سفیر
210 subscribers
775 photos
86 videos
27 files
1.61K links
کانال سفیر تلاشی در جهت تحلیل و بیان درست و واقعی دفاع مقدس با سه رویکرد احساسی، حماسی و عقلایی
تماس با مدیر:
Www.Safeer.blogfa.com
@najaf46
Download Telegram
نماز داود
راوی : سید وحید بلادی
بچه ها خیلی دوست داشتند موقع نماز داود جلو بایستد و به او اقتدا كنند ؛ داود خودش همیشه فراری بود و زیر بار نمی رفت. می گفت: مگر می خواهید نمازتان از یك وجب دست هم بالاتر نرود ؟ اما بچه ها کوتاه نمی آمدند و به داود اصرار می کردند که جلو بایستد داود هم سعی مي كرد موقع نماز هر طور شده گوشه اي تنهايي و پنهان نماز بخواند تا در ديد نباشد.
در پاسگاه آبی هور که بودیم خیالش راحت بود که می تواند ما را دست به سر کند ، مي رفت روی لبه یونولیت ها و در انتهای آن می ایستاد تا کسی نتواند به او اقتدا کند و ما هم سعی می کردیم بعد نماز او را از شرمندگی در بياوريم ؛ براي همين دست و پاهایش را می گرفتیم و او را در آب می انداختیم و كلي مي خنديديم . داود خودش غش مي كرد از خنده .
يكبار بار با چند نفر از بچه ها موقع نماز آهسته به او اقتدا كرديم اما آن قدر ذکرها را آهسته و آرام می خواند و رکوع و سجده هایش طولانی شد که وسط نماز پشيمان شديم ،کلافه شدیم، تا نمازش تمام شد و فهميديم توان اقتدا كردن به او را نداريم.
#فرهنگ_جبهه
#نماز
#هورالعظیم
#داوود_دانایی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چه درسی باید از جنگ عراق و قطعنامه 598 آموخت ؟
باید در تصمیمات و امور مهم ابتکار عمل را در دست بگیریم ، از فرصت ها استفاده نموده و با پیوند دیپلماسی و میدان و .... ابتکار عمل را در دست گرفته و منافع ملی و تمامیت ارضی را حفظ نمود.
در صورت انفعالی عمل نمودن و در صورت نداشتن ابتکار عمل شبیه 598 توسط دیگران بر ما تحمیل می شود و حسرت و حیف و دریغای آن بر جای می ماند و وضعیت برنده جای خود را به بازنده می دهد یا در کمترین نگاه دچار آسیب های جدی می شویم.
#قطعنامه_598
#حسرت_پشیمانی
#ابتکار_عمل
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
تیمم به یاد ماندنی در اسارت
راوی : غلام رضا رئیس پور
بعد از اسارت در عمليات خيبر به دليل مجروحيت و شيمیايي در اردوگاه از بقيه جدا و به همراه بقيه مجروحين در محل ديگر ظاهراً براي رسيدگي منتقل شديم كه چندان هم خبري نبود. با توجه به اینکه اکثر اسراي زخمي نمی تواستند وضو بگیرندكمي خاك درلبه پنجره ریخته بودیم براي تیمم. من فقط می توانستم روی انگشتانم دستی بکشم که با توجه به چرک و خون شدید بهداشتی هم نبود.
يك بار رفتم کنار پنجره که تیمم کنم يك سرباز عراقی روبروم ايستاده بود ، گفت : ها اشبیك ؟ شیترید؟ یعنی: چته؟ چی میخوای ؟ گفتم: می خواهم تیمم کنم ، یعنی دست بزنم روی خاک به جای وضو ، گفت : نمی خواهد دلت پاک باشد ، اگه وضو نمی گیری دیگه تیمم نمی خواهد ،گفتم: خداوند تو قرآن فرموده: فلم تجدوا ماء افتيمموا صعيدا طيبا ؛ به عربي گفت: یعنی مي خواهي بگويي بهتر از ما قرآن و احکام اسلام رو بلدین؟ گفتم: نه منظورم این است که... خلاصه نگذاشت حرف رابزنم و کلی فحش بارم کرد و رفت. بچه ها گفتند خدا به خیر بگذرد.
فردا وقت آمار ظهر دیدیم افسر ارشد مسئول اردوگاه و افسراستخباراتی وکلی سرباز ریختند درآسایشگاه و شروع به زدن همه ما کردند ، بعد گفتن بشینید که سروان اردوگاه صحبت دارد . افسر ارشد شروع به صحبت كرد و گفت: شما را خمینی گول زده و یک کلید بهتون داده و گفته این کلید بهشت است و شما را این طوری انداخته به جان ما . شما هم آنقدر ساده هستيد و اين دروغها را باورکرده ايد و همه کارهاي خودتان را درست و اسلامی حساب می کنید. اصلا مجوس و آتش پرست چه ربطي به اسلام. بعد گفت : اون که آموزش قرآن راه انداخته کیه؟ من خواستم بلند شوم که دستي از پشت مرا گرفت و گفت بنشین ، چه بدونه کیه چه ندونه همه را تنبيه مي كنند ، خلاصه كلي فحش نثارمون کرد و گفت اینجا بحث سیاسی ممنووووع ؛ بعد هم با تهديد براي آخرين بار آسايشگاه را ترك كردند.
