مرزنشین
164 subscribers
355 photos
64 videos
29 files
430 links
یادداشت‌های نیمه کوتاه
www.88zelal.blogspot.com
Download Telegram
حدیثِ حاضرانِ غایب

پرسشی مدت‌هاست در اذهان به‌وجود آمده است و آن این‌که چرا در ایران کنونی هیچ پروژه‌ فکری مؤثری طراحی نمی‌شود یا دست‌کم تعداد اندکی پروژه مفصل‌بندی می‌شود و پامی‌گیرد. از آن مهم‌تر این‌که چرا همین اندک پروژه‌ها در سطح نخبگان مورد بحث قرار نمی‌گیرند و به گفت‌و‌گوهایِ عمومیِ مسئله‌محور نمی‌انجامند.

به‌نظر می‌رسد جریان‌های سیاسی کشور با وضعیت «بی‌آرمانی» مواجه شده‌اند. بدین‌معنا که حسب شرایط کشور از آرمان تهی شده‌ و در نتیجه، قطب‌نمای‌ خویش را از دست داده‌‌اند و نهایتاً «روش‌شناسی»‌شان به‌سطح «دشمن‌شناسی» تنزل کرده‌ است. علاوه بر این، جریان‌های سیاسی برخلاف نحله‌های فکری- فارغ از داوری ارزشی آن‌ها- از نظریه‌های قابل‌ تطبیق نیز بی‌بهره‌ شده‌اند. به عبارتی، در مقام ثبوت سخن بسیار می‌گویند اما در مقام اثبات سخن شنیدنی عرضه نمی‌کنند و به عبارتی از بازار سیاست حذف شده‌اند.

این وضعیت وخیم حوزه سیاست در ایران را می‌توان «موج‌سواری تئوریک» نام نهاد.

چنانکه مشاهده می‌کنیم برای یک ساختار مشخص سیاسی، با اقتصاد سیاسی کمابیش روشن، انبوهی تئوری «توسعه» و «عدالت» تجویز شده است بی‌آنکه به سطوح زیربنایی آن نظریات توجه شده باشد. این وضعیت تا حدی تراژیک و گاه کمیک است که حتی اگر صاحبان تئوری مشهور از گور برخیزند، قادر نخواهند بود با تابعان امروز خود به گفت‌وگو بپردازند.

ما با حاضرانی مواجه هستیم که سخن بسیار می‌گویند، اما بر جامعه و سیاست تأثیر عمیق و مثبتی نمی‌گذارند. وضعیتی که از آن با عنوان «سیالیّتِ سیاست» یاد شده به این معنا که استراتژی‌های بلندمدت و برآمده از آرمان جای خود را به تاکتیک‌های واکنشی و اپیزودیک مبتنی بر منفعت می‌دهند.

از یادداشت سعید حجاریان در مشق نو

t.me/mashghenowofficial/958
عمومی‌شدن فقر

برآوردهای مختلف، از افزایش شدید نرخ فقر طی سال‌های اخیر حکایت دارد. در گزارش‌های داخلی نرخ فقر براساس داده‌های هزینه-درآمد خانوار در سال ۱۴۰۳ بین ۳۶ تا ۴۴ درصد برآورد شده است (نرخ ۴۴ درصد مبتنی‌بر سبد خوراکی به‌روزشدۀ وزارت بهداشت است که کالری موردنیاز روزانه را ۲۳۸۰ کالری تعیین کرده است). بانک جهانی نیز در تازه‌ترین گزارش، نرخ فقر در ایران را برای سال ۲۰۲۶ حدود ۳۸.۸ درصد برآورد کرده است؛ با احتساب خط فقر ماهیانه کمتر از ۱۲ میلیون تومان برای خانوار- براساس برابری قدرت خرید دلار. جدای از این نرخ‌های متفاوت، بیش از دو دهه است که نرخ فقر مطلق کاهش پایداری- ولو کم- نداشته است. در چنین سطحی، فقر فراتر از جزئیات آماری به یک وضعیت ساختاری تبدیل شده است.

طی ۸ سال اخیر ۱۴۰۴-۱۳۹۷ نرخ فقر مطلق از حدود ۲۰ درصد به بالای ۴۰ درصد رسیده است و جمعیت زیر خط فقر مطلق بیش از دو برابر شده است؛ از حدود ۱۶ میلیون نفر به بالای ۳۴ میلیون نفر.

