سفیر
209 subscribers
778 photos
86 videos
27 files
1.62K links
کانال سفیر تلاشی در جهت تحلیل و بیان درست و واقعی دفاع مقدس با سه رویکرد احساسی، حماسی و عقلایی
تماس با مدیر:
Www.Safeer.blogfa.com
@najaf46
Download Telegram
https://rizy.ir/cIsuB
سفر به سرزمین وحی (10)
اما از یک سو هم حیفم می آمد این لحظات را از دست بدهم ، فکری به خاطر هم رسید به سمت سرویس‌های بهداشتی رفته و به سختی جوراب واریس را بیرون آورده و پاها را تا بالای زانو زیر آب شستشو نمودم می سوختم و درد می‌کشیدم اما راهی نداشتم ، کمی در فضای آزاد نشستم و با فروکش نمودن درد و سوزش مجدداً به مطاف برگشتم.مجدداًبه طبقه سوم رفته و در کنار دوستان به قرائت قرآن پرداختم و بعد از آن گشتی در پیرامون و نگریستن همزمان به کعبه و طواف کنندگان بیشمار پیرامون که همچون پروانه به دور آن می چرخیدند؛ با فرا رسیدن صبح و گفتن اذان ، نماز را در همان فضای منتهی در منطقه مسعی در طبقه سوم خوانده و بعد از آن به سمت هتل براه افتادیم .
تاریخ پنجم ذی‌الحجه مصادف با پنجم شهریور ماه ۹۶ بعد از مقداری استراحت صبح مجدداً به همراه برادر عوضیان برای انجام طواف مستحبی به سمت کعبه بر افتادیم روزهای ششم و هفتم الحجه نیز اوقات ما به طواف مستحبی قرائت قرآن و در بیت الله و یا گشت و گذار در صحن ها و فضاهای پیرامونی خانه خدا می گذشت تا از همه لحظات خویش در این لحظات نادر و غیر قابل تکرار استفاده نماییم ضمن اینکه لحظات حضور در هتل نیز اکثر اوقات با مراجعه افراد به اتاق ما سعی در راه اندازی موبایل برای اتصال به اینترنت و ارتباط با عزیزان شان در ایران می‌گذشت تا شاید از این طریق دعای خیر آنها نصیب این حقیر شود.
اوایل شب نیز به همراه حاج آقا و چند تن از حجاج با یک سواری قصد رفتن به منطقه عرفات و منا برای شناسایی منطقه را داشتیم که ورودی آن به وسیله انتظامات عربستان بسته شده بود و به همین خاطر از کناره‌های آن و به صورت مخفیانه بدون این که جلب نظر نموده و یا به نیروهای امنیتی اطراف نگاه کنیم وارد منطقه منا شدیم، قصد ما از این بازدید از جمرات و مناطق پیرامونی آن کسب یک سری اطلاعات اولیه از منطقه برای ایام تشریق بود که مشاهده این مناظر و جنب و جوش نیروهای خدماتی و امنیتی عربستان برای آماده سازی منی و سخت ترین منطقه و مراسم آن برای من به عنوان حاجی بار اولی بسیار عالی بود و به معنای دانستن زمین و فضا در ساعاتی است که جمعیت در این جا موج می زند و امکان شناسایی وجود ندارد دقیقاً شبیه میدان جنگ می باشد که اگر از فرماندهان زمین و جغرافیای منطقه را شناسایی نکرده باشند رسیدن به پیروزی و موفقیت امکان پذیر نمی باشد.
با فرا رسیدن هشتم ذی‌الحجه مصادف با هشتم شهریور ماه ۹۶ زمان انجام اعمال اصلی حج تمتع و ایام تشریق فرا رسید ، از صبح گفته بودند کسی بیرون نرود تا هماهنگی‌های لازم جهت آمادگی با دسته بندی ، تهیه وسایل لازم ، بستن احرام و نیت بطور صحیح انجام و حجاج با اتوبوس های اختصاص داده شده به عرفات اعزام شوند ، به دلیل احتمال تشنگی و کمبود آب و مسائل ناشی از حادثه منی در حج سال ۹۴ که بسیاری از آنها از تشنگی به شهادت رسیده بودند به هر کدام از حجاج یک قمقمه دو لیتری جهت همراه داشتن آب در همه موقعیت ها داده شد ، ضمن اینکه خواهران نیز با درست کردن شربت خاکشیر در بطری های های پلاستیکی نوشابه خانواده شرایط را برای تحمل شرایط سخت هموار نمودند .
از ساعت ۱۲ ظهر باید محرمات احرام را رعایت می کردیم در ابتدا غسل نموده و حوله ی احرام را به خود بسته و با گذاشتن وسایل مورد نیاز در کیف کوچک همراه در نمازخانه هتل تجمع نمایید ، روحانی کاروان با بیان شرایط و وظایف ایام تشریق و انجام کارهای لازم برای گروه‌های مختلف از حج تمتع با نیت شخصی یا نیابتی را بیان نموده و قرائت کرد و پس از آن حاج آقا عابدی و همچنین دکتر مظفری صحبت های لازم را بیان کردند حجاج کاروان 2015 در سه گروه تقسیم بندی شده و ابتدا گروه خانم‌ها را به سمت عرفات حرکت داده شد و به دلیل معطلی زیاد این اتوبوس ها که ناشی از شرایط شهر شهر مکه بود صبر و تحمل افراد را در آستانه لبریز واقع شدن قرار داده بود.
#نجف_زراعت_پیشه
#سفرنامه_حج_تمتع_1396_10
#ایام_تشریق
#کاروان_ابوالقاسم_مظفری_2015
http://telegram.me/safeer59
بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پر ثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد. بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته های رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده اند. بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن، نام و نشان در گمنامی و بی نشانی گرفته اند. بسیج لشکر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضا نموده اند. من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می خورم و از خدا می خواهم تا با بسیجیانم محشور گرداند، چرا که در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی ام.
(صحیفه امام، ج 21، ص: 194-196)
http://telegram.me/safeer59
https://rizy.ir/V03n
محدوده روشن : 22
راوی:نجف زراعت پیشه
طی آموزش های کوهستانی شوشتر موقع نهار دیدن غذای ما بسیار دیدنی بود ما که در کوه و دره ها سرگردان بودیم و کسی از موقعیت ما اطلاعی نداشت لذا تنها گونی های نان خشکی که مازاد و اضافه ماههای قبل در میان سفره های رزمندگان بود به عنوان غذا به ما می دادند که در این جا پیدا کردت تکه نانی که قبلاً خورشتی و خشک شده بود به عنوان بهترین لقمه محسوب می شد.
تو همون دوره محل اسکان موقت و حتی چادری وجود نداشت و کیسه خوابها هم اغلب از داخل خیس شده بود... بارش باران موجب آب کشیده شدن لباس های بچه ها و عذاب بدی شده بود...محل خواب نیروها دیدنی بود در شب در کوهستان فقط یک کیسه خواب با ما بود که الان باید در آنجا بسر می بردیم تکه سنگ یا صخره نازکی را به عنوان بالش پیدا کرده و با پهن کردن کیسه خواب با چشمان نگران می خوابیدیم از یک سو بیم از حیوانات درون کوهستان و از سوی دیگر شبیخون و تک دشمن فرضی به نیروها که در حقیقت با چشمان نیمه بسته و مضطرب سر را بر روی زمین می نهادیم.
این نیز بگذرد....
چنانچه آن هم گذشت...
چهارمین گام : آموزش های آبی-خاکی ویژه
در چهارمین گام در 21/10/63 ما را به پلاژ اندیمشک (پادگان آموزشی شهید عبدالعلی بهروزی) برده و مشغول اموزش های آبی خاکی شدیم و هرچند قبل عملیات خیبر در مارد آبادان و برخی دیگر از بچه ها در پلاژ این آموزشها را به صورت مقدماتی فراگرفته بودیم اما در این مرحله دقیق تر پیشرفته تر و سخت تر از گذشته شنا و قایق برای جهت یابی و قطب نما پرش از صخره های مرتفع و... همه آموزشهای بود که به جدیت همه را مشغول آموزش دادن بودند.
ساعت های طولانی پارو زدن در آبهای پشت سد دز بازوان ما را قوی و ستبر کرده بود هر چند موقع برگشت دیگر نایی برای حرکت نداشتیم و به هیچ وجه نمی شد از زیر این آموزش ا شانه خالی کرد چرا که طبق دستور فرماندهی این آموزش ها برای همه نیروها لازم و هیچ بهانه ای برای فرار و زیر بار آن فرار کردن وجود نداشت و از همه مهم تر اگر کسی به بهانه خستگی و یا مریضی می خواست آموزشها را شرکت نکند در موقع عملیات نیز فرماندهان که منتظر بهانه برای خط زدن نیروهای رزمی از واحدهای رزم بودند بهانه لازم به دست آنها می آمد.
