادت استاد مطهری و روز معلم
@Asre1400
📍بازنشر به مناسبت سالروز شهادت استاد مطهری و روز معلم
@Asre1400
Forwarded from وحیده
با سلام و عرض ادب و تبریک عید سعید فطر
یک بانوی هنرمند که سرپرست دو کودک خردسال خود می باشد و توسط خیریه وحدت منتظرین شناسایی و تایید شده است، برای دور نبودن از فرزندان کوچکش به فرش بافی روی آورده است تا کنار کودکان خردسال خود باشد.
ایشان زمان زیادی را برای بافتن این فرش صرف کرده اند که متاسفانه به دلیل رکود بازار، این فرش با این حجم از کار به قیمت خیلی کمی فروخته می شود که اجرت کار ایشان هم نمی شود. دار قالی و پشم و نقشه مورد استفاده هم توسط خیرین برای ایشان خریداری شده است تا در کنار فرزندانشان مشغول به کار باشند.
ایشان در یک خانه ی اجاره ای در شهریار زندگی میکنند که امسال متاسفانه 25 میلیون تومان روی قیمت ودیعه خانه شان رفته است که خارج از توان ایشان می باشد. برای کمک به این خانم هنرمند و فرشباف عزیز میخواهیم که این فرش را برای فروش بگذاریم تا قسمتی از هزینه های ایشان را جبران کنیم و پول این فرش به طور کامل بدون واسطه به ایشان خواهد رسید.
همچنین خریدار با مراجعه به خیریه وحدت منتظرین در میدان صادقیه میتواند از سابقه ایشان و وضعیت زندگیشان آگاه شود.
با خرید این فرش، هم به ایشان کمک نمایید و هم یک محصول صنایع دستی با اصالت دریافت نمایید.
سایز حدودی فرش: 82 در 145 سانتی متر
تعداد 400 گره و در 600 رج می باشد.
نخ استفاده شده هم از پشم می باشد.
قیمت اولیه 8 میلیون تومان گذاشته شده است ولی در صورت پیشنهاد بیشتر، به بالاترین قیمت پیشنهاد شده، فروخته خواهد شد.
برای خرید این فرش و کمک به این بانوی هنرمند با شماره 09361582373 تماس بگیرید یا در واتساپ پیام دهید.
https://t.me/charity_vahdat
https://s6.uupload.ir/files/farsh1_2_9t1v.jpg
یک بانوی هنرمند که سرپرست دو کودک خردسال خود می باشد و توسط خیریه وحدت منتظرین شناسایی و تایید شده است، برای دور نبودن از فرزندان کوچکش به فرش بافی روی آورده است تا کنار کودکان خردسال خود باشد.
ایشان زمان زیادی را برای بافتن این فرش صرف کرده اند که متاسفانه به دلیل رکود بازار، این فرش با این حجم از کار به قیمت خیلی کمی فروخته می شود که اجرت کار ایشان هم نمی شود. دار قالی و پشم و نقشه مورد استفاده هم توسط خیرین برای ایشان خریداری شده است تا در کنار فرزندانشان مشغول به کار باشند.
ایشان در یک خانه ی اجاره ای در شهریار زندگی میکنند که امسال متاسفانه 25 میلیون تومان روی قیمت ودیعه خانه شان رفته است که خارج از توان ایشان می باشد. برای کمک به این خانم هنرمند و فرشباف عزیز میخواهیم که این فرش را برای فروش بگذاریم تا قسمتی از هزینه های ایشان را جبران کنیم و پول این فرش به طور کامل بدون واسطه به ایشان خواهد رسید.
همچنین خریدار با مراجعه به خیریه وحدت منتظرین در میدان صادقیه میتواند از سابقه ایشان و وضعیت زندگیشان آگاه شود.
با خرید این فرش، هم به ایشان کمک نمایید و هم یک محصول صنایع دستی با اصالت دریافت نمایید.
سایز حدودی فرش: 82 در 145 سانتی متر
تعداد 400 گره و در 600 رج می باشد.
نخ استفاده شده هم از پشم می باشد.
قیمت اولیه 8 میلیون تومان گذاشته شده است ولی در صورت پیشنهاد بیشتر، به بالاترین قیمت پیشنهاد شده، فروخته خواهد شد.
برای خرید این فرش و کمک به این بانوی هنرمند با شماره 09361582373 تماس بگیرید یا در واتساپ پیام دهید.
https://t.me/charity_vahdat
https://s6.uupload.ir/files/farsh1_2_9t1v.jpg
سر خودم را با گلستان سعدي گرم مي كنم كه اين روزها بگذرد!
در جامعه اي كه يك طرفش ضيافت افطار براي هر نفر شش ميليون تومان است و در طرف ديگرش گرسنه اي براي شش هزار تومان شرافتش را مي فروشد از كدام فضيلت و ارزش مي توان سخن گفت؟
https://telegram.me/morzaeri
نوشته ها و انتخابهاي محمدرضا زائرى
اگر قابل دانستيد نگاهي بيندازيد و به دوستانتان نيز معرفي فرماييد!
در جامعه اي كه يك طرفش ضيافت افطار براي هر نفر شش ميليون تومان است و در طرف ديگرش گرسنه اي براي شش هزار تومان شرافتش را مي فروشد از كدام فضيلت و ارزش مي توان سخن گفت؟
https://telegram.me/morzaeri
نوشته ها و انتخابهاي محمدرضا زائرى
اگر قابل دانستيد نگاهي بيندازيد و به دوستانتان نيز معرفي فرماييد!
Forwarded from .........
✅ هزینههای اسراف در کاربرد دو واژه #اسلامی و #دینی
✨✨✨✨✨✨
یکی از کارهای عجیبی که در دو قرن گذشته در جهان اسلام و در نیم قرن گذشته در تجربه #انقلاب_اسلامی_ایران بدون توجه به تبعات آن انجام دادیم، افزودن #دینی و #اسلامی بر سر هر چیزی بود که در اطراف خود یافتیم. از جمله این امور: تمام مفاهیم، ساختارها، نهادها، سازمانها، نظامها، نظریهها، انقلابها، کشورها، افراد، مناطق، اماکن، خیابانها، کوچهها، غذاها، پوشاک، بانک، مدرسه، دانشگاه، علوم ، روشها و تقریبا همه چیز. به عنوان نمونه :
#حکومت_اسلامی یا دینی، #دولت_اسلامی و دینی، #نظام_دینی یا اسلامی، #شهر_اسلامی و دینی، #معماری_اسلامی، #رسانه_اسلامی و دینی، #پارک_اسلامی و دینی، #علم_دینی یا اسلامی، #فرهنگ_دینی یا اسلامی، #اقتصاد_دینی یا اسلامی، #بانک_اسلامی، #جنگ_دینی، #دانشگاه_دینی، #مدیریت_دینی و اسلامی، #سازمان_دینی واسلامی، #طب_اسلامی و دینی، #ادبیات_اسلامی، #پوشش_اسلامی، #توسعه_اسلامی، #هنر_دینی واسلامی، #تمدن_دینی واسلامی، #انجمن_اسلامی، #حزب_اسلامی، #حزب_الله، #مجلس_اسلامی، #روابط_بین_الملل_اسلامی، #حقوق_بشر_اسلامی، و هزاران هزار عنوان دیگر..
بدون اغراق هیچ نیازی به نامیدن تمام این امور با وصف و قید اسلامی نبود. چنانکه در طول تاریخ اسلام و در هیچ تجربه حکومتی با هویت اسلامی هیچ امر اجتماعی و مدنی و سازمانی با قید و لقب دینی واسلامی نبوده است و اساسا این وصف دینی و اسلامی کاربردی نداشته است.
به #نهج_البلاغه بنگرید در حالی که حکومت امام بی تردید از ما اسلامیتر و دینیتر بوده اما یک بار با چنین القاب و اوصافی رو به رو نیستیم. وقتی حاکم اسلامی و جامعه مسلمان و قانون مطابق اسلام بوده طبیعی است که همه چیز در #مسیر_اسلامی_شدن باشد، اما هیچ گاه همه چیز را #دینی و #اسلامی نام نمینهادند.
فراموش نکنیم با هر بار گفتن دینی و اسلامی در باره چیز یا کسی که واقعا اسلامی و دینی نیست و اگر هم باشد نسیمی از اسلام در آن است زخمی بر این دو واژه زدهایم. مگر این دو واژه چقدر جان دارند که به شکل مبتذل و بی حساب و کتاب بر سر هر امری بیایند و از این همه زخمی که بر میدارند جان به در ببرند؟!
چنانکه گفتم این مصیبت گریبانگیر فقط ما نبود بلکه ما خود تحت تاثیر نوعی اسلامگرایی در این تله افتادیم. واژه #الإسلامي و #الإسلامية و #الديني و #الدينية در اسلامگرایی معاصر بر سر هر چیزی آمد. #أسلمة_العلوم ، #أسلمة_السياسة، #أسلمة_الحكم، #أسلمة_العالم، #أسلمة_الأنظمة، #أسلمة_الأنسنة! ، #أسلمة_الشريعة، #أسلمة_القانون والتقنين و هزار نوع #الأسلمه هاي دیگر که در قرن گذشته جهان را پر کرد بخشی از این حکایت است.
در نتیجه، این موج سهمگین دینی سازی و اسلامی سازی همه چیز در لفظ و وصف و واژه باعث شد که عملا اسلام و دین با واقعیت عینی این امور مساوی دانسته شود. وقتی که نتایج کار با دین و اسلام فاصله بسیار داشت، عملا اصل دین واسلام در جهان و حتی جهان اسلام آسیب جبران ناپذیری خورد.