طی این ۸ سال دو جهش در نرخ فقر رخ داده است؛ اولی در سال‌ها ۹۸-۱۳۹۷ و دومی در سال‌های ۰۴-۱۴۰۳. در جهش اول حدود ۱۰ واحد به نرخ فقر اضافه شد و در جهش دوم برآوردها نشان می‌دهد که حداقل ۱۰ واحد دیگر به نرخ فقر اضافه می‌شود. نکتۀ مهم این است که جهش قبلی بعد از یک ثبات نسبی ۹-۸ ساله در نرخ فقر رخ داد؛ اما این بار در یک فاصلۀ ۵-۴ ساله این جهش رخ داده است.

اگر عدد اعلامی سرانۀ خط فقر مطلق از سوی دولت مبنا باشد (ماهانه ۶ میلیون و ۱۲۸ هزار تومان برای هر نفر در سال ۱۴۰۳)، خط فقر مطلق در سال ۱۴۰۳ حتی با احتساب ضریب ۲.۸ برای یک خانوار ۴ نفره (این ضریب باتوجه به افزایش سهم مسکن در سبد هزینۀ خانوار، حد پایین برآوردی است) از خط فقر ۷۰ درصد میانۀ هزینه در این سال بالاتر قرار می‌گیرد؛ یعنی فقر عملاً به یک پدیدۀ عمومی تبدیل شده است. به‌عبارتی اگر حدود ۴۰ درصد زیر خط فقر هستند، بخش زیادی از دو دهک پنجم و ششم نیز در وضعیت آستانه‌ای قرار دارند و حتی اگر هیچ شوک جدیدی به اقتصاد وارد نشود، اگر این بخش نتواند دستکم به اندازۀ تورم، درآمدش را افزایش دهد، به زیر خط فقر می‌افتد. تورم سال جاری حدود ۶۰ درصد برآورد می‌شود و دهک‌های پایین‌تر تورم معیشتی بیشتری را هم تجربه می‌کنند. وضعیت بلندمدت شاخص‌های کلان اقتصادی موجب شده تا وضعیت دهک‌ها به‌سمت پایین فشرده شود به‌طوری‌که هزینۀ دهک‌های میانی بین ۱۵ تا ۳۰ درصد از آستانۀ فقر بیشتر است و بخش زیادی از این دو دهک در وضعیت بسیار شکننده‌ای قرار دارند.

این جمعیت آستانه‌ای می‌تواند تا مدتی خود را در این محدوده با تحمل انواعی از فشارها و جابجایی در اقلام سبد هزینه‌ای نگه دارد. نظام حمایتی در سطح خانواده و جامعه نیز می‌تواند تاحدی کمک کند، اما با توجه به رکودتورمی بلندمدت در اقتصاد و همچنین فاصلۀ کم این گروه‌ها از خط فقر و ضعف بنیۀ دارایی و پس‌انداز در این گروه‌ها این وضعیت نمی‌تواند تداوم زیادی داشته باشد. جامعه براساس ظرفیت‌ها و قابلیت‌هایی که دارد تاحدامکان به خودش پناه می‌برد و پناه می‌دهد، و در این زمینه اتفاقاً جامعۀ ایران پایداری‌هایی دارد، اما از جایی به بعد چه‌بسا بر سر خودش هم آوار می‌شود و بیشترین نمود آن در تشدید انواعی از مسائل اجتماعی است. تثبیت فقر در چنین دامنه‌ای از جمعیت تأثیر کمّی و کیفی جدی بر بافت و مناسبات و سازوکارهای اجتماع خواهد گذاشت و به ازجاکندگی کارکردی و به‌تعبیری به تغییرات رانشی و فرسایشی تدریجی نهادهای رسمی و غیررسمی منجر خواهد شد. تولید سوژگی‌های مبتنی‌بر بقا و استیصال و تقلای صرف برای معیشت، صرفاً یک تغییر اقتصادی نیست، بلکه تغییری عمیقاً فرهنگی، سیاسی، و اخلاقی است.

@Omidi_Reza
Forwarded from مدرسه دقیقه
📝 کارگاه تشخیص نمودار از خط مار
✨ مواجهه انتقادی با عدد و نمودار در روزنامه‌نگاریِ داده

«کارگاه تشخیص نمودار از خط مار»، یک کارگاه عملی و پروژه‌محور روزنامه‌نگاری داده است و از دو بخش آنلاین و حضوری تشکیل شده است. هدف از برگزاری این رویداد آن است که شرکت‌کنندگان پس از بررسی انتقادی نمونه‌هایی از به‌کارگیری عدد و نمودار در مطالب تحلیلی، در پروژه‌های خود به بهترین صورت از آن‌ها استفاده کنند.