#فرهنگ_جبهه
#آزادگان
#تیمم
#غلامرضا_رئیس_پور
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
فرماندهان بی نظیر
راوی : حمیدرضافرح بخش
در عمليات بيت المقدس برادر "احمد وتري" فرمانده "گردان صف" بود ، فرمانده شجاع و مخلصي كه برخورد او با نيروهايش زبانزد همه بود . نيم ساعت قبل از حرکت نيروها من به چادر ايشان برای خداحافظي رفتم . نزديك چادر كه رسيدم صداي گريه جانسوزي شنيده مي شد .گوشه چادر را آرام كنار زدم ديدم برادر وتري در حال نماز و سجده است و با گریه مشغول عبادت است.
خلوتش را بهم نزدم و ساعتي بعد برگشتم اما چشمان قرمز وصورت خيس و آرام عرفاني او كاملا مشهود بود. آنجا به حال خودم تاسف خوردم كه چه گوهرهايي كنارما هستند و ما ساده ازكنار آنها مي گذريم. چند ساعت بعد وقتي خبر شهادت اين فرمانده شجاع را شنيدم راز مناجاتها هميشگي و خلوت تنهايي او درچادر برايم معنا شد.
#فرهنگ_جبهه
#گردان_صف
#خلبان_احمد_وتری
#تیپ_46_فجر
#عملیات_بیت_المقدس
#فرهنگ_جبهه
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ماموریت پدافندی روی باتلاق های هورالعظیم
با پایان عملیات خیبر در اواسط اسفند 1362 لزوم ایجاد یک خط پدافندی برای حفاظت از جزایر مجنون شمالی و روی آبهای هور و در میان نیزارهای متراکم دیده می شد ، با ابتکار واحد مهندسی رزمی و جهاد سازندگی یونولیت های اسفنجی با روکش نازک فلزی ایجاد شد تا با اتصال آنها پاسگاه های آبی در دریایی از آب ،میان نیزارها ، گرما و شرجی خفه کننده و انواع و اقسام جانوران موذی و گزنده و .... این ماموریت دفاعی به نحو احسن انجام شود . این ویدیو یکی از پاسگاه های آبی مقابل جزیره مجنون شمالی در بهار و تابستان 1363 را نشان می دهد ساختار پاسگاه ، سنگرهای با پوشش حصیر و ..... در این ویدیو دیدنی است.
#پاسگاه_آبی_هورالعظیم
#جزیره_مجنون_شمالی
#پدافندی_عملیات_خیبر
#شهید_رضا_کاووسی
#گردان_سیدالشهدا
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پاسگاه آبی شهید حبیب الله دیم
بعد از عملیات بدر در اسفند 1363 پاسگاه های آبی تا حد ممکن به جلو کشیده شد تا کمترین فاصله را با مواضع دشمن داشته باشد ، نزدیک ترین پاسگاه روبروی البیضه عراق بود که به نام سردار شهید حبیب الله دیم فرمانده واحد تخریب تیپ 15 امام حسن مجتبی ع در عملیات بدر نامیده شده بود ، نزدیکی به دشمن و شرایط گذاشتن کمین های شبانه و همچنین مواظبت از بابت غواص ها و نیروهای شناسایی و گشتی دشمن اهمیت خاصی به آن داده بود . شب های پاسگاه بسیار حساس و خطرناک بود اما روزها بعد از خواب قیلوله دیگر بچه سختی شبانه و اذیت و آزار پشه های خرمگس و پشه کوره ، موش های گرزه و دیشلمبو ....... یکجا تسویه حساب می شد و هر کدام ..... ویدیو حاضر بچه های دسته دو به فرماندهی یونس ستونه از گردان امام حسین ع جمعی تیپ 15 امام حسین را نشان می دهد که با آمدن تبلیغات تیپ برادر محمد پوررکنی این گونه پاسگاه را شلوغ نموده و ....