شنا کردن در آب سد دز که از اعماق دویست متری بیرون می آمد به علت برودت و سردی آن حتی در فصل تابستان دلهره آور بود چه رسد به پاییز و زمستان. برای ورود به آب ابتدا انگشتان خویش را خیس کرده در گوشها فرو می بردیم بعد آب به صورت می زدیم و کم کم وارد آب می شدیم تازه بعد از آن دردسر شروع می شد و به علت سردی کف دست و پاها بود که به خارش شدید می افتاد خلاصه بساطی بود تا ما به آب دز عادت نماییم هر چند برخی از دوستان یکدفع می پریدند یا هل می دادند اما واقعاً شنا در دز هنوز که هنوز است برای برخی از بچه ها تصورش هم سخت می باشد.گاهی اوقات ما را به دوردستها با قایق برده و در آنجا ما را رها کرده و ما باید این مسیر طولانی را شنا کنان به پلاژ برمی گشتیم که در صورت شنای مستمر از اول صبح ، هنگام اذان ظهر بود که به مقر می رسیدیم.
پرش از صخره یکی از آموزش های دوره بود بالای صخره بیش از ده متر باید درون آب دز می پریدی ضمن این که باید تمرین نمایی در آینده هوشیار و با توجه به تجهیزات همراه این کار را انجام بدهی و انصافاً که نگاه به پایین صخره دلهره آور بود چه رسد به پریدن ؛ بارها و بارها عقب جلو می کردیم تا در نهایت بپریم و برخی اوقات مربیان تهدید به هل دادن می کردند و ما در این وضعیت می پریدیم در اولین بار خواستیم پریدن را معنوی نماییم صلوات را شروع کردیم اللهم صل علی ........
........اما در میان زمین و آسمان باقیش را فراموش کردیم تازه از روی شکم نیز در آب افتادیم که اوضاعی را ایجاد کرد اما در دفعات بعد تجارب ما زیاد شد و توانستیم بهتر پرش از صخره را انجام دهیم .
در این جا یادی کنم از داود دانایی که علی رغم کمر درد و دیسک کمر جزو اولین نفرات بود که از صخره به پایین می پرید و هیچگاه ما آثار کنارکشیدن به بهانه های مختلف را ملاحظه نکردیم ، تصور نمایید که مسیر طولانی شنا و پاروزنی چگونه می تواند با کمر درد و دیسک کمر سازگار بوده و شما نتوانید در چهره این مرد آثاری شامل زیر بار در رفتن و یا گلایه و ناراحتی را مشاهده نمایید و با پایان دوره آموزشی آبی خاکی در تاریخ 17/11/63 به سایت خیبر برگردیم.
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#آموزشهای_تکمیلی_آبی_خاکی
http://telegram.me/safeer59
https://rizy.ir/g0Il
محدوده روشن : 23
راوی:نجف زراعت پیشه
تمرین و نمایش اقتدار :
سال 63 دشمن جنگ شهرها را درحال شدت دادن بود و برای روحیه دادن به مردم نمایش اقتدار نیروزهای رزمنده با توجه به عدم موفقیت چشمگیر در عملیات های رمضان ،والفجر مقدماتی ، والفجر یک و خیبردر دستور کار قرار گرفت ؛ با توجه به نزدیکی و درپیش بودن 22بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در جهت نشان دادن اقتدار نیروهای رزمنده سپاه و بسیج در کنار ارتش جمهوری اسلامی نیروهای تیپ امام حسن مجتبی (ع) مشغول تمرین رژه شدند.
دستگاه های موزیک ،طبل و سنج تهیه و برای متمایز شدن یگانها ، لباسها پلنگی،بادگیرهای متفاوت و تجهیزات نظامی متنوع و متناسب با روز در اختیار یگانهای مختلف گردید که البته بسیاری از این امکانات از طریق برخی افراد خیر در اختیار یگان قرار گرفت. گروهان های کربلا و امام حسین ع که ما عضو آن بودیم لباس پلنگی زرد رنگ، گروهان سیدالشهدا(ع) بادگیر سبز رنگ، گروهان ابوالفضل(ع) بادگیر زرد و... شروع به تمرین رژه در ساعت های مختلف روز نمودند و حتی گاهی این تمرین در ساعت 2 نیمه شب در پلاژ اندیمشک شد که می خواستند به هر صورت نیروها را کاملا آماده نمایند.
تمرین رژه زمان و ساعت خاصی نداشت و باید به صورت مستمر نیروهای بسیج و سپاه که اصلا در عمرشان چنین تمریناتی را انجام نداده بودند در فاصله کمی فراگرفته و آماده رژه در کنار ارتش جمهوری اسلامی که ماهها از دوران خدمت خویش را صرف آن می کردند در مراسم رسمی رژه بروند و برای نظارت بر مراسم فرماندهان تیپ سرزده به محل استقرار آمده و گاهاً خود نیز در پیشاپیش نیروها برای جدی گرفتن کار قرار گرفته تا بتوانند مراسمی در خور بچه های جنگ ارایه دهند چون در بیرون ما به عنوان بچه هایی که با نظم بیگانه ایم و نمی توانیم به صورت جمعی و رسمی در قالب یگان رزمی نظم خود را به رخ جهانیان بکشیم معرفی شده بودیم.
سرانجام 22 بهمن 63 فرارسید و نیروهای تیپ توسط اتوبوس ها به اهواز انتقال داده شدند در حالی که سایر یگان های سپاه و ارتش نیز حضور داشتند؛ در اهواز نیروهای امام حسن مجتبی(ع) خوش درخشیدند و توانستند علی رغم تبلیغ این امر که بسیجی بی نظم بوده و قابلیت به کنترل در اوردن آنها در قوانین و مراسمات رسمی وجود ندارد در اینجا این قائده به هم ریخت و ما شاهد یکی از بهترین رژه های بسیجی ها در کنار نیروهای کلاسیک آموزش دیده و سازمان یافته ارتش جمهوری اسلامی،ژاندرمری و شهربانی باشیم . زحمت این تلاش و سازماندهی کردن نیروها در طی آماده سازی برای رژه روی دوش حسین کلاه کج، حاج نعمت اله سعیدی، محمد دزفولی و سایر فرماندهان سخت کوش امام حسن(ع) بود.پس از برگزاری رژه نیروهای تیپ برای استراحت و مرخصی به مدت چند روز به شهرستان های خویش رفته و توانستیم با روحیه بهتر به سایت برگردیم ، در برگشت شاهد جنب و جوش فرماندهان و واحد های اطلاعات عملیات بودیم که نشان از قریب الوقوع بودن عملیات جدید و سالیانه را می داد.
تشکیل گروهان غواصی ذوالفقار
مدتی قبل از فرا رسیدن زمستان 1363زمزمه تشکیل یک نیروی زبده برای خط شکنی عملیات آینده پیش آمد و در میان گروهان های رزم اقدام به شناسایی نیروهای زبده از لحاظ جسمی نمودند و تعداد زیادی از آنها از میان نیروهای رزمی جدا شده و برای انجام سازماندهی ،تجهیز و آموزش های مورد نیاز به پادگان پلاژ اعزام شدند ، من نیز مثل بسیاری از برادران دیگر تمایل داشتیم تا با قرار گرفتن در میان کادر این گروهان خط شکن حضورمان در عملیات آتی را تضمین نماییم اما مانع شدند و استدلال آنها هم این بود که اگر سیاست درهای باز را اجرا نماییم عملاً گروهان های رزم دیگر خالی از نیروهای کیفی شده و با مشکل روبرو می شویم و تنها عامل تسکین دهنده که سبب شد تا این وضعیت را تحمل نماییم ماندن اکبر دهدار و یونس ستونه به عنوان فرماندهان دسته بود و با رفتن آنها نیز از سوی فرماندهی یگان مخالفت شده بود.فرماندهی گروهان ذوالفقار برادر علی شیخ رباط و معاونین وی برادران داود دانایی و کیانی بود.
در پلاژ نیروهای گروهان ذوالفقار تحت آموزش های ویژه غواصی و تکمیلی برای عبور از موانع تحت هدایت مستقیم فرماندهی تیپ بودند که توسط برادران واحد آموزش اجرا می شد و با اتمام دوره این نیروها در سالنی حد فاصل دژبانی و ساختمان های ستادی تیپ که حفاظت،تدارکات و تعاون بودند مستقر شدند و این روزها همه آماده شنیدن خبری خوش برای عملیات سالیانه و حضور در آن بودند .
#محدوده_روشن_23
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#رژه_22_بهمن_اهواز
#گروهان_خط_شکن_ذوالفقار
http://telegram.me/safeer59
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعزام پاسداران بهبهان به جبهه های جنگ در مقر سپاه تابستان 1361 که بسیاری از آنان به شهادت رسیده و برخی از آنان نیز راه آنان را با عمل به وصیت هایشان ادامه می دهند
#اعزام_پاسداران_جبهه
#شور_نشاط
#فرهنگ_جبهه
http://telegram.me/safeer59
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آلبوم تصویری شهیدان #غلامعباس و #غلامحسین #بهبهانی_آبادی
غلامعباس بعد از حضور چند باره به صورت بسیجی در جبهه در سال 1362 به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوسته و بلافاصل بعد از بازگشت از دوره آموزشی سپاه پاسداران در پرکان دیلم اهواز به تیپ 15 امام حسن مجتبی ع گردان 2 در عملیات خیبر در شرق دجله شرکت نموده و پس از نبردی حماسی شهید شد ، غلامحسین نیز که در خیبر حضور داشت برای حضور در جبهه به دلیل شهادت برادرش با موانع بسیار روبرو بود اما به هر صورتی بود به جمع رزمندگان پیوسته و در عملیات کربلای 5 در جاده شهید صفوی با بمباران شیمیایی دشمن به شدت مصدوم و در بیمارستان شهید رهنمون تهران در 25 دی ماه 65 به شهادت رسید.