حال اگر همین کارنامه فعلی را داشتیم اما با این القاب و اوصاف نامیده نمیشد امروزه وزر و وبال عالم و آدم به نام اسلام تمام نمیشد. ما باید رفتار و روش بانکداری را حتی الامکان با اسلام مطابقت میدادیم، اما نامش را بانکداری اسلامی نمیگذاشتیم. اقتصاد را باید به همین ترتیبی که عمل کردیم در مسیر اسلام قرار میدادیم، اما چه نیازی به اینهمه ادعاست که این، اقتصاد اسلامی است؟
و اینک ماییم و واقعیتی ناپسند و نادرست که نام ذره ذره آن را اسلامی و دینی نهادهایم! این دانشگاه غرق در فساد و تباهی نظری و عملی واقعا دانشگاه اسلامی است؟ این علوم انسانی رایج در کشور اسلامی است؟ چرا اصرار داریم واژه اسلامی و دینی را بر سر هر چیزی اضافه کنیم؟ تو مسلمانی و شعر هم که میگویی مطابق اسلام و ارزشهای اسلام بگو، اما نام آن را #شعر_اسلامی نگذار. تو مسلمان و اهل ایمانی، فیلم سینمایی بساز با موازین اسلام، اما لطفا نام آن را #فیلم_اسلامی یا #سینمای_اسلامی نگذار. در بانک، ربا نده و نگیر و مطابق فقه اسلام عمل کن، اما نام آن را #بانکداری_اسلامی نگذار. این همه اسلامی و دینی اگر در عمل به تحقق ملموس و رضایت بخش اهداف و غایات دین نینجامد به تخریب دین واسلام خواهد انجامید.
اسم بزرگترین خیابانهای تمام شهرهای کشور را میگذاریم امام حسین و امام علی و القاب اسلامی. آیا این امر به حسینی بودن رفتار مردم کمک میکند؟ نامش را بگذار خیابان ایکس، اما رفتار مردم و حکومت را حسینی و اسلامی و دینی کنیم كه اگر به هر دلیل آن اندازه حد اقلی از دین واسلام تحقق نیافت، به اساس وریشه دین واسلام لطمه نخورد. جلوی این فرایند فاجعهبار را بگیرید.
#اسلامی_سازی #الأسلمة
#جهاد_تبیین
#محمد_علی_میرزایی
🆔 @mohamad_ali_mirzaaei
https://t.me/mohamad_ali_mirzaaei
✨✨✨✨✨✨
یکی از کارهای عجیبی که در دو قرن گذشته در جهان اسلام و در نیم قرن گذشته در تجربه #انقلاب_اسلامی_ایران بدون توجه به تبعات آن انجام دادیم، افزودن #دینی و #اسلامی بر سر هر چیزی بود که در اطراف خود یافتیم. از جمله این امور: تمام مفاهیم، ساختارها، نهادها، سازمانها، نظامها، نظریهها، انقلابها، کشورها، افراد، مناطق، اماکن، خیابانها، کوچهها، غذاها، پوشاک، بانک، مدرسه، دانشگاه، علوم ، روشها و تقریبا همه چیز. به عنوان نمونه :
#حکومت_اسلامی یا دینی، #دولت_اسلامی و دینی، #نظام_دینی یا اسلامی، #شهر_اسلامی و دینی، #معماری_اسلامی، #رسانه_اسلامی و دینی، #پارک_اسلامی و دینی، #علم_دینی یا اسلامی، #فرهنگ_دینی یا اسلامی، #اقتصاد_دینی یا اسلامی، #بانک_اسلامی، #جنگ_دینی، #دانشگاه_دینی، #مدیریت_دینی و اسلامی، #سازمان_دینی واسلامی، #طب_اسلامی و دینی، #ادبیات_اسلامی، #پوشش_اسلامی، #توسعه_اسلامی، #هنر_دینی واسلامی، #تمدن_دینی واسلامی، #انجمن_اسلامی، #حزب_اسلامی، #حزب_الله، #مجلس_اسلامی، #روابط_بین_الملل_اسلامی، #حقوق_بشر_اسلامی، و هزاران هزار عنوان دیگر..
بدون اغراق هیچ نیازی به نامیدن تمام این امور با وصف و قید اسلامی نبود. چنانکه در طول تاریخ اسلام و در هیچ تجربه حکومتی با هویت اسلامی هیچ امر اجتماعی و مدنی و سازمانی با قید و لقب دینی واسلامی نبوده است و اساسا این وصف دینی و اسلامی کاربردی نداشته است.
به #نهج_البلاغه بنگرید در حالی که حکومت امام بی تردید از ما اسلامیتر و دینیتر بوده اما یک بار با چنین القاب و اوصافی رو به رو نیستیم. وقتی حاکم اسلامی و جامعه مسلمان و قانون مطابق اسلام بوده طبیعی است که همه چیز در #مسیر_اسلامی_شدن باشد، اما هیچ گاه همه چیز را #دینی و #اسلامی نام نمینهادند.
فراموش نکنیم با هر بار گفتن دینی و اسلامی در باره چیز یا کسی که واقعا اسلامی و دینی نیست و اگر هم باشد نسیمی از اسلام در آن است زخمی بر این دو واژه زدهایم. مگر این دو واژه چقدر جان دارند که به شکل مبتذل و بی حساب و کتاب بر سر هر امری بیایند و از این همه زخمی که بر میدارند جان به در ببرند؟!
چنانکه گفتم این مصیبت گریبانگیر فقط ما نبود بلکه ما خود تحت تاثیر نوعی اسلامگرایی در این تله افتادیم. واژه #الإسلامي و #الإسلامية و #الديني و #الدينية در اسلامگرایی معاصر بر سر هر چیزی آمد. #أسلمة_العلوم ، #أسلمة_السياسة، #أسلمة_الحكم، #أسلمة_العالم، #أسلمة_الأنظمة، #أسلمة_الأنسنة! ، #أسلمة_الشريعة، #أسلمة_القانون والتقنين و هزار نوع #الأسلمه هاي دیگر که در قرن گذشته جهان را پر کرد بخشی از این حکایت است.
در نتیجه، این موج سهمگین دینی سازی و اسلامی سازی همه چیز در لفظ و وصف و واژه باعث شد که عملا اسلام و دین با واقعیت عینی این امور مساوی دانسته شود. وقتی که نتایج کار با دین و اسلام فاصله بسیار داشت، عملا اصل دین واسلام در جهان و حتی جهان اسلام آسیب جبران ناپذیری خورد.
حال اگر همین کارنامه فعلی را داشتیم اما با این القاب و اوصاف نامیده نمیشد امروزه وزر و وبال عالم و آدم به نام اسلام تمام نمیشد. ما باید رفتار و روش بانکداری را حتی الامکان با اسلام مطابقت میدادیم، اما نامش را بانکداری اسلامی نمیگذاشتیم. اقتصاد را باید به همین ترتیبی که عمل کردیم در مسیر اسلام قرار میدادیم، اما چه نیازی به اینهمه ادعاست که این، اقتصاد اسلامی است؟
و اینک ماییم و واقعیتی ناپسند و نادرست که نام ذره ذره آن را اسلامی و دینی نهادهایم! این دانشگاه غرق در فساد و تباهی نظری و عملی واقعا دانشگاه اسلامی است؟ این علوم انسانی رایج در کشور اسلامی است؟ چرا اصرار داریم واژه اسلامی و دینی را بر سر هر چیزی اضافه کنیم؟ تو مسلمانی و شعر هم که میگویی مطابق اسلام و ارزشهای اسلام بگو، اما نام آن را #شعر_اسلامی نگذار. تو مسلمان و اهل ایمانی، فیلم سینمایی بساز با موازین اسلام، اما لطفا نام آن را #فیلم_اسلامی یا #سینمای_اسلامی نگذار. در بانک، ربا نده و نگیر و مطابق فقه اسلام عمل کن، اما نام آن را #بانکداری_اسلامی نگذار. این همه اسلامی و دینی اگر در عمل به تحقق ملموس و رضایت بخش اهداف و غایات دین نینجامد به تخریب دین واسلام خواهد انجامید.
اسم بزرگترین خیابانهای تمام شهرهای کشور را میگذاریم امام حسین و امام علی و القاب اسلامی. آیا این امر به حسینی بودن رفتار مردم کمک میکند؟ نامش را بگذار خیابان ایکس، اما رفتار مردم و حکومت را حسینی و اسلامی و دینی کنیم كه اگر به هر دلیل آن اندازه حد اقلی از دین واسلام تحقق نیافت، به اساس وریشه دین واسلام لطمه نخورد. جلوی این فرایند فاجعهبار را بگیرید.
#اسلامی_سازی #الأسلمة
#جهاد_تبیین
#محمد_علی_میرزایی
🆔 @mohamad_ali_mirzaaei
https://t.me/mohamad_ali_mirzaaei
Forwarded from جهان ما ، ایران ما ( باقری مقدم )
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قسمت جالبی از سخنان بایدن در مراسم کاخ سفید در مورد عید فطر
if you come to my home, in my library you’ll see a lot of contemporary theology and comparative theology. And I’m just — been interested in it my whole career.
And I realized how little I knew about the details of Islam. I knew — I knew about it, but I didn’t know the difference that existed. I didn’t know what the hidden Imam — I mean, I — so I went out and I hired a full professor
اگر شما به خانه من بیایید در کتابخانه من مقدار زیادی کتاب در مورد الهیات معاصر و تطبیقی می بینید و فی الواقع من در تمام طول فعالیتم به آن علاقه مند بوده ام
من متوجه بودم که دانسته هایم از جزئیات دین اسلام خیلی کم است . متوجه بودم . در مورد آن می دانستم اما تفاوت های موجود میان آنها را نمی دانستم . امام غائب را نمی دانستم. بنابراین رفتم و یک استاد کامل مطالعات اسلامی را بکار گرفتم که بیاید با من کار کند
if you come to my home, in my library you’ll see a lot of contemporary theology and comparative theology. And I’m just — been interested in it my whole career.
