شعار
راوی : عبدالصاحب بخردی
آیا می دانید شعار ابوالفضل علمدار/ خمینی را نگهدار چگونه بر سرزبان ها افتاد؟ دی ماه سال 67 وقتی که سومین گروه از اسرای ايراني در اردوگاه موصل دو را برای زیارت به کربلا می بردند بچه ها با توجه به تجارب دو گروه پیشین تصمیم گرفتند اقداماتی را درکربلا و نجف انجام دهند، نوشتن اعلامیه جهت پخش درمیان مردم و گذاشتن اعلاميه ها زیر فرش های حرمين شريفين ،کشیدن تصویر امام بر روی پارچه های سفید دشداشه جهت نصب و يا آويزان كردن از پنجره اتوبوس ،که بسیار هم خطرناک بود، قرار دادن شعارهای مهم درون خودکار و انداختن در بین مردم از جمله ی این اقدامات بود.
در حرم حضرت ابوالفضل ع تحرک بچه ها به اوج خود رسیده و طوري شدکه همه بی اختیار شعار مي دادند: « ابوالفضل علمدار خمینی را نگهدار..» و صدای افسران عراقي كه مرتب و بلند با فریاد و عصبانيت به سربازها مي گفت: درها را ببندید... ظاهرا مردم با شنیدن این فریاد ها یا از سر کنجکاوی یا به هر دلیل دیگردرحال نزدیک شدن به حرم بودند و چون در زمان حضور ما درشهر کربلا و نجف اشرف حرم ها در حصار نظامیان قرار می گرفت و ورود مردم به آنجا ممنوع می شد، افسران عراقی مي ترسيدند که مبادا مردم وارد حرم شوند و عنان کار از دست نظامیان خارج گردد.
بعد از برگشت بچه ها از کربلا."عباس روز خوش" به همراه گروهی از مجروحان آزاد شده و به دیدار امام رفتند، آن جا بود که حاج عباس درحضور امام فریاد زد : «ابو الفضل علمدار خمینی را نگه دار» و همه جواب دادند و بعد از این دیدار این شعار معروف شد و بعد از رحلت حضرت امام (ره) شعاراین گونه تغییرکرد : «ابوالفضل علمدار خامنه ای را نگه دار» ؛ در واقع حاج عباس به نمایندگی از اسرای اردوگاه موصل دو ، این شعار را وارد ایران کرد و تا به امروز هم ادامه دارد. علمدار ما بعد از اسارت نیز چندین بار به همراه مرحوم حجت السلام ابوترابی كه خود از اسراي آزاده شده و نماينده امام در امور اسرا بود با پای پیاده عازم مشهد شد تا اینکه سرانجام پیر و زمین گیر شده و پس از عمری مجاهدت به همرزمان شهیدش پیوست .
#فرهنگ_جبهه
#شعار
#ابوالفضل_علمدار_خمینی_را_نگهدار
#حاج_عباس_روزخوش
http://telegram.me/safeer59
راوی : عبدالصاحب بخردی
آیا می دانید شعار ابوالفضل علمدار/ خمینی را نگهدار چگونه بر سرزبان ها افتاد؟ دی ماه سال 67 وقتی که سومین گروه از اسرای ايراني در اردوگاه موصل دو را برای زیارت به کربلا می بردند بچه ها با توجه به تجارب دو گروه پیشین تصمیم گرفتند اقداماتی را درکربلا و نجف انجام دهند، نوشتن اعلامیه جهت پخش درمیان مردم و گذاشتن اعلاميه ها زیر فرش های حرمين شريفين ،کشیدن تصویر امام بر روی پارچه های سفید دشداشه جهت نصب و يا آويزان كردن از پنجره اتوبوس ،که بسیار هم خطرناک بود، قرار دادن شعارهای مهم درون خودکار و انداختن در بین مردم از جمله ی این اقدامات بود.
در حرم حضرت ابوالفضل ع تحرک بچه ها به اوج خود رسیده و طوري شدکه همه بی اختیار شعار مي دادند: « ابوالفضل علمدار خمینی را نگهدار..» و صدای افسران عراقي كه مرتب و بلند با فریاد و عصبانيت به سربازها مي گفت: درها را ببندید... ظاهرا مردم با شنیدن این فریاد ها یا از سر کنجکاوی یا به هر دلیل دیگردرحال نزدیک شدن به حرم بودند و چون در زمان حضور ما درشهر کربلا و نجف اشرف حرم ها در حصار نظامیان قرار می گرفت و ورود مردم به آنجا ممنوع می شد، افسران عراقی مي ترسيدند که مبادا مردم وارد حرم شوند و عنان کار از دست نظامیان خارج گردد.
بعد از برگشت بچه ها از کربلا."عباس روز خوش" به همراه گروهی از مجروحان آزاد شده و به دیدار امام رفتند، آن جا بود که حاج عباس درحضور امام فریاد زد : «ابو الفضل علمدار خمینی را نگه دار» و همه جواب دادند و بعد از این دیدار این شعار معروف شد و بعد از رحلت حضرت امام (ره) شعاراین گونه تغییرکرد : «ابوالفضل علمدار خامنه ای را نگه دار» ؛ در واقع حاج عباس به نمایندگی از اسرای اردوگاه موصل دو ، این شعار را وارد ایران کرد و تا به امروز هم ادامه دارد. علمدار ما بعد از اسارت نیز چندین بار به همراه مرحوم حجت السلام ابوترابی كه خود از اسراي آزاده شده و نماينده امام در امور اسرا بود با پای پیاده عازم مشهد شد تا اینکه سرانجام پیر و زمین گیر شده و پس از عمری مجاهدت به همرزمان شهیدش پیوست .
#فرهنگ_جبهه
#شعار
#ابوالفضل_علمدار_خمینی_را_نگهدار
#حاج_عباس_روزخوش
http://telegram.me/safeer59
والفجر_مقدماتی_میدان_تیر_گردان_بدر_و_صف_.mkv
129.4 MB
کجایند مردان بی ادعا
#عملیات_والفجر_مقدماتی
#اسفند#1361
منطقه #ذلیجان و #جنگل_امقر
گردان های #صف و #بدر بهبهان
#میدان#تیر
#لشکر#15#امام#حسن#مجتبی ع
http://telegram.me/safeer59
#عملیات_والفجر_مقدماتی
#اسفند#1361
منطقه #ذلیجان و #جنگل_امقر
گردان های #صف و #بدر بهبهان
#میدان#تیر
#لشکر#15#امام#حسن#مجتبی ع
http://telegram.me/safeer59
والفجرمقدماتی_نماز_جماعت_گردان_صف_و_بدر.flv
256.3 MB
کجایند مردان بی ادعا
#عملیات_والفجر_مقدماتی
#اسفند#1361
منطقه #ذلیجان و #جنگل_امقر
گردان های #صف و #بدر بهبهان
#نماز_جماعت
#میدان#تیر
#لشکر#15#امام#حسن#مجتبی ع
http://telegram.me/safeer59
#عملیات_والفجر_مقدماتی
#اسفند#1361
منطقه #ذلیجان و #جنگل_امقر
گردان های #صف و #بدر بهبهان
#نماز_جماعت
#میدان#تیر
#لشکر#15#امام#حسن#مجتبی ع
http://telegram.me/safeer59
عشق به نماز
راوی : حسن احسانپور
قبل از عملیات بدردرسایت خیبر پشت آسایشگاه گردان سید الشهداء(ع) چند چادر زده بودند "رضا مکاری مقدم " علی رغم سن کمی که داشت در آن چادر به خواندن نماز شب مشغول می شد . یک بار از او پرسیدم : چرا نشسته نماز می خوانی؟ گفت: می خواهم دو برابر نماز بخوانم. علاقه ای وافر به عبادت با محبوب داشت . سرانجام در عملیات بدر هم به محبوبش رسید.