http://telegram.me/safeer59
https://rizy.ir/2njM
محدوده روشن : 24
راوی:نجف زراعت پیشه
به سر رسیدن انتظار و استشمام بوی عملیات :
بعد از آموزش های مختلف و گوناگون و آمادگی های جسمانی طی ماههای گذشته بر اساس برنامه های کیفی سازی برادر حسین ،در تاریخ 17اسفند 1363 بود که نیروهای رزمی شامل گروهان ها و واحدهای مختلف را با دادن تجهیزات و وسایل انفرادی آماده عملیات نموده و شور و ولوله خاصی در میان رزمندگان در سایت خیبر به راه افتاد که وصف ان در اختیار قلم نیست و از عهده آن خارج است.
شب به یاد ماندنی بدر :
شب در داخل حسینیه سایت خیبر حال و هوای دیگری حاکم بود البته من به دلایل روحیه خاصی که از آن زمان که تا کنون ادامه دارد از حضور در جمع هایی که افراد معروف را آورده و شلوغی و گرمی جلسات به خاطر نام مجری یا سخنران بوده گریزان بوده و سعی نموده ام در جاهای پرت و غیر معروف کار و وظیفه خود را انجام دهم ؛ رزمندگان مشغول سینه زنی و عزاداری بودندکه برادر کویتی پور به آن فضا شور دیگری داده بود و با نوحه معروف خویش که بعدها فیلم آن را مشاهده کردم که عنوان می کرد زائرم من زائرم ... ؛ اما حواشی مراسم را از بیرون حسینیه می توانستم مشاهده نمایم.
فضای معنوی خوبی را در حسینیه حاکم کرده بود هنوز قیافه شهدایی که بعدا در عملیات بدر به شهادت رسیدند در خاطرم است شهید حبیب اله دیم با چنان با چنان اخلاص و گریه های مکرر و سوزناک به سینه خود می زد در حالیکه بیشتر اوقات نیز چفیه را به سر و روی خود می انداخت تا کسی او را نشناسد و تضرعش گمنام باقی بماند، شهید ابراهیم نیک پور، محمدرضا حسنی زاده، حمید پور سعید، عظیم یوسفوند و... که چهره شان همیشه در خاطر و ذهن من باقی می ماند.
بعد سینه زنی و عزاداری صحبت های برادر کلاه کج فرمانده تیپ 15 امام حسن مجتبی(ع) شور دیگری به جمع رزمندگان داده و اعلام عملیات آتی و منطقه مهم عملیاتی تیپ و چگونگی رفتار رزمندگان تیپ با دشمن باعث تهییج آنها و آمادگی دو چندان آنان شد به طوری که من وضعیتی پرشور با آمادگش نیروها تا کنون به این درجه ندیده بودم .
لحظه شماری :
بعد از اتمام مراسم در ساعات پایانی شب، شروع به جمع آوری وسایل خویش جهت تحویل به واحد تعاون نموده زیرا قبل عملیات بچه ها کلیه وسایل شخصی را درون ساک های خود گذاشته و تحویل می دادند تا در پایان عملیات عده ای با دست خود ساکهای وسایل شخصی را تحویل گرفته و برخی که زخمی شده و یا به فیض شهادت می رسیدند توسط برادران تعاون وسایل آنها به خانواده هایشان تحویل داده می شد.
برخی بچه ها نیز به نوشتن وصیت نامه یا تکمیل آن پرداختند و آخرین وصایا و صحبتهای خویش را با خانواده ودوستانشان انجام دادند ضمن اینکه فضای حسینیه سایت و تپه های اطراف بخصوص تپه عرفان در آن شب دیدنی و تماشایی بود ، ضجه و عبادت کسانی که تا چند ساعت دیگر عازم رزم بی امان با دشمن شده و تعدادی نیز به شهادت می رسند... خواب در آن شب معنایی نداشت و تا نزدیکی های صبح برادران رزمنده هر کدام به کاری مشغول بودند.
آن شب مراسم حنابندان که جزء سنتهای رایج در جنوب است در بین برادران اجرا شد و سرخی ناشی از رنگ حنا با خون برخی برادران در عملیات به هم پیوند خورد. در میدان صبحگاه تیپ طاق نصرتی ایجاد شده بود تا برادران هنگام عازم شدن به سمت منطقه عملیاتی از زیر آن عبور نمایند و عکس و فیلم های موجود از لحظات عبور رزمندگان به سمت منطقه عملیاتی زمستان 63 هنوز برای هر بیننده ای غرور آفرین و خاطره انگیز می باشد .
عزیمت به منطقه عملیاتی بدر :
صبح ساعت 8 مورخ 18/12/63 گردانهای امام حسین(ع) و ذوالفقار پس از مراسمی که در ان جاج نعمت اله سعیدی فرمانده واحد طرح و عملیات تیپ سخنران و توجیه کننده برادران نسبت به منطقه عملیات بود سوار اتوبوسها شده و بعد از ما نیز سایر گروهانها به ترتیب با اتوبوس ها عازم منطقه شط علی شدند ، اولین بار بود که نیروها را در روشنایی روز و از میان مردم منطقه که طبیعتاً می توانست دربرگیرنده خبرچین های دشمن و جاسوسان آن هم باشد صورت می گرفت.
#محدوده_روشن_24
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#حنابندان_شب_عملیات
#منطقه_عملیات_بدر
http://telegram.me/safeer59
https://rizy.ir/pmbO
حنابندان
راوی : نجف زراعت پیشه
شب قبل از حرکت نیروها به سمت خط مقدم و منطقه عملیاتی شب خوشحالی و شور و شعف رزمندگان محسوب می شد گویی که به مراسم جشن و سرور و دامادی می روند و براساس آداب و رسومی که در بین مردم و خصوصاً مردم جنوب کشور رایج است یک شب قبل از عروسی و دامادی جشنی را تحت عنوان حنابندان برگزار می کنند و در آن مراسم که با جشن و پایکوبی همراه می باشد نزدیکان عروس و داماد به حاضران در مجلس صله و هدیه می دهند.
در جبهه و قبل از عملیات نیز که رزمندگان شهادت و رسیدن به محبوب را در چند قدمی خویش می بینند با تمام وجود می خواهند با آمادگی کامل به دیدار معشوق بروند که در این بین نوشتن وصیت نامه و ادای دین و پرداخت حق الناس از مهمترین کارهای آنها به شمار می رفت و در مرحله بعد به وارستگی ظاهری خود پرداخته که از جمله آنها غسل شهادت و مراسم حنابندان می باشد که طی آن با گذاشتن حنا به دست ، پا و سر اوج رضایت و خشنودی خویش را آغاز عملیات نشان می دادند . پودر حنا که در بین مردم به مهریه حضرت فاطمه زهرا(س) شهرت دارد از برگ درختی به همین نام تهیه می شود که پس از آسیاب شدن با مقداری آب خیس شده و جهت تثبیت خواص آن مدتی صبر کرده و سپس توسط افرادی مشخص مراسم حنابندان همراه با شکر خداوند و اشعار شاد اجرا می شود البته حنا بندان جبهه در شب قبل از عملیات با مراسم حنا بندان عروسی های رایج در پشت جبهه تفاوت های زیادی داشت . رزمندگان قبل از گذاشتن حنا غسل شهادت نموده و برخی نیز جهت ادای نماز شب ، وضوگرفته تا پوشش حنا سبب سلب توفیق نماز شب نشود . تازه داماد های بزم جبهه ، این مراسم را مقدمه دیدار محبوب محسوب کرده و با این نیت که می خواهند شهید شوند و به معشوق واقعی برسند مراسم را برگزار می کردند . سرخی حنا نیز یاد آور سرخی خون یاران سیدالشهدا (ع) در صحرای نینوا بود و با این وصف شب حنا بندان رزمندگان در جبهه با صدای خنده و شادی شان را نمی توان با مورد دیگری از شادی های مرسوم مقایسه کرد.
در جریان حنا گذاشتن که در آن افراد مجرد در اولویت بودند ، فضای اردوگاه آکنده از خنده و شوخی بود که صدای آن تا صدها متر آنطرف تر می رفت و برخی نیز که نسبت به بو یا رنگ حنا حساسیت داشتند ازترکش های حنا که توسط همرزمان پرتاب می شد بی نصیب نمی شدند و در این بین گاهی اوقات ادوات و سلاح ها نیز از این حنا بی نصیب نبودند.رزمندگان بعداز حنا بستن و در فضای آرامش و سکوتی که پس از مراسم حنا گذاشتن ایجاد شده بود به همدیگر نگاه می کردند چرا که می دانستند برخی از آنان تنها یک شب دیگر در کنار هم بوده و برخی از دوستان آنان طی عملیات با ربودن گوی سبقت از همرزمان به معبود و عشق واقعی خویش رسیده و با پیوستن به قافله شهدا اجر مجاهدت ها و جهاد خویش را از خداوند متعال دریافت می نمایند .با آغاز عملیات بسیاری از رزمندگان با ریخته شدن خونشان بر سر و صورت و دست و پا رنگ حنا در مقابل رنگ خون دیگر جلوه ای نداشته و با خضاب مجدد بدن و سر و صورت که این بار با خون انجام می شد به دیدار دوست و معبود واقعی خویش رهسپار می گردیدند.
#حنابندان
#فرهنگ_جبهه
#لحظات_ناب_جبهه
http://telegram.me/safeer59
https://rizy.ir/z7RS
ایران، ترور، و چالش هایی در ناکارآمدی مدیریتی :