And I realized how little I knew about the details of Islam. I knew — I knew about it, but I didn’t know the difference that existed. I didn’t know what the hidden Imam — I mean, I — so I went out and I hired a full professor
اگر شما به خانه من بیایید در کتابخانه من مقدار زیادی کتاب در مورد الهیات معاصر و تطبیقی می بینید و فی الواقع من در تمام طول فعالیتم به آن علاقه مند بوده ام
من متوجه بودم که دانسته هایم از جزئیات دین اسلام خیلی کم است . متوجه بودم . در مورد آن می دانستم اما تفاوت های موجود میان آنها را نمی دانستم . امام غائب را نمی دانستم. بنابراین رفتم و یک استاد کامل مطالعات اسلامی را بکار گرفتم که بیاید با من کار کند
Forwarded from معلم: یادگیرنده مادام العمر
📊 معلم ها در کدام کشور بیشتر قدر می بینند و بر صدر می نشینند؟
🔹 آمار ها برای سه چهار سال گذشته است؛ ولی همچنان تامل برانگیز.
چین و مالزی بیشترین احترام را قایل هستند و معلم های لوکزامبورگ بیشترین حقوق را دریافت می کنند.
‼️ در این فهرست نامی از ایران نیست. نه قدر می بینند و نه بر صدر می نشینند و نه دستمزد درستی دریافت می کنند؛ و همچنان باید به شغل و پیشه پیامبری شان ببالند و انسان بسازند.
#بین_الملل #آمار
#اقتصاد_آموزش_و_پرورش
#هویت_معلمی #هویت_حرفه_ای
منابع:
https://www.chalk.com/resources/most-least-paid-teachers-in-world/#:~:text=Teachers%20in%20Luxembourg%20earn%2030,nation's%20maximum%20teacher%20salary.
https://www.nea.org/advocating-for-change/new-from-nea/where-do-teachers-get-most-respect#:~:text=China%20and%20Malaysia%20have%20the,round%20out%20the%20top%20five.
🔻🔻🔻
یادگیرنده مادامالعمر باشیم:
@TeacherasLLL
🔹 آمار ها برای سه چهار سال گذشته است؛ ولی همچنان تامل برانگیز.
چین و مالزی بیشترین احترام را قایل هستند و معلم های لوکزامبورگ بیشترین حقوق را دریافت می کنند.
‼️ در این فهرست نامی از ایران نیست. نه قدر می بینند و نه بر صدر می نشینند و نه دستمزد درستی دریافت می کنند؛ و همچنان باید به شغل و پیشه پیامبری شان ببالند و انسان بسازند.
#بین_الملل #آمار
#اقتصاد_آموزش_و_پرورش
#هویت_معلمی #هویت_حرفه_ای
منابع:
https://www.chalk.com/resources/most-least-paid-teachers-in-world/#:~:text=Teachers%20in%20Luxembourg%20earn%2030,nation's%20maximum%20teacher%20salary.
https://www.nea.org/advocating-for-change/new-from-nea/where-do-teachers-get-most-respect#:~:text=China%20and%20Malaysia%20have%20the,round%20out%20the%20top%20five.
🔻🔻🔻
یادگیرنده مادامالعمر باشیم:
@TeacherasLLL
Forwarded from معلم: یادگیرنده مادام العمر
📜 برگی از تاریخ
#برگی_از_تاریخ
#بین_الملل #روسیه
#دیپلماسی_آموزشی
🔻🔻🔻
یادگیرنده مادامالعمر باشیم:
@TeacherasLLL
#برگی_از_تاریخ
#بین_الملل #روسیه
#دیپلماسی_آموزشی
🔻🔻🔻
یادگیرنده مادامالعمر باشیم:
@TeacherasLLL
Forwarded from معلم: یادگیرنده مادام العمر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ابتکاری برای خیر ماندگار
🕊 مهدی توکلی، دوست گرانقدر و عضو محترم کانال، از فعالیتِ خیریهی مهر گیتی برای توزیع کتاب و ترویج کتابخوانی در کشور میگوید.
🌱 با سپاس از کانال ارمیا برای به اشتراک گذاشتن این کلیپ:
@ermiadotir
#خیر_ماندگار
#کتاب #کتابخوانی
#عدالت_آموزشی
🔻🔻🔻
یادگیرنده مادامالعمر باشیم:
@TeacherasLLL
🕊 مهدی توکلی، دوست گرانقدر و عضو محترم کانال، از فعالیتِ خیریهی مهر گیتی برای توزیع کتاب و ترویج کتابخوانی در کشور میگوید.
🌱 با سپاس از کانال ارمیا برای به اشتراک گذاشتن این کلیپ:
@ermiadotir
#خیر_ماندگار
#کتاب #کتابخوانی
#عدالت_آموزشی
🔻🔻🔻
یادگیرنده مادامالعمر باشیم:
@TeacherasLLL
Forwarded from کانال رسمی سید مرتضی جزایری
Forwarded from .........
امشب باز کلیپی دیدم که چند مامور با ماشین پلیس، در جادهای بسیار شلوغ چند نفری ریختند روی سر یک خانم که حجاب رسمی و مطلوب نداشت و او را به طرز فجیعی میکشانند که بزور داخل ماشین پلیس بیندازند! باز چند شب باید کابوس ببینیم از این فاجعه و استرس و تپش قلب! واقعا این افراد نفوذی اند، دشمناند، دوست نادانند؟ دقیقا نمیدانیم..هر چه هست دارند با این اقدامات مکرر ضربه مغزی به کل نظام میزنند!
برادر عزیز ! در کشور اسلامی و مدعی شریعت و فقاهت، با این وضع دلخراش، خانمها را بخاطر اینکه کمی بدحجابند، در وسط خیابان شلوغ و جلوی چشم مردمِ اساساً خشمگین و معترض نگیرید و روی زمین نکشانید و لباسهای آنان را که در حکم خواهران شما هستند با این کشیدنها پاره نکنید! این صحنهها را دهها ملیون نفر در عرض چند روز میبینند و قابل محو کردن نیست و باعث شرمساری میلیونها مدافع این نظام میشود. چنین رفتارهایی با ماشین نیروی انتظامی و رفتارهای مشابهی که ماموران شهرداری با دستفروشان مستضعف میکنند از مصادیق برجسته #براندازی_نرم است. این رفتارها به مراتب در شل کردن پیچ و مهره نظام و متزلزل نمودن بقای آن از رفتارهای آمریکا واسرائیل کارآمدتر است. به حرمت قرآن، به حرمت رسول خدا ، به حرمت روح امام و صدها هزار شهید...نکنید..نکنید...!
🆔 @mohamad_ali_mirzaaei
🌐https://t.me/mohamad_ali_mirzaaei
برادر عزیز ! در کشور اسلامی و مدعی شریعت و فقاهت، با این وضع دلخراش، خانمها را بخاطر اینکه کمی بدحجابند، در وسط خیابان شلوغ و جلوی چشم مردمِ اساساً خشمگین و معترض نگیرید و روی زمین نکشانید و لباسهای آنان را که در حکم خواهران شما هستند با این کشیدنها پاره نکنید! این صحنهها را دهها ملیون نفر در عرض چند روز میبینند و قابل محو کردن نیست و باعث شرمساری میلیونها مدافع این نظام میشود. چنین رفتارهایی با ماشین نیروی انتظامی و رفتارهای مشابهی که ماموران شهرداری با دستفروشان مستضعف میکنند از مصادیق برجسته #براندازی_نرم است. این رفتارها به مراتب در شل کردن پیچ و مهره نظام و متزلزل نمودن بقای آن از رفتارهای آمریکا واسرائیل کارآمدتر است. به حرمت قرآن، به حرمت رسول خدا ، به حرمت روح امام و صدها هزار شهید...نکنید..نکنید...!
🆔 @mohamad_ali_mirzaaei
🌐https://t.me/mohamad_ali_mirzaaei
زبان بسته ست!
😢
دل هم از اين و هم از آن خسته ست
تن گرفتار و جان ز تن رسته ست
چشم مي بيند و زبان خاموش!
دل به سوز و گداز و لب بسته ست
دست درتاب و در تب است ولي
درد و افسوس، پاي بشكسته ست!
🔻پاسخ به دوستاني كه ويدئوي برخورد شرم آور مأموران را فرستاده بودند و نظر مي خواستند!🔺
https://telegram.me/morzaeri
نوشته ها و انتخابهاي محمدرضا زائرى
اگر قابل دانستيد نگاهي بيندازيد و به دوستانتان نيز معرفي فرماييد!
😢
دل هم از اين و هم از آن خسته ست
تن گرفتار و جان ز تن رسته ست
چشم مي بيند و زبان خاموش!
دل به سوز و گداز و لب بسته ست
دست درتاب و در تب است ولي
درد و افسوس، پاي بشكسته ست!
🔻پاسخ به دوستاني كه ويدئوي برخورد شرم آور مأموران را فرستاده بودند و نظر مي خواستند!🔺
https://telegram.me/morzaeri
نوشته ها و انتخابهاي محمدرضا زائرى
اگر قابل دانستيد نگاهي بيندازيد و به دوستانتان نيز معرفي فرماييد!
Forwarded from کار (یاسرعرب)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیتالله جوادی آملی:
ثروت مملکت را به دست سفیهان نسپارید!
اگر #سفیه ستون فقرات یک ملت را به دست بگیرد، این ستون را میشکند و ملت را زمینگیر میکند.
ملتی که ستون فقراتش شکسته، قدرت قیام ندارد؛ چه رسد به مقاومت، تا برسد به #اقتصاد_مقاومتی.
مال عامل قیام است. ملتی که عامل قیام ندارد، یک «ملت ویلچری» است.