#فرهنگ_جبهه
#نماز
#شهید_رضا_مکاری_مقدم
#شهید_حسین_رخشان
#شهید_ابراهیم_شعبانی
http://telegram.me/safeer59
راوی : حسن احسانپور
قبل از عملیات بدردرسایت خیبر پشت آسایشگاه گردان سید الشهداء(ع) چند چادر زده بودند "رضا مکاری مقدم " علی رغم سن کمی که داشت در آن چادر به خواندن نماز شب مشغول می شد . یک بار از او پرسیدم : چرا نشسته نماز می خوانی؟ گفت: می خواهم دو برابر نماز بخوانم. علاقه ای وافر به عبادت با محبوب داشت . سرانجام در عملیات بدر هم به محبوبش رسید.
#فرهنگ_جبهه
#نماز
#شهید_رضا_مکاری_مقدم
#شهید_حسین_رخشان
#شهید_ابراهیم_شعبانی
http://telegram.me/safeer59
الگوئ تقوا
◄عبدالصاحب بخردی
حبیبالله سرسازی بیسیمچی یکی از دستههای گردان 3 عاشورا تیپ در عملیات خیبر از نیروهای کریم رضایی و رحیم گل عنبر بود، بعد از شهادت این دو عزیز، برادرعبدالصمد صالح نژاد مسئولیت این دسته را به عهده گرفت. حبیبالله زیر آتش شدید دشمن واقعا شجاعت زیادی داشت و سعی میکرد ارتباط با فرماندهان را به هر صورتی که هست برقرار نگه دارد. بعد از پنج شبانهروز مقاومت که منجر به زخمی و شهادت رسیدن تعداد زیادی از نیروهای دسته دوم شده بود، تصمیم بر این شد که این دسته به عقب برگردد.
دشمن که از رفتن نیروها و خالی شدن خط با خبر شده بود پاتک سنگین خود را از صبح شروع کرد از بین نیروها فقط من، حبیبالله و برادر صالح نژاد و اسدالله خانی، روز آخر یعنی هشتم اسفندماه 1362 برای حفاظت خط در طول خاکریز از این سنگر به سنگر میرفتیم و به سمت دشمن شلیک میکردیم اما دشمن لحظهبهلحظه به ما نزدیکتر میشد، حبیبالله سرسازی با وجودی که بیسیمچی بود و در نزدیکی من قرار داشت با آر.پی.جی آنقدر به سمت دشمن شلیک کرده بود که گوشهایش دیگر نمیشنید!
با شدت درگیری از او خواستم بالای خاکریز برود و موقعیت دشمن را اعلام کند تا با قبضهی خمپارهانداز بتوانم دقیقتر آنها را مورد هدف قرار دهم. چند بار بالای خاکریز رفت و موقعیت را اعلام کرد، اما بار آخر با اصابت گلوله تکتیرانداز عراقی به پیشانیش از پشت در آغوش من افتاد و چند لحظه بعد به شهادت رسید.
برادر صالح نژاد با اشک او را در آغوش گرفت و میبوسید و میخواست شافی او باشد. در همین لحظه دشمن از چپ و راست از خاکریز بالا آمد و جنگ کاملا، حالت تنبهتن به خود گرفت، پشت سر ما کیلومترها آب بود و راهی جز مقاومت تا شهادت و یا اسارت برایمان نمانده بود.
درگیریها تا عصر ادامه داشت اما سرانجام با پرتاب چند نارنجک دستی دشمن زخمی و دچار موج انفجار شدم. در همین لحظه چند سرباز عراقی را بالای سرمان دیدیم و به اسارت درآمدیم، پیکر مطهر شهدا ازجمله شهید حبیبالله سرسازی همانجا ماند و ما با چشم اشکبار با آنها وداع کردیم و تمام دوران هفتساله اسارت را با نام یاد و آنها گذراندیم.
#عملیات_خیبر
#شهید_حبیب_الله_سرسازی
#محور_عملیاتی_الصخره_البیضه
#فرهنگ_جبهه
#تیپ_72_ملت
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
http://telegram.me/safeer59
◄عبدالصاحب بخردی
حبیبالله سرسازی بیسیمچی یکی از دستههای گردان 3 عاشورا تیپ در عملیات خیبر از نیروهای کریم رضایی و رحیم گل عنبر بود، بعد از شهادت این دو عزیز، برادرعبدالصمد صالح نژاد مسئولیت این دسته را به عهده گرفت. حبیبالله زیر آتش شدید دشمن واقعا شجاعت زیادی داشت و سعی میکرد ارتباط با فرماندهان را به هر صورتی که هست برقرار نگه دارد. بعد از پنج شبانهروز مقاومت که منجر به زخمی و شهادت رسیدن تعداد زیادی از نیروهای دسته دوم شده بود، تصمیم بر این شد که این دسته به عقب برگردد.
دشمن که از رفتن نیروها و خالی شدن خط با خبر شده بود پاتک سنگین خود را از صبح شروع کرد از بین نیروها فقط من، حبیبالله و برادر صالح نژاد و اسدالله خانی، روز آخر یعنی هشتم اسفندماه 1362 برای حفاظت خط در طول خاکریز از این سنگر به سنگر میرفتیم و به سمت دشمن شلیک میکردیم اما دشمن لحظهبهلحظه به ما نزدیکتر میشد، حبیبالله سرسازی با وجودی که بیسیمچی بود و در نزدیکی من قرار داشت با آر.پی.جی آنقدر به سمت دشمن شلیک کرده بود که گوشهایش دیگر نمیشنید!
با شدت درگیری از او خواستم بالای خاکریز برود و موقعیت دشمن را اعلام کند تا با قبضهی خمپارهانداز بتوانم دقیقتر آنها را مورد هدف قرار دهم. چند بار بالای خاکریز رفت و موقعیت را اعلام کرد، اما بار آخر با اصابت گلوله تکتیرانداز عراقی به پیشانیش از پشت در آغوش من افتاد و چند لحظه بعد به شهادت رسید.
برادر صالح نژاد با اشک او را در آغوش گرفت و میبوسید و میخواست شافی او باشد. در همین لحظه دشمن از چپ و راست از خاکریز بالا آمد و جنگ کاملا، حالت تنبهتن به خود گرفت، پشت سر ما کیلومترها آب بود و راهی جز مقاومت تا شهادت و یا اسارت برایمان نمانده بود.
درگیریها تا عصر ادامه داشت اما سرانجام با پرتاب چند نارنجک دستی دشمن زخمی و دچار موج انفجار شدم. در همین لحظه چند سرباز عراقی را بالای سرمان دیدیم و به اسارت درآمدیم، پیکر مطهر شهدا ازجمله شهید حبیبالله سرسازی همانجا ماند و ما با چشم اشکبار با آنها وداع کردیم و تمام دوران هفتساله اسارت را با نام یاد و آنها گذراندیم.
