✔️خیزش حوزه سنتی؟🔻
(در حاشیه درگذشت سیدحسن افتخارزاده)
🔸رضا تاران
🔹۱. صدور پیامهای تسلیت به مناسبت درگذشت سیدحسن افتخارزاده از سوی حضرات آیات: جعفر سبحانی، علی کریمی جهرمی، سیدصادق شیرازی، یدالله دوزدوزانی، سیدجعفر سیدان، سیدمحمدجواد علوی بروجردی، محمد سند بحرانی و سیدمحمد حسینی زنجانی را نه در جهت گسترش انجمن حجتیه بلکه باید در جهت گسترش و تقویت اندیشه «حوزه سنتی» تحلیل کرد.
🔹۲. دال مرکزی اندیشه «حوزه سنتی» حفظ و اولویت «تشیع» در دوره غیبت است؛ در دوره غیبت امام (عج) شیعیان سوار بر قایقی کوچک در اقیانوس بزرگ و پرتلاطم و پرخطر هستند؛ اولویت در این دوره حفظ و بقاء تشیع و شیعیان است. حوزه علمیه به عنوان کانون حفظ فرهنگ شیعی باید راه امام صادق (ع) و امام باقر (ع) را در پیش گیرد و از درگیریها پرهیز کند که اقلیت در درگیریها پیروز نخواهد بود. به باور آنها حفظ نظامات اجتماعی(زندگی و معیشت مردم نباید آسیب ببیند) در درون و حفظ کیان اسلامی و جلوگیری از تجاوز فرهنگی و نظامی اولویت حاکمان است. با توجه به غیبت امام، علما و مراجع تقلید مسولیتی در انجام همه فرامین اسلامی ندارند و به قدر مقدور باید اکتفا کنند. قدر مقدور نه اجرای خط به خط شریعت اسلامی بلکه حفظ هویت شیعی است(غدیر، عاشورا و زمینهسازی برای ظهور امام دوازدهم)، حفظ تشیع نه بر پایه زور بلکه باید مبتنی بر تبلیغ، کار فرهنگی و تربیت اخلاقی باشد؛ آمادگی برای ظهور نیز چنین معنایی دارد.
🔹۳. به نظر میرسد این قرائت از اسلام تا اواخر دهه سی شمسی نگرش غالب علمای شیعی بوده است، با شکلگیری اسلام سیاسی در دهه چهل و پنجاه و پیروزی انقلاب ۵۷ اسلام سیاسی با داشتن ذیل اجتماعی و با استفاده از قدرت سیاسی، حوزه سنتی را به حاشیه راند. بسیاری از علمای معتقد به اسلام سیاسی مناصب سیاسی را بر تدریس و تربیت شاگرد ترجیح دادند. در غیاب نمایندگان اسلام سیاسی در حوزه علمیه قم مهمترین کرسیها تدریس فقه و اصول چهار دهه در دست حضرات آیات وحید خراسانی و میرزا جواد تبریزی و... بود، نمایندگان اسلام سیاسی تا به خود آمدند متوجه شدند بسیاری از اساتید سطوح و خارج حوزه علمیه تربیت شده اساتید حوزه علمیه سنتی هستند و طلبههای جوانتر هر قدر به دانش خود اضافه میکنند و با تحولات اجتماعی مواجه میشوند از اسلام سیاسی فاصله میگیرند. فروپاشی رژیم بعث در عراق و عملکرد آیت الله سیستانی نیز موجب تقویت سنتیها در حوزه علمیه شد چه آنکه تجربهای از عدم دخالت مستقیم علما در سیاست را مشاهده کردند.
🔹۴. در دوره جمهوری اسلامی دو جریان اصلی از سنتیها قابل مشاهده است؛ بخش از سنتیهایی که تداوم خط تاریخی این جریان است و با اهل سنت غیریتسازی میکنند و مسالههای جهان جدید مورد توجه آنها نیست، گروه دوم که از دهه هشتاد رشد کردهاند مسالههای کلامی یا شبهات جهان جدید را نیز مطالعه میکنند و خود را موظف میدانند در مقابل کلام جدید از تشیع دفاع کنند. حوزه سنتی در درون خود طیفهای مختلفی دارد و نمیتوان همه آنها را طیف واحدی در نظر گرفت؛ از کسانی که برای پیشبرد برنامههای خود از منابع جمهوری اسلامی استفاده میکنند تا کسانی که ساکت هستند و برخی هم نظام جمهوری اسلامی را مشروع نمیدانند و گاه انتقادی مطرح میکنند.
🔹۵. حامیان حوزه سنتی درباره امر سیاسی در دهه ۶۰ و ۷۰ همواره ساکت بودهاند. از سال ۸۴ و با موضعگیری برخی دولتمردان علیه روحانیت و مشاهده تحولات ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ و شعارها و اقدامات علیه روحانیت و حوزههای علمیه و اوضاع نابسامان اقتصادی کشور، نمایندگان حوزه سنتی را به این نتیجه رساند که اسلام سیاسی در عمل کارآمد نبوده است و موجب بدبینی مردم به مراجع تقلید و حوزههای علمیه شده است، و تداوم چنین رویکردی میتواند تشیع را با خطر مواجه کند، به همین جهت باید این پیام را به مردم منتقل کرد که مرجعیت و حوزههای علمیه موید نظام سیاسی نیستند. در حوزه نظر نیز برخی معتقدند سیاست امری تخصصی است و باید به اهلش سپرده شود و مراجع تقلید و روحانیت فقط زمانی باید دخالت کنند که کیان اسلامی به خطر بیفتند یا منفعت بزرگی از شیعیان ضایع شود.
🔹۶. مرور یافتههای موج چهارم پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای ایرانیان نشان میدهد علیرغم گرایش بسیاری از مردم به جدایی نهاد دین از نهاد سیاست، علاقه و حضور مردم در عزاداری عاشورا در دهه ۷۰ و اواخر دهه ۹۰ تغییری نکرده است و شاید این یافته نشاندهنده همراهی بخش مهمی از جامعه با نگرش حوزه سنتی باشد همچنان که قوت گرفتن فعالیتهای هیاتهای مذهبی در مقابل فعالیتهای بسیج نیز بتواند چنین نگاهی را تقویت کند، چه آنکه حوزه سنتی بر حفظ و تقویت هویت شیعی بجای اجرای شریعت اسلامی تاکید دارد و در دوره غیبت ادعایی درباره اداره سیاست و اقتصاد و بهداشت و ... ندارد.
@namehayehawzavi
(در حاشیه درگذشت سیدحسن افتخارزاده)
🔸رضا تاران
🔹۱. صدور پیامهای تسلیت به مناسبت درگذشت سیدحسن افتخارزاده از سوی حضرات آیات: جعفر سبحانی، علی کریمی جهرمی، سیدصادق شیرازی، یدالله دوزدوزانی، سیدجعفر سیدان، سیدمحمدجواد علوی بروجردی، محمد سند بحرانی و سیدمحمد حسینی زنجانی را نه در جهت گسترش انجمن حجتیه بلکه باید در جهت گسترش و تقویت اندیشه «حوزه سنتی» تحلیل کرد.
🔹۲. دال مرکزی اندیشه «حوزه سنتی» حفظ و اولویت «تشیع» در دوره غیبت است؛ در دوره غیبت امام (عج) شیعیان سوار بر قایقی کوچک در اقیانوس بزرگ و پرتلاطم و پرخطر هستند؛ اولویت در این دوره حفظ و بقاء تشیع و شیعیان است. حوزه علمیه به عنوان کانون حفظ فرهنگ شیعی باید راه امام صادق (ع) و امام باقر (ع) را در پیش گیرد و از درگیریها پرهیز کند که اقلیت در درگیریها پیروز نخواهد بود. به باور آنها حفظ نظامات اجتماعی(زندگی و معیشت مردم نباید آسیب ببیند) در درون و حفظ کیان اسلامی و جلوگیری از تجاوز فرهنگی و نظامی اولویت حاکمان است. با توجه به غیبت امام، علما و مراجع تقلید مسولیتی در انجام همه فرامین اسلامی ندارند و به قدر مقدور باید اکتفا کنند. قدر مقدور نه اجرای خط به خط شریعت اسلامی بلکه حفظ هویت شیعی است(غدیر، عاشورا و زمینهسازی برای ظهور امام دوازدهم)، حفظ تشیع نه بر پایه زور بلکه باید مبتنی بر تبلیغ، کار فرهنگی و تربیت اخلاقی باشد؛ آمادگی برای ظهور نیز چنین معنایی دارد.
🔹۳. به نظر میرسد این قرائت از اسلام تا اواخر دهه سی شمسی نگرش غالب علمای شیعی بوده است، با شکلگیری اسلام سیاسی در دهه چهل و پنجاه و پیروزی انقلاب ۵۷ اسلام سیاسی با داشتن ذیل اجتماعی و با استفاده از قدرت سیاسی، حوزه سنتی را به حاشیه راند. بسیاری از علمای معتقد به اسلام سیاسی مناصب سیاسی را بر تدریس و تربیت شاگرد ترجیح دادند. در غیاب نمایندگان اسلام سیاسی در حوزه علمیه قم مهمترین کرسیها تدریس فقه و اصول چهار دهه در دست حضرات آیات وحید خراسانی و میرزا جواد تبریزی و... بود، نمایندگان اسلام سیاسی تا به خود آمدند متوجه شدند بسیاری از اساتید سطوح و خارج حوزه علمیه تربیت شده اساتید حوزه علمیه سنتی هستند و طلبههای جوانتر هر قدر به دانش خود اضافه میکنند و با تحولات اجتماعی مواجه میشوند از اسلام سیاسی فاصله میگیرند. فروپاشی رژیم بعث در عراق و عملکرد آیت الله سیستانی نیز موجب تقویت سنتیها در حوزه علمیه شد چه آنکه تجربهای از عدم دخالت مستقیم علما در سیاست را مشاهده کردند.
🔹۴. در دوره جمهوری اسلامی دو جریان اصلی از سنتیها قابل مشاهده است؛ بخش از سنتیهایی که تداوم خط تاریخی این جریان است و با اهل سنت غیریتسازی میکنند و مسالههای جهان جدید مورد توجه آنها نیست، گروه دوم که از دهه هشتاد رشد کردهاند مسالههای کلامی یا شبهات جهان جدید را نیز مطالعه میکنند و خود را موظف میدانند در مقابل کلام جدید از تشیع دفاع کنند. حوزه سنتی در درون خود طیفهای مختلفی دارد و نمیتوان همه آنها را طیف واحدی در نظر گرفت؛ از کسانی که برای پیشبرد برنامههای خود از منابع جمهوری اسلامی استفاده میکنند تا کسانی که ساکت هستند و برخی هم نظام جمهوری اسلامی را مشروع نمیدانند و گاه انتقادی مطرح میکنند.
🔹۵. حامیان حوزه سنتی درباره امر سیاسی در دهه ۶۰ و ۷۰ همواره ساکت بودهاند. از سال ۸۴ و با موضعگیری برخی دولتمردان علیه روحانیت و مشاهده تحولات ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ و شعارها و اقدامات علیه روحانیت و حوزههای علمیه و اوضاع نابسامان اقتصادی کشور، نمایندگان حوزه سنتی را به این نتیجه رساند که اسلام سیاسی در عمل کارآمد نبوده است و موجب بدبینی مردم به مراجع تقلید و حوزههای علمیه شده است، و تداوم چنین رویکردی میتواند تشیع را با خطر مواجه کند، به همین جهت باید این پیام را به مردم منتقل کرد که مرجعیت و حوزههای علمیه موید نظام سیاسی نیستند. در حوزه نظر نیز برخی معتقدند سیاست امری تخصصی است و باید به اهلش سپرده شود و مراجع تقلید و روحانیت فقط زمانی باید دخالت کنند که کیان اسلامی به خطر بیفتند یا منفعت بزرگی از شیعیان ضایع شود.
🔹۶. مرور یافتههای موج چهارم پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای ایرانیان نشان میدهد علیرغم گرایش بسیاری از مردم به جدایی نهاد دین از نهاد سیاست، علاقه و حضور مردم در عزاداری عاشورا در دهه ۷۰ و اواخر دهه ۹۰ تغییری نکرده است و شاید این یافته نشاندهنده همراهی بخش مهمی از جامعه با نگرش حوزه سنتی باشد همچنان که قوت گرفتن فعالیتهای هیاتهای مذهبی در مقابل فعالیتهای بسیج نیز بتواند چنین نگاهی را تقویت کند، چه آنکه حوزه سنتی بر حفظ و تقویت هویت شیعی بجای اجرای شریعت اسلامی تاکید دارد و در دوره غیبت ادعایی درباره اداره سیاست و اقتصاد و بهداشت و ... ندارد.
@namehayehawzavi
👍48👎23
⚡️محرومیت زنان از مرجعیت مانند محرومیت پزشک زن از طبابت است
✔️مجتبی فاضل مدیر حوزههای علمیه خواهران، در گفتوگو با ایکنا🔻
🔹در اینکه زن میتواند مجتهد شود شکی نیست ولی در اینکه آیا دیگران هم میتوانند بعد از این فرایند از محصولات علم این مجتهد زن بهره ببرند به نظر بنده هیچ مشکلی وجود ندارد و ممانعت از آن درست مانند این است که کسی درس پزشکی بخواند و او را از طبابت منع کنیم.
🔹بانوان میتوانند در مقام افتا به فتوا بپردازند خصوصا در احکام بانوان میتوانند پیشگام باشند؛ به نظر بنده اجتهاد در مسائل عمومی و تخصصی دیگر هم اشکالی ندارد؛ چه ایرادی دارد که یک زن آنقدر در نظام بانکی به غور پرداخته و بر مسائل فقهی آن آگاه و مسلط شود که بتواند برای مسائل بانکی کشور حکم بدهد.
