برگی از روز های دفاع مقدس:
جنگ در دو جبهه:
نجف زراعت پیشه
بهمن ۱۳۶۴ مثل چنین روزهایی نیروهای رزمنده آموزش های لازم آبی خاکی را طی کرده و برای آغاز عملیات سراسری لحظه شماری می کردند چون سه سال پیاپی بود که جنگ در یک بن بست قرار داشت و اقدامات و عملیات های مختلف نمی توانست موفقیت کامل و حتی نسبی را در پی داشته باشد به همین خاطر با تلاش های فراوان ایران در جهت رعایت اصل غافلگیری و سایر اصول جنگ و همچنین پوشش نقاط ضعف و استفاده از تجارب و عبرت گرفتن از شکست ها همه نگاه ها و امیدها به عملیات جدید بود تا شاید گره جنگ باز شده و بتوانیم این مرحله را نیز پشت سر گذاشته و موازنه جنگ به نفع ایران شود.
اما در همین زمان چاپ سلسله مقالاتی در ضمیمه روزنامه اطلاعات خوزستان در زمینه ریشه و منشا اعراب خوزستان و استقرار آنها در استان باعث شد تا گروه خلق عرب و سایر گروههای قومی دست به اعتراض زده و با تحریک برخی از جوانان به خیابان های شهر اهواز ریخته و شروع به شعار دادن و تظاهرات شوند و عملاً شهر اهواز نیز بواسطه این اعتراضات صحنه برخورد و تنش گردید و بهمن ماه اوج این تنش ها و درگیری ها بود.
متاسفانه ما به دفعات این کج سلیقگی را در امور فرهنگی مشاهده نموده ایم که در زمان های حساس و ارایه مطالبی محرک از نظر موضوع و فاقد مرجع و منبع اساسی فضای کشور را متشنج نموده اند.
هر چند با همکاری نیروهای کمیته، سپاه پاسداران و حضور رزمندگان در شهر اهواز این غائله جمع شد اما باید به یاد داشته باشیم ایران کشوری چند قومیتی و مذهبی می باشد و باید در نوشتارها،صحبت و سخنرانیها و اعمال خویش این مورد ظریف و حساس را در نظر بگیریم.
این تنش در بهمن ۱۳۶۴ می توانست همه تلاش های ایران را در جبهههای نبرد با دردسر روبرو سازد که با مدیریت بحران و حضور مردم امنیت به شهر اهواز برگشته و در همین زمان نیز عملیات سالیانه ایران در رودخانه اروند رود با عبور غواصان آغاز شد و ایران توانست بعد از سه سال عدم موفقیت در جبههها با تصرف شبه جزیره فاو و تصرف سواحل خورعبدالله مانع دسترسی عراق به آبهای خلیج فارس شود و صدای توپخانه های ایران در کشورهای عربی شنیده شود.
موفقیت ایران چنان بزرگ بود که اعتماد غرب و جهان عرب به صدام حسین متزلزل شده و امید به پیروزی عراق در جنگ رنگ باخت به طوری که برخی کارشناسان تلاش برای پایان دادن به جنگ را به عملیات والفجر هشت می دانند، درسی که این حوادث به ما داد این بود که باید در گفتار ، کردار و نوشتار خویش نهایت دقت داشته باشیم تا دچار تنش های امنیتی و خدای ناکرده شکست و عدم موفقیت نشویم، به یاد داشته باشیم با ارسال شایعه ، جوک یا سخنان غیر مستند می شود منافع ملی را دچار خدشه کرد.
http://telegram.me/safeer59
http://Www.safeer.blogfa.com
جنگ در دو جبهه:
نجف زراعت پیشه
بهمن ۱۳۶۴ مثل چنین روزهایی نیروهای رزمنده آموزش های لازم آبی خاکی را طی کرده و برای آغاز عملیات سراسری لحظه شماری می کردند چون سه سال پیاپی بود که جنگ در یک بن بست قرار داشت و اقدامات و عملیات های مختلف نمی توانست موفقیت کامل و حتی نسبی را در پی داشته باشد به همین خاطر با تلاش های فراوان ایران در جهت رعایت اصل غافلگیری و سایر اصول جنگ و همچنین پوشش نقاط ضعف و استفاده از تجارب و عبرت گرفتن از شکست ها همه نگاه ها و امیدها به عملیات جدید بود تا شاید گره جنگ باز شده و بتوانیم این مرحله را نیز پشت سر گذاشته و موازنه جنگ به نفع ایران شود.
اما در همین زمان چاپ سلسله مقالاتی در ضمیمه روزنامه اطلاعات خوزستان در زمینه ریشه و منشا اعراب خوزستان و استقرار آنها در استان باعث شد تا گروه خلق عرب و سایر گروههای قومی دست به اعتراض زده و با تحریک برخی از جوانان به خیابان های شهر اهواز ریخته و شروع به شعار دادن و تظاهرات شوند و عملاً شهر اهواز نیز بواسطه این اعتراضات صحنه برخورد و تنش گردید و بهمن ماه اوج این تنش ها و درگیری ها بود.
متاسفانه ما به دفعات این کج سلیقگی را در امور فرهنگی مشاهده نموده ایم که در زمان های حساس و ارایه مطالبی محرک از نظر موضوع و فاقد مرجع و منبع اساسی فضای کشور را متشنج نموده اند.
هر چند با همکاری نیروهای کمیته، سپاه پاسداران و حضور رزمندگان در شهر اهواز این غائله جمع شد اما باید به یاد داشته باشیم ایران کشوری چند قومیتی و مذهبی می باشد و باید در نوشتارها،صحبت و سخنرانیها و اعمال خویش این مورد ظریف و حساس را در نظر بگیریم.
این تنش در بهمن ۱۳۶۴ می توانست همه تلاش های ایران را در جبهههای نبرد با دردسر روبرو سازد که با مدیریت بحران و حضور مردم امنیت به شهر اهواز برگشته و در همین زمان نیز عملیات سالیانه ایران در رودخانه اروند رود با عبور غواصان آغاز شد و ایران توانست بعد از سه سال عدم موفقیت در جبههها با تصرف شبه جزیره فاو و تصرف سواحل خورعبدالله مانع دسترسی عراق به آبهای خلیج فارس شود و صدای توپخانه های ایران در کشورهای عربی شنیده شود.
موفقیت ایران چنان بزرگ بود که اعتماد غرب و جهان عرب به صدام حسین متزلزل شده و امید به پیروزی عراق در جنگ رنگ باخت به طوری که برخی کارشناسان تلاش برای پایان دادن به جنگ را به عملیات والفجر هشت می دانند، درسی که این حوادث به ما داد این بود که باید در گفتار ، کردار و نوشتار خویش نهایت دقت داشته باشیم تا دچار تنش های امنیتی و خدای ناکرده شکست و عدم موفقیت نشویم، به یاد داشته باشیم با ارسال شایعه ، جوک یا سخنان غیر مستند می شود منافع ملی را دچار خدشه کرد.
http://telegram.me/safeer59
http://Www.safeer.blogfa.com
Telegram
سفیر
کانال سفیر تلاشی در جهت تحلیل و بیان درست و واقعی دفاع مقدس با سه رویکرد احساسی، حماسی و عقلایی
تماس با مدیر:
Www.Safeer.blogfa.com
@najaf46
تماس با مدیر:
Www.Safeer.blogfa.com
@najaf46
ابتکارات در دفاع مقدس :
پلهای خضر؛ راهی برای حلّ نقل و انتقال ادوات و تجهیزات از رودخانه بزرگ اروندرود
بهمن ماه 1364 بعد از عمليات والفجر 8 و در زماني که هنوز «پل بعثت» احداث نشده بود، نيروهاي مستقر در منطقه نيازمند پشتيباني و تدارکات بودند. غذا، سوخت و مهمات براي آنها حياتي بود. در اثر بمباران های مکرر شيميايي، آب سالم در فاو پيدا نمي شد و جبهه فاو به جبهه سختي تبديل شده بود. پشت رزمندگان خط مقدم، رودخانه خروشان اروند رود با عرض حدود 900 متر بود. انجام تدارکات سنگين با قايق، بسيار سخت و کند بود. مهندسين پشتيباني و مهندسي جنگ جهادچند پل روي اروند پيش بيني و نصب کردند ولي هواپيماهاي عراقي و بعضاً سرعت حرکت آب، آن پل های به زحمت نصب شده را از بين برد، نياز به تدارکات سنگين، به شدت به فرماندهان جنگ فشار می آورد ولي راهي براي برقراري ارتباط نمانده بود. شرايط نيروهايي که در فاو مستقر بودند روز به روز سخت تر می شد. مهندسين جوان جهاد؛ در نهايت «پل خضر» را طراحي و اجرا کردند.
