Dr. Omid Zargari
568 subscribers
568 photos
46 videos
3 files
121 links
Download Telegram
با کمک شما مردم انساندوست، نیازمندی های اولیه ی بیمارستان ها تا حد قابل قبولی برطرف شده است.

اینک وقت آن است که به یاری آنانی بشتابیم که دغدغه ی نان دارند.

@dromidzargari
بیماران مبتلا به سوریازیس لطفا فایل زیر را مطالعه کنند.
👇🏼
Forwarded from اتچ بات
‍ "خاطره حکیمی"
سالی
نوروز

بی‌چلچله بی‌بنفشه می‌آید،
بی‌جنبشِ سردِ برگِ نارنج بر آب

بی گردشِ مُرغانه‌ی رنگین بر آینه.


سالی
نوروز

بی‌گندمِ سبز و سفره می‌آید،
بی‌پیغامِ خموشِ ماهی از تُنگِ بلور

بی‌رقصِ عفیفِ شعله در مردنگی.


سالی
نوروز

همراهِ به‌درکوبی‌ مردانی
سنگینی‌ بارِ سال‌هاشان بر دوش:

تا لاله‌ی سوخته به یاد آرد باز
نامِ ممنوع‌اش را

و تاقچه‌ی گناه
دیگر بار

با احساسِ کتاب‌های ممنوع
تقدیس شود.


در معبرِ قتلِ عام

شمع‌های خاطره افروخته خواهد شد.
دروازه‌های بسته

به‌ناگاه
فراز خواهد شد

دستانِ اشتیاق
از دریچه‌ها دراز خواهد شد

لبانِ فراموشی
به خنده باز خواهد شد

و بهار
در معبری از غریو

تا شهرِ خسته
پیش‌باز خواهد شد.


سالی

آری
بی‌گاهان

نوروز
چنین

آغاز خواهد شد.


نوروزِ ۱۳۵۶

شاملو
 
وقتی از پیش بینی عاجزی و به کارکرد دعا هم چندان امیدوار نیستی

این حکایت حال ماست در برابر این ویروس ملموس!
ویروس کرونای جدید از بسیاری جهات منحصر بفرد است. از سویی عجز انسان را به عنوان یک فرد به رخ او میکشد و از سویی دیگر تلنگری ست به تمام بشریت. 
شاید اولین باری ست که کنش یک انسان بعنوان جزیی از یک کل بهم پیوسته تا این حد در سرنوشت دیگری موثر است. از قضا نوع این کنش هم منحصربفرد است. در واقع نوعی بی کنشی ست! یعنی تنها کافی ست کاری نکنیم! جایی نرویم! دستی را نفشاریم!...

این ویروس باری دیگر نشان داد که سیاستمداران دنیا تا چه حد میتوانند خودخواه، ابله، کوته فکر(و یا همه ی اینها بعلاوه ی چیزهای دیگر یکجا!) باشند. ویروسی که آشکار ساخت که آنچه منحوس است رفتار سیاستمدارانی ست که برای حفظ قدرت به راحتی از جان آدمیان مایه می گذارند.

متاسفانه نمیشود کتمان کرد که روند رو به افول جهان از چند دهه ی قبل آغاز شده و در حقیقت دستاوردهای انساندوستانه ی بشریت که پس از جنگ جهانی بدست آمده بود یک به یک در حال از دست رفتن است. از سازمان مللی که به جز پوسته ای ناکارآمد چیزی از آن بجا نمانده است تا دموکراسی هایی که عقبگرد می کنند. آنگونه که می گویند از سال 1993 تاکنون، برای نخستین بار جمعیتی از جهان که در دموکراسی (که خود خالی از نقص نیست) زندگی می کنند به زیر پنجاه درصد سقوط کرده است. به عبارتی دیگر بیش از نیمی از مردم دنیا زیر سایه ی حکومتهای غیر دموکراتیک زندگی می کنند.