🔹شعار افق ۱۴۱۴ حوزه خواهران، رسیدن به مرجعیت علمی در موضوع زن و خانواده است. در مورد معرفی زنان مجتهده هم بدون تردید افرادی الان وجود دارند که میشود به جامعه معرفی کرد ولی باید توسط نهادهایی که متکفل این کار هستند انجام شود تا تعدد در معرفی رخ ندهد.
@namehayehawzavi
✔️مجتبی فاضل مدیر حوزههای علمیه خواهران، در گفتوگو با ایکنا🔻
🔹در اینکه زن میتواند مجتهد شود شکی نیست ولی در اینکه آیا دیگران هم میتوانند بعد از این فرایند از محصولات علم این مجتهد زن بهره ببرند به نظر بنده هیچ مشکلی وجود ندارد و ممانعت از آن درست مانند این است که کسی درس پزشکی بخواند و او را از طبابت منع کنیم.
🔹بانوان میتوانند در مقام افتا به فتوا بپردازند خصوصا در احکام بانوان میتوانند پیشگام باشند؛ به نظر بنده اجتهاد در مسائل عمومی و تخصصی دیگر هم اشکالی ندارد؛ چه ایرادی دارد که یک زن آنقدر در نظام بانکی به غور پرداخته و بر مسائل فقهی آن آگاه و مسلط شود که بتواند برای مسائل بانکی کشور حکم بدهد.
🔹شعار افق ۱۴۱۴ حوزه خواهران، رسیدن به مرجعیت علمی در موضوع زن و خانواده است. در مورد معرفی زنان مجتهده هم بدون تردید افرادی الان وجود دارند که میشود به جامعه معرفی کرد ولی باید توسط نهادهایی که متکفل این کار هستند انجام شود تا تعدد در معرفی رخ ندهد.
@namehayehawzavi
👎17👍8😁2🙏1
✔️نجف و آینده مرجعیت🔻
🔸مطلب وارده
🔹تغییر و تحول در نگاه جامعه به مرجعیت از یک سو ، و نگاه خاص حکومت به جایگاه مرجعیت از سوی ديگر، به علاوه کهولت سن اکثر مراجع معظم ، مرجعیت را در آستانه تحول و دگرگونی قرار داده است. در سال ۱۳۴۰ با رحلت مرجع بزرگ آیهالله بروجردی، برخی از متفکران حوزوی مانند مطهری و طالقانی و بهشتی اقدام به انتشار مقالاتی در باره مرجعیت ، با رویکرد اصلاحی کرده و برخی دانشگاهیان مانند مهندس بازرگان را نیز وارد این بحث کردند . متاسفانه امروز چنین فضایی برای بحث وجود ندارد و برخی هم گمان دارند که دوران تقلید از فقیهان رو به پایان است و نسل آینده دینداران ، اعتنایی به اخذ احکام تقلیدی از فقها نخواهند داشت.
🔹به اشاره میتوان گفت علائمی دلالت دارد که احتمالا ثِقل مرجعیت از قم به نجف انتقال مییابد، اگر در گذشته این انتقال -- علیرغم اراده رژیم سابق -- اتفاق نیفتاد ولی امروز ممکن است - علیرغم اراده رژیم- اتفاق بیفتد .
🔹این تحلیل مبتنی بر این دادههاست :
🔹الف) جمع کثیری از شیعیان داخل ، گرایش به علمائی دارند که از ورود به مسائل سیاسی روز پرهیز دارند . اِقبال به این گروه از عالمان در دو دهه اخیر افزایش یافته هر چند آنان مناصب رسمی حضور نداشته و از رسانههای رسمی محروم بودهاند . کسانی که چنین تمایلاتی دارند ترجیح میدهند که مرجعی بیرون از کشور داشته باشند .
🔹ب ) فضای سیاسی و انقلابی کشور توقع دارد که مرجعیت در مسائل مختلف مواضعی نزدیک به نظام و همراه آن داشته باشد ، و در غیر این صورت ، مرجع با نامهربانیهایی مواجه میشود . چه اینکه دیدیم وقتی از خواص ، بصیرت به معنای خاص آن مطالبه شد ، عدهای از طلاب درِ خانه برخی مراجع معظم اجتماع کرده و شعار : بصیرت ، بصیرت سردادند و ... در این فضا مرجعی که اعتقاد به آن مواضع رسمی نداشته باشد ، در محذور : تظاهر به همراهی و یا سکوت و کناره گیری قرار میگیرد ( با فرض امتناع از ابراز مخالفت) و هر یک از این دو موضع پیامدهای ناگواری خواهد داشت . در این اوضاع مقلِدان ، انتخاب مرجعی از بیرون را ترجیح خواهند داد.
🔹ج) تجربه سه دهه اخیر نشان میدهد که نظام با حساسیت موضوع تعیین مرجعیت را دنبال میکند . مثلا با بحرانی شدن حال آیهالله العظمی اراکی تلاش گستردهای برای مهندسی مسیر مرجعیت آغاز شد . برخی رجال سیاسیِ کلاهی -- وزیر امور خارجه و رئیس صدا و سیما -- از تهران به قم آمده تا در جلسه علما برای تعیین مراجع شرکت کرده و بگویند که چه کسی به مصلحت هست یا نیست ( خاطرات هاشمی ، ۱۲ آذر ۷۳) ، خطیب نماز جمعه تهران هم علیه مرجعیت نجف سخن گفت.
🔹د ) از آغاز جمهوری اسلامی ، عده ای بر این باور بودند که سرنوشت مرجعیت باید در داخل نظام تعیین شود . برخی از آنها در دروس فقهی خود میگفتند که افتاء هم یکی از شوون امام مسلمین است و نباید از آن تفکیک شود . آقای هاشمی رفسنجانی در مجلس بازنگری قانون اساسی گفت که مجلس خبرگان میتواند برای آینده مرجع درست کند ( مذاکرات ص ۲۵۴) آقای شیخ محمد یزدی و دوستانش نیز چنین آمالی داشتند و امروز آن ایدهها بشدت دنبال میشود. چنین وضعی قهرا به محدود شدن دائره افراد شایسته میانجامد و نتیجه آن روی آوردن عدهای از مقلدان به فقهای بیرون کشور خواهد بود .
🔹ه) نمیتوان انکار کرد که نظام اسلامی بدون همراهی مرجعیت ، از قوت و پشتیبانی دینی لازم برخوردار نیست . از این رو کاملا طبیعی است که از قدرت یافتن مرجعیت نجف نگران باشد و برای جلوگيري از آن برنامه داشته باشد . این صرفا یک حدس نیست، بلکه یک خبر حسی است که شاهد آن ، ثبت کرده است. آقای هاشمی رفسنجانی در خاطرات روز نوشت خود در اول آبان ۷۳ (با اشاره به بد حال بودن آیهالله اراکی) مینویسد که به ملاقات رهبری رفته و موضوع مرجعیت و " لزوم تقویت قم در مقابل نجف و راههای وصول به این هدف " مطرح شده است.
🔹و ) در دویست سال اخیر ، مرجعیت در نجف غالبا بر عهده فقهای ایرانی بوده است : از شیخ انصاری و میرزای شیرازی و آخوند خراسانی و سید ابوالحسن اصفهانی تا سید ابوالقاسم خویی و سید علی سیستانی . ولی امروز همه مدرسین طراز اول نجف ( بجز سید محمد رضا سیستانی ) عراقیاند . این دگرگونی ، زمینهساز تغییراتی در وضع آینده مرجعیت و گرایشات آنها است .
🔹ز) فاصله گرفتن بسیاری از علما در ایران از زندگی ساده و روی آوردن آنان به رفاه و تجملات ، از چشم مردم مذهبی دور نمانده و در جذب ایشان به مرجعیت سنتی و بدون تشریفات نجف - که آیهالله سیستانی بر آن اصرار دارد - بی تاثیر نیست .
🔹بعلاوه مرجعیت نجف در دوره اخیر خود ، تجربه جدیدی از موضعگیری همراه با درایت و عقلانیت - مثل ملاقات با پاپ - را نشان داده که برای قشر مذهبی ایران پر جاذبه است و کفه نجف را سنگین میکند.
@namehayehawzavi
🔸مطلب وارده
🔹تغییر و تحول در نگاه جامعه به مرجعیت از یک سو ، و نگاه خاص حکومت به جایگاه مرجعیت از سوی ديگر، به علاوه کهولت سن اکثر مراجع معظم ، مرجعیت را در آستانه تحول و دگرگونی قرار داده است. در سال ۱۳۴۰ با رحلت مرجع بزرگ آیهالله بروجردی، برخی از متفکران حوزوی مانند مطهری و طالقانی و بهشتی اقدام به انتشار مقالاتی در باره مرجعیت ، با رویکرد اصلاحی کرده و برخی دانشگاهیان مانند مهندس بازرگان را نیز وارد این بحث کردند . متاسفانه امروز چنین فضایی برای بحث وجود ندارد و برخی هم گمان دارند که دوران تقلید از فقیهان رو به پایان است و نسل آینده دینداران ، اعتنایی به اخذ احکام تقلیدی از فقها نخواهند داشت.
🔹به اشاره میتوان گفت علائمی دلالت دارد که احتمالا ثِقل مرجعیت از قم به نجف انتقال مییابد، اگر در گذشته این انتقال -- علیرغم اراده رژیم سابق -- اتفاق نیفتاد ولی امروز ممکن است - علیرغم اراده رژیم- اتفاق بیفتد .
🔹این تحلیل مبتنی بر این دادههاست :
🔹الف) جمع کثیری از شیعیان داخل ، گرایش به علمائی دارند که از ورود به مسائل سیاسی روز پرهیز دارند . اِقبال به این گروه از عالمان در دو دهه اخیر افزایش یافته هر چند آنان مناصب رسمی حضور نداشته و از رسانههای رسمی محروم بودهاند . کسانی که چنین تمایلاتی دارند ترجیح میدهند که مرجعی بیرون از کشور داشته باشند .
🔹ب ) فضای سیاسی و انقلابی کشور توقع دارد که مرجعیت در مسائل مختلف مواضعی نزدیک به نظام و همراه آن داشته باشد ، و در غیر این صورت ، مرجع با نامهربانیهایی مواجه میشود . چه اینکه دیدیم وقتی از خواص ، بصیرت به معنای خاص آن مطالبه شد ، عدهای از طلاب درِ خانه برخی مراجع معظم اجتماع کرده و شعار : بصیرت ، بصیرت سردادند و ... در این فضا مرجعی که اعتقاد به آن مواضع رسمی نداشته باشد ، در محذور : تظاهر به همراهی و یا سکوت و کناره گیری قرار میگیرد ( با فرض امتناع از ابراز مخالفت) و هر یک از این دو موضع پیامدهای ناگواری خواهد داشت . در این اوضاع مقلِدان ، انتخاب مرجعی از بیرون را ترجیح خواهند داد.
🔹ج) تجربه سه دهه اخیر نشان میدهد که نظام با حساسیت موضوع تعیین مرجعیت را دنبال میکند . مثلا با بحرانی شدن حال آیهالله العظمی اراکی تلاش گستردهای برای مهندسی مسیر مرجعیت آغاز شد . برخی رجال سیاسیِ کلاهی -- وزیر امور خارجه و رئیس صدا و سیما -- از تهران به قم آمده تا در جلسه علما برای تعیین مراجع شرکت کرده و بگویند که چه کسی به مصلحت هست یا نیست ( خاطرات هاشمی ، ۱۲ آذر ۷۳) ، خطیب نماز جمعه تهران هم علیه مرجعیت نجف سخن گفت.
🔹د ) از آغاز جمهوری اسلامی ، عده ای بر این باور بودند که سرنوشت مرجعیت باید در داخل نظام تعیین شود . برخی از آنها در دروس فقهی خود میگفتند که افتاء هم یکی از شوون امام مسلمین است و نباید از آن تفکیک شود . آقای هاشمی رفسنجانی در مجلس بازنگری قانون اساسی گفت که مجلس خبرگان میتواند برای آینده مرجع درست کند ( مذاکرات ص ۲۵۴) آقای شیخ محمد یزدی و دوستانش نیز چنین آمالی داشتند و امروز آن ایدهها بشدت دنبال میشود. چنین وضعی قهرا به محدود شدن دائره افراد شایسته میانجامد و نتیجه آن روی آوردن عدهای از مقلدان به فقهای بیرون کشور خواهد بود .
🔹ه) نمیتوان انکار کرد که نظام اسلامی بدون همراهی مرجعیت ، از قوت و پشتیبانی دینی لازم برخوردار نیست . از این رو کاملا طبیعی است که از قدرت یافتن مرجعیت نجف نگران باشد و برای جلوگيري از آن برنامه داشته باشد . این صرفا یک حدس نیست، بلکه یک خبر حسی است که شاهد آن ، ثبت کرده است. آقای هاشمی رفسنجانی در خاطرات روز نوشت خود در اول آبان ۷۳ (با اشاره به بد حال بودن آیهالله اراکی) مینویسد که به ملاقات رهبری رفته و موضوع مرجعیت و " لزوم تقویت قم در مقابل نجف و راههای وصول به این هدف " مطرح شده است.
🔹و ) در دویست سال اخیر ، مرجعیت در نجف غالبا بر عهده فقهای ایرانی بوده است : از شیخ انصاری و میرزای شیرازی و آخوند خراسانی و سید ابوالحسن اصفهانی تا سید ابوالقاسم خویی و سید علی سیستانی . ولی امروز همه مدرسین طراز اول نجف ( بجز سید محمد رضا سیستانی ) عراقیاند . این دگرگونی ، زمینهساز تغییراتی در وضع آینده مرجعیت و گرایشات آنها است .