پل از يک صفحه بزرگ شناور به نام دوبه تشکيل می شد. در دو طرف پل؛ دو سيم بکسل قوي به موازات هم در امتداد عرض رودخانه کشيده و در ساحل به شمع های از قبل نصب شده محکم شده بود. سيم بکسل سومي هم که به دور چرخ يک تراکتور مستقر در روی دوبه به عنوان نیروی جلو برنده پيچيده شده بود.پل خضر توانست ماشين آلات و تدارکات سنگين را به رزمندگاني که در فاو بودند برساند.
در روزهاي اول تصرف فاو توسط رزمندگان اسلام، تمام ادوات، نيروها و ماشين آلات در درون قايق ها قرار گرفته، از ساحل اروند کنار به ساحل فاو منتقل می شد. بزرگترين وسيله اي که با قايق ها امکان جابجايي اش بود، يک وانت بار بود، اين کار، خيلي سخت و کند انجام می شد و امکان حمله هواپيماهاي عراقي و يا چپ شدن قايق ها زياد بود.
اروندرود تا درياي آزاد فاصله زيادي نداشته، جزر و مد آن، همان جزر و مد درياست. در هر شش ساعت، يک سيکل جزر و مد به طور کامل صورت می گرفت؛ اختلاف ارتفاع جزر کامل و مد کامل به 3/5 متر می رسيد. ساحل اروند رود هم به خاطر بالا و پايين رفتن آب، حدود 150 تا 200 متر عقب و جلو می شد(ساحل متغير). سرعت آب در زمان مد به 70 کيلومتر در ساعت می رسيد. صداي جزر، وحشتناک بود و اگر در زمان جزر در کنار رودخانه می ايستادي، ترس وجودت را فرا می گرفت. مهندسين جهاد با چنين پيش فرض هایی بايد پل خضر را طراحي و اجرا می کردند. قبل از آماده شدن پل خضر، پل های «دوبه اي» و «خبيري» هم بر روي رودخانه نصب ولي سرعت حرکت آب، آنها را نابود کرد.
پل های خضر «3» و«4» از نمونه های قبلي بزرگ تر بوده و ظرفيت جابه جايي بالاتري داشتند، لذا قطعات به کار رفته درآنها، قوي تر و مجهزتر بود. تجربه خضرهاي قبلي، به خوبي در بهينه سازي اين خضرها به کار گرفته شد. يکي از مشکلات خضرها، ساييدگي زياد سيم بکسل ها بود که اين مشکل در خضرهاي 3 و 4 با تعبيه غلتک هاي بزرگ تر، حل شد. همچنين با بهينه کردن زاويه نصب تراکتور در روي دوبه، قطر رينگ تراکتور، سايز سيم بکسل ها، محل قرار گرفتن گوشواره ها و نوع شمع کوبي،کيفيت کارکرد پل و ارائه خدمت آن، بالاتر رفت.
#ابتکارات_مهندسی_رزمی
#پل_خضر
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
پلهای خضر؛ راهی برای حلّ نقل و انتقال ادوات و تجهیزات از رودخانه بزرگ اروندرود
بهمن ماه 1364 بعد از عمليات والفجر 8 و در زماني که هنوز «پل بعثت» احداث نشده بود، نيروهاي مستقر در منطقه نيازمند پشتيباني و تدارکات بودند. غذا، سوخت و مهمات براي آنها حياتي بود. در اثر بمباران های مکرر شيميايي، آب سالم در فاو پيدا نمي شد و جبهه فاو به جبهه سختي تبديل شده بود. پشت رزمندگان خط مقدم، رودخانه خروشان اروند رود با عرض حدود 900 متر بود. انجام تدارکات سنگين با قايق، بسيار سخت و کند بود. مهندسين پشتيباني و مهندسي جنگ جهادچند پل روي اروند پيش بيني و نصب کردند ولي هواپيماهاي عراقي و بعضاً سرعت حرکت آب، آن پل های به زحمت نصب شده را از بين برد، نياز به تدارکات سنگين، به شدت به فرماندهان جنگ فشار می آورد ولي راهي براي برقراري ارتباط نمانده بود. شرايط نيروهايي که در فاو مستقر بودند روز به روز سخت تر می شد. مهندسين جوان جهاد؛ در نهايت «پل خضر» را طراحي و اجرا کردند.
پل از يک صفحه بزرگ شناور به نام دوبه تشکيل می شد. در دو طرف پل؛ دو سيم بکسل قوي به موازات هم در امتداد عرض رودخانه کشيده و در ساحل به شمع های از قبل نصب شده محکم شده بود. سيم بکسل سومي هم که به دور چرخ يک تراکتور مستقر در روی دوبه به عنوان نیروی جلو برنده پيچيده شده بود.پل خضر توانست ماشين آلات و تدارکات سنگين را به رزمندگاني که در فاو بودند برساند.
در روزهاي اول تصرف فاو توسط رزمندگان اسلام، تمام ادوات، نيروها و ماشين آلات در درون قايق ها قرار گرفته، از ساحل اروند کنار به ساحل فاو منتقل می شد. بزرگترين وسيله اي که با قايق ها امکان جابجايي اش بود، يک وانت بار بود، اين کار، خيلي سخت و کند انجام می شد و امکان حمله هواپيماهاي عراقي و يا چپ شدن قايق ها زياد بود.
اروندرود تا درياي آزاد فاصله زيادي نداشته، جزر و مد آن، همان جزر و مد درياست. در هر شش ساعت، يک سيکل جزر و مد به طور کامل صورت می گرفت؛ اختلاف ارتفاع جزر کامل و مد کامل به 3/5 متر می رسيد. ساحل اروند رود هم به خاطر بالا و پايين رفتن آب، حدود 150 تا 200 متر عقب و جلو می شد(ساحل متغير). سرعت آب در زمان مد به 70 کيلومتر در ساعت می رسيد. صداي جزر، وحشتناک بود و اگر در زمان جزر در کنار رودخانه می ايستادي، ترس وجودت را فرا می گرفت. مهندسين جهاد با چنين پيش فرض هایی بايد پل خضر را طراحي و اجرا می کردند. قبل از آماده شدن پل خضر، پل های «دوبه اي» و «خبيري» هم بر روي رودخانه نصب ولي سرعت حرکت آب، آنها را نابود کرد.
پل های خضر «3» و«4» از نمونه های قبلي بزرگ تر بوده و ظرفيت جابه جايي بالاتري داشتند، لذا قطعات به کار رفته درآنها، قوي تر و مجهزتر بود. تجربه خضرهاي قبلي، به خوبي در بهينه سازي اين خضرها به کار گرفته شد. يکي از مشکلات خضرها، ساييدگي زياد سيم بکسل ها بود که اين مشکل در خضرهاي 3 و 4 با تعبيه غلتک هاي بزرگ تر، حل شد. همچنين با بهينه کردن زاويه نصب تراکتور در روي دوبه، قطر رينگ تراکتور، سايز سيم بکسل ها، محل قرار گرفتن گوشواره ها و نوع شمع کوبي،کيفيت کارکرد پل و ارائه خدمت آن، بالاتر رفت.
#ابتکارات_مهندسی_رزمی
#پل_خضر
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
Telegram
سفیر
کانال سفیر تلاشی در جهت تحلیل و بیان درست و واقعی دفاع مقدس با سه رویکرد احساسی، حماسی و عقلایی
تماس با مدیر:
Www.Safeer.blogfa.com
@najaf46
تماس با مدیر:
Www.Safeer.blogfa.com
@najaf46
طراحی پل های خضر از ابتکارات مهندسی رزمی جبهه و جهاد سازندگی برای نقل و انتقال تجهیزات از رودخانه اروند خروشان بعد از فتح فاو در بهمن ماه 1364 بود. #ابتکارات_مهندسی_رزمی
#پل_خضر
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
#پل_خضر
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
طراحی پل های خضر از ابتکارات مهندسی رزمی جبهه و جهاد سازندگی برای نقل و انتقال تجهیزات از رودخانه اروند خروشان بعد از فتح فاو در بهمن ماه 1364 بود. #ابتکارات_مهندسی_رزمی
#پل_خضر
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
#پل_خضر
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
پل خیبر :طراحی و ساخت طولانیترین پل شناور نظامی جهان
در سال ۶۳ یگان مهندسی رزمی سپاه با مشارکت جهاد سازندگی و وزارت صنایع سنگین وقت در طرحی ابتکاری برای وصل کردن ساحل شرقی هورالهویزه به جزایر مجنون در مدت ۷۵ روز پل شناوری به طول14 کیلومتر ساختند که ساخت چنین پلی در تاریخ جنگها بیسابقه بود.
