مجاهدان شنبه
سال های جنگ دوران نوجوانی و شور و احساس که با همزمانی با پدیده ای به نام انقلاب بر ضد ساختارهای قبلی و ظهور رهبری کاریزماتیک باعث شد که اکثریت نسل ما بدون توجه به ساختارهای نهادینه شده به سمت آرمان ها به پیش برویم و در این راستا از نثار مال،سلامتی و حتی جان خویش دریغ نکنند و هر کس در این مسیر فداکاری بیشتر می نمود رضایت قلبی و درونی صرف نظر از نظرات بیرونی داشت
در این شرایط احساسات بیشتر بر عقل و درایت حاکم است چون ذات انقلاب و در هم شکستن ساختارهای قبلی این را می طلبد و در جنگ ما حتی ملاحظات نیروهای ارتش را که مبتنی بر آموزش های سیستماتیک بود بر نمی تابیدیم .
تعدادی از هم نسلان من جان خود را نثار میهن نمودند و به آرزوی خود رسیدند
تعدادی به اسارت در آمده و بخشی نیز زخمی و قطع عضو و ..... در نهایت جنگ تمام شد
اما بحث درگیر بودن بچه هایی که چندین سال دور از مدرسه و یا یادگیری یک مهارت در پیدا نمودن شغل باعث شد تا بعد از جنگ ما شاهد دو یا چند دستگی در بین آنها باشیم که برخی از زویه بیرونی قضاوت های ناصحیحی می کنند .امیدوارم که این کشور هیچگاه دچار جنگ و درگیری نشود چرا که جنگ تنها سرمایه های مادی و انسانی کشور را می بلعد و خروجی به عنوان منفعت و سود ندارد ؛ چرایی گفتن از جنگ نیز برای این است که می خواهیم مجددا دچار جنگ نشویم ......
متاسفانه روند تاریخ ایران مملو از میدان داری مجاهدان شنبه می باشد که بر سر سفره آماده ای که آماده و بدون زحمت روی آن نشسته اند و امان از فراموشی درد جراحت جانبازان ، چشم انتظاری پدر و مادران شهدا و مفقودان که بسیاری دق مرگ شدند و اسرایی که از درد آنها کمتر کسی علی رغم تبلیغات و شوی تلویزیونی می داند
بنا به گفته زنده یاد محمدتقی شریعتی تاریخ تکرار مکررات است یعنی ما این چرخه و دور باطل را تکرار می کنیم و با چراها و تعجب های آیندگان و نسل جوان جوابی درخور نداریم
شاید مهمترین سوال پیش روی ما این است : چرا علی رغم برخورداری از منابع ، موقعیت استراتژیک ، شاهراه و مسیر امن و سهل برای ایجاد کریدورهای اقتصادی ، و ..... در جا می زنیم ؟؟
امیدوارم خاتمه دادن به این بن بست توسعه و رفاه را به چشمان خود ببینیم امثال من نوعی در دوره خود به جنگ رفتیم تا تمامیت ارضی ایران حفظ شود و هیچ منتی هم بر سر احدی نداریم ...... اما الان زمانی می بینیم که پیدا و پنهان آینده ایران در حال تباه شدن است احساس می کنیم که هدف های بزرگ بچه های جنگ کمرنگ شده و تنها می گوییم ای کاش ما هم همسفر دوستانمان می شدیم.....
غالب بچه های جنگ در سنین 15 تا 23 سال بودند و نوجوان و جوان ، عده ای هم دانشجو و شاغلین و بخش دیگری از ارتش که محل بحث نیست. به دلیل سن کم و قرار گرفتن در فضای احساسی و دفاع از میهن بسیاری نتوانستند بعد از جنگ به دلایل شرایط دوران سازندگی , عقب ماندن از تحصیل ، روبرو شدن با جراحت های جسمی و روحی و مهم تر از همه بی اعتنایی مسئولین نسبت به رزمندگان (تنها کار آنها سهمیه رزمندگان بود که ضد خود عملی نمود و رزمندگان را مقابل مردم درآورد) و نحوه پایان جنگ نتوانستند آین قضایا را هضم نموده و یا بی تفاوت به گذشته خویش شده و یا بعضا ضد گذشته.
برخی به دانشگاه رفته و ضمن کسب آگاهی ها به تجزیه و تحلیل آن دوران پرداختند و منطقی با چالش ها و فرصت های آن برخورد نمودند اما متاسفانه کسی در اندیشه پاسخگویی به انبوه سوالات و ابهامات موجود در ذهن آنها نبود و این قشر غالبآ در مقابل روایت های اغراق آمیز و غلو مانند گارد می گرفتند .برخی هم به دلایل وابستگی به نهادهای حکومتی مطیع بی چون و چرا شدند.
اما واقعه دفاع مقدس صرفنظر از بی مهری ها علی رغم تبلیغات پرتمطراق یک نقطه روشد در تاریخ دویست ساله اخیر است که بدون وابستگی به قدرت ها و در عین حال حمایت جهانی از دشمن ما توانستیم با جوانان غالبا بی تجربه از حیث نظامی جلوی چندمین قدرت زرهی مکانیزه را گرفته و مانع تجزیه ایران (عربستان : خوزستان را عربستان می گفتند) و از بین رفتن تمامیت ارضی شوند و همین هم کافی می باشد
#مجاهدان_شنبه
#آسیب_شناسی_جنگ
#چرایی_گفتن_از_جنگ
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
سال های جنگ دوران نوجوانی و شور و احساس که با همزمانی با پدیده ای به نام انقلاب بر ضد ساختارهای قبلی و ظهور رهبری کاریزماتیک باعث شد که اکثریت نسل ما بدون توجه به ساختارهای نهادینه شده به سمت آرمان ها به پیش برویم و در این راستا از نثار مال،سلامتی و حتی جان خویش دریغ نکنند و هر کس در این مسیر فداکاری بیشتر می نمود رضایت قلبی و درونی صرف نظر از نظرات بیرونی داشت
در این شرایط احساسات بیشتر بر عقل و درایت حاکم است چون ذات انقلاب و در هم شکستن ساختارهای قبلی این را می طلبد و در جنگ ما حتی ملاحظات نیروهای ارتش را که مبتنی بر آموزش های سیستماتیک بود بر نمی تابیدیم .
تعدادی از هم نسلان من جان خود را نثار میهن نمودند و به آرزوی خود رسیدند
تعدادی به اسارت در آمده و بخشی نیز زخمی و قطع عضو و ..... در نهایت جنگ تمام شد
اما بحث درگیر بودن بچه هایی که چندین سال دور از مدرسه و یا یادگیری یک مهارت در پیدا نمودن شغل باعث شد تا بعد از جنگ ما شاهد دو یا چند دستگی در بین آنها باشیم که برخی از زویه بیرونی قضاوت های ناصحیحی می کنند .امیدوارم که این کشور هیچگاه دچار جنگ و درگیری نشود چرا که جنگ تنها سرمایه های مادی و انسانی کشور را می بلعد و خروجی به عنوان منفعت و سود ندارد ؛ چرایی گفتن از جنگ نیز برای این است که می خواهیم مجددا دچار جنگ نشویم ......
متاسفانه روند تاریخ ایران مملو از میدان داری مجاهدان شنبه می باشد که بر سر سفره آماده ای که آماده و بدون زحمت روی آن نشسته اند و امان از فراموشی درد جراحت جانبازان ، چشم انتظاری پدر و مادران شهدا و مفقودان که بسیاری دق مرگ شدند و اسرایی که از درد آنها کمتر کسی علی رغم تبلیغات و شوی تلویزیونی می داند
بنا به گفته زنده یاد محمدتقی شریعتی تاریخ تکرار مکررات است یعنی ما این چرخه و دور باطل را تکرار می کنیم و با چراها و تعجب های آیندگان و نسل جوان جوابی درخور نداریم
شاید مهمترین سوال پیش روی ما این است : چرا علی رغم برخورداری از منابع ، موقعیت استراتژیک ، شاهراه و مسیر امن و سهل برای ایجاد کریدورهای اقتصادی ، و ..... در جا می زنیم ؟؟
امیدوارم خاتمه دادن به این بن بست توسعه و رفاه را به چشمان خود ببینیم امثال من نوعی در دوره خود به جنگ رفتیم تا تمامیت ارضی ایران حفظ شود و هیچ منتی هم بر سر احدی نداریم ...... اما الان زمانی می بینیم که پیدا و پنهان آینده ایران در حال تباه شدن است احساس می کنیم که هدف های بزرگ بچه های جنگ کمرنگ شده و تنها می گوییم ای کاش ما هم همسفر دوستانمان می شدیم.....
غالب بچه های جنگ در سنین 15 تا 23 سال بودند و نوجوان و جوان ، عده ای هم دانشجو و شاغلین و بخش دیگری از ارتش که محل بحث نیست. به دلیل سن کم و قرار گرفتن در فضای احساسی و دفاع از میهن بسیاری نتوانستند بعد از جنگ به دلایل شرایط دوران سازندگی , عقب ماندن از تحصیل ، روبرو شدن با جراحت های جسمی و روحی و مهم تر از همه بی اعتنایی مسئولین نسبت به رزمندگان (تنها کار آنها سهمیه رزمندگان بود که ضد خود عملی نمود و رزمندگان را مقابل مردم درآورد) و نحوه پایان جنگ نتوانستند آین قضایا را هضم نموده و یا بی تفاوت به گذشته خویش شده و یا بعضا ضد گذشته.
برخی به دانشگاه رفته و ضمن کسب آگاهی ها به تجزیه و تحلیل آن دوران پرداختند و منطقی با چالش ها و فرصت های آن برخورد نمودند اما متاسفانه کسی در اندیشه پاسخگویی به انبوه سوالات و ابهامات موجود در ذهن آنها نبود و این قشر غالبآ در مقابل روایت های اغراق آمیز و غلو مانند گارد می گرفتند .برخی هم به دلایل وابستگی به نهادهای حکومتی مطیع بی چون و چرا شدند.
اما واقعه دفاع مقدس صرفنظر از بی مهری ها علی رغم تبلیغات پرتمطراق یک نقطه روشد در تاریخ دویست ساله اخیر است که بدون وابستگی به قدرت ها و در عین حال حمایت جهانی از دشمن ما توانستیم با جوانان غالبا بی تجربه از حیث نظامی جلوی چندمین قدرت زرهی مکانیزه را گرفته و مانع تجزیه ایران (عربستان : خوزستان را عربستان می گفتند) و از بین رفتن تمامیت ارضی شوند و همین هم کافی می باشد
#مجاهدان_شنبه
#آسیب_شناسی_جنگ
#چرایی_گفتن_از_جنگ
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
👍1👎1
نمره چند
راوی : مسعود روغنی
ماه رمضان بود ...
محور پدافندی سوسنگرد دعای جوشن کبیر بود.....
صد واحد الغوث الغوث داشت و طولانی.....
منصور بهبهانی(هولو) گفت: من حوصله خواندن دعا را ندارم .....
رفت بیرون و مشغول قدم زدن توام با کشیدن سیگار و انداختن تسبیح شد .......
من نزدیک در سنگر نشسته بودم ....
در میانه دعا آمد و از من پرسید: مسعود، نمره چند رفته؟
نتوانستم خودم را نگهدارم و زدم زیر خنده.
اوضاع بی ریخت شد و......
ابراهیم نیکپور که فرمانده گروهان ما بود برای تنبیه ما را سینه خیز برد .......
#ماه_رمضان
#منصور_بهبهانی
#مسعود_روغنی
#ابراهیم_نیکپور
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
راوی : مسعود روغنی
ماه رمضان بود ...
محور پدافندی سوسنگرد دعای جوشن کبیر بود.....
صد واحد الغوث الغوث داشت و طولانی.....
منصور بهبهانی(هولو) گفت: من حوصله خواندن دعا را ندارم .....
رفت بیرون و مشغول قدم زدن توام با کشیدن سیگار و انداختن تسبیح شد .......
من نزدیک در سنگر نشسته بودم ....
در میانه دعا آمد و از من پرسید: مسعود، نمره چند رفته؟
نتوانستم خودم را نگهدارم و زدم زیر خنده.
اوضاع بی ریخت شد و......