🔹ز) فاصله گرفتن بسیاری از علما در ایران از زندگی ساده و روی آوردن آنان به رفاه و تجملات ، از چشم مردم مذهبی دور نمانده و در جذب ایشان به مرجعیت سنتی و بدون تشریفات نجف - که آیهالله سیستانی بر آن اصرار دارد - بی تاثیر نیست .
🔹بعلاوه مرجعیت نجف در دوره اخیر خود ، تجربه جدیدی از موضعگیری همراه با درایت و عقلانیت - مثل ملاقات با پاپ - را نشان داده که برای قشر مذهبی ایران پر جاذبه است و کفه نجف را سنگین میکند.
@namehayehawzavi
👍31👎12
⚡️اخلاق به این معناست که جامعه عادلانهای داشته باشیم
✔️مقصود فراستخواه در گفتگو با ایکنا🔻
🔹انبیا با انگشت ماه را نشانه گرفتند و ما در انگشت خیره شدیم و از دیدن ماه درماندیم؛ پیامبر(ص) ماه را نشان داد و ما برای آن انگشت مناسک درست کردیم. ریشه این موضوع در متولیان رسمی است که زمینههای مناسکگرایی را بیشتر میکنند. این نوعی ظاهرگرایی است که در جامعه ما رسوخ و رخنه کرده؛ البته در جامعه آگاهیهایی وجود دارد و همه اینگونه نیستند. بخشی از جامعه آگاهیهایی دارند که نباید دین را به مناسک تقلیل داد بلکه دین آیاتی دارد. مناسک بخش کوچک و ظاهری دین است و بحث پشت آنها اهدافی است که پیامبران برای آن آمدند؛ مانند عدالت که قرآن میفرماید «لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» که تمام انبیا برای «عدالت» مبعوث شدند. بخشی از جامعه نسبت به این موضوعات آگاه هستند و این اتفاق سبب بیاعتباری سیستمها میشود زیرا آگاهان و خردمندان میدانند که مناسکگرایی مفرط چقدر بیپایه است.
🔹اخلاق به این معناست که جامعه عادلانهای داشته باشیم، جامعهای بدون زیر خط فقر و رفاه اجتماعی وجود داشته باشد تا مردم نیازهای مادی خود را برطرف کنند. متأسفانه ما به جای گفتمان کار، توسعه، عقلانیت و اخلاق از ابتدا پایه را بر شعائرگرایی گذاشتیم. باید به غایات و اهداف اصلی دین و بعثت بهویژه «اخلاق» بیشتر توجه کنیم.
🔹نباید مردم را درگیر رنجهای نالازم کرد؛ یک وقت ما رنجی را میکشیم و احساس میکنیم که این رنج لازم است؛ مانند جنگ تحمیلی که بهترین فرزندان ما برای دفاع از آب و خاک کشور رفتند و جانفشانی کردند؛ این اتفاق رنج بود اما مردم احساس میکردند که برای سرزمین لازم است اما یک زمان مردم رنجی میکشند که نالازم است و این اتفاق شرایط زیست اخلاقی را در جامعه کاهش میدهد و متأسفانه جامعه را به سمت غیراخلاقی بودن میبرد. در چنین شرایطی به سختی میشود که این اتفاق را اصلاح کرد و دوباره بهبود بخشید ولی همچنان به تقلاها، کنشها و برهمکنشیها امیدواریم. امیدوارم با عقلای دولت و جامعه، دست در دست هم بتوانیم انشاءالله جامعه ایران را آنطور که برازنده فرهنگ اخلاقیمان است پیش ببریم.
@namehayehawzavi
✔️مقصود فراستخواه در گفتگو با ایکنا🔻
🔹انبیا با انگشت ماه را نشانه گرفتند و ما در انگشت خیره شدیم و از دیدن ماه درماندیم؛ پیامبر(ص) ماه را نشان داد و ما برای آن انگشت مناسک درست کردیم. ریشه این موضوع در متولیان رسمی است که زمینههای مناسکگرایی را بیشتر میکنند. این نوعی ظاهرگرایی است که در جامعه ما رسوخ و رخنه کرده؛ البته در جامعه آگاهیهایی وجود دارد و همه اینگونه نیستند. بخشی از جامعه آگاهیهایی دارند که نباید دین را به مناسک تقلیل داد بلکه دین آیاتی دارد. مناسک بخش کوچک و ظاهری دین است و بحث پشت آنها اهدافی است که پیامبران برای آن آمدند؛ مانند عدالت که قرآن میفرماید «لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» که تمام انبیا برای «عدالت» مبعوث شدند. بخشی از جامعه نسبت به این موضوعات آگاه هستند و این اتفاق سبب بیاعتباری سیستمها میشود زیرا آگاهان و خردمندان میدانند که مناسکگرایی مفرط چقدر بیپایه است.
🔹اخلاق به این معناست که جامعه عادلانهای داشته باشیم، جامعهای بدون زیر خط فقر و رفاه اجتماعی وجود داشته باشد تا مردم نیازهای مادی خود را برطرف کنند. متأسفانه ما به جای گفتمان کار، توسعه، عقلانیت و اخلاق از ابتدا پایه را بر شعائرگرایی گذاشتیم. باید به غایات و اهداف اصلی دین و بعثت بهویژه «اخلاق» بیشتر توجه کنیم.
🔹نباید مردم را درگیر رنجهای نالازم کرد؛ یک وقت ما رنجی را میکشیم و احساس میکنیم که این رنج لازم است؛ مانند جنگ تحمیلی که بهترین فرزندان ما برای دفاع از آب و خاک کشور رفتند و جانفشانی کردند؛ این اتفاق رنج بود اما مردم احساس میکردند که برای سرزمین لازم است اما یک زمان مردم رنجی میکشند که نالازم است و این اتفاق شرایط زیست اخلاقی را در جامعه کاهش میدهد و متأسفانه جامعه را به سمت غیراخلاقی بودن میبرد. در چنین شرایطی به سختی میشود که این اتفاق را اصلاح کرد و دوباره بهبود بخشید ولی همچنان به تقلاها، کنشها و برهمکنشیها امیدواریم. امیدوارم با عقلای دولت و جامعه، دست در دست هم بتوانیم انشاءالله جامعه ایران را آنطور که برازنده فرهنگ اخلاقیمان است پیش ببریم.
@namehayehawzavi
👏5👎2😁2
⚡️حکومت در فقه انرژی سرمایهگذاری کند
✔️احمد رهدار🔻
🔹میشل فوکو یک نظریهای مطرح کرد مبنی بر اینکه دانش، امتداد قدرت است؛ به تعبیری، دانشها، تولید دستگاههای قدرت هستند. ضمن اینکه این نظریه در کلیت خود قابلنقد است؛ زیرا ما در تاریخ علم دانشهایی را داریم که افراد غیروابسته و بلکه ضد قدرت مستقر، آنها را تولید کردهاند. البته دانشهایی هم داریم که دستگاه قدرت در تولید آنها سهیم بوده است. اما فیالجمله، این حرف دقیقی است. در منابع دینی ما هم دانش را قدرت معرفی کرده و فرموده است: العلم سلطانٌ. قلهها یا خاکریزهای دانش، مخصوصاً دانشهای هزینهبر، قائم به حکومتها هستند.
🔹از آن جمله است دانش هستهای که کمی پیشرفت در آن، مستلزم صرف هزینههای گزافی است. معمولاً دانشمندان و سرمایهگذاران خصوصی در مواردی سرمایهگذاری نمیکنند که احتمال پیشرفت، ۵ درصد است؛ لذا سرمایهگذاری در خاکریزهای دانشها، کار دولتها است. به گمان من اگر مسئله انرژی برای حکومت اسلامی مهم است که حتماً هست و اگر تحفظ بر حیث اسلامیت آن نیز مهم است که حتماً هست، نتیجه قهری این دو نکته این است که خود حکومت باید وسط بیاید و از یک سری فقیهان هم بخواهد که فقه انرژی را در بیاورد.
🔹فقیهی که میخواهد در حوزه انرژی اظهارنظر کند نیز باید یک تجربه زیستهای در چرخۀ این حوزه داشته باشد. محال است یک فقیهی در حوزه انرژی بتواند حرف متقن و پیشبرنده بزند و درعینحال خود انرژی هستهای را بازدید نکرده باشد و در بستر موضوع آن قرار نگرفته باشد. حکومت اگر میخواهد در این زمینه پیشرفتی داشته باشد باید چند فقیه را فراخوان بدهد و نمونههای متفاوت انرژی را از ابتدا تا انتها نشان دهد و کمک کند که یک تجربه زیستهای در این حوزه پیدا کنند، وانگهی از آنها بخواهند که در مورد مسائل مطرح در آن باب به تحقیق و اظهارنظر بپردازند.
از طرف دیگر، حکومت باید این فقها را به میزانی که برایش مسئله فقه انرژی مهم است، تأمین کند. تأمین خاص نیز یک استلزامی دارد و آن اینکه ۵ تا یا ۱۰ تا فقیه را بگوید شما هیچکاری دیگری انجام ندهید و فقط روی این مسئله متمرکز شوید؛ در عوض شما را صفر تا صد تأمین میکنیم.
🔹از طرفی هم ما داریم فقیهانی که در حوزه علمیه درس خارج فقه انرژی برگزار کردهاند. اگر ما امروز در فقه الصلاه یا فقه الزکات یک مبانی متقن و ادبیات متورم و دیدگاههای متکثری داریم، دلیلش این است که فقیهان ما ۱۳ قرن راجع به این موضوع حرف زدهاند. در مورد موضوعی مثل انرژی اما تاکنون کسی حرفی نزده؛ لذا فقیه ما باید بیاید با هزار زحمت از سطح قواعد کلی و عام شروع کند و بعضی از گزارههای احکام را در بیاورد که معمولاً در یک دوره، امکانش هم نیست. بنابراین، اگر حکومت بیاید در این موضوع سرمایهگذاری کند احتمال اینکه با یک شتاب بیشتری در این حوزه روبرو شویم هست.
@namehayehawzavi
✔️احمد رهدار🔻
🔹میشل فوکو یک نظریهای مطرح کرد مبنی بر اینکه دانش، امتداد قدرت است؛ به تعبیری، دانشها، تولید دستگاههای قدرت هستند. ضمن اینکه این نظریه در کلیت خود قابلنقد است؛ زیرا ما در تاریخ علم دانشهایی را داریم که افراد غیروابسته و بلکه ضد قدرت مستقر، آنها را تولید کردهاند. البته دانشهایی هم داریم که دستگاه قدرت در تولید آنها سهیم بوده است. اما فیالجمله، این حرف دقیقی است. در منابع دینی ما هم دانش را قدرت معرفی کرده و فرموده است: العلم سلطانٌ. قلهها یا خاکریزهای دانش، مخصوصاً دانشهای هزینهبر، قائم به حکومتها هستند.
🔹از آن جمله است دانش هستهای که کمی پیشرفت در آن، مستلزم صرف هزینههای گزافی است. معمولاً دانشمندان و سرمایهگذاران خصوصی در مواردی سرمایهگذاری نمیکنند که احتمال پیشرفت، ۵ درصد است؛ لذا سرمایهگذاری در خاکریزهای دانشها، کار دولتها است. به گمان من اگر مسئله انرژی برای حکومت اسلامی مهم است که حتماً هست و اگر تحفظ بر حیث اسلامیت آن نیز مهم است که حتماً هست، نتیجه قهری این دو نکته این است که خود حکومت باید وسط بیاید و از یک سری فقیهان هم بخواهد که فقه انرژی را در بیاورد.
🔹فقیهی که میخواهد در حوزه انرژی اظهارنظر کند نیز باید یک تجربه زیستهای در چرخۀ این حوزه داشته باشد. محال است یک فقیهی در حوزه انرژی بتواند حرف متقن و پیشبرنده بزند و درعینحال خود انرژی هستهای را بازدید نکرده باشد و در بستر موضوع آن قرار نگرفته باشد. حکومت اگر میخواهد در این زمینه پیشرفتی داشته باشد باید چند فقیه را فراخوان بدهد و نمونههای متفاوت انرژی را از ابتدا تا انتها نشان دهد و کمک کند که یک تجربه زیستهای در این حوزه پیدا کنند، وانگهی از آنها بخواهند که در مورد مسائل مطرح در آن باب به تحقیق و اظهارنظر بپردازند.
از طرف دیگر، حکومت باید این فقها را به میزانی که برایش مسئله فقه انرژی مهم است، تأمین کند. تأمین خاص نیز یک استلزامی دارد و آن اینکه ۵ تا یا ۱۰ تا فقیه را بگوید شما هیچکاری دیگری انجام ندهید و فقط روی این مسئله متمرکز شوید؛ در عوض شما را صفر تا صد تأمین میکنیم.
🔹از طرفی هم ما داریم فقیهانی که در حوزه علمیه درس خارج فقه انرژی برگزار کردهاند. اگر ما امروز در فقه الصلاه یا فقه الزکات یک مبانی متقن و ادبیات متورم و دیدگاههای متکثری داریم، دلیلش این است که فقیهان ما ۱۳ قرن راجع به این موضوع حرف زدهاند. در مورد موضوعی مثل انرژی اما تاکنون کسی حرفی نزده؛ لذا فقیه ما باید بیاید با هزار زحمت از سطح قواعد کلی و عام شروع کند و بعضی از گزارههای احکام را در بیاورد که معمولاً در یک دوره، امکانش هم نیست. بنابراین، اگر حکومت بیاید در این موضوع سرمایهگذاری کند احتمال اینکه با یک شتاب بیشتری در این حوزه روبرو شویم هست.