‏نهادهای اطلاعاتی، امنیتی، انتظامی دقیقا چه می‌کنند؟؟

آیا وقت استفاده از تجارب خود و دیگران جهت استحکام ساختار اطلاعاتی نرسیده؟
‏
آیا چند نهاد موازی می تواند امنیت کامل را برای ما ایجاد نماید یا تمرکز آنها در یک نهاد واحد؟؟

آیا وقت پایان دادن به شعارهای دهن پرکن احساسی هزینه تحمیل کن به کشور فرا نرسیده است؟؟

آیا به این باور نرسیده ایم که سرمایه های انسانی و مدیریتی فراتر از سرمایه های مادی دیگر است و در نحوه حفاظت افراد و مدیران باید تجدید نظر اساسی شود؟؟

آیا به این باور نرسیده ایم که اقناع افکار عمومی باعث استحکام عقبه حمایتی نظام می شود و در صورت ترک برداشتن این اعتماد بالاترین تکنولوژی نیز به کار ما نمی آید؟؟

آیا فرسایشی شدن یک بحران و جنگ بسان موریانه توانایی اضمحلال و سست نمودن بنای مستحکم را فراهم نمی سازد؟؟

آیا اراده ای برای مقابله با سرچشمه فساد و تباهی در سیستمی که حاصل چند صد هزار شهید و زخمی و ایثارگر می باشد وجود دارد؟؟

آیا برای توسعه و امنیت پایدار اتکای ما همچنان تکیه بر مدیریت افراد فسیل شده در راستای حفظ وضع موجود است یا....؟؟

آیا زمان مسئولیت پذیری مسئولان و پاسخگویی آنها فرا نرسیده است؟؟
آیا اراده ای برای بر هم زدن قاعده رعایت مصلحت با هزینه ذبح عدالت و حقیقت وجود دارد یا محکوم به تحمل این وضعیت مصیبت بار هستیم؟؟

آیا فضای ناامیدی را در جوانان و نسل جوان نمی بینید؟؟ (مهاجرت نخبگان معروف به فرار مغزها )

آیا نگاهی به آمار حاشیه نشینی و جرائم رنگارنگ و در حال افزایش انداخته اید؟؟ (آمار قوه قضائیه )

آیا از سرگردانی و نارضایتی مردم در نهادهای اداری و ناکارآمدی آنها با خبر هستیم؟؟

آیا با رفتن اصلاح طلبان و آمدن اصول گرایان قرار است چه معجزه ای رخ دهد؟؟

آیا زمان استفاده از نظرات کارشناسان متکی بر اصول علمی در حوزه های مخصوص به خود فرا نرسیده است؟؟

آیا وقت عمل به توصیه های اخلاقی دین مبین اسلام برای پیروی از رسول رحمت ص فرا نرسیده است؟؟

آیا اعتقاد داریم که روزی در محضر الهی حاضر شده و باید پاسخگوی اعمال، رفتار و گفتار خود باشیم و هیچ بهانه ای از کسی پذیرفته نیست؟؟