#عملیات_خیبر
#شهید_حبیب_الله_سرسازی
#محور_عملیاتی_الصخره_البیضه
#فرهنگ_جبهه
#تیپ_72_ملت
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
http://telegram.me/safeer59
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ساعتی با رزمندگان همزمان با طلوع صبحگاهی
آمادگی جسمانی و توان بدنی برای یک رزمنده از ابتدایی ترین شرایط می باشد و برای مواجهه با انواع و اقسام خطرات و مشکلات آمادگی داشته باشد.
در پادگان ها و مقرهای محل استقرار رزمندگان بعد از ادای نماز صبح به جماعت و قرائت دعای عهد و یا زیارت عاشور همه رزمندگان در صفوف منظم آماده برنامه صبحگاه و ورزش های صبحگاهی می شدند. قبل از عملیات بدر گروهان های ویژه تیپ مسافتی 12 کیلومتری را دویده و بعد از آن ساعتی را به نرمش های سخت می گذراندند ؛ این فعالیت همراه با فرماندهان ارشد تیپ صورت می گرفت.
#ورزش_صبحگاهی
#پلاژ_اندیمشک
#پادگان_شهید_عبدالعلی_بهروزی
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
آمادگی جسمانی و توان بدنی برای یک رزمنده از ابتدایی ترین شرایط می باشد و برای مواجهه با انواع و اقسام خطرات و مشکلات آمادگی داشته باشد.
در پادگان ها و مقرهای محل استقرار رزمندگان بعد از ادای نماز صبح به جماعت و قرائت دعای عهد و یا زیارت عاشور همه رزمندگان در صفوف منظم آماده برنامه صبحگاه و ورزش های صبحگاهی می شدند. قبل از عملیات بدر گروهان های ویژه تیپ مسافتی 12 کیلومتری را دویده و بعد از آن ساعتی را به نرمش های سخت می گذراندند ؛ این فعالیت همراه با فرماندهان ارشد تیپ صورت می گرفت.
#ورزش_صبحگاهی
#پلاژ_اندیمشک
#پادگان_شهید_عبدالعلی_بهروزی
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عملیات انتقال گردان های #سیدالشهدا ع و #امام_حسین ع جمعی #تیپ_15_امام_حسن_مجتبی ع از #شط_علی به #جاده_خندق(الحچرده) توسط بالگردهای هوانیروز در تاریخ 1362/12/05
#انتقال_نیرو
#هوانیروز_بالگرد
#عملیات_خیبر
#شرق_دجله_هورالهویزه
#جاده_خندق_الحچرده
#گردان_سیدالشهدا
#گردان_امام_حسین
#شط_علی
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
#انتقال_نیرو
#هوانیروز_بالگرد
#عملیات_خیبر
#شرق_دجله_هورالهویزه
#جاده_خندق_الحچرده
#گردان_سیدالشهدا
#گردان_امام_حسین
#شط_علی
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com
ایها الصدام خائن
راوی : عبدالصاحب بخردی
"حاج عباس روز خوش" مرد خستگی ناپذیر جبهه و درگردان مایه نشاط و شادی بچه ها بود. بچه ها به او پدر و یا علمدار و گاهی سقا می گفتند رزمندگان گردان 3 عاشورا هیچ وقت یاد شیر مرد و علمدار گردان را با آن حرف هاي : صبح بخیر برادران. صبح به خیر تکاوران. ایها الصدام خائن. هندونه کیلو 2 ریاله را فراموش نمي كنند. همواره عَلمي با نوشته حضرت ابوالفضل (ع ) را در دست داشت و به هنگام درگیری به نيروها آب می رساند و یاد علمدار کربلا را زنده می کرد . بارها مجروح شد اما این جراحات نتوانست مانع از حضور او در جبهه شود.
یک روز قبل از عملیات خیبردرمنطقه ی شط علی بعد از پایان سخنرانی آقای مرتضی قربانی فرمانده لشکر 5 نصر، مشهدی عباس عَلم خود را بلند کرد و فریاد عباس علمدار سر داد و همه به دور او جمع شدند و شور و هیجانی برپا گشت وهمه آماده شدند تا در یک نبرد بزرگ شرکت کنند. آن وقت ها شعار بهبهانی ها فراگیر شد بود: «آغی خمینی : خدا حفظی بِكُ- شیخ علی اکبر- خدا حفظی بِكُ (منظور آیت الله هاشمی بود که در آن عملیات سمت فرماندهی را داشت) آسید علی ما را :خدا حفظی بِکُ- صدام کافر : َا کمر پَرتی بِكُ ( حاج عباس برای امام ، مقام معظم رهبری و آقای هاشمی دعا می کرد و برای صدام نفرین که خداوند او را از کوه به پایین پرت کند) به هر حال آن روز حاج عباس شوری بپا کرد و فردا نیروهای ما وارد نبرد خیبر شدند.
در هنگام عملیات خيبر نیز براي تقويت روحيه بچه ها همين گونه بود. ما با علمدار جبهه در 29/12/62 همگی اسیر شدیم. در ابتدای اسارت و هنگامی که دراتوبوس در حال جابجایی بودیم وقت نماز شد."حاج عباس" در همان حالت روي صندكي اتوبوس در حركت شروع به اذان گفتن كرد ؛ سرباز عراقی متوجه شد و به سراغ او آمد و محکم به سرش کوبید ، اما علمدار اذانش را قطع نکرد «اشهد ان علیا ولی الله...» ، سرباز محکم تر مي زد و با تمسخر جمله هاي اذان را تکراركرد ، علمدار خواند و سرباز زد تا اذان به پایان رسید.
يك روز در اسارت حاج عباس با گِل تسبيح درست كرده بود كه يكي از افسرهاي عراقي متوجه شد و پرسيد اين را براي چي درست كردي؟ حاج عباس گفت: براي ذكر گفتن. افسر عراقي به شدت ناراحت شد تسبیح را از دستش گرفت و به زور دردهان حاج عباس فرو كرد و با دست دهان او را گرفت و فك او را تكان مي داد تا تسبيح خيس شود و فرباد مي زد اكله( بُخورش). اما وقتي ديد حريف پيرمرد نمي شود با فحش و خنده هاي شيطاني او را رها كرد و رفت. حاج عباس تا روز آزاديش هميشه باعث روحيه ديگر اسراء در اردوگاه بود.
#فرهنگ_جبهه
#آزادگان
#عباس_روزخوش
#شعار_ایهاالصدام_خائن
http://telegram.me/safeer59
راوی : عبدالصاحب بخردی
"حاج عباس روز خوش" مرد خستگی ناپذیر جبهه و درگردان مایه نشاط و شادی بچه ها بود. بچه ها به او پدر و یا علمدار و گاهی سقا می گفتند رزمندگان گردان 3 عاشورا هیچ وقت یاد شیر مرد و علمدار گردان را با آن حرف هاي : صبح بخیر برادران. صبح به خیر تکاوران. ایها الصدام خائن. هندونه کیلو 2 ریاله را فراموش نمي كنند. همواره عَلمي با نوشته حضرت ابوالفضل (ع ) را در دست داشت و به هنگام درگیری به نيروها آب می رساند و یاد علمدار کربلا را زنده می کرد . بارها مجروح شد اما این جراحات نتوانست مانع از حضور او در جبهه شود.