پل خیبر طولانیترین پل شناور نظامی جهان با مواد جدید و پایدار در مقابل بمباران بود. خبرگزاری فرانسه در سوم فروردین ۱۳۶۳ اعلام کرد: «به گفته مسئولان دولتی امریکا، دست یافتن به پل قایقی با چنین طولی در تاریخ نظامی مدرن بیسابقه است.» از این خبر معلوم میشود آنها هنوز نفهمیده بودند کیفیت ساخت پل قایقی چیست.
برای شناورسازی آن از مواد پلیمری استفاده شد تا در صورت حمله هوایی دشمن به سرعت قابل تعمیر و تعویض باشد و در فواصل معینی از طول پل پارکینگ و محل توپ ضد هوایی تعبیه شد و قطعات یدکی نیز در طول مسیر به پل اصلی متصل شد تا در صورت نیاز به سرعت عوض شود.طراحی پل، حاصل مطالعات و کار شبانهروزی شهید مهندس «بهروز پورشریفی» و جهادگران جهاد سازندگی خراسان و همکاری مؤثر وزارت سپاه و قرارگاه صراط المستقیم بود.
«پل خیبر» ـ که جزو شاهکارهای مهندسی جنگ است ـ پلی شناور به طول 14 کیلومتر بود که روی هور احداث شد. منطقه عملیاتی خیبر در شرق رود دجله و داخل هور الهویزه واقع بود. مهندسان برای شناور نگه داشتن پل از مواد پلیمری استفاده کردند و در طول مسیر قطعات یدکی به پل اصلی متصل شد تا چنانچه پل مورد بمباران هواپیماهای دشمن قرار گرفت، روند تعمیر و بازسازی آن در کوتاه ترین زمان، ممکن باشد. به این ترتیب از تلفیق فوم و فایبرگلاس که استحکام پل را در مقابل حملات بی امان دشمن بالا می برد، استفاده شد. با توجه به شرایط خاص جنگی، پل های نمونه در یکی از کارگاه های متعلق به کمیته فنی دفتر مرکزی جهاد سازندگی ساخته شد. سپس قطعات ساخته شده برای بررسی و انجام آزمون های لازم به دریاچه مجموعه ورزشی آزادی تهران انتقال داده شد تا زیر نظر فرماندهان نظامی، همه چیز پیش از مرحله عملیات در تهران مورد بررسی قرار گیرد. در اینجا به سفارش سپاه قرار شد جهاد سازندگی 30 کیلومتر از این نوع پل را در مدت 5/2 ماه بسازد و تحویل دهد. با هماهنگی میان وزارتخانه های صنایع سنگین، صنایع بازرگانی، جهاد و سپاه مراحل ساخت این پل پیش رفت.
سرانجام پل خیبر در قطعاتی به ابعاد 3 در 5 متر با سطحی مقاوم از پروفیل و محفظه ای از پلی اورانان فوم که با فایبرگلاس پوشیده بود، ساخته شد. هر قطعه از این پل 1200 کیلوگرم جرم داشت. از این پل در رودهایی با آبدهی حداکثر دو متر مکعب بر ثانیه استفاده می شد و می توانست تا شش تن جرم را روی خود تحمل کند. سبک بودن این پل، ویژگی قابل توجهی بود که در لحظات بحرانی جنگ به کار می آمد.
عملیات خیبر با بهره گیری از همین پل ها و فداکاری رزمندگان به پیروزی رسید. هدف این عملیات که سوم اسفند 1362 آغاز شد، تصرف و تامین جزایر مجنون و بخشی از هورالهویزه بود و ضمن آزاد سازی جزایر مجنون و چند روستای منطقه، حداقل 50 حلقه چاه نفتی تصرف شد.
#ابتکارات_مهندسی_رزمی
#پل_خیبر
#عملیات_والفجر8_فاو
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
در سال ۶۳ یگان مهندسی رزمی سپاه با مشارکت جهاد سازندگی و وزارت صنایع سنگین وقت در طرحی ابتکاری برای وصل کردن ساحل شرقی هورالهویزه به جزایر مجنون در مدت ۷۵ روز پل شناوری به طول14 کیلومتر ساختند که ساخت چنین پلی در تاریخ جنگها بیسابقه بود.
پل خیبر طولانیترین پل شناور نظامی جهان با مواد جدید و پایدار در مقابل بمباران بود. خبرگزاری فرانسه در سوم فروردین ۱۳۶۳ اعلام کرد: «به گفته مسئولان دولتی امریکا، دست یافتن به پل قایقی با چنین طولی در تاریخ نظامی مدرن بیسابقه است.» از این خبر معلوم میشود آنها هنوز نفهمیده بودند کیفیت ساخت پل قایقی چیست.
برای شناورسازی آن از مواد پلیمری استفاده شد تا در صورت حمله هوایی دشمن به سرعت قابل تعمیر و تعویض باشد و در فواصل معینی از طول پل پارکینگ و محل توپ ضد هوایی تعبیه شد و قطعات یدکی نیز در طول مسیر به پل اصلی متصل شد تا در صورت نیاز به سرعت عوض شود.طراحی پل، حاصل مطالعات و کار شبانهروزی شهید مهندس «بهروز پورشریفی» و جهادگران جهاد سازندگی خراسان و همکاری مؤثر وزارت سپاه و قرارگاه صراط المستقیم بود.
«پل خیبر» ـ که جزو شاهکارهای مهندسی جنگ است ـ پلی شناور به طول 14 کیلومتر بود که روی هور احداث شد. منطقه عملیاتی خیبر در شرق رود دجله و داخل هور الهویزه واقع بود. مهندسان برای شناور نگه داشتن پل از مواد پلیمری استفاده کردند و در طول مسیر قطعات یدکی به پل اصلی متصل شد تا چنانچه پل مورد بمباران هواپیماهای دشمن قرار گرفت، روند تعمیر و بازسازی آن در کوتاه ترین زمان، ممکن باشد. به این ترتیب از تلفیق فوم و فایبرگلاس که استحکام پل را در مقابل حملات بی امان دشمن بالا می برد، استفاده شد. با توجه به شرایط خاص جنگی، پل های نمونه در یکی از کارگاه های متعلق به کمیته فنی دفتر مرکزی جهاد سازندگی ساخته شد. سپس قطعات ساخته شده برای بررسی و انجام آزمون های لازم به دریاچه مجموعه ورزشی آزادی تهران انتقال داده شد تا زیر نظر فرماندهان نظامی، همه چیز پیش از مرحله عملیات در تهران مورد بررسی قرار گیرد. در اینجا به سفارش سپاه قرار شد جهاد سازندگی 30 کیلومتر از این نوع پل را در مدت 5/2 ماه بسازد و تحویل دهد. با هماهنگی میان وزارتخانه های صنایع سنگین، صنایع بازرگانی، جهاد و سپاه مراحل ساخت این پل پیش رفت.
سرانجام پل خیبر در قطعاتی به ابعاد 3 در 5 متر با سطحی مقاوم از پروفیل و محفظه ای از پلی اورانان فوم که با فایبرگلاس پوشیده بود، ساخته شد. هر قطعه از این پل 1200 کیلوگرم جرم داشت. از این پل در رودهایی با آبدهی حداکثر دو متر مکعب بر ثانیه استفاده می شد و می توانست تا شش تن جرم را روی خود تحمل کند. سبک بودن این پل، ویژگی قابل توجهی بود که در لحظات بحرانی جنگ به کار می آمد.
عملیات خیبر با بهره گیری از همین پل ها و فداکاری رزمندگان به پیروزی رسید. هدف این عملیات که سوم اسفند 1362 آغاز شد، تصرف و تامین جزایر مجنون و بخشی از هورالهویزه بود و ضمن آزاد سازی جزایر مجنون و چند روستای منطقه، حداقل 50 حلقه چاه نفتی تصرف شد.