@namehayehawzavi
😁19👍7😐3
⚡️اگر خواهان حضور بیشتر فقه در اداره کشور هستیم باید ساختار نظام اجرایی را تغییر دهیم
✔️احمد رهدار🔻
🔹پژوهشی را ما در اوایل دهه نود در مؤسسه فتوح اندیشه انجام دادیم. در آنجا پرسش اصلی آن این بود که فقه در تجربه سالهای بعد از انقلاب اسلامی در ساختار اجرایی ما تا کجا رفته است؟ این سؤال در واقع داشت یک سؤال دیگری را پاسخ میداد و آن اینکه اساساً جمهوری اسلامی بهواقع، به چه اندازه اسلامی است. پاسخ این سؤال این بود که ببینیم فقه تا چه اندازه وارد سیستم اداری شده است و به میزانی که فقه وارد نظام اداری ما شده است جمهوری اسلامی، اسلامی است.
🔹در آن پژوهش به چند نتیجه رسیدیم یکی این بود که نظام اجرایی ما هم در سطح سختافزار و هم در سطح نرمافزار خود، بهگونهای طراحی شده است که اگر بیش از این مقدار فقه را درونش تعبیه کنیم پس میزند؛ یعنی اگر خواهان حضور بیشتر فقه در اداره کشور هستیم باید ساختار نظام اجرایی را تغییر بدهیم. این سکه یک روی دیگر هم داشت و آن این بود که نهاد فقاهت ما نیز تلاش چندانی نکرده بود تا استلزامات حضور حداکثری فقه در نهاد اجرا را به مدیران اجرایی پیشنهاد دهد؛ حتی مباحث جاری فقها نیز گویی امتداد همان مباحث قبل از انقلاب بود؛ و بود و نبودِ انقلاب هیچ تأثیری در رویکرد مباحث و پژوهشهای فقها نداشته است. نمیگویم که تغییراتی صورت نگرفته است؛ بلکه انتظار خودم بین شتاب انقلاب اسلامی در بستر نظام سیاسی و ضرورتهای حوزه علمیه را میبینم که متأسفانه بین این دو شکاف وجود دارد و روزبهروز هم بیشتر میشود.
🔹ما باید زمینه حضور فقه در سیستم اجرایی را فراهم کنیم. این زمینهسازی در گام اول میتواند در سطح جعل قانون و یا تفاهمنامه باشد. فرض کنیم اگر نهادهای اجرایی موظف شوند که برای تمامی طرحهای خود که برای تصویب ارائه میکنند، یک ضمیمه فقهی هم ارائه کنند؛ چنین طرحی مدیر اجرایی را وادار میکند که در تدوین برنامههای خود، به سراغ نهاد فقاهت بیاید. الآن نه مدیر ما فقیه را به مشورت میطلبد و نه فقیه ما این حس و حال را دارد که مشورت بدهد.
🔹زمانی ما به نمایندگی وزارت خارجه در قم مراجعه کردیم که تعدادی پرسشهای پاسخ نیافته از نظر فقهی در حوزه بینالملل را در اختیار ما قرار دهید تا ما روی آنها تحقیق و مطالعه کنیم و پاسخهای فقهی آنها را در اختیار شما بگذاریم. خیلی استقبال کردند و گفتند اساساً یکی از فلسفههای حضور ما در قم، پیگیری چنین مواردی است؛ منتها چون از حوزه علمیه حرکت مثبتی ندیدیم لذا این مسائل بدون پاسخ مانده است. ما برگشتیم و یک تحقیقی کردیم، دیدیم ده دوازده نفر از اساتید دروس خارج حوزه علمیه در زمینههای سیاست خارجی و مسائل بینالملل کتاب نوشته و منتشر کردهاند. تماس گرفتیم با آقایان که آیا از نهادهای سیاست خارجی و بینالملل، با شما تماسی، مشورتی، دعوت به همکاری و همفکریای یا مشارکت در سفری تاکنون صورت گرفته است؟ قریب بهاتفاق آقایان اظهار بیاطلاعی کردند؛ درحالیکه نهادهای اجرایی از فقهایی که در زمینه کاریشان تحقیق کردهاند باید لااقل یک ناهار کاری دعوت کنند تا فقها در جریان کار آنها قرار گیرند و بتوانند به آنها مشورت بدهند.
🔹البته در بعضی نهادها این ظرفیتها را ایجاد کردهایم؛ بهعنوانمثال، در بانک مرکزی، شورای فقهی داریم؛ در نهاد امنیت، شورایعالی فقهی داریم، حتی یکوقتی وزیر نفت در تلویزیون گفت ما شورای فقهی نفت داریم (البته من بعداً پیگیری کردم دیدم شورای نبود؛ بلکه یک نفر بود و آن یک نفر هم یک طلبه معمولی بود و نه فقیه) ولی میخواهم بگویم جعل قانون برای استفاده از فقه و فقاهت، خیلی اثرگذار است.
🔹یک کار دیگری که نهاد فقاهت باید از همان اول انقلاب انجام میداد این بود که اسناد بالادستی وزارتخانهها که حاوی مواد فقهی بود را اصلاح میکردند؛ زیرا ضمانت اجرا برای قوانین فقهی موجود در اسناد بالادستی وزارتخانهها را نداریم. بخشی از این نقایص متوجه نهاد حاکمیت است که حضور فقه در چرخه اداری خودش را فراهم نکرده است؛ چون یکی از کارویژههای نهاد حاکمیت اسلامی این است که از دین استنطاق کند. یک موقعی از دفاتر مراجع عظام تقلید تقاضا کردیم استفتائاتی که از پایگاههای دولتی در خصوص مسکن و شهرسازی انجام شده است را در اختیار ما قرار دهید. جوابی که دریافت کردیم حاکی از این بود که هیچ استفتایی از سوی شهرسازی و مسکن نشده بود و این نشان میدهد که فقه ما همچون گذشته مسیر فردی را طی میکند نه فقه اجتماعی یا تمدنی را.
@namehayehawzavi
✔️احمد رهدار🔻
🔹پژوهشی را ما در اوایل دهه نود در مؤسسه فتوح اندیشه انجام دادیم. در آنجا پرسش اصلی آن این بود که فقه در تجربه سالهای بعد از انقلاب اسلامی در ساختار اجرایی ما تا کجا رفته است؟ این سؤال در واقع داشت یک سؤال دیگری را پاسخ میداد و آن اینکه اساساً جمهوری اسلامی بهواقع، به چه اندازه اسلامی است. پاسخ این سؤال این بود که ببینیم فقه تا چه اندازه وارد سیستم اداری شده است و به میزانی که فقه وارد نظام اداری ما شده است جمهوری اسلامی، اسلامی است.
🔹در آن پژوهش به چند نتیجه رسیدیم یکی این بود که نظام اجرایی ما هم در سطح سختافزار و هم در سطح نرمافزار خود، بهگونهای طراحی شده است که اگر بیش از این مقدار فقه را درونش تعبیه کنیم پس میزند؛ یعنی اگر خواهان حضور بیشتر فقه در اداره کشور هستیم باید ساختار نظام اجرایی را تغییر بدهیم. این سکه یک روی دیگر هم داشت و آن این بود که نهاد فقاهت ما نیز تلاش چندانی نکرده بود تا استلزامات حضور حداکثری فقه در نهاد اجرا را به مدیران اجرایی پیشنهاد دهد؛ حتی مباحث جاری فقها نیز گویی امتداد همان مباحث قبل از انقلاب بود؛ و بود و نبودِ انقلاب هیچ تأثیری در رویکرد مباحث و پژوهشهای فقها نداشته است. نمیگویم که تغییراتی صورت نگرفته است؛ بلکه انتظار خودم بین شتاب انقلاب اسلامی در بستر نظام سیاسی و ضرورتهای حوزه علمیه را میبینم که متأسفانه بین این دو شکاف وجود دارد و روزبهروز هم بیشتر میشود.
🔹ما باید زمینه حضور فقه در سیستم اجرایی را فراهم کنیم. این زمینهسازی در گام اول میتواند در سطح جعل قانون و یا تفاهمنامه باشد. فرض کنیم اگر نهادهای اجرایی موظف شوند که برای تمامی طرحهای خود که برای تصویب ارائه میکنند، یک ضمیمه فقهی هم ارائه کنند؛ چنین طرحی مدیر اجرایی را وادار میکند که در تدوین برنامههای خود، به سراغ نهاد فقاهت بیاید. الآن نه مدیر ما فقیه را به مشورت میطلبد و نه فقیه ما این حس و حال را دارد که مشورت بدهد.
🔹زمانی ما به نمایندگی وزارت خارجه در قم مراجعه کردیم که تعدادی پرسشهای پاسخ نیافته از نظر فقهی در حوزه بینالملل را در اختیار ما قرار دهید تا ما روی آنها تحقیق و مطالعه کنیم و پاسخهای فقهی آنها را در اختیار شما بگذاریم. خیلی استقبال کردند و گفتند اساساً یکی از فلسفههای حضور ما در قم، پیگیری چنین مواردی است؛ منتها چون از حوزه علمیه حرکت مثبتی ندیدیم لذا این مسائل بدون پاسخ مانده است. ما برگشتیم و یک تحقیقی کردیم، دیدیم ده دوازده نفر از اساتید دروس خارج حوزه علمیه در زمینههای سیاست خارجی و مسائل بینالملل کتاب نوشته و منتشر کردهاند. تماس گرفتیم با آقایان که آیا از نهادهای سیاست خارجی و بینالملل، با شما تماسی، مشورتی، دعوت به همکاری و همفکریای یا مشارکت در سفری تاکنون صورت گرفته است؟ قریب بهاتفاق آقایان اظهار بیاطلاعی کردند؛ درحالیکه نهادهای اجرایی از فقهایی که در زمینه کاریشان تحقیق کردهاند باید لااقل یک ناهار کاری دعوت کنند تا فقها در جریان کار آنها قرار گیرند و بتوانند به آنها مشورت بدهند.
🔹البته در بعضی نهادها این ظرفیتها را ایجاد کردهایم؛ بهعنوانمثال، در بانک مرکزی، شورای فقهی داریم؛ در نهاد امنیت، شورایعالی فقهی داریم، حتی یکوقتی وزیر نفت در تلویزیون گفت ما شورای فقهی نفت داریم (البته من بعداً پیگیری کردم دیدم شورای نبود؛ بلکه یک نفر بود و آن یک نفر هم یک طلبه معمولی بود و نه فقیه) ولی میخواهم بگویم جعل قانون برای استفاده از فقه و فقاهت، خیلی اثرگذار است.
🔹یک کار دیگری که نهاد فقاهت باید از همان اول انقلاب انجام میداد این بود که اسناد بالادستی وزارتخانهها که حاوی مواد فقهی بود را اصلاح میکردند؛ زیرا ضمانت اجرا برای قوانین فقهی موجود در اسناد بالادستی وزارتخانهها را نداریم. بخشی از این نقایص متوجه نهاد حاکمیت است که حضور فقه در چرخه اداری خودش را فراهم نکرده است؛ چون یکی از کارویژههای نهاد حاکمیت اسلامی این است که از دین استنطاق کند. یک موقعی از دفاتر مراجع عظام تقلید تقاضا کردیم استفتائاتی که از پایگاههای دولتی در خصوص مسکن و شهرسازی انجام شده است را در اختیار ما قرار دهید. جوابی که دریافت کردیم حاکی از این بود که هیچ استفتایی از سوی شهرسازی و مسکن نشده بود و این نشان میدهد که فقه ما همچون گذشته مسیر فردی را طی میکند نه فقه اجتماعی یا تمدنی را.
@namehayehawzavi
😁19👍12👎3
⚡️روحانیت برای همه مردم پدری کند
✔️آیتالله کریمی جهرمی🔻
🔹ویژگی پیامبر اکرم آن بود که دائماً شوق آن داشت که با مردم باشد، حتی اگر مردم هم همراه ایشان نمیشدند اما پیامبر در دل شوق به مردم داشتند و دلداده آنان بودند. در حالات علمای بزرگوار و پیشوایان دینی نیز که مینگریم به حسب قالب و نوع، علاقهمند به مردم بودند و درد مردم را درد خود میدیدند و پشتیبان مردم در گرفتاریهای مادی و معنویشان بودند.
🔹امروز اگر روحانیت میخواهد هدایتگر و پیشوای مردم برای دعوت به سوی خدا باشد رمز موفقیتش آن است که برای همه توده های مردم پدر باشد. به همه قشرهای مردم احساس علاقه و محبت کند کما اینکه مولایمان امیرالمومنین در کلام گهربار خود به مالک اشتر فرمودند: مردم دوگونه بیشتر نیستند «إِمَّا أَخٌ لَكَ فِيالدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْق» اگر فردی مؤمن هست که مؤمن هست، برادر دینی تو هست، اگر نیست، همنوع شما میباشد و درباره هر دو نوع از این مردم به رحمت و رافت رفتارکن.
@namehayehawzavi
✔️آیتالله کریمی جهرمی🔻
🔹ویژگی پیامبر اکرم آن بود که دائماً شوق آن داشت که با مردم باشد، حتی اگر مردم هم همراه ایشان نمیشدند اما پیامبر در دل شوق به مردم داشتند و دلداده آنان بودند. در حالات علمای بزرگوار و پیشوایان دینی نیز که مینگریم به حسب قالب و نوع، علاقهمند به مردم بودند و درد مردم را درد خود میدیدند و پشتیبان مردم در گرفتاریهای مادی و معنویشان بودند.
🔹امروز اگر روحانیت میخواهد هدایتگر و پیشوای مردم برای دعوت به سوی خدا باشد رمز موفقیتش آن است که برای همه توده های مردم پدر باشد. به همه قشرهای مردم احساس علاقه و محبت کند کما اینکه مولایمان امیرالمومنین در کلام گهربار خود به مالک اشتر فرمودند: مردم دوگونه بیشتر نیستند «إِمَّا أَخٌ لَكَ فِيالدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْق» اگر فردی مؤمن هست که مؤمن هست، برادر دینی تو هست، اگر نیست، همنوع شما میباشد و درباره هر دو نوع از این مردم به رحمت و رافت رفتارکن.