#پاسگاه_آبی_هورالعظیم
#پاسگاه_شهید_حبیب_الله_دیم
#پدافندی_عملیات_بدر
#شهید_یونس_ستونه
#گردان_امام_حسین
#شهید_علیرضا_مدیری
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
عراق و غلبه بر تنگنای ژئوپلیتیکی :
کمبود سواحل و تنگناهای ژئوپلیتیکی این کشور در دسترسی به آبهای خلیج فارس سبب تحمیل دو جنگ علیه ایران و کویت در زمان حزب بعث شد ، سواحل عراق دارای عمق کم بوده و در زمان جزر باتلاقی می شود و به همین لحاظ تنها راه ارتباطی عراق بندر بصره و استفاده از اسکله های البکر و الامیه در اعماق خلیج فارس برای انتقال انرژی با خطوط لوله می باشد . بعد از چهار دهه از پایان جنگ عراق علیه ایران ظاهراً دو کشور نتوانسته اند با توافق مجدد بر معاهده 1975 که ترتیبات لایروبی و سایر بندها را مشخص نموده عراق با قراردادی با شرکت ایتالیایی در صدد احداث بزرگترین بندر دریایی در فاو و ارتباط آن با ترکیه از طریق راه آهن می باشد.
پروژه بندر بزرگ فاو که به تازگی وارد فاز اجرایی شده، یکی از مهم‌ترین پروژه‌های اقتصادی کشور عراق است که بر روابط تجاری این کشور با ایران نیز تأثیر مستقیمی دارد. چرا که فعالیت این بندر با ظرفیت ادعایی 99 میلیون تن در سال، می‌تواند موجب تضعیف منطقه آزاد اروند و تجارت از این نقطه با عراق شود. همچنین برخی جریان‌های رسانه‌ای عراقی تکمیل خط آهن شلمچه-بصره را معارض با اهمیت محوری بندر فاو برای استان بصره می‌دانند. براستی :
✅ چه اتفاقی افتاده که عراق قید ایران در لایروبی اروندرود را زده و تن به احداث بندری بزرگ در خورعبدالله با عمق کم و هزینه بالا بدهد ؟
✅ چرا عراق حاضر به راه اندازی بندر خرمشهر بصره نیست ؟
✅ آیا عراق چراغ خاموش در حال فاصله گرفتن از ایران می باشد؟؟؟

#ژئوپلیتیک_عراق
#ابرپروژه_فاو
#ژئواکونومی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیوند عاشورای حسینی با دفاع مقدس
حضور بسیجی ها و رزمندگان در دوران دفاع مقدس لحظه به لحظه آن با نهضت حسینی و قیام عاشورا پیام ناگسستنی دارد ، عبور از موانع و استحکامات ایجاد شده با تکنولوژی روز که از دید کارشناسان نظامی غیر ممکن بود با اتکا و پیروی از نهضت عاشورا و اخلاص و ایثار آنها قابل تبیین و تفسیر می باشد . ویدیوی حاضر رزمندگان گردان امام حسین ع جمعی تیپ 15 امام حسن مجتبی ع در آذر ماه 1363 را نشان می دهد که بعد از یک ساعت دویدن به مسافت 12 کیلومتر زمانی که وارد محوطه پلاژ اندیمشک می شوند با سینه زنی و یادآوری عزای خامس آل عبا همراه می باشد.
#پیوند_عاشورا_دفاع_مقدس
#گردان_امام_حسین_تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#ورزش_صبحگاهی
#روحیه
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
ایثارگران واقعئ
◄حمید خوشکام
در عملیات والفجر مقدماتی در هنگام عقب‌نشینی، داخل شیاری که به سمت کانال‌ها کشیده شده بود یک مجروحی از بچه‌های گردان انشراح که از ناحیه ساق پا دچار شکستگی شده بود من رو صدا زد و گفت: برادر میشه من را با خود به عقب ببرید؟! هر طور بود او را روی دوشم انداختم و به‌صورت خمیده تا آخر شیار آوردم و برای استراحت کوتاه او را زمین گذاشتم، وقتی خواستم دوباره او را به دوش بگیرم قبول نکرد و گفت: از همه طرف در کمین دشمن هستیم و اگر بخواهی من را با خودت ببری هر دوی ما را هدف قرار می‌دهند هر چه اصرار کردم قبول نکرد تا به عقب منتقلش کنم و همان‌جا ماند و در ادامه درگیری به شهادت رسید.
در عملیات خیبر اسفند 1362 در شرق دجله هنگام عقب‌نشینی مجدد همین اتفاق برایم تکرار شد، در آنجا هم هر چه به حمید زحمتکش که مجروح شده بود اصرار کردم که او را به عقب بیاوریم قبول نکرد چرا که می‌دانست شرایط به گونه‌ایست که حمل مجروح یعنی تلف شدن هم حمل‌کننده و هم مجروح. و این بزرگوار ماند و به شهادت رسید! مثل هزاران عزیز مجروح دیگری که حاضر نشدند به خاطر نجات خودشان جان دیگران را به خطر بیندازند و جان فدا کردند تا همراه و هم‌رزمانشان سلاح بر زمین نگذارد. و ما تا ابد مدیون چنین شهدایی هستیم که تا آخرین قطره خون برای حفاظت از کیان این سرزمین مردانه جنگیدن و جان فدا کردند.