ابراهیم نیکپور که فرمانده گروهان ما بود برای تنبیه ما را سینه خیز برد .......
#ماه_رمضان
#منصور_بهبهانی
#مسعود_روغنی
#ابراهیم_نیکپور
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
👍1
سلام بر آنهایی که از نفس افتادند تا ما از نفس نیافتیم......
قامت راست کردند تا ما قامت خم نکنیم......
به خاک افتادند تا ما به خاک نیافتیم ...
سلام بر آنهایی که رفتند تا بمانند و نماندند تا بمیرند...
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
از مارون تا مجنون : نقش مردم بهبهان در جنگ ایران و عراق (5)
تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بهبهان
یکی از نهادهای نظامی جدیدی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای صیانت از دستآوردهای آن در سراسر ایران و از جمله در بهبهان تاسیس شد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود. در تابستان ۱۳۵۸ دو نفر به نامهای «مهدی مداح» و «عبدالله مسگر» از تهران به منظور تشکیل سپاه پاسداران شاخهی بهبهان به این شهر آمدند. در آن زمان نیروهای انقلابی بهصورت افتخاری در قالب کمیتههای انقلاب اسلامی که به اختصار «کمیته» خوانده میشد در منزل مصادرهای «معینزاده» به رتق و فتق امور امنیت شهری میپرداختند.
در ابتدا مقر سپاه بهبهان در ساختمان گردشگری (جلب سیاحان سابق) و بسیج کنونی بود اما با آغاز جنگ و افزایش نیروها، نیاز به فضایی گستردهتر احساس شد. به همین منظور دانشسرای تربیت معلم بهبهان در تملک سپاه درآمد. بعدها در اوایل سال 1360 و پیش از عملیات والفجر مقدماتی با تعیین یک مکان و ساخت آن، مقر اصلی سپاه به ابتدای جادهی بهبهان-اهواز در حاشیهی شهر منتقل شد. در حقیقت پنجم آبان 1358 را میتوان سالروز تشکیل سپاه بهبهان تلقی کرد. در آن زمان نخستین کسانی که به عضویت سپاه بهبهان درآمدند عبارت بودند از: ابوالقاسم دهقان، ابراهیم طهماسبی، ابراهیم خوشخواهش، فرجالله خندانی، شهید همراهی، محمد راهی، شکرالله زینتی، شکور صالحی، سیدرحیم صبایی، محمود پنجهبند، مصطفی دهدار، یوسف متانت، قدم خیر، ابولی، محمدشفیع راود، اقبال مکاری، فریدون آیرم، حمدالله راد، ابراهیم دبیری، احمد باعثی، خیرالله آزادمنش، حمدالله نیکزاد، تقینژاد و عبدالرسول دینپناه.
جهت تهیهی اقلام تدارکاتی و تجهیزات تشکیل سپاه، عدهای به اهواز اعزام شدند و اسلحه، مهمات، لباس و وسایل لجستیکی را تحویل گرفتند. در هنگام تشکیل سپاه پاسداران بهبهان مسئول هستهی گزینش، صدرالله فنی بود که در محل دادسرای بهبهان در ساختمان فرمانداری قدیم مستقر بود و کارهای گزینش افراد متقاضی و مصاحبه با آنان را انجام میداد.
#از_مارون_تا_مجنون
#نقش_بهبهان_در_دفاع_مقدس
#نجف_زراعت_پیشه
#مسعود_سرحدی
#تشکیل_سپاه_پاسداران_بهبهان
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بهبهان
یکی از نهادهای نظامی جدیدی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای صیانت از دستآوردهای آن در سراسر ایران و از جمله در بهبهان تاسیس شد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود. در تابستان ۱۳۵۸ دو نفر به نامهای «مهدی مداح» و «عبدالله مسگر» از تهران به منظور تشکیل سپاه پاسداران شاخهی بهبهان به این شهر آمدند. در آن زمان نیروهای انقلابی بهصورت افتخاری در قالب کمیتههای انقلاب اسلامی که به اختصار «کمیته» خوانده میشد در منزل مصادرهای «معینزاده» به رتق و فتق امور امنیت شهری میپرداختند.
مهدی مداح در اولین اقدام برای یارگیری به سراغ کمیته رفت و از میان نیروهای آن، افرادی که صلاحیت داشتند را برگزید و آنان را به دورهی آموزش عمومی فرستاد تا هستهی اولیهی سپاه پاسداران بهبهان را شکل دهد. بنابراین مهدی مداح اولین فرماندهی سپاه پاسداران در بهبهان محسوب میشود. فرماندهان سپاه پاسداران بهبهان از زمان تشکیل تا پایان جنگ عبارت بودند از: مهدی مداح، ابوالقاسم دهقان، غلامحسین مرشد، ابراهیم شهیدزاده، سیدمحمد مدرسموسوی، غلامعباس مکوند، شکرالله نخعی، ابوالقاسم دهقان و کمال صادقی.
در ابتدا مقر سپاه بهبهان در ساختمان گردشگری (جلب سیاحان سابق) و بسیج کنونی بود اما با آغاز جنگ و افزایش نیروها، نیاز به فضایی گستردهتر احساس شد. به همین منظور دانشسرای تربیت معلم بهبهان در تملک سپاه درآمد. بعدها در اوایل سال 1360 و پیش از عملیات والفجر مقدماتی با تعیین یک مکان و ساخت آن، مقر اصلی سپاه به ابتدای جادهی بهبهان-اهواز در حاشیهی شهر منتقل شد. در حقیقت پنجم آبان 1358 را میتوان سالروز تشکیل سپاه بهبهان تلقی کرد. در آن زمان نخستین کسانی که به عضویت سپاه بهبهان درآمدند عبارت بودند از: ابوالقاسم دهقان، ابراهیم طهماسبی، ابراهیم خوشخواهش، فرجالله خندانی، شهید همراهی، محمد راهی، شکرالله زینتی، شکور صالحی، سیدرحیم صبایی، محمود پنجهبند، مصطفی دهدار، یوسف متانت، قدم خیر، ابولی، محمدشفیع راود، اقبال مکاری، فریدون آیرم، حمدالله راد، ابراهیم دبیری، احمد باعثی، خیرالله آزادمنش، حمدالله نیکزاد، تقینژاد و عبدالرسول دینپناه.
بنابر شواهد، نمودار مدیریتی سپاه بهبهان در ابتدای تشکیل آن در آبان 1358 به این قرار بود: مهدی مداح فرمانده، ابوالقاسم دهقان مسئول واحد عملیات، شیخجعفر مجتهدی مسئول واحد تدارکات و رجب پورخندان واحد تحقیقات و اطلاعات را به عهده داشتند. مهدی مداح پس از چند ماه با توجه به موانع پیش رو، بهبهان را ترک کرد و غلامحسین مرشد برای مدت کوتاهی بهعنوان جایگزین او به فرماندهی سپاه بهبهان منصوب گردید. در زمان تصدی او بسیج سپاه پاسداران بهبهان راهاندازی شد.
جهت تهیهی اقلام تدارکاتی و تجهیزات تشکیل سپاه، عدهای به اهواز اعزام شدند و اسلحه، مهمات، لباس و وسایل لجستیکی را تحویل گرفتند. در هنگام تشکیل سپاه پاسداران بهبهان مسئول هستهی گزینش، صدرالله فنی بود که در محل دادسرای بهبهان در ساختمان فرمانداری قدیم مستقر بود و کارهای گزینش افراد متقاضی و مصاحبه با آنان را انجام میداد.
#از_مارون_تا_مجنون
#نقش_بهبهان_در_دفاع_مقدس
#نجف_زراعت_پیشه
#مسعود_سرحدی
#تشکیل_سپاه_پاسداران_بهبهان
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
Telegram
سفیر
کانال سفیر تلاشی در جهت تحلیل و بیان درست و واقعی دفاع مقدس با سه رویکرد احساسی، حماسی و عقلایی
تماس با مدیر:
Www.Safeer.blogfa.com
@najaf46
تماس با مدیر:
Www.Safeer.blogfa.com
@najaf46
👍1
از مارون تا مجنون : نقش مردم بهبهان در جنگ ایران و عراق (5)
تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بهبهان
#از_مارون_تا_مجنون
#نقش_بهبهان_در_دفاع_مقدس
#نجف_زراعت_پیشه
#مسعود_سرحدی
#تشکیل_سپاه_پاسداران_بهبهان
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بهبهان
#از_مارون_تا_مجنون
#نقش_بهبهان_در_دفاع_مقدس
#نجف_زراعت_پیشه
#مسعود_سرحدی
#تشکیل_سپاه_پاسداران_بهبهان
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
👍1
از مارون تا مجنون : نقش مردم بهبهان در جنگ ایران و عراق (5)
تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بهبهان
#از_مارون_تا_مجنون
#نقش_بهبهان_در_دفاع_مقدس
#نجف_زراعت_پیشه
#مسعود_سرحدی
#تشکیل_سپاه_پاسداران_بهبهان
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بهبهان
#از_مارون_تا_مجنون
#نقش_بهبهان_در_دفاع_مقدس
#نجف_زراعت_پیشه
#مسعود_سرحدی
#تشکیل_سپاه_پاسداران_بهبهان
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
👍1
تعیین قیمت با سوت
یوسف متانت
اولین زمستانی بود که سپاه پاسداران در بهبهان آغاز بکار کرد ....
یکی از برادران پاسدار ،میره مغازه مرحوم سید محمد برای خرید چتر......
یکی از چترها را نگاه میکنه و از سید محمد قیمتش را می پرسه.
سید محمد میگه : ۱۵ تومان.
پاسدار به نشانه قیمت بالای چتر ، یه سوت بلند با دهنش میزنه.
یکی دیگه را ور میداره و میگه :
ایی یکی چنده؟
سید محمد میگه : دوسوت (شوت) یعنی ۳۰ تومان.......
#گرانی
#سید_محمد_سید
#سوت
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
یوسف متانت
اولین زمستانی بود که سپاه پاسداران در بهبهان آغاز بکار کرد ....
یکی از برادران پاسدار ،میره مغازه مرحوم سید محمد برای خرید چتر......
یکی از چترها را نگاه میکنه و از سید محمد قیمتش را می پرسه.
سید محمد میگه : ۱۵ تومان.
پاسدار به نشانه قیمت بالای چتر ، یه سوت بلند با دهنش میزنه.
یکی دیگه را ور میداره و میگه :
ایی یکی چنده؟
سید محمد میگه : دوسوت (شوت) یعنی ۳۰ تومان.......
#گرانی
#سید_محمد_سید
#سوت
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
Telegram
سفیر
کانال سفیر تلاشی در جهت تحلیل و بیان درست و واقعی دفاع مقدس با سه رویکرد احساسی، حماسی و عقلایی
تماس با مدیر:
Www.Safeer.blogfa.com
@najaf46
تماس با مدیر:
Www.Safeer.blogfa.com
@najaf46
👍1
کفش کتانی
راوی : فتح اله آبروشن
مدتی کمک تدارکات تیپ نمودم .....
به خاطر قدردانی مسئول تدارکات تیپ حاج احمد باعثی یه کفش قشنگ کبریت مخملی بهم داده بود...
خوشحال و بودم و ......
اومدم حسینیه پلاژ (پادگان شهید عبدالعلی بهروزی) نمازبخونم.....
قصد داشتم تا بعد از نماز با قایق برم اونطرف اب رود دز و بعد با ماشین برم سمت دزفول...
وارد حسینیه شدم و طاقچه سمت چپ کفش روگذاشتم...
تا رکعت دوم نماز عصر بودش .....
همش تو نماز خصوصاً رکوع نگاهش میکردم ..
دل تو دلم نبود کفش نو بود و در چشم .....
همینکه سلام نماز را دادم نگاهم روی طاقچه خشک شد....
دیدم نیستش...
جام کرده بودم .....
چه باید می کردم ......
سریع به سمت صفوف ابتدایی نماز جماعت رفتم ......
بلندگو مکبر را گرفتم و گفتم : ببخشیدکدوم یک از برادران اشتباهی کفشم را دزدیده...😅😅
حسینیه ترکید .... و نگاه خشمگین و عصبانی حاج احمد .......
