ضد روایت
719 subscribers
136 photos
42 videos
23 files
154 links
Download Telegram
وقتی اعتقادت رو به اسطوره از دست بدی، اسطوره از بین می‌ره.
@mamrizzio
گرد سم خران شما نیز بگذرد...
@mamrizzio
ده کتاب خوبی که امسال خواندم بی هیچ ترتیب خاصی:
انسان خردمند/ یووال نوح هراری/ نیک گرگین/ نشر نو
قوی سیاه/ نسیم نیکلاس طالب/ فرخ بافنده/ نشر صبح صادق
راهنمای بازدید از موزه کمونیسم/ اسلاونکا دراکولیچ/ بابک واحدی/ نشر ماهی
آدم ما در قاهره/ قاسم غنی/ ویرایش محمد قائد/ نشر کلاغ
شهری با میله های آهنی/ مارک پئیر/ ابراهیم صدقیانی/ نشر نو
در برابر استبداد/ تیموتی اسنایدر/ بابک واحدی/ نشر گمان
تاریخ زشتی/ اومبرتو اکو/ هما بینا، کیانوش تقی زاده/ فرهنگستان هنر
بالکان اکسپرس/ اسلاونکا دراکولیچ/ سونا انزابی نژاد/ نشر گمان
در باب حرف مفت/ هری فرانکفورت/ محسن کرمی/ نشر کرگدن
بازجویی از صدام/ جان نیکسون/ هوشنگ جیرانی/ نشر کتاب پارسه
جای ادبیات بسیار خالی است اما واقعا جز یک رمان خوب، چیزی نخواندم و هر چه بود، بد و متوسط بود و کارهای خوب، دست کم، نصیب من نشد. البته سلیقه ی کتابخوانی من چندین سال است به سمت «نان-فیکشن» و مقاله بلند متمایل شده، خوب یا بد...
@mamrizzio
یک روزنامه ی دیگر هم به پایان کارش رسید. این بار نه توقیف شد و نه ناامید. سرمایه گذارش را گرفتند و به ما گفتند علی یارتان.
ما استثنا بودیم؛ هم در شروع کار هم در ادامه و هم در پایان. تحریریه ای یکدست و کاری و به قول خودم «کم چلنج». استثنا بودیم؛ هم از لحاظ گرافیک و صفحه بندی و هم تعداد صفحات و حجم مطالب تولیدی. استثنا بودیم از لحاظ رویکردمان به مسائل جامعه. از شنای معلولان نوشتن و عکس و تیتر یک شدن در تاریخ روزنامه نگاری بی‌سابقه بود. همه جوره استثنا بودیم و «برند» روزنامه نگاری.
بعضی روزها کیف می‌کردی روزنامه «آسمان آبی» را می‌دیدی... اما تمام شد. چند ماهی در کنار هم بودیم و کار کردیم و برای من چند دوست خوب... اصلا بسیار خوب که دلم برایشان تنگ خواهد شد، باقی ماند.
امیدی نیست اما باید آرزو کرد که کاش دوباره زیر سقف آسمان آبی جمع شویم. بیاید آرزو کنیم و دلخوش باشیم.
@mamrizzio
همه ی ما «آسمان آبی»ها
@mamrizzio
این شب آخر سال از دستفروش ها خرید کنید. هرچند کم، هرچند ناچیز. از دستفروش های سالخورده حتما خرید کنید.
اگر اعتقاد مذهبی دارید برای ثوابش و اگر ندارید، حتما می‌دانید که نفس کار خیر، فواید درونی و بیرونی دارد.
در نهایت اینکه نمی‌خواهم بدبین باشم اما این شکاف عمیق طبقاتی و درآمدی منجر به زایش دوباره ی فاشیسم خواهد شد. فاشیسم در می‌کوبد و صدای نفس هایش نزدیک گوش ماست. با انجام چنین کارهایی، دست کم این فاجعه را عقب بیندازیم.
شب سال نو، تیره روزان اجتماع را از یاد نبریم.
@mamrizzio
السلام علیک یا سی و شش سالگی!
@mamrizzio
داریوش شایگان، فرد مهمی بود، خیلی مهم. از این منظر که هر چه نوشت و گفت، حرف خودش بود، بدان اعتقاد داشت و برآمده از فهم و سواد و دانش عمیقش از فرهنگ شرق و غرب بود.
خوب زیست و خوبتر هم از دنیا رفت.
برای آشنایی با تفکرات متأخر و البته مهم و موثر او کتاب «افسون زدگی جدید؛ هویت چهل تکه و تفکر سیار» را حتما بخوانید.
حالا هر سال دوم فروردین، تولدم همزمان شد با شروع عملیات فتح المبین، روز جهانی آب و سالروز مرگ داریوش شایگان.