از حکومتها که بگذریم، هشدار بزرگتر را باید به خود بدهیم. بقول حراری(نقل به مضمون) همیشه اتفاقات بزرگ اینچنینی را در تاریخ میخواندیم اما حالا خود در دل تاریخ هستیم و زنده و مستقیم شاهد این اتفاقات.

با تمام اینها نباید بذر یاس کاشت. امیدوار باشیم که حکمرانان به جای موشک ماسک، به جای گازخردل اکسیژن و به جای مرگ زندگی بسازند و بشریت مهر را جایگزین کینه کند.🌹

نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس
ملالت علما هم ز علم بی عمل است
به چشم عقل در این رهگذار پر آشوب
جهان و کار جهان بی ثبات و بی محل است

دکتر امید زرگری، نوروز 99
@dromidzargari
🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥
🔥به بهانه ی بهاریه ۹۹....
داستان کوتاه ققنوس , نوشته ی
"Sylvia Townsend Warner"
قُقنوس ( به عربی ،"العنقاء" و به انگلیسی، Phoenix ) پرندهٔ مقدس افسانه ایست .
وی مرغی نادر و تنهاست و جفت و زایشی ندارد. اما هر هزار سال یک بار، بر توده‌ای بزرگ از هیزم بال می‌گشاید وآواز میخواند و چون از آواز خویش به وجد و اشتیاق آمد ، به  منقار خویش آتشی می‌افروزد و با سوختن در آتش تخمی از وی پدید می‌آید که بلافاصله آتش می‌گیرد و می‌سوزد و از خاکستر آن ققنوسی دیگر متولد می‌شود.
🔥ققنوس در اغلب فرهنگ‌ها نماد جاودانگی و عمر دگربار است. ققنوس پرنده‌ای است که پیام‌آور خودشکوفایی و توسعه‌ است.
🔥ققنوس نشانه برخاستن ار خرابیها و ویرانی هاست .

 🖋نیما یوشیج ، شعری به نام "ققنوس" دارد و
شفیعی کدکنی در شعری به "ققنوس"اشاره دارد
احمد شاملو، دفتر شعری با عنوان "ققنوس در باران" و محمود دولت‌آبادی، نویسندهٔ برجستهٔ معاصر، نمایشنامه‌ای به نام "ققنوس" دارد.
نام پنجمین کتاب از کتاب‌های هری پاتر ،  "هری پاتر و محفل ققنوس" است.

😷رشت.دکترحمیداخوین.۹۹/۱/۱. ایام کرونایی😷
# کرونا
#ققنوس

@HypnoseChannel

👇👇👇👇
🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥

🔥از سرفه ی کرونا.....تا سرفه ی ققنوس:
به بهانه ی بهاریه نوروز ۱۳۹۹

🖋خلاصه ای از داستان کوتاه "ققنوس..Phoenix" نوشتهٔ
"Sylvia Townsend Warner "