#ابتکارات_مهندسی_رزمی
#پل_خیبر
#عملیات_والفجر8_فاو
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
Telegram
سفیر
کانال سفیر تلاشی در جهت تحلیل و بیان درست و واقعی دفاع مقدس با سه رویکرد احساسی، حماسی و عقلایی
تماس با مدیر:
Www.Safeer.blogfa.com
@najaf46
تماس با مدیر:
Www.Safeer.blogfa.com
@najaf46
پل 14 کیلومتری خیبر که ساحل شرقی هورالهویزه را به جزایر مجنون عراق اتصال می داد #ابتکارات_مهندسی_رزمی
#پل_خیبر
#عملیات_والفجر8_فاو
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
#پل_خیبر
#عملیات_والفجر8_فاو
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
پل 14 کیلومتری خیبر و توپ های ضد هوایی مستقر در آن #ابتکارات_مهندسی_رزمی
#پل_خیبر
#عملیات_والفجر8_فاو
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
#پل_خیبر
#عملیات_والفجر8_فاو
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
ابتکارات مهندسی در دفاع مقدس :
احداث پل بعثت بر اروند رود
در عملیات والفجر هشت برای ایجاد ارتباط با شهر فاو از روی رودخانه اروند نیاز به راه و پل ارتباطی با عقبه داشتیم لذا در ده کیلومتری جنوب فاو به سمت دهانه خلیج فارس شروع به احداث پل بر روی رود اروند خروشان و وحشی و زیر بمباران و موشک باران شدید شدند که خلاصه اقدامات آن به شرح زیر می باشد:
1. طراح و ناظر پل زنده یاد مهندس پورشرفی می باشد که طی یک تصادف در سال 1374 به رحمت خدا رفت.
2.همکاران طرح جها سازندگی و همکاری دانشجویان مهندسی از جمله شریف
3. پل 800 متری با عرض 12 متر و عمق 8 متر(لوله بکار رفته مجموعا 80 کیلومتر تشکیل می داد)
4. 3400 لوله 56 اینچی(از محموله یک کشتی غرق شده در دهانه اروند)؛البته هنوز در زمینه منشاء تهیه لوله ها اختلاف است و گوناگون مطرح شده است
5. افتتاح پل به عنوان شاهکار مهندسی دفاع مقدس 15/7/65 مصادف با بعثت رسول اکرم ص و نامیدن آن به نام بعثت به خاطر روز بعثت
پل بعثت شاهکار مهندسی در دفاع مقدس به شمار می رود و عراق نیز در 28 فروردین 1367 در جریان بازپس گیری شبه جزیره فاو اولین نقاطی را که هدف حملات خویش قرار داد پل بعثت بود که از وسط آن را شکاف داد و مانع تردد نیرو و امکانات شد .
#ابتکارات_مهندسی_رزمی
#پل_بعثت_شاهکار_مهندسی
#عملیات_والفجر8_شبه_جزیره_فاو
#رودخانه_اروندرود
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
احداث پل بعثت بر اروند رود
در عملیات والفجر هشت برای ایجاد ارتباط با شهر فاو از روی رودخانه اروند نیاز به راه و پل ارتباطی با عقبه داشتیم لذا در ده کیلومتری جنوب فاو به سمت دهانه خلیج فارس شروع به احداث پل بر روی رود اروند خروشان و وحشی و زیر بمباران و موشک باران شدید شدند که خلاصه اقدامات آن به شرح زیر می باشد:
1. طراح و ناظر پل زنده یاد مهندس پورشرفی می باشد که طی یک تصادف در سال 1374 به رحمت خدا رفت.
2.همکاران طرح جها سازندگی و همکاری دانشجویان مهندسی از جمله شریف
3. پل 800 متری با عرض 12 متر و عمق 8 متر(لوله بکار رفته مجموعا 80 کیلومتر تشکیل می داد)
4. 3400 لوله 56 اینچی(از محموله یک کشتی غرق شده در دهانه اروند)؛البته هنوز در زمینه منشاء تهیه لوله ها اختلاف است و گوناگون مطرح شده است
5. افتتاح پل به عنوان شاهکار مهندسی دفاع مقدس 15/7/65 مصادف با بعثت رسول اکرم ص و نامیدن آن به نام بعثت به خاطر روز بعثت
پل بعثت شاهکار مهندسی در دفاع مقدس به شمار می رود و عراق نیز در 28 فروردین 1367 در جریان بازپس گیری شبه جزیره فاو اولین نقاطی را که هدف حملات خویش قرار داد پل بعثت بود که از وسط آن را شکاف داد و مانع تردد نیرو و امکانات شد .
#ابتکارات_مهندسی_رزمی
#پل_بعثت_شاهکار_مهندسی
#عملیات_والفجر8_شبه_جزیره_فاو
#رودخانه_اروندرود
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
Telegram
سفیر
کانال سفیر تلاشی در جهت تحلیل و بیان درست و واقعی دفاع مقدس با سه رویکرد احساسی، حماسی و عقلایی
تماس با مدیر:
Www.Safeer.blogfa.com
@najaf46
تماس با مدیر:
Www.Safeer.blogfa.com
@najaf46
پل بشکه ای بر روی رودخانه بهمنشیر در جهت شکستن حصر آبادان . پل بشکه ای عملیات ثامن الائمه (ع) با استفاده از بشکه های 220 لیتری و متصل کردن آنان به هم ساخته شد تا کار جابه جایی نیروها و امکانات از رودخانه بهمنشیر آبادان مهیا سازد. #ابتکارات_مهندسی_رزمی #پل_بشکه_ای #عملیات_ثامن_الائمه http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
http://www.safeer.blogfa.com
#باتلاقروی_جبل1
این دستگاه عظیم با چرخ هایی با قطر بیش از 4 متر برای یدک کشی، بازکردن راه و مانع در باتلاق ها و نیزارهای جنوب ساخته شد. گاهی نی ها آنقدر انبوه می شدند که هیچ قایقی از بینشان رد نمی شد ولی جبل که موتور متحرک تراکتورهای بزرگ یا لودر داشت، این مشکل را حل کرد. در همین عکس ها با مقایسه اندازه راننده، چرخ ها و ارتفاع نیزارها می توان به کارآمدی این باتلاقرو پی برد. جبل از تمام مدل های موجود دنیا بزرگتر بود. سطح زیاد چرخ ها و توخالی بودن آن ها باعث می شد در لجن زارهای با عمق 1.5 متر هم فرو نمی رفت و به راحتی حرکت می کرد #ابتکارات_مهندسی #آبراه_هورالهویزه http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
این دستگاه عظیم با چرخ هایی با قطر بیش از 4 متر برای یدک کشی، بازکردن راه و مانع در باتلاق ها و نیزارهای جنوب ساخته شد. گاهی نی ها آنقدر انبوه می شدند که هیچ قایقی از بینشان رد نمی شد ولی جبل که موتور متحرک تراکتورهای بزرگ یا لودر داشت، این مشکل را حل کرد. در همین عکس ها با مقایسه اندازه راننده، چرخ ها و ارتفاع نیزارها می توان به کارآمدی این باتلاقرو پی برد. جبل از تمام مدل های موجود دنیا بزرگتر بود. سطح زیاد چرخ ها و توخالی بودن آن ها باعث می شد در لجن زارهای با عمق 1.5 متر هم فرو نمی رفت و به راحتی حرکت می کرد #ابتکارات_مهندسی #آبراه_هورالهویزه http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
http://lish.ir/1a8h
خاطرات مدفون در گذر زمان:
یادی از علمداران تفحص شهدا شهیدان علی محمودوند و مجید پازوکی (1)
زمان بسان برق و باد در حال گذر بوده و از زمانی که دفاع مقدس با پذیرش قطعنامه 598 به پایان رسید با گذر زمان و به فراموشی سپردن دوران دفاع خاطره انگیز همراهی با بهترین بندگان خدا در حال فراموش شدن بود چرا که دوران سازندگی و توسعه اقتصادی و ساخت خرابی های ناشی از جنگ بود و همه از جمله نهادهای نظامی همه در تکاپو برای عقب نماندن از قافله سازندگی و به عبارت بهتر دسترسی بیشتر به امکانات و منافع اقتصادی برای کشور و نیروهای خویش بودند.
بیش از یک دهه از جنگ گذشته بود و در محل کار خویش در دانشگاه امام حسین ع با پروژه ای در زمینه جغرافیای نظامی ایران همکاری می کردم که بخش اعظم آن روی استان خوزستان متمرکز بود ، موضوع تحقیق و پژوهش بر مسایل توسعه و رابطه آن با تامین امنیت مناطق مرزی ارتباط داشت و پارامترهای مختلف اقتصادی،سیاسی،نظامی، فرهنگی، امنیتی و ..... در آن بررسی می شد.
