سفیر
209 subscribers
775 photos
86 videos
27 files
1.61K links
کانال سفیر تلاشی در جهت تحلیل و بیان درست و واقعی دفاع مقدس با سه رویکرد احساسی، حماسی و عقلایی
تماس با مدیر:
Www.Safeer.blogfa.com
@najaf46
Download Telegram
از مارون تا مجنون : نقش مردم بهبهان در جنگ ایران و عراق (6) آموزش نیروهای جذب شده در سپاه

برای آموزش عمومی نیروهای جذب شده در سپاه پاسداران بهبهان، اولین گروه در اوایل مهر 1358 به پادگان کرخه در دزفول اعزام شدند. این دوره، دومین مرحله‌ی آموزشی سپاه خوزستان برای نیروهای جذب شده‌ی پاسداران رسمی در خوزستان بود. دوره بین بیست تا سی روز ادامه داشت و نیروها پس از آن به‌طور رسمی وارد سپاه می‌شدند.
⁧اولین گروه اعزامی به دوره آموزشی عبارت بودند از:
محمدرضا نجفیان¬مقدم، محمد پورداراب، یحیی هاشمی، عباس روانخواه، حمید آموزگاران، مشمول اکبریان‌نسب، محمدکاظم نحوی، امیر کشتکاران، قدرت‌الله دهقان، غلامحسین بهبهانی، عباس شُکرت، حاجتی بخردیان، حمدالله راد، سیدعلی صبایی، فرهاد روزخوش، ابراهیم خوش‌خواهش، سیدمجید میر، قدرت‌الله محمد حسنی، یدالله لرکی و ... .

بعد از پایان دوره‌ی آموزش عمومی، آموزش‌های عقیدتی- سیاسی نیز به‌صورت مستمر اجرا ‌شد. در مراحل بعد دوره‌های آموزش عمومی نیروها در پادگان پرکان دیلم اهواز برگزار گردید.

در این زمان تا روزهای آغازین جنگ در مهر 1359 فرماندهی سپاه شهرستان دیلم به عهده‌ی احمد باعثی از بهبهان بود. پس از چندی با وقوع یک تصادف برای نیروهای اعزامی از بهبهان در مسیر دیلم-بهبهان و با توجه به عضوگیری از نیروهای بومی، سپاه دیلم به‌صورت یک پایگاه مستقل درآمد. احمد باعثی قبل از انقلاب، معلم  بود. با پیروزی انقلاب وارد کمیته و مدتی مسئول ستاد کمیته­ی بهبهان شد. با تشکیل سپاه وارد تشکیلات سپاه بهبهان ‌شد و همراه با اولین نیروهای اعزامی به سوسنگرد رفت. با شهادت کاظم نحوی و نعمت‌الله عزتخواه طبق تصمیم سپاه بهبهان مسئولیت  بخش لجستیک و پشتیبانی سپاه بهبهان را به عهده گرفت.

#از_مارون_تا_مجنون
#نقش_بهبهان_در_دفاع_مقدس
#نجف_زراعت_پیشه
#مسعود_سرحدی
#آموزش_پاسداران
http://telegram.me/safeer59‎
http://Www.Safeer.blogfa.com
از مارون تا مجنون : نقش مردم بهبهان در جنگ ایران و عراق (6)
آموزش نیروهای جذب شده در سپاه

#از_مارون_تا_مجنون
#نقش_بهبهان_در_دفاع_مقدس
#نجف_زراعت_پیشه
#مسعود_سرحدی
#آموزش_پاسداران
http://telegram.me/safeer59‎
http://Www.Safeer.blogfa.com
از مارون تا مجنون : نقش مردم بهبهان در جنگ ایران و عراق (8) غائله‌ی کردستان و حضور پاسداران بهبهان

با اوج­گیری فعالیت گروه‌های ضد انقلاب در کردستان، نیروهای سپاه از سراسر کشور به استان کردستان و آذربایجان غربی اعزام شدند. از سپاه بهبهان نیز تعداد بیست نفر از پاسداران به فرماندهی محمدشفیع راوُد و جانشینی محمداسماعیل مبیّن در عصر روز 6/2/59  راهی تهران شدند. آنان به مدت یک هفته در پادگان امام علی(ع) که قبلاً پادگان گارد شاهنشاهی بود در منطقه­ی سعدآباد آموزش‌های فشرده‌ی جنگ چریکی، جنگ شهری، انفجارات، خنثی نمودن مین، رزم شبانه، عملیات راپل، سلاح­های سنگین و نیمه سنگین و ... را گذراندند (متانت)
نیروهای اعزامی به سنندج عبارت بودند از: محمدشفیع راود، یوسف متانت، خیرالله جنت‌شعار، محمداسماعیل مبیّن، حسین سالارپور، ابراهیم طهماسبی، مجید نیکجوان، قدرت‌الله محمدحسنی، عباس شکرت، یحیی هاشمی، محمدرضا نجفیان‌مقدم، حمید آموزگاران، مشمول اکبریان‌نسب، قدرت دهقان، محمد پورداراب، حمدالله راد، ابراهیم صبائی، حمدالله نیکزاد، ابراهیم خوش‌خواهش و سیدمجید میر.

 پس از اتمام دوره‌ی آموزشی با توجه به‌ضرورت سرعت عمل از یک سو و همچنین ناامن بودن مسیر، پاسداران را به‌وسیله‌ی هواپیمای C130 نیروی هوایی ارتش به سنندج اعزام کردند. در جریان این ماموریت تامین امنیت ادارات دولتی و نقاط حساس شهر در بین نیروهای مختلف اعزامی تقسیم گردید. بهبهانی‌ها مسئولیت صیانت از اداره­ی مخابرات و مناطق اطراف آن‌که از مکان‌های خیلی مهم بود را به عهده داشتند.
در نهایت روز 22/2/59  با تصرف شهر سنندج به دست ارتش و سپاه پس از دو ماه، ماموریتِ نیروهای سپاه بهبهان نیز در اوایل تیر 1359 به پایان رسید و همه‌ی نیروها بدون هیچ تلفاتی به بهبهان بازگشتند. (متانت، مبیّن، میر)[1]

[1] . در فرودگاه سنندج به دلیل اشراف دشمن بر آنجا پیش از نشستن هواپیما به نیروها دستور داده شد ساعت‌ها را از مچ دست بیرون آورده و با دستمال خود را استتار کنند. قبل از اینکه هواپیما بایستد با بازشدن درهای آن، نیروها از دو طرف روی باند پریده و به حالت سینه‌خیز خود را به سنگرهای احداث شده در کنار باند و پس از آن به یک سالن رساندند. بعد از گذشت 24 ساعت و بهبود نسبی وضعیت، نیروها به وسیله‌ی هلی‌کوپتر به مقر لشکر 28 پیاده‌ی کردستان انتقال داده شدند. با تاریک شدن هوا نفربرهای ارتش، نیروها را به ساختمان استانداری بردند و در طبقه‌ی دوم اسکان دادند. تنوع لهجه‌ها و قومیت‌ها حاکی از این بود که در آن روز از مناطق مختلفِ کشور نیرو برای تامین امنیت کردستان اعزام شده بود. ازدحام نیرو در سالن چنان زیاد بود که جایی برای نشستن هم نبود و عده‌ای در تمام طول شب به صورت نشسته یا ایستاده استراحت کردند. محیط اجتماعی کردستان و آذربایجان غربی اختلاطی از مردم عادی و ضدانقلاب بود. پوشش مردم کُرد از جمله زنان و دختران با لباس‌های محلی چنان بود که به واسطه‌ی وزن سنگین لباس‌ها مجبور بودند شال به کمر ببندند. گاه زیر شال و لباس‌ها سلاح سرد یا گرم پنهان می‌نمودند و در شرایط حساس از آن‌ها استفاده می‌‌کردند. از طرفی مردم کُرد به واسطه‌ی زندگی در محیط کوهستانی بسیار ورزیده و به دلیل محرومیت استان دچار بحران‌ها و تنش‌های قومی و مذهبی بودند. در این فضا تشخیص مردم عادی از نیروهای ضد انقلاب سخت بود. به همین خاطر نیروهای نظامی و امنیتی در منطقه برای رعایت امنیت و حفاظت از خویش همیشه مسلح و آماده‌ی دفاع بودند.