یک روز قبل از عملیات خیبردرمنطقه ی شط علی بعد از پایان سخنرانی آقای مرتضی قربانی فرمانده لشکر 5 نصر، مشهدی عباس عَلم خود را بلند کرد و فریاد عباس علمدار سر داد و همه به دور او جمع شدند و شور و هیجانی برپا گشت وهمه آماده شدند تا در یک نبرد بزرگ شرکت کنند. آن وقت ها شعار بهبهانی ها فراگیر شد بود: «آغی خمینی : خدا حفظی بِكُ- شیخ علی اکبر- خدا حفظی بِكُ (منظور آیت الله هاشمی بود که در آن عملیات سمت فرماندهی را داشت) آسید علی ما را :خدا حفظی بِکُ- صدام کافر : َا کمر پَرتی بِكُ ( حاج عباس برای امام ، مقام معظم رهبری و آقای هاشمی دعا می کرد و برای صدام نفرین که خداوند او را از کوه به پایین پرت کند) به هر حال آن روز حاج عباس شوری بپا کرد و فردا نیروهای ما وارد نبرد خیبر شدند.
در هنگام عملیات خيبر نیز براي تقويت روحيه بچه ها همين گونه بود. ما با علمدار جبهه در 29/12/62 همگی اسیر شدیم. در ابتدای اسارت و هنگامی که دراتوبوس در حال جابجایی بودیم وقت نماز شد."حاج عباس" در همان حالت روي صندكي اتوبوس در حركت شروع به اذان گفتن كرد ؛ سرباز عراقی متوجه شد و به سراغ او آمد و محکم به سرش کوبید ، اما علمدار اذانش را قطع نکرد «اشهد ان علیا ولی الله...» ، سرباز محکم تر مي زد و با تمسخر جمله هاي اذان را تکراركرد ، علمدار خواند و سرباز زد تا اذان به پایان رسید.
يك روز در اسارت حاج عباس با گِل تسبيح درست كرده بود كه يكي از افسرهاي عراقي متوجه شد و پرسيد اين را براي چي درست كردي؟ حاج عباس گفت: براي ذكر گفتن. افسر عراقي به شدت ناراحت شد تسبیح را از دستش گرفت و به زور دردهان حاج عباس فرو كرد و با دست دهان او را گرفت و فك او را تكان مي داد تا تسبيح خيس شود و فرباد مي زد اكله( بُخورش). اما وقتي ديد حريف پيرمرد نمي شود با فحش و خنده هاي شيطاني او را رها كرد و رفت. حاج عباس تا روز آزاديش هميشه باعث روحيه ديگر اسراء در اردوگاه بود.
#فرهنگ_جبهه
#آزادگان
#عباس_روزخوش
#شعار_ایهاالصدام_خائن
http://telegram.me/safeer59
نماز داود
راوی : سید وحید بلادی
بچه ها خیلی دوست داشتند موقع نماز داود جلو بایستد و به او اقتدا كنند ؛ داود خودش همیشه فراری بود و زیر بار نمی رفت. می گفت: مگر می خواهید نمازتان از یك وجب دست هم بالاتر نرود ؟ اما بچه ها کوتاه نمی آمدند و به داود اصرار می کردند که جلو بایستد داود هم سعی مي كرد موقع نماز هر طور شده گوشه اي تنهايي و پنهان نماز بخواند تا در ديد نباشد.
در پاسگاه آبی هور که بودیم خیالش راحت بود که می تواند ما را دست به سر کند ، مي رفت روی لبه یونولیت ها و در انتهای آن می ایستاد تا کسی نتواند به او اقتدا کند و ما هم سعی می کردیم بعد نماز او را از شرمندگی در بياوريم ؛ براي همين دست و پاهایش را می گرفتیم و او را در آب می انداختیم و كلي مي خنديديم . داود خودش غش مي كرد از خنده .
يكبار بار با چند نفر از بچه ها موقع نماز آهسته به او اقتدا كرديم اما آن قدر ذکرها را آهسته و آرام می خواند و رکوع و سجده هایش طولانی شد که وسط نماز پشيمان شديم ،کلافه شدیم، تا نمازش تمام شد و فهميديم توان اقتدا كردن به او را نداريم.
#فرهنگ_جبهه
#نماز
#هورالعظیم
#داوود_دانایی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
راوی : سید وحید بلادی
بچه ها خیلی دوست داشتند موقع نماز داود جلو بایستد و به او اقتدا كنند ؛ داود خودش همیشه فراری بود و زیر بار نمی رفت. می گفت: مگر می خواهید نمازتان از یك وجب دست هم بالاتر نرود ؟ اما بچه ها کوتاه نمی آمدند و به داود اصرار می کردند که جلو بایستد داود هم سعی مي كرد موقع نماز هر طور شده گوشه اي تنهايي و پنهان نماز بخواند تا در ديد نباشد.
در پاسگاه آبی هور که بودیم خیالش راحت بود که می تواند ما را دست به سر کند ، مي رفت روی لبه یونولیت ها و در انتهای آن می ایستاد تا کسی نتواند به او اقتدا کند و ما هم سعی می کردیم بعد نماز او را از شرمندگی در بياوريم ؛ براي همين دست و پاهایش را می گرفتیم و او را در آب می انداختیم و كلي مي خنديديم . داود خودش غش مي كرد از خنده .
يكبار بار با چند نفر از بچه ها موقع نماز آهسته به او اقتدا كرديم اما آن قدر ذکرها را آهسته و آرام می خواند و رکوع و سجده هایش طولانی شد که وسط نماز پشيمان شديم ،کلافه شدیم، تا نمازش تمام شد و فهميديم توان اقتدا كردن به او را نداريم.
#فرهنگ_جبهه
#نماز
#هورالعظیم
#داوود_دانایی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چه درسی باید از جنگ عراق و قطعنامه 598 آموخت ؟
باید در تصمیمات و امور مهم ابتکار عمل را در دست بگیریم ، از فرصت ها استفاده نموده و با پیوند دیپلماسی و میدان و .... ابتکار عمل را در دست گرفته و منافع ملی و تمامیت ارضی را حفظ نمود.
در صورت انفعالی عمل نمودن و در صورت نداشتن ابتکار عمل شبیه 598 توسط دیگران بر ما تحمیل می شود و حسرت و حیف و دریغای آن بر جای می ماند و وضعیت برنده جای خود را به بازنده می دهد یا در کمترین نگاه دچار آسیب های جدی می شویم.
#قطعنامه_598
#حسرت_پشیمانی
#ابتکار_عمل
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
باید در تصمیمات و امور مهم ابتکار عمل را در دست بگیریم ، از فرصت ها استفاده نموده و با پیوند دیپلماسی و میدان و .... ابتکار عمل را در دست گرفته و منافع ملی و تمامیت ارضی را حفظ نمود.
در صورت انفعالی عمل نمودن و در صورت نداشتن ابتکار عمل شبیه 598 توسط دیگران بر ما تحمیل می شود و حسرت و حیف و دریغای آن بر جای می ماند و وضعیت برنده جای خود را به بازنده می دهد یا در کمترین نگاه دچار آسیب های جدی می شویم.