آیا... آیا.....؟؟؟
لایکلف الله نفسا وسعها

باید باور نماییم که تاریخ تکرار مکررات است
مبادا ثمره ایثار ها و خون شهیدان را..... و عبرت نسل های دیگر شود....
فاعتبروا یا اولی الابصار.......
http://telegram.me/safeer59
https://rizy.ir/fe4nOs
محدوده روشن : 25
راوی: نجف زراعت پیشه
استقرار و سازماندهی در هور :
پس از خواندن نماز ظهر و عصر و صرف نهار که البته با عجله و سرعت و به صورت سرپایی صورت گرفت سوار قایق ها و لندیگرافها شده و با قایق روشن و با غرش براه افتادیم و در میان هور جایی که می شد روی نی های انباشته شده که به آنها تهال گفته می شد ایستاده و مستقر شده البته در کنار آن یونیلیت های تکی هم بود که از آنها برای استقرار استفاده نمودیم و برای لو نرفتن وضعیت خود را استتار کردیم.عصر تا ساعت 20:30 شب در میان نی زارها بسر برده و همانجا نیز مهمات شامل گلوله، آر.پی.جی نوار تیربار و نارنجک را نیز تحویل گرفته و با تجهیز و مسلح شدن به سلاح و مهمات مورد نیاز دیگر برایمان مسجل شده بود که برای عملیات روانه شده ایم .
لحظات بیم و امید :
پس سوار قایقهای چینکو(قایق های کائوچویی که از مدل قاچاقچیان دریا برای حفاظت بیشتر کپی برداری شده بود) که ظرفیت آن حداکثر 8 نفر بود شدیم ولی نیروهای گروهان غواص و خط شکن ذوالفقار با طراده که ظرفیت آنها 3 نفر بود شدند و به سمت دشمن با زدن پا رو به راه افتادیم. پا رو زدن باید هماهنگ و بدون سر و صدا جهت عدم عدم سر و صدا و اطلاع دشمن و به خصوص کمین های آن صورت می گرفت ؛ ضمن اینکه جدایی ستون از هم در آبراهها و کانالهای پیچ در پیچ و متعدد که سبب گم شدن در پهنای گسترده هور و در نتیجه ضربه زدن در عملیات می شد باعث شد تا همه ما نسبت به عظمت کار هوشیار شویم .
اما رزمندگانی که سن آنان غالبا بین 15 تا 22 سال، بیداری شب قبل در سایت خیبر ، خستگی ناشی از پارو زدن، دلهره ناشی از کمینهای دشمن در میان نی زارها ، تاریکی مطلق و گم نکردن قایق جلوی که به حالت زنجیره ای نیروهای خط شکن ذوالفقار را به نیروهای پشتیبانی کننده اتصال می داد سبب شده بود خواب از کله ما بپرد.
ساعت ها پارو زدن با شرایط فوق باعث شده بود که نیروها به شدت خسته شوند اما این تلاش بی وقفه ادامه داشت چرا که امکان استفاده از موتور قایقها وجود نداشت و ما باید تا پای خط اول و سیلبند دشمن با حالت سکوت کامل به پیش می رفتیم و لازمه موفقیت نیروهای خط شکن و بالتبع آن نیروهای پشتیبانی رسیدن با غافلگیری کامل به مواضع دشمن بود چرا که دشمن نیز با توجه به عملیات خیبر در سال گذشته هم اکنون هوشیار شده و استحامات و سلاح های خویش را متناسب با هجوم ما آرایش داده بود. تا طلوع فجر صبح فردا (19/12/1363) مشغول پارو زدن شدیم .
استتار و اختفا در نی زار :
به دلیل حضور گشتی های شناسایی رزمی، هواپیماها و بالگردهای دشمن و کمین های احتمالی آن به دستور بچه های طرح و اطلاعات عملیات قایق ها از دو سوی آبراه به درون نی زارها رفته و در عمقی از نی زارها که قابل شناسایی برای قایق های دشمن نباشد با انباشتن نی بر روی قایق ها به استتار آنها پرداختیم. طبق گزارشاتی که مسئولین نظامی و فرماندهان داده بودند هر روز بدون استثناء هلی کوپتر دشمن بر سر تا سر منطقه هور گشت شناسایی داشتند ، ولی آن روز اصلاً خبری از هلی کوپتر های دشمن نبود که این امر علامت سوال پیش روی رزمندگان، فرماندهان و نیروهای واحد اطلاعات و طرح و عملیات بود که تا کنون معمای آن حل نشده است؟!
به مدت حداقل ده ساعت در حالت استتار درون قایق ماندیم و کلیه فعالیت ها شامل نهار، نماز ، قضای حاجت (؟؟!!) و تمام نیازهای عادی فرد در داخل قایق صورت گرفته و البته که سکوت حاکم بر منطقه ، گرمای آفتاب ، سکون در حالت عادی انسان را کلافه می نماید اما عشق حضور در عملیات سبب شده بود که برادران با روحیه شادابی این لحظات را با شوخی و به راحتی طی نمایند .
هر چقدر سرمای اسفند ماه هور در شب عملیات خشک و کشنده بود اما روز با هجوم پشه ها و گرمای آفتاب سبب کلافه شدن ما در آن ساعاتی بود که به سختی در حال عبور بود و در دل دشمن در باتلاق هورالعظیم تنها می باید صبر نمود و صبر و صبر ؛ یکسال تلاش نیروهای اطلاعات و عملیات برای شناسایی منطقه می توانست با یک اقدام و کار غیر منطقی بر باد رود و علاوه بر آن اکنون چندین هزار نفر در امتداد هم بسر می بردند که با آگاهی دشمن از این وضعیت می توانست قتلگاهی درست نماید که تصورش نیز برای هر کسی مشکل بود .
#محدوده_روشن_25
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#تجهیزشدن
#پارو_زدن_شبانه
#منطقه_عملیات_بدر
http://telegram.me/safeer59
https://rizy.ir/PJ7QG
محدوده روشن : 26
راوی: نجف زراعت پیشه
باورنکردنی :
با گرگ و میش شدن هوا در ساعت 18 عصر مجددا قایق از حالت استتار درون نی زارها بیرون و درون آبراهها قرار گرفته و با هدایت بلدهای اطلاعات شروع به پارو زدن نمودیم ضمن این که نیروهای گروهان ذوالفقار نیز دو و سه نفره و در برخی چهار نفره در قایق های طراده جلوی ما بودند و به سمت جلو پارو می زدند .
نکته قابل توجهی که فرماندهان و اطلاعات عملیات نگران آن بودند و آن را مکرر به نیروهای عملیاتی تذکر داده بودند رعایت سکوت بخصوص در هنگام پا رو زدن و عبور از آبراهها بود چرا که اگر هنگام عبور از کمین های دشمن سر و صدای برادران و خصوصا صدای صدای پارو زدن صدها قایق به گوش آنها می رسید سبب لو رفتن عملیات سراسری و سالیانه ایران و قتل عام برادران رزمنده در آبهای و وسیع هور الهویزه می گردید ؛ اما واقعا انتظار سکوت کامل و مطلق از برادران رزمنده که غالبا کم سن و سال بوده و دو شب پی در پی در حال پارو زدن بوده اند و عدم استراحت کافی غیر ممکن بود و حتی برخورد پارو به بدنه قایق ها، سرفه ، طبیعی بود و حتی در مورد خودم در نیمه شب در حالی که پارو می زدم چرت و خواب چشم هایم را فرا گرفت و همینطور که سر و گردنم به سمت عقب خم شد کلاه آهنی به روی کف قایق افتاده که صدای زیادی هم ایجاد کرد .
تا اینجای کار سکوت مرگباری هور را فرا گرفته بود و بیم این می رفت که نزدیک شدن به مواضع دشمن و ادامه این سروصداها سبب هوشیاری دشمن شود و بر همین اساس نیز نیروهای اطلاعات مرتب نزدیکی به کمین های دشمن را تذکر و خواهان سکون بیستر بچه ها را می شدند اما این امر امکان پذیر نبود طولانی بودن مسیر ،خستگی و پاروزدن متوالی طی دو شب واقعاً امان ما را بریده و هنگام خستگی مفرط دقت و سکون نیز از بین می رود ؛ در اینجا بود که واقعه ای پیش آمد که هنوز نسل حاضر در آن صحنه از تفسیر و تشریح آن بازمانده است و با استدلال های مادی و دنیوی قابل تشریح و تفسیر نیست.
غوغایی به پا شد ، هور سرتاسر سکوت و سکون که تا این زمان اندک بادی هم در آن نمی وزید و حیوانات آن گویی به خواب زمستانی فرو رفته بودند ، یکپارچه شاهد سر و صدای میلیونها قورباغه، پرندگان و سایر حیوانات درون آن شد، سر و صدا به اندازه ای زیاد بود که نیروهای اطلاعات و عملیات و نیروهای بومی منطقه نیز در حیرت و تعجب بسر می بردند ضمن اینکه وزش باد شدید در منطقه سبب تکانهای شدید نیزار ها و گم شدن سر و صدای رزمندگان درون آن شده بود همین امر باعث شد تا با تلاش بیشتری راه باقیمانده را طی کرده و با عبور از کمین ها بتوانیم به ابتدای مواضع اصلی دشمن برسیم. شاید تصور حرکت نی های سه تا 5 متری در دل شب الان اندکی ساده به نظر رسد ولی برای ما که درون هور در یک سکوت ناشی از عدم وزش باد و سکوت کامل رادیویی از جانب هر جنبنده ای بودیم واقعاً حیرت آور و البته پیش خودمان باشد ترس و دلهره را به دنبال خود داشت که بعد از آن با سرعت و اعتماد به نفس بیشتر که اطمینان از گم شدن پر و صداهای احتمالی ما بود پیش آمده و به سمت سیلبند و خط مقدم دشمن به پیش رفتیم.
رسیدن به خط دشمن :
ساعت 11شب بود که به نزدیکی های خط اصلی دشمن مقابل روستای الصخره رسیدیم و خاکریز سیل بند دشمن را در نور مهتاب و منور دشمن مشاهده کردیم ،بر اساس طراحی عملیات قرار بود نیروهای تیپ 15 امام حسن مجتبی ع در دو محور و جهت ، در منطقه البیضه در سمت راست و در منطقه الصخره خط دشمن شکسته شود ؛ در جناح البیضه یک دسته غواص و خط شکن ذوالفقار به فرماندهی داوود دانایی قرار داشت و نیروهای گروهانهای عاشورا و محرم وظیفه پشتیبانی از آنها را داشتند و مسئول محور برادر سعید نجار بود اما در محور سمت چپ در الصخره برادر محمود محمدپور فرمانده محور بود و دسته خط شکن ذوالفقار به فرماندهی برادر علی شیخ رباط وظیفه شکستن خط را به عهده داشته و گروهان امام حسین (ع) نیز وظیفه پشتیبانی از نیروهای خط شکن را به عهده داشت.نیروهای پشتیبانی در آبراهی به عرض یک قایق چینکو منتظر شکستن خط دشمن توسط نیروهای خط شکن گروهان ذوالفقار شدم.
مین های تله شده توسط تخریب چی ها خنثی و سیم های خاردار نیز با سیم چین های بزرگ بریده و نیروهای غواص کنار سیلبند مستقر شدند در حالی که دشمن هنوز از حضور ما در منطقه آگاهی نیافته بود و حتی در این زمان برادر مرتضی روحیان روی سیلبند رفته و شروع به دید زدن و بررسی اوضاع نموده که با مشاهده گشتی های دشمن سریع خود را به درون آب های هور می اندازد و نیروهای خط شکن منتظر اعلام رمز و زدن به خط دشمن می شوند.
#محدوده_روشن_26
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#خط_مقدم_دشمن_سیلبند
#پارو_زدن_شبانه
#منطقه_عملیات_بدر
http://telegram.me/safeer59
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ابوالقاسم دهدارپور فرمانده گروهان علی اکبر ع از گردان فجر بهبهان جمعی لشکر 7 حضرت ولیعصر عج که در آستانه عملیات سرنوشت ساز کربلای 5 در اولین ساعات 19 دی ماه 1365 وارد جاده شهید صفوی معبر اصلی ورود رزمندگان به منطقه عملیاتی کربلای 5 در شلمچه گردیدند که با بمباران محل استقرار آنان وی به همراه جمع زیادی از همرزمان مصدوم و در تاریخ 26 دی ماه 1365 در بیمارستان نجمیه تهران به شهادت رسیدند
http://telegram.me/safeer59
https://rizy.ir/SZFp
محدوده روشن : 27
راوی: نجف زراعت پیشه
شکستن خط دشمن :
طولی نکشید که صدای الله اکبر نیروهای خط شکن غواص به همراه صفیر رگبار تیربارهای دشمن سکوت منطقه را شکست و انفجار گلوله ها و خمپاره ها فضای منطقه عملیاتی را پر کرد. آسمان منطقه با باران گلوله های رنگارنگ پر شد و چنان از روبروی ما رد می شد که گاهی خود را به چپ و راست کج کرده تا به زعم خویش به ما برخورد ننماید و انفجارهای متعددی که در کنار ما اتفاق می افتاد اما به دلیل این که انفجار ها در آب صورت می گرفت از شدت موج و ترکش های آنها کاسته می شد ، با اعلام شکسته شدن خط و دستور حرکت نیروهای پشتیبانی به سمت سیلبند برای ادامه کار نیروهای خط شکن قایق های پشتیبانی ما نیز دستور روشن نمودن موتورها و پیشروی به سمت سیل بند را صادر کردند تا جهت پاکسازی خط دشمن به نیروهای خط شکن کمک کنند.
ترافیک در معبر :