برای بازدید میدانی از مناطق مرزی خوزستان و آشنایی با پارامترهای مد نظر در منطقه در تاریخ 13/5/1379 به همراه چند تن از کارشناسان وارد فرودگاه اهواز شده و قرار بود به مدت 72 ساعت در مناطق مختلف نوار مرز به جمع آوری اطلاعات بپردازیم.
دومین روز استقرار در اهواز یعنی 14 مرداد باید به سمت منطقه فکه می رفتیم ،یاد فکه و رمل های روان ، والفجر مقدماتی و اخیرأ شهادت سید شهیدان اهل قلم مرتضی آوینی آشوب عجیبی در دلم ایجاد کرده بود ، ذهن من به یکباره بر بال خیال به دوران هشت سال دفاع مقدس پرواز کرد و خود را میان بچه های بی غل و غش و مخلص آن روزهای نورانی یافتم ؛ براستی چه بوده و کجا بودیم؟ چه شده و به کجا رسیدیم ؟ چرا همه آن فرهنگ ناب و ایثار ، از خود گذشتگی و شهادت و شجاعت در زیر انبوه فرهنگ وارداتی غربی و ارتباط با نهادهای جهانی و بانک جهانی و ... مدفون شده بود و کسی صحبت پیر جماران و مراد رزمندگان خمینی کبیر مبنی بر : ...... به همه شما وصیت و سفارش میکنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد. نگذارید پیشکسوتانِ شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند....... را توجه و عمل ننموده بود.
وسیله نقلیه ماشین استیشن لندکروز کولر دار بود که نیاز گرما و شرجی مرداد ماه خوزستان بود ، در همین حین فردی لنگان لنگان نزد مسئول گروه آمده و در خواست همراهی با ما تا فکه را نمود چرا که یگان آنها در فکه مستقر بود ، قیافه اش به بچه های جنگ می خورد لباس خاکی ، چفیه بر گردن و قیافه ای عملیاتی؛ در ماشین متوجه شدم که پای وی در طی دفاع مقدس قطع شده و پای مصنوعی وی را در راه رفتن کمک می کرد و با موافقت مسئول گروه وی نیز از همراهان ما در سفر پیش رو شد و در صندلی عقب کنار من نشست. مسیر حرکت ما از حمیدیه به سمت بستان ، سوسنگرد به فکه بود و بعد از اتمام کار از مسیر شمال به شوش رفته و از آنجا به مقر خویش در اهواز برمی گشتیم.
در ماشین سکوت عجیبی حکمفرما شده بود فرصت را غنیمت شمردم و از وی نام و مسئولیتش را سوال کردم ، عادتم این بود که نکات حتی به ظاهر کوچک نیز می تواند برایم راهگشا باشد ، با تواضع خاصی که تنها در بچه های جنگ سراغ داشتم گفت علی محمودوند هستم و سکوت کرد ، عطش من برای دانستن تحریک شد از مسئولیت و چرایی حضور وی سوال نمودم و برای اعتماد از سابقه خویش در دفاع مقدس قدری گفتم ؛ گفت : در دوران دفاع مقدس فرمانده واحد تخریب لشکر 27 حضرت رسول ص بوده و اکنون نیز با به عهده گرفتن مسئولیت واحد تفحص لشکر 27 در پی یافتن پیکر شهدای مفقودالاثر می باشد که هنوز به شهرهای خویش برنگشته و پدران و مادران و خویشان آنان چشم انتظار یافتن اثر و نشانه ای از آنان هستند.
#تفحص_شهدا
#فکه
#علی_محمودوند
#مجید_پازوکی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
خاطرات مدفون در گذر زمان:
یادی از علمداران تفحص شهدا شهیدان علی محمودوند و مجید پازوکی (1)
زمان بسان برق و باد در حال گذر بوده و از زمانی که دفاع مقدس با پذیرش قطعنامه 598 به پایان رسید با گذر زمان و به فراموشی سپردن دوران دفاع خاطره انگیز همراهی با بهترین بندگان خدا در حال فراموش شدن بود چرا که دوران سازندگی و توسعه اقتصادی و ساخت خرابی های ناشی از جنگ بود و همه از جمله نهادهای نظامی همه در تکاپو برای عقب نماندن از قافله سازندگی و به عبارت بهتر دسترسی بیشتر به امکانات و منافع اقتصادی برای کشور و نیروهای خویش بودند.
بیش از یک دهه از جنگ گذشته بود و در محل کار خویش در دانشگاه امام حسین ع با پروژه ای در زمینه جغرافیای نظامی ایران همکاری می کردم که بخش اعظم آن روی استان خوزستان متمرکز بود ، موضوع تحقیق و پژوهش بر مسایل توسعه و رابطه آن با تامین امنیت مناطق مرزی ارتباط داشت و پارامترهای مختلف اقتصادی،سیاسی،نظامی، فرهنگی، امنیتی و ..... در آن بررسی می شد.
برای بازدید میدانی از مناطق مرزی خوزستان و آشنایی با پارامترهای مد نظر در منطقه در تاریخ 13/5/1379 به همراه چند تن از کارشناسان وارد فرودگاه اهواز شده و قرار بود به مدت 72 ساعت در مناطق مختلف نوار مرز به جمع آوری اطلاعات بپردازیم.
دومین روز استقرار در اهواز یعنی 14 مرداد باید به سمت منطقه فکه می رفتیم ،یاد فکه و رمل های روان ، والفجر مقدماتی و اخیرأ شهادت سید شهیدان اهل قلم مرتضی آوینی آشوب عجیبی در دلم ایجاد کرده بود ، ذهن من به یکباره بر بال خیال به دوران هشت سال دفاع مقدس پرواز کرد و خود را میان بچه های بی غل و غش و مخلص آن روزهای نورانی یافتم ؛ براستی چه بوده و کجا بودیم؟ چه شده و به کجا رسیدیم ؟ چرا همه آن فرهنگ ناب و ایثار ، از خود گذشتگی و شهادت و شجاعت در زیر انبوه فرهنگ وارداتی غربی و ارتباط با نهادهای جهانی و بانک جهانی و ... مدفون شده بود و کسی صحبت پیر جماران و مراد رزمندگان خمینی کبیر مبنی بر : ...... به همه شما وصیت و سفارش میکنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد. نگذارید پیشکسوتانِ شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند....... را توجه و عمل ننموده بود.
وسیله نقلیه ماشین استیشن لندکروز کولر دار بود که نیاز گرما و شرجی مرداد ماه خوزستان بود ، در همین حین فردی لنگان لنگان نزد مسئول گروه آمده و در خواست همراهی با ما تا فکه را نمود چرا که یگان آنها در فکه مستقر بود ، قیافه اش به بچه های جنگ می خورد لباس خاکی ، چفیه بر گردن و قیافه ای عملیاتی؛ در ماشین متوجه شدم که پای وی در طی دفاع مقدس قطع شده و پای مصنوعی وی را در راه رفتن کمک می کرد و با موافقت مسئول گروه وی نیز از همراهان ما در سفر پیش رو شد و در صندلی عقب کنار من نشست. مسیر حرکت ما از حمیدیه به سمت بستان ، سوسنگرد به فکه بود و بعد از اتمام کار از مسیر شمال به شوش رفته و از آنجا به مقر خویش در اهواز برمی گشتیم.
در ماشین سکوت عجیبی حکمفرما شده بود فرصت را غنیمت شمردم و از وی نام و مسئولیتش را سوال کردم ، عادتم این بود که نکات حتی به ظاهر کوچک نیز می تواند برایم راهگشا باشد ، با تواضع خاصی که تنها در بچه های جنگ سراغ داشتم گفت علی محمودوند هستم و سکوت کرد ، عطش من برای دانستن تحریک شد از مسئولیت و چرایی حضور وی سوال نمودم و برای اعتماد از سابقه خویش در دفاع مقدس قدری گفتم ؛ گفت : در دوران دفاع مقدس فرمانده واحد تخریب لشکر 27 حضرت رسول ص بوده و اکنون نیز با به عهده گرفتن مسئولیت واحد تفحص لشکر 27 در پی یافتن پیکر شهدای مفقودالاثر می باشد که هنوز به شهرهای خویش برنگشته و پدران و مادران و خویشان آنان چشم انتظار یافتن اثر و نشانه ای از آنان هستند.