فرار را بر قرار ترجیح دادم..........
#کفش_کتانی
#فتح_الله_آبروشن
#احمد_باعثی
#پلاژ_اندیمشک
#طنز_جبهه
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
راوی : فتح اله آبروشن
مدتی کمک تدارکات تیپ نمودم .....
به خاطر قدردانی مسئول تدارکات تیپ حاج احمد باعثی یه کفش قشنگ کبریت مخملی بهم داده بود...
خوشحال و بودم و ......
اومدم حسینیه پلاژ (پادگان شهید عبدالعلی بهروزی) نمازبخونم.....
قصد داشتم تا بعد از نماز با قایق برم اونطرف اب رود دز و بعد با ماشین برم سمت دزفول...
وارد حسینیه شدم و طاقچه سمت چپ کفش روگذاشتم...
تا رکعت دوم نماز عصر بودش .....
همش تو نماز خصوصاً رکوع نگاهش میکردم ..
دل تو دلم نبود کفش نو بود و در چشم .....
همینکه سلام نماز را دادم نگاهم روی طاقچه خشک شد....
دیدم نیستش...
جام کرده بودم .....
چه باید می کردم ......
سریع به سمت صفوف ابتدایی نماز جماعت رفتم ......
بلندگو مکبر را گرفتم و گفتم : ببخشیدکدوم یک از برادران اشتباهی کفشم را دزدیده...😅😅
حسینیه ترکید .... و نگاه خشمگین و عصبانی حاج احمد .......
فرار را بر قرار ترجیح دادم..........
#کفش_کتانی
#فتح_الله_آبروشن
#احمد_باعثی
#پلاژ_اندیمشک
#طنز_جبهه
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
از مارون تا مجنون : نقش مردم بهبهان در جنگ ایران و عراق (6) آموزش نیروهای جذب شده در سپاه
برای آموزش عمومی نیروهای جذب شده در سپاه پاسداران بهبهان، اولین گروه در اوایل مهر 1358 به پادگان کرخه در دزفول اعزام شدند. این دوره، دومین مرحلهی آموزشی سپاه خوزستان برای نیروهای جذب شدهی پاسداران رسمی در خوزستان بود. دوره بین بیست تا سی روز ادامه داشت و نیروها پس از آن بهطور رسمی وارد سپاه میشدند.
بعد از پایان دورهی آموزش عمومی، آموزشهای عقیدتی- سیاسی نیز بهصورت مستمر اجرا شد. در مراحل بعد دورههای آموزش عمومی نیروها در پادگان پرکان دیلم اهواز برگزار گردید.
در این زمان تا روزهای آغازین جنگ در مهر 1359 فرماندهی سپاه شهرستان دیلم به عهدهی احمد باعثی از بهبهان بود. پس از چندی با وقوع یک تصادف برای نیروهای اعزامی از بهبهان در مسیر دیلم-بهبهان و با توجه به عضوگیری از نیروهای بومی، سپاه دیلم بهصورت یک پایگاه مستقل درآمد. احمد باعثی قبل از انقلاب، معلم بود. با پیروزی انقلاب وارد کمیته و مدتی مسئول ستاد کمیتهی بهبهان شد. با تشکیل سپاه وارد تشکیلات سپاه بهبهان شد و همراه با اولین نیروهای اعزامی به سوسنگرد رفت. با شهادت کاظم نحوی و نعمتالله عزتخواه طبق تصمیم سپاه بهبهان مسئولیت بخش لجستیک و پشتیبانی سپاه بهبهان را به عهده گرفت.
#از_مارون_تا_مجنون
#نقش_بهبهان_در_دفاع_مقدس
#نجف_زراعت_پیشه
#مسعود_سرحدی
#آموزش_پاسداران
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
برای آموزش عمومی نیروهای جذب شده در سپاه پاسداران بهبهان، اولین گروه در اوایل مهر 1358 به پادگان کرخه در دزفول اعزام شدند. این دوره، دومین مرحلهی آموزشی سپاه خوزستان برای نیروهای جذب شدهی پاسداران رسمی در خوزستان بود. دوره بین بیست تا سی روز ادامه داشت و نیروها پس از آن بهطور رسمی وارد سپاه میشدند.
اولین گروه اعزامی به دوره آموزشی عبارت بودند از:
محمدرضا نجفیان¬مقدم، محمد پورداراب، یحیی هاشمی، عباس روانخواه، حمید آموزگاران، مشمول اکبریاننسب، محمدکاظم نحوی، امیر کشتکاران، قدرتالله دهقان، غلامحسین بهبهانی، عباس شُکرت، حاجتی بخردیان، حمدالله راد، سیدعلی صبایی، فرهاد روزخوش، ابراهیم خوشخواهش، سیدمجید میر، قدرتالله محمد حسنی، یدالله لرکی و ... .
بعد از پایان دورهی آموزش عمومی، آموزشهای عقیدتی- سیاسی نیز بهصورت مستمر اجرا شد. در مراحل بعد دورههای آموزش عمومی نیروها در پادگان پرکان دیلم اهواز برگزار گردید.
در این زمان تا روزهای آغازین جنگ در مهر 1359 فرماندهی سپاه شهرستان دیلم به عهدهی احمد باعثی از بهبهان بود. پس از چندی با وقوع یک تصادف برای نیروهای اعزامی از بهبهان در مسیر دیلم-بهبهان و با توجه به عضوگیری از نیروهای بومی، سپاه دیلم بهصورت یک پایگاه مستقل درآمد. احمد باعثی قبل از انقلاب، معلم بود. با پیروزی انقلاب وارد کمیته و مدتی مسئول ستاد کمیتهی بهبهان شد. با تشکیل سپاه وارد تشکیلات سپاه بهبهان شد و همراه با اولین نیروهای اعزامی به سوسنگرد رفت. با شهادت کاظم نحوی و نعمتالله عزتخواه طبق تصمیم سپاه بهبهان مسئولیت بخش لجستیک و پشتیبانی سپاه بهبهان را به عهده گرفت.
#از_مارون_تا_مجنون
#نقش_بهبهان_در_دفاع_مقدس
#نجف_زراعت_پیشه
#مسعود_سرحدی
#آموزش_پاسداران
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
Telegram
سفیر
کانال سفیر تلاشی در جهت تحلیل و بیان درست و واقعی دفاع مقدس با سه رویکرد احساسی، حماسی و عقلایی
تماس با مدیر:
Www.Safeer.blogfa.com
@najaf46
تماس با مدیر:
Www.Safeer.blogfa.com
@najaf46
از مارون تا مجنون : نقش مردم بهبهان در جنگ ایران و عراق (6)
آموزش نیروهای جذب شده در سپاه
#از_مارون_تا_مجنون
#نقش_بهبهان_در_دفاع_مقدس
#نجف_زراعت_پیشه
#مسعود_سرحدی
#آموزش_پاسداران
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
آموزش نیروهای جذب شده در سپاه
#از_مارون_تا_مجنون
#نقش_بهبهان_در_دفاع_مقدس
#نجف_زراعت_پیشه
#مسعود_سرحدی
#آموزش_پاسداران
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
از مارون تا مجنون : نقش مردم بهبهان در جنگ ایران و عراق (8) غائلهی کردستان و حضور پاسداران بهبهان
با اوجگیری فعالیت گروههای ضد انقلاب در کردستان، نیروهای سپاه از سراسر کشور به استان کردستان و آذربایجان غربی اعزام شدند. از سپاه بهبهان نیز تعداد بیست نفر از پاسداران به فرماندهی محمدشفیع راوُد و جانشینی محمداسماعیل مبیّن در عصر روز 6/2/59 راهی تهران شدند. آنان به مدت یک هفته در پادگان امام علی(ع) که قبلاً پادگان گارد شاهنشاهی بود در منطقهی سعدآباد آموزشهای فشردهی جنگ چریکی، جنگ شهری، انفجارات، خنثی نمودن مین، رزم شبانه، عملیات راپل، سلاحهای سنگین و نیمه سنگین و ... را گذراندند (متانت)
پس از اتمام دورهی آموزشی با توجه بهضرورت سرعت عمل از یک سو و همچنین ناامن بودن مسیر، پاسداران را بهوسیلهی هواپیمای C130 نیروی هوایی ارتش به سنندج اعزام کردند. در جریان این ماموریت تامین امنیت ادارات دولتی و نقاط حساس شهر در بین نیروهای مختلف اعزامی تقسیم گردید. بهبهانیها مسئولیت صیانت از ادارهی مخابرات و مناطق اطراف آنکه از مکانهای خیلی مهم بود را به عهده داشتند.
در نهایت روز 22/2/59 با تصرف شهر سنندج به دست ارتش و سپاه پس از دو ماه، ماموریتِ نیروهای سپاه بهبهان نیز در اوایل تیر 1359 به پایان رسید و همهی نیروها بدون هیچ تلفاتی به بهبهان بازگشتند. (متانت، مبیّن، میر)[1]
#از_مارون_تا_مجنون
#نقش_بهبهان_در_دفاع_مقدس
#نجف_زراعت_پیشه
#مسعود_سرحدی
#غائله_کردستان_سنندج
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
با اوجگیری فعالیت گروههای ضد انقلاب در کردستان، نیروهای سپاه از سراسر کشور به استان کردستان و آذربایجان غربی اعزام شدند. از سپاه بهبهان نیز تعداد بیست نفر از پاسداران به فرماندهی محمدشفیع راوُد و جانشینی محمداسماعیل مبیّن در عصر روز 6/2/59 راهی تهران شدند. آنان به مدت یک هفته در پادگان امام علی(ع) که قبلاً پادگان گارد شاهنشاهی بود در منطقهی سعدآباد آموزشهای فشردهی جنگ چریکی، جنگ شهری، انفجارات، خنثی نمودن مین، رزم شبانه، عملیات راپل، سلاحهای سنگین و نیمه سنگین و ... را گذراندند (متانت)
نیروهای اعزامی به سنندج عبارت بودند از: محمدشفیع راود، یوسف متانت، خیرالله جنتشعار، محمداسماعیل مبیّن، حسین سالارپور، ابراهیم طهماسبی، مجید نیکجوان، قدرتالله محمدحسنی، عباس شکرت، یحیی هاشمی، محمدرضا نجفیانمقدم، حمید آموزگاران، مشمول اکبریاننسب، قدرت دهقان، محمد پورداراب، حمدالله راد، ابراهیم صبائی، حمدالله نیکزاد، ابراهیم خوشخواهش و سیدمجید میر.
پس از اتمام دورهی آموزشی با توجه بهضرورت سرعت عمل از یک سو و همچنین ناامن بودن مسیر، پاسداران را بهوسیلهی هواپیمای C130 نیروی هوایی ارتش به سنندج اعزام کردند. در جریان این ماموریت تامین امنیت ادارات دولتی و نقاط حساس شهر در بین نیروهای مختلف اعزامی تقسیم گردید. بهبهانیها مسئولیت صیانت از ادارهی مخابرات و مناطق اطراف آنکه از مکانهای خیلی مهم بود را به عهده داشتند.