#فرهنگ_جبهه
#ایثار
#فداکاری
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فرماندهان در دفاع مقدس
بسیجی و نیروهای اعزامی به جبهه با فرماندهان خود به دلیل این که از جنس خود بوده و با بروز جنگ از میان مردم برای دفع تجاوز همراه شده اند احساس قرابت و نزدیکی ویژه داشته و احترام قلبی و اطاعت بی چون و چرایی را به لحاظ دینی و انقلابی که تایید شده از جانب امام خمینی ره بود داشتند . فرماندهان یگان ها بر قلوب نیروهای تحت امر حکم می راندند و همین امر سبب شد تا مشکل ترین و حتی غیر ممکن ترین ماموریت ها از دید کارشناسان با تکیه بر همین رابطه قلبی و ایثار و اخلاص رزمندگان صورت پذیرد. در ویدیوی ضمیمه سخنرانی حسین کلاه کج (به دلیل علاقه و محبت رزمندگان به وی به آقا حسین معروف شده بود) در تابستان سال 1363 را در پلاژ اندیمشک در بین رزمندگان تیپ 15 امام حسن مجتبی ع را نشان می دهد.
#فرماندهی_در_دفاع_مقدس
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#حسین_کلاه_کج
#آقا_حسین
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ورزش و نرمش صبحگاهی
آمادگی جسمانی از جمله فعالیت ها و اقدامات مستمر فرماندهان و مربیان آموزش رزمندگان و بسیجیان بود تا در عملیات آماده بوده و به قول معروف کم نیاورند.
آذر و دی 1363 اوج آموزش های نظامی و ورزش های سنگین برای عملیات بدر بود . ویدیوی ضمیمه نرمش و ورزش صبحگاهی گردان امام حسین ع را در پلاژ اندیمشک به تصویر کشیده است.
#آمادگی_جسمانی
#گردان_امام_حسین_تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
#ورزش_صبحگاهی
#نرمش_ورزش
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
اولتیماتوم (اخطار کتبی)
راوی : .عزیز رنجبر
عملیات والفجر مقدماتی تازه به پایان رسیده و نیروها به پدافند منطقه مشغول بودند ، ازآموزش و پرورش چند نفر نامه به دست آمدند بسبج با اين عنوان كه اداره شدیداً به عباس روز خوش نیاز دارد و اگر مراجعت نكند برابر مقررات با ایشان عمل می شود. من حسب وظیفه در اولین سرکشي رفتم به خط پدافندی "۲۲ بهمن" كه بسيار خطرناك بود و با گزندگان سمي و مارهاي شاخ دار معروف شده بود.

نامه را به مشهدي عباس روز خوش دادم نامه را كه خواند گفت لطفا برايم زيرنامه بنویس :
"آقای رئيس من میز پست و صندلی خودم را به شما می بخشم شما هم به هركسي كه دوست داري آن را ببخش و هركاري صلاح مي داني انجام بده ."

هنوز نامه اداره مشهدی عباس روزخوش را به يادگار نزد خودم نگه داشتم.

#فرهنگ_جبهه
#اولتیماتوم
#عباس_روزخوش
#جنگ_در_راس_امور
#گردان_صف
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
👍3
وسواس
◄مجید رضایی زاده
در تابستان 1362 در خط پاسگاه زید با محسن آموزگاران (معروف به سرخُو) و مسعود شفیع پور، بعد از حفر سنگري در سینه خاکریز به خاطر حجم بالاي آتش گاه نماز را با تيمم و نشسته می‌خواندیم. یک شب موقع شام، نان و پنيری که داشتیم روي چفيه اي پهن كردیم تا در کنار هم چند لقمه‌ای بخوریم، من یک لحظه دستم را به دماغم کشیدم، محسن که وسواس و بد دل بود و روی بهداشت فردی حساس بود، به من گفت: باید بروی و دستت را آب بکشی، وگرنه همه شام را پرت می‌کنم بیرون!
آب در سنگر نبود و منبع آب 50 متری با ما فاصله داشت. مجبور شدم به خاطر آتش دشمن بيشتر مسير را سینه‌خیز بروم! وقتی برگشتم تمام لباس و دست و صورتم پر از خاک شده بود. چند متر نرسيده به سنگر آتش دشمن شديدتر شد و به خاطر انفجارهای مکرر و حفاظت از جانم با پوتین به‌صورت جفت پا داخل سنگر و سفره شام پریدم و همه نان پنیر شام به فنا رفت! اما محسن خوشحال بود كه من بهداشت را رعايت كردم، آن شب به محسن و این جریان کلی خنديديم.