در کتاب "ققنوس" نوشتهٔ "سیلویاتاون‌سند وارنر" ققنوس از یک موجود افسانه‌ای به یک واقعیت تصویر شده و نماد هويّت و موجوديت یک ملت  است كه بازيچهٔ هوس‌ها و اميال افراد سودجو و منفعت طلب قرار می‌گيرد. 
 در این داستان کوتاه و تأثیرگذار ققنوس پرنده ای زیبا و اصیل باستانی مشرقی است که در منطقه‌ای در خاورمیانه زندگی می‌کند که به دست یک شخص سرمایه دار انگلیسی به اسم "آقای پالدرو " اسیر میشود و آن را در یک قفس زندانی و حبس میکند تا از نمایش دادن آن در باغ وحش  پول خوبی به جیب بزند، اما پس از مدتی وقتی میبیند ققنوس در قفس و اسارت برای مردم جذاب نیست نظر مردم را جلب نمی‌کند، به آخرین ترفند برای پول درآوردن از ققنوس ، یعنی وادار کردن او به خودسوزی و زایش دوباره از خاکستر روی می آورد..
اما مشكل اینجاست كه ققنوس تا هنگام پیری دست به این كار نمی‌زند. لذا تصمیم به پیر کردن ققنوس میگیرد.
جیره غذایی‌ ققنوس را نصف کرد و دگر باره هم نصف کرد. ققنوس لاغرتر میشد ولی فروغ چشم هایش کم سو نشد و پر و بالش هنوز براق بود.
بخاری قفس او را خاموش كردند، اما او برای مقابله با سرما در پرهای خویش باد می‌انداخت.
پرنده‌های ذاتاً تندمزاج و جنگجو را به قفس او انتقال دادند .آنها به ققنوس منقار می‌كوفتند و او را آزار و اذیت می‌كردند. ولی ققنوس آنقدر اجتماعی و نیك‌رفتار بود كه پرندگان دیگر پس از یك یا دو روز از خصومت و عداوت با او دست می‌شستند.
بعد از آن آقای پالدرو از گربه‌های خیابان‌گرد استفاده كرد. آنها دیگر با رفتار خوش، از میدان به در نمی‌شد. اما ققنوس به سرعت بر بالای سرشان می‌رفت و بالها‌‌ی زرین خود را در صورت آنها برهم می‌كوفت و آنها را می‌ترساند.
تا اینکه آقای پالدرو دركتابی خواند که خاورمیانه آب و هوایی خشك دارد. پس ققنوس را به قفسی کوچک انتقال داده شد که در قفس آن آب پاشی کار گذاشته شده بود.هر شب آب پاش به کار می افتاد و ققنوس به "سرفه"!!!! افتاد.
علاوه بر آن هر روز او را مورد ریشخند و تمسخر قرار می‌داد و با او بدرفتاری می‌كرد.
هنگامی‌ كه "بهار"!!! فرا رسید ، او پنداشت که «ققنوس رو به زوال نهاده است و روز موعود فرا رسیده است.
دسته‌ های پاكیزه از تركه‌ها و چوب‌تراشه‌هایی معطر به داخل قفس پرتاب شدند.
لرزشی در شهپرهای ققنوس افتاد. سرش را از طرفی به طرف دیگر چرخاند. با خستگی و فرسودگی تراشه‌ها و تركه‌ها را جابجا كرد.
ققنوس روی تلّ چوبهایی كه بسان هیزم به آتش كشیدن جسد بود نشست، چونان كه به خواب آرمیده است.
و لحظه ای بعد ناگهان ققنوس و لانه‌اش شعله‌ور گشت. شراره‌ها به بالا زبانه كشیدند و به هرسو گستردند.
ظرف ،چند دقیقه همه چیز به خاكستر مبدل شد و چند هزار نفر از جمله آقای پالدرو در حریق جان باختند.....
اما درنهایت پس از تحمل سختی و ظلم بسیار، ققنوس همچون یک ملّت تحت ظلم و استبداد قیام می‌کند و تمامی کسانی را که مسبب رنج او شده‌اند در آتش خود می‌سوزاند و دوباره از نو آزاد متولد می‌شود.
🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥

😷"رشت.دکتر حمید اخوین.۹۹/۱/۱.ایام کرونایی"😷
#سرفه
#بهار
#کرونا
# ققنوس

@HypnoseChannel
پیشنهاد فیلم
پیشنهاد فیلم: جزیره ی سگ ها

فیلم داستانی خیالی ست که در دیستوپیایی فرضی در ژاپن آینده رخ میدهد. ماجرای حکمرانی که دشمنانش را به روشهای مختلف از سر راه بر می دارد.

فیلم سرشار از طنزی اندرسونی ست (البته نه به اندازه ی هتل بوداپست) و با یک بار دیدن نمیتوان تمام ظرافت های آن را دریافت.
بانمک آن که اندرسون برای پارس سگ ها که صداپیشگان آنها اغلب همان یاران همیشگی کارگردان هستند (ادوارد نورتون، جف گلد بلوم، تیلدا سوینتون و ...) کلام گذاشته است اما هرجا به ژاپنی حرفی زده می شود تعمدا آن را بدون ترجمه رها می کند.