در بخش نخست این رویداد (چهارشنبه ۱۹ آذر ساعت ۱۸:۰۰ تا ۲۱:۱۵) برای آمادگی بیشتر، کار با ابزارهای اکسل و پاورپوینت به صورت آنلاین معرفی و با انجام یک پروژه کوچک روزنامه‌نگاریِ داده تمرین خواهد شد (آشنایی قبلی با اکسل و پاورپوینت نیاز نیست).

در بخش دوم رویداد (پنجشنبه ۲۰ آذر از ساعت ۹:۳۰ تا ۱۷:۰۰) ابتدا نکاتی درباره چیستی روزنامه‌نگاریِ داده (Data Journalism) و ضرورت نگاه انتقادی در آن با بررسی نمونه‌هایی از ایران و جهان ارائه خواهد شد.

سپس شرکت‌کنندگان، طرح پروژه خود را توضیح می‌دهند و بازخورد اولیه‌ دریافت خواهند کرد و مشغول انجام آن خواهند شد. پس از ارائه اولیه طرح‌های شرکت‌کنندگان و دریافت بازخورد، شرکت‌کنندگان به صورت فردی یا گروهی مشغول انجام پروژه‌های خود می‌شوند و هر جا که نیاز دیدند نظر مشورتی دریافت می‌کنند.

در پایان کارگاه شرکت‌کنندگان یافته‌های خود را ارائه می‌دهند و بازخوردهایی برای توسعه و تکمیل آن در آینده دریافت می‌کنند.

🖥 برای اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام به لینک زیر مراجعه کنید:

☝ d-learn.ir/djwa


📱 بخش حضوری رویداد در نشانی زیر برگزار خواهد شد: بلوار کشاورز، خیابان کبکانیان، انتهای جعفری آذردابانلو، پلاک ۲۶ انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران

@dmag_ir @dlearn_ir
@tehran_association_journalists
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from گزارش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ماراتن کیش
حاشیه سازی برای یک رویداد بزرگ ملی


از بعدازظهر روز جمعه چهاردهم آذر که ماراتن کیش برگزار شد،شکل و نحوه برگزاری این رویداد بزرگ و پر مخاطب به دستاویزی برای حاشیه سازی ها، حمله‌های شخصی و منفعت‌طلبی های جناحی تبدیل شده است.
#ماراتن_کیش ،رویدادی که هر ساله برگزار می‌شود و به یکی از مهم‌ترین ماراتن‌های کشور تبدیل شده و می‌تواند قابلیت جذب توریست‌های خارجی‌ را هم داشته باشد بدون هیچ تغییر خاصی نسبت به سال‌های گذشته حالا محل بحث و اظهارنظرهای گوناگون شده
عمده‌ی واکنش‌ها و محتواهای تولید شده درباره‌ی ماراتن کیش به نحوه پوشش ورزشکاران زن رویداد برمی‌گردد. نگاهی به تصاویر و ویدئوهای این رویداد اما نشان می‌دهد که پوشش زنان این مسابقه مطابق با استانداردهای باقی مسابقات ایران است و هیچ تفاوتی میان پوشش زنان در این رویداد با مناطق دیگر ایران وجود ندارد.
ضمن اینکه این رویداد در دو قسمت مردانه و زنانه برگزار شده و ساعت شروع و پایان مسابقات زنان و مردان هم با هم متفاوت بوده
اگر تصاویر این مسابقه را با مسابقات سال‌های قبل آن هم مقایسه کنیم، می‌بینیم که امسال تفاوتی در پوشش زنان با سالها و دوره های قبل ایجاد نشده
Forwarded from مشق نو
📝📝📝بازاندیشی درباره یارانه‏‌ها

🔻🔻🔻یادداشتی از علی‌رضا علوی‌تبار منتشر شده در وب‌سایت #مشق_نو

📌نوشتار پیش رو چه می‌گوید؟

🖊علی‌رضا علوی‌تبار در این نوشتار می‌گوید که بحث یارانه‌ها در ایران معمولاً با ادعاهای متضاد و بدون زبان مشترک پیش می‌رود و همین آشفتگی فکری یا به بی‌عملی می‌انجامد یا به تصمیم‌های هیجانی و مخرب. به‌نظر او، هر توصیه سیاستی دو پایه دارد: یکی توصیفی–تبیینی (علمی) و دیگری ارزشی–هنجاری. که علم اقتصاد فقط می‌تواند توضیح دهد و پیش‌بینی کند، نه این‌که به‌تنهایی نسخه ارزشی بپیچد؛ بنابراین سیاست یارانه‌ای بدون شفاف‌سازی ارزش‌ها و چارچوب نظری، ناقص است