در نهایت روز 22/2/59 با تصرف شهر سنندج به دست ارتش و سپاه پس از دو ماه، ماموریتِ نیروهای سپاه بهبهان نیز در اوایل تیر 1359 به پایان رسید و همهی نیروها بدون هیچ تلفاتی به بهبهان بازگشتند. (متانت، مبیّن، میر)[1]
[1] . در فرودگاه سنندج به دلیل اشراف دشمن بر آنجا پیش از نشستن هواپیما به نیروها دستور داده شد ساعتها را از مچ دست بیرون آورده و با دستمال خود را استتار کنند. قبل از اینکه هواپیما بایستد با بازشدن درهای آن، نیروها از دو طرف روی باند پریده و به حالت سینهخیز خود را به سنگرهای احداث شده در کنار باند و پس از آن به یک سالن رساندند. بعد از گذشت 24 ساعت و بهبود نسبی وضعیت، نیروها به وسیلهی هلیکوپتر به مقر لشکر 28 پیادهی کردستان انتقال داده شدند. با تاریک شدن هوا نفربرهای ارتش، نیروها را به ساختمان استانداری بردند و در طبقهی دوم اسکان دادند. تنوع لهجهها و قومیتها حاکی از این بود که در آن روز از مناطق مختلفِ کشور نیرو برای تامین امنیت کردستان اعزام شده بود. ازدحام نیرو در سالن چنان زیاد بود که جایی برای نشستن هم نبود و عدهای در تمام طول شب به صورت نشسته یا ایستاده استراحت کردند. محیط اجتماعی کردستان و آذربایجان غربی اختلاطی از مردم عادی و ضدانقلاب بود. پوشش مردم کُرد از جمله زنان و دختران با لباسهای محلی چنان بود که به واسطهی وزن سنگین لباسها مجبور بودند شال به کمر ببندند. گاه زیر شال و لباسها سلاح سرد یا گرم پنهان مینمودند و در شرایط حساس از آنها استفاده میکردند. از طرفی مردم کُرد به واسطهی زندگی در محیط کوهستانی بسیار ورزیده و به دلیل محرومیت استان دچار بحرانها و تنشهای قومی و مذهبی بودند. در این فضا تشخیص مردم عادی از نیروهای ضد انقلاب سخت بود. به همین خاطر نیروهای نظامی و امنیتی در منطقه برای رعایت امنیت و حفاظت از خویش همیشه مسلح و آمادهی دفاع بودند.
#از_مارون_تا_مجنون
#نقش_بهبهان_در_دفاع_مقدس
#نجف_زراعت_پیشه
#مسعود_سرحدی
#غائله_کردستان_سنندج
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
از مارون تا مجنون (7) نقش مردم بهبهان در جنگ ایران و عراق
راهاندازی پادگان آموزشی شهید بخردیان
در اواخر سال1360 و اوایل سال ۱۳۶۱ همزمان با ساخت مقر سپاه پاسداران بهبهان، تصمیم گرفته شد پادگانی برای آموزش عمومی نیروهای اعزام به جبهه ساخته شود. مکان انتخاب شده برای پادگان یک جنگل مصنوعی۱۴۰ هکتاری متعلق به منابع طبیعی بود که درختان موجود در آن غالباً متشکل از کُنار و نخیلات بود.
عملیات آمادهسازی و ساختوساز در۹۰ هکتار آن با تلاش مدیریت وقت دفتر عمرانِ سپاه که در آن زمان به عهدهی یوسف متانت و مصطفی دهدار و نبی خوشخوی بود، آغاز شد. ابتدا برای ساختِ دو آسایشگاه و اتاقهایی برای مربیان و تسلیحات، از تجهیزات جهاد سازندگی، راه و ترابری (قلی زمانیان) و واحد عمران فرمانداری بهبهان (حمید بقایی) استفاده گردید. در این میان با اعتراض برخی از اهالی روستاهای همجوار که مدعی مالکیت زمین بودند، روبهرو شدند.
پس از جنگ نیز پروژهی توسعهی پادگان با ساختمانسازی وسیع در محیط پادگان بهوسیلهی حاج کمال صادقی و همکارانش پیگیری و اجرا شد که بعدها محل استقرار تیپ ۱۵ امام حسن مجتبی (ع) گردید. (یوسف متانت)
#از_مارون_تا_مجنون
#نقش_بهبهان_در_دفاع_مقدس
#نجف_زراعت_پیشه
#مسعود_سرحدی
#پادگان_شهید_بخردیان
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
راهاندازی پادگان آموزشی شهید بخردیان
در اواخر سال1360 و اوایل سال ۱۳۶۱ همزمان با ساخت مقر سپاه پاسداران بهبهان، تصمیم گرفته شد پادگانی برای آموزش عمومی نیروهای اعزام به جبهه ساخته شود. مکان انتخاب شده برای پادگان یک جنگل مصنوعی۱۴۰ هکتاری متعلق به منابع طبیعی بود که درختان موجود در آن غالباً متشکل از کُنار و نخیلات بود.
عملیات آمادهسازی و ساختوساز در۹۰ هکتار آن با تلاش مدیریت وقت دفتر عمرانِ سپاه که در آن زمان به عهدهی یوسف متانت و مصطفی دهدار و نبی خوشخوی بود، آغاز شد. ابتدا برای ساختِ دو آسایشگاه و اتاقهایی برای مربیان و تسلیحات، از تجهیزات جهاد سازندگی، راه و ترابری (قلی زمانیان) و واحد عمران فرمانداری بهبهان (حمید بقایی) استفاده گردید. در این میان با اعتراض برخی از اهالی روستاهای همجوار که مدعی مالکیت زمین بودند، روبهرو شدند.
پس از گذشت دو ماه، از اواسط بهار 1361در حالی که هنوز آسایشگاهها تکمیل نشده بود با برپایی چادرهایی در محوطهی پادگان، دورههای آموزشی اعزام به جبهه آغاز شد. در آن زمان در زمینهای پادگان حدود ۲۰ هکتار کشاورزی صورت میگرفت. برای استفادهی بهینه از محیط پادگان و کاشت نخیلات از مردم روستاهای اطراف استمداد شد و هزار پاجوش و دومیلِ نخل بهرایگان در اختیار پادگان گذاشته شد که به دلیل عدم نگهداری درست، همهی آنها از بین رفت. همچنین تعداد زیادی درخت بید نیز در محوطهی پادگان کاشته شد که چشمانداز بسیار زیبایی به محیط پادگان داده بود.
پس از جنگ نیز پروژهی توسعهی پادگان با ساختمانسازی وسیع در محیط پادگان بهوسیلهی حاج کمال صادقی و همکارانش پیگیری و اجرا شد که بعدها محل استقرار تیپ ۱۵ امام حسن مجتبی (ع) گردید. (یوسف متانت)
#از_مارون_تا_مجنون
#نقش_بهبهان_در_دفاع_مقدس
#نجف_زراعت_پیشه
#مسعود_سرحدی
#پادگان_شهید_بخردیان
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
کتاب: از مارون تا مجنون : نقش مردم بهبهان در جنگ ایران و عراق
طراح جلد: اسماعیل شاکرینژاد
صفحهآرا: محبت زمانی
شمارگان: 100 نسخه
نوبت چاپ: دوم، شهریور ماه 1405
حق چاپ محفوظ است.
#از_مارون_تا_مجنون
#نقش_بهبهان_در_دفاع_مقدس
#نجف_زراعت_پیشه
#مسعود_سرحدی
#محبت_زمانی
#اسماعیل_شاکری_نژاد
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
از مارون تا مجنون:
نقش مردم بهبهان در جنگ ایران و عراق
پدیدآورندگان:
نجف زراعتپیشه، مسعود سرحدی
طراح جلد: اسماعیل شاکرینژاد
صفحهآرا: محبت زمانی
شمارگان: 100 نسخه
نوبت چاپ: دوم، شهریور ماه 1405
حق چاپ محفوظ است.
فهرست فیبا
زراعتپیشه، نجف،1346-
از مارون تا مجنون: نقش مردم بهبهان در جنگ ایران و عراق/ نجف زراعتپیشه، مسعود سرحدی؛ ویراستار محبت زمانی.
بهبهان: هوتران، 1405
[728] ص. : مصور (بخشی رنگی)، جدول (بخشی رنگی)، نقشه (رنگی)، نمودار (رنگی).
7-61-7788-622-978 :ISBN
فهرست نویسی براساس اطلاعات فیپا
الف) شهیدان -- ایران -- بهبهان – سرگذشتنامه-- بازماندگان – خاطرات.
ب) جنگ ایران و عراق، ۱۳۵۹-۱۳۶۷ – بهبهان -- تاریخ
1625DSR
08430922/955
10421241
#از_مارون_تا_مجنون
#نقش_بهبهان_در_دفاع_مقدس
#نجف_زراعت_پیشه
#مسعود_سرحدی
#محبت_زمانی
#اسماعیل_شاکری_نژاد
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
فهرست مطالب کتاب از مارون تا مجنون
فهرست مطالب
درآمد
درگاه نخست: بهبهان در دوران پیشاجنگ
جغرافیای شهرستان بهبهان
وقوع انقلاب اسلامی و نقش مردم بهبهان در آن
تشکیل کمیتهی انقلاب اسلامی در بهبهان
تشکیل جهاد سازندگی در بهبهان
تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بهبهان
آموزش نیروهای جذب شده در سپاه
راهاندازی پادگان آموزشی شهید بخردیان
غائلهی کردستان
درگاه دوم: بهبهان در دوران جنگ
آتش زیر خاکستر
بحران در مرزهای خوزستان
ورود مهاجرین جنگی به بهبهان
اوضاع اجتماعی و اقتصادی شهر بهبهان 46
حضور رزمندگان بهبهانی در اولین ساعات تهاجم دشمن
اهواز، شهر جنگزده
حضور انفرادی جوانان بهبهانی در جبهه
ماموریت ویژه
تخلیهی مهمات
شکارچی تانک
سوسنگرد، شهر عاشقان شهادت
شبیخون علی غیوراصلی
سرگردانی بین بستان، سوسنگرد و حمیدیه
مقاومت خرمشهر
پدافندی محور سوسنگرد
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات نصر (هویزه)
شوش، شهر شهیدان گمنام
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات 25 فروردین 1360
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات 31 اردیبهشت 1360
سازماندهی تیپ 17 قم
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات ثامنالائمه(ع)
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات طریقالقدس (بستان)
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات فتحالمبین
حضور رزمندگان بهبهان در عملیات بیتالمقدس
گردان ابوالفضل(ع)
محور فکه (تیپ 17 قم)
مأموریت پاسداران به کردستان، سال 1361
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات رمضان (محور قرارگاه فجر)
تیپ22 بعثت
گردان رعد
گردان لیلهالقدر
ماموریت پدافندی پاسگاه زید
تیپ 15 امام حسن مجتبی(ع)
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات محرم
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات والفجر مقدماتی
گردان بدر
گردان صف
حضور رزمندگان بهبهانی در مرحلهی دوم عملیات والفجر مقدماتی
چرایی عدم موفقیت والفجر مقدماتی
پدافندی والفجر مقدماتی
حملهی موشکی به مدرسهی راهنمایی پیروز بهبهان
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات خیبر
آبادان
سایت خیبر
شرح عملیات خیبر
گردان 1 (محرم)
گردان 2 (سیدالشهدا)
گردان 3 (عاشورا)
گردان 4 (امام حسین)
گردان 5 (ابوالفضل)
تدارکات و لجستیک در عملیات خیبر
بهبهان در شوک
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات والفجر 6
پدافندی خیبر
قرارگاه فرماندهی تیپ در جزیرهی شمالی مجنون
سفرهی خونین و عروج فرماندهان
پدافند محور مجنون شمالی
پدافندی محور هورالعظیم (شطعلی)
هورالعظیم (هورالهویزه)
ماموریت پدافندی تیپ در خیبر در منطقه هور
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات بدر
آموزش و آمادگی جسمانی
گروهان غواص ذوالفقار
رژهی اقتدار
شب وداع
شرح عملیات بدر
فرماندهی عملیات تیپ
کمین آبراه تبوک
شکستن خط دشمن
گروهان خطشکن غواص ذوالفقار
طلسم البیضه
عقبنشینی
پدافندی بدر
بازپسگیری پاسگاهها
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات والفجر 8
گردان سیدالشهدا(ع)
گردان امام حسین(ع)
گردان امیرالمومنین(ع)
گروهان ذوالفقار
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات والفجر 9
خط پدافندی لری (لاری)
تکهای محدود لری
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات کربلای 1
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات کربلای2
انحلال تیپ در تابستان 1365
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات کربلای 3
حضور در لشکر 7 حضرت ولیعصر(عج)
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات کربلای 4
گردان فجر
گردان فتح
پدافندی فاو-البحار
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات کربلای 5
پرواز در فجر
پدافندی سنگرهای نونی شکل
گردان فتح در نهر جاسم
پدافندی نهر جاسم
گردان فجر
گردان فتح
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات نصر 4
گردان فجر (تلاقی دو نیرو
گردان فتح (فتح قلهی قشن)
پدافندی ارتفاعات قشن ماووت