#از_مارون_تا_مجنون
#نقش_بهبهان_در_دفاع_مقدس
#نجف_زراعت_پیشه
#مسعود_سرحدی
#غائله_کردستان_سنندج
http://telegram.me/safeer59‎
http://Www.Safeer.blogfa.com
از مارون تا مجنون (7) نقش مردم بهبهان در جنگ ایران و عراق
راه‌اندازی پادگان آموزشی شهید بخردیان

در اواخر سال1360 و اوایل سال ۱۳۶۱ همزمان با ساخت مقر سپاه پاسداران بهبهان، تصمیم گرفته شد پادگانی برای آموزش عمومی نیروهای اعزام به جبهه ساخته شود. مکان انتخاب شده برای پادگان یک جنگل مصنوعی۱۴۰ هکتاری متعلق به منابع طبیعی بود که درختان موجود در آن غالباً متشکل از کُنار و نخیلات بود.
عملیات آماده‌سازی و ساخت‌وساز در۹۰ هکتار آن با تلاش مدیریت وقت دفتر عمرانِ سپاه که در آن زمان به عهده‌ی یوسف متانت و مصطفی دهدار و نبی خوشخوی بود، آغاز شد. ابتدا برای ساختِ دو آسایشگاه و اتاق‌هایی برای مربیان و تسلیحات، از تجهیزات جهاد سازندگی، راه و ترابری (قلی زمانیان) و واحد عمران فرمانداری بهبهان (حمید بقایی) استفاده گردید. در این میان با اعتراض برخی از اهالی روستاهای همجوار که مدعی مالکیت زمین بودند، روبه‌رو شدند.
پس از گذشت دو ماه، از اواسط بهار 1361در حالی که هنوز آسایشگاه‌ها تکمیل نشده بود با برپایی چادرهایی در محوطه‌ی پادگان، دوره‌های آموزشی اعزام به جبهه آغاز شد. در آن زمان در زمین‌های پادگان حدود ۲۰ هکتار کشاورزی صورت می‌گرفت. برای استفاده‌ی بهینه از محیط پادگان و کاشت نخیلات از مردم روستاهای اطراف استمداد شد و هزار پاجوش و دومیلِ نخل به‌رایگان در اختیار پادگان گذاشته شد که به دلیل عدم نگهداری درست، همه‌ی آن‌ها از بین رفت. همچنین تعداد زیادی درخت بید نیز در محوطه­ی پادگان کاشته شد که چشم‌انداز بسیار زیبایی به محیط پادگان داده بود.

پس از جنگ نیز پروژه‌ی توسعه‌ی پادگان با ساختمان‌سازی وسیع در محیط پادگان به‌وسیله‌ی حاج کمال صادقی و همکارانش پیگیری و اجرا شد که بعدها محل استقرار تیپ ۱۵ امام حسن مجتبی (ع) گردید. (یوسف متانت)

#از_مارون_تا_مجنون
#نقش_بهبهان_در_دفاع_مقدس
#نجف_زراعت_پیشه
#مسعود_سرحدی
#پادگان_شهید_بخردیان
http://telegram.me/safeer59‎
http://Www.Safeer.blogfa.com
کتاب: از مارون تا مجنون : نقش مردم بهبهان در جنگ ایران و عراق


از مارون تا مجنون:

نقش مردم بهبهان در جنگ ایران و عراق


پدیدآورندگان:

نجف زراعت‌پیشه، مسعود سرحدی


طراح جلد: اسماعیل شاکری‌نژاد

صفحه‌آرا: محبت زمانی

شمارگان: 100 نسخه

نوبت چاپ: دوم، شهریور ماه 1405

حق چاپ محفوظ است.

فهرست فیبا
زراعت‌پیشه، نجف،1346-
‏ از مارون تا مجنون: نقش مردم بهبهان در جنگ ایران و عراق/ نجف زراعت‌پیشه، مسعود سرحدی؛ ویراستار محبت زمانی.
‏بهبهان: هوتران، 1405
[728] ص. : مصور (بخشی رنگی)، جدول (بخشی رنگی)، نقشه (رنگی)، نمودار (رنگی).‏
7-61-7788-622-978 :ISBN
فهرست نویسی براساس اطلاعات فیپا
‏الف) شهیدان -- ایران -- ‏ بهبهان – سرگذشتنامه-- بازماندگان – خاطرات.
ب) جنگ ایران و عراق، ۱۳۵۹-۱۳۶۷ – بهبهان -- تاریخ
‏1625DSR
‏08430922/955
‏10421241