به دلیل انفجارهای زیاد و شدید دشمن سکانی ما مجروح و با اصابت ترکش به موتور قایق عملاً قایق ما سد راه عبور سایر قایق ها شد ، به دلیل باریک بودن معبر و آبراه و مانع شدن قایق ما جهت عبور سایر قایقهای پشت سر برای رفتن به جلو، برادر عبدالحمید گوهری که قبلا سکانی قایق بوده و آموزشهای ویژه آن را دیده بود درون قایق ما آمد و سعی کرد موتور قایق را روشن کندکه موفق نشد و ما محبور شدیم با پارو زدن مسیر فوق به سمت سیل بند را طی نماییم ، تعداد دیگری از قایق های پشتیبانی نیز همین وضعیت برای انها اتفاق افتاد و به دلیل اصابت ترکش به قایق پا سکانی یا نقص فنی موفق نشدند که قایق های خویش را روش کنند و مجبور به پارو زدن شدند .
در این جا مجدداً شاهد الطاف الهی بودیم چرا که مجموعه قایق ها با تعداد زیادی رزمنده درون آن در یک جا دور هم گره خورده و به دلیل باریکی معبر نمی توانستند عبور نمایند و اگر چند انفجار در این نقطه خاص اتفاق می افتاد اصلاً تصور آن نیز برای ما و حشتناک بود چرا که تمرکز این مجموع قایق و رزمنده را در منطقه را تارومار کنند اما اداره الهی بر چیز دیگری استوار بود و در این میان تعدادی از برادران به دلیل وضعیت حساس و نیاز به سرعت عمل در رسیدن به ساحل در هوای سرد اسفند ماه در آبهای سرد هور به داخل آبهای هور پریده و قایق ها را نیز هدایت و یا برخی را که به هم پیچیده و درهم تنیده بودند جدا ساخته و به جلو هدایت می کردند از خصوصیات مناطق خشک اقلیم بسیار گرم در تابستان و بسیار سرد در زمستان می باشد که آبهای این مناطق نیز همین ویژگی را داشته و آن قدر آب در این لحظات سرد بود که در حین پارو زنی اگر پاروی یکی از همرزمان سبب پرتاب آب به هوا و ریختن روی ما می شد از شدت سرما سریع به وی تذکر می دادیم .
پاکسازی سیلبند الصخره :
خلاصه به هر ترتیب برادران رزمنده با سرعت عمل در سیل بند و جاده و سیلبند حد فاصل البیضه و الصخره عراق پیاده و به پاکسازی خط مشغول شوند .پس از پیاده شدن روی سیلبند سریع به سمت جناحین به صورت ستونی به حرکت درآمده و شروع به پاکسازی سیلبند و سنگرهای دشمن نمودیم تا از تلفات احتمالی جلوگیری نماییم ، برادران آرپی جی زن و تیربارچی با آتش مداوم باقیمانده نیروهای دشمن را به هلاکت رسانده و برخی که فرصت پیدا کرده و می توانستند از محیط طبیعی منطقه استفاده نموده و از طریق آبها و نیزارهای پشت جاده به سرعت به عقبه خویش فرار کرده و منتظر فرصت برای پاتک شدند.
در روی جاده به دستور فرماندهی گروهان با رعایت فاصله چند متری شروع به احداث سنگرههای انفرادی نمودیم تا برای پاتک های صبحگاهی که معمولاً توسط نیروهای ویژه عراق یا همان گارد ریاست جمهوری عراق صورت می گرفت آمادگی داشته باشیم ضمن این که از لحظاتی بعد سیل گلوله های توپخانه و ادوات دشمن به سمت ما سرازیر می شد و ما باید جان پناهی برای خود ایجاد می کردیم .
جغرافیای بدر :
خط دشمن روی سیلبند متشکل از یک جاده شوسه بود که طبق تجربیات قبلی توسط مستشاران شرقی ایجاد شده و به جرات می توانم بگویم از جاده های آسفالته ما استحکام آن بیشتر بود به طوری که با انفجار توپ تنها سوراخ کوچکی در آن ایجاد می شد و سطحی صاف و عالی داشت ، سنگری اجتماعی دشمن در سمت غربی سیلبند بود که مستحکم ، جادار و ایمن برای راحتی آنها ساخته شده بود اما سنگرهای نگهبانی آنان دقیقآ روبروی نیروهای ما به شیوه کاملاً حساب شده و بهتر بگویم به شیوه تیر تراش طراحی شده بود که مماس با آب هر جنبنده ای را هدف قرار می داد و در صورت عدم رعایت اصل غافلگیری نیروهای ما را قبل از رسیدن به خاکریزهای آنان مورد هدف قرار می داد و عملیات را ناکام می گذاشت.
#محدوده_روشن_27
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#شکستن_خط_مقدم_دشمن
#محور_الصخره_البیضه
#منطقه_عملیات_بدر
http://telegram.me/safeer59
https://rizy.ir/o3dC
دورهمی
راوی : نجف زراعت پیشه
به محض برگشت رزمندگان از ماموریت های عملیاتی و پدافندی به مرخصی و حضور در شهرهای اعزامی که به منظور استراحت و آماده شدن برای حضور مجدد در ماموریت های جبهه بود بچه ها در سطح شهر به دفعات دور همدیگر جمع شده و به همراه هم و با وسایط نقلیه معمول آن زمان که بیشتر موتورهای ۱۲۵ هوندا و یا تریل بود به شنا در رودخانه ها ، رفتن به مناطق تفریحی پیرامون شهر و حضور در مکان های سرسبز که معمولاً شب ها هم در همان جا اتراق می نمودند می گذشت. مرخصی بچه های جبهه خلاصه می شد به شنا در رودخانه ، تفریحات ب صحرا ، دشت و کوهستان 24 تا 48 ساعته ، سرزدن به خانواده شهدا و مجروحین ، ..... و اگر وقتی می شد در انتها به پدر و مادر سری می زدند در حالی که آنها چشم انتظار عزیزشان بودند ...
در واقع مرخصی رزمندگان و آمدن به شهرها هم به معنای جدایی آنها و به نوعی دیگر حضورمستمر یا حداکثری در جمع خانواده ها نبود و این ارتباط صمیمی میان رزمندگان که هم اکنون دیگر رنگ و بویی عمیق و اساسی به خود گرفته بود در شهر و روستا هم امتداد پیدا می‌کرد و سبب می‌شد که ارتباطات بین این عزیزان هر لحظه استحکام بیشتری پیدا نماید ؛ دوستی و رفاقتی که اساس آن را الگوی اخلاق اسلامی تشکیل می‌داد و لحظه لحظه استمرار آن باعث استحکام این دوستی‌ها می‌شد .
مجدداً با اعزام به جبهه هم این عزیزان در کنار هم به جبهه های جنگ اعزام می‌شدند و در برگشت از عملیات و در پی آن شهید و زخمی شدن تعدادی از رزمندگان باعث ناراحتی و اندوه آنها و بازماندن و به عبارتی بهتر جا ماندن از قافله شهدا می شد و یادآوری این لحظات دورهمی بر عمق و میزان این اندوه و غم می افزود ؛ اکنون که سال‌های زیاد از دفاع مقدس گذشته است یادآوری این برنامه و دور همی ها و لحظات خوش با هم بودن رزمندگان در عملیات و مأموریت های پدافندی و در شهر و زمان مرخصی که سر زدن به خانه خانواده ها یا گذران اوقات فراغت در دشت و صحرا و آشنا و سفرهای زیارتی همراه بود باعث تاثر شدید بازماندگان این جمع ها می شود براستی آیا دوست می تواند دوست صمیمی خویش را فراموش نماید ؟؟انشالله که این شهدا و برگزیدگان دوستان خود را در این شرایط سخت و طاقت‌فرسای امروزی فراموش نکرده و دست ما را در روزی که نیازمند به این مساعدت هستیم بگیرند.
#دورهمی_جبهه
#فرهنگ_جبهه
http://telegram.me/safeer59
https://rizy.ir/OmSE
محدوده روشن : 28
راوی: نجف زراعت پیشه
الحاق و خط پردرسر :
به دلیل انجام الحاق نیروهای تیپ 15 امام حسن مجتبی (ع) با تیپ الغدیر در جناح چپ و بعد از آن لشکر 14 امام حسین(ع) و لشکر5نصر و جابجایی و تغییر محل ، مرتب مکان استقرار ما تغییر پیدا می کرد و عملیات حفر سنگر توسط سرنیزه و بیلچه های همراه نیز مجدداً آغاز می شود و بدلیل اصابت ترکش ناشی از انفجار خمپاره ها و بمباران های هوایی احتمالی در فردای عملیات ضرورت و نیاز حیاتی محسوب می شد.
جهت استحکام سنگرهای احداثی در سیلبند که به دلیل بافت نرم آن در حال ریزش بود و مرتب دیواره های آن فرو می ریخت نیاز به گونی خاک جهت دیوار چینی اطراف سنگر بودیم لذا به اتفاق تیربارچی که من کمک او محسوب می شدم به آن سوی جاده به سمت دشمن رفته تا از سنگرهای اجتماعی دشمن تعدادی گونی بیاوریم چرا که سنگرهای آنان به دلیل استفاده از تعداد زیادی گونی خاک از استحکام بالایی برخوردار بود ؛ در هنگام برگشت از روی جاده که عرض آن هفت تا هشت متر بود به یک باره دشمن متوجه و تیربارچی آن جاده را آماج رگبارهای خویش قرارداد به طوری که گلوله های گرینوف ما بین پاهای ما اصابت می کرد و دیدن این صحنه باعث شده دیگر فیلم های اکشن سینمایی برایم جذبه ای نداشته باشد ، اما به هر ترتیبی بود با سرعت عمل و مارپیچ دویدن خویش را به جناح خودی رساند و عملیات استحکام سنگرها را با گونی های دشمن به اتمام رساندیم و برای لحظاتی خواب و بیدار در سنگر به استراحت پرداختیم ، با فرارسیدن اذان صبح نماز را با شرایط ویژه به جا آوردیم.
مقاومت سرسختانه دشمن :
صبحدم روز 21/12/62 به دلیل بافت جغرافیایی منطقه که در میانه هور بود و تنها خشکی منطقه سیل بند و پدهای(در منطقه هور جاده هايي انحرافی نسبت به جاده های اصلی در داخل آب احداث شده بود كه به نام پَد معروف بودند ، اين جاده ها و پدها قتلگاه بودند و تیربارچی ها و آر . پي . جي زن ها هر چه روي جاده بود مي زدند ) اطراف آن با فواصل منظم بود و اطراف آن را مردابهای عظیم هورالعظیم و نی زارها فراگرفته بود و این خود بهترین مانع بر سر راه مانور و عبور یگانهای زرهی دشمن که نقطه اتکا و عامل موفقیت آن محسوب می شد و مهمترین پارامتر و عامل موفقیت دشمن در صحنه نبرد به شمار می رفت ما شاهد پاتک های سنگین به مثابه خیبر، والفجر مقدماتی ، رمضان و... نبودیم و فشار دشمن برای عقب راندن رزمندگان در عملیات بدر در سمت راست جبهه در منطقه البیضه و در جناح چپ به منطقه العزیر مقابل لشکر 14 و لشکر 31 عاشورا متمرکز بود و نبردهای سخت و بعضاً تن به تن در این نواحی جریان داشت .
هدف عملیات بدر :
هدف عملیات بدر همچون خیبر البته در سطحی محدودتر به تسلط بر اتوبان العماره-بصره و جدایی سپاه های سوم و و هفتم عراق بود تا با الحاق آن با سایر یگانهای رزم خودی در منطقه پایین دست در جنوب خط ممتد پدافندی ایجاد شود و به کمک یک مانع پدافندی مناسب نظیر شط العرب که بالا دست به مردابهای هورالعظیم، هورالحمار و هورالسناف و در پایین دست به خلیج فارس متصل می شد می توانستیم از هجوم دشمن به سمت نیروهای خودی جلوگیری و با اصل صرفه جویی قوا و تصرف یک نقطه مهم در عراق ، از این طریق با بدست آوردن یک برگ برنده در میز مذاکرات احتمالی برای پایان دادن به جنگ و دفاع از حقوق ایران براساس معاهده 1975 الجزایر دشمن را نیز محکوم نموده و وادار به پذیرش خواسته هایمان نماییم.
شهادت عبدالحمید :
در لحظات نزدیک به ظهر بود که خبر شهادت دوست عزیزم عبدالحمیدگوهری راشنیدم که شدیداً ناراحت شدم اما این راهی است که او و همه ما به میل خودمان انتخاب کرده ایم و هر لحظه باید منتظر باشیم البته وی در اوایل صبح به شهادت رسیده بود اما ما به دلیل درگیر بودن برای ایجاد سنگر و حواشی آن متوجه نشده بودیم .
قارقارک های گوشخراش :
صدای آتش انفجارات سنگین نشان از درگیری شدید در جناح راست و چپ را می داد و هواپیماهای دشمن که با تعداد زیاد به صورت مرتب در فضای منطقه به پرواز در می آمدند و لی هدف اصلی آن زدن عقبه تدارکاتی و لجستیکی بود و بیشتر آن توسط هواپیماهای قارقارک صورت می گرفت که به دلیل ساختار آن برای قایق های در حال حرکت در آبراه ها متمرکز بود چرا که به دلیل سبک بال بودن و توانایی قدرت مانوری آن به راحتی آنها را در طول مسیر تعقیب کرده و آنها را آماج راکت های خویش قرار می دادند و بسیاری از فرماندهان ما در قایق ها به همین صورت هدف قرار گرفتند.
#محدوده_روشن_28
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#شکستن_خط_مقدم_دشمن
#محور_الصخره_البیضه
#منطقه_عملیات_بدر
http://telegram.me/safeer59
https://rizy.ir/teSr
آزمونی بزرگ برای ایران :چه باید کرد؟