گردان فتح
گردان فجر
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات نصر 8
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات والفجر10
گردان فجر
گردان فتح
پدافندی در ارتفاعات رشن
گردان فتح
گردان فجر
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات بیتالمقدس 7
گردان فجر
پدافندی جزیرهی مینو، تیر 1367
گردان مالک
پذیرش قطعنامهی 598، بیست و هفتم تیرماه 1367
شکلگیری مجدد تیپ 15 امام حسن مجتبی(ع) پس از جنگ
ماموریتهای گردانهای فجر و فتح پس از پذیرش قطعنامه
اشغال کویت به دست صدام، مرداد 1369
درگاه سوم: بهبهان، یگانساز و شهر سرداران
بهبهان، یگانساز و شهر سرداران
الف: سرداران
سردار مجید بقایی فرماندهی قرارگاه کربلا
سردار صدرالله فنی فرماندهی قرارگاه فجر رمضان
سردار اسماعیل دقایقی فرماندهی لشکر 9 بدر
سردار علیمؤمن طیبی و تیپ سوم شعبان
فهرست مطالب
درآمد
درگاه نخست: بهبهان در دوران پیشاجنگ
جغرافیای شهرستان بهبهان
وقوع انقلاب اسلامی و نقش مردم بهبهان در آن
تشکیل کمیتهی انقلاب اسلامی در بهبهان
تشکیل جهاد سازندگی در بهبهان
تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بهبهان
آموزش نیروهای جذب شده در سپاه
راهاندازی پادگان آموزشی شهید بخردیان
غائلهی کردستان
درگاه دوم: بهبهان در دوران جنگ
آتش زیر خاکستر
بحران در مرزهای خوزستان
ورود مهاجرین جنگی به بهبهان
اوضاع اجتماعی و اقتصادی شهر بهبهان 46
حضور رزمندگان بهبهانی در اولین ساعات تهاجم دشمن
اهواز، شهر جنگزده
حضور انفرادی جوانان بهبهانی در جبهه
ماموریت ویژه
تخلیهی مهمات
شکارچی تانک
سوسنگرد، شهر عاشقان شهادت
شبیخون علی غیوراصلی
سرگردانی بین بستان، سوسنگرد و حمیدیه
مقاومت خرمشهر
پدافندی محور سوسنگرد
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات نصر (هویزه)
شوش، شهر شهیدان گمنام
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات 25 فروردین 1360
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات 31 اردیبهشت 1360
سازماندهی تیپ 17 قم
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات ثامنالائمه(ع)
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات طریقالقدس (بستان)
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات فتحالمبین
حضور رزمندگان بهبهان در عملیات بیتالمقدس
گردان ابوالفضل(ع)
محور فکه (تیپ 17 قم)
مأموریت پاسداران به کردستان، سال 1361
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات رمضان (محور قرارگاه فجر)
تیپ22 بعثت
گردان رعد
گردان لیلهالقدر
ماموریت پدافندی پاسگاه زید
تیپ 15 امام حسن مجتبی(ع)
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات محرم
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات والفجر مقدماتی
گردان بدر
گردان صف
حضور رزمندگان بهبهانی در مرحلهی دوم عملیات والفجر مقدماتی
چرایی عدم موفقیت والفجر مقدماتی
پدافندی والفجر مقدماتی
حملهی موشکی به مدرسهی راهنمایی پیروز بهبهان
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات خیبر
آبادان
سایت خیبر
شرح عملیات خیبر
گردان 1 (محرم)
گردان 2 (سیدالشهدا)
گردان 3 (عاشورا)
گردان 4 (امام حسین)
گردان 5 (ابوالفضل)
تدارکات و لجستیک در عملیات خیبر
بهبهان در شوک
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات والفجر 6
پدافندی خیبر
قرارگاه فرماندهی تیپ در جزیرهی شمالی مجنون
سفرهی خونین و عروج فرماندهان
پدافند محور مجنون شمالی
پدافندی محور هورالعظیم (شطعلی)
هورالعظیم (هورالهویزه)
ماموریت پدافندی تیپ در خیبر در منطقه هور
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات بدر
آموزش و آمادگی جسمانی
گروهان غواص ذوالفقار
رژهی اقتدار
شب وداع
شرح عملیات بدر
فرماندهی عملیات تیپ
کمین آبراه تبوک
شکستن خط دشمن
گروهان خطشکن غواص ذوالفقار
طلسم البیضه
عقبنشینی
پدافندی بدر
بازپسگیری پاسگاهها
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات والفجر 8
گردان سیدالشهدا(ع)
گردان امام حسین(ع)
گردان امیرالمومنین(ع)
گروهان ذوالفقار
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات والفجر 9
خط پدافندی لری (لاری)
تکهای محدود لری
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات کربلای 1
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات کربلای2
انحلال تیپ در تابستان 1365
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات کربلای 3
حضور در لشکر 7 حضرت ولیعصر(عج)
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات کربلای 4
گردان فجر
گردان فتح
پدافندی فاو-البحار
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات کربلای 5
پرواز در فجر
پدافندی سنگرهای نونی شکل
گردان فتح در نهر جاسم
پدافندی نهر جاسم
گردان فجر
گردان فتح
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات نصر 4
گردان فجر (تلاقی دو نیرو
گردان فتح (فتح قلهی قشن)
پدافندی ارتفاعات قشن ماووت
گردان فتح
گردان فجر
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات نصر 8
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات والفجر10
گردان فجر
گردان فتح
پدافندی در ارتفاعات رشن
گردان فتح
گردان فجر
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات بیتالمقدس 7
گردان فجر
پدافندی جزیرهی مینو، تیر 1367
گردان مالک
پذیرش قطعنامهی 598، بیست و هفتم تیرماه 1367
شکلگیری مجدد تیپ 15 امام حسن مجتبی(ع) پس از جنگ
ماموریتهای گردانهای فجر و فتح پس از پذیرش قطعنامه
اشغال کویت به دست صدام، مرداد 1369
درگاه سوم: بهبهان، یگانساز و شهر سرداران
بهبهان، یگانساز و شهر سرداران
الف: سرداران
سردار مجید بقایی فرماندهی قرارگاه کربلا
سردار صدرالله فنی فرماندهی قرارگاه فجر رمضان
سردار اسماعیل دقایقی فرماندهی لشکر 9 بدر
سردار علیمؤمن طیبی و تیپ سوم شعبان
سردار امین شریعتی فرماندهی لشکر 31 عاشورا
سردار حبیبالله شمایلی، سنگ صبور رزمندگان بهبهان
مصطفی شهیدزاده، بهداری و امداد و درمان
سردار لطفالله جهانتاب و تیپ 85 موسی بن جعفر(ع)
سردار یدالله شمایلی، فرماندهی قرارگاه مهندسی- رزمی کربلا
ب: یگانها 409
قرارگاه سرّی نصرت
تیپ ضدزره 201 ائمه(ع)
تیپ زرهی 72 محرم
دیدهبان توپخانه
ج:پادگانها و مقرهای نیروهای بهبهان در دوران جنگ
سایت 4 و 5
پادگان آموزشی شهید عبدالعلی بهروزی (پلاژ اندیمشک)
پادگان شهید بهروز غلامی (سایت خیبر)
پادگان آموزشی مارِد
هتل آبادان و هتل کاروانسرا
تنگهی ذلیجان
پادگان علیاکبر(ع)
پادگان شهید صدرالله فنی
پادگان شهید ناصرکاظمی
مدارس شهر آبادان
اردوگاه کرخه
پادگان حضرت رسول(ص) سنندج
اردوگاه بوالحسن
پادگان آموزشی شهید بخردیان
درگاه چهارم: تدارکات و پشتیبانی مردم بهبهان از جنگ
بسیج بهبهان و اعزام نیروهای مردمی به جبهه
بسیج دانشآموزی
واحد تعاون
تدارکات و پشتیبانی مردمی از جبهه
الف) جذب و اعزام نیرو
ب) آموزش نیروی انسانی
ج) خدمات پشتیبانی
د) مجتمع آموزشی رزمندگان
ه) اهدای خون به جبههها 457
و) نقش زنان بهبهانی در دوران جنگ
ز) تبلیغات جنگ در بهبهان و جبههها
درگاه پنجم: پیوستها
الف) آمارها
آمار کل شهدای بهبهان در دوران هشتسالهی جنگ
آمار کل اسرای (آزادگان) بهبهانی در دوران هشت سالهی جنگ
آمار کل جانبازان بهبهانی در دوران هشتسالهی جنگError! Bookmark not defined.
آمار کل رزمندگان اعزامی از بهبهان در دوران جنگError! Bookmark not defined.
آمار خانوادههایی که بیش از یک شهید تقدیم ایران و اسلام نمودند
ب) تحلیل آماری اطلاعات شهدا، جانبازان، آزادگان و ایثارگران شهرستان بهبهان
توزیع جمعیتی شهدا و ایثارگران
تحلیل سنی شهدا و ایثارگران
توزیع زمانی شهادت و ایثارگری
سطح تحصیلات شهدا و ایثارگران
تحلیل جنسیتی ایثارگران
تحلیل مکانی و جغرافیایی
تحلیل جامع آماری وضعیت اسرا و آزادگان شهرستان بهبهان
تحلیل جامع آماری، اجتماعی و تاریخی وضعیت جانبازان شهرستان بهبهان
ج)
منابع و مآخذ
فهرست جدولها
جدول 1: شناسنامهی شهدای بهبهان
جدول 2: نمای کلی از آمار ایثارگران
جدول 3: توزیع سنی شهدای بهبهان
جدول 4: توزیع شهدای بهبهان در سالهای مختلف
جدول 5: توزیع محل تولد شهدای بهبهان
جدول 6: عضویت شهدای بهبهان
جدول 7: شهدای دوران انقلاب
جدول 8: شهدای سال 1359 و اولین شهدای بهبهان در جنگ
جدول 9: شهدای موشکی بهبهان به ترتیب سن
جدول 10: شهدای سال 1367 و آخرین شهدای بهبهان در جنگ
جدول 11: توزیع زمان، مکان و عملیاتی که رزمندگان بهبهان بیشترین اسیر را داشتند
جدول 12: روزهایی که رزمندگان بهبهان بیشترین تعداد اسیر را داشتند
جدول 13: مهمترین روزهایی که اسرای بهبهان آزاد شدند
جدول 14: اطلاعات توصیفی جانبازان شهرستان بهبهان
جدول 15: جانبازان 70 درصد شهرستان بهبهان
جدول 16: توزیع فراوانی جانبازان شهرستان بهبهان بر حسب شدت جراحت
فهرست نمودارها
نمودار 1: آمار شهدای بهبهان در روزهای مختلف ماه
نمودار 2: تعداد شهدای بهبهان در ماههای مختلف سال
نمودار 3: تعداد شهدای بهبهان در سالهای مختلف از 1357 تا 1400
نمودار 4: محل تولد شهدای بهبهان
نمودار 5: توزیع شغلی شهدای بهبهان
نمودار 6: توزیع تعداد اسرای بهبهان بر حسب عملیات
نمودار 7: توزیع تعداد اسرای بهبهان طی سالهای مختلف جنگ
نمودار 8: توزیع زمان اسارتِ اسرای بهبهان بر حسب ماه
نمودار 9: توزیع جانبازان شهرستان بهبهان بر اساس سطح جراحات (درصد جانبازی)
سردار حبیبالله شمایلی، سنگ صبور رزمندگان بهبهان
مصطفی شهیدزاده، بهداری و امداد و درمان
سردار لطفالله جهانتاب و تیپ 85 موسی بن جعفر(ع)
سردار یدالله شمایلی، فرماندهی قرارگاه مهندسی- رزمی کربلا
ب: یگانها 409
قرارگاه سرّی نصرت
تیپ ضدزره 201 ائمه(ع)
تیپ زرهی 72 محرم
دیدهبان توپخانه
ج:پادگانها و مقرهای نیروهای بهبهان در دوران جنگ
سایت 4 و 5
پادگان آموزشی شهید عبدالعلی بهروزی (پلاژ اندیمشک)
پادگان شهید بهروز غلامی (سایت خیبر)
پادگان آموزشی مارِد
هتل آبادان و هتل کاروانسرا
تنگهی ذلیجان
پادگان علیاکبر(ع)
پادگان شهید صدرالله فنی
پادگان شهید ناصرکاظمی
مدارس شهر آبادان
اردوگاه کرخه
پادگان حضرت رسول(ص) سنندج
اردوگاه بوالحسن
پادگان آموزشی شهید بخردیان
درگاه چهارم: تدارکات و پشتیبانی مردم بهبهان از جنگ
بسیج بهبهان و اعزام نیروهای مردمی به جبهه
بسیج دانشآموزی
واحد تعاون
تدارکات و پشتیبانی مردمی از جبهه
الف) جذب و اعزام نیرو
ب) آموزش نیروی انسانی
ج) خدمات پشتیبانی
د) مجتمع آموزشی رزمندگان
ه) اهدای خون به جبههها 457
و) نقش زنان بهبهانی در دوران جنگ
ز) تبلیغات جنگ در بهبهان و جبههها
درگاه پنجم: پیوستها
الف) آمارها
آمار کل شهدای بهبهان در دوران هشتسالهی جنگ
آمار کل اسرای (آزادگان) بهبهانی در دوران هشت سالهی جنگ
آمار کل جانبازان بهبهانی در دوران هشتسالهی جنگError! Bookmark not defined.