#تفحص_شهدا
#فکه
#علی_محمودوند
#مجید_پازوکی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
http://lish.ir/1a8h
خاطرات مدفون در گذر زمان:
یادی از علمداران تفحص شهدا شهیدان علی محمودوند و مجید پازوکی (2)
از خودم بدم می آمد سال ها بود که دیگر جنگ را فراموش کرده و در پیچ و خم زندگی ، دانشگاه و ..... یادی از آن نمی نمودم و تنها گاهی اوقات با ورق زدن آلبوم های خویش یادی می نمودم ، سوالات را پی در پی پرسیده و منتظر جواب های جدید بودم و در ماشین تنها ما دو تن بودیم که صحبت نموده و من نکات را یادداشت می کردم ، برادر محمودوند گفت از سال 1372 با تشکیل قرارگاه های تفحص در پی یافتن پیکرهای شهدا در مناطق عملیاتی و میان میادین عظیم مین با خطرات نهفته در آن هستیم و در این راه تعدادی از دوستان ما نیز در این راه به شهادت رسیده اند اما با پیدا شدن پیکرهای شهدا و تحویل به خانواده های چشم انتظار باعث رضایت پدران و مادران و بازماندگان آنان و اثرات مثبت فرهنگی در سطح جامعه شده است.
بالاخره به فکه سرزمین پر رمز و راز رسیدیم ، وارد سنگر اجتماعی بچه های تفحص لشکر 27 شدیم انگار به خطوط مقدم جبهه رسیده باشیم فضا همانگونه بود ، بلافاصله با لیوان های قرمز و شیشه های مربایی با شریت آب لیموی تگری که در آن گرما واقعاًٌ دلچسب بود پذیرایی شده و در زیر باد کولر آبی که به زحمت برق آن توسط موتور برق تامین می شد دایره وار کنار بچه های تفحص نشستیم ، یک دوگانگی فرهنگی میان ما و آنان واضح و مشخص بود آنها در فضای دوران دفاع مقدس بودند و ما با واژه ها و اصطلاحات علمی به ظاهر مد روز در پی کشفیات خویش بودیم و به ظاهر قرابتی با هم نداشتیم.
اما آنها فکر می کردند ما هم از جنس خودشان هستیم و بلافاصله نوار زیارت عاشورا و عزاداری با نوای حزینی را در سنگر گذاشتند که انسان را به منتهای درجه فرو بردن در خود می برد اما نه مگر نه این که ما وظیفه دیگری داشتیم و با تذکر مسئول گروه نوار خاموش و جمع آماده صحبت و پرسش و پاسخ شدند. صحبت ها شروع شد از وضعیت منطقه ، جغرافیا ، چالش ها و موانع ، مزیت ها و نقطه قوت ها ، مردم منطقه و وضعیت استقرار ، تفحص و نقش آن و .... که ساعتی به طول کشید ، یکی از بچه های تفحص که بعداً متوجه شدم برادر مجید پازوکی می باشد تسلط بیشتری به منطقه داشت که با مطالب جامعی که مطرح کرد بیشترین نقش را در جوابگویی به سوالات ما در زمینه تحقیق و پژوهش مد نظر ایفا کرد.
بعد از از عزیزان داخل سنگر خداحافظی کرده و به همراه دو تن از برادران تفحص از جمله مجید پازوکی از مناطق مختلف فکه بازدید نمودیم اما برای ورود به معبر و گذرگاه منتهی به مقتل و مشهد شهید مرتضی آوینی با مخالفت مسئول گروه به دلیل ضیق وقت و عدم تناسب با اهداف گروه و بهتر بگویم تفاوت های فرهنگی گفته شده در قبل روبرو شده و با حسرت از عزیزان تفحص خداحافظی کرده و به سمت شمال منطقه و شهر شوش به راه افتادیم.شاید بعد از گذشت یک دهه از دوران دفاع مقدس این دیدار از منطقه و مواجه شدن با بچه های تفحص با روحیان ناب آن دوران درون خفته من را برای بازبینی گذشته و مسیر آینده خویش بیدار کرد و نهیبی بود که مبادا این میراث ارزشمند و فرهنگ ناب را فراموش کنیم.
چند ماه بعد در تاریخ 22/11/1379 برادر علی محمودوند در پی عملیات تفحص شهیدان در منطقه عملیاتی فکه به شهادت رسیدند تا به دلتنگی هایش در بازماندن از قافله شهدا پایان داده شود و دوست و همراه وی مجید پازوکی نیز یک سال بعد 17/7/1380در رمل های فکه آسمانی شد و قصه دلتنگی های من و امثال نسل من داغ آن با این آشنایی ها و عروج خونین ها تازه و تازه تر شده و می شود ان شاالله که بتوانیم راهروان صادقی در ادامه دهنده آنها باشیم.
#تفحص_شهدا
#فکه
#علی_محمودوند
#مجید_پازوکی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
خاطرات مدفون در گذر زمان:
یادی از علمداران تفحص شهدا شهیدان علی محمودوند و مجید پازوکی (2)
از خودم بدم می آمد سال ها بود که دیگر جنگ را فراموش کرده و در پیچ و خم زندگی ، دانشگاه و ..... یادی از آن نمی نمودم و تنها گاهی اوقات با ورق زدن آلبوم های خویش یادی می نمودم ، سوالات را پی در پی پرسیده و منتظر جواب های جدید بودم و در ماشین تنها ما دو تن بودیم که صحبت نموده و من نکات را یادداشت می کردم ، برادر محمودوند گفت از سال 1372 با تشکیل قرارگاه های تفحص در پی یافتن پیکرهای شهدا در مناطق عملیاتی و میان میادین عظیم مین با خطرات نهفته در آن هستیم و در این راه تعدادی از دوستان ما نیز در این راه به شهادت رسیده اند اما با پیدا شدن پیکرهای شهدا و تحویل به خانواده های چشم انتظار باعث رضایت پدران و مادران و بازماندگان آنان و اثرات مثبت فرهنگی در سطح جامعه شده است.
بالاخره به فکه سرزمین پر رمز و راز رسیدیم ، وارد سنگر اجتماعی بچه های تفحص لشکر 27 شدیم انگار به خطوط مقدم جبهه رسیده باشیم فضا همانگونه بود ، بلافاصله با لیوان های قرمز و شیشه های مربایی با شریت آب لیموی تگری که در آن گرما واقعاًٌ دلچسب بود پذیرایی شده و در زیر باد کولر آبی که به زحمت برق آن توسط موتور برق تامین می شد دایره وار کنار بچه های تفحص نشستیم ، یک دوگانگی فرهنگی میان ما و آنان واضح و مشخص بود آنها در فضای دوران دفاع مقدس بودند و ما با واژه ها و اصطلاحات علمی به ظاهر مد روز در پی کشفیات خویش بودیم و به ظاهر قرابتی با هم نداشتیم.
اما آنها فکر می کردند ما هم از جنس خودشان هستیم و بلافاصله نوار زیارت عاشورا و عزاداری با نوای حزینی را در سنگر گذاشتند که انسان را به منتهای درجه فرو بردن در خود می برد اما نه مگر نه این که ما وظیفه دیگری داشتیم و با تذکر مسئول گروه نوار خاموش و جمع آماده صحبت و پرسش و پاسخ شدند. صحبت ها شروع شد از وضعیت منطقه ، جغرافیا ، چالش ها و موانع ، مزیت ها و نقطه قوت ها ، مردم منطقه و وضعیت استقرار ، تفحص و نقش آن و .... که ساعتی به طول کشید ، یکی از بچه های تفحص که بعداً متوجه شدم برادر مجید پازوکی می باشد تسلط بیشتری به منطقه داشت که با مطالب جامعی که مطرح کرد بیشترین نقش را در جوابگویی به سوالات ما در زمینه تحقیق و پژوهش مد نظر ایفا کرد.
بعد از از عزیزان داخل سنگر خداحافظی کرده و به همراه دو تن از برادران تفحص از جمله مجید پازوکی از مناطق مختلف فکه بازدید نمودیم اما برای ورود به معبر و گذرگاه منتهی به مقتل و مشهد شهید مرتضی آوینی با مخالفت مسئول گروه به دلیل ضیق وقت و عدم تناسب با اهداف گروه و بهتر بگویم تفاوت های فرهنگی گفته شده در قبل روبرو شده و با حسرت از عزیزان تفحص خداحافظی کرده و به سمت شمال منطقه و شهر شوش به راه افتادیم.شاید بعد از گذشت یک دهه از دوران دفاع مقدس این دیدار از منطقه و مواجه شدن با بچه های تفحص با روحیان ناب آن دوران درون خفته من را برای بازبینی گذشته و مسیر آینده خویش بیدار کرد و نهیبی بود که مبادا این میراث ارزشمند و فرهنگ ناب را فراموش کنیم.