۱۴۰۱/۲/۱۵
@yaser_arab57
@NaghdeAndisheh
ثروت مملکت را به دست سفیهان نسپارید!
اگر #سفیه ستون فقرات یک ملت را به دست بگیرد، این ستون را میشکند و ملت را زمینگیر میکند.
ملتی که ستون فقراتش شکسته، قدرت قیام ندارد؛ چه رسد به مقاومت، تا برسد به #اقتصاد_مقاومتی.
مال عامل قیام است. ملتی که عامل قیام ندارد، یک «ملت ویلچری» است.
۱۴۰۱/۲/۱۵
@yaser_arab57
@NaghdeAndisheh
Forwarded from سخنرانیها
✍️ مقصود فراستخواه
🖊جمهوری اسلامی اگر مطهری بود
🔵 اما بحث امروز من، درباره مطهری دهه چهل و اوایل دهه پنجاه نیست. می خواهم دو دهه جلوتر بیایم و محتویاتی را طرح کنم که مطهری در زمستان 57 در دانشکده الهیات و مسجدالجواد و مسجد فرشته مطرح کرده و در مصاحبه هایش گفته است. او به صراحت در بهمن 57 می گوید حکومت به معنای حکومت طبقه روحانیون نیست. و این درست علی رغم چیزی است که شد.
@sokhanranihaa
🔸مطهری در ابتدای پیروزی انقلاب وقتی می خواهد جمهوری اسلامی را ترسیم کند، بنظر من از چیزهایی می ترسید که سال چهل و یک گفته است. مطهری مقاله ای دارد که بحث سازمان روحانیت را در آن مطرح می کند و تاکید دارد که اولاد و حواشی علما منشا فساد و حق کشی و هرج و مرج در جامعه می شوند. او از همان دهه چهل نگران این موضوعات بود. همان درک باعث می شود که در آستانه انقلاب بگوید جمهوری اسلامی حکومت طبقه روحانیون نیست و انها نباید در مصادر اجرایی باشند مگر قضاوت و تدریس. به فقیه هم که می رسد می گوید فقط نظارت عالی داشته باشد تا مذهبیون مطمئن باشند خلاف دین اتفاق نمی افتد.
🔸به آزادی فکر و عقیده تصریح داشت و معتقد بود هر کس که قلمرو فکری اش مشخص باشد باید اجازه بیان دیدگاه هایش را داشته باشد. می گفت در حکومت اسلامی احزاب آزادند. نمی گفت آزادی وجود دارد اما اگر برخلاف ما باشد محدود است! آزادی از نگاه او یعنی آزادی بیان حتی سخن خلاف اسلام. چون بعنوان یک عالم مسلمان اعتماد بنفس داشت و از آزادی بیان نمی ترسید. در نگاه او کتابی که فکر خلاف خدا را بگوید ضاله نیست. تاکید داشت که اکثریت مسلمان نمی تواند استبداد بر اقلیت داشته باشد.
🔸از نگاه من، مطهری از درونی ترین و در عین حال مرزی ترین افراد در جمهوری اسلامی است. برخی افراد بودند که قدرت و ریاست آنها را کرخت کرده بود و کرده است. اما مطهری در عین درونی بودن با دیگران ارتباط و مراوده داشت. مطهری هم درونی بود هم مرزی بود. تفاوتش با طالقانی و بازرگان در این بود.
🔴 اما نکته محوری بحث من این است: مطهری در زمستان 57 و بهار 58 تلاش می کند اساس درستی را بگذارد اما باید دانست با مفردات دیدگاه های خوب نمی توان جامعه را ساخت. ما افراد هوشمند کم نداشتیم و نداریم، آنچه کم داشتیم سیستم هوشمند بوده است. اینکه من بیایم بگویم مطهری چه حرف های خوبی زده است دردی دوا نمی کند. سیستم باید هوشمند باشد. ما عقلا کم نداریم.
🔸ایران کشوری با سرمایه انسانی بالاست. آنچه کم داشتیم و کم داریم عقلانیت است. وقتی اساس عقلانیت نیست، زور عقلا به هیچ جایی نمی رسد. ما تفسیرهای خوب از اسلام کم نداریم. تفسیرهای خوب از جمهوری اسلامی هم داریم. ایران کشور متنهای زیبا و ساختارهای بد است. حرفهای زیبا و رویه های زشت. اگر به قرآن عقیده داریم می گوید لم تقولون مالاتفعلون؟! این که این همه گرفتار خشونت و آشفتگی هستیم، ناشی از نبود عقلانیت است.
🔸تفسیر خوب، کافی نیست، تاسیس خوب لازم است. من تعبیر تاسیس را از مرحوم نایینی الهام گرفتم. او وقتی درباره مشروطه بحث می کند می گوید دنیا عدل و رفع ظلم و رفع استبداد را تاسیس کرده و این همان چیزی است که ما می خواهیم. آنچه ما داریم تفسیر خوب است، تاسیس نداریم و این حرفهای خوب باعث سرخوردگی مردم است. ما نهادهای خوب لازم داریم. نهاد خوب.
🔸دی ماه 57 مصطفی رحیمی نامه ای به امام خمینی نوشته و گفته است ما هم مثل شما با امریکا مشکل داریم و با ظلم مشکل داریم اما این اساسی که میگذارید غلط است و باب انحصار و استبداد و حق کشی را شروع می کند. رحیمی هم عاقل است ولی او هم به جایی نمی رسد.
🔸در اسفند ۵۷ طالقانی می گوید حجاب را اجباری نکنید. گفت اینکه پنجاه شصت نفر هم لباس همفکر در یک مجلس(خبرگان) جمع شوند، می خواهند چه کنند؟
🔸آذر و دی 60 نصرالله پورجوادی، می گوید با یک ایدئولوژی حکومتی نمی توان دانشگاه را ساخت. حکومت کارگزار خوبی برای علم نیست.
🔸حجتی کرمانی سال ۶۷، می گوید با پذیرش قطعنامه، شعور می تواند جای شور را بگیرد. ما خشم مقدس را کنترل نکردیم. یا می گوید بگذارید حجاب گناه شرعی بماند و آن را جرم سیاسی نکنید. اما هیچکدام از این عقلا برای این به جایی نمی رسند که عقلانیت را نهادینه نکردیم. نهادینه شدن عقلانیت یعنی چه؟ این سوالی است که باید به آن اندیشید.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @Iransharghedoor
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
🖊جمهوری اسلامی اگر مطهری بود
🔵 اما بحث امروز من، درباره مطهری دهه چهل و اوایل دهه پنجاه نیست. می خواهم دو دهه جلوتر بیایم و محتویاتی را طرح کنم که مطهری در زمستان 57 در دانشکده الهیات و مسجدالجواد و مسجد فرشته مطرح کرده و در مصاحبه هایش گفته است. او به صراحت در بهمن 57 می گوید حکومت به معنای حکومت طبقه روحانیون نیست. و این درست علی رغم چیزی است که شد.
@sokhanranihaa
🔸مطهری در ابتدای پیروزی انقلاب وقتی می خواهد جمهوری اسلامی را ترسیم کند، بنظر من از چیزهایی می ترسید که سال چهل و یک گفته است. مطهری مقاله ای دارد که بحث سازمان روحانیت را در آن مطرح می کند و تاکید دارد که اولاد و حواشی علما منشا فساد و حق کشی و هرج و مرج در جامعه می شوند. او از همان دهه چهل نگران این موضوعات بود. همان درک باعث می شود که در آستانه انقلاب بگوید جمهوری اسلامی حکومت طبقه روحانیون نیست و انها نباید در مصادر اجرایی باشند مگر قضاوت و تدریس. به فقیه هم که می رسد می گوید فقط نظارت عالی داشته باشد تا مذهبیون مطمئن باشند خلاف دین اتفاق نمی افتد.
🔸به آزادی فکر و عقیده تصریح داشت و معتقد بود هر کس که قلمرو فکری اش مشخص باشد باید اجازه بیان دیدگاه هایش را داشته باشد. می گفت در حکومت اسلامی احزاب آزادند. نمی گفت آزادی وجود دارد اما اگر برخلاف ما باشد محدود است! آزادی از نگاه او یعنی آزادی بیان حتی سخن خلاف اسلام. چون بعنوان یک عالم مسلمان اعتماد بنفس داشت و از آزادی بیان نمی ترسید. در نگاه او کتابی که فکر خلاف خدا را بگوید ضاله نیست. تاکید داشت که اکثریت مسلمان نمی تواند استبداد بر اقلیت داشته باشد.
🔸از نگاه من، مطهری از درونی ترین و در عین حال مرزی ترین افراد در جمهوری اسلامی است. برخی افراد بودند که قدرت و ریاست آنها را کرخت کرده بود و کرده است. اما مطهری در عین درونی بودن با دیگران ارتباط و مراوده داشت. مطهری هم درونی بود هم مرزی بود. تفاوتش با طالقانی و بازرگان در این بود.
🔴 اما نکته محوری بحث من این است: مطهری در زمستان 57 و بهار 58 تلاش می کند اساس درستی را بگذارد اما باید دانست با مفردات دیدگاه های خوب نمی توان جامعه را ساخت. ما افراد هوشمند کم نداشتیم و نداریم، آنچه کم داشتیم سیستم هوشمند بوده است. اینکه من بیایم بگویم مطهری چه حرف های خوبی زده است دردی دوا نمی کند. سیستم باید هوشمند باشد. ما عقلا کم نداریم.
🔸ایران کشوری با سرمایه انسانی بالاست. آنچه کم داشتیم و کم داریم عقلانیت است. وقتی اساس عقلانیت نیست، زور عقلا به هیچ جایی نمی رسد. ما تفسیرهای خوب از اسلام کم نداریم. تفسیرهای خوب از جمهوری اسلامی هم داریم. ایران کشور متنهای زیبا و ساختارهای بد است. حرفهای زیبا و رویه های زشت. اگر به قرآن عقیده داریم می گوید لم تقولون مالاتفعلون؟! این که این همه گرفتار خشونت و آشفتگی هستیم، ناشی از نبود عقلانیت است.