#قطعنامه_598
#حسرت_پشیمانی
#ابتکار_عمل
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
تیمم به یاد ماندنی در اسارت
راوی : غلام رضا رئیس پور
بعد از اسارت در عمليات خيبر به دليل مجروحيت و شيمیايي در اردوگاه از بقيه جدا و به همراه بقيه مجروحين در محل ديگر ظاهراً براي رسيدگي منتقل شديم كه چندان هم خبري نبود. با توجه به اینکه اکثر اسراي زخمي نمی تواستند وضو بگیرندكمي خاك درلبه پنجره ریخته بودیم براي تیمم. من فقط می توانستم روی انگشتانم دستی بکشم که با توجه به چرک و خون شدید بهداشتی هم نبود.
يك بار رفتم کنار پنجره که تیمم کنم يك سرباز عراقی روبروم ايستاده بود ، گفت : ها اشبیك ؟ شیترید؟ یعنی: چته؟ چی میخوای ؟ گفتم: می خواهم تیمم کنم ، یعنی دست بزنم روی خاک به جای وضو ، گفت : نمی خواهد دلت پاک باشد ، اگه وضو نمی گیری دیگه تیمم نمی خواهد ،گفتم: خداوند تو قرآن فرموده: فلم تجدوا ماء افتيمموا صعيدا طيبا ؛ به عربي گفت: یعنی مي خواهي بگويي بهتر از ما قرآن و احکام اسلام رو بلدین؟ گفتم: نه منظورم این است که... خلاصه نگذاشت حرف رابزنم و کلی فحش بارم کرد و رفت. بچه ها گفتند خدا به خیر بگذرد.
فردا وقت آمار ظهر دیدیم افسر ارشد مسئول اردوگاه و افسراستخباراتی وکلی سرباز ریختند درآسایشگاه و شروع به زدن همه ما کردند ، بعد گفتن بشینید که سروان اردوگاه صحبت دارد . افسر ارشد شروع به صحبت كرد و گفت: شما را خمینی گول زده و یک کلید بهتون داده و گفته این کلید بهشت است و شما را این طوری انداخته به جان ما . شما هم آنقدر ساده هستيد و اين دروغها را باورکرده ايد و همه کارهاي خودتان را درست و اسلامی حساب می کنید. اصلا مجوس و آتش پرست چه ربطي به اسلام. بعد گفت : اون که آموزش قرآن راه انداخته کیه؟ من خواستم بلند شوم که دستي از پشت مرا گرفت و گفت بنشین ، چه بدونه کیه چه ندونه همه را تنبيه مي كنند ، خلاصه كلي فحش نثارمون کرد و گفت اینجا بحث سیاسی ممنووووع ؛ بعد هم با تهديد براي آخرين بار آسايشگاه را ترك كردند.
#فرهنگ_جبهه
#آزادگان
#تیمم
#غلامرضا_رئیس_پور
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
راوی : غلام رضا رئیس پور
بعد از اسارت در عمليات خيبر به دليل مجروحيت و شيمیايي در اردوگاه از بقيه جدا و به همراه بقيه مجروحين در محل ديگر ظاهراً براي رسيدگي منتقل شديم كه چندان هم خبري نبود. با توجه به اینکه اکثر اسراي زخمي نمی تواستند وضو بگیرندكمي خاك درلبه پنجره ریخته بودیم براي تیمم. من فقط می توانستم روی انگشتانم دستی بکشم که با توجه به چرک و خون شدید بهداشتی هم نبود.
يك بار رفتم کنار پنجره که تیمم کنم يك سرباز عراقی روبروم ايستاده بود ، گفت : ها اشبیك ؟ شیترید؟ یعنی: چته؟ چی میخوای ؟ گفتم: می خواهم تیمم کنم ، یعنی دست بزنم روی خاک به جای وضو ، گفت : نمی خواهد دلت پاک باشد ، اگه وضو نمی گیری دیگه تیمم نمی خواهد ،گفتم: خداوند تو قرآن فرموده: فلم تجدوا ماء افتيمموا صعيدا طيبا ؛ به عربي گفت: یعنی مي خواهي بگويي بهتر از ما قرآن و احکام اسلام رو بلدین؟ گفتم: نه منظورم این است که... خلاصه نگذاشت حرف رابزنم و کلی فحش بارم کرد و رفت. بچه ها گفتند خدا به خیر بگذرد.
فردا وقت آمار ظهر دیدیم افسر ارشد مسئول اردوگاه و افسراستخباراتی وکلی سرباز ریختند درآسایشگاه و شروع به زدن همه ما کردند ، بعد گفتن بشینید که سروان اردوگاه صحبت دارد . افسر ارشد شروع به صحبت كرد و گفت: شما را خمینی گول زده و یک کلید بهتون داده و گفته این کلید بهشت است و شما را این طوری انداخته به جان ما . شما هم آنقدر ساده هستيد و اين دروغها را باورکرده ايد و همه کارهاي خودتان را درست و اسلامی حساب می کنید. اصلا مجوس و آتش پرست چه ربطي به اسلام. بعد گفت : اون که آموزش قرآن راه انداخته کیه؟ من خواستم بلند شوم که دستي از پشت مرا گرفت و گفت بنشین ، چه بدونه کیه چه ندونه همه را تنبيه مي كنند ، خلاصه كلي فحش نثارمون کرد و گفت اینجا بحث سیاسی ممنووووع ؛ بعد هم با تهديد براي آخرين بار آسايشگاه را ترك كردند.
#فرهنگ_جبهه
#آزادگان
#تیمم
#غلامرضا_رئیس_پور
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
فرماندهان بی نظیر
راوی : حمیدرضافرح بخش
در عمليات بيت المقدس برادر "احمد وتري" فرمانده "گردان صف" بود ، فرمانده شجاع و مخلصي كه برخورد او با نيروهايش زبانزد همه بود . نيم ساعت قبل از حرکت نيروها من به چادر ايشان برای خداحافظي رفتم . نزديك چادر كه رسيدم صداي گريه جانسوزي شنيده مي شد .گوشه چادر را آرام كنار زدم ديدم برادر وتري در حال نماز و سجده است و با گریه مشغول عبادت است.
خلوتش را بهم نزدم و ساعتي بعد برگشتم اما چشمان قرمز وصورت خيس و آرام عرفاني او كاملا مشهود بود. آنجا به حال خودم تاسف خوردم كه چه گوهرهايي كنارما هستند و ما ساده ازكنار آنها مي گذريم. چند ساعت بعد وقتي خبر شهادت اين فرمانده شجاع را شنيدم راز مناجاتها هميشگي و خلوت تنهايي او درچادر برايم معنا شد.
#فرهنگ_جبهه
#گردان_صف
#خلبان_احمد_وتری
#تیپ_46_فجر
#عملیات_بیت_المقدس
#فرهنگ_جبهه
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
راوی : حمیدرضافرح بخش
در عمليات بيت المقدس برادر "احمد وتري" فرمانده "گردان صف" بود ، فرمانده شجاع و مخلصي كه برخورد او با نيروهايش زبانزد همه بود . نيم ساعت قبل از حرکت نيروها من به چادر ايشان برای خداحافظي رفتم . نزديك چادر كه رسيدم صداي گريه جانسوزي شنيده مي شد .گوشه چادر را آرام كنار زدم ديدم برادر وتري در حال نماز و سجده است و با گریه مشغول عبادت است.