آمار کل رزمندگان اعزامی از بهبهان در دوران جنگError! Bookmark not defined.
آمار خانوادههایی که بیش از یک شهید تقدیم ایران و اسلام نمودند
ب) تحلیل آماری اطلاعات شهدا، جانبازان، آزادگان و ایثارگران شهرستان بهبهان
توزیع جمعیتی شهدا و ایثارگران
تحلیل سنی شهدا و ایثارگران
توزیع زمانی شهادت و ایثارگری
سطح تحصیلات شهدا و ایثارگران
تحلیل جنسیتی ایثارگران
تحلیل مکانی و جغرافیایی
تحلیل جامع آماری وضعیت اسرا و آزادگان شهرستان بهبهان
تحلیل جامع آماری، اجتماعی و تاریخی وضعیت جانبازان شهرستان بهبهان
ج)
منابع و مآخذ
فهرست جدولها
جدول 1: شناسنامهی شهدای بهبهان
جدول 2: نمای کلی از آمار ایثارگران
جدول 3: توزیع سنی شهدای بهبهان
جدول 4: توزیع شهدای بهبهان در سالهای مختلف
جدول 5: توزیع محل تولد شهدای بهبهان
جدول 6: عضویت شهدای بهبهان
جدول 7: شهدای دوران انقلاب
جدول 8: شهدای سال 1359 و اولین شهدای بهبهان در جنگ
جدول 9: شهدای موشکی بهبهان به ترتیب سن
جدول 10: شهدای سال 1367 و آخرین شهدای بهبهان در جنگ
جدول 11: توزیع زمان، مکان و عملیاتی که رزمندگان بهبهان بیشترین اسیر را داشتند
جدول 12: روزهایی که رزمندگان بهبهان بیشترین تعداد اسیر را داشتند
جدول 13: مهمترین روزهایی که اسرای بهبهان آزاد شدند
جدول 14: اطلاعات توصیفی جانبازان شهرستان بهبهان
جدول 15: جانبازان 70 درصد شهرستان بهبهان
جدول 16: توزیع فراوانی جانبازان شهرستان بهبهان بر حسب شدت جراحت
فهرست نمودارها
نمودار 1: آمار شهدای بهبهان در روزهای مختلف ماه
نمودار 2: تعداد شهدای بهبهان در ماههای مختلف سال
نمودار 3: تعداد شهدای بهبهان در سالهای مختلف از 1357 تا 1400
نمودار 4: محل تولد شهدای بهبهان
نمودار 5: توزیع شغلی شهدای بهبهان
نمودار 6: توزیع تعداد اسرای بهبهان بر حسب عملیات
نمودار 7: توزیع تعداد اسرای بهبهان طی سالهای مختلف جنگ
نمودار 8: توزیع زمان اسارتِ اسرای بهبهان بر حسب ماه
نمودار 9: توزیع جانبازان شهرستان بهبهان بر اساس سطح جراحات (درصد جانبازی)
فهرست نقشهها
نقشهی 1: پدافندی سوسنگرد
نقشهی 2: محور عملیاتی شوش 1359
نقشهی 3: عملیات طریقالقدس آزادسازی بستان
نقشهی 4: عملیات فتحالمبین
نقشهی 5: عملیات بیتالمقدس
نقشهی 6: عملیات رمضان
نقشهی 7: عملیات والفجر مقدماتی
نقشهی 8: پدافندی عملیات والفجر مقدماتی
نقشهی 9: عملیات خیبر
نقشهی 10:پدافندی عملیات خیبر محورهای شطعلی
نقشهی 11: پدافندی عملیات خیبر محورهای شطعلی و جزیزهی مجنون شمالی
نقشهی 12: عملیات بدر
نقشهی 13: پدافندی منطقه عملیاتی بدر
نقشهی 14: عملیات والفجر 8
نقشهی 15: پدافندی عملیات والفجر 9 ارتفاعات لری استان سلیمانیه عراق
نقشهی 16: عملیات کربلای 1: آزادسازی شهر مهران 1365
نقشهی 17: عملیات کربلای 4
نقشهی 18: عملیات کربلای 5: گردان فجر، بمباران شیمیایی جاده شهید صفوی
نقشهی 19: عملیات کربلای 5: گردان فتح در نهر جاسم
نقشهی 20: پدافندی عملیات کربلای 5: شلمچه نهر جاسم
نقشهی 21: عملیات نصر 4 ارتفاعات قشن مشرف بر شهر ماووت
نقشهی 22: عملیات نصر 8: ارتفاعات گرده رش
نقشهی 23: عملیات والفجر 10: ارتفاعات شنام
نقشهی 24: پدافندی والفجر 10: ارتفاعات ریشن
نقشهی 25: عملیات بیتالمقدس 7
https://cdn.imgurl.ir/uploads/b322____.png
نقشهی 1: پدافندی سوسنگرد
نقشهی 2: محور عملیاتی شوش 1359
نقشهی 3: عملیات طریقالقدس آزادسازی بستان
نقشهی 4: عملیات فتحالمبین
نقشهی 5: عملیات بیتالمقدس
نقشهی 6: عملیات رمضان
نقشهی 7: عملیات والفجر مقدماتی
نقشهی 8: پدافندی عملیات والفجر مقدماتی
نقشهی 9: عملیات خیبر
نقشهی 10:پدافندی عملیات خیبر محورهای شطعلی
نقشهی 11: پدافندی عملیات خیبر محورهای شطعلی و جزیزهی مجنون شمالی
نقشهی 12: عملیات بدر
نقشهی 13: پدافندی منطقه عملیاتی بدر
نقشهی 14: عملیات والفجر 8
نقشهی 15: پدافندی عملیات والفجر 9 ارتفاعات لری استان سلیمانیه عراق
نقشهی 16: عملیات کربلای 1: آزادسازی شهر مهران 1365
نقشهی 17: عملیات کربلای 4
نقشهی 18: عملیات کربلای 5: گردان فجر، بمباران شیمیایی جاده شهید صفوی
نقشهی 19: عملیات کربلای 5: گردان فتح در نهر جاسم
نقشهی 20: پدافندی عملیات کربلای 5: شلمچه نهر جاسم
نقشهی 21: عملیات نصر 4 ارتفاعات قشن مشرف بر شهر ماووت
نقشهی 22: عملیات نصر 8: ارتفاعات گرده رش
نقشهی 23: عملیات والفجر 10: ارتفاعات شنام
نقشهی 24: پدافندی والفجر 10: ارتفاعات ریشن
نقشهی 25: عملیات بیتالمقدس 7
https://cdn.imgurl.ir/uploads/b322____.png
نگهبانی آقا تقی
محاسنی علیرضا
تقی مستوی اخلاق خاص خودش را داشت و دلی پاک و بی ریا ......
سرعت و پیوستگی کلام تقی واقعا گاهی اوقات آدم رو عصبانی میکرد، ضمن اینکه خیلی علاقه داشت در جبهه برای کارهای مربوط به دوستان خودش پیش قدم و به اصطلاح ایثار و از خودگذشتگی نشان دهد....
همین عشق و علاقه بود که در سال ۶۵ و قبل از عملیات کربلای پنج در ساختمان شهربانی آبادان با تعدادی از دوستان در اتاقی بودیم که آقا تقی هم حضور داشت ....
از آنجایی که حس ایثارگری آقا تقی وقت و محل و حساسیت حالیش نبود، جلوی درب شهربانی آبادان از همون اول شب به بچههای نگهبان سر میزد و میگفت امشب خودم تا صبح جای همتون نگهبانی میدم......
خلاصه از روی لیست که نوبت به آقا تقی رسید اصرار داشت که دیگه نمیخواد بچه ها رو بیدار کنی و برادری که به اصطلاح پاس بخش بود بهش، گفت هوا خیلی سرده و اینجوری نمیشه ......
از او مخالفت و از تقی اصرار بر اینکه نهایتش گفت باشه، حالا شما بخوابید یه کاریش میکنم ......
خلاصه تقی از نیمه های شب دی ماه 1365 گذشت و گذشت تا نزدیکی اذان صبح خیلی خوابش گرفته بود....
هوا هم بسیار سرد بود و آدم از سرما خنجرک می زد.....
در همین حال به نگهبان بغلی سفارش میکنه که کمی بیشتر مراقب باشه، تا برم بچههای دیگه که احیانا نگهبانی نداده اند و نوبتشون هم هست در عالم خواب پبدا کنه .......
تقریبا اتاق ما همگی نگهبانی داده بودند و تقی هم بخاطر اینکه با ما بیشتر آشنا بود حتی اتاق پاس بخش رو هم رها کرده و نمیدونست کجاست......
ساختمان شهربانی هم بسیار تاریک و با گونی های خاک از سمت هر شیشه ای مسدود شده بود، همین موضوع باعث میشد که هرچه بیشتر بر تاریکی داخل ساختمان افزوده شود .....
خلاصه تقی تنها راه چاره رو بیدار کردن بچههای اتاق ما دیده بود .....
از دم همه ما را از خواب بیدار و سوال میکرد، ببخشید برادر شما نگهبانی دادی؟؟!!!
بچهها هم اکثرا در عالم خواب در آن هوای سرد میگفتند بله بابا من تازه برگشتم،،،،،،
اکبر هم در دسته ما و اتفاقا در اتاقی که بودیم بالای تختی خوابیده بود ....
اکبر در اوج سرما تازه از نگهبانی برگشته و خوابیده بود، به محض اینکه تقی خان بالای سر اکبر ظاهر شد، از آنجایی که از قبل هم متوجه پچ پچ های تقی در گوش دوستان شده بود،....
طاقتش طاق شده و بشدت داد زد طوری که تقی تقریبا متوجه شده بود که خیلی عصبانی شده،فوری کنار کشید و بسمت درب اتاق رفت......
اکبر آقا هم در اوج ناراحتی کلاه خُود به این محکمی رو در دل تاریکی به سمت تقی پرتاب کرد، بطوریکه لبه کلاه خُود وسط درب اتاق فرو رفته بود و چنان باعث خنده ما و از طرفی باعث وحشت تقی شده بود....
تقی تنها راه چاره را فرار از این اتاق دید و به سمت پست نگهبانی خود روانه شد....
تقی حالا خواب از چشمش پریده بود و دوباره به محل نگهبانی خود برگشت.....
دنبالش رفتم و در حالیکه براش خیلی ناراحت شدم گفتم آقا تقی مگه این کار امکان پذیر هست که شما از ابتدای شب تا صبح (اون هم) جای دیگران باشی......
خلاصه آقا تقی در حالیکه بشدت از صدای آقای اکبر با اون پرتاب بسیار خطرناک کلاهخود با صدای وحشتناکش در دل شب دستپاچه شده بود، میگفت :
نه هیچ اشکالی نداره خودم باز هم می ایستم و خوابم هم نمی بره.....
بنظرم حرکت غیرمنتظره آقا اکبر خواب رو بکلی از چشمان تقی ربوده بود ....😂😂
#گردان_فجر
#شهربانی_آبادان
#تقی_مستوی
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
محاسنی علیرضا
تقی مستوی اخلاق خاص خودش را داشت و دلی پاک و بی ریا ......