🖊علوی‌تبار می‌نویسد که از منظر اقتصاد خُرد، یارانه یعنی عرضه کالا با قیمتی پایین‌تر از قیمت بازار. پیامد روشن این کار، ایجاد «مازاد تقاضا»ست. او کالابرگ (کوپن)، سهمیه‌‏بندی و صف را از روش‏‌های متعارف برای مقابله با مازاد تقاضا می‌خواند و می‌‌گوید هر کس از تعیین قیمت پایین‌‏تر از قیمت بازار آزاد برای یک کالا دفاع می‌‏کند باید برای مقابله با مازاد تقاضای ناشی از آن هم طرحی‏ داشته باشد

🖊وی توضیح می‌دهد که آزادسازی قیمت‌ها فقط در بازارهای رقابتی موجه است. در اقتصاد ایران که بسیاری از بازارها مثل بنزین انحصاری‌اند سپردن قیمت به «بازار» عملاً به نفع فروشنده انحصاری تمام می‌شود و نیازمند مداخله تنظیم‌گرانه دولت است و نتیجه می‌گیرد که یارانه باید متناسب با هدف طراحی شود: گاه عمومی، گاه هدفمند. در مورد بنزین، نه تشویق مصرف موجه است و نه تداوم وضع موجود؛ اما جایگزین درست، پرداخت نقدی به افراد است، نه آزادسازی قیمت‌ها

🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید
mashghenow.com/?p=6337

#علیرضا_علوی_تبار #اقتصاد #یارانه

🔸نشانی تلگرام «مشق نو»:
t.me/mashghenowofficial
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📽 کلیپی از حضور مرحوم بهرام بیضایی در آران و بیدگل سال ۱۳۷۴

✓خبرگزاری آران و بیدگل - پرتو کویر
@parto_kavir
راه‌حل ترافیک تهران، حمل‌و‌نقل عمومی رایگان

همان‌طور که استمرار تورم و تحریم در طول سالیان باعث‌شده که استخوان‌بندی اقتصاد پوک شود، استمرار ترافیک و ناکامی سیاست‌های مهار آن‌هم باعث‌شده که پیکره حمل‌ونقل شهر و عادات آمدوشد شهروندان، با این بیماری سازگار شود. امید به بهبود وجود ندارد، کسی هم به‌دنبال درمان نیست. نتیجه این شده که حداقل ۱۰‌سال است در نظرسنجی‌ها، ترافیک و آلودگی هوا مهم‌ترین اولویت‌های شهروندان تهرانی اعلام می‌شود، اما هیچ تلاشی نتوانسته است گشایشی ایجاد کند. نه طرح ترافیک، نه زوج و فرد کردن، نه افزایش هزینه پارک حاشیه‌ای، نه اتوبان‌سازی‌ها و نه تبلیغات فرهنگی؛ هیچ‌یک نتوانسته‌اند وضعیت خودرومحور حاکم بر شهر و معابر آن را علاج کنند.

خودروگرایی توانسته است رویکردهای انسان‌محور را شکست دهد. طرح جامع حمل‌ونقل شهر تهران تجویز می‌کرد که در افق ۱۴۰۴ سهم حمل‌ونقل عمومی به سه‌چهارم کل سفرها برسد و خودروی شخصی در سقف ۲۵‌درصد مهار شود، اما این نسبت هم‌اکنون از ۵۵‌درصد فراتر رفته‌است و با درنظرگرفتن سهم تاکسی‌های اینترنتی، این عدد در محدوده ۶۵ تا ۷۰‌درصد برآورد می‌شود. بدین‌سان نه فقط در هدف‌گذاری کاملا برعکس عمل کرده‌ایم، بلکه همچنان در مسیر معکوس حرکت می‌کنیم: حجم خودروها مدام بیشتر می‌شود، ناوگان حمل‌ونقل عمومی مدام رو به کاهش و فرسایش است.

ترافیک تهران نیازمند شوک است. اگر همین روند بی‌تصمیمی و ناتوانی مدیریت شهری از توقف روند فزاینده میل و عادت به استفاده از خودروی شخصی ادامه یابد، زندگی روزمره در شهر از این هم سخت‌تر خواهدشد و شاید بیمار به آستانه غیر‌قابل‌بازگشت برسد و درمان بی‌اثر شود. این شوک فقط در صورتی می‌تواند بر وضعیت ناگوار ترافیک تهران موثر باشد که نظم موجود و معیوب عرضه و تقاضا را به‌هم بزند.