#فرهنگ_جبهه
#وسواس
#بهداشت_در_جنگ
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
مرخصی خونین
راوی : نورالله فکور
با"سید حمدالله عزیزی سوق" بسیار مانوس بودم ، در کنار سنگر فرماندهی گردان در منطقه پدافندی شیب نیسان سنگر بسیار کوچک دو نفری را برای گذران ایام بیکاری واستراحت درست کرده بودیم. یکی از روزها لندكروز واحد تعاون به همراهی برادر"محمود پنجه بند" و"سید نورالله سیدی" جهت تحویل نامه های رزمندگان به سنگر فرماندهی آمدند و ماشین را همانجا کنار سنگر پارک کردند.
ضمن تحویل نامه ها گفتند: همسر برادر نجف کشتکاران در بیمارستان بستری است و برای عمل جراحی احتیاج به اجازه همسر دارد و باید با ما به بهبهان بیاید سنگر فرماندهی شلوغ و کوچک بود برای همین ما به سنگر خودمان برگشتیم . فاصله بين سنگر ما تا فرماندهی حدود بیست متر بود. بعد از نیم ساعت صدای انفجار شدیدی به گوش رسید ؛ ظاهرا عراقی ها از روی گرای ماشین لندكروز سنگر فرماندهی را هدف قرار داده بودند . فرماندهی خط داد می زد بیائید بچه ها و زخمي ها را زود تر بردارید الان دوباره خمپاره می زند . سنگر فرماندهی به دلیل تجمع برادران برای دریافت نامه شلوغ بود ، شش نفر زخمی بود و برادر کشتکاران که آماده گرفتن مجوز مرخصی بود با اصابت ترکشی به گردن در آغوش برادر پنجه بند غرق به خون بود و تنها چند دقيقه بعد به دليل خونريزي زياد به شهادت رسید و به جمع دوستان شهيدش پيوست.
#نجف_کشتکاران
#مرخصی_خونین

http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
آغاز ساخت خط لوله گازی تاپی در افغانستان :رقیب صادرات گاز ایران به پاکستان و هند

جنگ
کریدورها:
خط لوله تاپی، گاز ترکمنستان را از طریق افغانستان به پاکستان و هند منتقل می کند. این خط لولهٔ ۱٬۸۱۴ کیلومتری از میدان‌های گازی ترکمنستان آغاز می‌شود و سپس از طریق افغانستان و پاکستان به هند امتداد می‌یابد. نقطهٔ شروع این خط لوله در میدان گاز گالکینیش قرار داد. در افغانستان این خط لوله در کنار بزرگراه قندهار-هرات در غرب افغانستان امتداد یافته و پس از ورود به پاکستان از کویته و مولتان می‌گذرد.


***نخست وزیر طالبان: با اجرای خط لوله تاپی ؛ ایجاد شغل برای 12000 نفر ، تامین برق ۲۴ ساعته و اینترنت ارزان برای مردم خواهیم داشتو درآمد سالانه افغانستان از این پروژه نزدیک به یک میلیارد دلار خواهد بود.

پ.ن.
هر چند کارشناسان هشدار دادند این طرح هنوز به طور کامل تامین مالی نشده و احتمالا تا یک دهه آینده آماده راه اندازی نخواهد بود اما تلاش رهبران طالبان برای اجرای پروژه های عمرانی در راستای تامین منافع ملی افغانستان ستودنی می باشد.
#جنگ_کریدورها
#ژئوپلیتیک_ایران
#خطوط_لوله_انرژی
#خط_لوله_گاز_تاپی
#ترکمنستان_افغانستان_پاکستان_هند


http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
تنبیه با پتو
◄حسین کرم نسب
در مهرماه 1362 با حضور مربیان و تکاوران ارتشی بندر انزلی و تعدادی نيروهاي اصفهان در پلاژ دزفول اولین دوره آبی خاکی را طي مي‌كرديم، شرايط سخت اين دوره باعث می‌شد تا پاسي از شب در کلاس‌های آموزش باشیم و گاه از فرط خستگي حتی براي نماز صبح هم به‌سختی بلند می‌شدیم. یکی از نیروهای كم سن و سال که اهل اصفهان بود و در تبلیغات پلاژ حضور داشت موقع اذان صبح با بلندگو دستي بالاي سر بچه‌ها می‌آمد و با صداي بلند برای اقامه نماز بر پا می‌داد.