خلوتش را بهم نزدم و ساعتي بعد برگشتم اما چشمان قرمز وصورت خيس و آرام عرفاني او كاملا مشهود بود. آنجا به حال خودم تاسف خوردم كه چه گوهرهايي كنارما هستند و ما ساده ازكنار آنها مي گذريم. چند ساعت بعد وقتي خبر شهادت اين فرمانده شجاع را شنيدم راز مناجاتها هميشگي و خلوت تنهايي او درچادر برايم معنا شد.
#فرهنگ_جبهه
#گردان_صف
#خلبان_احمد_وتری
#تیپ_46_فجر
#عملیات_بیت_المقدس
#فرهنگ_جبهه
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ماموریت پدافندی روی باتلاق های هورالعظیم
با پایان عملیات خیبر در اواسط اسفند 1362 لزوم ایجاد یک خط پدافندی برای حفاظت از جزایر مجنون شمالی و روی آبهای هور و در میان نیزارهای متراکم دیده می شد ، با ابتکار واحد مهندسی رزمی و جهاد سازندگی یونولیت های اسفنجی با روکش نازک فلزی ایجاد شد تا با اتصال آنها پاسگاه های آبی در دریایی از آب ،میان نیزارها ، گرما و شرجی خفه کننده و انواع و اقسام جانوران موذی و گزنده و .... این ماموریت دفاعی به نحو احسن انجام شود . این ویدیو یکی از پاسگاه های آبی مقابل جزیره مجنون شمالی در بهار و تابستان 1363 را نشان می دهد ساختار پاسگاه ، سنگرهای با پوشش حصیر و ..... در این ویدیو دیدنی است.
#پاسگاه_آبی_هورالعظیم
#جزیره_مجنون_شمالی
#پدافندی_عملیات_خیبر
#شهید_رضا_کاووسی
#گردان_سیدالشهدا
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
با پایان عملیات خیبر در اواسط اسفند 1362 لزوم ایجاد یک خط پدافندی برای حفاظت از جزایر مجنون شمالی و روی آبهای هور و در میان نیزارهای متراکم دیده می شد ، با ابتکار واحد مهندسی رزمی و جهاد سازندگی یونولیت های اسفنجی با روکش نازک فلزی ایجاد شد تا با اتصال آنها پاسگاه های آبی در دریایی از آب ،میان نیزارها ، گرما و شرجی خفه کننده و انواع و اقسام جانوران موذی و گزنده و .... این ماموریت دفاعی به نحو احسن انجام شود . این ویدیو یکی از پاسگاه های آبی مقابل جزیره مجنون شمالی در بهار و تابستان 1363 را نشان می دهد ساختار پاسگاه ، سنگرهای با پوشش حصیر و ..... در این ویدیو دیدنی است.
#پاسگاه_آبی_هورالعظیم
#جزیره_مجنون_شمالی
#پدافندی_عملیات_خیبر
#شهید_رضا_کاووسی
#گردان_سیدالشهدا
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پاسگاه آبی شهید حبیب الله دیم
بعد از عملیات بدر در اسفند 1363 پاسگاه های آبی تا حد ممکن به جلو کشیده شد تا کمترین فاصله را با مواضع دشمن داشته باشد ، نزدیک ترین پاسگاه روبروی البیضه عراق بود که به نام سردار شهید حبیب الله دیم فرمانده واحد تخریب تیپ 15 امام حسن مجتبی ع در عملیات بدر نامیده شده بود ، نزدیکی به دشمن و شرایط گذاشتن کمین های شبانه و همچنین مواظبت از بابت غواص ها و نیروهای شناسایی و گشتی دشمن اهمیت خاصی به آن داده بود . شب های پاسگاه بسیار حساس و خطرناک بود اما روزها بعد از خواب قیلوله دیگر بچه سختی شبانه و اذیت و آزار پشه های خرمگس و پشه کوره ، موش های گرزه و دیشلمبو ....... یکجا تسویه حساب می شد و هر کدام ..... ویدیو حاضر بچه های دسته دو به فرماندهی یونس ستونه از گردان امام حسین ع جمعی تیپ 15 امام حسین را نشان می دهد که با آمدن تبلیغات تیپ برادر محمد پوررکنی این گونه پاسگاه را شلوغ نموده و ....
#پاسگاه_آبی_هورالعظیم
#پاسگاه_شهید_حبیب_الله_دیم
#پدافندی_عملیات_بدر
#شهید_یونس_ستونه
#گردان_امام_حسین
#شهید_علیرضا_مدیری
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
بعد از عملیات بدر در اسفند 1363 پاسگاه های آبی تا حد ممکن به جلو کشیده شد تا کمترین فاصله را با مواضع دشمن داشته باشد ، نزدیک ترین پاسگاه روبروی البیضه عراق بود که به نام سردار شهید حبیب الله دیم فرمانده واحد تخریب تیپ 15 امام حسن مجتبی ع در عملیات بدر نامیده شده بود ، نزدیکی به دشمن و شرایط گذاشتن کمین های شبانه و همچنین مواظبت از بابت غواص ها و نیروهای شناسایی و گشتی دشمن اهمیت خاصی به آن داده بود . شب های پاسگاه بسیار حساس و خطرناک بود اما روزها بعد از خواب قیلوله دیگر بچه سختی شبانه و اذیت و آزار پشه های خرمگس و پشه کوره ، موش های گرزه و دیشلمبو ....... یکجا تسویه حساب می شد و هر کدام ..... ویدیو حاضر بچه های دسته دو به فرماندهی یونس ستونه از گردان امام حسین ع جمعی تیپ 15 امام حسین را نشان می دهد که با آمدن تبلیغات تیپ برادر محمد پوررکنی این گونه پاسگاه را شلوغ نموده و ....
#پاسگاه_آبی_هورالعظیم
#پاسگاه_شهید_حبیب_الله_دیم
#پدافندی_عملیات_بدر
#شهید_یونس_ستونه
#گردان_امام_حسین
#شهید_علیرضا_مدیری
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
عراق و غلبه بر تنگنای ژئوپلیتیکی :
کمبود سواحل و تنگناهای ژئوپلیتیکی این کشور در دسترسی به آبهای خلیج فارس سبب تحمیل دو جنگ علیه ایران و کویت در زمان حزب بعث شد ، سواحل عراق دارای عمق کم بوده و در زمان جزر باتلاقی می شود و به همین لحاظ تنها راه ارتباطی عراق بندر بصره و استفاده از اسکله های البکر و الامیه در اعماق خلیج فارس برای انتقال انرژی با خطوط لوله می باشد . بعد از چهار دهه از پایان جنگ عراق علیه ایران ظاهراً دو کشور نتوانسته اند با توافق مجدد بر معاهده 1975 که ترتیبات لایروبی و سایر بندها را مشخص نموده عراق با قراردادی با شرکت ایتالیایی در صدد احداث بزرگترین بندر دریایی در فاو و ارتباط آن با ترکیه از طریق راه آهن می باشد.