وجه تمایز اصلی فیلم از دید من، طراحی صحنه است. اندرسون زشتی های جهان (خرابه های نیروگاه اتمی، زباله دانی ها و ...)را به زیبایی به تصویر می کشد! و در هر فرصتی آن ها را در کنار نقاشی های سحرانگیز ژاپنی قرار میدهد تا مدام به ما یادآور شود که چه بر سر زمین آورده ایم.

در هر حال، اگر به سگ ها، استاپ موشن و وس اندرسون علاقه دارید از این فیلم لذت خواهید برد. درغیر این صورت طرفش هم نروید!

@dromidzargari
با توجه به تعطیلی مطب و لزوم در خانه ماندن، چنانچه مشکل حادی در زمینه ی بیماری های پوست داشتید، از ساعت هشت تا نه شب از طریق سایت زیر در خدمت بیماران خواهم بود:
Sbm24.com
پیشنهاد فیلم: یک فیلم قدیمی؛ ماجرای نوجوانی در شهری کوچک که نهایتا مهندس ناسا می شود...
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎵 ☘ 🌺 🌸 🌼 🎵
"ر"...مثل رستاخیز.....
"ر"...مثل رنسانس...روشنگری...روشن نگری
"ر"...مثل رستگاری...
"ر"...مثل رقص....

روز غلبه نهایی بر کرونا ، روز رستاخیز به معنی ایستادن و رقصیدن ، جشن رستگاری و روشنگری ( رنسانس) است..
در آن روز ...که امید می رود در همین بهار باشد....همه با هم خواهیم رقصید.
با بهترین موسیقی...سمفونی نهم بتهوون....
سمفونی نهم برجسته ترین اثری است که برای همدلی و یگانگی انسانها ساخته شده است و از اولین سمفونی هایی است که در آن از صدای انسان استفاده شده است..

😷رشت.دکترحمیداخوین.۹۹/۱/۱۰.ایام کرونایی😷

#کرونا
#رستاخیز
#رنسانس
#رستگاری
#سمفونی_نهم_بتهوون

@HypnoseChannel
🎵 ☘ 🌺 🌸 🌼 🎵

"ر"...مثل رستاخیز
"ر"...مثل رنسانس...روشنگری...روشن نگری
"ر"... مثل رستگاری...
"ر"... مثل رقص....


🖋رستاخیز ... Judgment Day
این لغت در اصل "راست خیز" بوده یعنی ایستاده
روز رستاخیز را روز "قیامت" نیز گویند که ترجمه عربی همان معنی است. روز قیام یعنی راست ایستادن.
این روز را روز حساب یا داوری نهایی  " Last Judgment" هم نامیده می‌شود و از باورهای اساسی ادیان ابراهیمی است . در این روز، انسان حتی نزدیک ترین نزدیکانش را نه فقط فراموش کرده، بلکه ازآنها فرار می کند.!! و از وحشت از تمام پیوندها و علائقش جدا می شود.!

🖋رنسانس...Renaissance یا دورهٔ نوزایی   یا دوره تجدید حیات، جنبش فرهنگیِ مهمی بود که آغازگر دورانی از انقلاب علمی و اصلاحات مذهبی و پیشرفت هنری در اروپا شد. رنسانس، به عصر روشنگری در اروپا انجامید و پایه‌های اقتصادی، سیاسی، هنری و علمی تمدن‌های کنونیِ غرب را بنا نهاد.
رنسانس به معنی روشنگری یا روشن‌نگری ، خروج آدمی است از نابالغیِ به تقصیرِ خویشتنِ خود....
و نابالغی ناتوانی در به کار گرفتن فهم خویشتن است بدون هدایت دیگری و دوران آزادی انسان ازجهل خود خواسته