#از_مارون_تا_مجنون
#نقش_بهبهان_در_دفاع_مقدس
#نجف_زراعت_پیشه
#مسعود_سرحدی
#محبت_زمانی
#اسماعیل_شاکری_نژاد
http://telegram.me/safeer59‎
http://Www.Safeer.blogfa.com
فهرست مطالب کتاب از مارون تا مجنون
فهرست مطالب
درآمد
درگاه نخست:‏ بهبهان در دوران پیشاجنگ
جغرافیای شهرستان بهبهان                                                                                         
وقوع انقلاب اسلامی و نقش مردم بهبهان در آن
تشکیل کمیته‌ی انقلاب اسلامی در بهبهان
تشکیل جهاد سازندگی در بهبهان
تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بهبهان
آموزش نیروهای جذب شده در سپاه
راه‌اندازی پادگان آموزشی شهید بخردیان
غائله‌ی کردستان
درگاه دوم: بهبهان در دوران جنگ
آتش زیر خاکستر                                                                                                     
بحران در مرزهای خوزستان  ‏
ورود مهاجرین جنگی به بهبهان
اوضاع اجتماعی و اقتصادی شهر بهبهان                                                                     46
حضور رزمندگان بهبهانی در اولین ساعات تهاجم دشمن
اهواز، شهر جنگزده
حضور انفرادی جوانان بهبهانی در جبهه
ماموریت ویژه
تخلیه‌ی مهمات
شکارچی تانک
سوسنگرد، شهر عاشقان شهادت
شبیخون علی غیوراصلی
سرگردانی بین بستان، سوسنگرد و حمیدیه
مقاومت خرمشهر
پدافندی محور سوسنگرد
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات نصر (هویزه)
شوش، شهر شهیدان گمنام
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات 25 فروردین 1360
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات 31 اردیبهشت 1360
سازماندهی تیپ 17 قم
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات ثامن‌الائمه(ع)
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات طریق‌القدس (بستان)
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات فتح‌المبین
حضور رزمندگان بهبهان در عملیات بیت‌المقدس
گردان ابوالفضل(ع)
محور فکه (تیپ 17 قم)
مأموریت پاسداران به کردستان، سال 1361
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات رمضان (محور قرارگاه فجر)
تیپ22 بعثت
گردان رعد
گردان لیله‌القدر
ماموریت پدافندی پاسگاه زید
تیپ 15 امام حسن مجتبی(ع)
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات محرم
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات والفجر مقدماتی
گردان بدر
گردان صف
حضور رزمندگان بهبهانی در مرحله‌ی دوم عملیات والفجر مقدماتی
چرایی عدم موفقیت والفجر مقدماتی
پدافندی والفجر مقدماتی
حمله‌ی موشکی به مدرسه‌ی راهنمایی پیروز بهبهان
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات خیبر
آبادان
سایت خیبر
شرح عملیات خیبر
گردان 1 (محرم)
گردان 2 (سیدالشهدا)
گردان 3 (عاشورا)
گردان 4 (امام حسین)
گردان 5 (ابوالفضل)
تدارکات و لجستیک در عملیات خیبر
بهبهان در شوک
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات والفجر 6
پدافندی خیبر
قرارگاه فرماندهی تیپ در جزیره‌ی شمالی مجنون
سفره‌ی خونین و عروج فرماندهان
پدافند محور مجنون شمالی
پدافندی محور هورالعظیم (شط‌علی)
هورالعظیم (هورالهویزه)
ماموریت پدافندی تیپ در خیبر در منطقه هور
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات بدر
آموزش و آمادگی جسمانی
گروهان غواص ذوالفقار
رژه‌ی اقتدار
شب وداع
شرح عملیات بدر
فرماندهی عملیات تیپ
کمین آبراه تبوک
شکستن خط دشمن
گروهان خط‌شکن غواص ذوالفقار
طلسم البیضه
عقب‌نشینی
پدافندی بدر
بازپس‌گیری پاسگاه‌ها
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات والفجر 8
گردان سیدالشهدا(ع)
گردان امام حسین(ع)
گردان امیرالمومنین(ع)
گروهان ذوالفقار
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات والفجر 9
خط پدافندی لری (لاری)
تک‌های محدود لری
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات کربلای 1
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات کربلای2
انحلال تیپ در تابستان 1365
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات کربلای 3
حضور در لشکر 7 حضرت ولیعصر(عج)
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات کربلای 4
گردان فجر
گردان فتح
پدافندی فاو-البحار
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات کربلای 5
پرواز در فجر
پدافندی سنگرهای نونی شکل
گردان فتح در نهر جاسم
پدافندی نهر جاسم
گردان فجر
گردان فتح
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات نصر 4
گردان فجر (تلاقی دو نیرو
گردان فتح (فتح قله‌ی قشن)
پدافندی ارتفاعات قشن ماووت
گردان فتح
گردان فجر
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات نصر 8
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات والفجر10
گردان  فجر
گردان فتح
پدافندی در ارتفاعات رشن
گردان فتح
گردان فجر
حضور رزمندگان بهبهانی در عملیات بیت‌المقدس 7
گردان فجر
پدافندی جزیره‌ی مینو، تیر 1367
گردان مالک
پذیرش قطعنامه‌ی 598،  بیست و هفتم تیرماه 1367
شکل‌گیری مجدد تیپ 15 امام حسن مجتبی(ع) پس از جنگ
ماموریت‌های گردان‌های فجر و فتح پس از پذیرش قطعنامه
اشغال کویت به دست صدام، مرداد 1369
 
درگاه سوم: بهبهان، یگان‌ساز و شهر سرداران
بهبهان، یگان‌ساز و شهر سرداران                                                                        
الف: سرداران
سردار مجید بقایی فرمانده‌ی قرارگاه کربلا
سردار صدرالله فنی فرمانده‌ی قرارگاه فجر رمضان                                                  
سردار اسماعیل دقایقی فرمانده‌ی لشکر 9 بدر
سردار علی‌مؤمن طیبی و تیپ سوم شعبان
سردار امین شریعتی فرمانده‌ی لشکر 31 عاشورا
سردار حبیب‌الله شمایلی، سنگ صبور رزمندگان بهبهان
مصطفی شهیدزاده، بهداری و امداد و درمان
سردار لطف‌الله جهانتاب و تیپ 85 موسی بن جعفر(ع)
سردار یدالله شمایلی، فرمانده‌ی قرارگاه مهندسی- رزمی کربلا
ب: یگان‌ها                                                                                                            409
قرارگاه سرّی نصرت
تیپ ضدزره 201 ائمه(ع)
تیپ زرهی 72 محرم
دیده‌بان توپخانه
ج:پادگان‌ها و مقرهای نیروهای بهبهان در دوران جنگ
سایت 4 و 5
پادگان آموزشی شهید عبدالعلی بهروزی (پلاژ اندیمشک)
پادگان شهید بهروز غلامی ‌(سایت خیبر)
پادگان آموزشی مارِد
هتل آبادان و هتل کاروانسرا
تنگه‌ی ذلیجان
پادگان علی‌اکبر(ع)
پادگان شهید صدرالله فنی
پادگان شهید ناصرکاظمی
مدارس شهر آبادان
اردوگاه کرخه
پادگان حضرت رسول(ص) سنندج
اردوگاه بوالحسن
پادگان آموزشی شهید بخردیان
درگاه چهارم: تدارکات و پشتیبانی مردم بهبهان از جنگ
بسیج بهبهان و اعزام نیروهای مردمی به جبهه
بسیج دانش‌آموزی
واحد تعاون
تدارکات و پشتیبانی مردمی از جبهه
الف) جذب و اعزام نیرو
ب) آموزش نیروی انسانی
ج) خدمات پشتیبانی
د) مجتمع آموزشی رزمندگان
ه) اهدای خون به جبهه‌ها                                                                                       457
و) نقش زنان بهبهانی در دوران جنگ
ز) تبلیغات جنگ در بهبهان و جبهه‌ها
درگاه پنجم: پیوست‌ها
الف) آمارها
آمار کل شهدای بهبهان در دوران هشت‌ساله‌ی جنگ
آمار کل اسرای (آزادگان) بهبهانی در دوران هشت ساله‌ی جنگ
آمار کل جانبازان بهبهانی در دوران هشت‌ساله‌ی جنگError! Bookmark not defined.
آمار کل رزمندگان اعزامی از بهبهان در دوران جنگError! Bookmark not defined.
آمار خانواده‌هایی که بیش از یک شهید تقدیم ایران و اسلام نمودند
ب) تحلیل آماری اطلاعات شهدا، جانبازان، آزادگان و ایثارگران شهرستان بهبهان
توزیع جمعیتی شهدا و ایثارگران
تحلیل سنی شهدا و ایثارگران
توزیع زمانی شهادت و ایثارگری
سطح تحصیلات شهدا و ایثارگران
تحلیل جنسیتی ایثارگران
تحلیل مکانی و جغرافیایی
تحلیل جامع آماری وضعیت اسرا و آزادگان شهرستان بهبهان
تحلیل جامع آماری، اجتماعی و تاریخی وضعیت جانبازان شهرستان بهبهان
ج)
منابع و مآخذ
 

 
 
 
 