ما كه از اين وضعيت خسته شده بوديم تصميم گرفتيم با آب پتو، یک حال اساسی به او بدهیم. صبح روز بعد همین‌که بالاي سر ما رسيد و خواست با بلندگو حرفی بزند، به همراه بچه‌ها يك پتو روي او انداخته و حسابي کتک مفصلی به وی زدیم، خلاصه با داد و بيداد و التماس‌هایی که می‌کرد رهايش كرديم! او شکایت ما را به فرمانده پادگان كرد و او هم جریان را به‌پیش نماز پادگان گفت. ظهر روحانی بین دو نماز بلند شد و با اعتراض گفت: من به کی و کجای دنیا شکایت ببرم که توي جبهه یک نوجواني که از سر اخلاص هر روز صبح زحمت می‌کشد و بچه‌ها را برای نماز بیدار می‌کند، پتو بر سرش می‌اندازند و او را مفصل كتك می‌زنند؟! و ما كلي در دلمان می‌خندیدیم. از فرداي آن روز برای نماز کسی سراغ ما نيامد و ما راحت می‌خوابیدیم.
#دوره_آموزشی_آبی_خاکی
#پلاژ_اندیمشک
#فرهنگ_جبهه
#جشن_پتو
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
پاتک به خودئ
◄امیر حسین‌زاده
سومین روز عملیات خیبر در اسفند سال 1362 بعد از شهادت مسئول مخابرات تیپ، فرماندهي قرارگاه به من مأموریت داد تا خودم را به مقر تیپ در شط‌علي برسانم. به‌محض ورودم به قرارگاه، عبدالعلي بهروزی جانشین تیپ از من خواست برای رفتن به جلو آماده شوم. وسایل موردنیاز را برداشتم و به اتفاق ايشان و برادر قاسم سواریان از بچه‌های واحد مخابرات به همراه یک گروهان از بچه‌های بهبهان به فرماندهی پدر اولادی سوار يك بالگرد شدیم اما پس از طی کردن مسافتي به دلیل ناامن بودن منطقه و مأموریت بالگرد برای بردن زخمي‌ها، خلبان به‌جای جاده خندق همه ما را در جزيره مجنون شمالی پياده كرد و همه ما بلاتکلیف ماندیم.
بهروزی تلاش كرد از لشكر عاشورا كه در آنجا مستقر بود قایقی بگیرد تا لااقل هر شده من را به بهروز غلامی فرمانده تیپ و حبیب‌الله شمایلی معاونت عملیات به شرق دجله ملحق کند اما با تمام پیگیری و تلاش که انجام داد موفق نشد. از طرفی حملات هواپيماهاي دشمن لحظه‌ای قطع نمی‌شد و با هر حمله، دكل كوچك مخابراتي روي زمين می‌افتاد و من مجبور می‌شدم براي ارتباط آن را دوباره نصب و مهار كنيم.
البته بعد از عمليات پدر اولادي به من گفت: وقتی هواپیماها در منطقه می‌آمدند من عمدا دكل مخابراتی را می‌انداختم چون می‌دانستم هواپيما‌هاي دشمن از آن به‌عنوان سيبل (نشانه) استفاده می‌کنند و بچه‌ها را مورد هدف قرار می‌دهند، مسئله‌ای كه اصلا به ذهن من نرسيده بود و اين تشخیص، نشانه تجربه بالای يك فرمانده خلاقي چون پدر اولادي بود.
هوا کم‌کم رو به تاریکی می‌رفت و ما بدون اطلاع از شرایط جزیره، مجبور شديم سنگرهاي تصرف شده دشمن را تميز کرده و به اكراه از باقی‌مانده غذاهاي آنها به‌عنوان شام استفاده كنیم و حتی در پتو‌هاي آنها بخوابيم. بعد از استراحتی کوتاه که پاسی از شب گذشته بود، برادر بهروزی مرا بيدار و تاكيد كرد اول صبح هر طور شده خودم را باید به الصخره و نیروهای عقبه برسانم چرا که به حضور من نیاز فوری داشتند. همان لحظه به همراه مجيد آبرومند براي برگشتن اقدام کردیم اما به هر دری زدیم انتقال من به مشکل برمی‌خورد.
نیروهای هوایی سپاه به‌عنوان رابطین بالگردها هم نتوانستند کمکی به ما کنند. اما هر طور بود خودم را به رابط اصلي بالگرد‌های سپاه رساندم در حین صحبت کردن از من درخواست یک نخ سیگار کرد. فكري به ذهنم رسيد و سريع با تهیه نخ سيگاری سعي كردم با او گرم صحبت شوم، سيگار را برايش روشن کردم و مشغول ذکر خاطرات شهيد احمد وتري به‌عنوان اولين خلبان سپاه شدم. در حین صحبت به هر صورتي كه بود شيوه تماس با بالگرد و نام ایشان و فرکانس بی‌سیم را در از صحبت‌هایش کش رفتم و به خاطر سپردم و پس از خداحافظی به همراه مجيد به سمت سنگرمان برگشته و منتظر ماندم.