توان کشور برای اجرای برنامه‌های عمرانی و خدماتی با توجه به تحریم های اقتصادی گسترده مناسب نیست و شرایط ویژه و به قول صاحب نظران شرایط جنگی بر کشور ما حاکم است و هدف دشمنان ایران زمین اساس و موجودیت کشور و اضمحلال آن را هدف قرار داده است پس با توجه به کاهش درآمدها و نیاز به تأمین احتیاجات مردم لازم است که در این موقعیت حساس مثل دوران جنگ تحمیلی کمبودها را با توزیع یکنواخت برای همه قابل تحمل سازیم و با قطع پرداخت های بودجه ای خاص در وضعیت و دوران آرامش و راحتی مردم و شرایط عادی کشور هم وزن ادعاهای مطرح فرهنگی خویش نقشی ماندگار به جا گذاشته تا یادگار مثبتی در نگارش تاریخ بر جای بماند

همان‌گونه که در دفاع مقدس بسیاری بودجه های سازمان های غیر ضروری کاهش یا قطع شد و در راه عبور از بحران و جنگ هزینه شد امروز نیز باید از هزینه‌های غیر ضروری کاسته یا قطع نمود؛.

باور نمایید مشکلی خاص برای این افراد و سازمان ها و...... پیش نمی آید...... پس تا دیر نشده هزینه‌های زائد را حذف نمایید ، برای نمونه بودجه موسسه ها، بنیاد ها ، سازمان ها ، فرهنگستان ها، ستادها و افراد خاص را حذف کنید و به نفع مردم برای تامین نیازها و رفاه آنها اختصاص بدهید!

براستی چرا مردم ما علی رغم شرایط جنگی و پرپر شدن عزیزانشان در جبهه ها و سایر سختی های آن از اقتصاد دوران جنگ به نیکی یاد می کنند؟؟

چون اگر کمبود بود برای همه بود و اقلام مورد نیاز به طور مساوی و قیمت واحد در تمام نقاط ایران توزیع می شد اما این روزها قیمت های افسار گسیخته، تبعیض های عجیب و غریب، فقدان نهادهای نظارتی و مدیریتی موثر، بازی های سیاسی بازیگران در جناح های دوگانه و سرگردانی مردم این ولی نعمتان بنا به گفته بنیانگذار جمهوری اسلامی در دسترسی و تهیه ابتدایی‌ترین نیازها با قیمت مناسب بسیاری را شرمنده زن و بچه های خود نموده است.

برنامه ریزان، تصمیم گیران و مدیرانی که ادعاهای شما برای مدیریت جهانی گوش فلک را کر نموده است باور نمایید حال ایران خوب نیست بیابید برای مدتی:

استراتژی واحد و منطقی و قابل پیاده شدن برای عبور از این بحران طراحی و اجرا نمایید

قانون محور همه تصمیمات قرارگرفته و اجازه تخطی آن را به کسی ندهید


از اختلافات و بازی های سیاسی تمام ناشدنی بی خاصیت دست بردارید و حل مشکلات مردم را اولویت خود قرار دهید.

با پیروی از تجربیات گذشته و همچنین تجارب دیگران با پیروی از اصول علمی و نظرات کارشناسی از روش آزمون و خطا دست بردارید.

بودجه های غیر ضروری و یا در اولویت پایین را به نفع رفاه و کاهش آلام مردم رتبه بندی نمایید

از شعار های خلاف منافع ملی و غالباً غیر عملی هزینه بردار دست برداشته و گام های عملی بردارید و نگران افتتاح طرح ها و بهره مندی مردم در دوره های بعد یا رقیبان شما در جناح مقابل نباشید چرا که نظاره گر اعمال شما خداوندی است که ذره المثقال خیر و شر از نگاهش دور نمی ماند.

**و........

مبادا روزی فرا رسد که بابت فرصت های از دست رفته پشیمان شویم که فرصت ها مثل ابرها در گذرند
و
مبادا مصداق بارز این آیه قرآن قرار بگیریم که چرا چیزی می گویید که به آن عمل نمی کنید.....