🔸تفسیر خوب، کافی نیست، تاسیس خوب لازم است. من تعبیر تاسیس را از مرحوم نایینی الهام گرفتم. او وقتی درباره مشروطه بحث می کند می گوید دنیا عدل و رفع ظلم و رفع استبداد را تاسیس کرده و این همان چیزی است که ما می خواهیم. آنچه ما داریم تفسیر خوب است، تاسیس نداریم و این حرفهای خوب باعث سرخوردگی مردم است. ما نهادهای خوب لازم داریم. نهاد خوب.
🔸دی ماه 57 مصطفی رحیمی نامه ای به امام خمینی نوشته و گفته است ما هم مثل شما با امریکا مشکل داریم و با ظلم مشکل داریم اما این اساسی که میگذارید غلط است و باب انحصار و استبداد و حق کشی را شروع می کند. رحیمی هم عاقل است ولی او هم به جایی نمی رسد.
🔸در اسفند ۵۷ طالقانی می گوید حجاب را اجباری نکنید. گفت اینکه پنجاه شصت نفر هم لباس همفکر در یک مجلس(خبرگان) جمع شوند، می خواهند چه کنند؟
🔸آذر و دی 60 نصرالله پورجوادی، می گوید با یک ایدئولوژی حکومتی نمی توان دانشگاه را ساخت. حکومت کارگزار خوبی برای علم نیست.
🔸حجتی کرمانی سال ۶۷، می گوید با پذیرش قطعنامه، شعور می تواند جای شور را بگیرد. ما خشم مقدس را کنترل نکردیم. یا می گوید بگذارید حجاب گناه شرعی بماند و آن را جرم سیاسی نکنید. اما هیچکدام از این عقلا برای این به جایی نمی رسند که عقلانیت را نهادینه نکردیم. نهادینه شدن عقلانیت یعنی چه؟ این سوالی است که باید به آن اندیشید.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @Iransharghedoor
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
Forwarded from کار (یاسرعرب)
هرکدام از اعضای بدنت را
که به کار نگیری
آرام آرام از کار میافتد و میمیرد؛
کار قلب هم دوست داشتن است!
@yaser_arab57
که به کار نگیری
آرام آرام از کار میافتد و میمیرد؛
کار قلب هم دوست داشتن است!
@yaser_arab57
Forwarded from .........
♈️فرهنگ عذرخواهی را رواج دهیم تا بمانیم!
یکی از معدود کشورهای بزرگ جهان که هنوز #فرهنگ_عذرخواهی در میان مقامات سیاسی آن هیچ جایگاهی ندارد، هیچ یعنی هیچ، صفر !! ایران عزیز است. اینکه عرض میکنم از معدود کشورهای بزرگ، واقعا، صادقانه باور خود را گفتم. ایرانِ اکنون، کشوری بزرگ و کاملا قابل احترام است. چالشها و #بی_کفایتیها و فسادهای در آن هم کم نیست. این، جای انکار ندارد. اما ایران و #جمهوری_اسلامی تجربهای قابل احترام و بزرگ است. بگذارید دشمنان این ملت و دولت، با بهرهگیری از میلیاردها دلار پول غرب و عربستان وامارات، علیه ایران، #جنگ_نرم_جهانی به راه اندازند. #پروپاگاندای آنان که دلیل درستی ادعاهایشان علیه ایران نیست. جمهوری اسلامی هم در جانب #جمهوریت و هم #اسلامیت، دارای عیوب و آفات شگرف و فاجعهباری است. باید به این آفات با شجاعت وشهامت اعتراف شود و ترمیم شود، اما این ایران سیاه و سراسر تباهی و ویرانه، ایران ساخت اوهام شیطانی آنان است.
با اینهمه، یکی از عیوب برحسته این است که هر قدر هم دامنه اشتباهاتِ مقاماتِ رسمی، در تمام سطوحِ قوایِ اصلیِ مملکت، بزرگ باشد اما هیچ کس، حاضر به #عذرخواهی از ساحت خدا و خلق او نیست تا چه رسد به انتظار استعفا و امثال آن!
وقتی یک مامور شهرداری با رفتاری ددمنشانه، یک دستفروش مستضعف، مظلوم، فقیر و پابرهنه را در دولت اسلامی به بهانه سد معبر و امثال آن، کتک میزند، چنین فردی باعث به حراج رفتن آبرو و حیثیت کل حاکمیت میشود، مگر زمانی که رسما مورد بازخواست، محاکمه قرار گیرد و مجازات شود، مجازاتی که برای دیگران عبرتی باشد و #بازدارنده از تکرار آن جرم!و کسانی که چنین افرادی در تحت مدیریت آنان کار میکنند باید عذرخواهی کنند. عذرخواهی از خدا و خلق او بابت چنین جنایتهایی. اما کسی این کار را نمیکند.
روی این امر باید تمرکز کنیم. از ریشهها واسباب عمیق آن بپرسیم. چرا کسی حاضر به این عذرخواهی نیست. به نظر میرسد یکی یا چند عامل از عوامل زیر بی تاثیر نیست:
✔️۱.در منظومه ارزشهای فرهنگی و دینی ما عذرخواستن به عنوان یک ارزش و فضیلت تلقی نمیشود. این آفت اخلاقی در خانه و مدرسه و کوچه وبازار پر رنگ است. همین فرد وقتی پست ومقامی بیابد هم همین پدر و مادر و خواهر و برادر یا معلم و دانشجویی بود که در پیکره اخلاقی و رفکاری او عذرخواهی جایی نداشت و حالا در سطح وزیر و مدیر کل قطعا چیزی عوض نمی شود.
✔️۲.از عذرخواهی افراد به عنوان نقطه ضعف جناحی و حزبی یاد میشود. در نتیجه بهانهای برای حملات متقابل جناحی و حزبی میگردد. به عبارت دیگر، عذرخواهی از خطا، هزینه بر خواهد بود!
✔️۳.بدون عذرخواهی و کنار رفتن و پرداخت هزینه، امکان ادامه کار و تکرارِ بیهزینه اشتباهات ممکن است و دلیل قانونی و سیستماتیک برای عذرخواهی نیست!
🔷دیروز یک شخصیت برجسته از بابت اتهامی که به یکی از دامادهای یک مقام عالی نظام زده بود و تحت تهدید شکایت قرار گرفت در پوشش بسیار وسیع رسانهای باتوجیهات و توضیحات بسیار بسیار زیاد و هزار اگر و اما، عذرخواهی کرد! خیلی کار خوبی بود اما اگر طرف این اتهام زنی یک رقیب قدرتمند و همجناحی و حاکم نبود آیا باز این عذرخواهی بود؟ نمیدانم. قضاوتی ندارم.
در هر حال، یک نکته را به قطع ویقین باید گفت. جمهوری اسلامی با ترویج فرهنگ معذرتخواهی صادقانه، با شهامت و صریح و بدون توجیه و #اگر_و_امّا و #لعلّ و لیتَ و عَسی!! در بین مقاماتش مقومات بقا پیدا میکند. در این چهل سال گذشته، به تعداد انگشتان یک دست، مقام برجسته، بخاطر خطاهایش از کار کنار نرفته و عذرخواهی ننموده است. این امر واقعا یک تهدید وجودی برای نظام و باعث عدم مشروعیت اخلاقی وتعمیق و استمرار فساد وتباهی در سیستمِ آن میگردد و باید علاج شود.
🆔 @mohamad_ali_mirzaaei
🌐https://t.me/mohamad_ali_mirzaaei
یکی از معدود کشورهای بزرگ جهان که هنوز #فرهنگ_عذرخواهی در میان مقامات سیاسی آن هیچ جایگاهی ندارد، هیچ یعنی هیچ، صفر !! ایران عزیز است. اینکه عرض میکنم از معدود کشورهای بزرگ، واقعا، صادقانه باور خود را گفتم. ایرانِ اکنون، کشوری بزرگ و کاملا قابل احترام است. چالشها و #بی_کفایتیها و فسادهای در آن هم کم نیست. این، جای انکار ندارد. اما ایران و #جمهوری_اسلامی تجربهای قابل احترام و بزرگ است. بگذارید دشمنان این ملت و دولت، با بهرهگیری از میلیاردها دلار پول غرب و عربستان وامارات، علیه ایران، #جنگ_نرم_جهانی به راه اندازند. #پروپاگاندای آنان که دلیل درستی ادعاهایشان علیه ایران نیست. جمهوری اسلامی هم در جانب #جمهوریت و هم #اسلامیت، دارای عیوب و آفات شگرف و فاجعهباری است. باید به این آفات با شجاعت وشهامت اعتراف شود و ترمیم شود، اما این ایران سیاه و سراسر تباهی و ویرانه، ایران ساخت اوهام شیطانی آنان است.
با اینهمه، یکی از عیوب برحسته این است که هر قدر هم دامنه اشتباهاتِ مقاماتِ رسمی، در تمام سطوحِ قوایِ اصلیِ مملکت، بزرگ باشد اما هیچ کس، حاضر به #عذرخواهی از ساحت خدا و خلق او نیست تا چه رسد به انتظار استعفا و امثال آن!
وقتی یک مامور شهرداری با رفتاری ددمنشانه، یک دستفروش مستضعف، مظلوم، فقیر و پابرهنه را در دولت اسلامی به بهانه سد معبر و امثال آن، کتک میزند، چنین فردی باعث به حراج رفتن آبرو و حیثیت کل حاکمیت میشود، مگر زمانی که رسما مورد بازخواست، محاکمه قرار گیرد و مجازات شود، مجازاتی که برای دیگران عبرتی باشد و #بازدارنده از تکرار آن جرم!و کسانی که چنین افرادی در تحت مدیریت آنان کار میکنند باید عذرخواهی کنند. عذرخواهی از خدا و خلق او بابت چنین جنایتهایی. اما کسی این کار را نمیکند.