فهرست جدول‌ها
جدول 1: شناسنامه‌ی شهدای بهبهان
جدول 2: نمای کلی از آمار ایثارگران
جدول 3: توزیع سنی شهدای بهبهان
جدول 4: توزیع شهدای بهبهان در سال‌های مختلف
جدول 5: توزیع محل تولد شهدای بهبهان
جدول 6: عضویت شهدای بهبهان
جدول 7: شهدای دوران انقلاب
جدول 8: شهدای سال 1359 و اولین شهدای بهبهان در جنگ
جدول 9: شهدای موشکی بهبهان به ترتیب سن
جدول 10: شهدای سال 1367 و آخرین شهدای بهبهان در جنگ
جدول 11: توزیع زمان، مکان و عملیاتی که رزمندگان بهبهان بیشترین اسیر را داشتند
جدول 12: روزهایی که رزمندگان بهبهان بیشترین تعداد اسیر را داشتند
جدول 13: مهمترین روزهایی که اسرای بهبهان آزاد شدند
جدول 14: اطلاعات توصیفی جانبازان شهرستان بهبهان
جدول 15: جانبازان 70 درصد شهرستان بهبهان
جدول 16: توزیع فراوانی جانبازان شهرستان بهبهان بر حسب شدت جراحت
 
 

 
 
 
 

فهرست نمودار‌ها
نمودار 1: آمار شهدای بهبهان در روزهای مختلف ماه
نمودار 2: تعداد شهدای بهبهان در ماه‌های مختلف سال
نمودار 3: تعداد شهدای بهبهان در سال‌های مختلف از 1357 تا 1400
نمودار 4: محل تولد شهدای بهبهان
نمودار 5: توزیع شغلی شهدای بهبهان
نمودار 6: توزیع تعداد اسرای بهبهان بر حسب عملیات
نمودار 7: توزیع تعداد اسرای بهبهان طی سال‌های مختلف جنگ
نمودار 8: توزیع زمان اسارتِ اسرای بهبهان بر حسب ماه
نمودار 9: توزیع جانبازان شهرستان بهبهان بر اساس سطح جراحات (درصد جانبازی)
فهرست نقشه‌ها
نقشه‌ی 1: پدافندی سوسنگرد
نقشه‌ی  2: محور عملیاتی شوش 1359
نقشه‌ی 3: عملیات طریق‌القدس آزادسازی بستان
نقشه‌ی  4: عملیات فتح‌المبین
نقشه‌ی  5: عملیات بیت‌المقدس
نقشه‌ی 6: عملیات رمضان
نقشه‌ی 7: عملیات والفجر مقدماتی
نقشه‌ی 8: پدافندی عملیات والفجر مقدماتی
نقشه‌ی 9: عملیات خیبر
نقشه‌ی 10:پدافندی عملیات خیبر محورهای شط‌علی
نقشه‌ی 11: پدافندی عملیات خیبر محورهای شط‌علی و جزیزه‌ی مجنون شمالی
نقشه‌ی 12: عملیات بدر
نقشه‌ی 13: پدافندی منطقه عملیاتی بدر
نقشه‌ی 14: عملیات والفجر 8
نقشه‌ی 15: پدافندی عملیات والفجر 9 ارتفاعات لری استان سلیمانیه عراق
نقشه‌ی 16: عملیات کربلای 1: آزادسازی شهر مهران 1365
نقشه‌ی 17: عملیات کربلای 4
نقشه‌ی 18: عملیات کربلای 5: گردان فجر، بمباران شیمیایی جاده شهید صفوی
نقشه‌ی 19: عملیات کربلای 5: گردان فتح در نهر جاسم
نقشه‌ی 20: پدافندی عملیات کربلای 5: شلمچه نهر جاسم
نقشه‌ی 21: عملیات نصر 4 ارتفاعات قشن مشرف بر شهر ماووت
نقشه‌ی 22: عملیات نصر 8: ارتفاعات گرده رش
نقشه‌ی 23: عملیات والفجر 10: ارتفاعات شنام
نقشه‌ی 24: پدافندی والفجر 10: ارتفاعات ریشن
نقشه‌ی 25: عملیات بیت‌المقدس 7
https://cdn.imgurl.ir/uploads/b322____.png
نگهبانی آقا تقی