همچنین باید از ناکامی روش‌های سلبی گذشته درس بگیرد و دنبال حد و تنبیه نباشد. شاید در نگاه اول، راه‌حل‌های ساده و دست‌یافتنی همچون وضع عوارض، افزایش قیمت سوخت یا دیگر روش‌های افزایش هزینه استفاده از خودرو می‌توانست تهران را هم مانند تجربه برخی شهرهای هم‌تراز به‌تدریج از گره کور ترافیک خلاص کند، اما فارغ از محدودیت‌های زیرساختی که در سمت عرضه وجود دارد و چاره‌ای ندارد، کافی است به جنبه‌های اجتماعی و سیاسی موضوع برای چند لحظه بیندیشیم تا مطمئن شویم که این راه‌حل‌ها نه شدنی است و نه نتیجه‌بخش، پس چه باید کرد؟

باید به سراغ رایگان‌کردن حمل‌ونقل عمومی رفت؛ هرچند ممکن است از تصور آن‌هم شوکه شویم، اما این یک راه‌حل ناگزیر است. هیچ چاره دیگری نمی‌تواند نظم نامطلوب ترجیح خودروی شخصی بر مترو و اتوبوس را تغییر دهد.

فواید ترافیکی و اجتماعی این کار بسیار است و می‌توان مفصل از آن نوشت، اما جواب اقتصاد و بازار را چه باید داد؟ کاملا طبیعی است ما که بارها از دستکاری‌های قیمتی و سیاستگذاری رانتی ضربه خورده‌ایم، از این‌هم بترسیم که ‌بار مالی این ایده چقدر است و هزینه‌های آن از کجا قرار است تامین شود؟ شاید بتوان حتی فواید اجتماعی و ترافیکی چنین رویکردی را به تقریب اندازه‌گیری و ارزش‌گذاری کرد، اما آیا در طرف دیگر ترازو، هزینه‌های آن قابل‌توجیه است؟ می‌توان با جرات گفت؛ پاسخ مثبت است.


متن کامل مقاله علی پیرحسینلو درباره راه‌حل اجتماعی ترافیک در تهران را در این لینک مطالعه کنید.
Forwarded from بازاروما
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا دلارهای ایران برنگشت؟

به روایت مجیدرضا حریری

وزیر اقتصاد یک مملکت می‌گوید: شرکت‌های دولتی ارز را برنمی‌گردانند. خب تو باید دلارها را پس بگیری

ویدیوی کامل این گفتگو را در یوتیوب ببینید.

@bazaaroma
تهران
۱۳ دی ۱۴۰۴
۱۳ رجب ۱۴۴۷
رضا ریزوندی (۱ آبان ۱۳۷۷ - ۱۹ دی ۱۴۰۴)

در بوت‌کمپ تحلیل داده رهنماکالج دیدمش. متین و پرتلاش و کم‌توقع بود. مثل خیلی‌های دیگر از هم سن‌وسال‌هایش تلاش می‌کرد یاد بگیرد و زندگی‌اش را بسازد.

x.com/_aliyari/status/2016248183341379891?s=52

حکومت با هیچ توجیهی نمی‌تواند مسئولیت خود را در خون‌های ریخته شده و زندگی‌های از دست رفته به عهده نگیرد.

تهران ۸ بهمن ۱۴۰۴
⚫️ بیانیه میرحسین موسوی از حصر:
بازی به پایان رسید! تفنگ‌تان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید

بسم‌الله الرحمن الرحیم

▫️برگی سیاه بر تاریخ طولانی ملت ما افزوده شده است که ایران شبیه آن را به یاد ندارد. هرچه روزها می‌گذرند، ابعاد هول‌انگیز واقعه بیشتر نمایان می‌شود. خیانت و جنایتی بزرگ در حق مردم روی داده است. خانه‌ها عزادارند. کوچه‌ها عزادارند؛ شهرها و قصبه‌ها عزادارند. پس از سال‌ها تصاعدِ شدتِ سرکوب، این فاجعه‌ای است که تا دهه‌ها، بلکه سده‌ها، از آن یاد خواهد شد. و رودخانه‌ای از خونِ گرمِ محرومان که در دی‌ماه سرد بر زمین به جریان افتاد، تا مسیر تاریخ را تغییر ندهد، از جوشش باز نخواهد ایستاد.