پروژه بندر بزرگ فاو که به تازگی وارد فاز اجرایی شده، یکی از مهمترین پروژههای اقتصادی کشور عراق است که بر روابط تجاری این کشور با ایران نیز تأثیر مستقیمی دارد. چرا که فعالیت این بندر با ظرفیت ادعایی 99 میلیون تن در سال، میتواند موجب تضعیف منطقه آزاد اروند و تجارت از این نقطه با عراق شود. همچنین برخی جریانهای رسانهای عراقی تکمیل خط آهن شلمچه-بصره را معارض با اهمیت محوری بندر فاو برای استان بصره میدانند. براستی :
✅ چه اتفاقی افتاده که عراق قید ایران در لایروبی اروندرود را زده و تن به احداث بندری بزرگ در خورعبدالله با عمق کم و هزینه بالا بدهد ؟
✅ چرا عراق حاضر به راه اندازی بندر خرمشهر بصره نیست ؟
✅ آیا عراق چراغ خاموش در حال فاصله گرفتن از ایران می باشد؟؟؟
#ژئوپلیتیک_عراق
#ابرپروژه_فاو
#ژئواکونومی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
کمبود سواحل و تنگناهای ژئوپلیتیکی این کشور در دسترسی به آبهای خلیج فارس سبب تحمیل دو جنگ علیه ایران و کویت در زمان حزب بعث شد ، سواحل عراق دارای عمق کم بوده و در زمان جزر باتلاقی می شود و به همین لحاظ تنها راه ارتباطی عراق بندر بصره و استفاده از اسکله های البکر و الامیه در اعماق خلیج فارس برای انتقال انرژی با خطوط لوله می باشد . بعد از چهار دهه از پایان جنگ عراق علیه ایران ظاهراً دو کشور نتوانسته اند با توافق مجدد بر معاهده 1975 که ترتیبات لایروبی و سایر بندها را مشخص نموده عراق با قراردادی با شرکت ایتالیایی در صدد احداث بزرگترین بندر دریایی در فاو و ارتباط آن با ترکیه از طریق راه آهن می باشد.
پروژه بندر بزرگ فاو که به تازگی وارد فاز اجرایی شده، یکی از مهمترین پروژههای اقتصادی کشور عراق است که بر روابط تجاری این کشور با ایران نیز تأثیر مستقیمی دارد. چرا که فعالیت این بندر با ظرفیت ادعایی 99 میلیون تن در سال، میتواند موجب تضعیف منطقه آزاد اروند و تجارت از این نقطه با عراق شود. همچنین برخی جریانهای رسانهای عراقی تکمیل خط آهن شلمچه-بصره را معارض با اهمیت محوری بندر فاو برای استان بصره میدانند. براستی :
✅ چه اتفاقی افتاده که عراق قید ایران در لایروبی اروندرود را زده و تن به احداث بندری بزرگ در خورعبدالله با عمق کم و هزینه بالا بدهد ؟
✅ چرا عراق حاضر به راه اندازی بندر خرمشهر بصره نیست ؟
✅ آیا عراق چراغ خاموش در حال فاصله گرفتن از ایران می باشد؟؟؟
#ژئوپلیتیک_عراق
#ابرپروژه_فاو
#ژئواکونومی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیوند عاشورای حسینی با دفاع مقدس
حضور بسیجی ها و رزمندگان در دوران دفاع مقدس لحظه به لحظه آن با نهضت حسینی و قیام عاشورا پیام ناگسستنی دارد ، عبور از موانع و استحکامات ایجاد شده با تکنولوژی روز که از دید کارشناسان نظامی غیر ممکن بود با اتکا و پیروی از نهضت عاشورا و اخلاص و ایثار آنها قابل تبیین و تفسیر می باشد . ویدیوی حاضر رزمندگان گردان امام حسین ع جمعی تیپ 15 امام حسن مجتبی ع در آذر ماه 1363 را نشان می دهد که بعد از یک ساعت دویدن به مسافت 12 کیلومتر زمانی که وارد محوطه پلاژ اندیمشک می شوند با سینه زنی و یادآوری عزای خامس آل عبا همراه می باشد.
#پیوند_عاشورا_دفاع_مقدس
#گردان_امام_حسین_تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#ورزش_صبحگاهی
#روحیه
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
حضور بسیجی ها و رزمندگان در دوران دفاع مقدس لحظه به لحظه آن با نهضت حسینی و قیام عاشورا پیام ناگسستنی دارد ، عبور از موانع و استحکامات ایجاد شده با تکنولوژی روز که از دید کارشناسان نظامی غیر ممکن بود با اتکا و پیروی از نهضت عاشورا و اخلاص و ایثار آنها قابل تبیین و تفسیر می باشد . ویدیوی حاضر رزمندگان گردان امام حسین ع جمعی تیپ 15 امام حسن مجتبی ع در آذر ماه 1363 را نشان می دهد که بعد از یک ساعت دویدن به مسافت 12 کیلومتر زمانی که وارد محوطه پلاژ اندیمشک می شوند با سینه زنی و یادآوری عزای خامس آل عبا همراه می باشد.
#پیوند_عاشورا_دفاع_مقدس
#گردان_امام_حسین_تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#ورزش_صبحگاهی
#روحیه
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
ایثارگران واقعئ
◄حمید خوشکام
در عملیات والفجر مقدماتی در هنگام عقبنشینی، داخل شیاری که به سمت کانالها کشیده شده بود یک مجروحی از بچههای گردان انشراح که از ناحیه ساق پا دچار شکستگی شده بود من رو صدا زد و گفت: برادر میشه من را با خود به عقب ببرید؟! هر طور بود او را روی دوشم انداختم و بهصورت خمیده تا آخر شیار آوردم و برای استراحت کوتاه او را زمین گذاشتم، وقتی خواستم دوباره او را به دوش بگیرم قبول نکرد و گفت: از همه طرف در کمین دشمن هستیم و اگر بخواهی من را با خودت ببری هر دوی ما را هدف قرار میدهند هر چه اصرار کردم قبول نکرد تا به عقب منتقلش کنم و همانجا ماند و در ادامه درگیری به شهادت رسید.
در عملیات خیبر اسفند 1362 در شرق دجله هنگام عقبنشینی مجدد همین اتفاق برایم تکرار شد، در آنجا هم هر چه به حمید زحمتکش که مجروح شده بود اصرار کردم که او را به عقب بیاوریم قبول نکرد چرا که میدانست شرایط به گونهایست که حمل مجروح یعنی تلف شدن هم حملکننده و هم مجروح. و این بزرگوار ماند و به شهادت رسید! مثل هزاران عزیز مجروح دیگری که حاضر نشدند به خاطر نجات خودشان جان دیگران را به خطر بیندازند و جان فدا کردند تا همراه و همرزمانشان سلاح بر زمین نگذارد. و ما تا ابد مدیون چنین شهدایی هستیم که تا آخرین قطره خون برای حفاظت از کیان این سرزمین مردانه جنگیدن و جان فدا کردند.
#فرهنگ_جبهه
#ایثار
#فداکاری
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
◄حمید خوشکام
در عملیات والفجر مقدماتی در هنگام عقبنشینی، داخل شیاری که به سمت کانالها کشیده شده بود یک مجروحی از بچههای گردان انشراح که از ناحیه ساق پا دچار شکستگی شده بود من رو صدا زد و گفت: برادر میشه من را با خود به عقب ببرید؟! هر طور بود او را روی دوشم انداختم و بهصورت خمیده تا آخر شیار آوردم و برای استراحت کوتاه او را زمین گذاشتم، وقتی خواستم دوباره او را به دوش بگیرم قبول نکرد و گفت: از همه طرف در کمین دشمن هستیم و اگر بخواهی من را با خودت ببری هر دوی ما را هدف قرار میدهند هر چه اصرار کردم قبول نکرد تا به عقب منتقلش کنم و همانجا ماند و در ادامه درگیری به شهادت رسید.