محاسنی علیرضا
تقی مستوی اخلاق خاص خودش را داشت  و دلی پاک و بی ریا ......
سرعت و پیوستگی کلام تقی واقعا گاهی اوقات آدم رو عصبانی میکرد، ضمن اینکه خیلی علاقه داشت در جبهه برای کارهای مربوط به دوستان خودش پیش قدم و به اصطلاح ایثار و از خودگذشتگی نشان دهد....
همین عشق و علاقه بود که در سال ۶۵ و قبل از عملیات کربلای پنج  در ساختمان شهربانی آبادان با تعدادی از دوستان در اتاقی بودیم که آقا تقی هم حضور داشت ....
از آنجایی که حس ایثارگری آقا تقی وقت و محل و حساسیت  حالیش نبود، جلوی درب شهربانی آبادان از همون اول شب به بچه‌های نگهبان سر میزد و میگفت امشب خودم تا صبح جای همتون نگهبانی میدم......
خلاصه از روی لیست که نوبت به آقا تقی رسید اصرار داشت که دیگه نمیخواد بچه ها رو بیدار کنی و برادری که به اصطلاح پاس بخش بود بهش، گفت هوا خیلی سرده و اینجوری نمیشه ......
از او مخالفت و از تقی اصرار بر اینکه نهایتش گفت باشه، حالا شما بخوابید یه کاریش میکنم ......
خلاصه تقی از نیمه های شب دی ماه 1365 گذشت و گذشت تا نزدیکی اذان صبح خیلی خوابش گرفته بود....
هوا هم بسیار سرد بود و آدم از سرما خنجرک می زد.....
در همین حال به نگهبان بغلی سفارش میکنه که کمی بیشتر مراقب باشه، تا برم بچه‌های دیگه که احیانا نگهبانی نداده اند و نوبتشون هم هست در عالم خواب پبدا کنه .......
تقریبا اتاق ما همگی نگهبانی داده بودند و تقی هم بخاطر اینکه با ما بیشتر آشنا بود حتی اتاق پاس بخش رو هم رها کرده و نمیدونست کجاست......
ساختمان شهربانی هم بسیار تاریک و با گونی های خاک از سمت هر شیشه ای مسدود شده بود، همین موضوع باعث میشد که هرچه بیشتر بر تاریکی داخل ساختمان افزوده شود .....
خلاصه تقی تنها راه چاره رو بیدار کردن بچه‌های اتاق ما دیده بود .....
 از دم همه ما را از خواب بیدار و سوال میکرد، ببخشید برادر شما نگهبانی دادی؟؟!!!
بچه‌ها هم اکثرا در عالم خواب در آن هوای سرد میگفتند بله بابا من تازه برگشتم،،،،،،
 اکبر هم در دسته ما و اتفاقا در اتاقی که بودیم بالای تختی خوابیده بود ....
اکبر در اوج سرما تازه از نگهبانی برگشته و خوابیده بود، به محض اینکه تقی خان بالای سر اکبر ظاهر شد، از آنجایی که از قبل هم متوجه پچ پچ های تقی در گوش دوستان شده بود،....
طاقتش طاق شده و بشدت داد زد طوری که تقی تقریبا متوجه شده بود که خیلی عصبانی شده،فوری کنار کشید و بسمت درب اتاق رفت......
 اکبر آقا هم در اوج ناراحتی کلاه خُود به این محکمی رو در دل تاریکی به سمت تقی پرتاب کرد، بطوریکه لبه کلاه خُود وسط درب اتاق فرو رفته بود و چنان باعث خنده ما و از طرفی باعث وحشت تقی شده بود....
تقی تنها راه چاره را فرار از این اتاق دید و به سمت پست نگهبانی خود روانه شد....
تقی حالا خواب از چشمش پریده بود و دوباره به محل نگهبانی خود برگشت.....
دنبالش رفتم و در حالیکه براش خیلی ناراحت شدم گفتم آقا تقی مگه این کار امکان پذیر هست که شما از ابتدای شب تا صبح (اون هم) جای دیگران باشی......
خلاصه آقا تقی در حالیکه بشدت از صدای آقای اکبر با اون پرتاب بسیار خطرناک کلاهخود با صدای وحشتناکش در دل شب دستپاچه شده بود، میگفت :
نه هیچ اشکالی نداره خودم باز هم می ایستم و خوابم هم نمی بره.....
 بنظرم حرکت غیرمنتظره آقا اکبر خواب رو بکلی از چشمان  تقی ربوده بود ....😂😂
#گردان_فجر
#شهربانی_آبادان
#تقی_مستوی
http://telegram.me/safeer59‎
http://Www.Safeer.blogfa.com
👍2
گامی در شناخت رزمندگان و ایثارگران
✅ رزمندگان جنگ از همین بچه های کوچه و بازار ، دانش آموزان و دانشجویان از شهر و روستا بودند که وقتی سرزمین و خاکشان دستخوش هجوم و لگد مال ناپاکان شده برای حفظ تمامیت ارضی سر از پای نشناخته و عازم جبهه های جنگ شدند ....
✅ بخشی از این رزمندگان بنا به امر دینی و برخی حفظ سرزمین در نیات و عمل آنها نمود بیشتر داشت اما همه دل در بیرون راندن دشمن از این سرزمین اهورایی داشتند.
✅ از این طیف تعدادی جان خویش را بر سر پیمان نهاده ، تعدادی در چنگال های خصم گرفتار شده و تعدادی نیز بال و پر شکسته به درون جامعه و مردم و زندگی روزمره برگشتند ......
✅ برندگان واقعی دفاع مقدس شهدا بودند و بازماندگان شهدا و کسانی که خود را رهرو آنها می دانند باید بدانند شهدا برای رفع ظلم و ستم و مقابله با تعدی دشمن از سلامتی و جان به عنوان مهمترین دارایی خویش گذشتند و آسمانی شدند...
✅ از برکت ایثارگران و شهدا ایران دارای امنیت شد ، برخی صاحب القاب سردار، برخی دکتر و استاد و.... شدند و امان از فراموشی وعده و قول ها........
✅ مواظب باشیم در این راه در گفتار و کردار خویش باشیم زیرا آزمایش و امتحانات الهی سخت، غیر منتظره و متعدد است ، با یک تغییر جایگاه، با یک تعریف و القاب دهن پرکن می تواند زمینه ساز سقوط شود و بدبختی.
✅ من خودم را می گویم همنشین بندگان مخلص خدا و شهیدان در مقطعی بوده ام و امید به دستگیری و شفاعت آنها دارم هر چند غالب پویندگان این راه دل در گرو همین آرزو دارند.
✅ بیاد داشته باشیم خداوند طبق آیات شریف برای لحظه لحظه عمر ما ذره المثقال برخورد می‌کند همانگونه که شهدا در همه کارهای خود شرعیات و اخلاق و رفتار اسلامی را رعایت می کردند و :
✅مهربان بودند
✅غیبت نمی کردند
✅تهمت نمی زدند
✅امر به معروف و نهی عملی داشتند
✅رعایت بیت المال و حق الناس الگوی آنان بود
✅اخلاص و ایثار مشخصه آنان بود
✅شجاع بودند
✅نسبت به عفاف و حجاب حساس بودند
✅از ریا و تملق بیزار بودند
✅عاشق قرائت قرآن و عمل به آن بودند
✅اهل راز و نیاز و تضرع بودند
✅و........
امیدوارم در پیمودن این راه در گفتار و کردار رهرو صادقی بوده و شرمسار رفقای شهیدمان در پیشگاه الهی نباشیم ان شاالله
#فرهنگ_جبهه
#اخلاق_رفتار_رزمندگان
#جبهه_دانشگاه_عملی
http://telegram.me/safeer59‎
http://Www.Safeer.blogfa.com
👍3
داوود و ماادراک داوود
مصدر ماشاءالله
علاوه بر این فضائل ناب و خصائل خاص که داوود در خود نهان و عیان داشت باید به خاطرات نابی که تا کنون گفته نشده هم اشاره کرد:

✅ در صبح یخ بندان جبهه شمالغرب در پادگان دهگلان با سرمای زیر صفر داود پیش از صحرگاهان و سپیده دم برمیخاست و برف‌های یخ زده را میشکافت و آفتابه های متعدد را با آب های زیر یخ ها پر می ساخت و ‌این نه کار یک شب و‌ دو شب او که کار همیشه او بود و این در حالی بود که ما در این ساعات خوش و خاص در خواب ناز بودیم و از دنیا بی خبر .....

✅داود به یقین از معدود فرماندهانی بود که او را فقط با نام خالص داود صدا میزدند نه حاجی نه برادر نه پیشوند نه پسوند نه منصب نه مسند نه لقب نه مدرک فقط داود خالی ....