ساعتی بعد اولین بالگردي كه در جزیره پیدا شد با بيسيم خودم، روی فرکانس فرستنده رابط سپاه رفتم و هر طور بود با خلبان بالگرد تماس گرفته و خودم را رابط اصلی معرفی کردم و گفتم: فرمانده منطقه گفته زخمی‌های زیادی اینجا هستند و هر طور شده باید فرود بیاید. با تلاش زیاد بالگرد را روي پد محل فرود به زمین نشاندم! رابط اصلي با بی‌سیم با داد و فریاد به خلبان می‌گفت: صدا آشنا نیست و نباید فرود بیاید! اما من كه در کار خودم خبره و پرتجربه بودم ارتباط رابط اصلی را با بالگرد قطع كرده و سريع به سمت خلبان رفتم و خودم را فرمانده معرفی کردم.
خلبان که از همه‌جا بی‌خبر بود گفت: رابط سپاه به من دستور داده برای بردن زخمی‌ها به عقب باید فرود بیایم، از طرفی با پیدا شدن بالگرد چند آمبولانس با مجروحین که در آن بود خود را به بالگرد رساندند.
من سریع وارد بالگرد شدم و جلوی در ایستادم و نقش یک فرمانده را بازی کردم و فرياد می‌زدم: فقط زخمي‌ها بايد سوار شوند! با کمک دیگر نیروها همه زخمی‌ها را سوار کردیم و با اين ترفند توانستم خودم را به منطقه الصخره و به حبیب‌الله شمايلي به‌عنوان فرمانده برسانم و تا پایان عملیات به‌عنوان بی‌سیم‌چی در کنار این بزرگوار بودم و انجام وظیفه کردم.

#عملیات_خیبر
#جزایر_مجنون
#هوانیروز
#بالگرد
#پاتک_به_خودی
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
👍1
فاتحه مصلحتئ
◄حسن برکت
پاییز 1362 با بسیج دانش‌آموزی به اردوی یک روزه‌ای امامزاده عبدالله واقع در روستای چاه بوعلی رفته بودیم، امراله راد، کمال خبازی، علی‌اکبر اعتباری و عبدالرسول فضلی نژاد نقشه کشیدند وقتي محمدحسین رئیسی پور بخواب رفت دور او جمع شوند و به شوخی مثل مزار شهیدی دور او بنشینند و فاتحه بخوانند و از این صحنه یک عکس بگیرند.
وقتی محمدحسین بخواب رفت همان‌طور که نقشه کشیده بودند عمل کردیم و یک عکس یادگاری با هم گرفتیم، آن روز با کلی شوخی اردوی ما به پایان رسید. زمان گذشت و اين چهار بزرگوار در عملیات‌های مختلف به شهادت رسیدند و خاطرات خوب کنار آنها بودن، برای من ماندگار شد.

#فرهنگ_جبهه
#طنز
#واحد_دانش_آموزی_بسیج_بهبهان
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
اولین اعزام
◄نجف زراعت‌پیشه
بعد از اولين اعزامم به جبهه در بهمن‌ماه سال 1362 و گذراندن دوره‌های فشرده آبی خاکی، شنا، پاروزنی، عبور از باتلاق، قایقرانی و حمله به ساحل در منطقه مارد آبادان به‌عنوان بي‌سیمچي در گروهان فلق به فرماندهی داوود دانایی و دسته یکم به فرماندهی حسن نوابی سازماندهی شدم. حضور در کلاس‌های عقیدتی، و دیگر برنامه‌های فرهنگی و گاهی حضور در سطح شهر، و دیدن سریال سربداران در سالن بزرگ مدرسه اوقات ما را در آن مدت پر می‌کرد و برای ما بسیار خاطره‌انگیز بود.
در این زمان با ادامه موشکباران دشمن به مناطق مسكوني شهرهای کشور، ایران هم تصمیم گرفت حملات موشکی متقابلی را به عراق انجام دهد اما چند روز قبل از حمله از طریق رادیو و تلویزیون و دیگر رسانه‌ها به مردم عراق اطلاع می‌داد، البته چهار شهر مذهبی کربلا، نجف، کاظمین و سامرا و مکان‌های مسکونی با موافقت امام از حملات موشکی در امان بودند.
با توجه به نفوذ ستون پنجم دشمن در شهر آبادان و اطلاع از محل استقرار گردان‌ها و واحد‌های نظامی در روز 22 بهمن هنگام صبحگاه ناگهان بارانی از گلوله‌های خمپاره و توپخانه بر شهر آبادان باریدن گرفت.