در عملیات خیبر اسفند 1362 در شرق دجله هنگام عقبنشینی مجدد همین اتفاق برایم تکرار شد، در آنجا هم هر چه به حمید زحمتکش که مجروح شده بود اصرار کردم که او را به عقب بیاوریم قبول نکرد چرا که میدانست شرایط به گونهایست که حمل مجروح یعنی تلف شدن هم حملکننده و هم مجروح. و این بزرگوار ماند و به شهادت رسید! مثل هزاران عزیز مجروح دیگری که حاضر نشدند به خاطر نجات خودشان جان دیگران را به خطر بیندازند و جان فدا کردند تا همراه و همرزمانشان سلاح بر زمین نگذارد. و ما تا ابد مدیون چنین شهدایی هستیم که تا آخرین قطره خون برای حفاظت از کیان این سرزمین مردانه جنگیدن و جان فدا کردند.
#فرهنگ_جبهه
#ایثار
#فداکاری
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فرماندهان در دفاع مقدس
بسیجی و نیروهای اعزامی به جبهه با فرماندهان خود به دلیل این که از جنس خود بوده و با بروز جنگ از میان مردم برای دفع تجاوز همراه شده اند احساس قرابت و نزدیکی ویژه داشته و احترام قلبی و اطاعت بی چون و چرایی را به لحاظ دینی و انقلابی که تایید شده از جانب امام خمینی ره بود داشتند . فرماندهان یگان ها بر قلوب نیروهای تحت امر حکم می راندند و همین امر سبب شد تا مشکل ترین و حتی غیر ممکن ترین ماموریت ها از دید کارشناسان با تکیه بر همین رابطه قلبی و ایثار و اخلاص رزمندگان صورت پذیرد. در ویدیوی ضمیمه سخنرانی حسین کلاه کج (به دلیل علاقه و محبت رزمندگان به وی به آقا حسین معروف شده بود) در تابستان سال 1363 را در پلاژ اندیمشک در بین رزمندگان تیپ 15 امام حسن مجتبی ع را نشان می دهد.
#فرماندهی_در_دفاع_مقدس
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#حسین_کلاه_کج
#آقا_حسین
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
بسیجی و نیروهای اعزامی به جبهه با فرماندهان خود به دلیل این که از جنس خود بوده و با بروز جنگ از میان مردم برای دفع تجاوز همراه شده اند احساس قرابت و نزدیکی ویژه داشته و احترام قلبی و اطاعت بی چون و چرایی را به لحاظ دینی و انقلابی که تایید شده از جانب امام خمینی ره بود داشتند . فرماندهان یگان ها بر قلوب نیروهای تحت امر حکم می راندند و همین امر سبب شد تا مشکل ترین و حتی غیر ممکن ترین ماموریت ها از دید کارشناسان با تکیه بر همین رابطه قلبی و ایثار و اخلاص رزمندگان صورت پذیرد. در ویدیوی ضمیمه سخنرانی حسین کلاه کج (به دلیل علاقه و محبت رزمندگان به وی به آقا حسین معروف شده بود) در تابستان سال 1363 را در پلاژ اندیمشک در بین رزمندگان تیپ 15 امام حسن مجتبی ع را نشان می دهد.
#فرماندهی_در_دفاع_مقدس
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#حسین_کلاه_کج
#آقا_حسین
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ورزش و نرمش صبحگاهی
آمادگی جسمانی از جمله فعالیت ها و اقدامات مستمر فرماندهان و مربیان آموزش رزمندگان و بسیجیان بود تا در عملیات آماده بوده و به قول معروف کم نیاورند.
آذر و دی 1363 اوج آموزش های نظامی و ورزش های سنگین برای عملیات بدر بود . ویدیوی ضمیمه نرمش و ورزش صبحگاهی گردان امام حسین ع را در پلاژ اندیمشک به تصویر کشیده است.
#آمادگی_جسمانی
#گردان_امام_حسین_تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#ورزش_صبحگاهی
#نرمش_ورزش
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
آمادگی جسمانی از جمله فعالیت ها و اقدامات مستمر فرماندهان و مربیان آموزش رزمندگان و بسیجیان بود تا در عملیات آماده بوده و به قول معروف کم نیاورند.
آذر و دی 1363 اوج آموزش های نظامی و ورزش های سنگین برای عملیات بدر بود . ویدیوی ضمیمه نرمش و ورزش صبحگاهی گردان امام حسین ع را در پلاژ اندیمشک به تصویر کشیده است.
#آمادگی_جسمانی
#گردان_امام_حسین_تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#ورزش_صبحگاهی
#نرمش_ورزش
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
اولتیماتوم (اخطار کتبی)
راوی : .عزیز رنجبر
عملیات والفجر مقدماتی تازه به پایان رسیده و نیروها به پدافند منطقه مشغول بودند ، ازآموزش و پرورش چند نفر نامه به دست آمدند بسبج با اين عنوان كه اداره شدیداً به عباس روز خوش نیاز دارد و اگر مراجعت نكند برابر مقررات با ایشان عمل می شود. من حسب وظیفه در اولین سرکشي رفتم به خط پدافندی "۲۲ بهمن" كه بسيار خطرناك بود و با گزندگان سمي و مارهاي شاخ دار معروف شده بود.
نامه را به مشهدي عباس روز خوش دادم نامه را كه خواند گفت لطفا برايم زيرنامه بنویس :
"آقای رئيس من میز پست و صندلی خودم را به شما می بخشم شما هم به هركسي كه دوست داري آن را ببخش و هركاري صلاح مي داني انجام بده ."
هنوز نامه اداره مشهدی عباس روزخوش را به يادگار نزد خودم نگه داشتم.
#فرهنگ_جبهه
#اولتیماتوم
#عباس_روزخوش
#جنگ_در_راس_امور
#گردان_صف
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
راوی : .عزیز رنجبر
عملیات والفجر مقدماتی تازه به پایان رسیده و نیروها به پدافند منطقه مشغول بودند ، ازآموزش و پرورش چند نفر نامه به دست آمدند بسبج با اين عنوان كه اداره شدیداً به عباس روز خوش نیاز دارد و اگر مراجعت نكند برابر مقررات با ایشان عمل می شود. من حسب وظیفه در اولین سرکشي رفتم به خط پدافندی "۲۲ بهمن" كه بسيار خطرناك بود و با گزندگان سمي و مارهاي شاخ دار معروف شده بود.
نامه را به مشهدي عباس روز خوش دادم نامه را كه خواند گفت لطفا برايم زيرنامه بنویس :
"آقای رئيس من میز پست و صندلی خودم را به شما می بخشم شما هم به هركسي كه دوست داري آن را ببخش و هركاري صلاح مي داني انجام بده ."
هنوز نامه اداره مشهدی عباس روزخوش را به يادگار نزد خودم نگه داشتم.
#فرهنگ_جبهه
#اولتیماتوم
#عباس_روزخوش
#جنگ_در_راس_امور
#گردان_صف
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
👍3