افکار عمومی مردم ایران و جهان شما را در آزمونی سخت قرار داده که فرصت تکرار آن و اصلاح عملکردهای غلط امکان پذیر نیست بیاییم با تصمیمات درست در این بزنگاه تاریخی دنیا و آخرت خویش را رقم بزنیم ان شاالله
#ایران_اوضاع
#چه_باید_کرد
http://telegram.me/safeer59
https://rizy.ir/LTIPy
محدوده روشن : 29
راوی: نجف زراعت پیشه
محور الصخره :
لبه سیلبند تا سطح آب هور دو متری ارتفاع داشت و بر اثر بالا و پایین رفتن آب هور و تردد بیش از اندازه نیروها کناره آب گل آلود شده و بازار سرسره بازی فراهم شده بود و کمتر عبوری بود که پاها در آب فرو نرود یا در آب غوطه ور نشوند و به همین خاطر عبور و مرور به آهستگی و با احتیاط صورت می گرفت.
بافرا رسیدن تاریکی هوا درعین حال که نبردی شدید در جناحین جریان داشت نیروهای رزمنده در مقابل الصخره در سنگرها به صورت یک در میان وبه مدت 2ساعت تا صبح شروع به نگهبانی دادند تا ازمنطقه حفاظت نمایند و از حرکت های نفوذی توسط دشمن از روبرو جلوگیری نمایند چرا که ما دید کاملی نسبت به آن سوی سیلبند نداشتیم و امکان پاتک و نفوذ دشمن در این منطقه وجود داشت اما دشمن هیچگونه تحرکی در این منطقه از خود انجام نداد.
البیضه طلسم شده :
باروشن شدن هوا در 23/12/63 به دلیل این که یگانهای ذوالفقار و عاشورا به عنوان پشتیبانی نتوانسته بودند منطقه روستای البیضه را به دلیل مقاومت شدید دشمن وحمایت لجستیکی وتسلیحاتی آن ازطریق بالگردها به تصرف خوش در آورند ، دسته یک گروهان امام حسین (ع) به فرماندهی اکبر دهدار به همراه تعداد دیگری نیروهای گروهانهای سیدالشهدا(ع)به فرماندهی شهیدابراهیم نیک پور و محرم به فرماندهی محمد رضا حسنی زاده وحمید پورسعید جهت نبرد در جناح راست وتصرف روستای البیضه اعزام شدند .
اما مقاومت نیروهای دشمن مثال زدنی بود و اجازه نفوذ به نیروهای ما به هیچ عنوان داده نمی شد و باران گلوله و ترکش بود که روانه نیروهای ما می شد و از هر ترفند و ایثاری استفاده شد تا شاید بتوان این طلسم را شکسته و روستا را به تصرف خویش در بیاورند نتجه مثبتی به دنبال نداشت و در جریان این تلاش و شجاعت عظیم نیروهای خودی بسیاری از نیروهای زبده تیپ به شهادت رسیدند و پیکر مطهر آنها در منطقه ماند.
قرارگاه بر تیپ برای تصرف البیضه فشار می آورد و تیپ نیز پی در پی نیروهای خود را سمت البیضه می فرستاد اما محیط جغرافیایی منطقه که یک سیلبند و جاده در دل هور بود اکنون توسط دولول و تیربارهای دشمن به صورت تیرتراش اجازه هیچ گونه حرکتی را نمی داد و اصرار و تلاش مجدد تنها به تلفات بیشتر در این روند منجر می شد و بدلیل مقاومت شدید دشمن با شکست روبرو شده وآنها را مجبور به عقب نشینی می کردند .
نماز در حالت اضطرار :
در صبحدم روز 24/12/1363 نیروهای دسته ما به فرماندهی یونس ستونه برای باز نمودن این قفل و گره گشایی از آن در عملیات بدر به سمت البیضه به راه افتادیم.به خاطر وضعیت حساس منطقه وهمچنین آتش شدید دشمن درروی سیل بند پدهای عمود برآن ناچار به اقامه نمازصبح درحین حرکت و دویدن بودیم تا از اصابت گلوله های بی امان دشمن درامان بمانیم. گلوله های رنگارنگ دشمن در هوای گرگ و میش صبحگاهی و زوزه های و وزوز آن دل قوی می خواست تا در جا نزنی ...اما کار روی نیروهای تیپ امام حسن ع طی ماه های گذشته از این مردان روحیه ای پولادین ساخته بود که حتی این شرایط سخت و گلوله ای و انفجارات فوق نیز نمی توانست خللی در روحیه آنان ایجاد نماید و علی رغم این که چند بار تلاش برای فتح البیضه با شکست روبرو و تعداد زیادی از برادران را فدا نموده بودیم برادران با روحیه ای بالا به سمت دشمن می دویدند چرا که ما بر اساس نظر امام ره موظف به انجام تکلیف هستیم و پیروزی و شکست فرع مسئله می باشد و شهید شدن فوض عظمایی است که نصیب خوبان می شود .
زمرمه تعقب نشینی :
با شدید شدن آتش دشمن از زمین وآسمان و بحرانی شدن منطقه عملیاتی که شرایط پیشروی و حتی ماندن در آنجا را غیرممکن ساخته بود و با توجه به شرایط کلی منطقه عملیات که دسترسی به اهداف آن را با توجه به امکانات ونیروهای کم ناممکن شده بود ، به دستور فرمانده تیپ15 امام حسن(ع)از طریق بیسیم به صورت رمز اعلام نمودند که به سمت لگن ها (اسکله و محل استقرار قایق ها) بیایید شروع به عقب نشینی نمودند ؛ درحالی که دشمن قدم به قدم با آتش فراوان در حال پیشروی و جلو آمدن بود.
#محدوده_روشن_29
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#طلسم_البیضه
#محور_الصخره_البیضه
#منطقه_عملیات_بدر
http://telegram.me/safeer59
https://rizy.ir/879m2C
محدوده روشن : 30
راوی: نجف زراعت پیشه
تجمع در اسکله :
بارسیدن به نزدیک اسکله شاهد تجمع بزرگ نیرها برای سوار شدن به قایق ها برای برگشتن به عقب بودیم در حالی که از زمین و آسمان بر ما آتش می ریخت ، آتش پرحجم دشمن که اضابت آن در میان این جمع می توانست دهها نفر را از رزمندگان شهید یا مجروح نماید ؛ با نزدیک شدن نیروهای دشمن به اسکله و بیم اسارت یا .... و این که برخی برادران با یادآوری تجربه عملیات خیبر در سال گذشته و فقدان قایق و امکانات ترابری جهت حمل ونقل نیروها که منجر به اسارت و شهادت تعداد زیادی از رزمندگان شد ، خود را به آب زده و با هر وسیله ای که دست آنها می رسید در صدد ترک منطقه و سیلبند بودند ؛ همان لحظه و الان با وجود گذشت بیش از سه دهه این صحنه های سخت را بارها از ذهن گذرانده و قدرت عظیم خداوند در امتحان بندگان خود را شکر گذاری نموده ام .
با طراده و قایقهای خراب بدون پارو حرکت به سمت عقب را آغاز نمودند و حتی برخی شناکنان قصد خروج از منطقه را داشتند ولی فاصله ما با عقب بیش از بیست کیلومتر بود و در من تعداد نیروها در روی اسکل زیاد بود ضمن این که علاوه بر رزمندگان تیپ 15 امام حسن مجتبی ع رزمندگان تیپ الغدیر یزد در جناح چپ در کنار ما تجمع کرده بودند.
در این لحظات بود که ابتکار وپیش بینی فرمانده تیپ امام حسن مجتبی(ع) برادر حسین کلاه کج و حبیب الله شمایلی و تجربه بدست آمده از عملیات خیبر و همچنین در اختیار داشتن گردان نوحی نبی(ع) که طی ماهها آموزش ساختار و سازمان آن برای چنین لحظاتی آماده شده بود باعث شد که در این شرایط حساس قایق های گردان سکانی را به منطقه اعزام نماید. در شرایط ناباورانه از دور در آبراه هور شاهد ستونی از قایق ها بودیم که به سمت اسکله می آمد .
نیروها به سرعت و با عجله نیروها سوار قایق های اعزامی شده و آماده برگشت به عقبه شدند ، با تخلیه کامل خط از نیروهای تیپ 15 امام حسن مجتبی ع ، نیروهای تیپ الغدیر را نیز به دلیل نبود قایق و یگان ترابری خودشان به عقب منتقل نماید که در آن شرایط حساس و ویژه که دشمن به نزدیکی محل استقرار ما رسیده بودند جزء نقاط قوت تیپ 15 امام حسن مجتبی(ع) در جریان عملیات بدر بود. هنگام حرکت قایق ها بسمت عقب و ترک منطقه عملیاتی برادر حسین کج کلاه فرمانده تیپ15 امام حسن مجتبی (ع) با قایق ذوالفقار در حالی که پشت دوشکا ایستاده بود وارد خط شد و صحنه ای خنده دار دیدم که شاید هیچگاه نتوانستم فراموش نمایم ؛ او با یک آفتابه قرمز به سمت سیل بند دشمن رفته تا از تخلیه کامل خط از نیروهای خودی مطمئن شود و افتبه به دست برای روحیه که این خود مهمترین عامل تقویت روحیه برای رزمندگان تیپ و از سوی دیگر زنگ خطری برای در خطر افتادن جان وی در این شرایط سخت بود اما به هر حال بعد از اطمینان از تخلیه خط او هم به عقب برگشت.
سکوت در قایق ها :
در میان راه درون قایق ها سکوت مرگباری حاکم بود، قایق ها برخی حامل نیروهای سالم و برخی حامل زخمی ها و درون برخی نیز شهدا قرار داشتند ، همه سر در گریبان فرو برده و برخی گریه می کردند ، به اصطلاح معروف اگر به این ها کارد هم می ردی خون نمی آمد ؛ برادران رزمنده از عدم الفتح بودن عملیات گله داشته و ناراحت و غمگین بودند ؛ براستی چرا ما طی این سه سال بعد از فتح خرمشهر همه اش به در بسته خورده و پیروز نمی شویم ، چرا در عملیات های سه ساله اخیر همه با عدم فتح و شکست روبرو شده و با عقب نشینی و بر جای مانده پیکر مطهر شهدا روبرو بوده ایم ؛ انگار پایانی بر این طلسم در جا زدن نیست ، هر کس به طریقی در خود فرو رفته و حال و حوصله حرف زدن با کسی را نداشت یکی دوستش را از دست داده ، دیگری مفقودالاثر و ....
ندای حیات بخش :
صدایی از دور فضای آبراه را گرفته بود ابتدا نامفهوم بود اما زمانی که نزدیک شد روحیه بچه ها تغییر یافت در این لحظات سخت و دشوار باز این ندای مسیحایی امام خمینی بود که بر کالبد بی جان و بی روح بچه ها وزیدن گرفت و جانی دوباره داد ، پیام امام خمینی(ره) از طریق حاج سید احمدآقا بوسیله بی سیم به آقا محسن اعلام شده بود و از طریق بلندگوهای واحد تبلیغات در آبراهه ها و کانالها در سطح هور پخش شد مبنی بر این که هدف ما شکست و پیروزی نیست بلکه ادای تکلیف و عمل نمودن به وظیفه است و شکست و پیروزی فرع مطلب بوده که این امر خود عامل قوت و روحیه برای رزمندگان اسلام که در حال عقب نشینی بودند شد.
#محدوده_روشن_30
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#پیام_حیات_بخش_امام_خمینی
#عفب_نشینی
#منطقه_عملیات_بدر
http://telegram.me/safeer59
محدوده روشن :
راوی: نجف زراعت پیشه
این خاطرات ادامه دارد .....
سال 1364 :
همجواری مجدد با پشه کوره ها ، خرمگس ها ، دیشلبوها و شرایط عجیب درون هور به گونه ای که حتی چندین گربه بزرگ که برای مقابله با موش ها آوردیم مغلوب آنها شده و ........
ادامه آموزش های سخت خشی ، کوهستانی و آبی خاکی : قرار بود در این سال عملیات هلی برن داشته باشیم که بعداً به نبرد فاو ختم شد و جریانات گم شدن در دریاچه نمک و ......
رفتن به واحد طرح و عملیات .......
سال 1365:
به سمت کردستان رفتیم استان سلیمانیه که اگر موفق می شدیم ..... شب های سرد و کشنده ...... ارتفاعت لری و گم شدن در کوههای منطقه.....
دره زار شیطان و ماموریت به سمت حاج عمران (ارتفاعات شهدا و صدر و ناگفته ها)
کربلای یک و فتح شهر مهران و خاطرات با مسلم رضایی نیروی باغیرت خرم آبادی..
به هم خوردن تیپ و تحویل به نیروهای کهگیلویه و بویراحمد و ......
رفتن به یگان ضدزره و آموزش تخصصی موشک تاو و ......
کربلای 4 شبی که انتها نداشت......
کربلای 5 انتظار در صف بالگرد ...... هواپیماهای دقیق نقطه زن و سرزمین آتش و خون شلمچه ......
سال 1366 :
ماموریت در ماووت عراق و قشن در آتش که در آن شب فراموش نشدنی پنج بار زخمی شدم اما همراهی بهترین بندگان خدا مانع رفتنم شد ....

دوران نقاهت .....
عملیات والفجر 10 و ... نوبت به ما نرسید و با آتش شدید دشمن و بمباران گسترده شیمیایی مجبور به تر منطقه به صورت قاچاقی شدیم

و قطعنامه 598 ........


از این که تا کنون با این رزمنده دفاع مقدس بوده و شرح جنگ از دید یک نوجوان بی تجربه را خوانده و اشنا شدید با توجه به تذکرات دوستان مبنی بر غلط های املایی و انشایی موجود در متن و از طرف دیگر شرایط جسمی نه چندان مناسب من برای مدتی ارسال خاطرات را متوقف نموده تا با شرایط بهتری ارسال نمایم .
از لطف و محبت همه عزیزان ممنون و سپاسگزارم
#محدوده_روشن_12
#نجف_زراعت_پیشه
http://telegram.me/safeer59