@mamrizzio
بیداری اسلامی یک
بیماری اسلامی صفر
@mamrizzio
Damascus Time
معنای «به وقت دمشق» می‌دهد و واژه ی
Levant Time
ترجمه ی صحیح «به وقت شام» است.
لوانت، نام لاتین منطقه ی شام است.
#نکته_ویراستاری
#ابرام_دقت_کن
@mamrizzio
توی رودبار برای مغازه های زیتون فروشی، اسم کم اومده.
کار از پسران و پدران و سه تفنگدار گذشته و به ویا رئال و بولونیا رسیده.
حتی مشاهده شد که زیتون ونک یاشاسین آذربایجان هم داشتیم.
@mamrizzio
دانشمند هومو ساپینس یک عدد بچه ‌نئاندرتال را با کنجکاوی بررسی می‌کند.

جنگل مولا، اول مهر 84
«به نقل از محمد قائد»

@mamrizzio
اسم گوینده خبر، سید دانیال معین آل داوود هست.
این اسم و فامیلی، تلاقی انواع مذاهب در بین‌النهرین و صحاری حجاز، محسوب می‌شه.
حتی می‌شه گفت این اسم و فامیلی، خودش ممکنه به تنهایی «آرماگدون» باشه.
@mamrizzio
دینار کویت، هفده هزار تومان است. البته تا همین چند دقیقه پیش.
Good night & Good luck
@mamrizzio
در عصر انفجار اطلاعات، تا کی قرار است هارت و پورت کنیم؟
خب پاشو حیفا را با خاک یکسان کن پوریای ولی!
#جالوت_زمانه_ات_را_بپذیر
@mamrizzio
تا تلگرام فیلتر نشده، یک اعتراف صادقانه بکنم.
برای آدمها و رفتارهاشون، طبقه بندی خیلی خاصی قائلم؛ از همون طبقه بندی هایی که بورخس انجام داده بود، گمانم در داستان کوتاهی در «کتابخانه ی بابل».
از یک دسته از آدمها و رفتارهای سنجاق شده به اونها، متنفر و بیشتر هراسان هستم.
اونهایی که فقط به کتابهای موفقیت و سرمایه داری علاقه دارند. احساس می‌کنم اینها همه چیز را به صورت دسته های اسکناس می‌بینند. کراوات می‌بندند و همیشه ی خدا پیراهن اسپورت با کت رسمی می‌پوشند؛ دفتر دستک‌های شیک و پیک و شکلات خارجی خاک خورده روی میز.
پولدار شدن رؤیای همه ی ماست و آن که می‌گوید پول دوست ندارم مثل سگ دروغ می‌گوید و از ما نیست!
اما زندگی جنبه های دیگری هم دارد؛ مطالعه هم همین طور. پرواز شاهین خیال میان داستان ها و مرور تاریخ گذشتگان و کشف دوباره ی جهان...
از آنتونی رابینز و شاگردانش متنفرم!
@mamrizzio
در یک حکومت دیکتاتوری، «تکنوکرات» اسم رمز است و یک جریان و یک تیپ شخصیتی نیست.
تکنوکرات به معنی مدیر شیک پوش کمتر سیاسی و بیشتر بله قربان گویی است که اندکی تحصیلاتش از جامعه ی مدیران بیشتر است و نیمی به زبان مادری و نیمی هم بر زبان خارجی مهمی تسلط دارد.
تکنوکرات معمولا بر مصدر امور نمی‌نشیند و گاهی هم ممکن است چهار یا هشت سال بیکار باشد اما به زودی کسری بودجه‌اش را جبران می‌کند.
حکومت دیکتاتوری به قول تئودور آدورنو از نوعی «جارگون» یا زبان زرگری استفاده می‌کند و به قول سیدابراهیم نبوی، فرهنگ لغاتش خاص خود است.
@mamrizzio
چند تا از دوستهام که توی دانشگاه و دبیرستان تدریس می‌کنن، از نسل جدید صحبت می‌کنن؛ نسلی که گویا خیلی افسارگسیخته است.
البته این برای هر نسلی که قبل از خودش رو می‌بینه، اتفاق می‌افته!
اما یادم هست دوران دانشگاه، با یکی از همدوره ایها در خیابان قدم می‌زدیم و بستنی حصیری می‌خوردیم که ناگاه، این بنده خدا بستنی رو انداخت توی سطل آشغال و پرید اونطرف خیابان!
نیم ساعت بعد که حالش جا اومد و تونست حرف بزنه گفت دکتر فلانی استاد فلانولوژی! داشت از روبه‌رو می‌اومد.
بعله! در این حد...
@mamrizzio