سرعت و پیوستگی کلام تقی واقعا گاهی اوقات آدم رو عصبانی میکرد، ضمن اینکه خیلی علاقه داشت در جبهه برای کارهای مربوط به دوستان خودش پیش قدم و به اصطلاح ایثار و از خودگذشتگی نشان دهد....
همین عشق و علاقه بود که در سال ۶۵ و قبل از عملیات کربلای پنج در ساختمان شهربانی آبادان با تعدادی از دوستان در اتاقی بودیم که آقا تقی هم حضور داشت ....
از آنجایی که حس ایثارگری آقا تقی وقت و محل و حساسیت حالیش نبود، جلوی درب شهربانی آبادان از همون اول شب به بچههای نگهبان سر میزد و میگفت امشب خودم تا صبح جای همتون نگهبانی میدم......
خلاصه از روی لیست که نوبت به آقا تقی رسید اصرار داشت که دیگه نمیخواد بچه ها رو بیدار کنی و برادری که به اصطلاح پاس بخش بود بهش، گفت هوا خیلی سرده و اینجوری نمیشه ......
از او مخالفت و از تقی اصرار بر اینکه نهایتش گفت باشه، حالا شما بخوابید یه کاریش میکنم ......
خلاصه تقی از نیمه های شب دی ماه 1365 گذشت و گذشت تا نزدیکی اذان صبح خیلی خوابش گرفته بود....
هوا هم بسیار سرد بود و آدم از سرما خنجرک می زد.....
در همین حال به نگهبان بغلی سفارش میکنه که کمی بیشتر مراقب باشه، تا برم بچههای دیگه که احیانا نگهبانی نداده اند و نوبتشون هم هست در عالم خواب پبدا کنه .......
تقریبا اتاق ما همگی نگهبانی داده بودند و تقی هم بخاطر اینکه با ما بیشتر آشنا بود حتی اتاق پاس بخش رو هم رها کرده و نمیدونست کجاست......
ساختمان شهربانی هم بسیار تاریک و با گونی های خاک از سمت هر شیشه ای مسدود شده بود، همین موضوع باعث میشد که هرچه بیشتر بر تاریکی داخل ساختمان افزوده شود .....
خلاصه تقی تنها راه چاره رو بیدار کردن بچههای اتاق ما دیده بود .....
از دم همه ما را از خواب بیدار و سوال میکرد، ببخشید برادر شما نگهبانی دادی؟؟!!!
بچهها هم اکثرا در عالم خواب در آن هوای سرد میگفتند بله بابا من تازه برگشتم،،،،،،
اکبر هم در دسته ما و اتفاقا در اتاقی که بودیم بالای تختی خوابیده بود ....
اکبر در اوج سرما تازه از نگهبانی برگشته و خوابیده بود، به محض اینکه تقی خان بالای سر اکبر ظاهر شد، از آنجایی که از قبل هم متوجه پچ پچ های تقی در گوش دوستان شده بود،....
طاقتش طاق شده و بشدت داد زد طوری که تقی تقریبا متوجه شده بود که خیلی عصبانی شده،فوری کنار کشید و بسمت درب اتاق رفت......
اکبر آقا هم در اوج ناراحتی کلاه خُود به این محکمی رو در دل تاریکی به سمت تقی پرتاب کرد، بطوریکه لبه کلاه خُود وسط درب اتاق فرو رفته بود و چنان باعث خنده ما و از طرفی باعث وحشت تقی شده بود....
تقی تنها راه چاره را فرار از این اتاق دید و به سمت پست نگهبانی خود روانه شد....
تقی حالا خواب از چشمش پریده بود و دوباره به محل نگهبانی خود برگشت.....
دنبالش رفتم و در حالیکه براش خیلی ناراحت شدم گفتم آقا تقی مگه این کار امکان پذیر هست که شما از ابتدای شب تا صبح (اون هم) جای دیگران باشی......
خلاصه آقا تقی در حالیکه بشدت از صدای آقای اکبر با اون پرتاب بسیار خطرناک کلاهخود با صدای وحشتناکش در دل شب دستپاچه شده بود، میگفت :
نه هیچ اشکالی نداره خودم باز هم می ایستم و خوابم هم نمی بره.....
بنظرم حرکت غیرمنتظره آقا اکبر خواب رو بکلی از چشمان تقی ربوده بود ....😂😂
#گردان_فجر
#شهربانی_آبادان
#تقی_مستوی
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
👍2
گامی در شناخت رزمندگان و ایثارگران
✅ رزمندگان جنگ از همین بچه های کوچه و بازار ، دانش آموزان و دانشجویان از شهر و روستا بودند که وقتی سرزمین و خاکشان دستخوش هجوم و لگد مال ناپاکان شده برای حفظ تمامیت ارضی سر از پای نشناخته و عازم جبهه های جنگ شدند ....
✅ بخشی از این رزمندگان بنا به امر دینی و برخی حفظ سرزمین در نیات و عمل آنها نمود بیشتر داشت اما همه دل در بیرون راندن دشمن از این سرزمین اهورایی داشتند.
✅ از این طیف تعدادی جان خویش را بر سر پیمان نهاده ، تعدادی در چنگال های خصم گرفتار شده و تعدادی نیز بال و پر شکسته به درون جامعه و مردم و زندگی روزمره برگشتند ......
✅ برندگان واقعی دفاع مقدس شهدا بودند و بازماندگان شهدا و کسانی که خود را رهرو آنها می دانند باید بدانند شهدا برای رفع ظلم و ستم و مقابله با تعدی دشمن از سلامتی و جان به عنوان مهمترین دارایی خویش گذشتند و آسمانی شدند...
✅ از برکت ایثارگران و شهدا ایران دارای امنیت شد ، برخی صاحب القاب سردار، برخی دکتر و استاد و.... شدند و امان از فراموشی وعده و قول ها........
✅ مواظب باشیم در این راه در گفتار و کردار خویش باشیم زیرا آزمایش و امتحانات الهی سخت، غیر منتظره و متعدد است ، با یک تغییر جایگاه، با یک تعریف و القاب دهن پرکن می تواند زمینه ساز سقوط شود و بدبختی.
✅ من خودم را می گویم همنشین بندگان مخلص خدا و شهیدان در مقطعی بوده ام و امید به دستگیری و شفاعت آنها دارم هر چند غالب پویندگان این راه دل در گرو همین آرزو دارند.
✅ بیاد داشته باشیم خداوند طبق آیات شریف برای لحظه لحظه عمر ما ذره المثقال برخورد میکند همانگونه که شهدا در همه کارهای خود شرعیات و اخلاق و رفتار اسلامی را رعایت می کردند و :
✅مهربان بودند
✅غیبت نمی کردند
✅تهمت نمی زدند
✅امر به معروف و نهی عملی داشتند
✅رعایت بیت المال و حق الناس الگوی آنان بود
✅اخلاص و ایثار مشخصه آنان بود
✅شجاع بودند
✅نسبت به عفاف و حجاب حساس بودند
✅از ریا و تملق بیزار بودند
✅عاشق قرائت قرآن و عمل به آن بودند
✅اهل راز و نیاز و تضرع بودند
✅و........
امیدوارم در پیمودن این راه در گفتار و کردار رهرو صادقی بوده و شرمسار رفقای شهیدمان در پیشگاه الهی نباشیم ان شاالله
#فرهنگ_جبهه
#اخلاق_رفتار_رزمندگان
#جبهه_دانشگاه_عملی
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
✅ رزمندگان جنگ از همین بچه های کوچه و بازار ، دانش آموزان و دانشجویان از شهر و روستا بودند که وقتی سرزمین و خاکشان دستخوش هجوم و لگد مال ناپاکان شده برای حفظ تمامیت ارضی سر از پای نشناخته و عازم جبهه های جنگ شدند ....
✅ بخشی از این رزمندگان بنا به امر دینی و برخی حفظ سرزمین در نیات و عمل آنها نمود بیشتر داشت اما همه دل در بیرون راندن دشمن از این سرزمین اهورایی داشتند.
✅ از این طیف تعدادی جان خویش را بر سر پیمان نهاده ، تعدادی در چنگال های خصم گرفتار شده و تعدادی نیز بال و پر شکسته به درون جامعه و مردم و زندگی روزمره برگشتند ......
✅ برندگان واقعی دفاع مقدس شهدا بودند و بازماندگان شهدا و کسانی که خود را رهرو آنها می دانند باید بدانند شهدا برای رفع ظلم و ستم و مقابله با تعدی دشمن از سلامتی و جان به عنوان مهمترین دارایی خویش گذشتند و آسمانی شدند...
✅ از برکت ایثارگران و شهدا ایران دارای امنیت شد ، برخی صاحب القاب سردار، برخی دکتر و استاد و.... شدند و امان از فراموشی وعده و قول ها........
✅ مواظب باشیم در این راه در گفتار و کردار خویش باشیم زیرا آزمایش و امتحانات الهی سخت، غیر منتظره و متعدد است ، با یک تغییر جایگاه، با یک تعریف و القاب دهن پرکن می تواند زمینه ساز سقوط شود و بدبختی.
✅ من خودم را می گویم همنشین بندگان مخلص خدا و شهیدان در مقطعی بوده ام و امید به دستگیری و شفاعت آنها دارم هر چند غالب پویندگان این راه دل در گرو همین آرزو دارند.
✅ بیاد داشته باشیم خداوند طبق آیات شریف برای لحظه لحظه عمر ما ذره المثقال برخورد میکند همانگونه که شهدا در همه کارهای خود شرعیات و اخلاق و رفتار اسلامی را رعایت می کردند و :
✅مهربان بودند
✅غیبت نمی کردند
✅تهمت نمی زدند
✅امر به معروف و نهی عملی داشتند
✅رعایت بیت المال و حق الناس الگوی آنان بود
✅اخلاص و ایثار مشخصه آنان بود
✅شجاع بودند
✅نسبت به عفاف و حجاب حساس بودند
✅از ریا و تملق بیزار بودند
✅عاشق قرائت قرآن و عمل به آن بودند
✅اهل راز و نیاز و تضرع بودند
✅و........
امیدوارم در پیمودن این راه در گفتار و کردار رهرو صادقی بوده و شرمسار رفقای شهیدمان در پیشگاه الهی نباشیم ان شاالله
#فرهنگ_جبهه
#اخلاق_رفتار_رزمندگان
#جبهه_دانشگاه_عملی
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
👍3
داوود و ماادراک داوود
مصدر ماشاءالله
علاوه بر این فضائل ناب و خصائل خاص که داوود در خود نهان و عیان داشت باید به خاطرات نابی که تا کنون گفته نشده هم اشاره کرد:
✅ در صبح یخ بندان جبهه شمالغرب در پادگان دهگلان با سرمای زیر صفر داود پیش از صحرگاهان و سپیده دم برمیخاست و برفهای یخ زده را میشکافت و آفتابه های متعدد را با آب های زیر یخ ها پر می ساخت و این نه کار یک شب و دو شب او که کار همیشه او بود و این در حالی بود که ما در این ساعات خوش و خاص در خواب ناز بودیم و از دنیا بی خبر .....
✅داود به یقین از معدود فرماندهانی بود که او را فقط با نام خالص داود صدا میزدند نه حاجی نه برادر نه پیشوند نه پسوند نه منصب نه مسند نه لقب نه مدرک فقط داود خالی ....