@namehayehawzavi
👍13😁8👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺آیتالله محسن فقیهی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم: به فقرا وام بدون بهره بدهید با این رویهای که بانکها دارند فقیر فقیرتر و سرمایهدار، سرمایهدارتر میشود.
@namehayehawzavi
@namehayehawzavi
😁12👍11🎉1
⚡️نخبگان نور چشم ما و سرمایههای اصلی کشور هستند
⚡️ایران دارای تمدن و تاریخ کهن است آمریکا هویت و اصالت فرهنگی ندارد
✔️آیتالله جوادی آملی در دیدار با رئیس سازمان صدا و سیما🔻
🔹هر چند بشر به قانون و نظام اجتماعی و اتحاد و امثال آن نیاز دارد، اما اینها امور زمینی هستند، هرچند ضروری هستند اما اینها روح می خواهد که بدانیم انسان نمی میرد و موجودی ابدی است!
🔹اگر انسان ابدی است، باید ابدی فکر کند، فکری که جاودانه نباشد، برای انسان نیست، مقام ها و منیتها و جناح بازیها، مادی است و وقتی انسان می میرد از این خبرها نیست، پیامبران الهی آمدهاند تا به انسان بیاموزند که عملی ماندنی است که برای ابدیت ما باشد.
🔹ایران همواره مهد تمدن و دانش بوده و نقش مهمی در گسترش علم و فرهنگ جهانی داشته است. وجود آثار علمی ارزشمندی همچون کتب اربعه و آثار بزرگانی چون شیخ طوسی و دانشمندانی مانند ابنسینا، گواهی بر این پیشینه علمی و فرهنگی است.
🔹ما مردم ایران مردمی بزرگ هستیم، ما هم تاریخ داریم و هم جغرافیا؛ ما ملتی با تاریخ و تمدن کهن هستیم و باید از این میراث ارزشمند محافظت کنیم، اما آمریکا که هویت و اصالت فرهنگی ندارند، با تکیه بر قدرت و ثروت، تاریخ سازی می کنند! در حالی که جنگ های جهانی اول و دوم و هم اکنون هم که کودککشی در غزه را راه انداخته و حمایت می کنند، در اینها هیچ اثری از انسانیت نیست. باید هویت فرهنگی و قدرت علمی خود را حفظ کنیم.
🔹 اگر در کشور اختلاس و نجومی و سوء استفاده های مالی ریشه کن شود، مردم به قانون احترام بیشتری خواهند گذاشت. نباید اجازه داد که برخی اقدامات نادرست، چهره عدالت خواهانه نظام را مخدوش کند.
🔹 در دنیای امروز، ایران باید بر قدرت علمی خود تکیه کند و نگذارد استعدادهای برترش به کشورهای دیگر مهاجرت کنند، نخبگان ما نور چشم ما و سرمایههای اصلی کشور هستند و باید برای حفظ آنها برنامه ریزی جدی صورت گیرد چراکه علم و اندیشه، ابزار اصلی قدرت و پیشرفت هر ملتی است.
@namehayehawzavi
⚡️ایران دارای تمدن و تاریخ کهن است آمریکا هویت و اصالت فرهنگی ندارد
✔️آیتالله جوادی آملی در دیدار با رئیس سازمان صدا و سیما🔻
🔹هر چند بشر به قانون و نظام اجتماعی و اتحاد و امثال آن نیاز دارد، اما اینها امور زمینی هستند، هرچند ضروری هستند اما اینها روح می خواهد که بدانیم انسان نمی میرد و موجودی ابدی است!
🔹اگر انسان ابدی است، باید ابدی فکر کند، فکری که جاودانه نباشد، برای انسان نیست، مقام ها و منیتها و جناح بازیها، مادی است و وقتی انسان می میرد از این خبرها نیست، پیامبران الهی آمدهاند تا به انسان بیاموزند که عملی ماندنی است که برای ابدیت ما باشد.
🔹ایران همواره مهد تمدن و دانش بوده و نقش مهمی در گسترش علم و فرهنگ جهانی داشته است. وجود آثار علمی ارزشمندی همچون کتب اربعه و آثار بزرگانی چون شیخ طوسی و دانشمندانی مانند ابنسینا، گواهی بر این پیشینه علمی و فرهنگی است.
🔹ما مردم ایران مردمی بزرگ هستیم، ما هم تاریخ داریم و هم جغرافیا؛ ما ملتی با تاریخ و تمدن کهن هستیم و باید از این میراث ارزشمند محافظت کنیم، اما آمریکا که هویت و اصالت فرهنگی ندارند، با تکیه بر قدرت و ثروت، تاریخ سازی می کنند! در حالی که جنگ های جهانی اول و دوم و هم اکنون هم که کودککشی در غزه را راه انداخته و حمایت می کنند، در اینها هیچ اثری از انسانیت نیست. باید هویت فرهنگی و قدرت علمی خود را حفظ کنیم.
🔹 اگر در کشور اختلاس و نجومی و سوء استفاده های مالی ریشه کن شود، مردم به قانون احترام بیشتری خواهند گذاشت. نباید اجازه داد که برخی اقدامات نادرست، چهره عدالت خواهانه نظام را مخدوش کند.
🔹 در دنیای امروز، ایران باید بر قدرت علمی خود تکیه کند و نگذارد استعدادهای برترش به کشورهای دیگر مهاجرت کنند، نخبگان ما نور چشم ما و سرمایههای اصلی کشور هستند و باید برای حفظ آنها برنامه ریزی جدی صورت گیرد چراکه علم و اندیشه، ابزار اصلی قدرت و پیشرفت هر ملتی است.
@namehayehawzavi
😁10👍6❤1
⚡️روحانیت نه فردی بلکه باید جبههای عمل کند
⚡️مردم را به دو دسته درون و بیرون سبد روحانیت تقسیم کنیم.
⚡️امام فرمودند حزب [جمهوری] را حمایت کنید والا سرتان کلاه میرود
✔️سیداحمد علمالهدی در اجلاسیه سالانه جبهه روحانیت مردمی🔻
🔹پس از اعلام موجودیت حزب جمهوری اسلامی با عضویت شهید بهشتی، مقام معظم رهبری، آقای هاشمی و آقای موسوی اردبیلی، برای ما مسئله حزب یک مسئله خاص بود. به همین دلیل، خدمت امام رسیدم و پرسیدم که وظیفه ما چیست؟ امام فرمودند که این حزب را حمایت کنید، والا سرتان کلاه میرود.
🔹امروز نیز نیاز به تشکل و تجمع داریم، اما این تشکل نباید شکل حزبی به خود بگیرد. جبهه و جامعه روحانیت باید بر اساس اتحاد و انسجام فعالیت کنند، زیرا فعالیتهای فردی دیگر در شرایط کنونی جامعه پاسخگو نیست. روحانیون نباید تنها به فعالیتهای سنتی در مساجد بسنده کنند. باید بهصورت جبههای عمل کرده و در عرصههای اجتماعی و سیاسی تأثیرگذار باشند.
🔹باید مردم را به دو دسته درون و بیرون از سبد روحانیت تقسیم کنیم. در ابتدا باید افرادی که درون این سبد هستند را حفظ کنیم و سپس به جذب افراد خارج از این دایره بپردازیم. اما در این مسیر نباید به گونهای عمل کنیم که باعث طرد نیروهای انقلابی و متدین شویم. امروز دیگر روشهای سنتی پاسخگوی نیازهای جامعه نیست و روحانیت باید با درک این تغییرات، نقش فعالتری در هدایت فکری و فرهنگی جامعه ایفا کند.
@namehayehawzavi
⚡️مردم را به دو دسته درون و بیرون سبد روحانیت تقسیم کنیم.
⚡️امام فرمودند حزب [جمهوری] را حمایت کنید والا سرتان کلاه میرود
✔️سیداحمد علمالهدی در اجلاسیه سالانه جبهه روحانیت مردمی🔻
🔹پس از اعلام موجودیت حزب جمهوری اسلامی با عضویت شهید بهشتی، مقام معظم رهبری، آقای هاشمی و آقای موسوی اردبیلی، برای ما مسئله حزب یک مسئله خاص بود. به همین دلیل، خدمت امام رسیدم و پرسیدم که وظیفه ما چیست؟ امام فرمودند که این حزب را حمایت کنید، والا سرتان کلاه میرود.
🔹امروز نیز نیاز به تشکل و تجمع داریم، اما این تشکل نباید شکل حزبی به خود بگیرد. جبهه و جامعه روحانیت باید بر اساس اتحاد و انسجام فعالیت کنند، زیرا فعالیتهای فردی دیگر در شرایط کنونی جامعه پاسخگو نیست. روحانیون نباید تنها به فعالیتهای سنتی در مساجد بسنده کنند. باید بهصورت جبههای عمل کرده و در عرصههای اجتماعی و سیاسی تأثیرگذار باشند.
🔹باید مردم را به دو دسته درون و بیرون از سبد روحانیت تقسیم کنیم. در ابتدا باید افرادی که درون این سبد هستند را حفظ کنیم و سپس به جذب افراد خارج از این دایره بپردازیم. اما در این مسیر نباید به گونهای عمل کنیم که باعث طرد نیروهای انقلابی و متدین شویم. امروز دیگر روشهای سنتی پاسخگوی نیازهای جامعه نیست و روحانیت باید با درک این تغییرات، نقش فعالتری در هدایت فکری و فرهنگی جامعه ایفا کند.
@namehayehawzavi
😁15👎7👍4😨2❤1
⚡️کشف حجاب شخصیسازی پوشش نیست بلکه تقابل با اسلام سیاسی است
✔️محسن قنبریان🔻
🔹از دهه۹۰ مهندسیِ دقیقی برای جمع بُرداری بین وجه زنانه و وجه مشترک انسانیِ زن برای تغییر سیاسی طراحی شد که در جنبش زن زندگی آزادی بروز نهایی یافت. کشف حجاب اینجا نه صرفا شخصیسازی پوشش فردی بلکه نوعی کمپینسازی علیه اسلام سیاسی بود. پوشش، قدر مشترک زنان است که اسلام درباره آن فرامینی دارد. وجه اصلی اسلام سیاسی هم قائل به حکومت بودن و دخالت آن در تحقق ارزشها و احکام اسلامی است؛ پس کشف حجاب در این موقعیت دیگر یک انتخاب سلیقگی و شخصی نیست، بلکه جزیی از تقابل با اسلام سیاسی قلمداد می شود.
🔹قرار دادن درصدی از زنان در این موقعیت، حس پیشرانیِ تغییر به آنها میدهد. دیگر زنان با کشف حجاب خود را ملعبه مردان هرزه -چنانچه در حکومت پهلوی بود- نمیبینند؛ بلکه آنرا کنشی موثر در تغییر سرنوشت اجتماعی و جزیی از مبارزه مدنی سیاسی میبینند! از همینجاست که رهبر جمهوری اسلامی آنرا حرام سیاسی خواند.
@namehayehawzavi
✔️محسن قنبریان🔻
🔹از دهه۹۰ مهندسیِ دقیقی برای جمع بُرداری بین وجه زنانه و وجه مشترک انسانیِ زن برای تغییر سیاسی طراحی شد که در جنبش زن زندگی آزادی بروز نهایی یافت. کشف حجاب اینجا نه صرفا شخصیسازی پوشش فردی بلکه نوعی کمپینسازی علیه اسلام سیاسی بود. پوشش، قدر مشترک زنان است که اسلام درباره آن فرامینی دارد. وجه اصلی اسلام سیاسی هم قائل به حکومت بودن و دخالت آن در تحقق ارزشها و احکام اسلامی است؛ پس کشف حجاب در این موقعیت دیگر یک انتخاب سلیقگی و شخصی نیست، بلکه جزیی از تقابل با اسلام سیاسی قلمداد می شود.
🔹قرار دادن درصدی از زنان در این موقعیت، حس پیشرانیِ تغییر به آنها میدهد. دیگر زنان با کشف حجاب خود را ملعبه مردان هرزه -چنانچه در حکومت پهلوی بود- نمیبینند؛ بلکه آنرا کنشی موثر در تغییر سرنوشت اجتماعی و جزیی از مبارزه مدنی سیاسی میبینند! از همینجاست که رهبر جمهوری اسلامی آنرا حرام سیاسی خواند.
@namehayehawzavi
👎15👍13😁3
⚡️اگر سیاستگذاری فرهنگی با سرکوب فردیت همراه باشد شبیه حکومت طالبان خواهد بود
✔️احمد واعظی رئیس دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم🔻
🔹در گذشته مسئله توجه به امر فرهنگی و سیاستگذاری فرهنگی برای امر حکمرانی یک اتفاق بود نَه یک رویه دائمی و متعارف و در واقع یک نُرم مستمر تاریخی محسوب میشد، گاهی توسط برخی در برخی حکمرانیها التفات خاصی در امر فرهنگی میشد، اما آنچه که امروزه هست و امر جدیدی تلقی میشود این است که امروزه سیاستگذاری فرهنگی بخش اجتنابناپذیر امر حکمرانی است.
🔹در جامعه اسلامی طبیعی است که درونمایه سیاستگذاری فرهنگی متفاوت از یک جامعه لیبرال باشد؛ در یک جامعه لیبرال سیاستگذاری فرهنگی مثل سیاستگذاری نظامی و امنیتی نیست؛ در این عرصهها بیشتر شاهد همگن بودن و همگرایی هستیم چراکه بیشتر جنبههای فیزیکال و تکنیکال حوزه امنیتی جواب میدهد، حتی در حوزه اقتصاد ممکن است تشتت کمتر شود، اینجا نظامهای ارزشی و زیباییشناختی و شبکههای باورها و نمادهای فرهنگی جوامع با هم متفاوت است و طبعا سیاستگذاری فرهنگی و غایات آن متاثر از آن عناصر درونی فرهنگی یک جامعه است.