خدایش او را بیامرزد و صد مرتبه خدا را شکر که او رفت ! شاید درست نباشد بگویم خدا را شکر که رفت اما واقعا داود می ماند که چه ببیند و چه بشنود ! او که تحمل و توان صبر بر یک روز درد و‌ رنج زخمهای شیمیایی یارانش را نداشت و تا آخر با آنان ماند و عاقبت هم با آنان رفت چطور میخواست بماند و این همه ناملایمات و نامهربانی ها در حق یارانش را ببیند ! بله با کمال تاسف باید بگویم خدا رو شکر که داود رفت و نماند که اگر می ماند هر روزش باید میرفت و چنان خون دل میخورد که از درد زخم و تاول گاز خردل هزاران بار بدتر بود
خدایا دل داود را با ما صاف و دعای خیرش را بدرقه راه پر پیچ و خم و پرسنکلاخ ما گردان... الهی آمین
#فرهنگ_جبهه
#اخلاق_رفتار_جبهه
#داوود_دانایی
http://telegram.me/safeer59‎
http://Www.Safeer.blogfa.com
ترجیح اخلاق بر دستور مافوق
راوی جوادافرا
اواخر سال 1363 قرار بود عملیاتی بزرگ در منطقه *شطعلی* ازسوی نیروها ازجمله تیپ ۱۵ امام حسن مجتبی ع انجام بشه و میبایست چند کیلومتر از مقر واحد تا اسکله جاده کشیده بشه و این موضوع محول شده بود به واحد مهندسی رزمی تیپ .
بعد از شهادت حمید شمایلی و سایر فرماندهان تیپ در قرارگاه جزیره شمالی سرپرستی واحد مهندسی به یکی از پاسداران سپرده شده بود ، کم کم به روزهای آغاز عملیات نزدیک می شدیم وگاهی وقتها تا نزدیک اذان مغرب مشغول جاده سازی بودیم ، گاهی با لودر و گاهی هم با غلطک کارمی کردم در بحبوبه جاده سازی یه روز حبیب الله شمایلی که یکی از پاهاش شکسته بود و با چوب‌های زیر بغل راه می‌رفت و اومده بود با مشاهده پیشرفت کار اوضاع را بررسی کند که با دو تا از بچه ها هم صحبت شد از جمله مرحوم عیسی اژدری و منصوربهبهانی؛ من هم تازه با غلطک و جاده کوبی رسیدیم بهشون و از کنار جاده دستی بلند کرد و من هم با صدای بلند خوشامدگویی جوابشو دادم و یه چند دقیقه ای وایسادم و باهاش روبوسی کردم آخه حبیب الله از دوستان برادرم و همکارش بود و از هم محل‌های ما بود و قبل از انقلاب عضو تیم فوتبال اسکار و از بازیکنان تند و تیز آن تیم بود.
از حال برادرم جویا شد و اوضاع خودم و کار در مهندسی سوال کرد و گفتم خدا را شکر با بودن و وجود اقا منصور و عیسی امور مهندسی روبراه شده و جمع بهبهانیها هم جمع. پس ازخداحافظی دوباره رفتم سوار غلطک شده و مشغول کار شدم و اقا حبیب هم دستی تکان داد و سوار جیپ فرماندهی شد و در گرد و غبار برخاسته در جاده ناشی از جاده سازی وعبور کامیون ها ناپدید شد .
چند روز بعد اقا منصور و عیسی جلو خط مقدم رفته بودند و امور مهندسی را به ما سپرده بودند و کارهای روز عملیات درحال انجام بود ، نیروهای ارتش هم در کنار ما چند تا مقر داشتند ؛ روز منتهی به عملیات تانکر آبی که جاده را آبپاشی می کرد در حرکت بود و مدام جاده تازه ساخته شده را آبپاشی می‌کرد .
ساعت حدودا ۴ الی 4.5 بعد از ظهر بود دیدم یه جیپ شهباز ارتشی که دو تا سرباز بودند وقتی ما را دیدند ایستادند و یکشون پیاده شده و پس از احوالپرسی گفت میتونم ازتون یه خواهش کنم؟ گفتم درخدمتم اگه بتونم انجام میدم ؛ سرباز با خواهش و تمنا گفت : آب خوردن ما تمام شده و به دلیل اینکه احتمالا عملیات بشه چند روزی آب بهمون نرسه امکان داره این تانک کوچک پشت ماشینه را برامون پر کنید؟ کمی مکث کردم چون یکی از دوستان رده بالا گفت بود که اگه این ارتشی‌ها آب خواستند بهشون ندید چون خیلی تنبل هستن....... اما چهره معصوم دو تا سرباز را دوباره ورانداز کردم دلم سوخت......
بدون توجه به سفارش و حرفهای اون نفر هرچند از دستور سرپیچی می کردم به راننده تانکر آب آشامیدنی گفتم آقا فیصل لطفا تانکر کوچکی که پشت ماشینشون بسته بود را پر کنید .... فیصل گفت آقا جواد اگه فلانی بفهمه و توجه بشه ناراحت میشه گفتم اگه تو زبانت بسته باشه متوجه نمیشه ..... فوقش آقا فیصل ایشون از من ناراحت میشه ولی *امام حسین* ازمون راضی میشه .....
آقا فیصل هم از سربازها خواست ماشین را نزدیک تانکر ببرن و در عرض ۲۰ دقیقه پرآب شد و پس از تشکر زیاد تو دشت ناپیدا شدند و پس از پایان کار رفتیم مقر و گوش سپردیم به اخبارلندن(بی بی سی)ساعت۸ شب ؛ رادیو لندن در شروع اخبارش از احتمال آغاز عملیات ایران در مناطق جنوبی جزایر مجنون علیه ارتش عراق گفت و عملیات هم همان شب با نام عملیات بدر آغاز که در ان عملیات دوست عزیز و مهربانم *حمید گوهری* به فیض شهادت رسید .
درخاتمه بگویم که درسال ۸۶ آن فرمانده را دیدم و از او حلالیت طلبیدم که دستور نظامیش را اجرا نکرده بودم .
#تانکر_آب
#اخلاق_قانون
#اطاعت_از_فرماندهی
http://telegram.me/safeer59‎
http://Www.Safeer.blogfa.com
ممد بابا
راوی : برادر ارجمند
مدتی در گروهان دیده بانی ثارالله ع از گردان اطلاعاتی حضرت قائم عج  معاونت اطلاعات قرارگاه نصرت حضور داشتند .
آن موقع تابستان و پاییز سال ۱۳۶۴ در بستان منزلی را به عنوان مقر حضور داشتیم
دیدگاه شناسایی ما در چذابه مستقر بود و نیروها به نوبت به دیدگاه می رفتند...
چند بار با ایشان نوبت دیده بانی داشتم .
بسیار آرام، متین و بسیار کم حرف بود
ما هم که موقع کار دیده بانی، میچسبیدیم پشت دوربین ۱۲۰ و به محمد مجال دیده بانی نمیدادیم .....
او هم هیچ نمی‌گفت و ساعتها در اتاقک دیدگاه نشسته و گاهی گزارشات اطلاعاتی را می‌نوشت .
چند باری شهید حاج لطف الله جهان‌تاب برای سرزدن به محمد آمد پیشمان...
 با لهجه بهبهانی کلی خوش و بش میکردند .
یاد باد آن روزگاران یاد باد....
#لطف_الله_جهانتاب
#محمد_درویش_پسند
#قرارگاه_نصرت
http://telegram.me/safeer59‎
http://Www.Safeer.blogfa.com
👍1
از مارون تا مجنون : نقش مردم بهبهان در جنگ ایران و عراق (9)
آتش زیر خاکستر
اگرچه رسماً در این زمان خبری از وقوع جنگ نبود ولی دولت عراق با نشان دادن چنگ و دندان، بروز جنگ را محتمل کرده بود. همین امر موجب شد سپاه پاسداران، دوره‌های آموزش نظامی خود را برای عموم آغاز کند.
بعد از پیروزی انقلاب تا اواسط دهه‌ی هفتاد شمسی تنها راه ارتباطی کشور با جنوب، جاده‌ی سراسری تهران به استان خوزستان بود. این جاده از بنادر جنوب، اهواز و اندیمشک گذشته و با عبور از استان‌های لرستان و مرکزی به تهران و سایر نقاط کشور متصل می‌شد. راه‌آهن سراسری نیز در موازی و مجاورت آن قرار داشت. هرگونه اخلال در این مسیر، منجر به مسدود شدن این جاده‌ی حیاتی می‌شد و می‌توانست نقل و انتقال نیرو و حمل و نقل کالاهای پشتیبانی و لجستیکی را با مشکل روبه‌رو سازد. در این صورت جاده¬ی بهبهان-دوگنبدان-شیراز، راه جایگزین برای دسترسی به سایر نقاط ایران محسوب می‌شد. این راه با توجه به کوهستانی‌بودنِ مسیر و پیچ و خم‌های زیاد، شرایط سخت‌تری برای دسترسی داشت. به جز این دو مورد راه مواصلاتی جایگزین دیگری برای عزیمت به سایر نقاط کشور وجود نداشت.
به همین منظور ارتش عراق نوک پیکان حمله‌ی رعدآسای خود را بر روی استان خوزستان متمرکز کرد تا با تصرف این منطقه‌ی مهم، تنگنای ژئوپلیتیکی خود را در زمینه‌ی دسترسی به سواحل و آب‌های آزاد رفع نموده و از طرف دیگر با تسلط بر این استان که درآمد و بودجه‌ی کشور متکی به آن بود، زمینه‌ی فروپاشی نظام اسلامی را فراهم آورد. در همان روزهای ابتدایی جنگ با پیشروی ارتش عراق به مرزهای ایران و محور خوزستان، جاده‌ی سراسری جنوب به شمال از طریق ارتفاعات منطقه در غرب ساحل کرخه در دید و تیررس آتش توپخانه‌ی دشمن قرار گرفت و امکان تردد و ارتباط زمینی در محدوده‌ی خوزستان را مشکل ساخت. در این زمان با توجه به شرایط اضطراری پیش¬آمده و لزوم حمایت و پشتیبانی از استان خوزستان، نقل و انتقالات نیرو و همچنین تخلیه‌ی مهاجرین جنگی از تنها مسیر جایگزین (یعنی بهبهان)، صورت می‌گرفت که از طریق گچساران به شیراز و سایر نقاط کشور متصل می‌شد. این پشتیبانی تدارکاتی تا پایان دوره‌ی هشت¬ساله‌ی جنگ ادامه داشت.
#از_مارون_تا_مجنون
#نقش_بهبهان_در_دفاع_مقدس
#نجف_زراعت_پیشه
#مسعود_سرحدی
#موقعیت_بهبهان
#ارتباطات_بهبهان
http://telegram.me/safeer59‎
http://Www.Safeer.blogfa.com
از مارون تا مجنون : نقش مردم بهبهان در جنگ ایران و عراق (10)
بحران در مرزهای خوزستان  ‏
با توجه به تضعیف ارتش در آن روزها و کاهش پرسنل ارتش و ژاندارمری در نوار مرزی و پاسگاه­ها در استان خوزستان، ‏سپاه ناحیه­ی خوزستان برای کمک به نیروهای ارتش و مقابله با اقدامات نفوذی عراق و همچنین کسب اطلاعات کامل در این ‏زمینه تعدادی از نیروهای خود را به‌صورت نوبتی به نوار مرزی خوزستان اعزام نمود تا ضمن پاسداری از مرزها و مقابله با ‏ترددهای غیر مجاز، نیروهای اطلاعاتی در منطقه را به مبادی ذیربط انتقال دهند. در این زمان انتقال اسلحه‌ی فراوان از سوی ‏ارتش بعثی در بین عشایر و درگیری­های لکه­ای مرزی به وفور مشاهده که گزارشات آن به رده­های بالا داده می‌شد.‏
در مرداد و شهریور 1359 با افزایش تنش­ها و تحرکات عراق در مناطق مرزی در میانه­ی تابستان، تعدادی از نیروهایی که تازه ‏دوره­ی آموزش عمومی‌خود را در پرکان دیلم طی کرده بودند به پاسگاه­های مرزی استان خوزستان، ‏حد فاصل استان ایلام و استان خوزستان در پاسگاه چزابه تا طلائیه و کوشک اعزام شدند. در هر پاسگاه ژاندارمری چند نیروی سپاه از ‏جمله نیرو­های بهبهان قرار گرفتند. دلیل آن هم ضعف شدید ارتش به خاطر وقوع کودتای اواخر تیر و پاکسازی افسران و فرماندهان و کمبود ‏نیرو بود. نیروهای ژاندارمری هم که در پاسگاه­ها و نقاط مرزی مستقر بودند روحیه­ی مناسبی نداشتند و‏ نیاز به حمایت همه جانبه داشتند. بر همین اساس سپاه خوزستان نیروهایی را به نواحی مرزی اعزام کرد. از جمله پاسدارانی که در پاسگاه­های ژاندارمری در کنار نیروهای ارتش حضور یافتند، می‌توان به: مصطفی دهدار، محمدرضا مهدوی و ‏قدرت دهقان اشاره کرد. به نقل آنان هر شب بلااستثنا از داخل هورالعظیم، قایق­‏های مملو از اسلحه و مهمات به بستان، سوسنگرد و هویزه آورده و بین عشایر مستقر در مرز توزیع می‌شد. (یوسف متانت)‏
#از_مارون_تا_مجنون
#نقش_بهبهان_در_دفاع_مقدس
#نجف_زراعت_پیشه
#مسعود_سرحدی
#بحران_مرزی
#مرزهای_خوزستان
http://telegram.me/safeer59‎
http://Www.Safeer.blogfa.com
جهاد مقعدی