▫️مردم به چه زبانی بگویند که این نظام را نمی‌خواهند و دروغ‌های‌تان را باور نمی‌کنند. دیگر بس است. بازی به پایان رسید. ستم‌ها دامن‌تان را گرفت و درختان زقومی که می‌کاشتید میوه آورد. آن زمان که علیه ملت خویش لباس رزم می‌پوشیدید، داشتید تیشه به ریشهٔ خویش می‌زدید. آن زمان که دلسوزان مردم را سر می‌کوبیدید و اجازهٔ کمترین سخنِ حقی در دفاع از حقوق انسان‌ها نمی‌دادید، داشتید برای مداخلهٔ خارجی فرش قرمز می‌انداختید. آن زمان که برای نشنیدن نصایح دلسوزان انگشت در گوش می‌گذاشتید، داشتید با جهالت، گران‌بهاترین فرصت‌های‌تان را از دست می‌دادید. نوبت شما هم آمد. از شما نیز جز داستانی باقی نماند؛ داستانی پر از خون و خشونت. دیگر بس است. نه شما راه‌حلی برای هیچ‌یک از بحران‌های کشور دارید و نه ملت چاره‌ای جز اعتراض مجدد تا رسیدن به نتیجه. و نخواهید توانست فاجعهٔ هجدهم و نوزدهم دی را تکرار کنید. این باری است که قوای نظامی و انتظامی دیر یا زود، و احتمالاً زود، از برداشتنش سر باز خواهند زد. تفنگ‌تان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید تا ملت، خود این سرزمین را به آزادی و آبادی برساند.

▫️مسیری که این همراهِ کوچکِ مردم برای این منظور پیشنهاد می‌کند، برگزاری رفراندوم قانون اساسی با تشکیل جبهه‌ای فراگیر، متشکل از همهٔ سلایق ملی، بر اساس سه اصلِ عدمِ مداخلهٔ خارجی، نفیِ استبدادِ داخلی و گذارِ دموکراتیکِ مسالمت‌آمیز است؛ زیرا استقرار صلح و امنیت پایدار و نجات کشور از شرِ استبدادِ حاکم، بر مبنای خواست و ارادهٔ ملت، تنها به دست مردم و بدون مداخلهٔ خارجی امکان دارد.

▫️خداوندا، فریادی را که بندگانِ مظلومت از صمیمِ ضمیر به درگاهت می‌آورند، بشنو و دعای‌شان را برای ایرانی آزاد و آباد اجابت کن. این تنها تسلیتی است که جان‌های داغدارِ مردم ما را آرام می‌کند. و آن زمان که زندانیان آزاد می‌شوند، اولین‌شان دینِ تو خواهد بود که از پسِ اسارتی طولانی در چنگِ دین‌فروشان، از نو لبخندِ محمدیِ خورشید را می‌بیند.
برای ایران و به‌ویژه نسلِ نوخاستهٔ آن، سربلندی و بهروزی آرزو می‌کنم.

میرحسین موسوی
۹ بهمن ۱۴۰۴

@kaleme
📌 در جستجوی قدرت تغییر؛
ضرورت احیای مشروعیت با بازگشت به خواسته‌‌های تاریخی مردم
و گریز از سقوط در چرخه خشونت با سازماندهی کنش‌های اعتراضی

تحلیلی درباره اعتراضات دی ۱۴۰۴، اعتراضات قبلی و آینده ایران

این تحلیل به تفصیل در چهار بخش ارائه شده است:

۱ – فرسایش اقتصادی بی‌سابقه
۲ – حرکت‌های اعتراضی، لحظات انقلابی و مسئله خشونت
۳ – جراحی‌‌های اقتصادی، فربه شدن الیگارشی و نشنیدن صدای اعتراض
۴ – نتیجه‌گیری و نکاتی درباره «چه باید کرد؟»

متن کامل تحلیل علیرضا کدیور درباره اعتراضات دی ۱۴۰۴ و جنبش‌های اعتراضی پیش از آن در تاریخ معاصر ایران را در وبسایت مجله دقیقه مطالعه کنید:

d-mag.ir/p23371


@dmag_ir
توافق‌گرایی سیاسی: بازنمایی استعارۀ اسب‌ها و گنجشک‌ها

طی یکی دو هفتۀ اخیر تعداد زیادی از استانداران و تقریباً تمامی مسئولان عالی اتاق بازرگانی در تهران و استان‌ها با کلیدواژه‌های یکسانی نظیر «جراحی سخت» و «تصمیم سخت» از سیاست ارزی دولت دفاع، و در قالب عبارت‌ها و جمله‌هایی تقریباً یکسان و گویی هماهنگ‌شده تأکید کرده‌اند که اگر این جراحی انجام نمی‌شد، مشکلات جدی‌تری پیش رو بود. نایب‌رییس اتاق بازرگانی ایران هم در نشست هیئت نمایندگان اتاق ایران در ۲۶ بهمن‌ماه گفته‌اند که حذف ارز ترجیحی پیشنهاد اتاق بازرگانی بوده است و امروز نیازمند بازنگری روحی در درون‌مان هستیم و باید با شعار «وفاق ملی» رییس‌جمهور همراهی کنیم. البته ایشان توضیح نداده‌اند که اگر سیاست و حتی زمان اجرای آن پیشنهاد اتاق بازرگانی بوده، پس چرا اعتراض از بازار شروع شد؟ آیا اعتراض هماهنگ‌شده‌ای بوده که از کنترل خارج شده، یا اینکه حتی اتاق بازرگانی هم نقش نمایندگی فراگیر ندارد و صرفاً منافع اقلیتی از بازاریان را تأمین می‌کند؟

در بحبوحۀ اعتراضات دی‌ماه نیز یکی از مقامات سابق دولتی که حال به‌عنوان یک واردکنندۀ کالاهای اساسی فعالیت دارد گفته است که حدود ۵ میلیون تن کالای اساسی در بنادر جنوبی دپو شده است و با قیمت‌های جدید به‌سرعت در حال ورود به بازار است، و در همان روز مسئولان گمرکی اظهار کرده‌اند که با اجرای سیاست جدید ارزی، روند ترخیص کالاهای اساسی شتاب گرفته و طی ۲۴ ساعت ۱۳۱ هزار تن کالای اساسی از گمرکات کشور ترخیص شده است.

شاید فاجعۀ اخیر به‌روشنی صحنۀ واقعی «توافق‌گرایی» در ساختار سیاسی ایران را نشان می‌دهد. توافق‌گرایی بیش از هر چیز بازنمایی رابطۀ اقتصادی «اسب‌ها و گنجشک‌ها» در فضای سیاسی است. در این استعارۀ اقتصادی، اسب‌ها باید بر سر منافع و امکانات به توافق برسند، و هر قد‌ر جو بیشتری د‌ریافت کنند،‌ احتمال اینکه اندکی جو نصیب گنجشک‌ها هم شود بیشتر می‌شود. از این منظر تاریخ معاصر ما پر است از توافق‌های مخرّبی که در مسیرهای موازی روزبه‌روز ظرفیت‌های دولت را تهی‌تر کرده و به‌سوی حکومت‌ناپذیری پیش برده‌اند.
@Omidi_Reza
Forwarded from شرق
🔻گزارش «شرق» از آنچه هجدهم دی در یکی از بیمارستان‌های خیریه‌ شرق تهران گذشت و تصویرش همه را شوکه کرد

🔺جزئیات پیکرهای پیچیده در پتو در بیمارستان «الغدیر»

👈نیلوفر حامدی

🔹انتشار تصاویری جدید از بیمارستان الغدیر اما، داغ هنوز تازه این روزها را تازه‌تر و آتش به‌جامانده بر قلب‌ها را شعله‌ورتر کرد. دوربین، قابی از بالا ثبت کرده است. همین هم سبب می‌شود که تصویر شکل‌گرفته در مقابل دیدگان بیننده، عمق داشته باشد؛ عمقی که هرچه بیشتر چشم می‌دوزد، بیشتر جان و روانش را درهم می‌شکند. در کنار چندین کارتن بسته‌بندی‌شده که در گوشه راست تصویر جا خوش کرده‌اند، پتوهای رنگارنگی نیز دیده می‌شود؛ سفید، صورتی، مشکی، آبی و قهوه‌ای.

🔹بیننده که چشمش را تیزتر کند، متوجه می‌شود که پتوها خالی نیستند. کمی بیشتر که دقت کند، بخشی از بدن انسان‌ها را هم می‌تواند در عکس بیابد؛ رها، تکیده و بیرون‌زده از پتو. تصویر را که بزرگ‌تر کند، دیگر همه‌چیز عیان می‌شود؛ پتوها پیکر انسان‌هایی را در بر خود گرفته‌اند. در عکس دیگر اما می‌توان حتی صورت یکی از این پیکرها را هم دید: «آیدا عقیلی»؛ دختری جوان که شاید هنوز «صورت عشق را بر سینه نفشرده بود». چنان آرام و روشن خفته که گویی جهان هنوز در تپش نفس‌های او جاری است.