چند ماه بعد در تاریخ 22/11/1379 برادر علی محمودوند در پی عملیات تفحص شهیدان در منطقه عملیاتی فکه به شهادت رسیدند تا به دلتنگی هایش در بازماندن از قافله شهدا پایان داده شود و دوست و همراه وی مجید پازوکی نیز یک سال بعد 17/7/1380در رمل های فکه آسمانی شد و قصه دلتنگی های من و امثال نسل من داغ آن با این آشنایی ها و عروج خونین ها تازه و تازه تر شده و می شود ان شاالله که بتوانیم راهروان صادقی در ادامه دهنده آنها باشیم.
#تفحص_شهدا
#فکه
#علی_محمودوند
#مجید_پازوکی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
ریشه های اعمال تروریستی و چند سوال:
به بهانه شهادت تعدادی از مرزبانان وطن:
نجف زراعت پیشه
چگونه یک ساختار نظری مثل داعش ، جیش العدل ، یا ......میتواند به سازماندهی نظامی از رفتارها و تنش ها یاری رساند و چگونه این نظام در رسیدن به اهداف شکلیافته کاربرد مییابد.؟؟
چگونه افراد در پی پذیرفتن یک ایدئولوژی موجه و هماهنگ با شرایط خود به یک گروه تروریستی میپیوندند،؟؟
فقر و تنگدستی تا چه میزان می تواند عامل تهییج کننده برای اعضای گروه تروریستی باشد؟؟
جغرافیای اعمال تروریستی تا چه میزان بر گستره قومی و مذهبی ایران منطبق است و آیا می توانیم آن را در این مناطق منحصر نماییم؟؟
تلقی افراد انتحاری از مرگ خویش چیست و چه عواملی باعث شکل گیری این عقیده و استمرار آن شده است؟؟
دلایل پافشاری افراد عامل انتحاری در ایفای نقش خویش به کامل ترین وجه برای تلفات حداکثری چیست؟؟
نقش و عامل قومیت بلوچ،کرد،عرب،ترکمن و ..... تا چه اندازه موثر و تاثیر گذار می باشد؟؟
احساس یا ایجاد تبعیضات مذهبی تا چه میزان در شکل گیری تفکرات افراطی منجر به تحرکات تروریستی موثر و شکل دهنده بوده است؟؟
آیا تبعیض در گسترش و توزیع پست های سیاسی می تواند در این مورد تأثیر گذار بوده باشد ؟؟
افزایش جمعیت ، افزایش نرخ بیکاری و کمبود منابع اقتصادی تا چه میزان می تواند محرک اقدامات تروریستی باشد؟؟
نقش کشورهای همسایه پیرامونی در انجام ، حمایت به انحا مختلف چگونه می تواند شکل دهنده به اعمال تروریستی باشد ؟؟و چه باید کرد؟؟؟
کشور های فرامنطقهای و سازمان های سیاسی امنیتی ، اقتصادی منطقه ای آیا در این ترورها نقشی ایفا می کنند و در صورت مثبت بودن دلایل و راههای غلبه بر آن چیست؟؟
نقش مسایل فرهنگی و اجتماعی در فضای متکثر قومی و مذهبی در شکل گیری و تهییج این افراطی گری و انجام اعمال تروریستی چیست و ما چه وظیفهای داریم؟؟؟؟
آیا راه مبارزه با چنین اعمال زشت غیر انسانی و اسلامی تنها در قدرت فیزیکی و نظامی نهفته است یا مطالعه ریشه ای و اساسی لازمه مبارزه با شیوه های متنوع اقدامات تروریستی می باشد؟؟؟
به یاد داشته باشیم که اشکال و شیوه های اقدامات تروریستی متناسب به زمان و مکان در حال تغییر و به شدت متنوع و در حال گسترش می باشد.......
#تروریسم_افراطی_گری
#ریشه_ترور
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
به بهانه شهادت تعدادی از مرزبانان وطن:
نجف زراعت پیشه
چگونه یک ساختار نظری مثل داعش ، جیش العدل ، یا ......میتواند به سازماندهی نظامی از رفتارها و تنش ها یاری رساند و چگونه این نظام در رسیدن به اهداف شکلیافته کاربرد مییابد.؟؟
چگونه افراد در پی پذیرفتن یک ایدئولوژی موجه و هماهنگ با شرایط خود به یک گروه تروریستی میپیوندند،؟؟
فقر و تنگدستی تا چه میزان می تواند عامل تهییج کننده برای اعضای گروه تروریستی باشد؟؟
جغرافیای اعمال تروریستی تا چه میزان بر گستره قومی و مذهبی ایران منطبق است و آیا می توانیم آن را در این مناطق منحصر نماییم؟؟
تلقی افراد انتحاری از مرگ خویش چیست و چه عواملی باعث شکل گیری این عقیده و استمرار آن شده است؟؟
دلایل پافشاری افراد عامل انتحاری در ایفای نقش خویش به کامل ترین وجه برای تلفات حداکثری چیست؟؟
نقش و عامل قومیت بلوچ،کرد،عرب،ترکمن و ..... تا چه اندازه موثر و تاثیر گذار می باشد؟؟
احساس یا ایجاد تبعیضات مذهبی تا چه میزان در شکل گیری تفکرات افراطی منجر به تحرکات تروریستی موثر و شکل دهنده بوده است؟؟
آیا تبعیض در گسترش و توزیع پست های سیاسی می تواند در این مورد تأثیر گذار بوده باشد ؟؟
افزایش جمعیت ، افزایش نرخ بیکاری و کمبود منابع اقتصادی تا چه میزان می تواند محرک اقدامات تروریستی باشد؟؟
نقش کشورهای همسایه پیرامونی در انجام ، حمایت به انحا مختلف چگونه می تواند شکل دهنده به اعمال تروریستی باشد ؟؟و چه باید کرد؟؟؟
کشور های فرامنطقهای و سازمان های سیاسی امنیتی ، اقتصادی منطقه ای آیا در این ترورها نقشی ایفا می کنند و در صورت مثبت بودن دلایل و راههای غلبه بر آن چیست؟؟
نقش مسایل فرهنگی و اجتماعی در فضای متکثر قومی و مذهبی در شکل گیری و تهییج این افراطی گری و انجام اعمال تروریستی چیست و ما چه وظیفهای داریم؟؟؟؟
آیا راه مبارزه با چنین اعمال زشت غیر انسانی و اسلامی تنها در قدرت فیزیکی و نظامی نهفته است یا مطالعه ریشه ای و اساسی لازمه مبارزه با شیوه های متنوع اقدامات تروریستی می باشد؟؟؟
به یاد داشته باشیم که اشکال و شیوه های اقدامات تروریستی متناسب به زمان و مکان در حال تغییر و به شدت متنوع و در حال گسترش می باشد.......
#تروریسم_افراطی_گری
#ریشه_ترور
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
ریشه های اعمال تروریستی
#تروریسم_افراطی_گری
#ریشه_ترور
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
#تروریسم_افراطی_گری
#ریشه_ترور
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
عملیات خیبر :تحول در شیوه رزم طی دفاع مقدس
و دلایل عدم موفقیت از لحاظ نظامی
عملیات خیبر در اسفند 62 با تغییر در شیوه رزم از خشکی به آبی_خاکی و در باتلاق های هورالهویزه سبب غافلگیری دشمن از لحاظ ذهنی و تاکتیکی شد چرا که از دیدگاه کلاسیک عملیات در مرداب آن هم با وسعت هور و با امکانات و نیروهای ایران غیر ممکن بود.
ایران برای انجام این عملیات از همه پیش زمینه ها .قوانین و علی رغم کمبود امکانات فقط با تکیه بر ایمان نیروهای رزمنده موفق شود در محور هور با گذر از 40 کیلومتر باتلاق در همان ساعات اول به اهداف خویش در پشت دجله و اتوبان العماره برسد.
اما در محور زید نیروها در همان ساعات اول به دلیل موانع نتوانستند موفق شوند و در محور طلائیه نیز به دلیل ناهماهنگی در لحظه عملیات در دو نقطه روبرو از طلائیه و جزیره مجنون جنوبی سبب هوشیاری دشمن شده و با مقاومت شدید آنها روبرو شده و به همین خاطر یگان های پشت دجله شامل لشکر5 نصر و تیپ 15 امام حسن مجتبی ع و ....نیز برای جلوگیری از به محاصره افتادن و فقدان کمک رسانی مجبور به عقب نشینی و استقرار در جزایر شوند و عملیاتی که می توانست در سرنوشت جنگ موثر باشد به جزایر مجنون شمالی و جنوبی منحصر شد.