روی این امر باید تمرکز کنیم. از ریشهها واسباب عمیق آن بپرسیم. چرا کسی حاضر به این عذرخواهی نیست. به نظر میرسد یکی یا چند عامل از عوامل زیر بی تاثیر نیست:
✔️۱.در منظومه ارزشهای فرهنگی و دینی ما عذرخواستن به عنوان یک ارزش و فضیلت تلقی نمیشود. این آفت اخلاقی در خانه و مدرسه و کوچه وبازار پر رنگ است. همین فرد وقتی پست ومقامی بیابد هم همین پدر و مادر و خواهر و برادر یا معلم و دانشجویی بود که در پیکره اخلاقی و رفکاری او عذرخواهی جایی نداشت و حالا در سطح وزیر و مدیر کل قطعا چیزی عوض نمی شود.
✔️۲.از عذرخواهی افراد به عنوان نقطه ضعف جناحی و حزبی یاد میشود. در نتیجه بهانهای برای حملات متقابل جناحی و حزبی میگردد. به عبارت دیگر، عذرخواهی از خطا، هزینه بر خواهد بود!
✔️۳.بدون عذرخواهی و کنار رفتن و پرداخت هزینه، امکان ادامه کار و تکرارِ بیهزینه اشتباهات ممکن است و دلیل قانونی و سیستماتیک برای عذرخواهی نیست!
🔷دیروز یک شخصیت برجسته از بابت اتهامی که به یکی از دامادهای یک مقام عالی نظام زده بود و تحت تهدید شکایت قرار گرفت در پوشش بسیار وسیع رسانهای باتوجیهات و توضیحات بسیار بسیار زیاد و هزار اگر و اما، عذرخواهی کرد! خیلی کار خوبی بود اما اگر طرف این اتهام زنی یک رقیب قدرتمند و همجناحی و حاکم نبود آیا باز این عذرخواهی بود؟ نمیدانم. قضاوتی ندارم.
در هر حال، یک نکته را به قطع ویقین باید گفت. جمهوری اسلامی با ترویج فرهنگ معذرتخواهی صادقانه، با شهامت و صریح و بدون توجیه و #اگر_و_امّا و #لعلّ و لیتَ و عَسی!! در بین مقاماتش مقومات بقا پیدا میکند. در این چهل سال گذشته، به تعداد انگشتان یک دست، مقام برجسته، بخاطر خطاهایش از کار کنار نرفته و عذرخواهی ننموده است. این امر واقعا یک تهدید وجودی برای نظام و باعث عدم مشروعیت اخلاقی وتعمیق و استمرار فساد وتباهی در سیستمِ آن میگردد و باید علاج شود.
🆔 @mohamad_ali_mirzaaei
🌐https://t.me/mohamad_ali_mirzaaei
Forwarded from پایگاه طلوع مهر (TolooemehrGroup)
🔆طلوع مهر🔆
✅ برخی از بدنه قدرت یا نمیفهمد یا خود را به نفهمی میزند. گاهی هم کجفهمیدنهایی از گزارهها و ارزشهای دینی کار را خراب میکند. اما آنچه میخواهم بگویم این است که دغدغه اقتصاد پویا و سالم داشتن، لزوماً معطوف به رفاهطلبی و التذاذ بیشتر از دنیا نیست. بلکه جان مطلب این است که نابسامانی اقتصادی به سلامت جسمی و روانی و دینداری مردم آسیب جدی میزند. تنگناهای زندگی، کیفیت زندگی را بشدت میکاهد. خانوادهها در فشارهای اقتصادی طولانی، دچار خشونت و طلاق و سرکوفتگی میشوند. فحشا و تنفروشی زیاد میشود و فساد از در و دیوار جامعه بالا میرود. اینها مواردی نیستند که بخواهیم ایثارگرانه آن را بپذیریم و بگوییم برای خدا دندان سرجگر بگذارید!! همانطور که خودروی غیرایمن را نباید تحمل کرد یک ساختار اقتصادی و سیاسی مشکلساز را هم نباید برای خدا تحمل کرد و لازم است هر چه زودتر آن را ترمیم و بهینه کرد.
✅ توسعهنیافتگی سیاسی، موجب عدم پیشرفت میشود. توسعه سیاسی یعنی نهادهای نخبگانی با نهایت آزادی بیان تعاطی فکر کنند و نهاد تصمیمسازی با بهره از دانش داخلی و جهانی به «پیشنهاد تصمیمهای پخته» بیانجامد و «نهادهای تصمیمگیر» با اراده نخبگانی و مدنیت، بتواند کشور را اداره کند. نهاد دین، ناظر و ولیامر این صحنه است تا لمبرهای این دو نهاد، خلاف نصوص شرعی را رقم نزند و در تعارض با بدیهیات دینی، کاری نکند (در تقنین، اجرا، سوگیری و قضا) نهاد دین باید اجازه دهد کشور با این دو بازوی مهم اداره شود و با دخالت حداقلی در این دو فرآیند جامعه بتواند با استفاده از همه ظرفیت دانش و تجربه داخلی و خارجی کشور را اداره کند.
✅ از دیگر کارکردهای مداخلات بالادستی و فائقه دینی این است که «یک قدرت قاطع» در کشور باشد که هر جا قانون متروک افتاد یا دور زده شد یا هر جا چمبرهی انحصار شکل گرفت، بتواند با نهایت قاطعیت اجرایی ورود کند و آن عطله و فساد را بسرعت برچیند. دخالت این قدرت فائقه در این بخش بسیار مفید است و بجای دخالت تأسیسی، دخالت تأکیدی دارد و قوانین مشروع مدنی را به سمت اجرا سوق میدهد. با این کار موتور پیشرفت خوب کار میکند و برای دین و دنیای مردم هزینه تراشیده نمیشود.
✅ خطاهای تأسیسی که طبیعتاً در تجارب بشری رخ میدهد، با حداقلیسازی مداخله تأسیسی، بر عهده دین و حکومت دینی نمیافتد. اساساً تدبیر کشور در تمام شؤون زندگی اجتماعی، یک سرخطهای کلی از دین میگیرد و اما در بقیه بخشها، با علم و عقلانیت دینی، اداره میشود. بگذاریم علم و دین و تجربه هر کدام در جای خود خوش بنشینند... اگر به نام دین در سیاست دخالت بیجا کنیم به دین و دنیا هر دو خیانت کردهایم. دین را منحرف و دنیا را خراب میکنیم.
حمید رجایی
بهار ۱۴۰۱
🆔 @tolooemehr
✅ برخی از بدنه قدرت یا نمیفهمد یا خود را به نفهمی میزند. گاهی هم کجفهمیدنهایی از گزارهها و ارزشهای دینی کار را خراب میکند. اما آنچه میخواهم بگویم این است که دغدغه اقتصاد پویا و سالم داشتن، لزوماً معطوف به رفاهطلبی و التذاذ بیشتر از دنیا نیست. بلکه جان مطلب این است که نابسامانی اقتصادی به سلامت جسمی و روانی و دینداری مردم آسیب جدی میزند. تنگناهای زندگی، کیفیت زندگی را بشدت میکاهد. خانوادهها در فشارهای اقتصادی طولانی، دچار خشونت و طلاق و سرکوفتگی میشوند. فحشا و تنفروشی زیاد میشود و فساد از در و دیوار جامعه بالا میرود. اینها مواردی نیستند که بخواهیم ایثارگرانه آن را بپذیریم و بگوییم برای خدا دندان سرجگر بگذارید!! همانطور که خودروی غیرایمن را نباید تحمل کرد یک ساختار اقتصادی و سیاسی مشکلساز را هم نباید برای خدا تحمل کرد و لازم است هر چه زودتر آن را ترمیم و بهینه کرد.
✅ توسعهنیافتگی سیاسی، موجب عدم پیشرفت میشود. توسعه سیاسی یعنی نهادهای نخبگانی با نهایت آزادی بیان تعاطی فکر کنند و نهاد تصمیمسازی با بهره از دانش داخلی و جهانی به «پیشنهاد تصمیمهای پخته» بیانجامد و «نهادهای تصمیمگیر» با اراده نخبگانی و مدنیت، بتواند کشور را اداره کند. نهاد دین، ناظر و ولیامر این صحنه است تا لمبرهای این دو نهاد، خلاف نصوص شرعی را رقم نزند و در تعارض با بدیهیات دینی، کاری نکند (در تقنین، اجرا، سوگیری و قضا) نهاد دین باید اجازه دهد کشور با این دو بازوی مهم اداره شود و با دخالت حداقلی در این دو فرآیند جامعه بتواند با استفاده از همه ظرفیت دانش و تجربه داخلی و خارجی کشور را اداره کند.
✅ از دیگر کارکردهای مداخلات بالادستی و فائقه دینی این است که «یک قدرت قاطع» در کشور باشد که هر جا قانون متروک افتاد یا دور زده شد یا هر جا چمبرهی انحصار شکل گرفت، بتواند با نهایت قاطعیت اجرایی ورود کند و آن عطله و فساد را بسرعت برچیند. دخالت این قدرت فائقه در این بخش بسیار مفید است و بجای دخالت تأسیسی، دخالت تأکیدی دارد و قوانین مشروع مدنی را به سمت اجرا سوق میدهد. با این کار موتور پیشرفت خوب کار میکند و برای دین و دنیای مردم هزینه تراشیده نمیشود.