🔹حکمرانی مضمون نوپدیدی است و این اصطلاح در جایی به کار میرود که آن مساله یا آن ایده و سیاست و امر مطلوب که میخواهد موضوع حکمرانی قرار بگیرد از جمله مواردی نباشد که وظیفه ذاتی یک نهاد خاص است، برای مثال شهرداریها، وزارت نیرو و ... هر کدام وظایف ذاتی خود را دارند که این وظایف ذاتی را حکمرانی نمیگویند؛ حکمرانی در جایی پیش میآید که حل آن مسئله یا تحق آن ایده یا آن سیاست نیازمند دخالت و نقشآفرینی بازیگران متعددی باشد که بخشی از آن بازیگران نهاد یا نهادهایی از حاکمیت و نهادها رسمی قدرت سیاسی است، اما بیرون از نهادهای رسمی و نهادهای حاکمیتی بازیگرانی هم باید باشند که ایفای نقش کنند مثلا جامعه مدنی و بخش خصوصی باید دخیل باشند؛ پس ویژگی دیگر امر حکمرانی در تلقی معاصر آن است که تحقق یک سیاست یا حل یک مسئله نیازمند مشارکت و ایفای نقش جامعه مدنی و بخش خصوصی در کنار نهاد یا نهادهایی از قدرت سیاسی باشد.
🔹در چرخه سیاستگذاری فرهنگی باید از این سطح کلیگویی به سطحی بیاییم که بتوانیم اصلیترین ایدهها و سیاستهای حوزه فرهنگ را از منظر اسلامی مشخص کنیم؛ سیاست اصلی که باید دنبال شود و معرف آن فرهنگ مطلوب اسلامی است، هویتیابی بر محور ایمان و عبودیت است؛ توضیح آنکه به عنوان یک واقعیت باید بدانیم که انسانها دنبال هویتیابی هستند، دنبال این هستند که خود و هویتشان را تعریف کنند، در گذشته این هویتیابی سبقه جمعی داشت یعنی افراد هویتشان را در قبیله خود و یا نژاد و ملیت و یا در مساله تعلق دینی تعریف میکردند، اما از ویژگیهای دنیای مدرن مسئله رشد فردگرایی و غلبه فردیت است و ورود ما در یک پدیده کاملا مدرن به اسم سبک زندگی؛ این مولفه در مفهوم مدرن غیر از گونه زندگی کردن است؛ سبک زندگی که اکنون به عنوان پدیده مدرن شناخته میشود یعنی انتخابگری و هویتیابی فردی بر اساس گونه انتخابگریهای فردی نسبت به نوع پوشش، نوع تغذیه، نوع صرف اوقات فراغت، نوع مصرف فرهنگی، نوع بروزات فردی و... می تواند باشد.
🔹فرد با این انتخابها میخواهد هویت خود را بروز دهد، نمیخواهد با امور جمعی مثل ایرانی بودن، از فلان نژاد بودن تعریف شود بلکه میخواهد با انتخابهای فردی کسی باشد و کسی بودن خودش را بروز دهد، یعنی چیزی که مدرن و جدید است؛ اینکه اگر ما با گذشته یعنی دوران پیشامدرن مقایسه کنیم، امروز ولع اکیدی وجود دارد که هرکسی خودش را بروز دهد و به نمایش بگذارد؛ افراد هرچه که به جامعه مدرن نزدیکتر باشند شدت و حدت انتخابگریِ فردی برای هویت بخشیشان بیشتر میشود، هرچه قدر مدرنتر باشد بروز این امر و مساله جدیتر شدن فردیت و جدی شدن انتخاب فردی بیشتر میشود.
🔹اگر بخواهیم جامعه به لحاظ فرهنگی، اسلامی شود مهمترین مسئله آن است که جوان و نوجوان ما و البته آحاد جامعه به گونهای انتخابگری کنند که این هویت بخشیشان بر مدار ایمان و عبودیت باشد چراکه این هویتیابی است؛ سیاستگذاری فرهنگی، تسهیلگری، آموزش، کار رسانهای و فرهنگی باید به گونهای باشد که جامعه به سمتی سوق یابد که این هویتبخشی بر مدار ایمان و عبودیت انجام شود، در این صورت است که ما به جامعه مطلوب فرهنگ اسلامی نزدیک میشویم؛ در مقابل اگر سیاستگذاری فرهنگی ما سرکوب این فردیت یا مجال ندادن به این انتخابگری باشد نتیجه حاصل نخواهد شد، در واقع با سلب این رویکرد گویی میخواهیم جامعه را مثل حکومت طالبان اسلامی کنیم.
@namehayehawzavi
✔️احمد واعظی رئیس دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم🔻
🔹در گذشته مسئله توجه به امر فرهنگی و سیاستگذاری فرهنگی برای امر حکمرانی یک اتفاق بود نَه یک رویه دائمی و متعارف و در واقع یک نُرم مستمر تاریخی محسوب میشد، گاهی توسط برخی در برخی حکمرانیها التفات خاصی در امر فرهنگی میشد، اما آنچه که امروزه هست و امر جدیدی تلقی میشود این است که امروزه سیاستگذاری فرهنگی بخش اجتنابناپذیر امر حکمرانی است.
🔹در جامعه اسلامی طبیعی است که درونمایه سیاستگذاری فرهنگی متفاوت از یک جامعه لیبرال باشد؛ در یک جامعه لیبرال سیاستگذاری فرهنگی مثل سیاستگذاری نظامی و امنیتی نیست؛ در این عرصهها بیشتر شاهد همگن بودن و همگرایی هستیم چراکه بیشتر جنبههای فیزیکال و تکنیکال حوزه امنیتی جواب میدهد، حتی در حوزه اقتصاد ممکن است تشتت کمتر شود، اینجا نظامهای ارزشی و زیباییشناختی و شبکههای باورها و نمادهای فرهنگی جوامع با هم متفاوت است و طبعا سیاستگذاری فرهنگی و غایات آن متاثر از آن عناصر درونی فرهنگی یک جامعه است.
🔹حکمرانی مضمون نوپدیدی است و این اصطلاح در جایی به کار میرود که آن مساله یا آن ایده و سیاست و امر مطلوب که میخواهد موضوع حکمرانی قرار بگیرد از جمله مواردی نباشد که وظیفه ذاتی یک نهاد خاص است، برای مثال شهرداریها، وزارت نیرو و ... هر کدام وظایف ذاتی خود را دارند که این وظایف ذاتی را حکمرانی نمیگویند؛ حکمرانی در جایی پیش میآید که حل آن مسئله یا تحق آن ایده یا آن سیاست نیازمند دخالت و نقشآفرینی بازیگران متعددی باشد که بخشی از آن بازیگران نهاد یا نهادهایی از حاکمیت و نهادها رسمی قدرت سیاسی است، اما بیرون از نهادهای رسمی و نهادهای حاکمیتی بازیگرانی هم باید باشند که ایفای نقش کنند مثلا جامعه مدنی و بخش خصوصی باید دخیل باشند؛ پس ویژگی دیگر امر حکمرانی در تلقی معاصر آن است که تحقق یک سیاست یا حل یک مسئله نیازمند مشارکت و ایفای نقش جامعه مدنی و بخش خصوصی در کنار نهاد یا نهادهایی از قدرت سیاسی باشد.
🔹در چرخه سیاستگذاری فرهنگی باید از این سطح کلیگویی به سطحی بیاییم که بتوانیم اصلیترین ایدهها و سیاستهای حوزه فرهنگ را از منظر اسلامی مشخص کنیم؛ سیاست اصلی که باید دنبال شود و معرف آن فرهنگ مطلوب اسلامی است، هویتیابی بر محور ایمان و عبودیت است؛ توضیح آنکه به عنوان یک واقعیت باید بدانیم که انسانها دنبال هویتیابی هستند، دنبال این هستند که خود و هویتشان را تعریف کنند، در گذشته این هویتیابی سبقه جمعی داشت یعنی افراد هویتشان را در قبیله خود و یا نژاد و ملیت و یا در مساله تعلق دینی تعریف میکردند، اما از ویژگیهای دنیای مدرن مسئله رشد فردگرایی و غلبه فردیت است و ورود ما در یک پدیده کاملا مدرن به اسم سبک زندگی؛ این مولفه در مفهوم مدرن غیر از گونه زندگی کردن است؛ سبک زندگی که اکنون به عنوان پدیده مدرن شناخته میشود یعنی انتخابگری و هویتیابی فردی بر اساس گونه انتخابگریهای فردی نسبت به نوع پوشش، نوع تغذیه، نوع صرف اوقات فراغت، نوع مصرف فرهنگی، نوع بروزات فردی و... می تواند باشد.
🔹فرد با این انتخابها میخواهد هویت خود را بروز دهد، نمیخواهد با امور جمعی مثل ایرانی بودن، از فلان نژاد بودن تعریف شود بلکه میخواهد با انتخابهای فردی کسی باشد و کسی بودن خودش را بروز دهد، یعنی چیزی که مدرن و جدید است؛ اینکه اگر ما با گذشته یعنی دوران پیشامدرن مقایسه کنیم، امروز ولع اکیدی وجود دارد که هرکسی خودش را بروز دهد و به نمایش بگذارد؛ افراد هرچه که به جامعه مدرن نزدیکتر باشند شدت و حدت انتخابگریِ فردی برای هویت بخشیشان بیشتر میشود، هرچه قدر مدرنتر باشد بروز این امر و مساله جدیتر شدن فردیت و جدی شدن انتخاب فردی بیشتر میشود.
🔹اگر بخواهیم جامعه به لحاظ فرهنگی، اسلامی شود مهمترین مسئله آن است که جوان و نوجوان ما و البته آحاد جامعه به گونهای انتخابگری کنند که این هویت بخشیشان بر مدار ایمان و عبودیت باشد چراکه این هویتیابی است؛ سیاستگذاری فرهنگی، تسهیلگری، آموزش، کار رسانهای و فرهنگی باید به گونهای باشد که جامعه به سمتی سوق یابد که این هویتبخشی بر مدار ایمان و عبودیت انجام شود، در این صورت است که ما به جامعه مطلوب فرهنگ اسلامی نزدیک میشویم؛ در مقابل اگر سیاستگذاری فرهنگی ما سرکوب این فردیت یا مجال ندادن به این انتخابگری باشد نتیجه حاصل نخواهد شد، در واقع با سلب این رویکرد گویی میخواهیم جامعه را مثل حکومت طالبان اسلامی کنیم.
@namehayehawzavi
👍7😁3👎1😨1
⚡️از نظر آیتالله جوادی آملی تعطیلی شنبهها منعی ندارد
⚡️با همه فشارها برای حمایت از قانون حجاب، آیتالله جوادی سخنی نگفتند و این خود پاسخ بود
✔️مرتضی جوادی آملی در گفتگو با روزنامه ایران🔻
🔹واقعیت این است که رسانه رسمی، عکس و فیلم خبر رسمی این ملاقاتها{ملاقات روسای جمهوری با مراجع تقلید} را نشان میدهد که مثلاً آیتالله جوادیآملی با رؤسای قوا دیدار داشتهاند، اما آنچه به عنوان سخنان رد و بدل شده در این دیدارها در رسانه رسمی منتشر میشود، لزوماً همان حرفهایی نیست که در دیدارها مطرح شد. گاهی هم مطالب منتشر شده در رسانه رسمی، مطالبی است که خود رسانه درج و منتشر میکند، درحالی که واقعیت متفاوت است. مردم هم با شنیدن و خواندن این اخبار رسمی، فکر میکنند آقایان مراجع واقعیتها را به مسئولان نمیگویند..
🔹مثلاً حضرت استاد (آیتالله جوادیآملی) در دیدارهای اخیر میفرمودند که اگر یک شبهه فرهنگی پیش آمد، باید با کار و نظام فرهنگی به آن پاسخ داد و مسأله فرهنگی با بگیر و ببند حل نمیشود. همین اصرار برخی بر اجرای قانون عفاف و حجاب و در مقابل، عدم ورود مراجع به این مسأله، خود یک پاسخ است. آقایان مراجع از این حرفها و اقدامات سیاسی کم ندیدند که متوجه شوند دارد یک بازی سیاسی انجام میشود تا مراجع را به صحنه بیاورند. در جاهایی آقایان دستشان زیر سنگ است، مثلاً در جایی که دنبال فتوا هستند از آقایان مراجع کمک میگیرند، اما در جایی که خودشان میخواهند با نظر خودشان عمل کنند، بعضاً با فتاوی رهبر معظم انقلاب هم هماهنگ نیستند، اما میگویند قانون است و باید به آن عمل شود.
🔹درباره اصل شرعی بودن حجاب هیچ بحثی نیست. اما اینکه نمونه پوشش و الزامات پوششی تعریف کنیم و بگوییم اگر آن نمونه یا الزامات رعایت نشود، جرایمی اعمال میشود، هیچ ریشه فقهی ندارد. نیازی هم نیست که حتماً به فتاوای مراجع بزرگوار رجوع کنید. شما در این زمینه نباید رأی فضلای حوزه را کم بدانید. زیرا فضلا شاگردان مراجع هستند. وقتی فضلا نظری میدهند عملاً بازتابدهنده نظرات آقایان مراجع هستند. فضلا هم میگویند که ما نمیتوانیم اسم این مصوبه را قانون بگذاریم. به طورکلی برای اینکه متنی را قانون بدانیم، معیارهایی وجود دارد که باید رعایت شود. اینکه چند نفر در کمیسیونی چیزی را تصویب کنند، قانون نمیشود.