به دستور پدر اولادی جانشین فرمانده گردان، به‌طور موقت در مدرسه قاضی طباطبائی و در اتاق‌هایی که به دلیل اصابت خمپاره وضعیت مناسبی نداشت پناه گرفتیم. دیدن مردم وحشت‌زده که با این حملات از منازل خود خارج می‌شدند براي ما جاي تعجب بود که چطور مردم با وجود شرايط سخت جنگي و بمباران مداوم، حاضر به ترك خانه و كاشانه خود نشده بودند! حتی نماز جمعه آبادان به امامت زنده‌یاد آیت‌الله جَمی تا آخرین روزهای دفاع مقدس برپا بود و هیچ‌گاه تعطیل نشد. به دلیل تکرار حملات مجدد عراق به آبادان كه هدف آنها ضربه زدن به نیروهای نظامی مستقر در شهر بود، فرماندهان تصمیم گرفتند برای در امان ماندن مردم بی‌گناه همه نیروها را به سایت خیبر (پادگان شهید غلامی) جهت عملیات شرق دجله و دیگر عملیات‌ها منتقل و مستقر کنند.
#اولین_اعزام
#جنگ_شهرها
#مقابله_به_مثل
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
گربه خواب‌ها (کُلو برده)
◄ حسن تقي‌زاده
يك روز قبل از دستور عقب‌نشینی عملیات خیبر در سال 1362 با نيروهاي گردان سیدالشهدا در سمت راست سه‌راهی محور خندق (الحچرده) مستقر بوديم. عراق به دليل تسلطش روي منطقه طلائيه تمام توان خود را روی جاده العماره به بصره مستقر كرده بود و با پيشروي خود قصد انجام عمليات بزرگی داشت. با توجه به حضور لشکر 5 نصر به فرماندهی مرتضی قربانی در منطقه چندین بار به ایشان پیشنهاد داديم که اجازه دهد یا جاده العماره را برای جلوگیری از ورود دشمن مسدود کنیم، يا با انهدام پُل ارتباطی، مسیر را برای عبور دشمن ببندیم حتی پیشنهاد دادیم در صورت عدم توافق با این دو طرح، حداقل با زدن چندین تانك مسير پل را مسدود کرده تا جلوی حركت بقيه تانک‌ها گرفته شود. اما برادر قربانی مخالفت می‌كرد و دلايل خاص خود را داشت و اصرار ما بر اجرایی شدن یکی از این سه‌راه حل بی‌فایده بود. هر کسی هم با ایشان صحبت می‌کرد به هیچ عنوان زیر بار نمی‌رفت و قبول نمی‌کرد. در مراجعه آخر که توسط چند نفر از فرماندهانی که تجربه بیشتری داشتند، قربانی با عصبانیت و با شلیک رگبار زیر پایشان، آنها را مجبور به برگشت کرد!
خلاصه هر طور بود آن شب سرد را به سر برديم، هوا داشت روشن می‌شد که مهدی باعثی مثل مشهدي برون كه تکه کلامش منِ گُني بود با تكه كلام همیشه، ما را از خواب بیدار کرد و گفت: گلو برده‌ها (گربه خواب‌ها) بيدار شويد ببينيد چقدر تانك در منطقه مستقر شده؟! من بالاي خاكريز رفتيم حدود يكصد تانك به‌صورت پيكاني آرایش عملیاتی گرفته بودند و آماده پیشروی به‌سوی سیل بندي بودند كه همه ما پشت آن مستقر بوديم!
موقعيت منطقه به‌گونه‌ای بود كه تا كيلومترها پشت سر ما فقط آب بود و به‌راحتی نمی‌شد عقب‌نشینی کرد. دشمن با بررسی دقیق منطقه قصد داشت با آتش پشتیبانی و حمایت ادوات زرهی ضربه نهايي را به ما وارد کند و هر طور شده مناطق تصرف شده را از دست ما خارج کند.
اما با رشادت‌های عزيزاني مثل منصور ملک پور، ناصر باعثی، جمال شریعت جعفری، ناصر ارجمند پور و دیگر نیروها، عراقی‌ها با آن‌همه تجهیزات به عقب رانده شدند. هنگامی‌که دستور عقب‌نشینی نیروها به جاده خندق صادر شد علی‌رغم محاصره کامل و تسلط دشمن بر سه‌راهی العزیر-البیضه با شجاعت و دلیری نیروهای گروهان علی‌اکبر به فرماندهی اسدالله سگوند، سه‌راهی خندق آزاد شده و به هر سختي كه بود توانستیم مسيري براي برگشت نيروها باز کنیم و دشمن باز هم در اهداف خود ناكام ماند.

#عملیات_خیبر
#شرق_دجله
#نبرد_شجاعان
#الصخره_البیضه_العزیر_جاده_خندق
#تیپ_15_امام_حسن_مجتبی
http://telegram.me/safeer59
http://www.safeer.blogfa.com/
👍1👎1