✅ خطاهای تأسیسی که طبیعتاً در تجارب بشری رخ میدهد، با حداقلیسازی مداخله تأسیسی، بر عهده دین و حکومت دینی نمیافتد. اساساً تدبیر کشور در تمام شؤون زندگی اجتماعی، یک سرخطهای کلی از دین میگیرد و اما در بقیه بخشها، با علم و عقلانیت دینی، اداره میشود. بگذاریم علم و دین و تجربه هر کدام در جای خود خوش بنشینند... اگر به نام دین در سیاست دخالت بیجا کنیم به دین و دنیا هر دو خیانت کردهایم. دین را منحرف و دنیا را خراب میکنیم.
حمید رجایی
بهار ۱۴۰۱
🆔 @tolooemehr
Forwarded from حسن مجیدیان (حا.میم)
تو خیال کرده ای علی علیه السلام شکست خورد؟!
معروف است که در زمان قاجاریه مرد نسبتاً فاضلی که بسیار خوش نویس بوده. ظاهراً از شیراز برای زیارت به مشهد رفته بود. در بازگشت، پولش تمام می شود یا دزد می زند، و در تهران در حالی که غریب بوده بی پول می ماند. فکر می کند که از هنرش که خطاطی است استفاده کند و ضمناً زیاد هم معطل نشود. بر می دارد همین عهدنامه ی امیرالمؤمنین علیه السلام به مالک اشتر را با یک خط بسیار زیبا می نویسد. خطکشی می کند، جدول بندی می کند، این عهدنامه را در یک دفتری می نویسد و آن را به صدر اعظم وقت اهدا می کند.
یک روز می رود نزد صدر اعظم در حالی که ارباب رجوع هم زیاد بوده اند. نوشته را به او می دهد و می گوید هدیه ی ناقابلی است. پس از مدتی بلند می شود که برود. صدر اعظم می گوید آقا شما بفرمایید. با خود می گوید لابد می خواهد مرحمتی بدهد، می خواهد خلوت بشود. چند نفری از ارباب رجوع می مانند. باز می بیند خیلی طول کشید، بلند می شود که برود. دوباره صدر اعظم می گوید آقا شما بفرمایید.
تا اینکه همه ی مردم می روند، فقط پیشخدمتها می مانند. صدر اعظم می گوید فرمایشی دارید؟ این شخص می گوید: نه، من عرضی نداشتم، همین را تقدیم کرده بودم. پیشخدمتها را هم می گوید همه تان بروید بیرون، کسی حق ندارد بیاید داخل اتاق. این بیچاره وحشتش می گیرد که این دیگر چگونه است؟ ! صدر اعظم می گوید: بیا جلو! می رود جلو. آهسته در گوشش می گوید: چرا این را نوشتی و برای من آوردی؟
می گوید: شما صدر اعظم یک مملکت هستید، این هم دستورالعمل مولا امیرالمؤمنین علیه السلام است برای کسانی مثل شما. فرمان اوست راجع به اینکه با مردم چطور باید رفتار کرد. من فکر می کنم شما هم شیعه ی امیرالمؤمنین هستید و چنین چیزی را دوست دارید. فکر کردم برایتان هدیه ای بیاورم، هیچ چیز مناسبتر از این پیدا نکردم.
گفت: بیا جلو. رفت جلو. گفت: یک کلمه من می خواهم به تو بگویم و آن این است که خود علی که اینها را نوشت و به اینها بیش از هرکس دیگر پایبند بود و عمل می کرد، در سیاست از اینها چقدر بهره برداری کرد که حالا من بیایم به اینها عمل کنم؟ خود علی از همین راهی که دستور داد عمل کرد و دیدیم که تمام مُلکش از بین رفت و معاویه بر او مسلط شد. علی خودش به این دستورالعمل عمل کرد و شکست خورد، پس این چیست که برای من نوشته ای؟ ! گفت: اجازه می دهید جواب بدهم؟ بله.
گفت: چرا این حرف را در میان جمعیت به من نگفتی؟ گفت: اگر در میان جمعیت می گفتم پدرم را درمی آوردند. گفت: بسیار خوب، جمعیت که رفت چرا پیشخدمتها را گفتی همه تان بروید بیرون؟ گفت: اگر یکی از آنها می فهمید که من چنین جسارتی به علی می کنم پدرم را درمی آورد. گفت: پیروزی علی علیه السلام همین است. چرا معاویه بعد از هزار و سیصد سال، احدی کوچکترین احترامی برایش قائل نیست و جز لعنت و نفرین چیز دیگری برای او نیست؟
علی علیه السلام هم بشری بود مثل من و تو. این احترام را از کجا پیدا کرد که تو اگر به همین نوکرها و پیشخدمتها بگویی آدمهای بیگناهی را گردن بزنید گردن می زنند ولی اسم علی را جرأت نمی کنی با بی احترامی [جلوی آنها ببری ] ؟ آیا جز این است که علی علیه السلام را اینها به همین صفات شناخته اند که علی مجسمه ی راستی و درستی، مجسمه ی وفای به عهد و تجسم همین دستورالعملی است که خودش داده است؟ علی علیه السلام به موجب اینکه به همین سیاست عمل کرد، هم خودش را در دنیا بیمه کرد و هم اینها را.
اگر در دنیا فردی پیدا می شود که به این اصول انسانیت عمل می کند به موجب همین است که علی علیه السلام اینها را نوشت و خودش عمل کرد. اگر او اینها را نمی نوشت و خودش عمل نمی کرد، سنگ روی سنگ بند نمی شد. تو خیال کرده ای که این اجتماع را با همان سیاست خودت حفظ کرده ای؟ ! اگر مردم دزدی نمی کنند، به خاطر تو دزدی نمی کنند؟ ! صدی نود مردمی که دزدی نمی کنند به خاطر علی علیه السلام و دستورهای علی و امثال علی است. صدی نود مردمی که فحشا نمی کنند، به ناموس تو خیانت نمی کنند، به خاطر همان علی علیه السلام و دستورهای علی است. تو خیال کرده ای علی علیه السلام شکست خورد؟!
منبع: استاد شهید مرتضی مطهری (تفسیر سوره انفال، آشنایی با قرآن)
https://t.me/ha_mim1377
معروف است که در زمان قاجاریه مرد نسبتاً فاضلی که بسیار خوش نویس بوده. ظاهراً از شیراز برای زیارت به مشهد رفته بود. در بازگشت، پولش تمام می شود یا دزد می زند، و در تهران در حالی که غریب بوده بی پول می ماند. فکر می کند که از هنرش که خطاطی است استفاده کند و ضمناً زیاد هم معطل نشود. بر می دارد همین عهدنامه ی امیرالمؤمنین علیه السلام به مالک اشتر را با یک خط بسیار زیبا می نویسد. خطکشی می کند، جدول بندی می کند، این عهدنامه را در یک دفتری می نویسد و آن را به صدر اعظم وقت اهدا می کند.
یک روز می رود نزد صدر اعظم در حالی که ارباب رجوع هم زیاد بوده اند. نوشته را به او می دهد و می گوید هدیه ی ناقابلی است. پس از مدتی بلند می شود که برود. صدر اعظم می گوید آقا شما بفرمایید. با خود می گوید لابد می خواهد مرحمتی بدهد، می خواهد خلوت بشود. چند نفری از ارباب رجوع می مانند. باز می بیند خیلی طول کشید، بلند می شود که برود. دوباره صدر اعظم می گوید آقا شما بفرمایید.
تا اینکه همه ی مردم می روند، فقط پیشخدمتها می مانند. صدر اعظم می گوید فرمایشی دارید؟ این شخص می گوید: نه، من عرضی نداشتم، همین را تقدیم کرده بودم. پیشخدمتها را هم می گوید همه تان بروید بیرون، کسی حق ندارد بیاید داخل اتاق. این بیچاره وحشتش می گیرد که این دیگر چگونه است؟ ! صدر اعظم می گوید: بیا جلو! می رود جلو. آهسته در گوشش می گوید: چرا این را نوشتی و برای من آوردی؟
می گوید: شما صدر اعظم یک مملکت هستید، این هم دستورالعمل مولا امیرالمؤمنین علیه السلام است برای کسانی مثل شما. فرمان اوست راجع به اینکه با مردم چطور باید رفتار کرد. من فکر می کنم شما هم شیعه ی امیرالمؤمنین هستید و چنین چیزی را دوست دارید. فکر کردم برایتان هدیه ای بیاورم، هیچ چیز مناسبتر از این پیدا نکردم.
گفت: بیا جلو. رفت جلو. گفت: یک کلمه من می خواهم به تو بگویم و آن این است که خود علی که اینها را نوشت و به اینها بیش از هرکس دیگر پایبند بود و عمل می کرد، در سیاست از اینها چقدر بهره برداری کرد که حالا من بیایم به اینها عمل کنم؟ خود علی از همین راهی که دستور داد عمل کرد و دیدیم که تمام مُلکش از بین رفت و معاویه بر او مسلط شد. علی خودش به این دستورالعمل عمل کرد و شکست خورد، پس این چیست که برای من نوشته ای؟ ! گفت: اجازه می دهید جواب بدهم؟ بله.
گفت: چرا این حرف را در میان جمعیت به من نگفتی؟ گفت: اگر در میان جمعیت می گفتم پدرم را درمی آوردند. گفت: بسیار خوب، جمعیت که رفت چرا پیشخدمتها را گفتی همه تان بروید بیرون؟ گفت: اگر یکی از آنها می فهمید که من چنین جسارتی به علی می کنم پدرم را درمی آورد. گفت: پیروزی علی علیه السلام همین است. چرا معاویه بعد از هزار و سیصد سال، احدی کوچکترین احترامی برایش قائل نیست و جز لعنت و نفرین چیز دیگری برای او نیست؟
علی علیه السلام هم بشری بود مثل من و تو. این احترام را از کجا پیدا کرد که تو اگر به همین نوکرها و پیشخدمتها بگویی آدمهای بیگناهی را گردن بزنید گردن می زنند ولی اسم علی را جرأت نمی کنی با بی احترامی [جلوی آنها ببری ] ؟ آیا جز این است که علی علیه السلام را اینها به همین صفات شناخته اند که علی مجسمه ی راستی و درستی، مجسمه ی وفای به عهد و تجسم همین دستورالعملی است که خودش داده است؟ علی علیه السلام به موجب اینکه به همین سیاست عمل کرد، هم خودش را در دنیا بیمه کرد و هم اینها را.