🔹راه و طریق مراجع عظام، کار فقهی است و فتوا میدهند. اگر یک حرکت با فتاوا معارض باشد، طبیعی است که مخالفت میکنند، اما اگر کاری باشد که مغایرتی با فتاوای فقهی نداشته باشد، بلکه یک تصمیم یا عملکرد اجرایی یا اجتماعی باشد، عموماً چنین ورودی صورت نمیگیرد. به عنوان مثال درباره تعطیلی شنبهها، بیش از 30 نهاد اقتصادی به دفاتر مراجع نامه نوشتند و گفتند تصمیم نگرفتن باعث بروز مشکلات اقتصادی میشود. این نهادها از مراجع خواستند این مسأله را بررسی کنند. بخش استفتا هم بررسی کردند، مطالعات را انجام دادند و در مقام نتیجه، تصریح کردند شبهه درباره تعطیلی روز شنبه، یعنی مشابهت با دیگر ادیان، مطرح نیست، لذا برای تعطیلی شنبه هیچ منعی وجود ندارد. دفتر آیتالله جوادیآملی اعلام کردند منعی برای اعلام تعطیلی روز شنبه نیست.
@namehayehawzavi
⚡️با همه فشارها برای حمایت از قانون حجاب، آیتالله جوادی سخنی نگفتند و این خود پاسخ بود
✔️مرتضی جوادی آملی در گفتگو با روزنامه ایران🔻
🔹واقعیت این است که رسانه رسمی، عکس و فیلم خبر رسمی این ملاقاتها{ملاقات روسای جمهوری با مراجع تقلید} را نشان میدهد که مثلاً آیتالله جوادیآملی با رؤسای قوا دیدار داشتهاند، اما آنچه به عنوان سخنان رد و بدل شده در این دیدارها در رسانه رسمی منتشر میشود، لزوماً همان حرفهایی نیست که در دیدارها مطرح شد. گاهی هم مطالب منتشر شده در رسانه رسمی، مطالبی است که خود رسانه درج و منتشر میکند، درحالی که واقعیت متفاوت است. مردم هم با شنیدن و خواندن این اخبار رسمی، فکر میکنند آقایان مراجع واقعیتها را به مسئولان نمیگویند..
🔹مثلاً حضرت استاد (آیتالله جوادیآملی) در دیدارهای اخیر میفرمودند که اگر یک شبهه فرهنگی پیش آمد، باید با کار و نظام فرهنگی به آن پاسخ داد و مسأله فرهنگی با بگیر و ببند حل نمیشود. همین اصرار برخی بر اجرای قانون عفاف و حجاب و در مقابل، عدم ورود مراجع به این مسأله، خود یک پاسخ است. آقایان مراجع از این حرفها و اقدامات سیاسی کم ندیدند که متوجه شوند دارد یک بازی سیاسی انجام میشود تا مراجع را به صحنه بیاورند. در جاهایی آقایان دستشان زیر سنگ است، مثلاً در جایی که دنبال فتوا هستند از آقایان مراجع کمک میگیرند، اما در جایی که خودشان میخواهند با نظر خودشان عمل کنند، بعضاً با فتاوی رهبر معظم انقلاب هم هماهنگ نیستند، اما میگویند قانون است و باید به آن عمل شود.
🔹درباره اصل شرعی بودن حجاب هیچ بحثی نیست. اما اینکه نمونه پوشش و الزامات پوششی تعریف کنیم و بگوییم اگر آن نمونه یا الزامات رعایت نشود، جرایمی اعمال میشود، هیچ ریشه فقهی ندارد. نیازی هم نیست که حتماً به فتاوای مراجع بزرگوار رجوع کنید. شما در این زمینه نباید رأی فضلای حوزه را کم بدانید. زیرا فضلا شاگردان مراجع هستند. وقتی فضلا نظری میدهند عملاً بازتابدهنده نظرات آقایان مراجع هستند. فضلا هم میگویند که ما نمیتوانیم اسم این مصوبه را قانون بگذاریم. به طورکلی برای اینکه متنی را قانون بدانیم، معیارهایی وجود دارد که باید رعایت شود. اینکه چند نفر در کمیسیونی چیزی را تصویب کنند، قانون نمیشود.
🔹راه و طریق مراجع عظام، کار فقهی است و فتوا میدهند. اگر یک حرکت با فتاوا معارض باشد، طبیعی است که مخالفت میکنند، اما اگر کاری باشد که مغایرتی با فتاوای فقهی نداشته باشد، بلکه یک تصمیم یا عملکرد اجرایی یا اجتماعی باشد، عموماً چنین ورودی صورت نمیگیرد. به عنوان مثال درباره تعطیلی شنبهها، بیش از 30 نهاد اقتصادی به دفاتر مراجع نامه نوشتند و گفتند تصمیم نگرفتن باعث بروز مشکلات اقتصادی میشود. این نهادها از مراجع خواستند این مسأله را بررسی کنند. بخش استفتا هم بررسی کردند، مطالعات را انجام دادند و در مقام نتیجه، تصریح کردند شبهه درباره تعطیلی روز شنبه، یعنی مشابهت با دیگر ادیان، مطرح نیست، لذا برای تعطیلی شنبه هیچ منعی وجود ندارد. دفتر آیتالله جوادیآملی اعلام کردند منعی برای اعلام تعطیلی روز شنبه نیست.
@namehayehawzavi
👍16👎7❤3😁2
🔺کتاب «بررسی فقهی حضور زنان در عبادتهای جمعی» نوشته سیدضیاء مرتضوی در نشر میراث شرق منتشر شد.
🔹معرفی کتاب: شرکت بانوان در عبادتهای جمعی زنان که لازمه آن نوعاً حضور در مجامع عمومی مانند مساجد است، آیا با ملاحظات ویژهای که شارع حکیم درباره زنان دارد، سازگاری کامل دارد؟ خاستگاه و محدوده این ملاحظات چیست؟ در این پژوهش به مجموعهای از مسائل عبادی جمعی زنان پرداخته شده و بر رجحان آنها استدلال و تاکید شده است. شرکت زنان شوهردار در این دست عبادات در پیوند با فتوای مشهور فقیهان مبنی بر شرط اذن شوهر در خروج از خانه، یک پرسش کلی را در برابر مشارکت زنان پدید آورده است و در این اثر به تفصیل استدلال شده است که تنها در فرض ناسازگاری خروج زن با حقوق واجب شوهر چنین شرطی وجود دارد.
@namehayehawzavi
🔹معرفی کتاب: شرکت بانوان در عبادتهای جمعی زنان که لازمه آن نوعاً حضور در مجامع عمومی مانند مساجد است، آیا با ملاحظات ویژهای که شارع حکیم درباره زنان دارد، سازگاری کامل دارد؟ خاستگاه و محدوده این ملاحظات چیست؟ در این پژوهش به مجموعهای از مسائل عبادی جمعی زنان پرداخته شده و بر رجحان آنها استدلال و تاکید شده است. شرکت زنان شوهردار در این دست عبادات در پیوند با فتوای مشهور فقیهان مبنی بر شرط اذن شوهر در خروج از خانه، یک پرسش کلی را در برابر مشارکت زنان پدید آورده است و در این اثر به تفصیل استدلال شده است که تنها در فرض ناسازگاری خروج زن با حقوق واجب شوهر چنین شرطی وجود دارد.
@namehayehawzavi
👍8👎3😁3
⚡️آیتالله صافی گلپایگانی به طور مطلق با حضور زنان در مناصبی که ویژه مردان است مخالف بودند
✔️اکبری شاهرودی مدیر مؤسسه اندیشه و تمدن شیعه و از شاگردان آیت الله صافی گلپایگانی در گفتگو با شفقنا🔻
🔹مرحوم آیت الله صافی در جلسه پنجاه و یكم این مجلس، که اصل مربوط به وظیفه دولت نسبت به همه افراد جهت برنامهریزی و فراهمآوردن امكانات آموزش نظامی به طوری كه همه افراد همواره توانائی دفاع مسلحانه از كشور و نظام جمهوری اسلامی ایران را داشته باشند مطرح بود، با ارجاع حاضران در جلسه به تاریخ و سیره پیامبر و اهل بیت آن حضرت علیهمالسلام، آموزش نظامی بانوان را مخالف موازین اسلامی دانسته و آن را بدعت شمردند. آقا طیّ تذکری گفته بودند: «تذكّر بنده این است كه آموزش نظامی برای زنان و بانوان سابقه قبلی ندارد، و اگر این امر، امر مستحسن و لازمی بود، حضرت رسول اكرم صلیالله علیه و آله و هم حضرت زهرا علیهاالسلام را آموزش نظامی میدادند. این، یك بدعت تازهای بود كه در زمان طاغوت برای از بینبردن هتك صیانت زنان این مملكت به وجود آمد. خواهش من این است كه شما كاری نكنید كه این بدعت به وسیله شما تأیید شود.» و در جایی دیگر فرموده بودند: «آموزش نظامی به زنها دادن سابقه شرعی ندارد، این یك بدعت تازه است. حال شما میخواهید این بدعت را تأیید كنید؟»
🔹ایشان در جواب آیت الله خزعلی که به داستانی در اینباره اشاره کردند، تسلّط کامل بر تاریخ و فقه را در بررسی این امر لازم شمرده، و گفته بودند: «آقای خزعلی اگر اینطور كه می فرمائید بود روز عاشورا هم حضرت زینب علیهاالسلام شمشیر به دست میگرفتند، و برای دفاع از سیّدالشهداء جنگ میكردند. قبلاً هم عرض كردم آموزش نظامی برای زنان سابقه ندارد، و اگر امر لازم و مستحسنی بود، حضرت رسول اكرم صلّیالله علیه و آله به حضرت زهرا سلامالله علیها و حضرت علی علیهالسلام به حضرت زینب آموزش نظامی میدادند» البته خود مرحوم آیت الله صافی به حقیر فرمودند که بعدها آقای خزعلی به ایشان گفته بود که در این رابطه، حرف و سخن شما درست بود.
🔹مرحوم آیتالله صافی به طور مطلق با حضور زنان در چنین مناصبی که ویژه مردان است مخالف بودند و به بانوان همواره توصیه میکردند در اموری که مورد نیاز زنان است و واقعاً نیاز به زنان فرهیخته و دانشمند دارد مانند طبابت زنان، استاد دانشگاه برای بانوان، و … وارد شوند. حتی خاطرم است در مجلس سوم که ۹ زن نامزد انتخابات مجلس خبرگان رهبری شدند و فقط یک زن مجتهده فاضله مؤمنه توانست مورد تأیید شورای نگهبان واقع شود، پیش از روز انتخابات و به خاطر مخالفت ایشان با این کاندیداتوری، اعلام انصراف کردند.
🔹مرحوم آیتالله صافی تعریف میکردند در جلسه پنجاه و پنجم خبرگان قانون اساسی، پس از نطق خانم منیره گرجی که نگرانی بانوان کشور از تصویب قوانینی که ظلم به زنها باشد را اعلام کرد، فرموده بودند: «این مجلس، مجلسی نیست كه زن و مرد در مقابل هم قرار گرفته باشند. اگر زن هم در این مجلس نبود، مردها همانطور كه وظیفه دارند و مسئولیت دارند، احكام خدا را بیان میكردند، و ما از احكام خدا سر مویی حاضر نیستیم كم بشود كه مردها خوششان بیاید یا بدشان بیاید، و یا اینكه زنها ناراحت بشوند و یا نشوند… در اسلام، زن و مرد در مقابل هم نیستند، و ما همه طرفدار حقوق زن و مرد هستیم بدون استثناء.»
🔹وقتی اصل مربوط به ریاست جمهوری و شرایط رئیس جمهور در خبرگان قانون اساسی پس از بحث ها و گفتگوهای فراوان به اینجا رسید که «رئیس جمهور باید ایرانی الأصل، تابع ایران، دارای مذهب رسمی كشور و مروّج آن، مؤمن به مبانی جمهوری اسلامی ایران، مرد و دارای حسن سابقه و امانت و تقوا باشد.» رأیگیری اول مخدوش اعلام شد، و پس از آن اینگونه اصلاح شد که «رئیس جمهور باید ایرانی الأصل، تابع ایران، دارای مذهب رسمی كشور و مروج آن، مؤمن به مبانی جمهوری اسلامی ایران و دارای حسن سابقه و امانت و تقوا باشد.» باشد و متأسفانه کلمه «مرد» از آن حذف شد، آیتالله صافی در حالی که از مجلس به نشانه اعتراض خارج میشدند، و تعدادی دیگر از نمایندگان مجتهد مجلس هم به ایشان پیوستند، فرمودند: «معلوم میشود این مجلس، احكام مسلّم اسلام را هم قبول ندارد.»
🔹ایشان به حقیر گفتند: «در جریان این بحثها، روز بعد وارد مجلس شدم و دیدم آقای منتظری در حال جمعآوری امضاء از نمایندگان مجلس میباشد. از ایشان پرسیدم چرا امضاء جمع میکنند. ایشان گفتند که حضرت آیت الله خمینی گفتهاند که باید رئیس جمهور «مرد» باشد لذا برای این دارم امضاء جمع میکنم. متأسفانه با اینکه امام فرموده بودند و نظر علما و فقها بر این بود، باز هم برخی نمایندگان آن را قبول نکردند؛ که برای ساکتشدن آنها از عبارت «رجل سیاسی» استفاده شد که البته همان معنی «مرد» را میدهد، و هیچگاه از آن، «زن» را اراده نکردند.