🔹«حسین کرمانپور»، رئیس مرکز روابط‌عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت بهداشت، با ارائه آماری از تعداد مجروحانی که هجدهم دی‌ماه به این بیمارستان اعزام شده بودند، به «شرق» توضیح می‌دهد: «میدان الغدیر یکی از نقاط شلوغ شب‌ هجدهم دی‌ماه بود. به همین دلیل هم افراد زیادی را از آن نقطه به نزدیک‌ترین مرکز درمانی همان حوالی رساندند که طبعا مقصد می‌شود بیمارستان الغدیر. در نتیجه یک بیمارستان کوچک با موج عظیمی از مجروحان و فوتی‌ها روبه‌رو می‌شود. طبق گزارش‌های رسیده به ما، حدود 150 مجروح به این بیمارستان مراجعه می‌کنند و همچنین پیکر 36 نفر فوتی را به همین بیمارستان می‌رسانند. این در حالی است که سردخانه بیمارستان الغدیر تنها ظرفیت پنج فوتی را داشته است.»

🔹به گفته او، فوتی‌ها هم از آنجا به کهریزک منتقل می‌شدند: «با وجود این، الغدیر و کادر درمانش به سایر افراد که از مجروحان بوده‌اند خدمت‌رسانی می‌کنند؛ بنابراین، تصاویر منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی که از قضا بسیار هم دردناک است، دور از واقعیت نیست و صحت دارد. ضمن اینکه، ما تنها می‌توانیم نسبت به امورات فنی مداخله کنیم. مثلا اگر در آن شب این بیمارستان و کادر درمانش از ارائه خدمات درمانی به مردم ممانعت می‌کردند، ما باید ورود می‌کردیم».

🔹«همایون سامه‌یح نجف‌آبادی»، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی است. او هم اطلاعاتی درباره تصاویر هولناک منتشرشده از این بیمارستان ندارد: «هیچ جواب روشنی در این باره ندارم. جز اینکه بگویم نسبت به همه این ماجراها بسیار آزرده‌خاطرم، حرف دیگری نمی‌توانم بزنم. حتی امکان پیگیری این تصایر هم وجود نداشت. البته رئیس بیمارستان باید در چنین شرایطی حتما نسبت به اتفاقات رخ‌داده توضیحاتی ارائه می‌کرد».

🔹«شرق» برای بررسی دقیق‌تر آنچه در شب هجدهم دی گذشت، سراغ ریاست این بیمارستان هم رفت و در تماسی تلفنی با دفتر «ابراهیم ذاکر»، رئیس بیمارستان الغدیر، تلاش کرد تصویر دقیق‌تری از آن شب به دست آورد. همچنین در تماس‌های دیگری پیگیر گفت‌وگو با «محمدحسن عقلایی»، مدیریت بیمارستان و «محسن ولی‌زاده»، مسئول فنی بیمارستان شد. اما این تماس‌ها هم به جایی نرسید و توضیحی از این مسئولان شنیده نشد/ شرق

💢بیشتر بخوانید

@sharghdaily
sharghdaily.com
Audio
Mohammadreza Shajarian
فریاد

خانه‌ام آتش گرفته ست، آتشی جانسوز
هر طرف می‌سوزد این آتش،
پرده‌ها و فرش‌ها را، تارشان با پود.
من به هر سو می‌دوم گریان،
در لهیب آتش پر دود؛

وز میان خنده‌هایم، تلخ،
و خروش گریه‌‌ام، ناشاد،
از درون خسته‌ی سوزان،
می‌کنم فریاد! ای فریاد!

خانه ام آتش گرفته‌ست، آتشی بی‌رحم
همچنان می‌سوزد این آتش،
نقشهایی را که من بستم به خون دل،
بر سر و چشم در و دیوار،
در شب رسوای بی‌ساحل.

وای بر من، سوزد و سوزد
غنچه‌هایی را که پروردم بدشواری،
در دهان گود گلدان‌ها،
روزهای سخت بیماری.

از فراز بامهاشان، شاد
دشمنانم موذیانه خنده‌های فتحشان بر لب،
بر من آتش بجان ناظر.
در پناه این مشبک شب.

من به هر سو می‌دوم، گریان از این بیداد.
می‌کنم فریاد! ای فریاد! ای فریاد

وای بر من، همچنان می‌سوزد این آتش
آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان؛
و آنچه دارم منظر و ایوان.

من به دستان پر از تاول
اینطرف را می‌کنم خاموش،
وز لهیب آن روم از هوش؛

ز آن دگرسو شعله برخیزد، به گردش دود.
تا سحرگاهان، که می‌داند، که بودِ من شود نابود.

خفته‌اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر،
صبح از من مانده برجا مشتِ خاکستر؛

وای، آیا هیچ سر برمی‌کنند از خواب،
مهربان همسایگانم از پی امداد؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد.
می‌کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!

مهدی اخوان ثالث
شهریور ۱۳۳۳