در طول تاریخ،بشر روش های مختلفی را برای حذف دشمنان خود به کار برده است. اما شاید عجیب ترین آنها اقدام یکی از اعضای القاعده در سال ۲۰۰۹ برای ترور محمد بن نایف، شاهزاده سعودی باشد که به جهاد مقعدی معروف شد!
تروریست القاعده برای آنکه بتواند بدون شناسایی مواد منفجره را از لایه های امنیتی عبور دهد و به شاهزاده نزدیک شود، حدود 500 گرم مواد منفجره را در مقعد خود جاسازی نموده و سپس در لحظه مناسب به کمک تلفن همراه خود بمب را منفجر کرد.
در این حمله انتحاری، تروریست القاعده‌ای به خاطر شدت انفجار در دم کشته شد ولی شاهزاده سعودی بخاطر اینکه بدن تروریست جلوی موج انفجار را گرفته بود فقط کمی جراحات سطحی برداشت و زنده ماند‌‌‌‌‌‌‌!
عامل انفجاری عبدالله ابراهیم حسن عسیری اولین بار در ۳ فوریه ۲۰۰۹ زمانی به شهرت رسید که نام وی در فهرست مهم‌ترین مظنونان تروریستی عربستان سعودی اعلام گردید و پس از آن در ۲۷ اوت ۲۰۰۹ برای تلاش برای ترور شاهزاده محمد بن نایف معاون وزیر کشور عربستان سعودی، که بن نایف فقط کمی در این بمب‌گذاری مجروح گردید. در این حمله، حسن عسیری نیم کیلوگرم مواد منفجرهرا داخل مقعد و راست روده خود جاسازی کرده بود که کارشناسان امنیتی آن را یک روش نوآورانه توصیف کرده‌اند.عسیری از دستگاه فلزیاب عبور کرده بود و طی ۲۴ ساعت قبل از حمله تحت نظارت محافظان محمد بن نایف باقی‌مانده بود.
چند روز پیش از حمله، عسیری با نایف صحبت کرد و اعلام نمود که تمایل دارد عضو برنامه " بازگردان تروریست‌ها " شود که عربستان سعودی شروع نموده بود و دو نفر توافق کردند تا ملاقات کنند. در ۲۷ اوت ۲۰۰۹ م. عسیری در صف ملاقات‌کنندگان نایف برای ماه رمضان، احتمالاً از راه زنگ زدن با تلفن همراه، ماده منفجره‌ای را که در مقعد داشت منفجر نمود که باعث کشته شدن خودش شد اما تنها به صورت سطحی نایف را زخمی‌کرد؛ شاید به این خاطر که بدن خود عسیری جلوی موج انفجار را گرفته بود. تنها مورد شناخته شده‌استفاده از مواد انفجاری در مقعد، همین حمله عسیری بوده است که (به انگلیسی Body Cavity Bomb (BCB)) بمب حفره بدنی نامیده می‌شود.
#جهاد_مقعدی
#القاعده_داعش
#سلفی_افراطی
#ترور_وزیر_کشور_عربستان
http://telegram.me/safeer59‎
http://Www.Safeer.blogfa.com
تقلب
 فتح اله آبروشن:
یادم میاد یه بار تقلب یا به نوعی اختلاس کردم..
اولین بار جهت اعزام به جبهه سال 1360 وقتی رفتم پشت پنجره بسیج و عزیز رنجبر در و باز کرد و تا منو دید گفت : برو هنوز زوده؟! وقت داری بزرگ شدی بیا...