خدایش او را بیامرزد و صد مرتبه خدا را شکر که او رفت ! شاید درست نباشد بگویم خدا را شکر که رفت اما واقعا داود می ماند که چه ببیند و چه بشنود ! او که تحمل و توان صبر بر یک روز درد و رنج زخمهای شیمیایی یارانش را نداشت و تا آخر با آنان ماند و عاقبت هم با آنان رفت چطور میخواست بماند و این همه ناملایمات و نامهربانی ها در حق یارانش را ببیند ! بله با کمال تاسف باید بگویم خدا رو شکر که داود رفت و نماند که اگر می ماند هر روزش باید میرفت و چنان خون دل میخورد که از درد زخم و تاول گاز خردل هزاران بار بدتر بود
خدایا دل داود را با ما صاف و دعای خیرش را بدرقه راه پر پیچ و خم و پرسنکلاخ ما گردان... الهی آمین
#فرهنگ_جبهه
#اخلاق_رفتار_جبهه
#داوود_دانایی
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
مصدر ماشاءالله
علاوه بر این فضائل ناب و خصائل خاص که داوود در خود نهان و عیان داشت باید به خاطرات نابی که تا کنون گفته نشده هم اشاره کرد:
✅ در صبح یخ بندان جبهه شمالغرب در پادگان دهگلان با سرمای زیر صفر داود پیش از صحرگاهان و سپیده دم برمیخاست و برفهای یخ زده را میشکافت و آفتابه های متعدد را با آب های زیر یخ ها پر می ساخت و این نه کار یک شب و دو شب او که کار همیشه او بود و این در حالی بود که ما در این ساعات خوش و خاص در خواب ناز بودیم و از دنیا بی خبر .....
✅داود به یقین از معدود فرماندهانی بود که او را فقط با نام خالص داود صدا میزدند نه حاجی نه برادر نه پیشوند نه پسوند نه منصب نه مسند نه لقب نه مدرک فقط داود خالی ....
خدایش او را بیامرزد و صد مرتبه خدا را شکر که او رفت ! شاید درست نباشد بگویم خدا را شکر که رفت اما واقعا داود می ماند که چه ببیند و چه بشنود ! او که تحمل و توان صبر بر یک روز درد و رنج زخمهای شیمیایی یارانش را نداشت و تا آخر با آنان ماند و عاقبت هم با آنان رفت چطور میخواست بماند و این همه ناملایمات و نامهربانی ها در حق یارانش را ببیند ! بله با کمال تاسف باید بگویم خدا رو شکر که داود رفت و نماند که اگر می ماند هر روزش باید میرفت و چنان خون دل میخورد که از درد زخم و تاول گاز خردل هزاران بار بدتر بود
خدایا دل داود را با ما صاف و دعای خیرش را بدرقه راه پر پیچ و خم و پرسنکلاخ ما گردان... الهی آمین
#فرهنگ_جبهه
#اخلاق_رفتار_جبهه
#داوود_دانایی
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
ترجیح اخلاق بر دستور مافوق
راوی جوادافرا
اواخر سال 1363 قرار بود عملیاتی بزرگ در منطقه *شطعلی* ازسوی نیروها ازجمله تیپ ۱۵ امام حسن مجتبی ع انجام بشه و میبایست چند کیلومتر از مقر واحد تا اسکله جاده کشیده بشه و این موضوع محول شده بود به واحد مهندسی رزمی تیپ .
بعد از شهادت حمید شمایلی و سایر فرماندهان تیپ در قرارگاه جزیره شمالی سرپرستی واحد مهندسی به یکی از پاسداران سپرده شده بود ، کم کم به روزهای آغاز عملیات نزدیک می شدیم وگاهی وقتها تا نزدیک اذان مغرب مشغول جاده سازی بودیم ، گاهی با لودر و گاهی هم با غلطک کارمی کردم در بحبوبه جاده سازی یه روز حبیب الله شمایلی که یکی از پاهاش شکسته بود و با چوبهای زیر بغل راه میرفت و اومده بود با مشاهده پیشرفت کار اوضاع را بررسی کند که با دو تا از بچه ها هم صحبت شد از جمله مرحوم عیسی اژدری و منصوربهبهانی؛ من هم تازه با غلطک و جاده کوبی رسیدیم بهشون و از کنار جاده دستی بلند کرد و من هم با صدای بلند خوشامدگویی جوابشو دادم و یه چند دقیقه ای وایسادم و باهاش روبوسی کردم آخه حبیب الله از دوستان برادرم و همکارش بود و از هم محلهای ما بود و قبل از انقلاب عضو تیم فوتبال اسکار و از بازیکنان تند و تیز آن تیم بود.
از حال برادرم جویا شد و اوضاع خودم و کار در مهندسی سوال کرد و گفتم خدا را شکر با بودن و وجود اقا منصور و عیسی امور مهندسی روبراه شده و جمع بهبهانیها هم جمع. پس ازخداحافظی دوباره رفتم سوار غلطک شده و مشغول کار شدم و اقا حبیب هم دستی تکان داد و سوار جیپ فرماندهی شد و در گرد و غبار برخاسته در جاده ناشی از جاده سازی وعبور کامیون ها ناپدید شد .
چند روز بعد اقا منصور و عیسی جلو خط مقدم رفته بودند و امور مهندسی را به ما سپرده بودند و کارهای روز عملیات درحال انجام بود ، نیروهای ارتش هم در کنار ما چند تا مقر داشتند ؛ روز منتهی به عملیات تانکر آبی که جاده را آبپاشی می کرد در حرکت بود و مدام جاده تازه ساخته شده را آبپاشی میکرد .
ساعت حدودا ۴ الی 4.5 بعد از ظهر بود دیدم یه جیپ شهباز ارتشی که دو تا سرباز بودند وقتی ما را دیدند ایستادند و یکشون پیاده شده و پس از احوالپرسی گفت میتونم ازتون یه خواهش کنم؟ گفتم درخدمتم اگه بتونم انجام میدم ؛ سرباز با خواهش و تمنا گفت : آب خوردن ما تمام شده و به دلیل اینکه احتمالا عملیات بشه چند روزی آب بهمون نرسه امکان داره این تانک کوچک پشت ماشینه را برامون پر کنید؟ کمی مکث کردم چون یکی از دوستان رده بالا گفت بود که اگه این ارتشیها آب خواستند بهشون ندید چون خیلی تنبل هستن....... اما چهره معصوم دو تا سرباز را دوباره ورانداز کردم دلم سوخت......
بدون توجه به سفارش و حرفهای اون نفر هرچند از دستور سرپیچی می کردم به راننده تانکر آب آشامیدنی گفتم آقا فیصل لطفا تانکر کوچکی که پشت ماشینشون بسته بود را پر کنید .... فیصل گفت آقا جواد اگه فلانی بفهمه و توجه بشه ناراحت میشه گفتم اگه تو زبانت بسته باشه متوجه نمیشه ..... فوقش آقا فیصل ایشون از من ناراحت میشه ولی *امام حسین* ازمون راضی میشه .....
آقا فیصل هم از سربازها خواست ماشین را نزدیک تانکر ببرن و در عرض ۲۰ دقیقه پرآب شد و پس از تشکر زیاد تو دشت ناپیدا شدند و پس از پایان کار رفتیم مقر و گوش سپردیم به اخبارلندن(بی بی سی)ساعت۸ شب ؛ رادیو لندن در شروع اخبارش از احتمال آغاز عملیات ایران در مناطق جنوبی جزایر مجنون علیه ارتش عراق گفت و عملیات هم همان شب با نام عملیات بدر آغاز که در ان عملیات دوست عزیز و مهربانم *حمید گوهری* به فیض شهادت رسید .
درخاتمه بگویم که درسال ۸۶ آن فرمانده را دیدم و از او حلالیت طلبیدم که دستور نظامیش را اجرا نکرده بودم .
#تانکر_آب
#اخلاق_قانون
#اطاعت_از_فرماندهی
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com
راوی جوادافرا
اواخر سال 1363 قرار بود عملیاتی بزرگ در منطقه *شطعلی* ازسوی نیروها ازجمله تیپ ۱۵ امام حسن مجتبی ع انجام بشه و میبایست چند کیلومتر از مقر واحد تا اسکله جاده کشیده بشه و این موضوع محول شده بود به واحد مهندسی رزمی تیپ .
بعد از شهادت حمید شمایلی و سایر فرماندهان تیپ در قرارگاه جزیره شمالی سرپرستی واحد مهندسی به یکی از پاسداران سپرده شده بود ، کم کم به روزهای آغاز عملیات نزدیک می شدیم وگاهی وقتها تا نزدیک اذان مغرب مشغول جاده سازی بودیم ، گاهی با لودر و گاهی هم با غلطک کارمی کردم در بحبوبه جاده سازی یه روز حبیب الله شمایلی که یکی از پاهاش شکسته بود و با چوبهای زیر بغل راه میرفت و اومده بود با مشاهده پیشرفت کار اوضاع را بررسی کند که با دو تا از بچه ها هم صحبت شد از جمله مرحوم عیسی اژدری و منصوربهبهانی؛ من هم تازه با غلطک و جاده کوبی رسیدیم بهشون و از کنار جاده دستی بلند کرد و من هم با صدای بلند خوشامدگویی جوابشو دادم و یه چند دقیقه ای وایسادم و باهاش روبوسی کردم آخه حبیب الله از دوستان برادرم و همکارش بود و از هم محلهای ما بود و قبل از انقلاب عضو تیم فوتبال اسکار و از بازیکنان تند و تیز آن تیم بود.
از حال برادرم جویا شد و اوضاع خودم و کار در مهندسی سوال کرد و گفتم خدا را شکر با بودن و وجود اقا منصور و عیسی امور مهندسی روبراه شده و جمع بهبهانیها هم جمع. پس ازخداحافظی دوباره رفتم سوار غلطک شده و مشغول کار شدم و اقا حبیب هم دستی تکان داد و سوار جیپ فرماندهی شد و در گرد و غبار برخاسته در جاده ناشی از جاده سازی وعبور کامیون ها ناپدید شد .
چند روز بعد اقا منصور و عیسی جلو خط مقدم رفته بودند و امور مهندسی را به ما سپرده بودند و کارهای روز عملیات درحال انجام بود ، نیروهای ارتش هم در کنار ما چند تا مقر داشتند ؛ روز منتهی به عملیات تانکر آبی که جاده را آبپاشی می کرد در حرکت بود و مدام جاده تازه ساخته شده را آبپاشی میکرد .
ساعت حدودا ۴ الی 4.5 بعد از ظهر بود دیدم یه جیپ شهباز ارتشی که دو تا سرباز بودند وقتی ما را دیدند ایستادند و یکشون پیاده شده و پس از احوالپرسی گفت میتونم ازتون یه خواهش کنم؟ گفتم درخدمتم اگه بتونم انجام میدم ؛ سرباز با خواهش و تمنا گفت : آب خوردن ما تمام شده و به دلیل اینکه احتمالا عملیات بشه چند روزی آب بهمون نرسه امکان داره این تانک کوچک پشت ماشینه را برامون پر کنید؟ کمی مکث کردم چون یکی از دوستان رده بالا گفت بود که اگه این ارتشیها آب خواستند بهشون ندید چون خیلی تنبل هستن....... اما چهره معصوم دو تا سرباز را دوباره ورانداز کردم دلم سوخت......
بدون توجه به سفارش و حرفهای اون نفر هرچند از دستور سرپیچی می کردم به راننده تانکر آب آشامیدنی گفتم آقا فیصل لطفا تانکر کوچکی که پشت ماشینشون بسته بود را پر کنید .... فیصل گفت آقا جواد اگه فلانی بفهمه و توجه بشه ناراحت میشه گفتم اگه تو زبانت بسته باشه متوجه نمیشه ..... فوقش آقا فیصل ایشون از من ناراحت میشه ولی *امام حسین* ازمون راضی میشه .....
آقا فیصل هم از سربازها خواست ماشین را نزدیک تانکر ببرن و در عرض ۲۰ دقیقه پرآب شد و پس از تشکر زیاد تو دشت ناپیدا شدند و پس از پایان کار رفتیم مقر و گوش سپردیم به اخبارلندن(بی بی سی)ساعت۸ شب ؛ رادیو لندن در شروع اخبارش از احتمال آغاز عملیات ایران در مناطق جنوبی جزایر مجنون علیه ارتش عراق گفت و عملیات هم همان شب با نام عملیات بدر آغاز که در ان عملیات دوست عزیز و مهربانم *حمید گوهری* به فیض شهادت رسید .
درخاتمه بگویم که درسال ۸۶ آن فرمانده را دیدم و از او حلالیت طلبیدم که دستور نظامیش را اجرا نکرده بودم .
#تانکر_آب
#اخلاق_قانون
#اطاعت_از_فرماندهی
http://telegram.me/safeer59
http://Www.Safeer.blogfa.com