اگر در دنیا فردی پیدا می شود که به این اصول انسانیت عمل می کند به موجب همین است که علی علیه السلام اینها را نوشت و خودش عمل کرد. اگر او اینها را نمی نوشت و خودش عمل نمی کرد، سنگ روی سنگ بند نمی شد. تو خیال کرده ای که این اجتماع را با همان سیاست خودت حفظ کرده ای؟ ! اگر مردم دزدی نمی کنند، به خاطر تو دزدی نمی کنند؟ ! صدی نود مردمی که دزدی نمی کنند به خاطر علی علیه السلام و دستورهای علی و امثال علی است. صدی نود مردمی که فحشا نمی کنند، به ناموس تو خیانت نمی کنند، به خاطر همان علی علیه السلام و دستورهای علی است. تو خیال کرده ای علی علیه السلام شکست خورد؟!
منبع: استاد شهید مرتضی مطهری (تفسیر سوره انفال، آشنایی با قرآن)
https://t.me/ha_mim1377
Telegram
حسن مجیدیان
یادداشت ها و انتخاب های حسن مجیدیان
ارتباط از طریق :
@hamim1361
ارتباط از طریق :
@hamim1361
Forwarded from قلمَّدار (قلم-مدار) (م. آزمودهفر)
روزنگار ۱۱۹
#استرالیا
«به مناسب روز مادر استرالیایی»
☹️بعضی ها آنقدر باشعورند که در کنارشان به آدم حس بی شعوری دست میدهد.
مثل حسی که در کنار خانم دانیا به من دست داد. دکتر دانیا اصالتا اهل لیبی ست، مدرک ارشد و دکترایش را از انگلیس گرفته و بعد هم به خاطر دریافت یک موقعیت شغلی خوب با خانوادهاش به استرالیا میآید.
بدون آشنایی قبلی، در یک مهمانی بر حسب اتفاق کنار هم نشستیم و با هم مشغول گفتگو شدیم.
🗒از کار و زندگی و خانواده هم پرسیدیم. وقتی گفت کارش را ترک کرده ناراحت شدم چون شغل معتبر و پردرآمدی داشت، اما چیزی نگفتم.
👶در خلال گفتگو متوجه شدم از من سن بیشتری دارد و دخترهایش دبیرستانی هستند. بعد با لبخند گفت: «البته یک پسر هشت ماهه هم دارم که به خاطرش کارم را ترک کردم.»
اصلاً به قیافهاش نمیآمد بچه کوچک داشته باشد، هر چند بی ادبی بود ولی نتوانستم تعجبم را مخفی کنم.
دانیا گفت: ما سالها بود که دیگر قصد فرزنددار شدن نداشتیم ولی الحمدلله خدا برای ما برنامه دیگری داشت.
- پس همه برنامه ریزیهاتون به هم خورد!
طبق تجربههایی که داشتم میدانستم معمولا دوستانم که تحصیلات آکادمیک داشتند و برای اهدافشان به شدت تلاش و برنامه ریزی میکردند وقتی فرزند سرزدهای وارد زندگیشان میشد حسابی بیطاقت میشدند و در نهایت با اکراه تسلیم میشدند.
🔸انتظار داشتم دانیا هم همان حرفهای تکراری را بزند و مثل یک قربانی از فرصتهای از دست رفته به خاطر مادر شدنش بگوید.
اما دانیا دستش را به آسمان برد و گفت: "از لحظهای که فهمیدم باردارم خدا را شکر کردم. هر روز سرم را به سجده میگذارم و تشکر میکنم که خدا به من نعمت مادر شدن اعطا کرد."
طوری از صمیم قلب شاکر بود که انگار برای سالها اجاقش کور بوده و تازه طعم مادر شدن را میچشد.
- شما که قبل از این هم مادر بودید.
دانیا چشمان آبی رنگش را ریز کرد و گفت: من مادر یک انسان دیگه شدم. خدا من رو لایق دونست که باز هم مادری کنم. افتخار و شکر نداره؟
💧چشمانم پر از اشک شد. اشکِ شرم. به کم شعوری خودم لعنت میفرستادم. چند بار شده از صمیم قلب از خدا تشکر کنم که به من فرصت مادر شدن داده است؟
تشکر به کنار، چقدر باید توبه میکردم از ناشکریهایم! از بیتابیها و غرغر زدنهایم. از اینکه فکر میکردم سفیدی موهایم، چروکی پوستم، عقب ماندن از درس و کارم، همه و همه به خاطر پذیرش تکلیف مادریست.
🤲🏻 یادم رفته بود مادری "موهبت" است.
من به نام مادر بودن قدرت ملکوتی "دعای مستجاب" دارم.
👑به افتخار "تاج مادری" قدرت بهشتی شدن یک انسان در دستانم قرار گرفته است.
به اعتبار مادر بودن، پروردگارم نیکی به من را قدم بعد از پرستش خودش قرار داده است.
شادی دل مرا، کلید پذیرش توبه یک انسان قرار داده است.
من، یک آدم سادهی معمولی، به خاطر میزبانی نه ماههی یک انسان، معجزهگر شدهام.
📿و چقدر ناسپاسی کردهام که هر لحظه برای این هدیهی ناب آسمانی سر بر سجده نگذاشتهام.
🌱همهی دنیا فدای لحظات ملکوتی مادری.🌱
#استرالیا
«به مناسب روز مادر استرالیایی»
☹️بعضی ها آنقدر باشعورند که در کنارشان به آدم حس بی شعوری دست میدهد.
مثل حسی که در کنار خانم دانیا به من دست داد. دکتر دانیا اصالتا اهل لیبی ست، مدرک ارشد و دکترایش را از انگلیس گرفته و بعد هم به خاطر دریافت یک موقعیت شغلی خوب با خانوادهاش به استرالیا میآید.
بدون آشنایی قبلی، در یک مهمانی بر حسب اتفاق کنار هم نشستیم و با هم مشغول گفتگو شدیم.
🗒از کار و زندگی و خانواده هم پرسیدیم. وقتی گفت کارش را ترک کرده ناراحت شدم چون شغل معتبر و پردرآمدی داشت، اما چیزی نگفتم.
👶در خلال گفتگو متوجه شدم از من سن بیشتری دارد و دخترهایش دبیرستانی هستند. بعد با لبخند گفت: «البته یک پسر هشت ماهه هم دارم که به خاطرش کارم را ترک کردم.»
اصلاً به قیافهاش نمیآمد بچه کوچک داشته باشد، هر چند بی ادبی بود ولی نتوانستم تعجبم را مخفی کنم.
دانیا گفت: ما سالها بود که دیگر قصد فرزنددار شدن نداشتیم ولی الحمدلله خدا برای ما برنامه دیگری داشت.
- پس همه برنامه ریزیهاتون به هم خورد!
طبق تجربههایی که داشتم میدانستم معمولا دوستانم که تحصیلات آکادمیک داشتند و برای اهدافشان به شدت تلاش و برنامه ریزی میکردند وقتی فرزند سرزدهای وارد زندگیشان میشد حسابی بیطاقت میشدند و در نهایت با اکراه تسلیم میشدند.
🔸انتظار داشتم دانیا هم همان حرفهای تکراری را بزند و مثل یک قربانی از فرصتهای از دست رفته به خاطر مادر شدنش بگوید.
اما دانیا دستش را به آسمان برد و گفت: "از لحظهای که فهمیدم باردارم خدا را شکر کردم. هر روز سرم را به سجده میگذارم و تشکر میکنم که خدا به من نعمت مادر شدن اعطا کرد."
طوری از صمیم قلب شاکر بود که انگار برای سالها اجاقش کور بوده و تازه طعم مادر شدن را میچشد.
- شما که قبل از این هم مادر بودید.
دانیا چشمان آبی رنگش را ریز کرد و گفت: من مادر یک انسان دیگه شدم. خدا من رو لایق دونست که باز هم مادری کنم. افتخار و شکر نداره؟
💧چشمانم پر از اشک شد. اشکِ شرم. به کم شعوری خودم لعنت میفرستادم. چند بار شده از صمیم قلب از خدا تشکر کنم که به من فرصت مادر شدن داده است؟
تشکر به کنار، چقدر باید توبه میکردم از ناشکریهایم! از بیتابیها و غرغر زدنهایم. از اینکه فکر میکردم سفیدی موهایم، چروکی پوستم، عقب ماندن از درس و کارم، همه و همه به خاطر پذیرش تکلیف مادریست.
🤲🏻 یادم رفته بود مادری "موهبت" است.
من به نام مادر بودن قدرت ملکوتی "دعای مستجاب" دارم.
👑به افتخار "تاج مادری" قدرت بهشتی شدن یک انسان در دستانم قرار گرفته است.
به اعتبار مادر بودن، پروردگارم نیکی به من را قدم بعد از پرستش خودش قرار داده است.
شادی دل مرا، کلید پذیرش توبه یک انسان قرار داده است.
من، یک آدم سادهی معمولی، به خاطر میزبانی نه ماههی یک انسان، معجزهگر شدهام.
📿و چقدر ناسپاسی کردهام که هر لحظه برای این هدیهی ناب آسمانی سر بر سجده نگذاشتهام.
🌱همهی دنیا فدای لحظات ملکوتی مادری.🌱