ناراحت گوشه ای نشستم و در فکر فرو رفتم که چطوری برم داخل بسیج ....
از هیاهوی نیروهای اعزامی درون محوطه بسیج دلم آروم و قرار نداشت..

هر چی فکر کردم و از کلمات سلمبه قلمبه استفاده کردم فایده نکرد....
سرفلکه شیراز نزدیک بسیج کبابی اونجا بود، فکری به ذهنم رسید ، رفتم و با ذغال درون منقل یک خط سبیلی درست کرده و تا غروب منتظر موندم.....
 گرگ و میش هوای غروب درب بسیج را زدم ، عزیز نگاهم کرد و گفت بیا داخل.... انگار دنیا مال من شده بود ، دلم  داشت پرپر میکرد؛ تو دلم جنگی بود که چرا اینکار و کردی؟! تو وجودم افتخار و غرور شده بود این حس دوگانه خوشحالی و ناراحتی هیچگاه مرا تنها نگذاشت....

۶ نفر شدیم برای نگهبانی.... عزیز به خطمون کرد و یک قبضه تفنگ ام یک به ۶ نفرمون داد و قدم زد و قدم زد و گفت: یک دستتون را به پشت بیارید و یک خشاب جنگی گلوله ام یک تو دستش بود ؛ گفت  هرکی که از پشت این خشاب را بزارم تو دستش میشه فرمانده شما..

سکوت  دلهره اوری حاکم بر صف ما بود.. هر کسی دلش می خواست خشاب درون دست وی گذاشته شود.....
در دلم غوغایی بود... به خودم گفتم : فتح الله توکه نامردی اومدی داخل ؟!
حالا چطور انتظار داری خدا نگاه به دعات بکنه؟!
و خشاب در دست تو گذاشته شود؟
 عزیز هی قدم زد قدم زد و ناگاه دیدم خشاب توی دستهای منه ..
از خوشحالی پر دراوردم و طوری رفتار کردم که گویی الان فرمانده سپاه هستم..
اون روزها منم تقلب کرده بودم تا فرماندار شهرم عراقی نباشه.
....
 من با اون رفتارم تا ماهها گرفتار ذهن ، دل و عقلم بودم...
مرتب می گفتم خدایا منو ببخش...
این روزها که این حجم و تعداد از اختلاس و تقلب را می بینم پیش خودم می گویم آیا آنها نیز گرفتاری و عذاب وجدان را دارند یا ...
ما جون دادیم و خون دادیم تا مردم شهرم و کشورم درآسایش و راحتی باشند..
افتخار کردیم جون میدادیم .....
افتخار میکردیم رفقا و بهترین سرمایه های خود را برای راحتی هم میهنان و خاک سرزمی خویش از دست می دادیم .....
آیا اونها هم ........

#تقلب
#ترفند_اعزام
#اعزام_نیرو
http://telegram.me/safeer59‎
http://Www.Safeer.blogfa.com
مین زدایی و توسعه

مطابق اعلام مرکز مین زدایی کشور میزان آلودگی به مین و مهمات باقی مانده از جنگ در پنج استان غربی کشور ۴میلیون و ۲۰۰ هزار هکتار برآورد شده است. لازم به ذکر است درسال ۹۱ اعلام شد که پاکسازی عمومی در کشور خاتمه یافته است.
ارتش عراق 16 میلیون مین  در مرزهای ایران کار گذاشت ، بیش از دو سوم مرز 186 کیلومتری شهرستان مرزی قصرشیرین در غرب کرمانشاه در جریان جنگ با عراق مین گذاری و آلوده به تله های انفجاری شد که علیرغم گذشت سال ها هنوز انفجارها در این منطقه جان مردم را میگیرد.
در جریان جنگ با عراق 16 میلیون مین در بیش از چهار میلیون و 200 هزار هکتار زمین های مناطق مرزی ایران توسط عراق کاشته شد که پس از جنگ و امضای قطعنامه 598 کار پاکسازی مناطق آلوده آغاز شد. قربانیان انفجار مین در نوار مرزی استان های درگیر جنگ  عمدتا غیر نظامیان، ساکنان و اهالی محلی مناطق مرزی یا عشایر هستند که در زمان کار کشاورزی روی زمین های خود، تحلیف احشام و یا رفت و آمدها بین روستاها دچار حادثه می شوند.
همیشه این نگرانی وجود دارد که صدای انفجاری در نوار مرز شنیده شود و این به دلیل این است که شاید مین عمل نکرده ای در گوشه ای زیر خاک ها دفن شده و در اثر بارش باران ، سیلاب و جابجایی خاک و شن بواسطه بادهای شدید به گوشه ای از سطح خاک منتقل شود. از این رو مین های عمل نکرده تهدید جدی علیه امنیت ذهنی و فکری شهروندان این مناطق است.
به عبارتی می توان گفت که جنگ در نوار مرزی ایران و عراق تمام نشده و مهمات و مین های به جا مانده از آن دوران هر چند وقت یک بار باعث کشته و زخمی شدن مردم و یا نیروهای پاکسازی کننده مناطق عملیاتی می شود.
مشکل اساسی در روند آلودگی مناطق مرزی آلوده به مین عدم توافق اجرایی معاهده 1975 الجزایر می باشد که قدم های بعدی شامل میله گذاری مرزی و رفع ابهامات مرزی  ، لایروبی اروندرود  و ... می باشد و متاسفانه تا قدم ابتدایی که با کلید زرین دیپلماسی صورت می پذیرد برداشته نشود قدم های بعدی متصور نیست ؛ این روند باعث ادامه وضعیت کنونی در استقرار نیروهای نظامی در سرتاسر مرز و خبرهای ناگوار آسیب دیدن و قطع عضو مردم عادی و نیروهای نظامی بود.
در صورت اجرایی شدن بندهای معاهده 1975 و استقرار شرایط عادی توام با آرامش مردم منطقه روی زمین های خویش به کشت و زرع پرداخته و دام های خویش را نیز به چرا ببرند ضمن این که اصلی ترین مدافعان مرزهای کشور طی تاریخ پرفراز و نشیب ایران مرزنشینان غیور بوده اند که در نتیجه آن امنیت حدود و ثغور ایران با کمترین نیرو و هزینه تامین شده و از پدیده نفوذ ، جاسوسی و قاچاق کالا که امنیت ملی را دچار خدشه می سازد جلوگیری می نماید.
#مین
#آلودگی_مرزی
#توسعه_امنیت_مرزی
#معاهده_1975_الجزایر
http://telegram.me/safeer59‎
http://Www.Safeer.blogfa.com