دلایل ناکامی در عملیات خیبر عبارتند از:
1.عدم وحدت نظر و فکر در میان فرماندهان ارتش و سپاه به گونه ای که صیاد شیرازی تا اواسط زمستان از عملیات اطلاعی نداشت
2.عدم پوشش هوایی و توپخانه برای نیروهای عمل کننده به دلیل بعد مسافت
3.فقدان یا کافی نبودن امکانات مورد نیاز جهت نقل و انتقالات نیروها
4.فقدان پشتیبانی تسلیحاتی و تدارکاتی
5.عدم الحاق نیروها در پشت رودخانه دجله و شط العرب و منوط بودن موفقیت در عملیات در پیشروی و رسیدن به اهداف در سه جبهه پشت دجله،طلاییه و زید
6.عدم پشتیبانی از عملیات توسط یگان های ضدزره
7.عدم هماهنگی در بین یگان های بکار گرفته شده در طلاییه که علت اصلی هوشیاری دشمن شد
8.خوشبینی مفرط فرماندهان خودی در موفقیت عملیات و دست کم گرفتن دشمن
9. و ......
#عملیات_خیبر_آبی_خاکی_آمفی_بی
#دجله_العماره_بصره_اتوبان
#تحول_در_شیوه_رزم
#علل_شکست_خیبر
http://telegram.me/safeer59
و دلایل عدم موفقیت از لحاظ نظامی
عملیات خیبر در اسفند 62 با تغییر در شیوه رزم از خشکی به آبی_خاکی و در باتلاق های هورالهویزه سبب غافلگیری دشمن از لحاظ ذهنی و تاکتیکی شد چرا که از دیدگاه کلاسیک عملیات در مرداب آن هم با وسعت هور و با امکانات و نیروهای ایران غیر ممکن بود.
ایران برای انجام این عملیات از همه پیش زمینه ها .قوانین و علی رغم کمبود امکانات فقط با تکیه بر ایمان نیروهای رزمنده موفق شود در محور هور با گذر از 40 کیلومتر باتلاق در همان ساعات اول به اهداف خویش در پشت دجله و اتوبان العماره برسد.
اما در محور زید نیروها در همان ساعات اول به دلیل موانع نتوانستند موفق شوند و در محور طلائیه نیز به دلیل ناهماهنگی در لحظه عملیات در دو نقطه روبرو از طلائیه و جزیره مجنون جنوبی سبب هوشیاری دشمن شده و با مقاومت شدید آنها روبرو شده و به همین خاطر یگان های پشت دجله شامل لشکر5 نصر و تیپ 15 امام حسن مجتبی ع و ....نیز برای جلوگیری از به محاصره افتادن و فقدان کمک رسانی مجبور به عقب نشینی و استقرار در جزایر شوند و عملیاتی که می توانست در سرنوشت جنگ موثر باشد به جزایر مجنون شمالی و جنوبی منحصر شد.
دلایل ناکامی در عملیات خیبر عبارتند از:
1.عدم وحدت نظر و فکر در میان فرماندهان ارتش و سپاه به گونه ای که صیاد شیرازی تا اواسط زمستان از عملیات اطلاعی نداشت
2.عدم پوشش هوایی و توپخانه برای نیروهای عمل کننده به دلیل بعد مسافت
3.فقدان یا کافی نبودن امکانات مورد نیاز جهت نقل و انتقالات نیروها
4.فقدان پشتیبانی تسلیحاتی و تدارکاتی
5.عدم الحاق نیروها در پشت رودخانه دجله و شط العرب و منوط بودن موفقیت در عملیات در پیشروی و رسیدن به اهداف در سه جبهه پشت دجله،طلاییه و زید
6.عدم پشتیبانی از عملیات توسط یگان های ضدزره
7.عدم هماهنگی در بین یگان های بکار گرفته شده در طلاییه که علت اصلی هوشیاری دشمن شد
8.خوشبینی مفرط فرماندهان خودی در موفقیت عملیات و دست کم گرفتن دشمن
9. و ......
#عملیات_خیبر_آبی_خاکی_آمفی_بی
#دجله_العماره_بصره_اتوبان
#تحول_در_شیوه_رزم
#علل_شکست_خیبر
http://telegram.me/safeer59
Telegram
سفیر
کانال سفیر تلاشی در جهت تحلیل و بیان درست و واقعی دفاع مقدس با سه رویکرد احساسی، حماسی و عقلایی
تماس با مدیر:
Www.Safeer.blogfa.com
@najaf46
تماس با مدیر:
Www.Safeer.blogfa.com
@najaf46
هدف عملیات خیبر استقرار در پشت رودخانه دجله و پس از آن در پشت شط العرب از منطقه زید تا نشوه و القرنه و در امتداد آن الحاق با نیروها در شرق دجله روبروی العزیر ، الصخره و البیضه و تهدید شهر بصره از شمال #عملیات_خیبر @safeer59
تحليلي آماري از شهيدان :
نویسندگان مقاله:
یدالله کریمی پور و حسن کامران
جکیده مقاله:
ايران در طول سده بيست، در سه مقطع مورد هجوم ناخواسته بيگانگان قرار گرفت و طي آن تمام با بخش هايي از سرزمين ملي به اشغال در آمد؛ اما نحوه رويارويي دولت و ملت ايران با تهديد هاي مذکور در اين سه برهه، به کلي متفاوت بود. هر چند اين تفاوت ها تا حدودي ريشه در فضاي سياسي امنيتي کشور داشت، اما در عين حال از دلِ مواضع متفاوت شهروندان در اين مقاطع مي توان به ميزان واگرايي همگرايي اتباع ايران به آرمان هاي دولت پي برد. يکي از راه هاي تشخيص ميزان همگرايي مردم با اين آرمان ها، ميزان مشارکت و به ويژه فداکاري و جانفشاني آنها در راه هدف هاي دولتشان است.
اين پژوهش با استفاده از آمارهاي مستند، براي نخستين بار در صدد بر آمده است، تا ضمن تحليلي آماري از شهيدان جنگ و دفاع هشت ساله، ميزان فداکاري مردم در اين برهه را به تصوير کشد و چشم اندازي از جغرافياي شهيدان عرضه دارد.
عنوان نشریه:
تحقيقات جغرافيايي : زمستان 1380- بهار 1381 , دوره 17-16 , شماره 1-4 (پياپي 64-63) ; از صفحه 259 تا صفحه 269 .
اصل مقاله با فرمت پی دی اف در زیر آمده است.
#آمار_شهیدان
#پراکندگی_گستره_شهیدان
http://telegram.me/safeer59
نویسندگان مقاله:
یدالله کریمی پور و حسن کامران
جکیده مقاله:
ايران در طول سده بيست، در سه مقطع مورد هجوم ناخواسته بيگانگان قرار گرفت و طي آن تمام با بخش هايي از سرزمين ملي به اشغال در آمد؛ اما نحوه رويارويي دولت و ملت ايران با تهديد هاي مذکور در اين سه برهه، به کلي متفاوت بود. هر چند اين تفاوت ها تا حدودي ريشه در فضاي سياسي امنيتي کشور داشت، اما در عين حال از دلِ مواضع متفاوت شهروندان در اين مقاطع مي توان به ميزان واگرايي همگرايي اتباع ايران به آرمان هاي دولت پي برد. يکي از راه هاي تشخيص ميزان همگرايي مردم با اين آرمان ها، ميزان مشارکت و به ويژه فداکاري و جانفشاني آنها در راه هدف هاي دولتشان است.
اين پژوهش با استفاده از آمارهاي مستند، براي نخستين بار در صدد بر آمده است، تا ضمن تحليلي آماري از شهيدان جنگ و دفاع هشت ساله، ميزان فداکاري مردم در اين برهه را به تصوير کشد و چشم اندازي از جغرافياي شهيدان عرضه دارد.
عنوان نشریه:
تحقيقات جغرافيايي : زمستان 1380- بهار 1381 , دوره 17-16 , شماره 1-4 (پياپي 64-63) ; از صفحه 259 تا صفحه 269 .
اصل مقاله با فرمت پی دی اف در زیر آمده است.
#آمار_شهیدان
#پراکندگی_گستره_شهیدان
http://telegram.me/safeer59
Telegram
سفیر
کانال سفیر تلاشی در جهت تحلیل و بیان درست و واقعی دفاع مقدس با سه رویکرد احساسی، حماسی و عقلایی
تماس با مدیر:
Www.Safeer.blogfa.com
@najaf46
تماس با مدیر:
Www.Safeer.blogfa.com
@najaf46