@namehayehawzavi
✔️اکبری شاهرودی مدیر مؤسسه اندیشه و تمدن شیعه و از شاگردان آیت الله صافی گلپایگانی در گفتگو با شفقنا🔻
🔹مرحوم آیت الله صافی در جلسه پنجاه و یكم این مجلس، که اصل مربوط به وظیفه دولت نسبت به همه افراد جهت برنامهریزی و فراهمآوردن امكانات آموزش نظامی به طوری كه همه افراد همواره توانائی دفاع مسلحانه از كشور و نظام جمهوری اسلامی ایران را داشته باشند مطرح بود، با ارجاع حاضران در جلسه به تاریخ و سیره پیامبر و اهل بیت آن حضرت علیهمالسلام، آموزش نظامی بانوان را مخالف موازین اسلامی دانسته و آن را بدعت شمردند. آقا طیّ تذکری گفته بودند: «تذكّر بنده این است كه آموزش نظامی برای زنان و بانوان سابقه قبلی ندارد، و اگر این امر، امر مستحسن و لازمی بود، حضرت رسول اكرم صلیالله علیه و آله و هم حضرت زهرا علیهاالسلام را آموزش نظامی میدادند. این، یك بدعت تازهای بود كه در زمان طاغوت برای از بینبردن هتك صیانت زنان این مملكت به وجود آمد. خواهش من این است كه شما كاری نكنید كه این بدعت به وسیله شما تأیید شود.» و در جایی دیگر فرموده بودند: «آموزش نظامی به زنها دادن سابقه شرعی ندارد، این یك بدعت تازه است. حال شما میخواهید این بدعت را تأیید كنید؟»
🔹ایشان در جواب آیت الله خزعلی که به داستانی در اینباره اشاره کردند، تسلّط کامل بر تاریخ و فقه را در بررسی این امر لازم شمرده، و گفته بودند: «آقای خزعلی اگر اینطور كه می فرمائید بود روز عاشورا هم حضرت زینب علیهاالسلام شمشیر به دست میگرفتند، و برای دفاع از سیّدالشهداء جنگ میكردند. قبلاً هم عرض كردم آموزش نظامی برای زنان سابقه ندارد، و اگر امر لازم و مستحسنی بود، حضرت رسول اكرم صلّیالله علیه و آله به حضرت زهرا سلامالله علیها و حضرت علی علیهالسلام به حضرت زینب آموزش نظامی میدادند» البته خود مرحوم آیت الله صافی به حقیر فرمودند که بعدها آقای خزعلی به ایشان گفته بود که در این رابطه، حرف و سخن شما درست بود.
🔹مرحوم آیتالله صافی به طور مطلق با حضور زنان در چنین مناصبی که ویژه مردان است مخالف بودند و به بانوان همواره توصیه میکردند در اموری که مورد نیاز زنان است و واقعاً نیاز به زنان فرهیخته و دانشمند دارد مانند طبابت زنان، استاد دانشگاه برای بانوان، و … وارد شوند. حتی خاطرم است در مجلس سوم که ۹ زن نامزد انتخابات مجلس خبرگان رهبری شدند و فقط یک زن مجتهده فاضله مؤمنه توانست مورد تأیید شورای نگهبان واقع شود، پیش از روز انتخابات و به خاطر مخالفت ایشان با این کاندیداتوری، اعلام انصراف کردند.
🔹مرحوم آیتالله صافی تعریف میکردند در جلسه پنجاه و پنجم خبرگان قانون اساسی، پس از نطق خانم منیره گرجی که نگرانی بانوان کشور از تصویب قوانینی که ظلم به زنها باشد را اعلام کرد، فرموده بودند: «این مجلس، مجلسی نیست كه زن و مرد در مقابل هم قرار گرفته باشند. اگر زن هم در این مجلس نبود، مردها همانطور كه وظیفه دارند و مسئولیت دارند، احكام خدا را بیان میكردند، و ما از احكام خدا سر مویی حاضر نیستیم كم بشود كه مردها خوششان بیاید یا بدشان بیاید، و یا اینكه زنها ناراحت بشوند و یا نشوند… در اسلام، زن و مرد در مقابل هم نیستند، و ما همه طرفدار حقوق زن و مرد هستیم بدون استثناء.»
🔹وقتی اصل مربوط به ریاست جمهوری و شرایط رئیس جمهور در خبرگان قانون اساسی پس از بحث ها و گفتگوهای فراوان به اینجا رسید که «رئیس جمهور باید ایرانی الأصل، تابع ایران، دارای مذهب رسمی كشور و مروّج آن، مؤمن به مبانی جمهوری اسلامی ایران، مرد و دارای حسن سابقه و امانت و تقوا باشد.» رأیگیری اول مخدوش اعلام شد، و پس از آن اینگونه اصلاح شد که «رئیس جمهور باید ایرانی الأصل، تابع ایران، دارای مذهب رسمی كشور و مروج آن، مؤمن به مبانی جمهوری اسلامی ایران و دارای حسن سابقه و امانت و تقوا باشد.» باشد و متأسفانه کلمه «مرد» از آن حذف شد، آیتالله صافی در حالی که از مجلس به نشانه اعتراض خارج میشدند، و تعدادی دیگر از نمایندگان مجتهد مجلس هم به ایشان پیوستند، فرمودند: «معلوم میشود این مجلس، احكام مسلّم اسلام را هم قبول ندارد.»
🔹ایشان به حقیر گفتند: «در جریان این بحثها، روز بعد وارد مجلس شدم و دیدم آقای منتظری در حال جمعآوری امضاء از نمایندگان مجلس میباشد. از ایشان پرسیدم چرا امضاء جمع میکنند. ایشان گفتند که حضرت آیت الله خمینی گفتهاند که باید رئیس جمهور «مرد» باشد لذا برای این دارم امضاء جمع میکنم. متأسفانه با اینکه امام فرموده بودند و نظر علما و فقها بر این بود، باز هم برخی نمایندگان آن را قبول نکردند؛ که برای ساکتشدن آنها از عبارت «رجل سیاسی» استفاده شد که البته همان معنی «مرد» را میدهد، و هیچگاه از آن، «زن» را اراده نکردند.
@namehayehawzavi
👍16😁6👎3❤1🙏1
🔻 کتاب "خطابت به مثابه طبابت"
🔸نوشتۀ ایمان عباسنژاد
🔹میتوان ایماژهای گوناگونی از پیامبران و امامان داشت. یکی از این ایماژها که امروزه کمتر به آن توجه میشود نظر به پیامبران به مثابه طبیب است. تن را طبیبی است و جان را طبیبی دیگر. نظر به پیامبران به مثابه طبیب جان، تبلیغ و تعلیم و تربیت دینی را با آنچه امروز با آن مواجهیم بهکلی متفاوت میکند. این کتاب میکوشد الگوی پیامبران به مثابه طبیب را تبیین کند و چند نمونه از پیامدهای چنین الگویی را شرح دهد. به نظر نویسنده، شیخ حسین انصاریان چنین الگویی را در پیش گرفته است، لذا در هر بخش مثالهایی از سلوک او آمده است تا مشخص شود در عصر حاضر نیز میتوان چنین الگویی را تحقق بخشید. مخاطب این کتاب نه فقط روحانیون و مبلغان، بلکه هر کسی است که به نوعی به تعلیم و تربیت دینی اشتغال دارد.
@namehayehawzavi
🔸نوشتۀ ایمان عباسنژاد
🔹میتوان ایماژهای گوناگونی از پیامبران و امامان داشت. یکی از این ایماژها که امروزه کمتر به آن توجه میشود نظر به پیامبران به مثابه طبیب است. تن را طبیبی است و جان را طبیبی دیگر. نظر به پیامبران به مثابه طبیب جان، تبلیغ و تعلیم و تربیت دینی را با آنچه امروز با آن مواجهیم بهکلی متفاوت میکند. این کتاب میکوشد الگوی پیامبران به مثابه طبیب را تبیین کند و چند نمونه از پیامدهای چنین الگویی را شرح دهد. به نظر نویسنده، شیخ حسین انصاریان چنین الگویی را در پیش گرفته است، لذا در هر بخش مثالهایی از سلوک او آمده است تا مشخص شود در عصر حاضر نیز میتوان چنین الگویی را تحقق بخشید. مخاطب این کتاب نه فقط روحانیون و مبلغان، بلکه هر کسی است که به نوعی به تعلیم و تربیت دینی اشتغال دارد.
@namehayehawzavi
👍7😁5👎3
🔺اعرافی مدیر حوزههای علمیه در دوره جدید مدیریت برخی از معاونین و مسئولان مرکز مدیریت را منصوب کرد:
حسین رفیعی معاون تبلیغ و امور فرهنگی
سیدمفید حسینی کوهساری معاون بین الملل
علی قنواتی معاون امور طلاب و دانش آموختگان
علی علیزاده مسئول حوزه مدیریت
هادی رضایی شورکی مدیر دفتر برنامهریزی و نظارت راهبردی
مهدی رجایینیا مرکز ارتباطات حوزه و نظام
محمدحسین میرمعزی مسئول مرکز بررسیهای راهبردی و مطالعات حوزه و روحانیت
وحید رضایی مسئول مرکز فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی
رضا رستمی مرکز رسانه و فضای مجازی
محمدحسن زنگویی مسئول مرکز آموزش های کاربردی و مهارتی
محمد باقر پورامینی مسئول مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات دینی
سیدعلی میرمطلبی امور موقوفات و خیرین
امیرحسین اثنی عشری مدیر دفتر فقه معاصر
عباس علمالهدی دستیار ویژه مدیر در امور مدیریتی
حسین ملانوری مجتمع آموزشی و پژوهشی تبلیغ
محمد استوار میمندی مدیر مجتمع عالی حوزوی تربیت مدیر و مدرس
علیرضا امینی مدیر مجتمع فقه و حقوق و قضای اسلامی
حسن مولایی مدیر مؤسسه انتشارات
ابوالفضل علیخانی مدیر گروههای جهادی و مواجهه با حوادث غیر مترقبه
@namehayehawzavi
حسین رفیعی معاون تبلیغ و امور فرهنگی
سیدمفید حسینی کوهساری معاون بین الملل
علی قنواتی معاون امور طلاب و دانش آموختگان
علی علیزاده مسئول حوزه مدیریت
هادی رضایی شورکی مدیر دفتر برنامهریزی و نظارت راهبردی
مهدی رجایینیا مرکز ارتباطات حوزه و نظام
محمدحسین میرمعزی مسئول مرکز بررسیهای راهبردی و مطالعات حوزه و روحانیت
وحید رضایی مسئول مرکز فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی
رضا رستمی مرکز رسانه و فضای مجازی
محمدحسن زنگویی مسئول مرکز آموزش های کاربردی و مهارتی
محمد باقر پورامینی مسئول مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات دینی
سیدعلی میرمطلبی امور موقوفات و خیرین
امیرحسین اثنی عشری مدیر دفتر فقه معاصر
عباس علمالهدی دستیار ویژه مدیر در امور مدیریتی
حسین ملانوری مجتمع آموزشی و پژوهشی تبلیغ
محمد استوار میمندی مدیر مجتمع عالی حوزوی تربیت مدیر و مدرس
علیرضا امینی مدیر مجتمع فقه و حقوق و قضای اسلامی
حسن مولایی مدیر مؤسسه انتشارات
ابوالفضل علیخانی مدیر گروههای جهادی و مواجهه با حوادث غیر مترقبه
@namehayehawzavi
👎6😁6👍4🎉2😇1
⚡️وزیر ارشاد باید اعتراض میکرد و بیرون میرفت
✔️آیتالله مهدی شب زندهدار دبیر شورای عالی حوزههای علمیه و عضو فقهای شورای نگهبان در آغاز درس خارج اصول در مسجد اعظم قم🔻
🔹آنچه که گاهی انسان را در مقابل حقتعالی متألم و خجالتزده می کند، برخی وقایعی است که دیده میشود مثل گرانیها و اقتصاد از یک طرف که البته ممکن است، توجیههای موجهی داشته باشد.
🔹برخی امور که شبیه فحشا هست، اگر نگوییم فحشا است، در برخی جشنوارهها آن هم در حضور کسانی که مسئولیت رسمی در جمهوری اسلامی دارند، خانمی به یک مرد نامحرم دست بدهد و اینگونه کلمات معاشقه آمیز در ملاءعام به هم بگویند و از رسانهها پخش بشود، اینها آن چیزیهایی است که انسان حقیقتا از خدای متعال، حضرت بقیهالاعظم و اهلبیت علیهم السلام، شهدا و جانبازان که سالهاست سختیها و مشقات را تحمل کرده اند، خجالتزده می شود!
🔹بنده مطلع نیستم که وزیر ارشاد که در جلسه بودهاند، واکنشی به این کار داشتهاند؛ در فیلم و عکسی که هست که ایشان نشسته بودند؛ ایشان باید بلند می شد و اعتراض می کرد و یا از مجلس بیرون میرفت که بدانند جمهوری اسلامی این چنین نیست(صدای حوزه).
@namehayehawzavi
✔️آیتالله مهدی شب زندهدار دبیر شورای عالی حوزههای علمیه و عضو فقهای شورای نگهبان در آغاز درس خارج اصول در مسجد اعظم قم🔻
🔹آنچه که گاهی انسان را در مقابل حقتعالی متألم و خجالتزده می کند، برخی وقایعی است که دیده میشود مثل گرانیها و اقتصاد از یک طرف که البته ممکن است، توجیههای موجهی داشته باشد.
🔹برخی امور که شبیه فحشا هست، اگر نگوییم فحشا است، در برخی جشنوارهها آن هم در حضور کسانی که مسئولیت رسمی در جمهوری اسلامی دارند، خانمی به یک مرد نامحرم دست بدهد و اینگونه کلمات معاشقه آمیز در ملاءعام به هم بگویند و از رسانهها پخش بشود، اینها آن چیزیهایی است که انسان حقیقتا از خدای متعال، حضرت بقیهالاعظم و اهلبیت علیهم السلام، شهدا و جانبازان که سالهاست سختیها و مشقات را تحمل کرده اند، خجالتزده می شود!
🔹بنده مطلع نیستم که وزیر ارشاد که در جلسه بودهاند، واکنشی به این کار داشتهاند؛ در فیلم و عکسی که هست که ایشان نشسته بودند؛ ایشان باید بلند می شد و اعتراض می کرد و یا از مجلس بیرون میرفت که بدانند جمهوری اسلامی این چنین نیست(صدای حوزه).
@namehayehawzavi
👍36😁19👎8😐4