🖋رستگاری‌...Salvation
رستگاری به معنای آزادی و رهایی و نجات و خلاصی است و در دین به معنی نجات از گناه...
رستگاری به معنی رهایی از قدرت گناه است و رستگاری تحقق برتری خداوند بر تباهی‌های پدید آمده از گناه ، بیماری و مرگ است .
به آن عمل خداوند گفته می‌شود که برای بازگرداندن انسان به موقعیت اولی اش انجام گرفته است؛ موقعیتی که از آن به سبب گناه آدم هبوط کرده‌است.
 افراد رستگار و خوشبخت، موانع را از سر راه خود برمی‏دارند و راه را برای رسیدن به مقاصد هموار می‏سازند و پیش می‏روند.
فلاح در قرآن كريم، به معنای رستگاری و نجات از تنگناها و نيز حيات جاودانه در نعمت و خير، ذكر شده است. فلاح دنيوی در غنا و عزت ظهور پيدا می‎كند و فلاح اخروی در بقای بدون فنا، غنای بدون فقر، عزت بدون ذلت و علم بدون جهل تجلی می‎يابد

🖌کرونا، "اشراط الساعه"(۱) روز محشر نیست ولی برای پزشکان و پرستاران روز رستاخیز به معنی ایستادن و قیام کردن در مقابل تهدید جدی کرونا برعلبه جان مردم بود.
و برای مردم هم رستاخیز به معنای روز قضاوت ..
کرونا این فرصت را به پزشکان و پرستاران داد تا فقط بر مبنای حضور خودخواسته و شریفانه و شجاعانه ی خودشان در خط مقدم نبرد با کرونا و حفاظت و حمایت از بیماران مورد قضاوت قرار گیرند و سربلند بیرون بیایند....

🖍کرونا ، رنسانس پزشکی بود در ایران....
پزشکان جدای از حضور فیزیکی در خط مقدم ، با هر ابزار ارتباطی موجود بویژه امکانات فضای مجازی، نه تنها مرجع اصلی اطلاع رسانی به مردم شدند ، بلکه در برقراری ارتباطات موثر گروه های مختلف پزشکی و انتقال تجارب علمی برای فائق شدن بر این بیماری عملکردی عالی داشتند.
تلاش گروه های مختلف پزشکی چه با حضور در خط مقدم درمان و چه در فضای مجازی ، تلاشی بی نظیر در حفظ جان انسانها بود.
ایام کرونا ، ایام روشن نگری برای خود جامعه پزشکی در پی بردن به ارزش کار گروهی و پیوند ناگسستنی پزشکان و پرستاران و کلیه کادر پزشکی در جهت نیل به پیروزی بر بیماری بود.

🖋ایام کرونا ، ایام رستگاری پزشکان و پرستاران نیز بود.
ایام نجات از تنگناها ، غلبه بر بیماری و مرگ ، رهایی از لذت و کسب عزت و برتری علم بر جهل.
و شاهد این رستگاری ، ابتلا به بیماری و شهادت پزشکان و پرستاران در این جنگ نابرابر ...
شک ندارم که آخرین کلام ایشان در آخرین نفس های زندگی آن هم در میدان نبرد ، «فزت و ربّ الکعبه» بوده است.
تردیدی ندارم رقص ایشان در خط مقدم این کار ، رقص شعف این رستگاری بوده است...
رقص تجسم عمودی یک نیاز افقی است...
بهار رستاخیز طبیعت است و برآمدن گل ها و سبزه ها رقص طبیعت ....
روز غلبه نهایی بر کرونا ، روز رستاخیز به معنی ایستادن و رقصیدن ، جشن رستگاری و روشنگری ( رنسانس) خواهد بود.
در آن روز...که امید می رود در همین بهار باشد.... همه با هم خواهیم رقصید...
با بهترین موسیقی.....سمفونی نهم بتهوون...
سمفونی نهم برجسته ترین اثری ست که برای همدلی و یگانگی انسانها ساخته شده است و از اولین سمفونی هایی است که درآن از صدای انسان استفاده شده است.

"کنون هرچه دارید کز کردگار
بود رستگاری به روز شمار
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خوشنود باشی و ما رستگار"

📌پانوشت:
۱/ اشراط الساعه ، اصطلاحی حدیثی و روایی بوده و بر مجموعه حوادثی اطلاق میشود که پیش از واقعه عظیم قیامت روی خواهد داد.
اشراط در لغت جمع شّرّط به معنای علامت و الساعه به معنای فرصت اندک از شب و روز ( ساعت)

۲/ "ر"...مثل رشت !

😷رشت.دکترحمیداخوین.۹۹/۱/۱۰.ایام کرونایی😷
#کرونا
#رستاخیز
#رنسانس
#رستگاری
#سمفونی_نهم_بتهوون
@HypnoseChannel
جهان پس از کرونا

در اپیدمی طاعون در سال ۱۶۶۶ میلادی روزانه تنها هزار نفر در لندن جان میباختند. تعجبی ندارد اگر آن هنگام انگلیسی ها تصور میکردند که آخرالزمان فرا رسیده است. در میانه ی آن وحشت ناشی از طاعون، یکی از بزرگترین چالش های سیاسی انگلستان هم در جریان بود. از سویی درگیر دومین جنگ خود با هلندی ها بودند (Anglo-Dutch war) و از سویی هنوز اثرات سایه ی ماجرای اولیور کرامول بر آسمان سیاسی انگلیس سنگینی می کرد. در همان گیر و دار پادشاه (چارلز دوم) دستور داد تا جسد کرامول را که چند سال پیش درگذشته بود از قبر بیرون آورند، گردن بزنند و سر بریده اش را از تالار وستمینیستر طاعون زده آویزان کنند. اما پادشاه کار دیگری هم کرد؛ دانشمندان را گرد آورد و از آنها چاره ای برای کنترل طاعون خواست. فاصله گذاری اجتماعی (Social distancing) چیزی بود که به پیشنهاد همین دانشمندان انجام شد و در نهایت به کنترل طاعون انجامید.

اینک پس از گذشت چند قرن، بوریس جانسون و برخی دیگر از سیاستمداران ایمنی گله ای را پیشنهاد می کنند! (چرا که معتقدند اقتصاد را نباید فدای جان مشتی پیرمرد و پیرزن کرد).

من نه اپیدمیولوژیست هستم، نه ایمیونولوژیست، نه ویروس شناس. با این همه طبیبم! و میدانم ایمنی گله ای چاره ی کار نیست. این که بنشینیم و بگذاریم درصد زیادی از مردم مبتلا شوند و ایمنی کسب کنند تا بیماری کنترل شود دیگر اسمش کنترل بیماری نیست، بلکه به معنی مرگ تعداد زیادی انسان است. پیر و جوان فرق نمی کند.

آن چه بیشتر از ویروس نگران کننده است این است که حضرات همه جای دنیا (از چند استثنا که بگذریم)کمابیش شبیه هم هستند و متاسفانه چند هفته ای طول کشید تا حکومت ها از خر شیطان پایین بیایند و از همان روش بقول خودشان قرون وسطایی استفاده کنند.

تردیدی نیست که جهان پس از کرونا جهان دیگری خواهد بود.

بلایا همیشه فرصتی هستند برای بازنگری. مکثی در جریان زندگی که میتواند به همدلی بیشتر همه ی انسانها و جهانی بهتر بیانجامد. اما متاسفانه گمان من این است که جهان پس از کرونا، جهان بدتری خواهد بود (بسیار خوشحال خواهم شد اگر اشتباه کنم).
حدس من آن است که همانطور که حکومت ها واقعه ی یازده سپتامبر را دستاویزی برای محدود کردن حقوق انسان ها قرار دادند، از پاندمی کرونا هم سو استفاده خواهند کرد. آتش دشمنی ها را شعله ور تر خواهند کرد، کنترل مردم را با استفاده از تکنولوژی های جدید بیشتر خواهند کرد و دیوار های مرز ها را بالاتر خواهند برد.

قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست
قومی دگر حواله به تقدیر می‌کنند
فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر
کاین کارخانه‌ایست که تغییر می‌کنند

@dromidzargari
سوفی و دخترانش: ایمان، عشق و امید

@dromidzargari
در جستجوی راهی برای رهایی؛ ایمان؟ عشق؟ امید؟

در کلیساهای ارتدکس تصویر سوفی مقدس(نماد حکمت الهی) همراه با سه دخترش دیده می شود: ایمان، امید و عشق. امپراطور رم (Emperor Hadrian) هر سه را ابتدا شکنجه کرد و سپس دستور داد سر از تنشان جدا کنند. سوفی سه روز بر مزارشان گریست و لابد بعد به حکمت (wisdom) دست یافت.

در این تعطیلات کرونایی جلد دوم «در جستجو» را تمام کردیم و بعد فکر کردیم خواندن جلد سوم را بگذاریم انشالا برای ویروس بعدی!

عجالتا بجای یافتن زمان از دست رفته باید در جستجوی راهی برای برون رفت از این «روزگار ظلمت» باشیم. این بود که به سراغ دختران سوفی مقدس رفتیم. از میان آن سه به ایمان (باور)چندان دلخوش نیستم. هرچند باور داروی بسیار موثریست اما کارکرد خودش را بتدریج از دست داده است. تصور میکنیم دیگر وقت آن شده که به جای اعتقاد(belief)، عقیده (opinion)را جایگزین کنیم. عشق ممکن است راه نجات باشد اما عملی نیست! میماند امید! تکلیف ما با امید هنوز چندان روشن نیست.

از سویی بقول هانا ارنت، روزگاری ست که در آن هرگونه امیدی ناموجه می نماید. و از سویی دیگر مگر میشود بدون امید زندگی کرد؟ بقول فیلسوفی بدون امید حتی نمیتوان زندگی نکرد!! به این معنا که حتی پایان دادن به زندگی از طریق خودکشی بطور ضمنی با امید به پایان دادن رنج ها صورت می پذیرد.

امید و تردید:

ما اگر جای سوفی بودیم پسری به اسم تردید هم بدنیا می آوردیم! در واقع این «امکان» وقوع است که ما را به حرکت در می آورد نه قطعیت. و امکان با تردید آمیخته است. در واقع این امکان هم امید می اورد هم یاس. امکان موفقیت، امید و شجاعت بدنبال دارد و امکان شکست، تردید و نومیدی.

امید، بطور غیر مستقیم با تصمیم بر گزینش مرتبط است. برای انتخاب یک مسیر، بی امید نمی توان گام برداشت. با این تعبیر، امید شجاعت به همراه می آورد. در عین حال چون اغلب انتخاب ها با تردید همراه هستند، دلشوره هم همراه می آید. چرا که امید مسئولیت می آورد و مسئولیت دلهره بدنبال دارد.

ترس از شکست در ذات هر انتخابی هست حتی اگر آن را نادیده بگیریم. اما آنچه امید را می خشکاند نه شکست های مکرر که امیدهای عبث است. انتظارات واهی که اغلب در زمینه ی درک نادرست از شرایط حاصل می شود چیزیست که در نهایت به سرخوردگی و انفعال منجر می شود. به عبارتی منشا نومیدی، امید واهی ست. حکمرانان امروز به مردم امید واهی میدهند(چون وعده ی کلیدی برای تمام قفل ها). به بیانی دیگر، حکومتها امید ملتها را به میل خویش و در مسیری که خود میخواهند هدایت میکنند....

امید بن مایه ی اصلی در فیلم رستگاری در شاوشنک است...اما حرف اساسی فیلم شاید جای دیگریست. آنجا که اندی خطاب به رد می گوید: «در نهایت انتخاب ساده ای پیش روی ماست:
get busy living یا get busy dying».

@dromidzargari